هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه میان حمایت سازمانی ادراک شده و خلاقیت کارکنان با توجه به نقش میانجی تاب آوری بود. پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه کارکنان اداره کل جهاد کشاورزی خراسان جنوبی که 108 نفر از کارکنان با کمک نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند، بودند. پرسشنامه های پژوهش شامل پرسشنامه حمایت سازمانی ادراک شده آلن و همکاران (2008)، خلاقیت کارکنان لیندی اسمیت (2010) و تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) بود. نتایج پژوهش نشان دهنده رابطه مثبت و معنادار حمایت سازمانی ادراک شده و خلاقیت کارکنان به میزان 36/0، رابطه مثبت و معنادار حمایت سازمانی ادراک شده و تاب آوری کارکنان به میزان 53/0 و همچنین، رابطه مثبت و معنادار تاب آوری و خلاقیت کارکنان به میزان 25/0 در سطح معناداری 95 درصد بود. در نهایت با تایید رابطه میانجی گری جزئی تاب آوری و با توجه به نتایج، جهت افزایش حمایت سازمانی اداراک شده توسط کارکنان اصلاح سیستم پاداش و تنبیه، برگزاری مسابقات کارمند برتر یا مراسم گرامیداشت کارکنان و اعضای خانواده به دلیل موفقیت در مسابقات ورزشی یا میادین علمی، اعطای وام های مختلف مسکن یا دانشجویی، افزایش امنیت شغلی مانند داشتن مرخصی های اضطراری یا داشتن شرایط ادامه تحصیل و حتی توجه به رفاه و سلامتی، داشتن سرویس ایاب و ذهاب، کارت های تخفیف و قرارداد با سازمان های درمانی و ورزشی پیشنهاد می گردد.
سیاست های حافظه با به کارگیری از حافظه فرهنگی بدست می آیند و در جهت یادآوری به کار گرفته می شوند. سمبل ها، یادبودها، جشن ها، نقاشی های دیواری، پوسترها و عزاداری ها و نوشته ها را حافظه فرهنگی می نامند که به بازسازی حافظه ای کمک می کند. ابژه ها و فضاهای عمومی این پتانسیل را در خود دارند تا سیاست های حافظه را بازسازی کنند و در نتیجه برای یادآوری های جمعی به کار بسته می شوند؛ لیک، در این فرآیند روایت بخش هایی از گذشته تاریخی حذف می شود. این گونه دستکاری در یادآوری گذشته منجر به فراموشی جمعی می شود. در زمان حاکمیت پهلوی و همچنین دولت های پسا انقلابی در ایران، اصرار جهت یادآوری گزینشی از تاریخ به آفرینش وسواس های حافظه ای انجامیده است. یادآوری جمعی حاکی از فراموشی جمعی نیز هست. فراموشی استقرار یافته در روایت از گذشته تاریخی میان معنی و هویت سازی شکاف ایجاد می کند و کنشگران اجتماعی را در مواجهه با دولت به چالش می کشد. این امر توانایی ایشان را در روایت از خود ملی زائل و جامعه را مبتلا به ترومای فرهنگی می کند.
هدف این مقاله مطالعه میان تحولات رخ داده در نسبت امر قدسی و اخلاق در جامعه ایران پس انقلاب است. نتایج این پژوهش نشان می دهد حکومت ایران پس از پیروزی انقلاب، مبادرت به سیاستگذاری گسترده در حوزه قدسی سازی مکان و زمان و عمومی سازی دین نموده است. جامعه گاه با این سیاستگذاری «همراهی» نموده، گاه در برابر آن «مقاومت» کرده و گاه اشکال جدیدی از دینداری را «ابداع» نموده است. لذا دشوار بتوان از سکولار شدن جامعه ایران، به معنای رفتن دین به عرصه خصوصی سخن گفت. آنچه بیشتر رخ داده، تغییر شکل دینداری بوده است. از سوی دیگر شواهد پژوهشی نشان می دهد که جامعه ایران با بحران سرمایه و اعتماد اجتماعی روبه رو است و در وضعیت «آنومی» قرار دارد. رابطه دین و اخلاق از هم گسسته شده و اقتدار اجتماعی دین در جامعه کاهش یافته است. نتیحه عمومی سازی، کمرنگ شدن تمایز قدسی و عرفی است. قدسی تقدس زدایی شده محصول چنین شرایطی است. قدسی ای که در جامعه حضور دارد، اما حریم و حرمت ندارد و لذا از ایجاد همبستگی در جامعه ناتوان است. به همین اعتبار می توان گفت سیاستگذاری، در اخلاقی تر کردن حیات اجتماعی به شکست انجامیده است.
پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل فردی، اجتماعی، فرهنگی و مدیریتی موثر بر میزان مشارکت در ورزش های همگانی، مورد مطالعه؛ جوانان شهر خلخال انجام شد. این پژوهش به روش پیمایشی انجام شد و در جهت ارتقا روایی سنجه های پرسشنامه از اعتبار صوری استفاده شد و قابلیت اعتماد نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ که برای کلیه متغیرها بالاتر از 70/0 به دست آمد. جامعه آماری این تحقیق را جوانان 29-15 ساله شهر خلخال تشکیل می دهند حجم جمعیت آماری طبق آمار اداره ثبت احوال 22636 نفر است که از بین آن ها با استفاده از فرمول کوکران تعداد 380 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب گردید. یافته های پژوهش نشانگر این بودند که متغیرهای مستقل احساس امنیت، حقوق شهروندی، حمایت اجتماعی، رسانه های جمعی، سرمایه فرهنگی و سرمایه اجتماعی بر متغیر وابسته مشارکت در ورزش های همگانی تاثیر معنی داری دارند.
یکی از اطلاعات مورد نیاز گردشگران جهت سفر به مناطق کوهستانی، شرایط اقلیمی مقصد می باشد. غالب گردشگران برای انتخاب مقصد سفر، وضعیت اقلیمی منطقه را مورد توجه قرار می دهند. جهت بررسی تأثیر عناصر اقلیمی بر روی شرایط آسایش حرارتی انسان نیاز است که از شاخص های آسایش انسانی استفاده شود. در مناطق کوهستانی متغیرهای اقلیمی نظیر دما، رطوبت، باد، ساعات آفتابی و بارندگی با هم شرایطی را از نظر اقلیمی ایجاد می کند که گردشگری را به طور گسترده تحت تاثیر قرار می دهد. مطالعه این شرایط می تواند توانایی تصمیم گیری قابل اعتمادی برای گردشگران فراهم کند. داده های استفاده شده در این مطالعه شامل داده های روزانه مربوط به میانگین دمای روزانه، بارندگی، سرعت باد، ساعات آفتابی، فشار بخار آب، رطوبت نسبی می باشد که از ایستگاه هواشناسی استان ایلام برداشت گردیده است. جهت تحلیل داده ها، ابتدا ماه ها به سه دهه تقسیم بندی شده و سپس با در نظر گرفتن شاخص های آسایش اقلیمی و روش pmv تقویم اقلیم توریستی برای این ایستگاه تهیه و تنظیم شده است. یافته ها نشان می دهد که محدوده آسایش اقلیمی در ایستگاه ایلام با در نظر گرفتن پارامترهای اقلیمی مورد مطالعه به جز رطوبت نسبی شامل ماه های ژوئن، ژولای، آگوست و سپتامبر است که در این ماه ها بهترین شرایط برای گردشگران در شهر ایلام مهیا می باشد.
از بین بلایای جوی، موج های گرمایی مهمترین بلایای جوّی بوده و بررسی میزان مرگ و میر سالانه ناشی از مخاطرات اقلیمی نشان می دهد که امواج گرمایی باعث بیشترین میزان مرگ و میر نسبت به دیگر رخدادهای اقلیمی می شوند. در این پژوهش مبنای محاسبات برای شناسایی امواج گرمایی ایران داده های شبکه بندی شده دماهای بیشینه ایستگاه های همدید و اقلیمی ایران می باشد که در دوره (1390-1360) برای هر روز اوضاع اقلیمی کشور را روی 7187 یاخته مشخص می سازد. در ادامه پس از برنامه نویسی در نرم افزار Mat lab روزهایی که ضریب انحراف معیار آنها بالاتر از 2 بود و حداقل 2 روز تداوم داشت توسط این برنامه از ماتریس دمای بیشینه ایران جدا و بنام امواج گرمایی ایران معرفی گردید. سپس امواج چهار روزه که گستردگی و فراوانی بیشتری داشت انتخاب و مورد تحلیل قرار گرفت. جهت مطالعه همدید موج های گرمایی از روش روز نماینده استفاده شد.کم فشار عربستان و کم فشار پاکستان مهمترین سامانه های رخداد این موج گرما بوده اند. در زمان رخداد این امواج پایداری شدیدی بر ایران حاکم است و در سطح زمین کم فشار و در سطح بالای جو پرفشار حاکم می باشد.
ارائه اطلاعات مرتبط با کیفیت سود سبب واکنش سرمایه گذاران می گردد و کیفیت بالای سود به دلیل کاهش ریسک برای سهامداران در پایداری مالی مؤثر است. هدف این پژوهش بررسی رابطه بین کیفیت سود و استرس مالی با توجه به نقش تعدیل گر دانش مالی اعضای هیات مدیره می باشد. اطلاعات موردنیاز این پژوهش برگرفته از صورت های مالی 168 شرکت در بازه زمانی 1397-1390 می باشد. پژوهش حاضر، ازنظر هدف کاربردی؛ و ازنظر ماهیت و محتوا از نوع همبستگی است. برای آزمون وجود رابطه بین متغیرها و معنادار بودن مدل برآورده شده از روش رگرسیون چندگانه مبتنی بر تحلیل داده های تابلویی (پانل دیتا) استفاده شد. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان داد که بین کیفیت سود و استرس مالی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه منفی و معناداری وجود دارد و دانش مالی اعضای هیئت مدیره بر رابطه بین کیفیت سود و استرس مالی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تأثیر دارد.
روایات بسیاری در حوزه سلامت از اهل بیت علیهم السلام رسیده است. شماری از این احادیث به رویارویی با بیماری های واگیردار، اختصاص دارد. در روزگار معصومان علیهم السلام، رعایت این دستورات، موجب پیشگیری از بیماری شده و یا درمان مریض را در پی داشت. شاید نتوان گزاره های مطرح شده در این روایات را به عنوان راه پیشگیری امروزین، برشمرد؛ زیرا چه بسا ویروس های آن روز و شرایط مخاطبان معصومان علیهم السلام با امروز تفاوتی کرده که گزاره های پیشین، عینا پاسخگوی بیماری های امروزین نباشد. با این حال، می توان از چنین احادیثی به عنوان فرضیه های پیشگیری بهره گرفت و با آزمایش، شرایط کارآیی آن را تعیین کرد. حتّی روایات ضعیف این حوزه از دانش نیز قابل راستی آزمایی در آزمایشگاه های پزشکی و با روش های مدرن است. امروزه روشن شده که وجود بیماری های خاص، احتمال ابتلا به برخی از ویروس ها از جمله کرونا را افزایش می دهد. در روایات، گزاره هایی برای پیشگیری یا درمان چنین امراضی نیز وجود دارد. این گزاره ها هم نیازمند بررسی های آزمایشگاهی است. آشنایی با این گزاره ها، راه بررسی های بیشتر در زمینه مبارزه با بیماری را باز می کند...
تفأل به مثابه ی ابزاری برای پیش بینی و آگاهی از رویدادها و یا امور مخفی پیش رو، از دیرباز میان جوامع انسانی مرسوم بوده است. دیوان حافظ شیرازی، افزون بر جنبه های ذوقی، هنری و ادبی، دارای جنبه ی تفألی در میان طبقات اجتماعی نیز بوده است. بُعد تفألی آن در میان طبقه ی حاکمیّت، از موضوعات قابل درنگ است که بررسی آن می تواند انگیزه های دست اندرکاران و کنشگران عالم سیاست به تفأل با شعر حافظ، و کاربست آن را در امور مختلف تبیین و روشن نماید. نظر به اهمیت بحث، این جستار با روشی توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر متون تاریخ نگاری، عوامل تفأل طبقه ی حاکمیّت با دیوان حافظ شیرازی و کارکردهای آن را در کانون توجه خود قرارداده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد: تفأل با دیوان حافظ، چونان دریچه ای گشوده به عالم غیب از جانب طبقه ی حاکم، بنا به دلایلی، نظیر باور به لسان الغیب بودن خواجه ی شیراز، تقدّس، تأویل پذیری و ایهام مناسب اشعار وی، همچنین ادب دوستی و رویکرد ذوقی حاکمان و دیوانیان، متداول و مرسوم بوده و کارکردهای مختلفی ازجمله: پیش بینی و آگاهی از امور فعلی و پیش رو، تأثیر روانی و کنشگری در برخی رویدادهای تاریخی و درعین حال نقش تفنّنی و سرگرمی داشته است. در این میان، وجه روانی و کنشگری تفأل با دیوان حافظ، یکی از شگفت انگیزترین کارکردهای آن در رویدادهای تاریخی است. به طوری که شعر حافظ، خود به عنوان عنصری مولّد و کنشگر، در خدمت عاملان انسانی تاریخ قرارگرفته و سمت وسوی برخی از رویدادهای تاریخی را شکل داده است.
افزایش عناوین مجرمانه یکی از آسیب ها و مشکلات نظام عدالت کیفری است. امروز غالب علمای حقوق کیفری بر این باورند که صرفاً جرم انگاری افعال، اعمال و تعیین مجازاتهای سنگین از قبیل اعدام، حبس و... تاثیر بسزایی در جلوگیری از ارتکاب جرم ندارند و مضافاً اینکه تبعات سنگینی نیز از قبیل بروز تورم کیفری و فاصله گرفتن از غایت و فلسفه مجازات که همان بازگشت مجرم به جامعه است را در پی دارد. از سویی با صنعتی شدن جوامع و گسترش روز افزون جرایم، زنگ خطر برای دستگاه های سنتی قضایی به صدا درآمده است. با توجه به اهمیت و نقش نیرو های مسلح در مقوله ی برقراری امنیت و اینکه قانونگذار در حوزه تأسیس و اعمال مقررات شکلی و ماهوی با تعیین مجازاتهای شدید، کیفیات مشدده، ایجاد تشکیلات مستقل و اختصاصی قصد در تسریع رسیدگی و همچنین بازدارندگی را داشته و با عنایت به اجباری بودن خدمت وظیفه عمومی و اینکه بخش از افراد جامعه مبتلا به قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح می باشند، لذا اعمال مجازت های سنگین برای اعضای نیروهای مسلح منجر به تقویت حس انتقام جویی و سرخوردگی مجرم از سازمان متبوع می گردد که خطر خروج و نشت اطلاعات طبقه بندی شده، شکست های حفاظتی و غیره را تقویت می کند.
هدف پژوهش حاضر، بررسی تعیین آموزش بازسازی شناختی بر تصویر بدنی، اضطراب اجتماعی و ایده پردازی خودکشی در دانش آموزان دختر متوسطه دوم دارای تصویر بدن منفی شهر خرم آباد است. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دوره متوسطه دوم مشغول به تحصیل در دبیرستان های واقع در شهر خرم آباد می باشد که تعداد 30 نفر از آن ها به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای از جامعه مورد نظر انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسشنامه روابط چندبعدی خود-بدن (MBSRQ)، پرسشنامه اضطراب اجتماعی کانور و همکاران و پرسشنامه ایده پردازی خودکشی بک جمع آوری شد و با استفاده از روش های آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس چندمتغیره) تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که آموزش بازسازی شناختی باعث کاهش اختلال تصویر بدنی (80.57=F، 001.0p < )، اضطراب اجتماعی (02.98=F،001.0p < ) و ایده پردازی خودکشی (99.27=F،001.0p < ) در دانش آموزان دختر دارای تصویر بدن منفی می شود. بنابراین، این مطالعه شواهدی برای تأثیر آموزش بازسازی شناختی بر تصویر بدنی، اضطراب اجتماعی و ایده پردازی خودکشی در دانش آموزان دارای تصویر بدن منفی ارائه نموده است. درمان شناختی رفتاری به نوجوانان کمک می کند تا با سطوح مختلف افکار خود آشنا شوند
این پژوهش باهدف تحلیل میزان تأثیرگذاری بازی در مشارکت پذیری کودکان تدوین گردیده است. روش تحقیق در پژوهش حاضر کاربردی و پیمایشی است. در این راستا به منظور گردآوری داده ها از مشاهدات میدانی، پرسشنامه، بازدید از سایت استفاده می شود. روش نمونه گیری به صورت تصادفی با استفاده از فرمول کوکران و تکمیل پرسشنامه توسط 92 نفر از کودکانی که در بازه ی سنی 12-7 سال می باشند تکمیل گردیده است . تحلیل داده ها برای ارزیابی تأثیر بازی های نمادی،آموزشی و جمعی و مشارکت کودکان در ادراک کودکان در محله سجاد مشهد، استان خراسان رضوی با استفاده از روش ترکیبی با استفاده از دو نوع داده های کمی و کیفی با رویکرد متوالی صورت گرفته است . در تحلیل داده ها برای ارزیابی تأثیر نقش بازی در مشارکت پس از جمع آوری داده ها، اطلاعات حاصل با روش های آماری تحلیل واریانس یک سویه (آنوا) ، آزمون فرضیات کلموگروف-اسمیرنف و سطح معناداری شاخص ها با استفاده از همبستگی اسپیرمن تحلیل گردیده است. به منظور بررسی پایایی از آلفای کرونباخ استفاده شده است که ضریب 0.924 نشان دهنده پایایی است. در تحلیل داده های کیفی به بررسی نقاشی های کودکان پرداخته شده است. نتایج حاصل از پژوهش حکایت از آن دارد که استفاده از بسترهای مناسب برای بازی کودکان تأثیر به سزایی در مشارکت کودکان دارد. تفاوت در گروه های سنی کودکان باعث تفاوت در میزان اهمیت آن ها به کیفیت های محیطی می شود. گروه سنی 9-7 سال به بازی های نقاشی و تاب بازی علاقه مند هستند و به تسهیلات و تجهیزات، حس مکان و مشارکت اهمیت می دهند، این در حالی است که گروه سنی 12-10 سال نقاشی، آواز خواندن و توپ بازی برای آن ها بیشتر موردتوجه است و آن ها به هویت و تنوع در فضاهای شهری توجه دارند
به دنبال شیوع ویروس کرونا، تعطیلی مدارس و لزوم تداوم آموزش در سال تحصیلی، معلمان ناگزیر از ارائه آموزش در شبکه های اجتماعی گردیدند. هدف اصلی از انجام پژوهش حاضر، فهم تجربه زیسته والدین دانش آموزان دوره اول ابتدایی از چالش های آموزش مجازی در شبکه های اجتماعی به دلیل شیوع ویروس کرونا بود که با استفاده از روش پدیدارشناسی اجرا شد. روش گردآوری اطلاعات استفاده از پرسشنامه مصاحبه نیمه ساختمند بود. بر این اساس، با رویکرد نمونه گیری هدفمند و روش معیار، والدینی که فرزندان آنان حداقل یک ماه از آموزش مجازی در شبکه های اجتماعی استفاده نمودند، انتخاب شدند و بر اساس اشباع نظری نهایتاً 16 نفر مصاحبه شدند. تحلیل مصاحبه ها، با استفاده از الگوی کلایزی و روش تحلیل مضمون انجام شد. پس از استخراج و دسته بندی موضوعی، محاسن و معایب آموزش مجازی در شبکه های اجتماعی در پنج مقوله آموزشی (محاسن: جلوگیری از عقب ماندگی تحصیلی و ایجاد فرصت خلاقیت؛ معایب: عدم تمایل به انجام تکالیف کلاسی و کاهش پایبندی به مقررات نظم و انضباط کلاسی)، اجتماعی (محاسن: آزادی عمل دانش آموزان و نظارت بیشتر والدین؛ معایب: حذف فعالیت گروهی و تنبلی و حواس پرتی دانش آموزان)، فرهنگی (محاسن ورود آموزش مجازی به عرصه نظام تعلیم و تربیت و ایجاد تجربه جدید؛ معایب: حذف کاریزمای حضور معلم و خستگی و بی حوصلگی برخی از والدین)، اقتصادی (محاسن کاهش هزینه ایاب و ذهاب و صرفه جویی در زمان ایاب و ذهاب؛ معایب: وقت گذاری جهت آموزش های تکمیلی و هزینه تهیه سخت افزار لازم) و فنی (ارتقاء سواد رسانه ای والدین به عنوان حسن؛ معایب: عدم جذابیت بصری ویدئوها و عدم تسلط به فن آوری اطلاعات) طبقه بندی شدند با توجه به مشکلات و معایبی که توسط والدین عنوان گردید، طراحی زیرساخت های منسجم و اثربخش جهت ارائه آموزش مجازی ضرورت می یابد.
امروزه با توجه به گسترش اینترنت و رسانه های اجتماعی، محیط های تربیتی جدیدی به نام شبکه های اجتماعی ظهور و گسترش یافته اند که به دلیل امکانات و قابلیت های منحصربفردشان، کودکان و نوجوانان را مجذوب خود کرده اند. به دلیل خنثی نبودن فناوری، کودکان و نوجوانان با فرصت ها و تنگناهای تربیتی متعددی از طریق شبکه های اجتماعی مواجهه هستند. بنابراین هدف پژوهش حاضر، بررسی تنگناهای تربیتی شبکه های اجتماعی بر کودکان و نوجوانان و ارائه راه کارهای پیشگیرانه با تأکید تأکید بر آموزه های تربیتی قرآن و احادیث. روش پژوهش حاضر، کیفی و از نوع توصیفی- تحلیلی (تحلیل محتوای کیفی) و استنباط قیاس عملی است. یافته های پژوهش نشان داد؛ مهمترین تنگناهای تربیتی شبکه های اجتماعی بر تربیت کودکان و نوجوانان شامل هنجارشکنی (نظیر قانون شکنی، خشونت و پرخاشگری، آزادی جنسی و ترویج محتوای مبتذل، ترویج و عادی سازی روابط نامشروع دختران و پسران، ترویج تجمل گرایی و مصرف گرایی افراطی، نقض برخی از فضیلت های اخلاقی و دینی، روزمرگی و کلیشه گرایی)، اعتیاد به شبکه های اجتماعی و دوری از خداوند و تجاوز به حریم خصوصی است. همچنین فرهنگ سازی، ارتقای نظارت آگاهانه والدین، صیانت از حریم خصوصی، پر کردن اوقات فراغت و تأکید بر اهمیت عزت نفس و پرورش مهارت های آن از جمله راه کارهای پیشنهادی است که بررسی قرآن و احادیث جهت کاهش تأثیرات منفی تربیتی شبکه های اجتماعی ما را بدان رهنمون می کند.
هدف پژوهش حاضر پیش بینی تعلل ورزی تحصیلی بر اساس ابعاد کمال گرایی، باورهای هوشی و وانمودگرایی در دانش آموزان دختر دبیرستانی شهر ایلام است. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر دبیرستانی شهر ایلام در سال تحصیلی 98-97 بود که طبق آمار آموزش و پرورش حدوداً 3000 نفر می باشد. حجم نمونه این پژوهش با توجه به جدول مورگان 340 نفر است که به شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده اند. برای جمع آوری داده ها مقیاس کمال گرایی چندبعدی تهران، مقیاس باورهای هوشی، مقیاس نشانگان وانمودگرایی و مقیاس تعلل ورزی تحصیلی به کار برده شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیری استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد که بین ابعاد کمال گرایی، باورهای هوشی و وانمودگرایی دانش آموزان با تعلل ورزی تحصیلی رابطه وجود دارد و کمال گرایی، باورهای هوشی و وانمودگرایی به خوبی می توانند تعلل ورزی تحصیلی را پیش بینی کنند. بنابراین با توجه به این یافته ها نتیجه گیری می شود که هرچه دانش آموزان کمال گرایی بالاتر، باورهای هوشی ذاتی و وانمودگرایی بالاتری داشته باشند بیشتر دچار تعلل ورزی می شوند.
از آنجا که دغدغه مهم والدین عدم مسئولیت پذیری در نوجوانان است که با حل آن می توان زمینه پیشرفت تحصیلی و افزایش توانمندی در نوجوانان را در دوره های بعدی زندگی آنها میسر ساخت؛ هدف از پژوهش حاضر تعیین تاثیر آموزش اثربخشی تنظیم هیجان بر خلاقیت و مولفه های(خودمدیریتی نظم پذیری و قانونمندی )مسئولیت پذیری نوجوانان می باشد. طرح پژوهش نیمه تجربی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان نوجوان سال تحصیلی 96-97 می باشند که به صورت در دسترس تعداد 40 نفر به عنوان نمونه انتخاب و در دو گروه آزمایشی و گواه تقسیم شدند. روش پژوهش به این صورت بود که از پروتکل آموزش تنظیم هیجان گراس در طی ده جلسه استفاده شد و قبل از اجرای پروتکل و پس از آن از مقیاس مسئولیت پذیری نعمتی (1387) و پرسشنامه خلاقیت عابدی(1383) جهت سنجش آزمودنیها استفاده و در نهایت نتایج به آزمون کوواریانس و با نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج بیانگر آن بود که آموزش تنظیم هیجانی می تواند موجب افزایش خلاقیت و افزایش مسئولیت پذیری در نوجوانان شود و این تاثیر به صورت معناداری نتیجه بخش است. پیشنهاد می شود که دوره های آموزش تنظیم هیجان در مدارس در کنار آموزشهای درسی به نوجوانان ارائه شود تا سطح خلاقیت و مسئولیت پذیری آنها افزایش یابد.
تشخیص درست در حوزه اختلال یادگیری بسان نقشه راهی است که می تواند درمانگر را به سوی هدف نهایی که اتخاذ روش های درمانی و توان بخشی مناسب است رهنمون کند. ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف مرور سیستماتیک و فراتحلیل کیفی الگوهای تشخیصی اختلال یادگیری ویژه انجام شد. با جستجو در پایگاه های اطلاعاتی داخلی و خارجی نسبت به یافتن و جمع آوری پژوهش های مرتبط با کلید واژه ها و در راستای اهدف اقدام شد که در نهایت 30 پژوهش مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها حاکی از آن بود که الگوی تمایز هوشبهر- پیشرفت بیشتر به عنوان یک روش " انتظار برای شکست " محسوب می شود. همچنین، مدل پاسخ به مداخله به دلیل ویژگی های روان سنجی ضعیف برای تشخیص اولیه و عدم تشخیص مثبت واقعی دچار مشکل جدی است. ازاین رو، متخصصان جهت کاهش مشکلات تشخیصی این حوزه به معرفی الگوی توانمندی ها و ضعف های شناختی پرداخته اند. این الگو با فراهم کردن نیمرخ های شناختی و تحصیلی دانش آموزان در زمینه تشخیص مشکلات بالقوه یادگیری از دقت ویژه ای برخوردار است و می توان از آن جهت تمایز دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه از دانش آموزان با مشکلات یادگیری و کند آموز و همچنین برنامه ریزی جهت انجام مداخله های مبتنی بر نقص پردازش شناختی نیز استفاده کرد. درمجموع الگوی توانمندی ها و ضعف های شناختی با ارزیابی جامع و فراگیر از توانایی های شناختی و تحصیلی دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه و با مشخص کردن مؤلفه های تشخیصی آن ها می تواند به افزایش اعتبار تشخیص اختلال یادگیری ویژه منجر شود.
گرچه انواع درمانهای مختلف در طی دهه گذشته برای درمان اختلال استرس پس از سانحه ( PTSD ) تدوین شده است؛ یکی از موثرترین درمان های روانشناختی بر بهبود علائم آن، درمان حساسیت زدایی با حرکات چشم و پردازش مجدد ( EMDR ) است. هدف از انجام این مطالعه، مرور نظام مند مطالعات انجام شده در زمینه تاثیر درمان حساسیت زدایی با حرکات چشم و پردازش مجدد ( EMDR ) بر اختلال استرس پس از سانحه ( PTSD ) بود. در این مرور نظام مند، جستجوی مقالات کارآزمایی بالینی انجام شده در ایران به زبان فارسی و انگلیسی در پایگاه های SID ، Magiran ، Noormags و Google Scholar با کلیدواژه های «اختلال استرس پس از سانحه و «درمان حساسیت زدایی با حرکات چشم و پردازش مجدد» و همچنین معادل انگلیسی آنها انجام شد. در مجموع تعداد هفده مقاله تمام متن، مورد بررسی نظام مند نهایی قرار گرفت. پس از جستجو، غربالگری و ارزیابی، نتایج نشان داد که تمامی مطالعات به طور کلی بیانگر تاثیر مثبت مداخلات مبتنی بر حساسیت زدایی با حرکات چشم و پردازش مجدد بر بهبود نشانه های اختلال استرس پس از سانحه بودند . همچنین یافته ها نشان داد که این درمان برای گروه های خاص از جمله جانبازان، خیانت همسر، تجاوز و تصادفات نیز موثر بوده است. مطالعات مورد بررسی در افراد مختلف، با حجم نمونه ی کم و در بافت های فرهنگی گوناگون انجام شده اند. بر طبق این یافته ها، درمان حساسیت زدایی با حرکات چشم و پردازش مجدد می تواند یک روان درمانی مفید برای بهبود علائم روانشناختی اختلال استرس پس از سانحه باشد، در عین حال بررسی تاثیرات آن بر برخی نشانه ها، نیازمند مطالعات بیشتر است.
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش شفقت به خود بر میزان خودانتقادی مادران کودکان مبتلا به اختلال یادگیری خاص بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش را تمامی مادران کودکان مبتلا به اختلال یادگیری خاص مراجعه کننده به مراکز آموزش و توانبخشی مشکلات ویژه یادگیری شهر اردبیل در سال تحصیلی 98-1397 تشکیل دادند (150 نفر). تعداد نمونه مورد پژوهش 40 نفر از مادران بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه 20 نفری آزمایش و کنترل به شیوه تصادفی جایگزین شدند. گروه آزمایش 8 جلسه 70 دقیقه ای آموزش شفقت به خود دریافت کردند و گروه کنترل بدون مداخله باقی ماند. به منظور گردآوری داده ها از مقیاس سطوح خودانتقادی (تامپسون و زوروف، 2004) استفاده شد. تجزیه تحلیل داده ها با آزمون کوواریانس چندمتغیره ( MANCOVA ) انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش شفقت به خود تأثیر معناداری بر کاهش میزان خودانتقادی مادران کودکان مبتلا به اختلال یادگیری خاص داشت (01/0 P< ). این نتایج بر اهمیت استفاده از برنامه های آموزش شفقت به خود به منظور بهبود بهزیستی روانی والدین کودکان مبتلا به اختلال یادگیری خاص تاکید دارد.