تغییر رویکرد نظام های اطلاعاتی از پردازش واژه به پردازش مفهوم، موجب توجه به هستی شناسی ها شده است. در علوم پزشکی و بیماری های انسان، به لحاظ وجود تنوع در اصطلاحات و لزوم اشتراک اطلاعات از طریق نرم افزارهای مختلف مانند پرونده های پزشکی، سامانه های ثبت سوابق بهداشتی و... بکارگیری هستی شناسی ها ضروری به نظر می رسد. در پژوهش حاضر، رویکردی نیمه خودکار برای توسعه هستی شناسی پیشنهاد شده است که می تواند با استفاده از ابزارهای متن کاوی، شناسایی مولفه های ساختاری هستی شناسی و تعیین نسبی روابط را از متون علمی تسهیل کند. مدل پیشنهادی در قالب کد نرم افزاری با نام اختصاری «TmbOnt_Alfa[1]» ارائه شده است. این کد با استفاده از رابط کاربر، فایل متنی ورودی را فراخوانی کرده و پس از پردازش بر اساس تنظیمات، اصطلاحات کلیدی برای توسعه هستی شناسی را استخراج می کند. به منظور ارزیابی کارایی روش پیشنهادی، مطالعه موردی در حوزه بیماری «گلوکوم» با داده های متنی مشتمل بر10،000 چکیده مقاله از «PubMed[2]» برمبنای جستجوی واژگانی تهیه گردید. پس از مراحل پردازش، مفاهیم و ساختار سلسله مراتبی هستی شناسی حاصل در پروتژ وارد شد. سرانجام، سنجش قیاسی هستی شناسی توسعه یافته با سرعنوان پزشکی «MESH[3]»، «اصطلاح نامه وتوصیفگرهای پزشکی فارسی» و «هستی شناسی بیماری ها» و «هستی شناسی BAO[4]» نشان داد که میانگین دقت مفاهیم و میانگین دقت مکانی مفاهیم بیش از 70 درصد با هستی شناسی های بازنمایی شده در پایگاه های معتبر هستی شناسی بیماری های انسانی «Bio-Ontologies» انطباق داشته و به طور میانگین بیش از 30 درصد واژگان جدید برای افزودن به دامنه را فراهم کرده است. [1] Text miner for base ontology development, Alfa version[2] https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/[3] https://www.ncbi.nlm.nih.gov/mesh/[4] https://bioportal.bioontology.org/ontologies/BAO
در راستای حمایت جامع از داده های شخصی و اشخاص موضوع داده، مقررات اروپایی مربوط به حفاظت از داده (GDPR) جنبه های مختلفی را موردتوجه قرار داده است. یکی از این حمایت ها، توجه ویژه به داده های شخصی است که به دلیل ماهیت حساسشان، نیازمند حفاظت بیشتری هستند (داده های شخصی خاص). این مقررات برای پردازش داده های شخصی خاص که شامل داده های شخصی حساس، داده ی شخصی مرتبط با امور کیفری و داده ی شخصی کودکان است، الزامات مختلفی را مقرر نموده است. این الزامات ازجمله اصل ممنوعیت پردازش داده های شخصی حساس است مگر اینکه استثنائی قانونی وجود داشته باشد. الزام دیگر، ضرورت وجود نظارت مرجع رسمی و جواز قانونی برای پردازش داده های شخصی مرتبط با امور کیفری است. هم چنین تعیین سن معین برای رضایت به پردازش نیز از الزامات پیش گفته برای حمایت از داده های شخصی کودکان است. این پژوهش با تبیین تفصیلی الزامات پیش گفته و شفاف سازی چگونگی پردازش داده ی شخصی خاص در حقوق اتحادیه اروپا؛ حمایت از داده ی شخصی خاص در حقوق ایران را نیز مورد بررسی قرار داده است. بررسی های انجام شده حکایت از این دارد که گرچه حقوق ایران در خصوص داده های شخصی قانونی مستقل ندارد تا برای حمایت از داده های شخصی خاص به آن استناد شود؛ لیکن می توان با توجه به قوانین و مقررات موجود، نظریات دکترین، مبانی حقوق ایران، بسیاری از الزاماتِ پردازش داده ی شخصی خاص موجود در مقررات اروپایی را در حقوق ایران نیز جاری دانست.
هدف: با گسترش فناوری ها کارها با سرعت بیشتر و در زمان کمتری انجام می شوند، چنان که کمتر شدن زمان انجام کار و سرعت پاسخ دهی به مزیتی رقابتی در بین سازمان ها بدل شده است. این ویژگی ها و مزیت ها موجب رواج استفاده از فناوری اینترنت اشیاء در سطح وسیع در بین جوامع مختلف شده است و در عین حال، زمینه پذیرش و توسعه فناوری های اطلاعاتی و ارتباطاتی در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی نیز پدید آمده است؛ زیرا کتابخانه ها به منزله مراکز ارائه خدمات اطلاعاتی، باید بتواند هم پای دیگر سازمان ها به ایفای نقش بپردازند. با توجه به پیشرفت فناوری اطلاعات و ارتباطات، کتابخانه ها در مدیریت و ارائه خدمات دچار مشکل هستند. اینترنت اشیاء از جمله پدیده هایی است که به کتابداران کمک می کند تا مدیریت بهتری در امکانات، تجهیزات و برنامه های کاربردی داشته باشند. هدف پژوهش حاضر بررسی امنیت اطلاعات در کتابخانه های دیجیتال در بستر اینترنت اشیاء بود.روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و برای انجام آن از روش های کتابخانه ای (سندی) برای استخراج اقلام و عناصر اطلاعاتی مورد نیاز برای سیاهه وارسی و روش پیمایشی استفاده شده است. برای این منظور از سیاهه وارسی 19 گویه ای برای شناسایی و ارزیابی ابعاد پژوهش استفاده شد و وضعیت امنیت اطلاعات در کتابخانه های دیجیتال در 6 مؤلفه سطح دسترسی، امنیت و فناوری، ارائه خدمات، زیرساخت، حفاظت اطلاعات و محرمانگی اطلاعات مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. برای جمع آوری داده ها، پس از بررسی سیاهه وارسی در قالب پرسشنامه ای به متخصصان امر در کتابخانه های دیجیتال که اینترنت اشیاء داشتند، توزیع شد. در نهایت، برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های دوجمله ای و t تک نمونه ای در نرم افزار SPSS استفاده شده است.یافته ها: در این پژوهش، کتابخانه هایی که از فناوری اینترنت اشیا ء استفاده می کنند، همچنین نوع کتابخانه ها و خدماتی که فناوری های اینترنت اشیا ء در این کتابخانه ها ارائه می دهند مشخص شد. یافته ها حاکی از آن است که مؤلفه های سطح دسترسی، امنیت و فناوری، ارائه خدمات و زیرساخت در وضعیت مناسب و مؤلفه های حفاظت اطلاعات و محرمانگی اطلاعات در وضعیت نامناسبی به لحاظ امنیت اطلاعات اینترنت اشیاء در کتابخانه های دیجیتال قرار دارند.نتیجه گیری: استفاده از اینترنت اشیاء در کتابخانه ها رو به افزایش است و بسیاری از کتابخانه ها از این فناوری استفاده می کنند و یا تمایل به استفاده دارند زیرا مزیت های زیادی برای کتابخانه ها دارد. همچنین استفاده از این فناوری انتقال از نسلی به نسل دیگر کتابخانه ها، به ویژه انتقال از کتابخانه سنتی به کتابخانه دیجیتال و کتابخانه هوشمند با سرویس هوشمندتر را تسریع و تسهیل می کند. بهره برداری از اینترنت اشیاء در کتابخانه های دیجیتال می تواند منجر به ارائه خدماتی نوین و بدون جایگزین به کاربران این کتابخانه ها شود. در این بین امنیت یکی از چالش های کلیدی فناوری اطلاعات بوده و مسائل مربوط به امنیت اطلاعات در بستر اینترنت اشیاء در کتابخانه های دیجیتال بسیار حائز اهمیت است و کتابداران با توجه به رعایت آن باید بتوانند با دقت زیاد درباره کاربست آن تصمیم گیری نمایند.
گره ها الگو های هندسی منطبق بر قواعد ریاضیات هستند که در عین پای بندی به قواعد ریاضی دارای ساختاری انعطاف پذیر برای تنوع در طراحی هستند. این انعطاف پذیری از آن جا شکل می گیرد که، گره هایی که از یک ساختار واحد مشتق می شوند می توانند به طرح های مختلف در خانواده های الگوی شان تقسیم شوند. دسته بندی خانواده های گره بر اساس زاویه بین خطوط شمسه تعیین می شود که تند، واسطه، کند و شل را شامل می شود. علی رغم این که مطالعات انجام یافته نشان می دهند در دسته بندی های مذکور، تقسیم بندی خانواده های گره، متکی بر واحد 36 درجه هستند؛ اما این زاویه در همه گره ها صدق نمی کند و گره های متمایزی وجود دارند که واحد های زوایای خانواده گره در آن ها متمایز است. هدف این پژوهش، بررسی خانواده های گره بر اساس شناخت ساختار های هندسی آن ها و یافتن ارتباط بین زوایا در خانواده های مختلف و ساختار گره ها است؛ تا به این پرسش ها پاسخ دهد: 1) علت تنوع زوایای بین خطوط شمسه -که سبب دسته بندی گره ها در انواع خانواده های الگو می شود- چیست؟ و 2) این پیمون بندی زوایا بر اساس چه ساختاری انتظام می یابد؟ این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با گردآوری اطلاعات کتابخانه ای کار شده است. نتایج پژوهش نشان می دهند: تنوع پذیری در خانواده های الگو ارتباط مستقیمی بین موزاییک کاری مولد پایه و خانواده های شان دارد؛ و بر اساس پیمون بندی به واسطه نقاط میانی اضلاع چندضلعی اصلی در موزاییک کاری مولد پایه شکل می گیرد، زاویه خانواده های گره تعیین می شود که این پیمون بندی بر اساس نقاط میانی با تقسیم شعاعی دایره رابطه برقرار می کند.
«صورالکواکب الثابته» اثر صوفی رازی جزو کتب آموزشی نجوم قدیم است. این کتاب یک راهنمای مصور شناخت آسمان است که توضیحات جامعی درباره مختصات و ویژگی های نجومی اجرام سماوی دارد. در صورالکواکب برای هر یک از صورت های فلکی دو تصویر قرینه دیده می شود که یکی مربوط به آسمان و دیگری مربوط به کره آسمانی است. از میان 48 صورتِ فلکی مندرج در صورالکواکب، چهارده نگاره با پیکره انسان مرتبط است که از نظر ساختار در دو دسته انسانی (شامل یازده صورت) و موجودات پنداری انسان نما (شامل سه صورت) قرار می گیرد. با توجه به ویژگی های تصویرسازی کتاب مذکور، می توان نگاره های آن را به عنوان نمادی از نگارگری دوره های گوناگون مورد مطالعه قرار داد. پژوهش حاضر با هدف روشن نمودن میزان و نحوه تاثیرپذیری طرح و نقش پیکره های آسمانی در دو نسخه از صورالکواکب قرن نهم هجری از موقعیت سماوی اجرام و ستارگان انجام شده است. نگارندگان در پاسخ به این سوال که "نگارگران صورالکواکب در قرن نهم هجری با هدف رعایت ضوابط نجومی و موقعیت ستارگان، چه تغییراتی در پیکره نگاره های انسانی ایجاد کرده اند؟" به آن دسته از تفاوت های ترسیمی در پیکرنگاری و جامه آرایی پرداخته اند که منشا علمی-نجومی دارد. آن مواردی که نگارگران بر اساس ملاحظات نجومی(برای ثبت موقعیت دقیق ستارگان)، ناچار به اعمال تغییراتی در حالت متعارف پیکره ها بوده اند به طوری که جز با دلایل نجومی توجیه پذیر نیست. و یا به واسطه شکل پیکره آدمی، مجبور به جابه جایی های جزیی در موقعیت ستارگان شده اند. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی-تحلیلی است و با استفاده از منابع کتابخانه ای به تجزیه وتحلیل کیفی چهارده نگاره انسانی و نیمه انسانی در دو نسخه صورالکواکب متعلق به قرن نهم هجری محفوظ در کتابخانه های ملی فرانسه و کنگره آمریکا پرداخته است. نگاره های مربوطه در مقایسه با اصول و قواعد پیکرنگاری رایج در قرن نهم هجری و نیز مطابقت با نقشه آسمان مورد واکاوی قرار گرفته اند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که نگارگران صورالکواکب در قرن نهم هجری توانسته اند در زمینه رعایت وجه زیبایی در کنار حفظ ضوابط نجومی به نوعی از توازن دست پیدا کنند. این نوآوری با اعمال اندک تغییراتی در سنن رایج تصویرسازی صورالکواکب، ازجمله جابه جایی علائم و نشانه های ستارگان بر روی پیکره ها و تغییر در شکل لباس ها و ابزار جانبی آنها انجام شده است.
امروزه گردشگری مذهبی به عنوان یکی از روبه رشدترین گونه های گردشگری در سطح جهان و ایران مطرح است. این گردشگری به عنوان ابزاری مناسب در راستای توسعه مقصدهای برخوردار از قابلیت گردشگری مذهبی مورد توجه است. بنابراین ضرورت شناسایی عوامل اثرگذار در توسعه این گونه گردشگری مطرح می شود. هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی زنجیره تأمین گردشگری مذهبی ایران با رویکرد ساختاری تفسیری بوده است که از لحاظ هدف کاربردی و از حیث روش اجرا توصیفی - پیمایشی و از نوع همبستگی است. در این پژوهش ابتدا از مطالعه نسبتاً گسترده ادبیات مرتبط، مهم ترین عوامل زنجیره تأمین گردشگری مذهبی استخراج شد. سپس براساس نظر خبرگان 98 مؤلفه در قالب ده بُعد اصلی شناسایی شد. در گام بعدی به منظور برقراری ارتباط و توالی بین ابعاد و ارائه مدل ساختاری شان از روش مدل سازی ساختاری تفسیری بهره گرفته شده است. در این روش براساس دیدگاه نظرات خبرگان و تجزیه وتحلیل های صورت گرفته، زنجیره تأمین گردشگری مذهبی ایران احصا و گردآوری گردید. نتایج نشان دادند سه بُعد مراکز پذیرایی، فروشگاه ها و آژانس های مسافرتی و تورها در سطح اول و دو بِعد اقامتی و زیست محیطی و انرژی در سطح دوم و مراکز بازدید در سطح سوم و دو بُعد مدیریتی و اقتصادی، اطلاعات و ارتباطات در سطح چهارم و حمل ونقل در سطح پنجم و در نهایت امنیت و ایمنی در سطح ششم قرار دارند. اهداف پژوهش: شناسایی ابعاد مؤلفه های زنجیره تأمین در صنعت گردشگری مذهبی در ایران.سطح بندی مؤثر بر مؤلفه های زنجیره تأمین در صنعت گردشگری مذهبی ایران.سؤالات پژوهش:ابعاد و مؤلفه های زنجیره تأمین در صنعت گردشگری مذهبی در ایران کدامند؟سطح بندی مؤثر بر مؤلفه های زنجیره تأمین در صنعت گردشگری مذهبی ایران با روش LSM چگونه است؟
نیشابور در عصر سامانیان یکی از مراکز بزرگ صنعت سفالگری محسوب می شد. تولیدات این منطقه در قرون سوم و چهارم از نظر تزئینات متنوع روی سفال دارای اهمیت می باشند. پژوهش حاضر در صدد بررسی و مطالعه تزئینات یک سفال نادر منقوش دوره سامانی از نیشابور است که هم اکنون در مؤسسه هنر شیکاگو نگهداری می شود. این پژوهش از نظر ماهیت کیفی است. داده ها با استفاده از منابع کتابخانه ای گردآوری شده اند و تحلیل آن ها به شیوه توصیفی و تحلیلی می باشد. بر این اساس، ابتدا توصیف ویژگی های صوری تصاویر صورت گرفت و سپس با اتخاذ رویکرد شمایل شناسانه و با هدف آشکارسازی مضمون اصلی سفالینه منقوش موردنظر، به مطالعه برخی از بارزترین ویژگی های فرهنگی عصر سامانیان پرداخته شد. نتایج حاکی از آن است که پهنه سفال مورد پژوهش به نمایش زوجی در حال اجرای موسیقی و شعرخوانی اختصاص پیدا کرده است. اشعار بزمی در عصر سامانیان میان مردم عادی رواج داشت و مضمون اصلی نقوش این سفالینه الهام گرفته از پدیده ای اجتماعی و مردم پسند در عصر خود می باشد. در آن عصر شاعران بزمی و خنیاگران با تلفیق شعر و موسیقی به میدان داری و مجلس گردانی در میان مردم مشغول بوده اند. از طرفی باتوجه به رونق تجارت سفال در عصر سامانیان، انتخاب موضوعات عامه پسند جهت فروش سفالینه های تولیدشده می توانست در اقبال سفارش دهندگان و مخاطبان به این محصولات، تأثیر به سزایی داشته باشد. در نهایت می توان استنباط کرد که برخی جنبه ها و گرایش های فرهنگی جامعه آن روزگار در انتخاب مضامین سفالینه های منقوش نیشابور در عصر سامانیان دخیل بوده است.اهداف پژوهش:معرفی و بررسی تزئینات یک سفال نادر منقوش دوره سامانی از منطقه نیشابور.تبیین مضمون نقوش ظرف مذکور و جایگاه آن در انعکاس محیط فرهنگی عصر سامانی با کاربست روش شمایل شناسیسؤالات پژوهش:ویژگی های صوری و مضمونی تزئینات سفال مذکور چیست؟جایگاه نقوش این سفال در انعکاس گوشه هایی از محیط فرهنگی مردمان عصر سامانی چگونه است؟
خانه به عنوان مهم ترین گستره حضور و رشد انسان و دارای گسترده ترین دستاورد در معماری است که نحو فضایی ارائه شده در این نوع مسکن منطبق بر نیازهای مردم باتوجه به تمایلات آن ها برای رفاه بیشتر دچار تغییرات عمده ای شده است. این مصداق کالبدی در دوره های مختلف تاریخی، سبک های متفاوتی را منطبق بر نیازهای جامعه به خود دیده و نحوه شکل گیری فضاهای آن نیز تفاوت زیادی پیدا کرده است. اصل شفافیت[1]در طول تاریخ معماری ایران سیر تکمیلی را طی نموده و به نحوی تا معماری قاجار نهایت ظهور خویش را هویدا ساخته است. بررسی بناهای برجای مانده از معماری دوران قاجار در شهر تبریز نشان می دهد که این شهر یکی از پرکارترین و ارزشمندترین نمونه های معماری تاریخی را داشته که علاوه بر تعدد در کمیت، تنوع فضایی بالایی دارد. این تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی بوده که در هدف توسعه و کاربردی است. روش گردآوری اطلاعات نیز به صورت کتابخانه ای و میدانی بوده که ابتدا براساس بررسی پیشینه تحقیق، عوامل مؤثر بر اصل شفافیت در معماری دوره قاجار تبیین با استفاده از روش دلفی[1] مورد آزمون تأیید قرارگرفته و در نهایت، با استفاده از روش اسپیس سینتکس[1] و با استفاده از نرم افزارهای دپس مپ[1]، پازیک[1] و آیزوویست[1] نتایج تحلیل و مورد ارزیابی قرار گرفت و نتایج حاکی از آن است که اواسط دوره قاجار، دارای بالاترین حد شفافیت در طرح معماری خانه های تاریخی داشته است.اهداف پژوهش:بازشناخت ساختار شفافیت در سیر معماری خانه های تاریخی شهر تبریز.دستیابی به نحوه و چگونگی شفافیت در معماری دوره قاجار و ارائه ساختار فضایی[1] تبیین شده در قالب چارچوب مفهومی.سؤالات پژوهش:شفافیت در معماری خانه های تارخی شهر تبریز چه جایگاهی دارد؟چگونگی ارتباط فضایی سلسله مراتبی شفافیت در نحوه شکل گیری معماری خانه های تاریخی شهر تبریز دو دوره قاجار به چه نحوی بوده است؟
طراحی پایدار یا طراحی بوم شناختی (ecological) که به آن طراحی سبز یا معماری پایدار هم گفته می شود، یک فلسفه است. فلسفه طراحی ساختمان هایی که اصول پایداری بوم شناختی، اقتصادی و اجتماعی را رعایت می کنند. همان طورکه می توان از تعریف معماری پایدار برآورد کرد، هدف از طراحی بناها باتوجه به اصول پایداری و بوم شناختی، کاهش اتلاف انرژی و آلودگی محیط زیست است. معماری پایدار، زیرمجموعه طراحی پایدار و یکی از تحولات مهم معماری معاصر و واکنشی بشردوستانه در برابر بحران های عصر صنعت است. سازه یکی از مهم ترین عناصر طراحی یک ساختمان است که طراحی و ساخت آن امروزه به روش های مختلف و نوین انجام می گیرد. هدف اصلی این پژوهش پایدارسازی معماری از طریق روش های نوین ساخت می باشد. لازمه این امر وجود مؤلفه هایی برای چگونه طراحی و ساختن سازه های نوین در جهت معماری پایدار است. در راستای این هدف ساختمان های ساخته شده با روش های تکنولوژیکی ساخت مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفته و مزایا و معایب آن ها مشخص گردید؛ سپس روشن شد که در هر نمونه از ساختمان کدام اصل معماری پایدار وجود دارد و این خصوصیت از ساختمان چه تأثیری بر پایداری معماری می گذارد. با مشخص شدن خصوصیات ساختمان های ساخته شده با روش های نوین اصول و راهبردهایی معین شد که اساس پایداری معماری را در طراحی معماری و سازه شامل می شود. نتایج بدین صورت به دست می آید که روش های نوین ساخت دارای اصولی هستند که در صورت طراحی و اجرای صحیح مهم ترین عامل در پایدارسازی معماری می شوند.اهداف پژوهش:تجزیه وتحلیل ساختمان های ساخته شده با روش های تکنولوژیکی ساخت و مزایا و معایب آن ها.بررسی اصول معماری پایدار در ساختمان های مورد مطالعه.سؤالات پژوهش:مشخصات و الگوهای طراحی و اجرای تکنولوژی های نوین ساختمانی و تأثیر آن بر پایداری معماری چیست؟مزایا و معایب و ویژگی های معماری و سازه ای با روش های نوین ساخت و تأثیر آن ها در پیشبرد معماری پایدار چیست؟
گلبن اولین کسی است که آثار پراکنده فاطمه سیّاح را به توصیه سمیعی گردآوری و چاپ کرد. او در این کتاب سیّاح را بنیان گذار ادبیات تطبیقی ایران نامید. این جستار بر آن است تا ابطال این باور را ثابت کند. نویسنده در عین آن که نوآوری های این بانوی فرزانه در حوزه مطالعات ادبی را می ستاید بر این باور است که گلبن به اشتباه و از سَرِ ناآشنایی با اصول بدیهی ادبیات تطبیقی چنین جایگاهی را برای سیّاح قائل شده است. این جستار بر اساس موازین ادبیات تطبیقی به تحلیل گفتمان آکادمیک و محتوای مقاله های سیّاح پرداخته و نشان می دهد که هیچ یک از نوشته هایش به معنای علمی در چهارچوب نظری و روش تحقیق ادبیات تطبیقی نمی گنجد. سیّاح نه در این حوزه تحصیلات آکادمیک و نه ادعای تطبیق گری داشته است. او حتی با نام آوران ادبیات تطبیقی روسی و فرانسوی معاصر خود مانند وسِلُفسکی و ژیرمُنسکی هم آشنا نبوده و به پیچیدگی های این حوزه اِشراف نداشته است. مهم آن است که کاربردِ چنین اصطلاحات غیرِمستند و دلبخواهانه و برخی کژفهمی های دیگر به مرور زمان به گفتمان غالبی تبدیل شده که پیامدهای منفی در گستره ادبیات تطبیقی ایران داشته است بدین معنا که هرکارناآزموده ای بدون تحصیلات و پژوهش آکادمیکِ معتبر سَرِخود وارد حوزه تطبیقگرایی شده و در نتیجه آن را به کج راهه کشانده است. بر همین اساس است که پس از گذشت بیش از هفتاد سال، علی رغم غنا و تنوع سرشار ادبیات فارسی، در اثر پندارهای کج ومعوج هنوز ادبیات تطبیقی در فضای آکادمیک ایران به جایگاه قابل قبولی در سطح بین المللی و در شأن فرهنگ ایرانی دست نیافته است.
نهادسازی جامعه ایران در ابعاد مختلف فرهنگی و اداری که با انقلاب مشروطه آغاز شد، در مقطع زمانی 1320 – 1299 شتابی تازه گرفت و با جدیت دنبال شد. در بازده زمانی مذکور بنیاد نهادهای جدید فرهنگی قزوین نیز ریخته شد. یکی از محورهای اساسی سیاست فرهنگی حکومت رضاشاه در راستای سیاست مدرن سازی، نوسازی در حوزه آموزشی است که در نظام آموزشی قزوین در مقطع مذکور دگرگونی های گسترده ای ایجاد کرد و بخش عمده آن به بعد کمّی (احداث مدارس جدید و افزایش تعداد دانش آموزان) مربوط بود ضمن اینکه در بعد محتوایی نیز (مواد درسی و سرفصل های آموزشی که بیشتر جهت نهادینه کردن حس میهن پرستی و... بود) شاهد تغییراتی هستیم. با وجود تحول در ساختار آموزشی، به واسطه سیاست آمرانه و شتاب زده که با بافت سنتی در تقابل بود، باعث شد مطالبات مورد انتظار به طور کامل محقق نشود. نهاد فرهنگی آموزش در قزوین محور مطالعه در پژوهش حاضر است که در این تحقیق با روش توصیفی – تحلیلی مورد بررسی قرار می گیرد. یافته های پژوهش حاکی از گسترش نظام آموزش و مدرسه سازی در دوره پهلوی است، بقایای معماری برخی از این مدارس حاکی از تأثیر این تحول بر معماری قزوین در دوره معاصر است.اهداف پژوهش:بررسی تحولات نظام آموزشی قزوین در دوره معاصر.بررسی تأثیر مدرسه سازی قزوین در دوره پهلوی بر هنر معماری این دوره.سؤالات پژوهش:تحولات نظام آموزشی دوره پهلوی در نهضت مدرسه سازی در شهر قزوین چه بازتابی داشت؟هنر معماری شهر قزوین چگونه در مدرسه سازی دوره پهلوی چه بازتابی یافته است؟
زبان عرفانی همواره از مفاهیم انتزاعی سخن می گوید و بدین جهت برای قابل درک شدن، پیوسته از استعاره های مفهومی که خود زنجیروار به هم پیوسته اند، بهره می گیرد. کاربرد استعاره های مفهومی در هر هنر و متنی، نشان از بینش گوینده و تجربه زیسته است که او دارد. تجربه های زیسته عارف که از برخورد با امور غیبی به دست می آید، به کمک زبان رمزی و استعاری، در انتقال مفاهیم به کار گرفته می شوند. در ترکیبات زبان عرفانی، بدون استفاده از استعارهای مفهومی، درک مفاهیم عرفانی آسان نخواهد بود. این پژوهش در چارچوب زبان شناسی شناختی و با تکیه بر نظریه استعاره مفهومی، به معرفی برخی ترکیبات نو در عرفان پرداخته است. برای انجام این پژوهش، از سه فرهنگ دهخدا، سخن و عرفان، تعدادی از واژه های ترکیبی که به فارسی امروز نزدیک هستند، انتخاب و بررسی شده اند. پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی و کتابخانه ای است. آنچه از دستاوردهای این پژوهش حاصل گردید بیانگر این امر است که استعاره ساختاری پربسامدترین نوع استعاره مفهومی در اصطلاحات عرفانی است و عارفان تمایل بیشتری به کاربرد معانی استعاری برای تولید و درک اسم های مرکب در حوزه عرفان دارند. استعاره توانمندترین ابزار زبانی در بیان شناخت عارفانه از هستی است که برای بیان معانی پیچیده، مبهم، عمیق و گاه ناگفتنی به کار گرفته می شود. در هنر اسلامی نیز نمادپردازی و کاربرد استعاره های مفهومی جایگاه مهمی دارد.اهداف پژوهش:تعیین فرایندهای شناختی دخیل در شکل گیری اسم های مرکب زبان فارسی (استعاره) در حوزه عرفان هنر.مشخص کردن میزان خلاقیت فرایند ترکیب باتوجه به چارچوب نظری بنسز.سؤالات پژوهش:فرایندهای شناختی دخیل در شکل گیری اسم های مرکب زبان فارسی (استعاره) در حوزه عرفان و هنر اسلامی کدام اند؟میزان خلاقیت فرایند ترکیب باتوجه به چارچوب نظری بنسز چگونه است؟
بخش مهمی از هستی شناسی نگارگری ایرانی، به بن مایه ها و مفاهیم اساطیری آن بازمی گردد. شاهنامه فردوسی از مهم ترین متونی است که از نظر صورخیال و جنبه های تصویری شعر آکنده از رمز و راز است. به همین علت جنبه هنری آن امری محسوس است. در شاهنامه عناصر طبیعت که بارزترین نمونه آن چهار عنصر اصلی آب، آتش، باد و خاک هستند، جایگاه منحصربه فرد و هویتی ماورایی و نمادین دارند. مفاهیم اساطیری نیز از عناصر هستی ساز این نگاره ها هستند. در این پژوهش، نگارندگان به طور خاص به تحلیل هستی شناسی و تطبیق نمادهای آن در اساطیر و نیز در نگاره بارگاه کیومرث از شاهنامه تهماسبی با رویکرد حکمت و عرفان اسلامی با هدف کشف عوامل هستی ساز در این نگاره و بررسی مفاهیم و نمادهای این عناصر هستی پرداخته اند. مقاله حاضر به روش تطبیقی_ تحلیلی بر روی نگاره بارگاه کیومرث با گردآوری مطالب به صورت اسنادی و تحلیل نگاره تدوین شده است. یافته ها نشان می دهد که نگارگر از لحاظ بصری و نمادین به مدد اساطیر و شاخصه های طبیعت و نیز حکمت و عرفان اسلامی در راستای مفهوم سازی داستان و هستی بخشیدن به نگاره استفاده کرده و نگارگر با بهره گیری از شاهنامه و همچنین مفاهیم عمیق حکمت ایرانی و ادبیات و عرفان اسلامی آن دوره با فرانمایی عناصر هستی به هستی در نگارگری جلوه ای نمادین بخشیده است.اهداف پژوهش:کشف عوامل هستی ساز در نگاره بارگاه کیومرث در شاهنامه تهماسبی .بررسی مفاهیم و نمادهای عناصر هستی در نگاره بارگاه کیومرث در شاهنامه تهماسبی .سؤالات پژوهش: چه نسبتی بین هستی شناسی ایرانی- اسلامی با نگارگری وجود دارد؟عناصر و نمادهای هستی چه رابطه معناداری با هستی در نگاره بارگاه کیومرث در شاهنامه تهماسبی دارند؟
سیر تاریخی معماری مسجد در یزد را، مانند هر منطقه دیگری باید از سده های نخست هجری پی گرفت. در این بازه زمانی· آثار معماری اندکی در منطقه یزد به جا مانده است و متون تاریخی هم اشارات درخوری در این باره ندارند، از این رو گفتگو درباره این آثار، ازجمله مساجد، گام برداشتن در تاریکی محسوب می شود. در متون جغرافیای تاریخی سده سوم و چهارم هجری از چهار مکان دارای منبر در یزد نام برده شده است. شناخته-شده ترین مساجد سده های نخست هجری· مسجد جامع فهرج در حوالی شهر یزد است، اما درباره دیگر مساجد از این دست کم تر گفتگو شده یا آگاهی و اسنادی چندانی در دسترس نیست. پرسش پژوهش این است که، مساجد نخستین یزد کدامند، چه زمانی بنیاد یافته و از چه الگوی مکانی و معماری برخوردار بوده اند؟ روش پژوهش از گونه «تاریخی تحلیلی» است که با استناد به متون معتبر تاریخی، احضار شواهد موجود و تحلیل آن ها پیش خواهد رفت. مقصود این است که به پیدایش گونه بنای مسجد در منطقه یزد پرداخته و قواعد حاکم بر معماری این بناها بازشناخته شود. نتیجه این پژوهش نشان داد که در شهرها و قرای معتبری که در یزد وجود داشته، با فاصله دست کم دو سده از ورود مسلمانان، مساجدی در قامت یک اندام شهری یا روستایی ساخته شد. شواهد مساجد نخستین در کثه (یزد)، فهرج، خویدک، میبد، نایین و ابرکوه وجود دارد این مساجد از گونه شبستانی و مبتنی بر جرز و دیوار باربر اند، نه بناهای ستون داری که در دیگر مناطق شناخته می شوند. این بناها که ابعاد بزرگی ندارند، ویژگی های مشترک فضایی و فناوری ساخت دارند و همگی با ساخت مایه خشت و گِل بنا شده اند.
ارزش فضایی، بیان ارتباط میان الگوهای فضایی و عملکرد آنها است که منجر به انعکاس ابعاد فرهنگی- اجتماعی جامعه در کالبد معماری می گردد. با این توصیف می توان چنین برداشت نمود که ارزش فضایی، ارتباط مستقیمی با ویژگی های فضایی از یک سو و نحوه استفاده ساکنین از آن از سوی دیگر دارد که این امر منجر به هدایت نظام های فعالیتی و الگوهای رفتاری ساکنان مختلف در آن می-گردد. از این رو، بررسی الگوهای رفتاری افراد استفاده کننده از فضاهای ساخته شده می تواند زمینه ساز خلق فضاهای مطلوبی شود که بیشترین بازدهی را برای استفاده کنندگان از آن فضا به همراه دارد. بر این اساس، این پژوهش درصدد آن است تا به بررسی مفهوم ارزش فضایی در خانه های سنتی ایران که به واسطه تنوع فعالیتی در فضاهای متعدد آن، حائز ارزش های متنوع و متفاوتی هستند، بپردازد؛ از این رو، راهبرد پژوهش، ترکیبی از نوع پیمایشی است؛ نخست در شهر شیراز به عنوان نمونه موردی به بررسی عامل شیوه زندگی با استفاده از منابع و اسناد تاریخی و کتابخانه ای، مشاهده و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با اساتید و متخصصین پرداخته شد؛ سپس عامل تفاوت فضا با استفاده از روش نحو فضا توسط نرم افزارهای ای گراف و دپث مپ مورد بررسی قرار گرفت؛ آنگاه می توان بر اساس منطق فازی در رویکرد ترکیبی محتوایی- نحوی و با استفاده از نرم افزار متلب به تحلیل مفهوم ارزش فضایی برای تمامی فضاها پرداخته و فضاهای هم ارزش را مشخص نمود. نتایج نشان می دهند که منطق فرهنگی- اجتماعی حاکم بر فضاها و تاثیرات عمیق منتج از آن بر ساختار فضا و روابط بین فضاهای موجود در هر پیکره بندی فضایی منجر به شکل گیری نظام های فعالیتی و الگوهای رفتاری ساکنان مختلف بنا می گردند و به واسطه تنوع فعالیتی در فضاهای متعدد خانه، حائز ارزش های فضایی متنوع و متفاوتی می گردند.
اسطوره ها دارای نمادها و نشانه هایی هستند که باعث باورپذیری اعتقادات و آیین ها در بین اقوام مختلف، در دوران های مختلف گردیده اند. نمادهای اسطوره ای به صورت داستان، هنر و فرهنگ در زندگی اجتماعی نمود پیدا می کنند و بیانگر دیدگاه های روان شناسانه در جامعه می گردند. از نظر ژیلبر دوران، اسطوره همانا نظامی است پویا از نمادها، کهن الگوها و نظامی که با تحریک محرکه هایی تلاش دارد که از طریق کهن الگوها و نمادها در اوج خود به روایت منتهی شود. تئاتر به عنوان رسانه ای مهم؛ قدرت اسطوره سازی را با ابزاری نظیر نقش و بازی بازیگران، صحنه و لباس و گریم به نمایش می گذارد. نمایشنامه ی شاه لیر یکی از شاهکارهای ادبی است که در این پژوهش اجرای نمایشنامه ی شاه لیر(2018 میلادی) با رویکرد اسطوره شناسی دوران، مورد نقد قرار می گیرد. هدف این پژوهش کنکاش در استخراج کهن الگوی غالب در وجود شخصیت شاه است و به دنبال یافتن جواب این سؤال است که عناصر نمادین در خلق شخصیت شاه لیر کدامند و چگونه می توان از طریق اسطوره سنجی ارتباط معنی داری را با مضمون اسطوره دریافت؟ این پژوهش از نظر ماهیت کاربردی و از نظر روش توصیفی تحلیلی است. ابزار گردآوری داده ها به روش اسنادی و مشاهده ی نمایشنامه صورت گرفته است. نتایج به دست آمده نشانگر آن است که عناصر نمادین در خلق شخصیت شاه لیر در نمونه ی آماری و با در نظر گرفتن اسطوره سنجی دوران، دارای دلالت های صریح و ضمنی مشهودی است که باعث ایجاد ارتباط بیشتر شخصیت با مخاطب خود شده است.
هدف این مقاله بررسی شالوده فرم موسیقایی از منظر حرکت و نیرو و تحلیل فرمال قطعه کادو، اثر فرانکو دناتنی با نوعی روش نشانه شناسانه است. ابتدا ماهیت نشانه موسیقایی مورد واکاوی قرار گرفته و مفهوم تداعی حرکت و نیرو (سینتیک) در موسیقی به عنوان نوعی نشانه در مثلث نشانه گان چارلز سَندرز پیرس بررسی می شود. مطابق روش نشانه شناسی پیرس، عناصری در موسیقی که تداعی حرکت و نیرو می کنند می توانند به نوعی معنادار تلقی شوند. در ادامه، ۱۹ واحد زمانیِ نمایه ای (تی–اس-یو) که توسط دلالند و همکارانش تدوین شده است، مبنای تحلیل فرمِ قطعه کادو قرار گرفته که آن را تحلیل سینتیکی نامیده ایم. این مقاله نشان می دهد که دناتنی با تکنیک برهمنهش به معنای همزمانی عمودی و مجاورت به معنای کنار هم گذاردن افقی، سه تی-اس-یوی زمان نامحدود «سنگینی»، «قصد شروع» و «وسواسگونه» را به عنوان مضامین اصلی حرکتی در فرم اثر خود القا می کند. آهنگساز بر اساس تفکر ریزومی، با مجاورت و برهمنهش این سه الگوواره، نوعی فرم غیر خطی می آفریند. همچنین لزوم کاربرد نشانه های سینتیکی به عنوان ابزاری در تحلیل فرمال آثار موسیقایی تبیین و در نهایت وجه تمایز مفهوم تکرار در موسیقی دناتنی از منظر پدیدارشناسانه تدقیق شده است.
بررسی و نقد کتاب درسی به دلیل جایگاه آن در دستیابی به اهداف نظام های آموزشی و آتار آن در کیفیت بخشی به محتوا های آموزشی و تربیتی، اهمیت ویژه ای دارد. بنابراین ارزیابی این منابع با بهره مندی از ملاک های دقیق ضرورت دارد. پژوهش حاضر مبتنی بر شاخص های علمی، کتاب" روش های تدریس تعلیمات دینی(هدیه های آسمانی) ، که توسط سازمان مطالعه و تدوین کتب دانشگاهی در علوم اسلامی و انسانی (سمت) برای رشته علوم تربیتی درسال1392منتشر شده را نقد کرده است . شاخص های منتخب شاملِ شاخص محتوایی، ساختاری، شکلی، زبانی و روشی است. نتایج پژوهش نشان می دهد: این کتاب نقاط قوت محدودی در شاخص های شکلی و زبانی دارد. اما نقاط ضعف بسیارجدی کتاب در همه شاخص های شکلی، زبانی، محتوایی، ساختاری و روشی کاملا آشکار است. از جمله می توان به عدم روز آمدی داده ها، اشکالات علمی، استنادات نادرست، عدم انسجام محتوا و غیر کاربردی بودن اشاره کرد. فقدان این شاخص ها به میزانی است که"علمی و آموزشی بودن " کتاب را رد می نماید. بنابراین این کتاب فاقد اصلی ترین ممیزه های کتاب درسی دانشگاهی است.پیشنهاد می شود مبتنی بر شاخص های کتاب درسی دانشگاهی و برنامه درسی تعلیم و تربیت دینی دوره ابتدایی، برای این درس کتاب جدیدی تالیف شود.
درعرصه ادبیات و سینمای ایران معاصر -کمابیش همانند جریان های هنری جهانی- عموماً ژانرها و رویکردهای هنری با حفظ وجوه تمایز خود زیست می کنند.بویژه فاصله میان رویکردهای عینیت گرایانه(objective) رئالیستی و رهیافت های ذهنیت گرایانه (subjective) عرفانی، باید ملموس تر باشدچرا که درنگاه اول، پیوند این دو متناقض به نظر می رسد،اما در اخیرا شاهد رخدادهایی هستیم که مرز ژانرهای ادبی و هنری کمرنگ می شودوبرخی متن های ادبی یافیلم ها به سوی بیناژانری حرکت کرده اند.درجریان های فکری بین الاذهانی جامعه مدرن،شکل گیری بیناژانری افزونتر ازادب و هنر کلاسیک و زمان تسلط رمانتیسم صورت گرفته است ودرمتن ادبی و هنری،مفاهیم یا درونمایه ها ومضامین ژانرهای مختلف رقیب،گاه باهم درآمیخته وآشتی کرده اند.درقلمرو فرهنگ،هنر وادب ایران، چنین آثاری ممکن است روابط بینامتنی استوار بامیراث های غنی ایرانی - اسلامی در عالم هنر و ادبیات پیدا کنند و در تراز سرآمدی جای بگیرند. فیلم خورشید مجیدمجیدی با تحولی بارز نسبت به دیگرآثار،واجدچنین ویژگی هایی شده است.مجیدی موفق شدقدسیت وشاخصه های عالم غیب رادر مؤلفه های ژانر رئالیستی فیلم خود؛بازبتاباند و ممزوج سازد در فضا و درونمایه ای عرفانی بنشاند و با این ترکیب نغز، فیلمی بیناژانری ونوآورانه عرضه کند.مسئله این پژوهش،کاویدن وجوه ظهور این بیناژانریت متمایزوبدیع است که به نظر می رسد بانظریه ها و مبانی تحولات متن پژوهانه دهه های اخیر سازگار باشد.روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی است و برمبنای نمادشناسی و باترکیبی از تحلیل گفتمان، نقدژانرونظریه های متن شناختی وبینامتنی،چهارچوب نظری آن شکل گرفته است.چشم انداز نتیجه تحقیق،نشانگرظهور شاخصههای بیناژانری رئالیستی – عرفانی درفیلم خورشیدمجیدمجیدی است و اودر این فیلم توفیق یافت تا واقعیت را با معرفت قدسی و عرفان و محبت باهم در بیامیزدواز حیث درونمایه،نوآوری و ژرف نگری ویژه ای رادر این فیلم به منصّه ظهور برساند.