بعداز انقلاب، شاهد تولد طنزهایی قوی هستیم که متعرض دشوارترین موضوعهای سیاسی جامعه شدهاند.
در مقام به کارگیری صحیح طنز در یک رسانه فراگیر، سهعامل باید گردهم آیند تا جایگاه واقعی برای این ابزار موثر در حفظ سلامت جامعه ایجاد شود:
1- شناخت دقیق شیوههای پردازش هنرمندان و روش های بیان تلطیف شده واقعیت های تلخ که ادبیات غنیما، طنزپرداز را از آن برخوردار میسازد.
2- آشنایی عمیق با مسائل و معضلات اجتماعی
"در تمام دنیا ، فقط یک مساله مطرح است .فقط یک مطلب . این که برای آدمی معنایی روحی بیابی و دردی و دلهره ای روحی .. دیگر نمی توان بی شعر و رنگ زیست و بی شور عشق.سرشت و طینت طنز دروغ ستیز است و شریف ترین و خستگی ناپذیر ترین مدافع راستی و درستی است.طنز بر نمایش دقیق وآگاهانه جانمایه درونی خود کهاز عینیت واقعیت بیرونی وتخیل نیرومند طنز پرداز و دخالت عنصر تازه مایه می گیرد، تکیه دارد اما در این نمایش هنرمندنه خود را ناگزیر می بیند که تنها به تصویر نمودهای خاصی از واقعیت بپردازد ونه بر آن است تا تجسم کننده وبیانگر خشک و بی روح رویدادها یا تضادها و پارهای آن واقعیت باشد .ما در یک اثر طنز آلود نه تنها با یک ادیب ، بلکه با یک هنرمند زبان شناس مواجهیم.
"
در زمانه ای موسوم به عصر ارتباطات و در روزگاری که کره ارض را به اندازه دهکده ای برش داده اند تا همه مردم از حال و مال و کار و بار هم آگاه باشند و در به هم زدن پلکی دست محبت به سوی هم یازند و درخانه قاره همسایه - هر چند آن سوی صورت الارض - به گاه دل خواه حاضر شوند و جام شوکران هجران را به آوای صوتی یا آبگینه تصویری با شیرینی وصال تاخت زنند تا غم غریبی و غربت در حاشیه آبی فراغت قربت به آرامش نشیند و .. آری در زمانه ای از این دست صدا وسیما بی رقیب ترین وسیله ارتباط جمعی است که راه خود را از کانون حوادث شهرها تا زیر جل ده کوره ها کشیده است .یکی از کاربردهای رایج طنز در انتقاد از نابسامانی های اجتماعی و ثبت حقایق تاریخی است .
درمطالعات نظری تلویزیون نوعی دستهبندی بسیار «عام» به نام برنامههای «کمیک» یا «خندهآور» وجود دارد. دراین دستهبندی بسیار عام، برنامههای متفاوتی قرار گرفته است که از نظر محتوایی بعضی میتوانند هزل گونه، کنایهدار یا... باشند. دستهبندی برنامههای خندهآور تلویزیونی براساس ژانرهای مختلف و مشخصههای ساختاریشان است نه براساس موضوع طنزآمیز، هزلگونه یا کنایهإار داستان. دراینجا سعی میشود چنین برخورد آکادمیکی ارایه شود.
برنامههای خندهآور تلویزیونی در اشکال گوناگونی ارایه میشود، بعضی برنامههای خندهآور تلویزیونی ریشه در (Slap-Stick) دارند که انواع پیشرفته آن حتی به شکل «صامت» بهوسیله بیبیسی(BBC)و تمیز(Themes)تهیهشدهاست.
نوع دیگر برنامههای خندهآور، ظهور کمدین در صحنه و خنداندن مخاطبان از طریق لطیفهگویی است. دراین نوع برنامهها گاه اشکال فیزیکی نیز که شباهت زیادی به دلقک بازیهای سیرک دارد، استفاده میشود.
اما یکی از اشکال نسبتا موفق و فراگیر برنامههای خندهآور درتلویزیون استفاده از یک گروه کمدین برای اجرای تکههای کمیک،کاملا مجزا و بدون ارتباط با یکدیگر است. مثلا مانتی پایتان(Monty Paythan) که یکی از انواع بسیار موفق این نوع برنامههاست حتی از گرافیک و نقاشی متحرک نیز استفاده میکند.دراین نوع آخر، پردههای نمایشی «بیربط» از طریق «هنرپیشگان ثابت» و«سیاست حاکم بر برنامه»به یکدیگر ربط داده میشوند اماهیچ کدام از اینها موفقترین ژانر خندهآور تلویزیونی نیست. دراین مقاله سعی میشود این شکل مهم ارایه طنز در تلویزیون بررسی شود.
این مقاله براساس تجارب شخصی نگاشته شده و هدف اصلی آن در مرحله اول تفسیر و تحلیل رفتار اطلاع یابی استفاده کنندگان بانکهای اطلاعاتی است, و در مرحله دوم سعی شده که با ارائه پیشنهادهای مفید, تعدیلی در رفتار اطلاع یابی استفاده کنندگان بانکهای اطلاعاتی ایجاد گردد. این امر در نهایت منجر به این میشود که استفاده کنندگان بتوانند سؤالات اطلاعاتی خود را, آن گونه که مفهوم اصلی کاوش درخواستی شان را برساند, به کاوشگران بانکهای اطلاعاتی انتقال دهند. نتیجه این کار, ارتباط صحیح بین استفاده کننده, کاوشگر و موضوع درخواستی است.
برای ایجاد فضای شاد و بیان انتقادهای سازنده و مطرحساختن واقعیتها و مشکلات اجتماعی، قالب طنز به عنوان قالبی جذاب و تاثیرگذار، مهمترین و رفیعترین جایگاه را دارد.
داستایوفسکی میگوید:«طنز آن است که خنده بر لب و اشک برچشم بنشاند.»
بنابراین هدف طنز صرفا خنداندن تماشاگر نیست بلکه ایجاد تفکر و هشدار و آگاه کردن مردم هم از هدفهای مهم طنز به شمار میرود.