توسعه بخش مالی و بانکی در اقتصاد از جمله الزامات رشد و توسعه اقتصادی است. تجربه بسیاری از کشورهای در حال توسعه، بیانگر رویکرد اصلاح گرایانه در ساختار نظام مالی و بهبود سیستم بانکی برای رونق بخشیدن اقتصاد در جهت رفع کمبودهای سرمایه گذاری می باشد. در این مقاله اثرات سیاست های آزادسازی (و یا محدودیت های) مالی و تغییرات نرخ بهره واقعی (سپرده ها و تسهیلات) بر توسعه بخش مالی در اقتصاد ایران برای دوره زمانی 82-1348 با استفاده از تکنیک اقتصادسنجی 1VECMمورد ارزیابی قرار گرفته است. یافته های این مطالعه نشان می دهد که ارتباط معنی دار و منفی بین محدودیت ها و یا کنترل ذخایر قانونی از طریق بانک مرکزی با توسعه بخش مالی وجود دارد. همچنین بین تغییرات نرخ بهره واقعی (تسهیلات و سپرده ها) بانک ها با توسعه بخش مالی ارتباط معنا دار داشته است. ضمن اینکه افزایش نرخ بهره واقعی در بازار غیررسمی منجر به کاهش تقاضا در این بازار و گرایش به سمت بازار رسمی (سیستم بانکی) و گسترش بازار مالی در اقتصاد ایران خواهد شد. بدین ترتیب نرخ واقعی بهره پایین تر، با در نظر گرفتن دیگر ملاحظات سیاستی، موجب افزایش سرمایه گذاری های بالقوه و هدایت صحیح منابع موجود کشور خواهد شد.
در این مقاله با استفاده از روش تحلیل رفتارهای عقلانی دیدگاه برخی از اقتصاددانان مسلمان درباره پیش فرض های نظریه تقاضا در علم اقتصاد مورد بررسی، و آنگاه معرفت شناسی مطلوبیت ارزیابی شده است و در نهایت چنین نتیجه گیری شده است که مطلوبیت به عنوان مبنای نظریه تقاضا درعلم اقتصاد و اقتصاد اسلامی فقط اختلاف مصداقی ندارند بلکه در شناخت مطلوبیت نیز تفاوت اساسی وجود دارد توجه به این تفاوت، تاثیر ویژه در نظریه پردازی نظریه تقاضا در اقتصاد اسلامی دارد.
رقابت پذیری معیاری کلیدی برای ارزیابی درجه موفقیت کشورها، صنایع و بنگاه ها در میدان های رقابتی سیاسی، اقتصادی و تجاری به حساب می آید؛ بدین معنی که هر کشور، صنعت یا بنگاهی که از توان رقابتی بالایی در بازارهای رقابتی برخوردار باشد، می توان گفت که از رقابت پذیری بالاتری برخوردار می باشد. در تحقیقات مختلف رقابت پذیری در سه سطح ملی (کشوری)، صنعت و بنگاه (سازمان/شرکت) مورد توجه قرار گرفته است که در این میان سطح بنگاه بیشتر از دو سطح دیگر مورد بررسی واقع شده است. در این مقاله نیز با عنایت به نقش کلیدی بنگاه ها در توسعه اقتصادی کشور، ضمن بررسی کلی رقابت پذیری در سطوح ملی و صنعت، به بررسی عمقی آن در سطح بنگاه پرداخته شده است. در این مطالعه به منظور شناسایی دقیق مولفه های رقابت پذیری بنگاه ها رویکردی دو بعدی در نظر گرفته شده است. در یک بعد سازه رقابت پذیری بنگاه مد نظر قرار گرفته و مولفه ها به تشکیل دهنده و تاثیرگذار تقسیم شده اند. در بعد دیگر رفتار بنگاه در راستای رقابت پذیری در نظر گرفته شده و مولفه ها در دو دسته راهبردی و عملیاتی مورد توجه قرار گرفته اند. ابتدا با بررسی پیشینه موجود، مولفه های رقابت پذیری بنگاه شناسایی، تلخیص، تلفیق و تکمیل گردید. در مجموع 28 مولفه ({16 مولفه تشکیل دهنده و 12 مولفه تاثیرگذار} و {15 مولفه راهبردی و 13 مولفه عملیاتی}) مبنای طراحی سوالات پرسشنامه قرار گرفت. با استفاده از داده های حاصل از پرسشنامه، اهمیت و وضعیت مولفه های رقابت پذیری بنگاه در فضای کسب و کار ایران از نظر خبرگان مشخص و در چارچوب مطالعه مورد تجزیه و تحلیل گردید تا اولویت و وضعیت فعلی هر یک از مولفه ها در فضای کسب و کار ایران مشخص گردد. نتایج بدست آمده حاکی از آن است که از نظر خبرگان کلیه مولفه های رقابت پذیری بنگاه در فضای کسب و کار ایران مورد تائید بوده، و اکثر این مولفه ها از اهمیت زیاد و وضعیت نامساعدی برخوردار می باشند. رتبه بندی مولفه های تشکیل دهنده و تاثیرگذار و راهبردی و عملیاتی مشخص گردیده و بر این اساس پیشنهادات کاربردی و علمی ارائه گردیده است.
اگر رویکردهای اصلی به حوزه دین و عمل اجتماعی را به دو دسته اصلی عرفی گرا و شریعت گرا تقسیم نماییم، آن گاه می توان رمضان البوطی را از جمله اندیشمندان بنام اهل سنت در حوزه شریعت گرایی و نقد عرفی گرایی معرفی کرد. در مقاله حاضر نویسنده با رجوع به منابع و متون منتشر شده به قلم بوطی، به بیان بنیادهای نظری و عملی اندیشه وی ـ که بر دینی کردن حیات اجتماعی انسان استوار است ـ پرداخته است. در این باره از اصولی چون عدالت خواهی، نفی سکولاریسم، نوگرایی دینی و بازگشت به اسلام اصیل به عنوان ارکان نظری؛ و از محافظه کاری، داشتن نگرش معطوف به قدرت، اصلاح طلبی و مصلحت گرایی به عنوان اصول سیاست عملی رمضان البوطی سخن گفته شده است.
در بررسی آراء عزیز نسفی یکی از مهم ترین موارد بررسی وجوه سیاسی در اندیشه عرفانی وی است. این مقاله به بررسی آراء شیخ عزیز نسفی (تولد احتمالی در 596 هـ .ق) یکی از عرفا و فلاسفه قرن هفتم هجری می پردازد که بسیار بر فکر فلسفی ایران مؤثر بود و به ویژه در تلفیق عرفان و فلسفه در ایران کوشید. این مقاله نشان می دهد که چگونه در ایران تفکر عزیز نسفی منجر به تأسیس اندیشه سیاسی بر مبنای اندیشه عرفانی شد. چنین می نماید که این جریان در ایران تداوم یافت و به جریانی مسلط تبدیل شد. اندیشه سیاسی نسفی را می توان اندیشه سیاسی عرفانی نامید و بدین ترتیب مقاله حاضر به بررسی وجوه تأثیرپذیری اندیشه سیاسی ایرانی از آراء عرفانی نسفی پیرامون امر سیاست می پردازد.
دغدغه های فزاینده و پایدار نسبت به حفظ و ارتقای امکان همزیستی مسالمت آمیز و عادلانه در سطوح فروملی، ملی و فراملی، اهمیت گفت و گو را به شکل بی سابقه ای برجسته کرده است. به همین دلیل، عوامل و زمینه های مؤثر بر گفت و گو موضوع پژوهش ها و بحث های گوناگون قرار گرفته است. از جمله این دسته عوامل، فناوری های ارتباطاتی ـ اطلاعاتی است که عرصه های مختلف زندگی اجتماعی را بیش از پیش تحت تأثیر قرار می دهد. موضوع بحث این مقاله تأثیر فناوری های ارتباطاتی ـ اطلاعاتی بر گفت و گو میان فرهنگ ها در حوزه عمومی مجازی است. در این چارچوب، استدلال می شود که هر چند ارتقای امکان برقراری ارتباط و داد و ستد اطلاعات امکان گفت و گو را ارتقا می دهد، محدود و مخدوش کننده آن هم است. محدودیت مورد نظر اساساً از توزیع نابرابر امکان های مرتبط با این گونه فناوری ها ناشی می شود و وضعیت خاص حوزه عمومی مجازی هم گفت و گو میان فرهنگ ها را مخدوش می کند.