تاتی خلخال و تالشی از هم متاثرند، اما مقدار این تاثیر در مناطق مختلف متفاوت است. شدت نزدیکی این دو گویش با یکدیگر عاملی برای مخفی ماندن حدود و ثغور جغرافیای زبانی این دو شده است، چنان که گاه گونه های تاتی در دل تالشی، و گونه هایی تالشی در دل تاتی یافت می شوند. دو روستای «اسکستان» و «اسبو»، از توابع شاهرود خلخال، از دیرباز در مسیر راه تالش و شاهرود قرار گرفته و ارتباط تنگاتنگی با تالش داشته اند، این دروازه در تحقیقات زبان شناسی تاتی و تالشی جدی گرفته نشده است.
این مقاله با توجه به دلایل مختلف زبان شناختی، اجتماعی و جغرافیایی در پی آن است که نشان دهد زبان دو گونه اسکستانی و اسبویی، برخلاف معروف، به نظر می رسد گونه ای از تالشی باشد. ویژگی ها و مؤلفه های مهم زبانی خاص تاتی و تالشی، سابقه ارتباط این دو منطقه با هم، ارائه شواهد و مثال هایی در چند بخش آوایی، ساختواژی، و واژگانی، و بررسی ملاحظات جغرافیایی منطقه مؤید این مدعاست.
در این مقاله نخست از حروف ربط همپایگی و انواع ساخت همپایگی و پیشینه مطالعات آن در زبان فارسی بحث شده است، سپس رویکرد چندهسته ای و رویکرد حرف ربط همپایگی به مثابه یک هسته نقشی مورد مطالعه قرار گرفته و به نارسائی های انگاره مشخصگر- هسته- متمم و افزودگی برای ساخت همپایگی اشاره شده است. در رابطه با نوع و بنیان همپایه ها تصریح می شود که همپایگی در هر سطحی حتی در سطح پایین تر از واژه نیز امکان پذیر است. بخش پایانی این مقاله نیز به شرح همپایگی به منزله حاصل از فرایند ادغام خالص به عنوان رویکردی نوین در ساخت همپایگی پرداخته شده است. براساس این رویکرد، همپایگی در هر سطحی میسر است و در تبیین داده های زبان فارسی رویکرد اخیر می تواند کارآمد باشد.
با وجود تعدد آثار و منظومه های حماسی- پهلوانی در ادب فارسی، نکته قابل توجه این است که عناصر معدودی شکل دهنده این آثار می باشند. البته این موضوع نکته تازه ای نیست و ساختارگرایانی چون استروس، فریزر، پراپ و دیگران نشان داده اند که در آثار مختلف، عناصر معدود و مشترکی وجود دارد.
در این مقاله، نبرد خویشاوندی در سه منظومه «رستم و سهراب»، «برزونامه» و «جهانگیرنامه» با رویکرد ساختاری مورد بررسی قرار گرفت و عناصر ثابت و مشترک آنها تعیین گردید که عبارتند از: رفتن اتفاقی پهلوان به دیار بیگانه، ملاقات اتفاقی با دختری در سرزمین بیگانه، ازدواج برون مرزی، رفتن پهلوان و ترک همسر، دادن نشانی به همسر، تولد نوزاد خارق العاده، روانه شدن فرزند به سرزمین پدر، همراهی دشمن، نیرنگ، شکست طلایه سپاه پدر توسط فرزند، فراخوانده شدن پدر توسط پادشاه جهت مقابله با فرزند، نام پرسی، نبردهای سه گانه، معرفی فرزند به پدر.
هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر عملکرد بانک کشاورزی و سازمان جهاد کشاورزی در میزان موفقیت کسب و کار های کوچک و متوسط کارآفرین در بخش کشاورزی در سال 1386 بوده است. جامعه آماری شامل 356 نفر از موسسان کسب و کارهای کوچک و متوسط کارآفرین در استان مرکزی (شهرستان فرمهین) بوده که بر اساس فرمول کوکران و با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی 100 نفر از جامعه تحقیق انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند.
یافته ها نشان داد که در میزان موفقیت کسب و کارهای کوچک و متوسط کارآفرین عاملهای توانایی رقابت با سایر کسب و کارها، کیفیت محصولات و توانایی مقابله با رویدادهای غیرمنتظره، سه اولویت اول اثرگذار و سخت گیری زیاد بانکها در پرداخت تسهیلات، عدم پرداخت بموقع اعتبارات و مشکلات دیوانسالاری اداری به ترتیب اهمیت به عنوان مشکلات راه اندازی این کسب و کارها مطرح هستند. همچنین بین عملکرد سازمان جهاد کشاورزی با میزان موفقیت در کسب و کار کوچک و متوسط رابطه مثبت و معنی داری مشاهده شد، اما بین عملکرد بانک کشاورزی و موفقیت کسب و کارها رابطه معنی داری به دست نیامد.
فرآیند انتخاب همسر یکی از حساس ترین رویدادهای دوران جوانی است و معمولاً فرد را در تعیین ملاک های معتبر و لازم و تطبیق ملاک ها بر فرد مورد نظر و تصمیم گیری نهایی دچار نوعی بحران و تعارض می کند. معیار ها، ملاک ها و ویژگی هایی که در انتخاب همسر باید در نظر گرفته شود دو دسته اند: ملاک هایی که جزء ارکان یک زندگی سعادت مندانه و خانواده کارآمد می باشند و ملاک هایی که شرط کمال اند. ملاک هایی که در این نوشتار به توضیح آن ها پرداخته شده است عبارتند از: ایمان و باورهای صحیح، تقوی، خلق نیکو، سلامت جسمانی و روانی، اصالت خانوادگی، زیبایی ظاهری و میل و علاقه، برخورداری از علم و دانش، تناسب زن و شوهر و صفات ویژه دختر.
برخی از ضروری ترین سؤالات سیاسی در خصوص اشخاص، نهادها و نظام سیاسی به حوزة روان شناسی مربوط می شوند و بسیاری از محققان با اتخاذ این رویکرد، به بررسی ابعاد شخصیت و روان کاوی رهبران سیاسی برای تحلیل و بررسی وضعیت گذشته، حال و آینده روی آوردند.
نگارنده با تطبیق نظریة روان شناسی کارن هورنای بر رفتار محمدرضا پهلوی، بر این باور است که عوامل ناهمگون محیطی و اجتماعی دوران کودکی محمدرضا شاه، و نگرش سلطه گرایانه و فقدان حمایت و محبت در زندگی منجر به شکل گیری راون رنجوری و اضطراب اساسی وی شد و شخصیت نابهنجار متأثر از گذشته باعث شد تا در دورة حکومت، با خودشیفتگی، تملق دوستی و عقدة خودبزرگ بینی، به دنبال سلطه بر دیگران باشد. در نهایت، ضعف شخصیتی وی باعث شد که نتواند با بهره گیری از قدرت موجود داخلی و حمایت های خارجی، نظام شاهنشاهی پهلوی را از فروپاشی نجات دهد.
مولانا جلال الّدین محّمد بلخی، از بزرگ ترین متفکران و سخن سرایان قرن هفتم هجری قمری است که دو اثر ارزندة بی مانند او، مثنوی معنوی و غزلیّات شمس، از بزرگ ترین آثار جهان بشری بشمار میرود. هر چند پیرامون چندی و چونی این دو اثر چشم گیر تاکنون پژوهش ها کرده و سخن ها گفته و نوشته اند؛ باز، جای پژوهش های تازه در پهنة ساختار درون مایه های شگفت انگیر آن ها، هم چنان باقی است.
این گفتار برآمد پژوهشی است گذرا در پنهة اندیشه و تخیل وعاطفه و احساس مولانا و ساختار شعر و زبان سحر آفرین او که جهانی را با نبوغ خویش مسخر و شگفت زده کرده است.