عموماً سطح توسعهیافتگی بخش کشاورزی یک منطقه در مناطق مختلف آن یک سان نیست، و در واقع در این زمینه نبود تجانس و ناهمگنی به چشم می خورد. این امر ضرورت مطالع ی ه روند توسعهیافتگی را در میان بخش های یک منطقه اجتناب ناپذیر می سازد.شناخت و بررسی امکانات و توانایی ها و در پی آن تعیین سطوح توسعهیافتگی مناطق مختلف نخستین گام در فرآیند برنامه ریزی و توسعه ی چونین مناطقی به شمار می رود. هدف کلی این مقاله تعیین سطوح توسعهیافتگی کشاورزی شهرستان های استان فارس از روش تاکسونومی عددی است. برای دستیابی به این هدف از 10 شاخص اصلی کشاورزی برای رتبه بندی شهرستان های استان استفاده گردید. آمار و اطلاعات این مطالعه از آمارنامه های کشاورزی استان و سال نامه ی آماری سال های 1382- 1386 به دست آمد. نتایج این مطالعه نشان داد که شهرستان های خرم بید، ارسنجان، مهر، و سپیدان نسبت به دیگر شهرستان ها درجه ی توسعهیافتگی بالاتری دارد و شهرستان های کازرون، لامرد، و قیروکارزین رتبه ی پایین تری دارند. شهرستان فراشبند نیز به علت ناهمگن بودن نسبت به شهرستان های دیگر حذف گردید. در نهایت راه کارهایی برای توسعه ی بخش کشاورزی شهرستان های مختلف داده می شود.
هدف از این مطالعه، بررسی رابطه بین سبک های رهبری و مدیریت منابع انسانی با تعهد سازمانی در دانشگاه اصفهان بود. جامعه آماری این پژوهش، کلیه اعضای هیئت علمی دانشگاه اصفهان (450 N=) در سال تحصیلی 89-1388 بوده که از میان آنان 152 نفر با روش نمونه گیری تصادفی تعیین شد. تحقیق از نوع توصیفی- پیمایشی و به روش همبستگی انجام شده است. ابزار های اندازه گیری، پرسشنامه تعهد سازمانی مایر و آلن (2002)، پرسشنامه منابع انسانی بوسیلی و همکاران (2001) و پرسشنامه چند عاملی رهبری بس و آوولیو (1994) بود. پایایی این پرسشنامه ها، در یک مطالعه مقدماتی با روش آلفای کرانباخ به ترتیب 87/.، 92/. و 81/. محاسبه گردید. یافته های این مطالعه نشان داد که رهبری تحولی به ترتیب با تعهد عاطفی و تعهد هنجاری رابطه دارد (217/0=R2) و (86/0=R2). و نیز بین رهبری تبادلی و رهبری کشکولی با تعهد پایدار رابطه وجود دارد (82/0=R2). همچنین از مجموع ابعاد منابع انسانی بعد مشارکت و امنیت شغلی با تعهد عاطفی رابطه دارد (88/0=R2) و بعد تقسیم اطلاعات و امنیت شغلی نیز با تعهد هنجاری رابطه دارد (321/0=R2). نتایج این مطالعه می تواند به مدیران گروه های آموزشی در کاربست مطلوب منابع انسانی و انتخاب سبک های رهبری اثربخش به منظور حفظ و تقویت تعهد سازمانی در اعضای هیئت علمی کمک نماید.
ارزشیابی از کیفیت تدریس اعضای هیأت علمی ابزاری برای شناخت توانایی آنان در تدریس، سنجش میزان یادگیری دانشجویان و ابزاری برای افزایش اثربخشی هیأت علمی در نحوه تدریس می باشد. به دلیل اهمیت موضوع، پژوهش حاضر به منظور شناسایی تجارب دانشجویان از کیفیت اجرای ارزشیابی رایانه ای در دانشگاه ها انجام شده است.
این پژوهش به شیوه توصیفی انجام شده است. جامعه پژوهش، کلیه دانشجویان 30 گروه آموزشی دانشکده های دانشگاه اصفهان که ارزشیابی رایانه ای برای مدت سه دوره برای آنها اجرا شده، می باشد. نمونه گیری بصورت هدفمند، 10 گروه آموزشی واقع در دانشکده های علوم پایه و علوم تربیتی بودند. اطلاعات مورد نیاز از طریق مصاحبه های گروهی جمع آوری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
نتایج پژوهش بیانگر آن است که نقاط قوت شامل: کاهش هزینه ها، آسان سازی محاسبات، امکان تکمیل فرم های ارزیابی فارغ از زمان و مکان کلاس و بدون فشار روانی ناشی از حضور استاد در هنگام تکمیل فرم و سهولت و نقاط ضعف شامل: عدم دسترسی سریع و راحت به اینترنت و وب سایت دانشگاه در زمانی که پرسشنامه ها باید تکمیل گردد، وجود اجبار در تکمیل پرسشنامه های ارزشیابی، از همه مهم تر وارد شدن با رمز عبور[1] دانشجویی و نگرانی احتمالی دانشجو از امکان شناخته شدن می باشد.
<br clear="all" />
[1]. Username-Password
مسئله اعتباریات از مسائل مهم در قلمرو فلسفه هاى مضاف به ویژه فلسفه حق، فلسفه سیاست، فلسفه حقوق و فلسفه اخلاق است. حقیقت اعتبار و امور اعتبارى، تمییز میان معانى گوناگون آن، ضرورت اعتبار، نخستین اعتبار، انواع اعتباریات، و سرانجام رابطه اعتباریات و صدق و کذب از مهم ترین مباحثى هستند که در بحث اعتباریات باید کانون توجه باشند.
اندیشمندان بسیارى درباره مسائل مزبور مباحثى ارزشمند مطرح کرده اند؛ اما دو تن از متفکران برجسته مسلمان، یعنى مرحوم غروى اصفهانى و علّامه طباطبائى دقیق ترین مباحث را در این حوزه انجام داده اند. این نوشتار، شرح و بررسى دیدگاه علّامه طباطبائى درباره مسئله اعتباریات را عهده دار است.
از آنجا که نفس آدمی از نظر بسیاری از حکما امری مجرد و بسیط است، مسئلة حرکت آن همواره ذهنها را بخود مشغول کرده است ارسطو این حرکت را به بسیاری از فیلسوفان پیش از خود نسبت داده است که با توجه به رویکرد طبیعت انگارانة آنان، این نسبت میتواند درست باشد. ارسطو که برخلاف افلاطون، مسئلة تجرد نفس در نظر او مبهم و دوپهلوست، هرچند نفس را محرّک دانسته است، اما حرکت بالذات آن را مطلقاً نادرست میداند و دربارة حرکت عرضی آن دیدگاههای نامشخص و ناهمگونی دارد. بنظر میرسد اولین جرقه های نظریة حرکت در جوهر نفس بدست خواجه نصیر طوسی، با استنباط از عبارتی از بوعلی زده شده است که سرانجام بدست توانای ملاصدرا شعله ور میگردد. ملاصدرا خود را در طرح این نظریه مبتکر نمیداند و پیشینة آن را در آیات قرآنی و در بین آراء عرفا و حکما ردیابی میکند. ابتکار او در این امر را باید در مبتنی کردن آن بر مبانی فکری و بویژه مبانی هستیشناختیی مانند اصالت، وحدت و تشکیک وجود و همچنین مبنا قراردادن آن برای طرح نظریه های ابتکاری در زمینة انسان شناسی و معرفت شناسی دانست؛ بگونهیی که میتوان گفت این نظریه مرکز ثقل علم النفس ملاصدراست و با محوریت آن، انسانشناسی، معادشناسی و معرفت شناسی دگرگون شده و با رویکردی متفاوت، مسائل نوینی را تجربه میکند و هنر اندیشه ورزی به بهترین وجه نشان داده میشود.
از گذشته دور قرآن پژوهان و مفسّران از روش های تفسیری گوناگونی که در طول سالیان بلند از مواجهه با فهم خطاب الهی استخراج کرده بودند، برای دست یابی به معانی آیات قرآن استفاده می کردند و تاکنون نیز خدمات ارزنده ای در این زمینه ارائه داده اند که راه گشای فهم معانی این کتاب آسمانی بوده است.
از سویی دیگر، دوره ی معاصر با آغاز روش های نقد ادبی، زبان شناسی و معناشناسی، روش هایی بعضاً جدید و متفاوت و با کارکردهایی نو در کشف معانی قرآن فراروی محققین و قرآنپژوهان قرار داده است. این روش ها هر چند حاصل کار زبان شناسان جدید است، ولی می تواند کمک بسیاری در جهت فهم دقیق تر معانی قرآن کریم به مفسّر کند. امّا این روش ها کدامند؟ چه دلایلی بر ضرورت بهره مندی از این روش ها در کنار روش های کهن و کلاسیک سنّتی در تفسیر قرآن وجود دارد؟
مقاله پیش رو، با روش کتابخانه ای و تجزیه و تحلیل داده ها، سعی دارد این روش ها را شناسایی کرده و دلایل دالّ بر ضرورت کاربرد آن ها در تفسیر قرآن را بیان دارد؛ به امید آن که بتواند در این راه گامی ولو کوتاه بردارد.
در قرآن آیاتی وجود دارد که مرگ را منحصر در «موتة الاولی» می داند(الدخان، 56، الصافات، 59). در مقابل، آیات دیگری از«دو بار مردن» سخن می گوید (غافر، 11). در تفسیر آیات فوق، مفسران اسلامی نظرات گوناگونی ارائه کرده اند که نه تنها با آیات دیگر قرآن تأیید نمی شود، بلکه غالباً با دیگر نظرات تفسیری ایشان نیز قابل جمع نیست. از آنجا که بر اساس فرمایش خداوند، آیات قرآن مؤید و مصدق یکدیگرند و امکان وجود تعارض در کلام خداوند حکیم به طور کلی منتفی است، نگارنده دراین نوشتار با استناد به آیات قرآن و روایات، ضمن بررسی تفاسیر گوناگون به تحلیل تعارض نمای مذکور پرداخته، از چگونگی ارتباط آن با «رجعت»، پرده بر می دارد.
حجیت فهم و تفسیر قرآن برای غیرمعصومین یا اختصاص آن به معصومین از موضوعات مورد اختلاف در میان فقها و محدثین شیعه بوده است. قائلین به حجیت فهم و تفسیر غیرمعصومین در مقابل مخالفان خود به روایاتی استناد کرده اند. در این مقاله، به بررسی دلالت برخی از این روایات می پردازیم که عبارت اند از روایاتی که امر به تمسّک به قرآن کریم می کنند، روایاتی که جایگاه قرآن را در حاکمیت بیان می کنند، روایاتی که شرط نافذ بودن شروط را عدم مخالفت آن ها با قرآن کریم می دانند، روایاتی در مورد استناد معصومین به قرآن برای سرزنش افراد، روایات دال بر لزوم عرضه روایات به قرآن کریم، روایات دال بر آموزش چگونگی فهم قرآن و آموزش تفریع و استنباط احکام از آیات به اصحاب، روایتی دال بر امکان تشخیص بهترین وجه معانی قرآن برای غیرمعصومین و روایاتی دال بر حجّت دانستن تفسیر قرآن به قرآن در زبان معصوم.
طبقه بندی مشتریان"" نیاز سازمانهایی است که مشترینوازی را محور اصلی فعالیت خود قرار داده اند. اما باید این طبقه بندی را از کجا به دست آورد؟
صاحبنظر برجستهی جهانی، وی کومار، مبتنی بر دو ویژگی الف) ارزش طول عمر مشتری، و ب) ارزش ارجاع مشتری، یک ماتریس ارائه میدهد که مشتریان را به 4 طبقه تقسیم میکند. ماتریسی که برخی دارای ارزش طول عمر بالایی هستند، و دیگران را نیز برای کالا یا محصوی ارجاع میدهند (قهرمانان).
قهرمانان، یعنی این گروه از مشتریان، آرزوی هر سازمانی است. با وجود این برخی مشتریان دارای ارزش طول عمر پایین، و ارجاع بالا یا پایین دارند؛ مشتریانی که با عناوین تبلیغکننده، خسیس ها، و توانگرها از آنان یاد میشود.
وظیفهی بازاریابها و سازمانهای مشترینواز آن است که نخست گروه مشتریان خود را تشخیص دهند، و سپس بکوشند تا آنان را به گروه قهرمانان تبدیل کنند.
برای دستیابی به چنین هدفی، مطالعهی روش وی کومار و اثر حاضر پیشنهاد میشود.
روابط عمومی"" هنر سازمانهای فکور و پرتجربه ای است که در کنار بازاریابی و تبلیغات، از این ابزار بانفوذ بیشترین بهره مندی را میبرند و در بازارهای پررقابت امروزی، گوی سبقت را از رقبای خود میربایند.
""روابط عمومی"" نگاه ظریفی به شایعه دارد؛ شایعه را یک واقعیت غیر قابل انکار در جوامع امروزی و سازمانهای کنونی میداند. از قدرت شایعه در تخریب زایی، سرعت انتشار آن، و میزان جاذبه و گیرایی آن بخوبی آگاه است. از همین رو با دست ورزیهای کاملاً هوشمندانه، هر روز در صدد مدیریت آن است تا بتواند واکنش رقبا را خنثی سازد و بر آماج افکار و قلب مشتریان راه یابد.
اثر حاضر بر آن است تا نقش شایعه را بیش از پیش بازگو کند و راههای مدیریت شایعه را از منظر اقداماتی که روابط عمومی میتواند انجام دهد، معرفی کند.
اعتماد عنصر کلیدی ارتباطات انسانی است که پیوند دهنده، قوام بخش و تضمین کنننده روابط انسانها در تمام سطوح و ابعاد است. اعتماد را می توان پیمان دو جانبه با دیگران در جهت کسب مقصد توصیف کرد. کمبود اعتماد در رهبری سازمانها بسیار مهم است. عوامل متعددی در ایجاد، حفظ و ارتقای اعتماد نقش ایفا می کند و اعتماد دارای سطوح مختلف و انواع متعددی است که در مقاله به آن پرداخته شده است. الگوی مورد استفاده برای اعتماد در نظریات شهید مطهری الگوی ارتباطات چهار گانه است. با بهره گیری از روش تحقیق توصیفی و شیوه تحلیل محتوای متن از آثار منتخب شهید مطهری مضمونهای مرتبط با اعتماد استخراج شد. این مضامین در چهار مقوله اعتماد به خدا، اعتماد به دیگران، اعتماد به نفس و اعتماد به طبیعت دسته بندی گردید. به روش تحلیلی با استفاده از مضامین به دست آمده برخی کاربردهای مدیریتی اعتماد در سازمان برشمرده و ارائه شده است.
تحولات اقتصاد ایران در نیمه ی دومِ حکومت قاجاریه، حوزه های مختلف کشور را دستخوش تغییر کرد. کشاورزی نیز مانند دیگر عرصه های اقتصادی و اجتماعی، از این تغییرات متأثر شد. بررسی تأثیر تحولات اقتصادیِ قاینات در نیمه ی دوم حکومت قاجاریه بر کشاورزیِ این ولایت و پیامد های آن، مسئله پژوهش حاضر است. بنا بر یافته های این پژوهش، به دنبالِ توسعه ی دادوستد های خارجی و داخلی که ولایت دورافتاده و مرزیِ قاینات را به حلقه ای مهم در تجارت روسیه، هند بریتانیا و ایران در شرق کشور در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم تبدیل کرد، کشاورزیِ این ولایت نیز به سوی تجاری شدن سوق یافت. افزایش تولید محصولات صادراتی مانند تریاک، زعفران و ابریشم و کاهش تولید اقلام ضروری مانند گندم و جو از مشخصه های این روند جدید بود.