به منظور بررسی پراکندگی فضایی بارش ها و دماهای بحرانی کشور، امار روزانه بارش و دمای همه ایستگاه های دارای امار بلند (حد اقل 30 سال) در دوره اماری موجود ازسازمان هواشناسی به صورت کنترل شده دریافت شد. شاخص های بحران اقلیمی به صورت روزهای شرجی، روزهای سرد، روزهای یخی، روزهای گرم، شبهای گرم، آستانه بارش های روزانه سنگین، و سهم بارش های سنگین از بارش سالانه تعریف شدند. نتایج تحقیق نشان داد که هر نقطه ای از کشور حداقل از نظر یک شاخص اقلیمی دچار بحران است. بحران های دماهای بالا در سواحل جنوب و مناطق مرکزی فراوان هستند، اما بحران های سرما در نواحی کوهستانی شمال غرب و مناطق کوهستانی زیاد است. بحران های بارشی درهمه جای کشور پراکنده است. بر اساس نتایج تحقیق در همه جای کشور حداقل 40 درصد از سال بحران اقلیمی وجود دارد. نکته ای که مدیران و برنامه ریزان باید به ان توجه ویژه ای داشته باشند. چون بدون شناخت این بحران ها نمی توان برنامه ریزی مناسب و عملی انجام داد.
شهرها دائما در معرض خطر احتمالی بروز انواع مختلفی از مخاطرات محیطی هستند. بر این اساس بررسی و تحلیل مناطق و نواحی آسیب پذیر در چارچوب تحلیل فضایی شهر به منظور کاهش ابعاد تلفات جانی و مالی ضروری است. انجام چنین اقداماتی در سایه شناخت و تفکیک مناطق پر مخاطره از سایر مناطق و محلات برای انجام اقدامات مناسب در هر محله است. هدف اصلی این پژوهش بررسی و تحلیل فضایی آسیب پذیری کالبدی و اجتماعی-اقتصادی در سطح محلات 16 گانه شهر بابلسر است. روش این مقاله توصیفی- تحلیلی است. داده های مورد استفاده از طریق منابع کتابخانه ای، طرح جامع و تفضیلی و سیستم اطلاعات جغرافیایی شهر بابلسر و کار میدانی جمع آوری شده است. به منظور تعیین ضریب آسیب پذیری کالبدی و اجتماعی- اقتصادی از روش تحلیل چند معیاره SAW استفاده شده است. بر اساس نتایج به دست آمده، آسیب پذیری کالبدی محلات بی بی سرروزه، کاظم آباد و جوادیه به ترتیب با 57.01، 56.87 و 56.12 به عنوان آسیب پذیرترین محلات هستند. محلات شهرک ساحلی، شهرک دانشگاه و شهرک قائم با 18.4، 19.3 و 23.25 دارای کمترین میزان آسیب پذیری می باشند. همچنین نتایج بدست آمده، محلات بی بی سروزه، کاظم آباد و جوادیه به ترتیب با ضریب آسیب پذیری 27.49، 25.92 و 23.93 دارای بیشترین ضریب آسیب پذیری از لحاظ شاخص های اجتماعی- اقتصادی را دارا می باشند و محلات شهرک ساحلی، شهرک دانشگاه و شهرک قائم با ضریب 3.67، 4.42 و 7.36 کمترین آسیب پذیری را دارا هستند.
یکی از مهمترین زیرساختهای سیستم حمل و نقل، پارکینگها هستند که نقش عمده ای در کاهش پارک حاشیه ای و روانی ترافیک ایفا می کنند. پارکینگ ها زمانی می توانند کارایی لازم را داشته باشند که در مکان مناسبی احداث شوند. مدیریت پارکینگ یکی از مهمترین ابزار در مدیریت شهری است. سیستم اطلاعات جغرافیایی که علم و فناوری تجزیه و تحلیل داده های مکان مرجع می باشد، توانایی تلفیق تعداد زیادی پارامتر را به صورت همزمان دارد. سیستم اطلاعات جغرافیایی، سیستمی مناسب جهت تصمیم گیریهای چندمعیاره مانند مکان یابی می باشد. از مشکلات رایج در فرآیندهای مکان یابی با استفاده از GIS ، انتخاب روش وزن دهی و روش تلفیق مناسب لایه ها می باشد. در این مقاله ضمن ارائه الگوی مناسب جهت مکان یابی بهینه پارکینگ در ناحیه 4 منطقه 15 تهران بوسیله GIS به مقایسه روشهای مختلف وزن دهی لایه های مکان یابی پارکینگ، نیز پرداخته شده است. با استفاده از روشهای وزندهی نظیر همبستگی آماری، Fuzzy AHP ، AHP Three degree و Structured AHP چهار سناریوی مکان یابی پارکینگ ایجاد شده و برای تبدیل مساحت سناریو در هر کلاس به امتیاز، مساحتهای به دست آمده برای هر سناریو را با توجه به روشهای استاندارد کردن به سه کلاس مطلوبیت بالا، متوسط و پایین تقسیم گردید. در نهایت با توجه به روشهای محاسبه شده، سناریوی دوم یعنی روش وزندهی Fuzzy AHP مناسبترین سناریو در مکان یابی پارکینگ در منطقه مورد مطالعه بود.
آلودگی بیش از حد هوا و محیط زیست در دهه های اخیر ، باعث شده تا اکثر کشورهای جهان به مصرف انرژی های پاک روی آورند. یکی از این انرژی ها ، گاز طبیعی می باشد که به علت ویژگیهای ذاتی، به ویژه سازگاری با محیط زیست، میزان مصرف آن در جهان افزایش یافته است. منطقه خلیج فارس با دارا بودن 40 درصد گاز جهان، بزرگترین دارنده گاز جهان به شمار می رود. بر این اساس هدف از این پژوهش بررسی پتانسیل های گاز طبیعی در همگرایی منطقه خلیج فارس می باشد. برای انجام این تحقیق از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شده است و نتایج تحقیق بیانگر آن است که گاز طبیعی از جمله عواملی است که نقش مهمی در روابط کشورهای منطقه خلیج فارس ایفاء می کند، چرا که به همراه نفت ثروت مشترک کشورهای منطقه می باشد و همکاری در یک زمینه اقتصادی، موجب همکاری در سایر زمینه ها خواهد شد. خطوط لوله گاز با ایجاد منافع مشترک برای کشورهای که خطوط لوله گاز از آنها عبور می کند، همگرایی را در بین آنها افزایش و اختلافات سیاسی را کاهش می دهد و باعث پیشرفت و توسعه اقتصادی این کشورها خواهد گشت. مشارکت و توسعه همکاری های منطقه ای در زمینه اکتشافات، استخراج و بهره برداری از میادین گازی، علاوه بر اینکه باعث رشد و توسعه اقتصادی کشورهای منطقه می شود، بر روابط سیاسی کشورهای منطقه نیز تاثیر بالقوه ای می گذارد و باعث افزایش همگرایی در منطقه می شود.
موضوع این تحقیق بررسیِ توصیفات و وقایع چهارباغِ مشهد در متون تاریخی از زمان بنای آن در دوران شاهرخ تیموری تا تخریب آن در اوایل دوره قاجار است. در همین راستا ابتدا در رابطه با مفهوم و پیشینه چهارباغ مقدمه ای ذکر می گردد و در ادامه مطالبی که در مورد چهارباغِ مشهد در کتب تاریخیِ ادوار تیموری، صفوی، افشاری و قاجار نقل شده، مورد بررسی قرار می گیرد تا بدین وسیله ابعاد تاریخی و مهمترین وقایع رخ داده در چهارباغِ مزبور که بعضا بر سرنوشت کل ایران تاثیر گذارده، بهتر شناخته شده و مورد ارزیابی قرار گیرد. از مهمترین مقاطع تاریخیِ این چهارباغ می توان به اواخر دوران صفوی و دوران افشار اشاره کرد که شهر مشهد به عنوان پایتخت ایران و عمارت چهارباغ به عنوان تختگاه حکومتی، نقش مهمی در تاریخ ایران ایفا کرده است. اوضاع پریشان ایران بعد از حمله افاغنه و جابجایی های سریع قدرت در اواخر دوره صفوی به خوبی در وقایعِ عمارتِ حکومتی چهارباغ بازتاب یافته است. یافته های تحقیق از یکسو حاکی از این واقعیت است که فضاهای چهارباغِ امروزی مانند چهارباغ صفویِ شهر اصفهان که بیشتر به عنوان خیابان شناخته می شوند، در دوران تیموری به عنوان کاخ- باغ ساخته می شدند که چهارباغ مشهد نیز در ابتدا از همین نوع بوده است. اما سیر تحولات شهر مشهد از دوران صفوی به بعد منجر به تغییراتی در فضا و مفهوم چهارباغ شده و آن، مطرح شدن کارکرد دارالحکومه یا مقرِ حاکم شهر و در ادامه تختگاه حکومت نادرشاه و جانشینان وی می باشد. از دیگر سو مرور وقایع چهارباغ مشهد در اواخر صفوی تا تشکیل سلسله قاجار، نشان دهنده موقعیت یگانه و تاثیرگذار شهر مشهد در این مقطع زمانی از تاریخ پرفراز و نشیب ایران است که شایسته شناخت و تحلیل بیشتر است.
مفهوم «پاتریمونیال- بوروکراتیک» (Patrimonial-Bureaucratic)در جامعه شناسی وبر یکی از مهمترین مدل های کشورداری در جوامع «سنتی» (Traditional)است. نظام های سیاسی پاتریمونیال-بوروکراتیک که خود گونه ای از نظام های پاتریمونیال است، دارای دو خصلت به ظاهر متضاد، اما مکمل هم هستند؛ یکی جنبه خودکامگی نظام های مذکور است که با توجه به آن حکومت عرصه خودکامگی حاکم پاتریمونیال می شود و دیگری ویژگی بوروکراتیک بودن این نوع نظام هاست که آنها را از نظام های سیاسی دیگر متمایز کرده، برتری می دهد. با عنایت به این تعریف مجمل از ساختار پاتریمونیال- بوروکراتیک و با استناد به روش تاریخی در گردآوری اطلاعات و روش تعلیل و مفاهمه و تلفیق آنها نظام سیاسی دولت ساسانی بر مبنای مشخصه های مذکور در یک نظام پاتریمونیال- بوروکراتیک مورد ارزیابی و بررسی قرار خواهد گرفت. در این بررسی سعی خواهد شد تا در حد امکان علل و عوامل شکل گیری شاهنشاهی ساسانی و میزان انطباق و یا عدم انطباق آن با نظریه پاتریمونیالیسم-بوروکراتیک ماکس وبر مورد تحلیل و تعلیل قرار گیرد. عقیده نگارندگان برآن است که نظام سیاسی شاهنشاهی ساسانی در قسمتی از حیات خود یعنی از دوره زمامداری شاپور دوم تا پایان پادشاهی خسرو انوشیروان غالب ویژگی ها و مشخصات نظریه پاتریمونیال - بوروکراتیک را دارا بوده است.
e years 1957 to 1960 were one of the most critical periods of the contemporary history of
Iran from the viewpoint of its foreign relations. is is largely due to the fact that this period
coincided with the attempts of other countries to increase their dominance over Iran. During
this period, Iran was struggling with countries like the Soviet Union, Iraq, Egypt and
the United States in its foreign relationships. Iran’s relations with the Soviet Union, Iraq and
Egypt were similar to each other, involving uctuations, con icts, strains and even complete
breaks. During these years, a negative aspect of Iran’s foreign policy was the wide gap created
in relations between Iran and Arab countries including Egypt. Mohammad Reza Shah’s foreign
policy in the region, and his relations with Israel, had resulted in this wide gap and had caused
some Arab countries to openly express their dissatisfaction. ese relations were most strained
during the presidency of Gamal Abdel Nasser in Egypt. At the same time, Iran had very close
relations with the U.S. which led to Iran’s increased dependency on the U.S.
e aim of the present research is to study the role of Iran’s foreign ministers in Iran’s relations
with the other countries which aimed to dominate Iran or maintain ties with it during 1957-
1960, and the condition of Iran’s foreign policy in this period. e -ndings of this research
show that the foreign ministers did not have an e ective role in Iran’s foreign policy because
the main policymaker was Mohammad Reza Shah himself, and the main function of his foreign
policies was to protect his government, not the national interest
Purpose:
records catalogues at the National Archives of Iran and the level of their conformity with the
International Standard Archival Description (ISAD).
e present research is aimed at identifying descriptive elements of the archival
Methodology:
standards, and interviews are employed for gathering research data. e results are presented
in tables and -gures through descriptive statistical methods (frequency and percentage).
e research community included researchers and experts in arrangement and description
of records, manuals, and cataloging worksheets of the archival records existing in National
Library and Archives of Iran.
is research was based on analytical survey. A checklist, the rules of archival
Findings:
with ISAD. e research -ndings also show that information elements including “Author
Name” (16.62%) and “Descriptors” (91.26%) are consistent with documentation tools.
8.8% of these information elements are not documented at all. In the eyes of the experts of
arrangement and description of documents, cataloging of archival documents based on ISAD
has improved the methods of organizing documents.
Conclusion: Applying this standardized method of archival description has led to better retrieval
of the related documents.
is research displays the conformity of descriptive elements in the studied worksheets
Purpose:
documents in Tehran’s archival centers.
e present research aimed to evaluate the status of indexing the written archival
Methodology:
was used as the tool for gathering information. e study community contained 100 indexers
working in Tehran’s archival centers who answered the questionnaire.
e research applied the method of descriptive survey and a questionnaire
Findings:
and natural languages for indexing and 65 percent of the indexers in archival centers have
their own indexing policy. It also shows that 80 percent of the indexers use indexing tools for
documentation of the archival records. 46.25 percent of these indexers have evaluated the compatibility
of indexing aids with the subject content of records and their terminology as average.
38.75 percent of them have evaluated that the indexing tools meet the users’ needs to a high degree.
e -ndings also show that the Persian Cultural esaurus (ASFA) is the most frequently
used (68.8%). Among indexing systems, electronic work sheets are used most frequently and
Rasa so ware is the most popular tool for indexing the records (82.46%).
e -ndings of this research show that 42 percent of the indexers apply both controlled
Conclusion:
and concepts in indexing tools, and also poor communication between the indexers of
archival centers.
e existing inadequacies are mostly related to lack of updating the terminologies
میزان آمادگی یک جامعه یا سازمان برای مشارکت و بهره مندی از توسعه فنّاوری های اطلاعات و ارتباطات، آمادگی الکترونیکی تعریف می شود. هدف از انجام پژوهش حاضر، ارائه شاخص هایی برای سنجش سطح آمادگی الکترونیکی کتابخانه های دانشگاهی است. در همین رابطه، متون و منابع منتشرشده در حوزه آمادگی الکترونیکی مورد بررسی قرار گرفت که درنهایت مدل IUP (Information Utilization Potential ) به عنوان مرجع مورد استناد قرار گرفت. سپس، با استفاده از روش دلفی و با بهره گیری از نظر خبرگان حوزه کتابداری و اطلاع رسانی، شاخص های سنجش آمادگی الکترونیکی متناسب با کتابخانه های دانشگاهی ارائه شد. پس از مناسب سازی و انجام تجزیه و تحلیل های آماری، شاخص هایی در قالب 5 بعد اصلی (شامل سازمان و مدیریت، نیروی انسانی، اطلاعات، فنّاوری های اطلاعات و ارتباطات، و ارتباط با محیط ) شامل 82 شاخص فرعی مورد تأیید قرار گرفت. امید است نتایج حاصل از یافته های پژوهش حاضر بتواند ابزار مناسبی را برای متولیان و پژوهشگران حوزه فراهم بیاورد.
در دو دهه اخیر، شاهد طراحی و توسعه انواع پایگاه های اطلاعاتی در ایران بوده ایم. در این راستا، بسیاری از مراکز ملی اطلاع رسانی از جمله کتابخانه ملی، پژوهشگاه علوم و فنّاوری اطلاعات، مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فنّاوری، کتابخانه های مرکزی دانشگاه ها، سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی، نهاد کتابخانه های عمومی کشور، و ... اقدام به ایجاد پایگاه های گوناگونی کرده اند تا بتوانند منابع و خدمات خود را در محیط الکترونیکی برای کل کشور و حتی فراتر از سطح ملی قابل دسترس سازند. این روند، خوشبختانه رو به رشد بوده و در سال های اخیر سرعت گرفته است. به موازات آن، جامعه کتابداری نیز تلاش کرده است تا این پایگاه ها را مورد ارزیابی قرار دهد. در این زمینه، شاهد تعداد قابل توجهی از پایان نامه های ارشد و دکتری بوده ایم که هر یک به موضوع و جنبه ویژه ای از پایگاه های اطلاعاتی پرداخته اند. یافته های کلی این پژوهش ها بیانگر آن است که پایگاه های طراحی شده با معیارهای کیفی و استانداردهای ساختاری فاصله دارند و به همین دلیل، میزان استفاده از آنها و نیز میزان رضایت کاربران در حد مطلوب نیست. زمینه های مورد بررسی آن پژوهش ها بیشتر به محیط رابط کاربر، محتوای اطلاعاتی (اطلاعات کتابشناختی، چکیده، متن کامل)، روزآمدی اطلاعات، شیوه های سازماندهی اطلاعات (چکیده نویسی و نمایه سازی)، و مواردی از این قبیل مربوط است. از سوی دیگر، نگاهی به این پایگاه ها که بیشتر از طریق وب سایت مراکز اطلاع رسانی و یا کتابخانه های مرکزی قابل دسترس است حاکی از آن است که گوناگونی ساختار و محیط رابط پایگاه ها و نیز استانداردهای ذخیره و بازیابی اطلاعات (فرمت ورود و ذخیره) بسیار متفاوت است، به شکلی که استفاده از آنها را کاهش می دهد و یا دشوار می کند. این وضعیت همچنین، امکان داده کاوی و یا تبادل اطلاعات را بسیار دشوار و یا غیرممکن می سازد
افراد مختلف برداشت های متفاوتی از پدیده های یکسان دارند و وجود این ادراکات متفاوت پایه های متفاوتی را برای رفتار افراد شکل می دهند. در این مقاله، با بهره گیری از رویکرد کیفی و روش پدیدارنگاری، مفاهیم متفاوت مشارکت کنندگان (برنامه ریزان دولت الکترونیک) از پدیده شفافیت اطلاعات به وسیله مصاحبه های نیمه ساختاریافته به دست آمده و مطابق با چارچوب روش پدیدارنگاری، در قالب هفت طبقه توصیفی متفاوت که نشان دهنده هفت مفهوم متفاوت از پدیده شفافیت اطلاعات هستند، ارائه شده است. گرایش بیشتر مشارکت کنندگان بر مفهوم ""دانای کل"" از شفافیت اطلاعات که متضمن تعیین یک سویه اطلاعات ارائه شده به کاربران سامانه دولت الکترونیک است، از جمله نکات عمده ای است که این مطالعه به آن دست یافته است که می تواند دال بر اقدامات منفرد نسبت به شفافیت اطلاعات در روند استقرار دولت الکترونیک در کشور باشد.
سعدی باب هفتم «بوستان» را با عنوان «در عالم تربیت» به منظور تعلیم شیوه های تربیتی و اخلاقی سروده است. عموم محققان بر این باورند که آثار سعدی، از جمله این باب از بوستان، متاثر از فرهنگ عربی و اندیشه های اسلامی است.
در این مقاله نشان داده ایم که سرچشمه های فکری سعدی در مسائل تربیتی، به همان اندازه که با فرهنگ عربی تطبیق دارد، با اندیشه های ایرانی نیز هماهنگ و همسو است.
از نتایج این پژوهش، لزوم توجه به منابع عربی برای کشف دیدگاه های ایرانیان باستان و تاثیر آن در ادب فارسی است. تقدم زمانی دیدگاه های ایرانی بر اندیشه های عربی و اسلامی، نشان می دهد که مردم ایران زمین با بسیاری از امور اخلاقی و تربیتی، که امروزه اسلامی و یا عربی محسوب می شوند، آشنا بودند؛ همچنین این دیدگاه ها توانسته اند پا را از حوزه فرهنگ ایرانی و متون پهلوی فراتر بگذارند و وارد فرهنگ و ادب عربی بشوند. متاسفانه اشاره به دیدگاه های ایرانی در شرح و تحلیل متون ادب فارسی سخت مورد بی مهری محققان قرار گرفته و لازم است که در کنار تحلیل های مبتنی بر تاثیرپذیری ادب فارسی از ادب عربی، به فرهنگ ایرانی نیز توجه لازم صورت گیرد
اسکاچ پل، وقوع انقلاب های اجتماعی را ناشی از ساختارهای داخلی و بین المللی میداند و درصدد نفی حضور رهبری، نفی ایدئولوژی انقلابی و نفی ذهنیت هدفمند از ابتدای انقلاب است و بر این جمله تأکید میکند که انقلاب ها ساخته نمیشوند بلکه آنها میآیند. این مقاله با بررسی مبانی مورد توجه این نظریه پرداز درپی اثبات این مطلب است که تفاوت در مبانی، موجب تغییر در اصل نظریه خواهد شد. آنچه در این مقاله مورد بررسی است مبانی معرفت شناختی، هستیشناختی، انسان شناختی، مبانی دین شناختی، مبانی فلسفه اجتماعی و روش شناسی است که با تغییر این مبانی و جایگزینی مبانی اسلامی، اصل نظریه نیز تغییر خواهد یافت.
مقاله حاضر در پی یافتن پاسخ این سؤال است که چه نسبتی میان گفتمان پست مدرنیسم و انقلاب اسلامی و نظام برآمده از آن وجود دارد؟ فرضیه مقاله این است که دو گفتمان مذکور با منطق و روش های مختلف، مبانی و مفروضات فراروایت توسعه و نوسازی مدرن را به چالش کشیده اند و این اشتراک در نقد و به چالش کشیدن الگوی توسعه مدرن، موجب هم پوشی دو گفتمان مذکور گردیده است.
باید به این نکته توجه داشت که مقاله حاضر در پی این همانی کردن میان انقلاب اسلامی و پست مدرنیسم نیست، بلکه هدف نوشتار حاضر بررسی انتقادات دو گفتمان پست مدرنیسم و انقلاب اسلامی به دشمنی مشترک به نام مدرنیته و به طور دقیق تر الگوی توسعه مدرن است.