پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش منبع کنترل بر تفکر انتقادی دانش آموزان دوم و سوم دبیرستان بر اساس جنسیت و رشته تحصیلی انجام شده است. آزمودنی های پژوهش 463 نفر از دانش آموزان دختر و پسر شهر ساری بودند که با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شده بودند. گردآوری داده ها به کمک پرسش نامه منبع کنترل و پرسش نامه تفکر انتقادی کالیفرنیا انجام شد. داده های پژوهش با بهره گیری از مستقل و تحلیل واریانس دوراهه تحلیل گردیدند. یافته ها نشان دادند که t شاخ های آماری آزمون بین دانش آموزان دارای منبع کنترل درونی و بیرونی ازنظر تفکر انتقادی تفاوت معنی داری وجود ندارد. اما بین میزان تفکر انتقادی دانش آموزان رشته های علوم انسانی، ریاضی و علوم تجربی تفاوت معنی داری وجود دارد.
کانت در فلسفه نقادی، تلقی متفاوتی از مفهوم جوهر ارائه داده است. به عقیده وی، این مفهوم در تلقی های مابعدالطبیعی فیلسوفان پیشین، به عنوان مفهومِ همواره موضوع، تحلیل و تعریف شده است، حال آنکه این تلقی، هیچ گونه معرفت محصلی در باب جوهرهای طبیعی اعیان ارائه نمی دهد. در مقابل، کانت با طرح شاکله مقوله جوهر و لحاظ اصلی ویژه برای آن، مفهومی استعلایی از این مقوله ارائه کرده است. بنابراین تلقی، مفهوم جوهر همواره در نسبت با زمان و به عنوان یکی از مقوّم های پیشینی ذهن مورد استفاده قرار می گیرد. ساختن تجربه، اتصال ضروری کیفیات در عین، حفظ هویت عین در طول زمان، یکنواختی طبیعت، حصول تصور کلی و متعین زمان و خدمت به دو اصل علیت و مشارکت، از جمله عملکردهایی است که مفهوم جوهر و اصل ثبات جوهر در رویکرد استعلایی ذهن ایفا می کند. در این نوشتار تلاش شده است این عمکردها تبیین و به منظور نشان دادن تأثیر ابتکارات کانت بر جریان های فلسفی معاصر، با برخی از دیدگاه های معاصر در فلسفه تحلیلی مقایسه شود.
سرمایه گذاری به عنوان موتور رشد و توسعه اقتصادی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. لازمه رشد اقتصادی، تولید بیشتر و سرمایه گذاری افزون تر است. در این میان بخش خصوصی و بخش دولتی به عنوان سرمایه گذاران عمده اقتصاد ایران با شرایط و رویکردهای متفاوت می توانند اثرات متفاوتی برجای بگذارند. در یک سو دولت قرار دارد که به پشتوانه درآمدهای نفتی و در اختیار داشتن زیرساخت های عمومی، در سرمایه گذاری های خود باید منافع اجتماعی را در اولویت قرار دهد و در سمت مقابل نیز بخش خصوصی قرار دارد که در رقابت با دولت بیشتر به نرخ بازدهی سرمایه گذاری توجه می کند و هرگونه سیاست غلط دولت، نسبت بازدهی این بخش را به شدت کاهش می دهد. در این تحقیق با استفاده از داده های دوره زمانی 1386-1338 و بهره گیری از یک روش توزیع تأخیری به تخمین دوره زمانی بازدهی سرمایه گذاری بخش دولتی و خصوصی ایران به منظور ارائه پیشنهادات مناسب به سرمایه گذاران و همچنین ارائه معیاری برای سنجش مدیران سرمایه گذار پرداخته ایم، که نتایج به دست آمده نشان می دهد، ضمن اینکه دوره بازدهی برای تمامی بخش ها از یک تابع درجه 2 تبعیت می کند، طول بازده سرمایه گذاری برای بخش خصوصی 7 سال و برای بخش دولتی 10 سال است. همچنین بیشترین نسبت بازدهی برای بخش خصوصی در دوره چهارم و برای بخش دولتی در دوره پنجم به دست می آید.
در این مطالعه با درنظر گرفتن دارایی های خانوارها شامل سپرده های بانکی، اوراق مشارکت، سهام، ارز، سکه و مسکن طی دوره 1390-1370 و با به کارگیری مدل میانگین واریانس، با استفاده از نرم افزار متلب ترکیب بهینه سبد دارایی ها استخراج شده است. نتایج نشان می دهد: افراد کم ریسک 68 درصد دارایی خود را به صورت اوراق مشارکت و بقیه را به صورت سهام و دارایی های دیگر نگهداری می کنند. با افزایش ریسک سبد دارایی، سهم سهام و مسکن در سبد دارایی افراد افزایش می یابد، به طوری که برای افراد پرریسک سهام 78 درصد و مسکن 22 درصد ترکیب را به خود اختصاص می دهند و بقیه دارایی ها سهمی را به خود اختصاص نمی دهند. همچنین تغییر ترکیب دارایی ها در نتیجه تغییر نرخ سود بانکی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان می دهد زمانی که نرخ سود واقعی سپرده های بانکی منفی است، بیشترین سهم در سبد دارایی افراد کم ریسک، اوراق مشارکت (77 درصد) و برای افراد پرریسک سکه (81 درصد) بوده و سهام و ارز سهمی را به خود اختصاص نمی دهند؛ و زمانی که نرخ سود واقعی سپرده های بانکی مثبت است، در سبد دارایی افراد کم ریسک، سپرده های بانکی بیشترین سهم (75 درصد) و برای افراد پرریسک سهام بیشترین سهم (76 درصد) را به خود اختصاص می دهند. در این حالت اوراق مشارکت، سکه و ارز سهمی در سبد دارایی افراد ندارند.
در فرایند ادراک همواره سینما به عنوان بازتاب دهنده ی عناصری چون معماری، نقش بسزایی داشته است. هدف از این تحقیق استخراج عوامل حضور در حیاط خانه ایرانی از دریچه سینما است. بدین سبب به بازخوانی فیلم هایی از سینمای ایران پرداخته، که ساحتی از جریان زندگی در این خانه ها بوده است. روش تحقیق کیفی بوده و از طریق تحلیل سکانس ها، در سه مرحله ی ادراک حسی، شناخت عقلانی و پدیدارشناسی در فیلم هایی از سینمای ایران به بررسی عوامل کالبدی، روانی، زمین های، رفتاری و معنایی در حوزه اجتماع پذیری خواهیم پرداخت.
یافته های پژوهش نشان می دهد، آنچه که بر اجتماع پذیری حیاط خانه ایرانی تاثیر گذاشته، مجموعه ی مطلوبی از حوزه های کالبدی تا معنایی موثر بر اجتماع پذیری بوده است. حوزه رفتاری بیش ترین میزان اهمیت، و حوزه معنایی، کمترین میزان اهمیت را داشته اند. در بین متغیرهای حوزه کالبدی، "مصالح" طبیعی، و متغیرهای حوزه رفتاری، "تطبیق پذیری" محیط بیش ترین تاثیر را داشته است. حوض آب بیش ترین تکرار سکانس را بواسطه حضور افراد داشته، و در واقع "آب" به عنوان عاملی تاثیرگذار برای حضور افراد دور هم بوده است.
یادگیری بازی محور، از رویکردهای نوین به مقوله ی یادگیری است که در آن با رجوع به مفهوم کودکی کردن، یادگیری را کسب تجربه از جنبه های گوناگون بازی تعریف می کنند. در این رویکرد بازی، ابزار یادگیری است زیرا یادگیری (ایجاد تغییر پایدار در رفتار) بر تجربه استوار است و برای کودک مطمئن ترین ابزارِ کسب تجربه، بازی است. از طرفی یادگیری به جنبه اکتسابی رشد می پردازد، پس محیط و کیفیت آن بر یادگیری مؤثرند. در مطالعه حاضر فرض این است که با وارد کردن مؤلفه های مناسب، محیط به ابزار مؤثری برای یادگیری تبدیل می شود. مسأله اینجاست که چگونه کیفیت معماریِ فضاهای یادگیری، اهداف یادگیری جاری در فضا را تقویت می کند؟ اساس این پژوهش، یافتن کیفیت هایی در فضای معماری است که کالبد محیط یادگیری را به عاملی تحریک کننده برای کودک تبدیل کند. چون عمده تجربیات کودک در خلال بازی کسب می شود، مطلوب است این تحریکات نیز از مجرای بازی دریافت گردد به ویژه که امروز کودکان کمتر به بازی های کودکانه می پردازند و تشویق کودکان به بازی با تأمین زمان، نرم افزارها و سخت افزارهای مناسب ضروری است.
در این مطالعه با مروری بر ادبیات موضوع، دامنه ی مطالعه تا بازدید از نمونه محیط های یادگیری خاص برای بررسی فضا و برنامه های جاری در آنها، مطالعه ی راهبردها و اهداف سازمان های مشوق بازی در سایر کشورها و جستجویی در نتیجه ی مطالعات مراکز دانشگاهی و اجرایی گوناگون کشیده شد.
با نگاهی به مفهوم بازی و تجربیات حاصل از طراحی اسباب بازی ها، زمین های بازی و فضاهای شهری دوستدار کودک، کیفیتی در محیط های یادگیری معرفی می شود که بازی انگیزی نام دارد.
شکل گیری خیزش انقلابی در لیبی و متعاقب آن سقوط دولت دیکتاتوری قذافی پس از چهار دهه این خوش بینی اولیه را در اذهان جهانیان و به ویژه خود مردم لیبی ایجاد کرد که این کشور آینده ای دموکراتیک و توسعه یافته را پیش رو خواهد داشت. اما شکل گیری رویدادهای سیاسی از فردای پیروزی انقلاب در این کشور بازگوکننده واقعیات تلخی بود که در طول حکمرانی دیکتاتوری قذافی شکل گرفته و امروز با برافتادن ساختار تجمیع کننده آن خود را نشان می دهد. نوشتار حاضر به روش کیفی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و اینترنتی در پی پاسخگویی به این پرسش اصلی است که دولت پساانقلابی لیبی چه ویژگی هایی دارد و عمده ترین چالش های پیش روی این دولت در فرایند گذار سیاسی لیبی پس از قذافی چیست؟ یافته های پژوهش نشان از شکل گیری نوعی دولت شکننده در لیبی پس از انقلاب دارد که موجب رشد ناهنجاری ها و نابسامانی های سیاسی و اجتماعی در این کشور گردیده و امنیت را به مثابه نخستین سنگ بنای پیشرفت، به کالایی دست نیافتنی تبدیل کرده، از این رو شکل گیری دولت منسجم و توانمند در این کشور به اولویت اصلی بدل گردیده که در صورت عدم دستیابی به آن خشونت سیاسی در این کشور روندی افزایشی یافته و فرایند گذار سیاسی این کشور به دموکراسی را با چالش های اساسی روبه رو خواهد کرد.
شدت رقابت در صنعت بانکداری و تلاش بانک ها برای جذب مشتریان رقبا، اهمیت استراتژی های تدافعی بازاریابی را در این صنعت افزایش داده است. هدف اصلی استراتژی های تدافعی تلاش در جهت جلوگیری از ریزش و جابه جایی مشتریان و حفظ آن ها است. از این رو پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر در ریزش مشتریان در صنعت بانکداری خرد، انجام گرفته است.دراین پژوهش با تحلیل محتوای نتایج مصاحبه با 110 نفر از مشتریان ریزش کرده و رسیدن به مرحله اشباع نظری مهم ترین علل ریزش مشتریان شناسایی و طبقه بندی شده است. بر اساس نتایج پژوهش حاضر 46 نفر (41% ) از مشتریان به صورت داوطلبانه و در نتیجه عواملی نظیر نارضایتی از رفتار کارکنان بانک (8%) و نارضایتی از محصولات و خدمات بانک (33%) تعامل خود بانک را قطع کرده و ریزش کرده اند. این در حالی است که 64 نفر (59%) از مشتریان مورد مصاحبه به صورت غیر داوطلبانه و به دلیل فشار عوامل خارج از کنترل مانند قطع دسترسی در نتیجه تغییر محل کار و سکونت (23%)، تغییر حساب واریز حقوق (13%)، مشکلات شخصی و مالی مشتری (20%) و از بین رفتن موضوع افتتاح حساب (3%) ریزش کرده و ارتباطشان با بانک قطع شده است. Abstract Rising competitive intensity along with banks efforts to attract competitor's customers has lead marketing defensive strategies to be prominent in retail banking industry. Marketing defensive strategies aims to prevent customer churn through customer retention. This study designed to identify customer churn determinants. Research data was collected by telephone interviews from customers. Customer churn determinants have been identified by content analysis. In open coding phase, similar data was categorized in similar group. In axial coding phase, data were put back together in new ways by making connections between categories. Theoretical saturation took place at 110 threspondent. Two main categories have emerged: voluntary and in involuntary customer churn. Research result shows that 46 out of 110(41%) voluntarily churned due to staff behavior related dissatisfaction (33%) and service and product related dissatisfaction, while 64 out of 110 (59%) has churned involuntarily due to uncontrolled factors such as office/home location movement (23%), salaries liquidator shifting (13%), personal and financial problems (20%) and expire of mainspring to open the account (3%). Keywords: Retail Banking; Customer Churn; Voluntarily and Involuntarily Churn. .
تحول های فزاینده و فشارهای رقابتی موجود در محیط سازمان ها ضرورت تمرکز بر نوآوری، بالا بردن کیفیت، بهبود خدمات به مشتری و کاهش هزینه را تشدید کرده است. در این راستا بازاریابی راهبردی کمک شایانی به سازمان ها برای دستیابی به مزیت رقابتی پایدار و عملکرد برتر می نماید. هدف از مقاله حاضر بررسی رابطه بین شاخص های بازاریابی راهبردی یعنی بازارمحوری، گرایش به نوآوری، قابلیت های بازاریابی (درونی-بیرونی، بیرونی-درونی) بر مزیت رقابتی پایدار و عملکرد بازار است. بازاریابی یک فعالیت است که با مجموعه ای از فرآیندها برای ایجاد، برقراری ارتباط و انجام مبادلات برای مشتریان، خریداران، شرکا و در سطح وسیع تر جامعه ارزش خلق می کند؛ و بازاریابی راهبردی بر روی تصمیمات و فعالیت هایی که مربوط به ایجاد و حفظ مزیت رقابتی پایدار در سطح کل شرکت هستند متمرکز است. مطالعات نشان می دهد رابطه معناداری میان بازاریابی راهبردی و بهبود عملکرد شرکت وجود دارد. داده های پژوهش از میان مدیران شرکت های تولید مواد غذایی در سطح کشور گردآوری شده است؛ که جمعاً شامل 172 نمونه است. روش مقاله، پیمایشی بوده که اطلاعات از طریق پرسشنامه گردآوری و برای سنجش اثرهای متغیرها از الگوسازی معادله ساختاری استفاده شده است. نتایج نشان از رابطه معنادار میان بازاریابی راهبردی و ایجاد مزیت رقابتی پایدار و بهبود عملکرد شرکت دارد. Abstract Incremental changes and competitive pressures in the environment of organizations have intensified the need of concentration on innovation, the quality improvement, customer’s services improvement and cost reduction. In this regard, strategic marketing can be of great help for organizations to access to sustainable competitive advantage and superior performance. The aim of the present study is examination of relationship between indicators of strategic marketing that is market-orientation, orientation to innovation, marketing capabilities (internal-external, external-internal) on sustainable competitive advantage and market performance. Studies show that there is a significant relationship between strategic marketing and company’s performance improvement. The research data are gathered from managers of foodstuff production in the country; including 298 samples from managers of these companies. The research method was a survey type and the information is collected via questionnaire and a model of structural equations is used in order to measure the effects of variables. The results indicate a significant relationship between strategic marketing and create a sustainable competitive advantage and improve the company's performance. Keywords: Market-Orientation; Orientation to Innovation; Marketing Capabilities; Sustainable Competitive Advantage; Market Performance
با توجه به نقش حیاتی بیمارستان ها در تأمین سلامتی اجتماعی، بازاریابی مراقبت های بهداشتی و سلامتی در این حوزه با چالش های بسیاری مواجه است. با توجه به ممنوعیت تبلیغات، بیمارستان ها و مؤسسات درمانی مجبور به استفاده از روش هایی دیگر برای جلب توجه مشتریان و مراجعان می باشند؛ بنابراین بیمارستان ها بایستی بر دارائی های نامشهود خود تمرکز نماید. شهرت برای بنگاه های اقتصادی به ویژه سازمان های خدماتی به عنوان یک دارائی نامشهود راهبردی مورد تصدیق قرار گرفته است. در این راستا شناسایی ابعاد تشکیل دهنده این متغیر و تأثیرات آن بر ادراکات مشتریان بسیار مهم می نماید. هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد تشکیل دهنده شهرت سازمانی و تأثیر آن بر تصویر ذهنی و ارزش ویژه نام تجاری در بیمارستان می باشد. بدین منظور با استفاده از پرسشنامه نظرات 393 نفر از مراجعان به بیمارستان های شهرستان سمنان جمع آوری شد و با تحلیل عاملی و آزمون رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده از ساختار چهار بعدی شهرت در بیمارستان (شامل اعتماد، کیفیت خدمات، ارتباطات و مسئولیت پذیری اجتماعی) حمایت می نماید. بر اساس نتایج پیشنهاد می شود تا بیمارستان ها اهمیت بیشتری به متغیرهای شکل دهنده شهرت داشته و آن را در تصمیمات راهبردی خود مد نظر قرار دهند. Abstract By considering the critical role of hospitals in providing social healyh hence Sanitary and health care marketing in this area is confronted with many challenges. According to the advertising ban, hospitals and medical institutions have to use other methods to attract customers and clients. Therefore, hospitals should focus on its intangible assets. Corporate Reputation, especially in service organizations has been acknowledged as a strategic intangible asset. In this respect, identifying the constituent dimensions of this variable and its effects on customer perceptions is very important. The aim of present stusy was Identify hospital reputation constituents and its impact on brand image and brand eguity. For this purpose, by using the questionnaire Comments of 393 of Semnan hospital customers are collected and Factor analysis and regression test are used to analyze data. The results confirmed the three-dimensional structure of the hospital's reputation (involve trust, service quality, communication and social responsibility). Based on research result is recommended that hospitals give greater importance to Variables that shape their reputation and consider it in their strategic decisions. Keywords: Corporate Reputation, Brand Image, Brand Equity, Service Section
سازمان ها برای ارتقای میزان خدمات رسانی به مشتریان و حفظ جایگاه خود می بایست به تدوین و اجرای برنامه های راهبردی و آینده نگرانه بپردازند. محور نظری پژوهشِ حاضر، بر راهبرد کارآفرینی سازمانی استوار است که در آن نقش توجهات آینده نگارانه پیشایندهای رخداد راهبرد کارآفرینی سازمانی مورد مداقّه قرار گرفته است؛ از این رو روش شناسی پژوهش بر اساس روش نظریه برخاسته از داده ها و تحلیل گزاره ها بر پایه داده های مستخرج از مشاهدات و مصاحبه با ۲۵ نفر از مطلعان کلیدی در سازمان شهرداری تهران صورت گرفته است. با عنایت به نو بودن موضوع و وجود نارسایی های نظری در فصل مشترک سازه های پژوهش، هدف اصلی مقاله پیشِ رو، کنکاش در مفاهیم مشترک و تحلیل آینده نگارانه پیشایندهای راهبرد کارآفرینی سازمانی است که نوآوری پژوهش ی حاضر نیز محسوب می شود. مفهوم پردازی آینده نگارانه راهبردکارآفرینی سازمانی برپایه داده های واقعی پژوهش نشان می دهد پیشایندهای رخداد راهبرد کارآفرینی سازمانی شامل ۴۴ گزاره مفهومی اولیه در مرحله کدگذاری باز و ۱۴ گزاره مقوله ای در مرحله کدگذاری محوری، در سه دسته موجبات علّی، شرایط محیطی و عوامل زمینه ای تشخیص داده شدند. در انتها بر اساس هریک از مقولات منبعث از پژوهش، نتایج مورد تحلیل قرار گرفته و پیشنهادات کاربردی متناسب با قلمرو مکانی بر مبنای مقولات احصایی ارائه شده است. Abstract Organizations to improve customer service levels and maintain its position must be able to develop and implement forsighting and strategic plans. This research focuses on forsighting antecedents of corporate entrepreneurship strategy.The organization of Tehran municipality has been investigatedas a case study. The research based on grounded theory methodology andsystematic interviews with 25 key informants. The main purpose of the article is forsighting analyzing of Corporate Entrepreneurship Strategy antecedents. This forsighting conceptualizing of Corporate Entrepreneurship Strategy based on actual data shows the antecedents of this strategy in Tehran municipality consists of 44 categories in open coding and 14 categories in axial coding that categorize in 3 division: Causal Factors, environmental situations and contextual factors.Finally, based on each of the issues flowing from the research, the results were analyzed and practical recommendations commensurate with the spatial domain are presented. Keywords: Corporate Entrepreneurship Strategy, Forsighting, Antecedent, Municipality of Tehran
مز موفقیت سازمان های خدماتی را می توان در مشتری مداری و توجه به کیفیت خدمت جست وجو کرد. به دلیل اهمیت کیفیت خدمت در صنایع خدماتی و آثار برجسته آن بر خشنودی مشتری، همواره این سؤال مطرح می شود که چگونه می توان کیفیت خدمت را سنجید. توجه به کیفیت در تمام سازمان هایی که به دنبال سرآمدی در بخش خدمات هستند، به عنوان مهم ترین دغدغه مدیران قلمداد می شود. همچنین، برای ایجاد کیفیت در سازمان، یک سری ابعاد تأثیرگذار هستند که باید به آن ها در ارائه خدمات توجه کرد. جامعه آماری ما کارمندان و مشتریان متخصص وخبره بانک پاسارگاد شیراز است که از این تعداد، 25 نفر از کارمندان و 32 نفر ازبین مشتریان دائمی بانک برای پاسخ به پرسش نامه طراحی شده انتخاب شدند. با بررسی ادبیات پژوهش، ابعاد و مؤلفه های سنجش کیفیت خدمت در صنعت بانکداری شناسایی شدند. پس از پالایش ابعاد، آن ها دسته بندی شدند و سپس درقالب پرسش نامه ای در اختیار کارکنان و مشتریان بانک قرار گرفتند. پس از آن، با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی (FAHP) و همچنین روش مارتل زاراس، این ابعاد ازنظر مشتری و کارکنان بانک به صورت مجزا اولویت بندی شدند. نتایج پژوهش نشان می دهد که ازبین ابعاد اشاره شده، بعد ادب و نزاکت میان مشتریان و کارکنان بانک دربین هردو تکنیک مورد بررسی از بالاترین امتیاز برخوردار است که اهمیت آن را از نظر مشتریان و کارکنان نشان می دهد. هردو تکنیک فازی و مارتل زاراس نتایج مشابهی را نشان داده اند.
امروزه، مدیریت دانش و مفاهیم استراتژیک مرتبط به آن به عنوان اجزای مهمی برای بقای سازمان ها شناخته شده اند. از آنجاکه هیچ سازمانی دارای منابع نامحدود نیست و فضای حاکم، فضایی رقابتی است، تدوین استراتژی های صحیح و رقابتی که سازمان را به اهداف کلان مورد نظر خود برساند، از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف اصلی این پژوهش شناسایی و تعیین استراتژی های اصلی مدیریت دانش و همچنین شاخص های مربوط به هر استراتژی در «سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران» است. جامعه آماری این پژوهش مدیران، معاونین و کارشناسان سازمان صداوسیما هستند. در این پژوهش با استفاده از نظرات خبرگان مهم ترین استراتژی های «سازمان صداوسیما»، استخراج و با تلاقی این استراتژی ها و استراتژی های دانشی سازمان [استراتژی کدگذاری و شخصی سازی دانش] اولین خانه کیفیت ایجاد شد. دومین خانه کیفیت بااستفاده از نتایج اولین خانه، رابطه میان استراتژی های دانشی و راه کارهای فنی برای رسیدن به این استراتژی ها را بررسی کرده و راه کارها را رتبه بندی می کند. یافته های پژوهش نشان می دهند که استراتژی توسعه و بهبود سیستم ها و تجهیزات فنی مهم ترین استراتژی سازمان است؛ همچنین درنتیجه رتبه بندی استراتژی های دانشی سازمان، استراتژی کد گذاری، اولین رتبه و استراتژی شخصی سازی دومین رتبه را به خود اختصاص داد اند. از بین راهکارهای دانشی نیز، راهکار حمایت مدیران اجرایی سطح بالا از فعالیت های دانشی، رتبه اول را به خود اختصاص داده است.
این پژوهش به بررسی رابطه بین سخت رویی و رضایت شغلی کارکنان و اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مهاباد پرداخته است. روش مورد استفاده از نوع روش همبستگی است و جامعه آماری مورد پژوهش شامل کلیه کارکنان و اعضای هیئت علمی شاغل به کار در دانشگاه آزاد اسلامی واحد مهاباد هستند و جهت تبیین حجم نمونه از روش نمونه گیری تصادفی ساده که (100 نفر کارکنان و 100 نفر عضو هیئت علمی) به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. جهت گردآوری اطلاعات از دو ابزار مقیاس دیدگاهی شخصی کوباسا و آزمون رضایت شغلی دیویس، لافکوسیت وویس استفاده شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی (میانگین، جدول، توزیع فراوانی و...) و آمار استنباطی (آزمون t) استفاده گردیده است. در پایان نتایج پژوهش نشان داد که: بین سخت رویی اعضای هیئت علمی و کارکنان تفاوت معنی داری وجود دارد. بین رضایت شغلی اعضای هیئت علمی و کارکنان تفاوت معنی داری وجود دارد. بین سخت رویی و رضایت شغلی کارکنان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. بین سخت رویی و رضایت شغلی اعضای هیئت علمی رابطه مثبت و معنی وجود دارد.
هدف اصلی تحقیق، تجزیه وتحلیل شکاف میان تسهیم دانش و کاربرد دانش است. این تحقیق کاربردی با رویکردی فازی در شرکت صنایع شیر ایران-پگاه گیلان صورت گرفته است. در این پژوهش از روش آلفای کرونباخ برای بررسی پایایی و از روش بررسی محتوا برای بررسی روایی استفاده شده است. جنب نوآوری تحقیق را می توان بهره گیری از منطق فازی برای بررسی شکاف میان تسهیم و کاربرد دانش و ارائه راهکارهای مناسب برای کاهش این شکاف و افزایش سطح دانش به اشتراک گذاشته شده و نیز به کارگیری دانش دانست. بر اساس نتایج به دست آمده شکاف میان تسهیم دانش و به کارگیری دانش در این سازمان بسیار ناچیز و کمتر از 10 درصد است. یافته دیگر بیانگر وجود سطح متوسطی از به اشتراک گذاری و کاربرد دانش در این سازمان است.
هدف: این پژوهش با هدف تعیین میزان اثربخشی روان درمانی مثبت گرا بر کاهش افسردگی و افزایش رضایت زناشویی زنان افسرده انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و گروه گواه و جامعه آماری کلیه زنان متاهل مراجعه کننده به خانه های سلامت منطقه 5 شهر تهران در تابستان 1392 به تعداد 72 نفر بود. پس از غربال گری از میان آن ها 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفره آزمایش و گواه گمارده شد، در حین درمان به علت ریزش نمونه پژوهش به 22 نفر کاهش یافت. ابزار پژوهش آزمون افسردگی بک، وارد، مندلسون، موک و ارباف (1961) و آزمون رضایت زناشویی انریچ ساخت اولسون، دراکمن و فورنیر (1993) بود. روان درمانی مثبت گرا در 8 جلسه 2 ساعته در هفته یک بار در گروه آزمایشی برگزار و برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس و تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج حاکی از تاثیر معنی دار روان درمانی مثبت گرا در کاهش افسردگی و افزایش سطح رضایت زناشویی و نیز موید ثبات این روان درمانی در مرحله پیگیری بود. نتیجه گیری: در حوزه درمان با تاکید بر لزوم استفاده از درمان های روان شناختی جدید و موثر، می توان از روان درمانی مثبت گرا با توجه به ماهیت و کاردکرد آن برای درمان اختلال های بالینی به طور انفرادی و گروهی استفاده کرد.
براساس داده های بادسنج فوق صوتی سال 2007، بیشتر زمان ها تندی باد بینm/s 5/0 تا 2 و دامنه چرخه سالانه آن کوچک است که شرایط حاد آلودگی هوا را در تهران فراهم می کند. همچنین CO و PM10 تغییرات فصلی از خود نشان می دهند که به شرایط هواشناختی و منابع آلاینده ها وابسته است. بررسی چرخه سالانه CO و PM10 نشان می دهد که غلظت CO در روزهای پاییز تا زمستان افزایش دارند. غلظت PM10 در روزهای زمستان تا بهار مقادیر پایینی دارد. افزایش غلظت آلاینده ها در زمستان عمدتا ناشی از کمبود سامانه های همدیدی فعال و وارونگی دمایی سطحی، بر اساس پارامتر پایداری N2، که در پاییز و زمستان نسبت به بهار و تابستان بیشتر است.) است. در چرخه سالانه براساس میانگین های شبانه روزی، ضریب همبستگی CO و PM10، 4/0 و در زمستان، 7/0 است که نشانگر ارتباط قوی منابع این دو در این فصل است. در بهار، خودروها، گرد و غبار ناشی از سطح و یا از منابع دورتر، منشا PM10 هستند، اما در پاییز، منابع عمدتاً خودروها و وسایل گرمایشی هستند. دو بیشینه در نمودار تغییرات CO در ابتدای صبح و شب رخ داده است که تقریباً با کمینه های تندی باد همزمان و وابسته به تغییرات فصلی نیز هستند. طی شب، شارش های کوه دشت (سرد) و نشست هوا ناشی از سامانه های پرفشار سبب ایجاد وارونگی دما بر روی منطقه می شوند که افزایش غلظت آلاینده ها را در پی دارد.نمودارهای سه بعدی مؤلفه های افقی سرعت باد، دمای هوا و آلاینده ها نشان می دهند که مؤلفه نصف النهاری باد، نقش برجسته تری در انتقال CO که مستقل از دما است، به عهده دارد که با توجه به وضعیت توپوگرافی منطقه، می تواند نشانگر محلی بودن منابع آن باشد. در حالی که هردو مؤلفه سرعت باد در انتقال PM10 نقش دارند. همچنین بیشینه های PM10 در فصل سرد با باد کم همزمان و در فصل گرم مستقل از تندی باد هستند.
درپژوهش حاضر، داده های ماهانه ی فراوانی وقوع توفان های تندری 25 ایستگاه سینوپتیک کشور در طی بازه ی زمانی 51 ساله از 1960-2010 با استفاده از روش های تحلیل خوشه ای سلسله مراتبی وارد شد و روش زمین آمار کریجینگ به منظور طبقه بندی و شناسایی مکان های اصلی رخداد مخاطره ی توفان های تندری فصل بهار در ایران تحلیل شد. پس از محاسبه فراوانی وقوع توفان های تندری فصل بهار و بررسی ویژگی های آماری مربوط به آن، تابع توزیع احتمالاتی مناسب با داده های توفان های تندری برازش داده شدو سپس، با استفاده از تحلیل خوشه ای به تقسیم بندی مناطق گوناگون به گروه های همگون و با استفاده از روش کریجینگ به پهنه بندی توفان های تندری اقدام گردید. پس از بررسی فراسنج های آمار توصیفی توفان های تندری بهاره، مشخص شد که توزیع احتمال فراوانی وقوع داده های توفان های تندری بهاره ی ایران، مانند بیشتر متغیرهای تصادفی گسسته از توزیع احتمال ویبول سه پارامتری تبعیت می کند. براساس نتایج حاصل از تحلیل خوشه ای مناطق گوناگون کشور به پنج ناحیه همگن مجزا مشتمل بر نواحی شمالی، میانی، شمال شرقی؛ نواحی مرکزی و شرقی؛ شمال غرب؛ غرب و نیمه ی جنوبی با روند مشابه خوشه بندی گردید. پس از انجام پهنه بندی مشخص شد که کانون های اصلی رخداد این پدیده بیشتر در نواحی شمال غرب و غرب کشور متمرکز شده است