مداخله سوگ بیمارگون، درمان نوینی برای اختلال سوگ بیمارگون است که درمان شناختی - رفتاری، درمان میان فردی، آموزش شفقت بر خود و مصاحبه انگیزشی را در بر می گیرد. هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی مداخله سوگ بیمارگون بر نشانگان سوگ بیمارگون بود. این پژوهش در قالب یک طرح تک آزمودنی از نوع خط پایه چندگانه اجرا شد. نمونه این پژوهش شامل چهار خانم (42-20 ساله) مبتلا به اختلال سوگ بیمارگون بود که به صورت در دسترس انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها، از پرسشنامه نشانگان سوگ بیمارگون پریگرسون و جاکوبس در جلسات خط پایه، در جلسات 4، 8 و 12 مداخله و در جلسات پیگیری استفاده شد. بازبینی دیداری نمودارها و شاخص آمار توصیفی، کاهش معناداری را در نمرات نشانگان سوگ شرکت کنندگان نشان داد. این یافته های مقدماتی از نقش مداخله سوگ بیمارگون در کاهش نشانه های سوگ افراد مبتلا به اختلال سوگ بیمارگون حمایت می کند.
هدف : پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بخشی مهارتهای زندگی بر خودکار آمدی و افزایش شادکامی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه ناحیه چهار شهر اصفهان انجام شد. روش : به لحاظ ماهیت و اهداف این پژوهش از نوع کاربردی بوده و برای اجرای آن از روش نیمه تجربی ،پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه استفاده شده است. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تک مرحله ای، تعداد 40 نفر به عنوان نمونه اماری انتخاب شدند؛ بدین صورت که ابتدا یک دبیرستان دخترانه و سپس 100 نفر به طور تصادفی انتخاب و پرسشنامه ها بین انها توزیع و سپس 40 نفر از دانش آموزان که در مقیاسهای خود کار آمدی و شادکامی نمره پایین تری داشتند به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش (20 دختر در گروه آزمایش و 20 دختر در گروه کنترل) قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 10جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش مهارتهای زندگی قرار گرفت. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های شادکامی آکسفورد و پرشسنامه خودکار آمدی شرر استفاده شد. دادها با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شد. یافته ها : نتایج نشان داد که آموزش مهارتهای زندگی تأثیر معناداری بر خود کار آمدی و افزایش شادکامی دانش آموزان داشته است. نتیجه گیری: با آموزش مهارت های زندگی، فرد قادر خواهد بود ضمن آگاهی از خود و توانایی هایش، موقعیت های استرس زا را شناخته و کنترل نماید و در نتیجه با احساس رضایت بیش تری که از خود و محیط اطراف خویش به وی دست می دهد، احساس شادکامی بیشتری نماید.
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه سبک فرزندپروری والدین کودکان با و بدون اختلال طیف اتیسم انجام شد. روش: روش پژوهش از نوع علی-مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش شامل همه والدین کودکان با و بدون اختلال طیف اتیسم شهر شیراز بودند که از بین آن ها نمونه ای به حجم 99 نفر (49 نفر از آن ها والدین کودکان با اختلال طیف اتیسم و 50 نفر از آن ها والدین کودکان بدون اختلال طیف اتیسم) انتخاب شدند. والدین کودکان با اختلال طیف اتیسم با روش نمونه گیری در دسترس و والدین کودکان بدون اختلال طیف اتیسم با روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. از پرسش نامه سبک فرزندپروری والدین رابینسون، ماندلکو، السن و هارت (1995) برای سنجش سبک فرزندپروری والدین استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که سبک فرزندپروری استبدادی والدین کودکان با اختلال طیف اتیسم نسبت به والدین کودکان بدون اختلال طیف اتیسم و سبک فرزندپروری اقتداری والدین کودکان بدون اختلال طیف اتیسم نسبت به والدین کودکان با اختلال طیف اتیسم به طور معنی داری بالاتر است (001/0 ( P< و بین سبک فرزندپروری سهل گیرانه والدین کودکان با و بدون اختلال طیف اتیسم تفاوت معنی داری وجود ندارد(05/0< p ). نتیجه گیری: با توجه به یافته های به دست آمده طراحی و اجرای برنامه های آموزش سبک های فرزندپروری برای والدین کودکان با اختلال طیف اتیسم بسیار ضروری است.
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش خصوصیات شخصیتی، ویژگی های ارتباطی و بسترهای فرهنگی در وابستگی عاطفی زوج های ساکن شهر تهران انجام شد. روش: مطالعه حاضراز نوع همبستگی بود و جامعه آن را کلیه زوج های ساکن شهر تهران در سال 1394 تشکیل می دادند، که از بین آنها 954 نفر (451 زن و 503 مرد) به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از مقیاس ازدواج موفق استفاده شد. داده های بدست آمده با روش تحلیل مسیر مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج تحلیل مسیر نشان داد که بسترهای فرهنگی و خصوصیات شخصیتی، به طور مستقیم و غیر مستقیم (از طریق اثرگذاری بر ویژگی های ارتباطی) بر وابستگی عاطفی زوج ها تاثیر معنادار دارند (05/0> p ). همچنین ویژگی های ارتباطی به طور مستقیم بر وابستگی عاطفی تاثیر معنادار دارد (01/0> p ). نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که وابستگی عاطفی بین زوج ها از عوامل گوناگون، فردی، تعاملی و فرهنگی تاثیر می پذیرد. یافته های حاصل از این پژوهش می تواند با شناسایی زمینه های ایجاد وابستگی عاطفی در زوج ها، در زمینه مشاوره ازدواج و غنی سازی روابط عاطفی آنها، راهگشای مشاوران و روانشناسان باشد.
هدف : پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی گری خودکارآمدی عمومی در رابطه بین تمایز یافتگی خود و هویت اجتماعی در دانشجویان انجام شد. روش : این پژوهش به روش توصیفی، از نوع همبستگی انجام شد. جامعه آماری پژوهش کلیه دانشجویان دانشگاه های شهید بهشتی و علامه طباطبایی بودند، که تعداد 120 نفر به صورت در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های تمایز یافتگی ( DSI )، خودکارآمدی عمومی ( GSE-17 ) و هویت اجتماعی استفاده شد. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. لازم به ذکر است که کلیه فرایند یاد شده با استفاده از نرم افزار spss 20 و لیزرل انجام شده است. یافته ها : نتایج نشان داد که 40% از پراکندگی نمرات تمایز یافتگی از طریق خودکارآمدی عمومی و هویت اجتماعی تبیین می شود. و 30% از پراکندگی نمرات هویت اجتماعی از طریق مولفه های تمایز یافتگی تبیین می شود ، همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان داد که خودکارآمدی عمومی در رابطه بین تمایز یافتگی و هویت اجتماعی نقش مبانجی گری دارد.
تنسر پارسایی افلاطونی مذهب بود که سلطنت را رها کرده و گوشه نشینی اختیار کرده بود. او بنابر روایت های متون پهلوی از جمله کسانی است که نقش بسزایی در بر تخت نشستن اردشیر ساسانی داشت و با یاری نامه اندرزی خود، تدبیر خویش را به او عرضه کرد. این زاهد بی محابا آراء وعقایدِ مذهبی، جامعه شناسی، سیاسی، اجتماعی، خانوادگی و غیره خود را مطرح می ساخت. با مطالعه این نامه اندرزی می توان به میزان دانش وتسلط ِ این شخصیت به مسایل گوناگون دینی، اخلاقی و غیره پی برد. زبان تنسر در نامه اندرزی جسورانه است، و مخاطب هیچ شک، تردید و ناخالصی در گفته های وی نمی یابد. هرآن چه که روح بلند ِاو را آزارمی دهد برکاغذ روان می سازد و بدون ترس و نگرانی و باشور وحال مسایل ِ متعدد را مط رح می کند. در فحوای این نامه ان درزی، به وضوح م ی توان نویسنده ای روشنفک ر و اندیشمند را یافت که با پشتوانه غنی دینی و فرهنگی می نویسد. مطالعه این نامه تاریخی، حظی وصف ناپذیربه مخاطب می بخشد که می تواند راهنمای مسیر زندگی او باشد. ابن اسفندیارِکاتب، از نویسندگان اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم، نامه اندرزی تنسر را به پارسی ترجمه کرد. در ترجمه و روایت ابن اسفندیار، نامه اندرزی تنسر از سه بخش: عنوان آغازین، متن اصلی و ختمِ مکتوب تشکیل می شود، که هر کدام از این سه بخش، ارکان فرعی را نیز در بر می گیرند. هدف مقاله حاضر بررسی مضمون و درونمایه نامه اندرزی تنسر است.
مقوله نوسازی و توسعه یکی از مهمترین موضوعات در بررسی تاریخی- اقتصادی و جامعه شناختی یک منطقه به شمار می آید. فرایند نوسازی و توسعه در خوزستان دارای تأثیری عظیم در حیات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ساکنین آن و حتی کشور بوده است. زمینه های این توسعه در سال 1306ق / 1888م، در دوره ی ناصرالدین شاه قاجار و با صدور فرمان آزادی کشتیرانی در کارون آغاز شده و سپس با کشف و استخراج نفت در سال 1907م در مسجدسلیمان، ادامه یافت. هدف این پژوهش این است که زمینه های توسعه خوزستان را با تأکید بر دو عامل صدور فرمان آزادی کشتیرانی در کارون و کشف و استخراج نفت در خوزستان، مورد بررسی و کاوش قرار دهد. روش کار در این پژوهش توصیف و تحلیل اطلاعات تاریخیِ منابع دست اول است.
مسلمانان به یمن دین اسلام در طول تاریخ ، تمدنی را در ممالک اسلامی به وجود آوردند که به تمدن اسلامی نام بردار شده است. این تمدن در برهه ای از تاریخ،و در طول مدتی کوتاه،ضمن تسلط بر پهنه ی وسیعی از ممالک جهان آن روز، مرزهای علم و فرهنگ را چنان توسعه داد که، تحولی شگرف در جهان بوجود آوردکه نمی توان عظمت وتاثیر آن را در تمدن های دیگر نادیده گرفت. این مقاله به دنبال آن است که اسباب و علل نقش آفرینی تمدن اسلامی در بیداری اروپا چه بود ؟ فلسفه اسلامی چه تاثیری بر فلسفه اروپا طی قرون وسطی گذارد و چگونه زمینه را برای رنسانس عقلی اروپا و گذار آن از سده های میانه به سوی عصر جدید فراهم کرد؟ سوال های فرعی تحقیق از این قرارند: - چه عواملی باعث رشد و شکوفایی تمدن اسلامی در آن دوران شد؟ - وضعیت علمی اروپا در سده های میانه چگونه بوده است ؟ - چگونه نهضت ترجمه در اروپا توانست آنان را با آثار و دستاوردهای متفکران اسلامی آشنا کند؟ به نظر می رسد و فرض بر این است که طی جنگ های صلیبی و سفرهای تجاری و علمی مسلمانان و اروپاییان زمینه تبادل فرهنگی و عرضه اطلاعات و دستاوردهای علمی میان این دو تمدن فراهم آمد. روش این تحقیق به اعتبار جمع آوری اطلاعات ، کتاب خانه ای و به اعتبار نوع هدف بنیادی و به اعتبار ماهیت و روش ، علی – تاریخی و نیز تحلیلی است.
مبحث توسعه همیشه نکته مورد توجه مردم به ویژه در تاریخ معاصر بوده است. نگاه تاریخی به مقوله توسعه یکی از رویکردهای صاحبان دغدغه در این خصوص بوده است. ما نیز در اینجا با این دغدغه و با این رویکرد و به روش توصیفی و تحلیلی بدان پرداخته و تلاش کرده ایم تا به گونه ای تطبیقی و مقایسه ای پاسخهائی برای سوالات مربوط به علل تاریخی توسعه نیافتگی در حوزه تجارت ارائه نمائیم. پیشرفت و توسعه در هرجائی ارتباط تنگاتنگی با فرهنگ توسعه آنجا داشته است. صفویان همزمان باشروع توسعه در اروپا به قدرت رسیدند و تلاشهائی برای احیاء اقتدار کهن ایران از سوی آنها صورت گرفت. آنها به دلایل نظامی و سیاسی مَقدم اروپائیان را در ایران گرامی داشتند. اما هیچگاه آنها را در زمینه های مختلف توسعه به خصوص برخورداری از فرهنگ مادی توسعه مورد توجه قرار ندادند. ایرانیان در عرصه تجارت و لوازم آن نظیر راه های آبی و خشکی، پول، دریانوردی و آزادی تجاری و تشکیل شرکتهای بزرگ تجاری، اروپائیان را الگوی خود قرار ندادند. بی تردید ابتدا لازم بود فرهنگ توسعه از سوی حاکمیت صفوی مورد پذیرش قرار گیرد و سپس در جامعه ایجاد و تقویت گردد. اما این اتفاق هرگز نیفتاد و ایران صفوی هرگز گام در راه توسعه نگذاشت چراکه نه تنها این فرهنگ را در خود نداشت بلکه حتی علی رغم ارتباط گسترده ای که با اروپا و اروپائیان برقرار ساخته بود اقتباس صحیحی از آنها ننمود. در این مقاله سعی شده است تا فرهنگ مادی توسعه در اروپای معاصر صفویان بررسی و آن با وضعیت موجود در ایران عصر صفوی مقایسه گردد.
خراسان به عنوان منطقه ایبزرگ و با اهمیت، پذیرای بسیاری از ادیان و مکاتب بوده است. یکی از مهمترین رویدادهایی که در عصر امام رضا (ع) در خراسان رخ داده است، بحث مناظره های آن حضرت با بزرگانزردشتی، یهودی، مسیحی و صابئین است. دین یهود هم با پیشینه تاریخی ای که دارد، از جمله ادیانی است که در دوره های تاریخی مختلف وارد ایران و سپس خراسان شد. حضور یهودیان در خراسان در عصر امام رضا (ع) در روایات و احادیث به جای مانده مسلّم فرض شده است. اما وثاقت تاریخی حضور آنان در این منطقه آنچنان که باید و شاید بررسی نشده است. از این رو، ما در این مقاله بر آنیم تا با رویکرد تاریخی- تحلیلی، وثاقت حضور یهودیان در این منطقه را همراه با ذکر محله ها و بزرگان یهودی بررسی کنیم.
پژوهش با هدف تعیین اثربخشی برنامه بازآموزی اِسنادی بر راهبردهای نظم بخشی شناختی هیجان و تاب آوری تحصیلی در دانشجویان انجام شد. در این پژوهش شبه تجربی با طرح پیش آزمون پس آزمون و مرحله ی پی گیری، 41 دانشجوی کارشناسی دانشگاه شهید بهشتی در دو گروه آزمایش و کنترل قبل و بعد از آموزش به پرسشنامة نظم بخشی شناختی هیجان گارنفسکی، کرایج و اسپیناون و مقیاس تاب آوری تحصیلی مارتین و مارش پاسخ دادند. گروه آزمایش طی 7 جلسه دو ساعته، آموزش برنامه بازآموزی اِسنادی به شیوه گروهی را دریافت نمود. نتایج تحلیل کواریانس چندمتغیری نشان داد که در کوتاه مدت و بلندمدت برنامه بازآموزی اِسنادی در افزایش راهبردهای انطباقی نظم بخشی شناختی هیجان (شامل پذیرش، بازارزیابی مثبت، بازتمرکز مثبت، بازتمرکز بر برنامه ریزی و دیدگاه گیری) مؤثر بود؛ همچنین بازآموزی مزبور در کاهش راهبردهای غیرانطباقی نظم بخشی شناختی هیجان (شامل خودسرزنش گری، نشخوارگری ذهنی، فاجعه سازی و دگرسرزنشگری) موثر بود. همچنین نتایج تحلیل کواریانس تک متغیری نشان داد که درکوتاه مدت و بلندمدت برنامة آموزشی در افزایش میزان تاب آوری تحصیلی دانشجویان نیز موثر بود. به طور کلی، نتایج مطالعه نشان داد که برنامة بازآموزی اسنادی در کمک به دانشجویان برای شناسایی توانمندی فردی (احساس فردی، نگرش ها و باورها)، شناسایی و استفادة بهینه از منابع بیرونی (بسط احساس ایمنی و احساس حفاظت شدگی) و غنی سازی مهارت های بین فردی و توانش حل مساله (مقاومت، شوخ طبعی و تعامل) برای افزایش تاب آوری تحصیلی آنان موثر واقع شده است.
زمین مرجع سازی تصاویر ماهواره ای با توان تفکیک بالا، با استفاده از معادلات ریاضی مناسب یکی از مهم ترین مراحل استخراج اطلاعات مکانی سه بعدی دقیق است. به منظور زمین مرجع سازی تصاویر ماهواره ای، ابتدا باید مجموعه ای عوارض کنترلی مانند نقاط، خطوط و یا سطوح در دو فضا استخراج شوند. سپس عوارض متناظر از بین کل عوارض استخراج شده تعیین و به طور مستقیم برای حل تابع انتقال بین دو فضا مشخص شوند. ازآنجاکه دقت تصحیح هندسی تصاویر دقت زمین مرجع سازی را تحت تأثیر مستقیم قرار می دهد، در این مقاله این مسئله براساس استفاده از عوارض کنترلی خطی و نیز تلفیق آن با نقاط کنترلی در حل معادلة رشنال بررسی شده است. همچنین اثر آنها در حذف خطاهای سیستماتیک بررسی شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که دقت حل معادلة رشنال با استفاده از خطوط کنترلی پایین و درحدود 3 پیکسل است. همچنین دیاگرام بردار باقی مانده ها نیز وجود میزان چشمگیر خطاهای سیستماتیک در نتایج نهایی را نشان می دهد. دلیل این امر، افزون بر دقت و توزیع خطوط کنترلی، ماهیت خطوط به منزلة اطلاعات کنترلی نیز محسوب می شود. از سوی دیگر تلفیق خطوط و نقاط کنترلی به منظور حل معادله سبب ارتقای دقت تا 1 پیکسل و حذف بسیاری از خطاهای سیستماتیک می شود. ازاین رو، نتایجْ قابلیت بالای تلفیق خطوط و نقاط کنترلی در ارتقای دقت و نیز کاهش خطاهای سیستماتیک را نشان می دهد .
هدف این مقاله ارزیابی توانمندی استخراج پارامترهای جنگلی همچون ارتفاع درختان با تکنیک های تداخل سنجی راداری با روزنة ترکیبی است. هدف عمده از تصاویر پلاریمتری راداری، در کاربردهای جنگلی، جداسازی مراکز فاز ناشی از توپوگرافی سطح زمین و تاج درختان است. یکی از روش های بسیار مرسوم در این زمینه به کارگیری ساختار دولایه ای مبتنی بر مدل پرکاربرد پراکنش حجمی نامنظم روی سطوح (RVOG) است. این مدل در یک دستگاه معادلات غیرخطی پارامترهای گوناگون — مانند توپوگرافی زمین، ارتفاع درخت، ضریب میرایی موج و نسبت دامنه — پراکنش سطحی به حجمی را تخمین می زند. با این حال به دلیل وابستگی شدید نتایج مدل به مقادیر اولیة مجهولات و به دلیل زمان بربودن و پیچیدگی حل دستگاه غیرخطی برای تمامی سلول های تصویر، بیشتر اوقات مسئله براساس فرضیات خاصی در ارتباط با مدل های پراکنش حل می شود. با وجود این، نتایج این روش ها نیز تحت تأثیر فرضیات قرار می گیرند و غالباً نمی توانند منجر به تعیین مناسب پارامترها شوند. ازاین رو برای حل مسائل پیش رو در این مقاله، با درنظرگرفتن ساختار دولایه ای جنگل، روشی مدل مبنا در تعیین توپوگرافی سطح زمین و ارتفاع درختان مطرح می شود. روش در نظر گرفته شده بدون هیچ پیش فرضی در ارتباط با پارامترهای مجهول، سعی در تخمین بهینة آنها دارد و یافته های پژوهش نشان می دهد که این مدل کارآیی بهتری از دو روش مرسوم مدل معکوس و SPIRIT دارد؛ به طوری که شاخص RMSE تخمین ارتفاع درختان از مقدار 26/13 و 41/11 متر به ترتیب در روش مدل معکوس و SPIRIT به مقدار 34/7 متر در روش عرضه شده کاهش یافته است.
این پژوهش با هدف بررسی نقش شفقت خود در پیش بینی بخشایشگری و همدلی در جوانان انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. تعداد 250 نفر از جوانان 18 تا 30 ساله که به مراکز فرهنگی و عمومی شهر اصفهان مراجعه نموده بودند، به شیوه تصادفی چند مرحله ای به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند و به پرسشنامه های شفقت خود، بخشایشگری و واکنش های بین فردی پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شد. شفقت خود با بخشایشگری و دیدگاه گیری به طور مثبت و با ناراحتی شخصی به طور منفی مرتبط بود، ولی با توجه همدلانه در زنان همبستگی معناداری نداشت. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه گام به گام نیز آشکار کرد که شفقت خود می تواند در مردان و زنان واریانس بخشایشگری، دیدگاه گیری، ناراحتی شخصی و توجه همدلانه را پیش بینی کند . بر اساس نتایج این پژوهش، شفقت خود ویژگی مثبتی است که در صورت افزایش آن، توانایی بخشایشگری و اخذ دیدگاه دیگران افزایش می یابد و افراد ناراحتی هیجانی کمتری را تجربه می کنند.
This study is an attempt to evaluate certain areas of the Iranian ESP program through the lens of its immediate stakeholders, i.e. policy implementers, authors, teachers and learners. Using questionnaires, interviews and classroom observations through a quantitative-qualitative mixed-method design, the collected data were analyzed. The results of the study indicate that the program is suffering from lack of systematic observation and evaluation policy, and its stakeholders especially in the users’ strand are not satisfied with the program’s current status, goal, methodology and textbooks. The origin of the problems and dissatisfaction in the program was found to have varying shares from different sources. Contextual factors, improper policies, unprincipled teaching methodology, and old fashioned spiritless textbooks were found and concluded to have their impeding roles in the Iranian ESP program achievement and satisfaction. The findings of the present research are hoped to provide the concerned communities in both strand of providers and users with clear insights around the common flaws and drawbacks in the program along with possible clues for the program improvement.
موادی برای بررسی گویش بختیاری ترجمه جلد سوم از پژوهش ژوکوفسکی است با عنوان موادی برای بررسی گویش های ایرانی. ژوکوفسکی از سال 1883 تا 1886 م. در ایران اقامت داشته و نمونه هایی از گویش های ایرانی از جمله بختیاری را در این مجموعه گرد آورده است. در این کتاب، 42 شعر به گویش بختیاری واج نویسی و ترجمه شده است. این جلد از کار ژوکوفسکی، اساس کار مریم شفقی و سیدمهدی دادرس قرار گرفته و آنان خود را در بخشی از کتاب مؤلف نامیده اند. یکی از این دو محقق، خود گویشور بختیاری است و بر اساس اطلاعات خود از گویش بختیاری امروز، واج نویسی و تکیه گذاری اشعار بختیاری را تصحیح کرده و اشعار را بدون توجه به ترجمه ژوکوفسکی به فارسی برگردانده است. در این مقاله، شیوه کار شفقی و دادرس در واج نویسی، تکیه گذاری و ترجمه این اشعار بررسی و نقد شده است. مطالعه گویش بختیاری در 131 سال پیش و مقایسه آن با بختیاری امروز، بررسی درزمانی محسوب می شود و نمی توان واج نویسی و تکیه گذاری اشعار را بر اساس اطلاعات امروزی تغییر داد. ناآشنایی محققان با مسائل زبان شناختی و تحولات زبان موجب شده است که این کتاب «موادی برای بررسی گویش بختیاری» فراهم نکند.
در سال های اخیر پژوهش در زمینه برداشت از سیاست سازمانی به دلیل اثرهای مخربی که بر رضایت شغلی، عملکرد شغلی، اثربخشی، بهره وری و غیره دارد، موردتوجه پژوهشگران حوزه رفتار سازمانی قرار گرفته است. در پژوهش حاضر تأثیر عوامل فردی، شغلی و سازمانی بر برداشت از سیاست سازمانی بررسی شده است. جامعه آماری شامل مدیران و کارمندان شاغل در صنعت آب کشور است که با استفاده از روش نمونه گیری قشری (سهمیه ای) انتخاب شده اند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه های استاندارد استفاده شد. روایی پرسش نامه به روش محتوایی و سازه ای و قابلیت اعتماد آن با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ برای هر یک از متغیرهای موردمطالعه تأیید شد. تحلیل داده های پژوهش به وسیله مدل یابی معادلات ساختاری و تحلیل مسیر و با استفاده از نرم افزار Lisrel و Smartpls انجام شد. نتایج نشان داد که از میان عوامل سازمانی، تمرکز، تأثیر مثبت و رسمیت، عدالت رویه ای و مشارکت در تصمیم گیری تأثیر منفی بر برداشت از سیاست سازمانی دارند. کلیه عوامل شغلی (استقلال، بازخورد، تنوع مهارت و ارتباط (تعامل) با مدیر) تأثیر منفی بر برداشت از سیاست سازمانی دارند. از میان عوامل شخصی تنها ماکیاول گرایی بر برداشت از سیاست تأثیر مثبت دارد و فرضیه های مربوط به تأثیر مثبت کانون کنترل و خودپایشی بر برداشت از سیاست تأیید نشد.
پدیده پرزنتیسم می تواند یکی از مشکلات رایج در سازمان های امروزی باشد. این پدیده به صورت حضور غیر اثربخش فرد در سر کار به دلیل بیماری یا ساعت های کاری طولانی تعریف می شود. بی توجهی سازمان ها به پدیده پرزنتیسم نشان دهنده اهمیت اندک آن ها نسبت به مسئله سلامت کارکنان است. مطالعات گذشته نمایانگر این حقیقت است که پدیده پرزنتیسم اثر معناداری بر بهره وری دارد. پژوهش حاضر به منظور شناسایی پیامدهای پدیده پرزنتیسم در میان کارکنان و پرستاران «بیمارستان نمازی شهر شیراز» انجام شد. این پژوهش با به کارگیری روش کیفی (روش داده بنیاد) با انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با چهارده نفر از کارکنان و پرستاران «بیمارستان نمازی شهر شیراز» صورت گرفت که با استفاده از روش «گلوله برفی» انتخاب شده بودند. برای بررسی و تحلیل داده های جمع آوری شده از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. با توجه به نتایج این پژوهش، پیامدهای پرزنتیسم در سه سطح فرد، سازمان و جامعه، شناسایی و طبقه بندی شدند و درنهایت راهکارهایی برای مقابله با این پیامدها ارائه شد
در محیط متغیر امروزی، سبک های کلاسیک مدیریتی کارایی چندانی ندارند و سازمان ها برای تحقق اهداف خود، چاره ای جز روی آوردن به سبک های جدید ندارند. یکی از این رویکردهای جدید، مدیریت مشارکتی است که از طریق سازوکاری به نام «نظام پیشنهاد ها» می تواند سازمان ها را در بهره گیری از سرمایه فکری کارکنان یاری دهد؛ اما نگرش منفی کارکنان عامل مؤثر و بازدارنده در رابطه با تصمیم گیری مشارکتی به حساب می آید که موجب شده است آن طور که باید از ثمرات نظام پیشنهاد ها بهره گیری نشود. برای اجرای موفقیت آمیز نظام پیشنهاد ها، کارکنان باید در آن به جای ایفای نقش منفعل و ناظر، نقشی فعال داشته باشند؛ بنابراین این پژوهش به منظور بررسی فرآیندهای زیربنایی وارد شدن کارمندان به نظام های پیشنهاد انجام پذیرفت. به این منظور مفاهیم عدالت سازمانی، ارزش نظام پیشنهاد ها و انگیزه در این زمینه برای بالابردن نرخ مشارکت بررسی خواهد شد. هدف این پژوهش، بررسی نقش میانجی ارزش نظام پیشنهاد ها در رابطه میان ابعاد سه گانه عدالت سازمانی و انگیزه برای ارائه پیشنهاد است. جامعه آماری پژوهش کارکنان «دانشگاه فردوسی مشهد» هستند. برای آزمون فرضیه ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری به کمک نرم افزار PLS استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد، عدالت توزیعی و مراوده ای در سطح اطمینان 95 درصد رابطه مثبت و معناداری با انگیزه برای ارائه پیشنهاد دارند؛ اما رابطه مستقیم عدالت رویه ای با انگیزه تأیید نشد؛ همچنین مشخص شد هر سه بُعد عدالت سازمانی با ارزش نظام پیشنهاد ها رابطه مثبت و معناداری دارند. ازآنجاکه رابطه مثبت ارزش نظام پیشنهاد ها با انگیزه نیز معنادار بود، نقش میانجی ارزش نظام پیشنهاد ها در رابطه میان ابعاد سه گانه عدالت و انگیزه برای ارائه پیشنهاد تأیید شد