واکاوی تحمل و تحمیل عقیده در مناسبات ائمه شیعه اثنی عشری با غالیان در منابع رجالی، روایی و فرقه نگاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اختلاف عقیده در جوامع با ادیان متکثر و متنوع، بدیهی و چالش برانگیز و چگونگی برخورد با آن نیازمند فرهنگ سازی است. «تحمل عقیده» یکی از راهکارهای اندیشمندان برای کم رنگ تر کردن تنش ها هنگام برخورد با اندیشه های مغایر است. غلات با افراط درباره ائمه، به مرتبه خدایی یا نبوت آنان باور داشتند و برخی گزارش ها نشانگر برخورد ائمه با آنان است؛ بنابراین چگونگی برخورد ائمه امامیه اثنی عشری با غلات از این منظر نیازمند ارزیابی است. نظریه تحمل به عنوان یک چارچوب نظری در مطالعه تعاملات اجتماعی و دینی، به ما این امکان را می دهد که رفتارها و واکنش های ائمه نسبت به غلات را در بستر تاریخی و اجتماعی خود تحلیل کرده و تحمل آنان در برابر هر گونه ای از اندیشه ها و رفتارها سنجیده شود؛ بنابراین در این مقاله به بررسی چگونگی مواجهه تحملی یا تحمیلی ائمه با غلات در منابع رجالی، روایی و فرقه نگاری با بهره گیری از روش تاریخی و رویکرد تحلیلی پرداخته خواهد شد. روش تحقیق شامل جمع آوری داده ها از منابع معتبر تاریخی و دینی، تحلیل محتوای متون و مقایسه رفتارهای ائمه در مواجهه با غلات است. ره آورد تحقیق نشان داد که ائمه در تلاش برای نفی اندیشه های سنخ های مختلف غلات از گونه های رفتاری متفاوتی چون گفت وگو(پند)، توبه دادن، تبعید، بخشش و خطابه برای آگاهی پیروان از نادرستی رفتارهای غالیانه و نهی از آن ازیک طرف و لعن، طرد، برائت، تکفیر و کشتن از طرف دیگر بهره برده اند. خطابه به منظور آگاهی بخشی پربسامدترین الگوی رفتاری به ویژه در مواجهه با غلات میانه رو و اباحی بود. «کشتن» بیشتر در برابر غالیان خشونت گرای گفتاری-رفتاری انجام شده است. چون این دسته از غلات در مواجهه با عقاید دیگران، تحمل مذهبی نداشتند، گونه های رفتاری ائمه با آنان مصداق عدم تحمل عقیده نبود. غلات بهترین نمونه برای ارزیابی این امر است که هر اندیشه ای قابلیت «تحمل شدن» ندارد.