فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۳۸۱ تا ۴٬۴۰۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۳
201 - 213
حوزههای تخصصی:
محیط های مسکونی تحت عوامل مختلفی قرار دارند، که مهمترین آن «روش زندگی» است، که برآمده از الگوهای فرهنگی هستند، و از این رو، هدف اصلی مسکن ایجاد محیطی متناسب با روش زندگی انسان است. «روش زندگی» به انتخاب کیفیت های محیطی مرتبط با شیوه انجام فعالیت های زندگی در محیط های مسکونی منجر می گردد، بنابراین، ساختار «روش زندگی» از طریق مؤلفه های آشکار آن همچون فعالیت ها و وجوه محیطی آن همچون زمانمندی و فضامندی فعالیت ها، توالی زمانی و فضایی فعالیت ها و دیگر جنبه های آشکار آن قابل مطالعه است. فعالیت ها علاوه بر وجوه آشکار دارای وجوه پنهان و معناداری نیز هستند، که بررسی آن ها می تواند جنبه های ذهنی روش زندگی را عیان سازد. در این تحقیق، با توجه به ماهیت مسئله و چارچوب نظری پژوهش، روش «تحقیق کیفی» بر مبنای «نظریه مبنایی» و «استدلال منطقی» استفاده شده، که در یک نمونه موردی در مسکن محیط روستایی (روستای قزمزاری در غرب استان فارس) مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج تحقیق حاکی از این است که «مؤلفه های ذهنی روش زندگی» شامل «سطوح عوامل معنایی» هستند، که «مؤلفه های آشکار روش زندگی» و «مؤلفه های محیط ساخته شده» از آن تأثیر می پذیرند. «سطوح عوامل معنایی» با تأثیر بر انتظام فضایی و زمانی رویدادهای رفتاری و خصوصیات کالبدی مسکن از قبیل؛ عناصر، فواصل و جهات فضائی، محیط مسکن را با مؤلفه های پنهان و آشکار روش زندگی هماهنگ می سازند. مؤلفه های ذهنی روش زندگی و «سطوح عوامل معنایی» با «تعیین خصوصیات فضایی و زمانی رویدادهای رفتاری» از طریق پیامدهایی همچون؛ تفکیک و تجمیع قرارگاه های رفتار، توالی زمانی و فضایی قرارگاه های رفتار و تعیین خصوصیات کمی و کیفی عناصر فضایی، محیط مسکن را شکل می دهند.
تحلیلی بر چگونگی کاربست نظام شبکه ای در تصویرسازی نسخه خمسه شاه تهماسب: مطالعه موردی نگاره فتنه گاو بر دوش در برابر بهرام گور
حوزههای تخصصی:
نظام شبکه ای، ساختاری هندسی است که نگارگر بر مبنای آن به ترکیب و چیدمان عناصر بصری در قالبِ کل منسجم، قانونمند و مرتبط با محتوای اثر، به گونه ای که حاوی بیان هنری باشد، می پردازد و درک این فرآیند، در راستای کشف و دریافت نیت نهانی خالق و سفارش دهنده اثر هنری و لذت زیباشناسانه ناشی از مشاهده آن، حائز اهمیت است. امروزه شناخت ساختار نظام شبکه ای به عنوان یکی از مهمترین اصول این هنر، بر کسی پوشیده نمی باشد؛ لیکن هدف از مقاله پیش رو، ضمن بررسی هندسه بنیادین و نظم زیباشناسانه درونی میان عناصر بصری در آثار نقاشی محمد زمان، نگارگر نامی مکتب اصفهان عصر صفویه، پاسخ به این پرسش ها می باشد: 1- چگونه می توان به مدد تحلیل نظام شبکه ای، تناسب میان ساختار هندسی و محتوای اثر در نگاره «فتنه گاو بر دوش در برابر بهرام گور» را تبیین نمود؟ 2- این ساختار هندسی بر پایه چه اصول و ضوابطی شکل گرفته است؟ نتایج گویای آن است که نگاره مذکور، بر پایه نظام هندسی و اصولِ تناسبات طلایی از جمله اعداد فی و اصم، تصویر شده که این امر حکایت از تبعیت هنرمند از شیوه کلاسیک نگارگری ایرانی دارد؛ لیکن بیان استعاری او نه در گزینش صحنه داستان، بلکه در زیرساخت پنهان اثر و ترکیب بندی استوار بر آن می باشد. این پژوهش با استفاده از شیوه تحلیل تم و رویکرد توصیفی_تحلیلیِ موردی نگاشته شده و گردآوری اطلاعات آن با استفاده از منابع کتابخانه ای، اسناد و پایگاه های مجازی کتابخانه موزه بریتانیا صورت گرفته است.
تحلیل و بررسی آثار خوشنویسانه ارول آکیاواش در بستر فرهنگی ترکیه مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنر و تمدن شرق سال دهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳۷
5 - 18
حوزههای تخصصی:
قرن 19 میلادی، شاهد فشار شدید آکادمی ها و سلطه آن ها بر نقاشی بوده است؛ از یک سو با آغاز نقاشی مدرن در جوامع غربی، امپرسیونیست ها تولید آثار هنری علیه آکادمی ها را آغاز کردند و از سوی دیگر به دنبال پیشرفت تکنولوژی - اختراع دوربین عکاسی و تأثیر سینما- ظهور جنبش ها و سبک های هنری یکی پس از دیگری، هنرمندان را به بررسی هنرهای سنتی و محلی سوق داد. علاوه بر این نفی آکادمیسم و توجه هنرمندان پیشرو غربی به میراث هنری اسلامی و شرقی به ویژه در زمینه خوشنویسی، هنرمندان مدرن ترکی را نیز بدین سمت هدایت می کرد. ارول آکیاواش در زمره این هنرمندان است که درکنار تجربه آموزه های غربی، از خطوط اسلامی در آثار خود بهره فراوان برده است با توجه به شرایط فرهنگی ترکیه چگونگی به کارگیری خوشنویسی در نقاشی ترکی از ویژگی های مهم آثار اوست که در این پژوهش به آن پرداخته شده است. هدف این تحقیق تبیین و بررسی آثار خوشنویسانه ارول آکیاواش در بستر فرهنگی ترکیه مدرن است و با استفاده از روش تاریخی-توصیفی و تحلیلی با رجوع به آثار، زندگی هنرمند و نظریات هنرمندان و منتقدان هنری ترک به دنبال درک ارتباط آثار خوشنویسانه ارول آکیاواش با بستر فرهنگی ترکیه مدرن است. نمونه های مورد مطالعه آثار خوشنویسانه منتشرشده در کتاب ها و کاتالوگ هاست که به شیوه هدفمند انتخاب شده اند. شیوه گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و اسنادی است. پس از واکاوی آثار مشخص شد با توجه به شرایط فرهنگی ترکیه مدرن و توجه به مؤلفه های فرهنگی و مذهبی، آکیاواش با بهره گیری از خوشنویسی به تدریج در دوره های آثارش، بیان اعتقادی و عرفانی را در قالب آثار خوشنویسانه به شکل کاملاً آشکار، نمایان ساخته است.
مطالعه تطبیقی فن شناسی کاشی های مدرسه غیاثیه خرگرد با کاشی های سنتی معاصر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه کاشی کاران سنتی در مشهد از نوعی کاشی معروف به کاشی جسمی استفاده می کنند. به نظر می رسد این کاشی در منطقه سابقه ای دیرینه داشته باشد. مطالعه فن شناسی کاشی های مدرسه غیاثیه خرگرد که ازنظر تاریخی در حوزه معماری خراسان بزرگ قرارگرفته می تواند در اثبات فرضیه فوق کمک نماید.این مطالعه مبتنی بر فن شناسی آثار است که با استفاده از علوم آزمایشگاهی بر روی نمونه های قدیمی مدرسه غیاثیه خرگرد به انجام می رسید. از مشاهدات به وسیله میکروسکوپ نوری Olympus PM G3 برای شناسایی بافت بدنه و قشر لعاب و برای تجزیه شیمیایی از روش ذوب قلیایی و آنالیز نقطه ای با دستگاه SEM-EDX استفاده می شود. نتایج حاصل از مطالعه آزمایشگاهی به روشنی نشان می دهد که کاشی های معرق در مدرسه غیاثیه خرگرد به جهت ترکیب مواد، روش کار و مراحل تکمیل شبیه روشی است که کاشی سازان سنتی معاصر مشهد استفاده می کنند. از این حیث کاشی های معقلی، حمیل ها و کاشی های هفت رنگی به خانواده کاشی های رسی بیشتر شبیه اند. کاشی سازان مشهد در حال حاضر از این ترکیب فقط برای هفت رنگی استفاده می کنند. اکسیدهای عامل رنگ در لعاب ها تأییدکننده شیوه معاصر مشهد است ولی در ترکیب مواد لعاب های امروزی و لعاب های مدرسه خرگرد این هماهنگی وجود ندارد. در کاشی های غیاثیه برای ساخت بعضی لعاب ها از سرب به عنوان فلاکس و در برخی دیگر از ترکیب مواد قلیایی استفاده کرده اند.
مطالعه تطبیقی سفال دست ساز روستای برجک و جیرده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله می کوشد با مطالعه تطبیقی سفالینه های برجک و جیرده، به وجوه اشتراک، افتراق و شاخصه های مهم سفالگری این سرزمین بپردازد. هدف در این پژوهش، شناخت و پی بردن به جایگاه سفال های دست سازِ تولیدشده در دو روستای نام بُرده در بستر مطالعات تطبیقی است. همچنین بررسی شاخصه های هویتی و ارتباط سفالینه ها در این دو روستا مدنظر بوده است. از این رو، به طرح این پرسش ها پرداخته است: 1- چه ارتباطی بین دست سازه های سفالی دو روستای «جیرده شفت» و «برجک خمین» وجود دارد؟ 2- شاخصه های دست سازه های سفالی دو روستای «جیرده شفت» و «برجک خمین» کدام است؟ پژوهش پیشِ رو با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی با رویکرد تطبیقی به مقایسه و تطبیق تولید سفال دو روستای جیرده و برجک پرداخته است. در جمع آوری اطلاعات از روش کتابخانه ای، میدانی و مکاتبه از راه دور با سفالگران پیشکسوت استفاده شده است. درنهایت، این نتیجه حاصل شد که در میان آثار سفالی جیرده ظروف موسوم به «گَمَج و نوخون» از همه شاخص تر است، و از سفال های معروف روستای برجک «دو گُوله» را می توان نام برد که هر دو برای طبخ و پخت وپز استفاده می شوند. در دو روستا محصولات سفالی بدون استفاده از تکنیک چرخ سفالگری، بسیار ساده و گاهی با تزئینات ابتدایی و نقش های بومی و به فرم های مُدوّر، کشیده، استوانه ای و تخت تولید می شوند؛ ویژگی ها یی که قدمت فرهنگی هر یک از این روستاها را می رسانَد. ازسویی دیگر، به خاطر عجین شدن زندگی مردمِ روستا با طبیعت و تأثیر سلایق دیرینه نیاکان هنر خویش را این گونه به نمایش می گذارند؛ و از همه مهم تر اینکه بانوان سفالگر دو روستا هستند که هنری مشابه می آفرینند که درعین حال منحصر است و سالیان بی شماری است که سعی در حفظ سنت های خویش کرده اند. تفاوت میان سفالینه ها ی دو روستا هم ناشی از سلیقه ها و تفاوت ها ی فردی و علائق و باورهای سفالگران و هم ویژگی ها ی فرهنگی و جغرافیایی محیط است.
بازشناسی هویت معماری اسلامی با نگرش بر معماری مسجد سلطان احمد شهر استانبول
حوزههای تخصصی:
معماری اسلامی یکی از مشهورترین سبک های ساختمان جهان است و یکی از نمودهای کمیاب و زیبای هنر اسلامی است که ویژگی های منحصر به فردی دارد و معماری اسلامی مساجد می تواند نمونه ای از این هنر زیبا و ماندگار باشد روش تحقیق این پژوهش، روش توصیفی تحلیلی است، در این مقاله تاثیر هنر معماری و به طور شاخص سبک اسلامی آن بر معماری مساجد، که در هویت و فرهنگ جامعه موثر است بررسی شده است، حکمت معماری اسلامی منجر به نهادینه شدن سنتی شد که آثار معماری این دوران را، به یادگاری های جاودانه واستوارتبدیل ساخت. آنچه امروز ازآن با عنوان معماری اسلامی ایران یاد می شود، ادامه سنتی است که توانسته، با تکیه برآموزه های معنوی، حکمت ناب اسلامی را با زبان رمز واشاره در کالبد مادی عالم ظاهر متجلی سازد و هم با تأثیر بینش و روح اسلامی، نوعی «وحدت» را در این آثار به بیننده القا نماید. در این بین، مطالعه موردی برروی مسجد سلطان احمد شهر استامبول (مسجد آبی) با گنبدهای آبشاری، تقارن دقیق و طاق های پی در پی، مناره ها و کاشی های آبی درون مسجد که نقطه اوج معماری عثمانی به شمار می آید در این پژوهش انجام شده است، مسجد سلطان احمد به عنوان چشمگیرترین مسجد تاریخی کشور ترکیه و آخرین مسجد بزرگ دوره کلاسیک شناخته می شود که با طراحی خاص و منحصربه فرد این مسجد و علاوه بر وجود عناصر معماری سنتی اسلامی از طراحی بنایی بیزانسی مانند ایاصوفیه نیز الهام گرفته شده است.
ارزیابی یکپارچگی در محدوده های شهریِ تاریخی، با تکیه بر مطالعه محله سلطان امیر احمد کاشان و محدوده های پیرامون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲۲
55 - 79
حوزههای تخصصی:
یکپارچگی یک محدوده را احتمالاً می توان با فهم آن به عنوان یک کل به هم پیوسته مترادف دانست. به نظر می رسد که در واقع حفظ ساختارهای ملموس و غیرملموس این کل به هم پیوسته در نهایت یکپارچگی یک محدوده تاریخی را تضمین می کند. در بخش های قابل توجهی از چارچوب های حفاظت به طور ضمنی به یکپارچگی و اهمیت آن اشاره شده است. برای مثال منشور ونیز متذکر شده که محوطه های یادمان ها باید به طور خاص مراقبت شوند تا یکپارچگی آن ها حفظ شود. باوجود این، دست کم روال مشخصی برای ارزیابی و احصاء یکپارچگی در محدوده های شهری تاریخی در ایران تنظیم نشده است و مشخص نیست حدود یکپارچگی چه هستند. این در صورتی است که از جمله مهم ترین آسیب ها در شهرهای تاریخی ما تداوم نیافتن یکپارچگی به آن نحوی است که در وضعیت های تاریخی قابل شناسایی است. هدف اصلی این مطالعه یافتن اصلی ترین معیارهایی است که در ارزیابی یکپارچگی یک محدوده شهری نقش دارند. در این مقاله معیارهای اولیه برای ارزیابی یکپارچگی بر اساس چارچوب های حفاظتی موجود تدوین و سپس مدل اولیه بر روی پهنه شهری دربردارنده محله سلطان امیر احمد و محدوده های شهری پیرامون به اجرا درمی آید. مقصود آن است که یافته های اولیه بر روی یک وضعیت شهری واقعی و آسیب دیده اجرا شده و معیارهای مورد نظر به صورت دقیق تری تبیین شوند. در این پژوهش از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده و متون تاریخی، اسناد کتابخانه ای، مطالعات میدانی و به ویژه بررسی تصاویر تاریخی مسیر دستیابی به اطلاعات بوده است. لذا تلاش شده است تا وضعیت اولیه و تقریباً یکپارچه محدوده شهری مورد نظر بر اساس وضعیت ضبط شده در عکس های هوایی سال 1335 و همچنین اطلاعات موجود از کاربری ها و کار و زندگی مردم در گذشته بازسازی شود. مدل اولیه برای ارزیابی یگپارچگی نیز عمدتاً بر اساس تحلیل متونی چون توصیه نامه نایروبی، منشور واشنگتن، بیانیه سن آنتونیو و اصول والتا تدوین شده است. یافته های مقاله نشان می دهند که تغییر و تحولات صورت گرفته چگونه بر الگوهای کلان، بافت، بناها و ویژگی های بصری، رابطه محدوده با محیط پیرامون، کارکردها، روح و هویت مکان، فنون سنتی و سنت های فرهنگی یک محدوده شهریِ تاریخی تأثیر گذشته اند؛ و چگونه یکپارچگی آن را تحت تأثیر قرار داده اند.
اجتماع پذیری و سرزندگی فضاهای عمومی شهری: شواهدی از دیدگاه متخصصین و کاربران در خیابان ولیعصر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۶ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
131 - 148
حوزههای تخصصی:
بیان مساله : امروزه با روند رو به افزایش خصوصی شدن فضاهای عمومی و کنترل آن به روش های مختلف؛ اجتماع پذیری فضای عمومی که یکی از ارکان سرزندگی شهری می باشد؛ دچار چالش شده است. از طرفی کم توجهی به بعد اجتماعی سرزندگی در اکثر پژوهش ها مشاهده می شود. این پژوهش به دنبال شناسایی مهمترین شاخصه های اجتماع پذیری برای دستیابی به سرزندگی در خیابان ولیعصر تهران از نگاه متخصصان و کاربران خیابان می باشد. اهداف: هدف از پژوهش حاضر، بررسی نسبت و ارتباط دو مفهوم اجتماع پذیری و سرزندگی در خیابان ولیعصر تهران جهت کاربست نتایج آن در برنامه ریزی فضاهای عمومی شهری است. روش پژوهش : در این راستا، یک تحلیل تطبیقی بر اساس دیدگاه متخصصین آشنا به خیابان ولیعصر و کاربران این خیابان انجام گردید. با اتخاذ یک رویکرد ترکیبی مبتنی بر طرح تحقیق متوالی اکتشافی و با استفاده از سه روش مصاحبه بدون ساختار، پیمایش کمی و مشاهده میدانی، داده های پژوهش گردآوری شد. یافته ها: در مجموع 7 معیار اصلی توسط متخصصین شناسایی شد که 3 مورد از این 7 معیار مورد تأیید کاربران قرار نگرفت. در ادامه نتایج در دو محور مورد بحث قرار گرفت. نخست اینکه مشخص شد برخلاف دیدگاه متخصصین، معیارهایی که حالت جمع گرایانه تر دارند، از سوی کاربران کمتر ترجیح داده می شوند. ضمن اینکه تفاوت های اساسی در دیدگاه این دو گروه وجود داشت. بطوری که متخصصین، نگرشی علمی اما ایده آل گرا نسبت به مسائل و موضوعات فضاهای عمومی داشتند. در حالی که دیدگاه کاربران، یک دیدگاه ساده، حداقلی اما واقعی از ترجیحات و خواسته های آن ها از یک فضای عمومی می باشد که مبتنی بر تجربه زیسته آن ها از فضاهای عمومی است. نتیجه گیری: در نهایت تحقق اجتماع پذیری فضاهای عمومی در گرو یک سری از الزامات و شرایط زمینه ای تشخیص داده شد که در حیطه ساختارهای کلان سیاسی، نهادی و اجتماعی قابل جستجو هستند.
چالشی در باب هنرمند مؤلف: ارتباط بین آثار رنه مگریت با نوشته های ادگار آلن پو و ترجمه شارل بودلر
منبع:
مطالعات هنرهای زیبا دوره ۳ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۸
12 - 24
حوزههای تخصصی:
هنـر و ادبیـات، همـواره رابطـه نزدیکـی داشـتهاند و بازتـاب ایـن نزدیکـی و الهامبخشـی، در آثـار ادبـی و هنـری بسـیاری مشـهود اسـت. گاهـی هـم ترجمـه، عنصر مهمـی تلقی گردیـده که سـبب نزدیکی نقـاش و نویسـنده از دو فرهنـگ مختلـف شدهاسـت؛ ترجمـه، بهمثابـه پلـی اسـت کـه ارتباطـی فرامـرزی میان ایـن دو حوزه را شـکل دادهاسـت. در پژوهـش حاضـر، تأثیرپذیـری رنـه مگریت، نقاش سورئالیسـت از نوشـتههای ادگار آلن پو، نویسـنده آمریکایـی کـه بـه لطـف شـارل بودلـر، ترجمـه و چـاپ شـده بودنـد، واکاوی شدهاسـت. ایـن پژوهـش، به شـیوه توصیفـی- تحلیلـی، ایـن اثربخشـی را در قالـب دو نمونـه ادبـی کـه بـه صـورت هدفمنـد انتخـاب شـدهاند مورد بررسـی قـرار داده و شـارل بودلـر، دلیـل اصلـی ایـن تأثیرپذیـری درنظـر گرفته شدهاسـت. هدف از ایـن پژوهش، ارائـه درکـی عمیقتـر از تأثیرپذیـری نقاشـی از ادبیـات بـه میانجی ترجمه اسـت و پرسشـی که مقاله سـعی دارد بـه آن پاسـخ دهـد، ایـن اسـت که بـا درنظر گرفتـن نقش میانجـی مترجم (بودلـر)، آثار آلـن پو چـه تأثیری روی آثـار مگریـت گذاشـتند و ایـن امـکان، چگونـه فراهـم گردیده کـه نقاش بـه این الهامپذیری رسـیده اسـت.
ورود اپرا به ایران در کالبد شبیه خوانی (بررسی نمونه معاصر آن در جنوب خراسان)
منبع:
فردوس هنر سال ۳ بهار ۱۴۰۱ شماره ۸
10 - 31
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: شبیه خوانی تئاتری است که دیالو گ های آن به صورت آواز بیان می شوند. این نمایش در واقع شبیه ساز رویداد هایی تاریخی چون عاشورا است. رویارویی خیر و شر، وقایع جنگ و دلاوری های انسان های بزرگ (چه به لحاظ رزمی و چه تراژیک) همیشه از موضوعات اصلی شبیه خوانی بوده است. نمونه مشابه شبیه خوانی در اروپا با نام اپرا اجرا می شود. این دو نمایش با وجود تفاوت های اندک در محتوا و شیوه اجرایی، دارای شباهت های بسیارند، به طوری که می توان ادعا کرد شبیه خوانی نمونه ایرانی نمایش اپرا است. هدف پژوهش: در این پژوهش سعی شده تاریخچه کوتاهی از اشکال تعزیه و رویه تبدیل این مراسم به شبیه خوانی مورد مطالعه قرار گیرد و تاثیر ساخت «تکیه دولت» در رونق شبیه خوانی و خصوصیات اجرایی این نمایش بررسی شود. همچنین این ادعا که آیا می توان شبیه خوانی را نمود ایرانی نمایش اپرا به شمار آورد، مورد بررسی قرار گرفته است. سوال پژوهش: آیا اپرا در تکامل ساختاری شبیه خوانی تاثیرگذار بوده است؟ این نمایش چگونه در قالب یک نمایش ایرانی بروز پیدا کرده است؟روش تحقیق: در این تحقیق از منابع کتابخانه ای، میدانی و مصاحبه استفاده شده است.نتیجه گیری: مطالعه ویژگی های اجرایی ونمایشی شبیه خوانی و اپرا مشخص می کند شیوه اجرایی، دارا بودن محتوای دراماتیک و تراژیک و تاثیرگذاری عمیق بر تماشاگر(مخاطب از جمله ویژگی های کلیدی شبیه خوانی و اپرا به شمار می رود. آنچه شبیه خوانی را از این نمایش اروپایی متمایز کرده، جایگزینی برخی ویژگی های اجرایی و محتوایی با المان های ایرانی است. کیفیت اجرایی و محبوبیت شبیه خوانی در زمان قاجار (با ساخت تکیه دولت) این نمایش را به نوعی فستیوال سالانه بدل کرد. دسته های شبیه خوانی اهمیت این نمایس های سالانه را درک کرده و برای اجرای بهتر و تاثیرگذاری بیشتر به رقابت می پرداختند. پس از دوران قاجار، کیفیت اجرایی این نمایش تحت تاثیر عوامل بسیار رو به افول رفت و محبوبیت خود را از دست داد.
جایگاه پوشش های پارچه ای و کاغذی بر آرایه های معماری دوره قاجار در خانه وثیق انصاری اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگارینه هنر اسلامی سال نهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۳
126 - 144
حوزههای تخصصی:
کاربرد کاغذ و پارچه دیواری منقوش، به عنوان آرایه های معماری در ایران، قدمت زیادی ندارد. در دوره ی قاجار به سبب گسترش مراودات تجاری با اروپا و شرق آسیا، پوشش های تجملی دیوارها با استفاده از پارچه و کاغذ، جایگاه ویژه ای در آرایه های معماری ایران یافتند. کاغذهای دیواری قاجاری در کاخ ها، عمارت ها، قلعه های سران حکومت، خانه ثروتمندان و تجار مورد توجه قرار گرفته و نصب می شدند. خانه ی وثیق انصاری در اصفهان، یکی از بناهای دارای پوشش های نوین دیواری دوره قاجار است. بر اساس مطالعات میدانی و بررسی های انجام شده بر خانه وثیق انصاری، مشخص گردید که دو گونه پرکاربرد از تزئینات دیواری پارچه ای و کاغذی وجود دارد که در هرگونه، نقوش و محتوای متنوعی نیز مشاهده می شود. هدف اصلی این پژوهش معرفی و دسته بندی نقوش پارچه ها و کاغذهای دیواری در خانه ی وثیق انصاری و شناخت فرهنگ های تاثیرگذار بر انتخاب نقوش در این آرایه ها است. مهمترین سوال پژوهش این است که نقش مایه های موجود بر پوشش های دیواری خانه ی وثیق انصاری دارای چه ویژگی های تصویری و موضوعی هستند؟ و چگونه می توان ردپای فرهنگ های گوناگون را در این آرایه ها جستجو کرد. یافته های پژوهش نشان می دهد نقش مایه های گیاهی و پیکره ای پرکاربردترین نقوش پوشش های دیواری این خانه هستند. بیشتر این نقش مایه ها ایرانی نیستند و مالکان، با توجه به فرهنگ های غربی و شرق آسیا اقدام به سفارش این پوشش ها کرده اند. نقوش هندسی برگرفته از تزیینات معماری اروپا هم در رده ی بعدی قرار دارند. همچنین خوانش متن و تصویر روایی تئاتر وایانگ در یکی از پوشش ها، روایت کاملی از این تئاتر کهن اندونزیایی را نشان می دهد که احتمالاً تولید کشور هندوستان است. کتیبه ی منحصربه فرد و دارای رقم و تاریخ موجود بر یکی از پوشش ها، زمان تولید بخشی از این آرایه ها را دوره ی حاکمیت ظل السلطان معرفی می کند. این پژوهش به شیوه ی توصیفی- تحلیلی و تجزیه و تحلیل داده ها به روش کیفی انجام شده است. گردآوری اطلاعات مبتنی بر مطالعات میدانی، مستند نگاری تصاویر، مصاحبه و استفاده از منابع کتابخانه ای و مدارک مکتوب صورت گرفته است.
نظری بر اجزاء اصلی تن جامه های زنانه در اندرونی دربار قاجار (از دوره فتحعلیشاه تا پایان عصر ناصری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگارینه هنر اسلامی سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲۴
179 - 194
حوزههای تخصصی:
در عصر قاجار، جامه های زنانه به قید مکرر در منابع تاریخ نگاری ازجمله سفرنامه های سیاحان خارجی مورد اشاره قرار گرفته و در قالب نقاشی و عکس به تصویر درآمده است. با این وجود در بسیاری پژوهش های متأخر در این حوزه، ابهام و آشفتگی در تبیین جزییات بالاپوش زنانه قاجاری و کیفیات آن قابل دریافت است؛ چه بسا یک پوشش مشخص مثل ارخالق یا کلیجه تحت عنوان دیگری تعریف شده یا رونق استفاده از آن به تمامی بازه وسیع تاریخ قاجار تعمیم یافته است. با هدف ترمیم این کاستی، مقاله پیش رو، اصلی ترین و پرکاربردترین اجزاء پوشش زنانه دربار قاجار را به چالش درآورد و ویژگی های کیفی این نوع جامگان همچون فرم، جنسیت و رنگ را بررسی نمود. جهت جزیی نگری بیشتر و امکان ایجاد مقایسه، دوره فتحعلی شاه تا پایان حکومت ناصرالدین شاه مصداق بررسی قرار گرفت. پرسشی که در راستای این هدف تعریف شد آن بود: اصلی ترین اجزاء تن جامه های سنتی زنانه دربار قاجار (از دوره فتحعلی شاه تا پایان دوره ناصری و پیش از رواج لباس اروپایی)، مشتمل بر کدام موارد است و ویژگی های کیفی آنها در مقایسه با یکدیگر چگونه تحلیل می شود؟ این پژوهش توسعه ای به صورت تحلیلی تاریخی و با استفاده از مطالعات اسنادی، متن خوانی و تصویرخوانی، به شیوه کیفی و با نمونه گیری طبقه بندی احتمالی سی تصویر به هدف خود دست یافت و نتیجه نشان داد: اصلی ترین اجزاء تن جامه زنانه دربار عصر قاجار مبتنی بر پیراهن، ارخالق و کلیجه بود. پیراهن درمیان تمام اقشار جامعه استفاده داشت اما درباره منسوجات کاربردی در این مصرف، پارچه های حریر در سطح دربار مقبول تر می نمود. ارخالق، روپوش کوتاهی روی پیراهن بود که آستین آن در صور مختلف کوتاه، بلند و سنبوسه دار تعریف می شد و نوع متأخر آن با جلوه تزیینی بیشتر به چیگن معروف بود. انواع پارچه های ساده، محرمات و منقوش در دوخت ارخالق به کار می آمد که متأثر از وضع اقتصادی پوشنده بود. در دوره ناصرالدین شاه، کلیجه بیش از پیش رواج گرفت که هرچند آن را بیشتر مناسب فصل سرما می شمارند اما ظاهراً در تمام فصول پوشیده می شد. این بالاپوش که تا میانه های ران بود، غالباً آستین هایی تا آرنج داشت؛ بسیار شبیه به نوع مردانه و همچون آن، خاص متمولین بود و به همین نسبت پارچه های ساده گرانبها همچون مخمل یا منقوش به ویژه ترمه در دوخت آن استفاده می شد. بدین قیاس، دستاورد مشخص این مقاله بر آن گواهی دارد که افزون بر پیراهن به عنوان پوشش معمول؛ ارخالق و کلیجه، دو نوع تقریباً متفاوت از بالاپوش زنانه بودند: ارخالق در دوره فتحعلی شاهی رواج داشت اما در تداوم استفاده از آن با تغییر در اندازه آستین ها و کوتاه شدن آنها، ارخالق در عصر ناصری به هر دو صورت رواج داشت. هم زمان در این دوره، کلیجه به تبعیت نوع کارکرد، با پارچه های مرغوب تر دوخته شد و بیش از پیش رونق گرفت چنانکه اعتبار این شکل از تن جامه نسبتاً بلند زنانه با عصر ناصرالدین شاه گره خورده است.
نظریه سیاستی و برنامه ریزی محیط زیست (مطالعه موردی: نظریه توسعه پایدار)
منبع:
اندیشه راهبردی شهرسازی دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱
113 - 124
حوزههای تخصصی:
نظریه و نظریه پردازی به ویژه در علوم اجتماعی، هم در مقام صورت بندی و تفسیر و هم در مقام تأثیر در سیاست گذاری اجتماعی و اجرا، دربردارنده سلسله مراتب گوناگونی از ارزش ها و پیش فرض های هنجاری است. این سلسله مراتب، از سطح فَرانظریه (مباحث هستی شناسانه، معرفت شناسانه، روش شناسانه) آغاز و به سطح نظریه و در نهایت سطح سیاست گذاری منتهی می گردد. نظریات سیاستی که در سطح سیاست گذاری اجتماعی مطرح می گردند، اندیشه های بنیادین و نظری را با عمل اجتماعی مرتبط می سازند. برنامه ریزی محیط زیست نیز به عنوان امری هنجاری و مرتبط با سیاست گذاری اجتماعی، برای تدوین اقدامات حاکمیتی و جهت گیری های سیاستی نیازمند چنین نظریاتی است. در این مقاله، ابتدا با تکیه بر سلسله مراتب پیش فرض های هنجاری در نظریه پردازی، مفهوم نظریه سیاستی تبیین می شود. سپس این پرسش مورد تحقیق قرار می گیرد که آیا نمونه هایی از نظریات سیاستی در برنامه ریزی محیط زیست وجود دارد؟ به ویژه، با توجه به این که در دهه های اخیر، مفهوم توسعه پایدار از ایده های مسلط بر سیاست گذاری توسعه و محیط زیست در بسیاری از کشورهای جهان بوده، آیا می توان آن را یک نظریه سیاستی در برنامه ریزی محیط زیست دانست؟ در نهایت، با نگاهی به برنامه های پنج ساله توسعه کشور، تأثیرپذیری سیاست های محیط زیستی ایران از نظریات سیاستی بررسی می گردد. نگاهی به تاریخچه و تعاریف نهادی توسعه پایدار، در کنار تحلیل معرفت شناختی، زبان شناختی و تاریخی این مفهوم، بیانگر انطباق آن با ویژگی های یک نظریه سیاستی شامل هنجاری، تجویزی و معطوف به عمل حاکمیتی بودن است. هم چنین، تأثیر عملی گسترده این مفهوم بر سیاست گذاری محیط زیستی در کشورهای گوناگون جهان از جمله ایران، مؤید آن است که نظریه توسعه پایدار، مصداقی از نظریات سیاستی در برنامه ریزی محیط زیست است.
بازنمایی عزاداری در اثرِ سوگواری بر پیکر مسیح (جوتو) و نگاره زاری بر نعش اسکندر (شاهنامه بزرگ ایلخانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال چهاردهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۳۵)
87 - 98
حوزههای تخصصی:
دیوارنگاره «سوگواری بر پیکر مسیح» به قلم جوتو و نسخه نگاره «زاری بر نعش اسکندر» در شاهنامه بزرگ ایلخانی (دموت)، دو نگاره با موضوع سوگواری است. هر دو اثر در تاریخ هنر به نوآوری هایی برای نمایش بهتر اندوه و ماتم زدگی صحنه شناخته شده اند و جالب اینکه، نوآوری ها در دو اثر بسیار به یکدیگر شبیه است. بر اساس گزارش های تاریخی برجای مانده درباره مراودات تجاری، سیاسی و مذهبی ایران در زمان ایلخانی با دولت شهرهای ایتالیا، این پژوهش در پی امکان آشنایی هنرمندان با دستاوردهای همسایگان خود شکل گرفته است و به جهت تقدم تاریخی دیوارنگاره مسیحی، امکان تأثیرپذیری نگاره ایرانی را دنبال می کند. بدین منظور با نگاهی توصیفی تحلیلی شباهت ها و تفاوت های دو اثر به دقت بررسی و سپس این ویژگی ها با یکدیگر مقایسه شد (تطبیقی با نگاهی کیفی). در کنار همانندی موضوع، ظهور واقع گرایی و حقیقت نگاری، نمود حرکت، بازنمایی پیکره هایی پشت به بیننده، نمایش عواطف و استفاده از حرکات دست برای بیان احساسات از جمله شباهت ها بود. نیز آشکار شد که دو اثر در فضای شکل گیری، ترکیب بندی، ویژگی های رنگ، جایگاه پیکره های اصلی، نمایش شدت سوگ، عناصر نمادین بازنمایی شده و هدف تولید با یکدیگر تفاوت دارند. سپس با نگاهی تاریخی و بر اساس مستندات برجای مانده (گردآوری کتابخانه ای)، جنبه های گوناگون روابط دربار ایلخانی (تبریز) و دولت شهرهای ایتالیا در محورهای سیاسی تجاری، مذهبی و فرهنگی هنری بررسی شد و راه های ممکن تأثیروتأثرها آشکار شد. با آنکه سند مکتوبی در اثبات آشنایی هنرمندان ایرانی با دستاوردهای جوتو به دست نیامد، تعدد شباهت های نوآورانه دو اثر در بازنمایی صحنه سوگواری و اسناد معتبر مراودات دو کشور، تأثیرپذیری را ممکن و مسیر را بر پژوهش های بیشتر دراین باره می گشاید.
واکاوی نقش سیمرغ در سردر مدرسه دیوان بیگی بخارا از منظر نشانه شناسی لایه ای
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره اول تابستان ۱۴۰۱ شماره ۴
109 - 119
حوزههای تخصصی:
آثار هنری موجود در دنیای اسلام با توجه به احوال و گرایشهای اندیشه هنرمندانش و نیز حامیان آنها دارای معنایی گوناگونی است، برخی اوقات این آثار بیانگر رمزی هستند که میتواند متأثر از تفکرات عرفای مسلط در زمان خلق اثر باشد. این چنین آثاری در هر لایه از معانی خود، رمزی با بار ارزشی ویژهای را جای دادهاند. هدف این پژوهش، نشانهشناسی نقش سیمرغ در سَردر مدرسه دیوانبیگی بخارا است که با بهرهگیری از رویکرد نشانهشناسی لایهای و نیز با توجه به تفکرات عرفای اسلامی و مفاهیم اسطورهای این نقش به این دو پرسش پاسخ داده است، 1. بر اساس علم نشانهشناسی لایهای نقش سیمرغ در سردر مدرسه دیوانبیگی چه معنا و مفهومی دارد؟ و 2. عوامل مؤثر در شکلگیری نقش سیمرغ در سردر این مدرسه کدام است؟ پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی به بررسی دو نقش سیمرغ در سردر مدرسه دیوانبیگی بخارا پرداخته و گردآوری اطلاعات آن با استفاده از منابع کتابخانهای بوده است. نتایج پژوهش حاضر گویای آن است که سیمرغِ سردر مدرسه نادر دیوانبیگی و نقوش مجاورش، نشانههایی را در بر گرفتهاند که متأثر از تمایلات فکری حامیان مدرسه و نیز اندیشه مسلط در جامعه و نخبگان آن جامعه است. این پژوهش با بررسی نشانه سیمرغ به کمک ادبیات عرفانی حاکم در جامعه و نیز اندیشه مسلط در اجتماع مشخص شد که سیمرغ در معانی صریح خود به عنوان یک پرنده اسطورهای و در مفاهیم ضمنی خود در معنای انسان، عالیترین نمونه جامعه خود است.
مطالعه فنی و ساختارشناسی سفال خاکستری عصر آهن؛ مطالعه موردی سفال های کاوش محوطه زواره ور در دشت ورامین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عصر آهن در ایران ۱۴۵۰ ۵۵۰ ق.م) و فراتر از آن معرف دوره ای است که در مراحل تکاملی شاهد تحولات مهم اجتماعی فرهنگی اقتصادی و تکنولوژیکی بوده است. زوار مور محوطه استقراری از دوره آهن در دشت ورامین در منطقه مرکزی ایران است که در دهه های گذشته کاوش های متعددی در این منطقه توسط باستان شناسان مختلف انجام شده است. در کاوش سال ۱۳۹۷ انجام شده در منطقه زواره ور تعدادی سفال خاکستری مربوط به تدفین بدست آمده است. با توجه به پراکندگی گورستان های عصر آهنی و مطالعات فنی محدودی که در خصوص این آثار انجام شده است. آگاهی ما از نحوه تولید این آثار همچون بافت عناصر تشکیل دهنده و فرایند تولید از اهمیت بسیاری در شناخت تولید و فناوری سفالگری این دوره خاص برخوردار است. بنابراین نتایج حاصل از مطالعات آزمایشگاهی با استفاده از تکنیک های مکمل می تواند راه گشای دستیابی به فرایند تولید این آثار باشد. در این پژوهش تلاش شد تا با اطلاعاتی که از مطالعه ۹ نمونه سفال عصر آهنی این منطقه با استفاده از روش های آنالیز طیف سنجی جرمی پلاسمای جفت شده القایی (ICP-MS) و مطالعه کانی نگاری مقطع نازک (Petrography) شناخت دقیق تری برای انجام مطالعات تطبیقی و منشاء تولید محلی این آثار فراهم کرد. نتایج نشان داد که فازهای اصلی سفال های مورد مطالعه با رنگ خمیره خاکستری بر اساس کانی نگاری کوارتز Quartz سیلیس SiO2 ، کلسیت Calcite هستند. نتایج ICP-MS نیز تا حدود زیادی توانست بخشی از مشاهدات حاصل از تحلیل سنگ نگاری را تأیید کند. البته بخش بزرگی از خوشه بندی شیمیایی سرامیک ناشی از ناهمگونی در ترکیبات عنصری از تفاوت در منابع رسی مورد استفاده ناشی نمی شود همچنین خاک های مورد مطالعه از نظر عناصر کم مقدار شباهت زیادی با نمونه سفال ها دارد و می توان گفت که محلی بودن آنها را تأیید می کند.
بررسی آماریِ میزان آگاهی شاعران و نویسندگان شیراز از موسیقی کلاسیک ایران
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر برمبنای ارتباط، و پیوند شعر و موسیقی، و تأثیرگذاری موسیقی کلاسیک ایرانی بر روی آثار هنری (ادبیات فارسی) می باشد. ارتباطی که از دیرباز مدنظر بسیاری از ادیبان بوده است، که با بهره گیری از اطلاعات موسیقی دستگاهی ایران، موجبات آثار ماندگاری را در ادبیات فارسی، فراهم نموده اند. پیوند شعر و موسیقی یک پیوند ناگسستنی است که شناخت این دو هنر والا، باعث غنی شدن آثار هنری جدید در زمینه شعر و موسیقی می گردد. در ارتباط با پیوند شعر و موسیقی، شواهد بسیاری وجود دارد که برخی از شاعران بزرگ ایران، گرایش قابل ملاحظه ای به موسیقی ایرانی زمان خود داشته اند، که فارغ از داشتن تبحر در تکنیک های ادبی، تا حدودی با اصطلاحات و قواعد موسیقی آشنا بوده اند و یا ارتباط نزدیکی با موسیقیدانان زمان خود داشته اند. پژوهش انجام شده یک پژوهش توصیفی-تحلیلی با مطالعات میدانی در راستای سنجش سطح آگاهی فعالان ادبی شهر شیراز می باشد که با ارایه یک پرسش نامه به جامعه آماری انجام پذیرفته و توسط نرم افزار “spss” و با ارایه آمارهایی در راستای متغیرهایی همچون: سن، شاخه ادبی، سطح تحصیلات، سازشناسی، آشنایی با فرم ها و ردیف موسیقی دستگاهی ایران، مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. در نهایت اهالی شعر و ادب شیراز همانند برخی از شاعران و ترانه سرایان بزرگ این دوره، برای آنکه آثارشان از خصلت موسیقی پذیر بودن برخوردار باشد و آهنگ سازان بتوانند از این اشعار در خلق آثار پیوند شعر و موسیقی استفاده کنند، به جز داشتن استعداد ذاتی، می بایست سطح آگاهی خود را از موسیقی کلاسیک ایران از منظر شنیداری در حوزه ی ردیف دستگاهی و درک وزن های موسیقیایی بالا ببرند.
کلیشه های جنسیتی و اطلاق جنسیت به یک اثر هنری: مطالعه موردی "نقاشی رئال و انتزاعی"(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۷ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
63 - 70
حوزههای تخصصی:
شکل گیری کلیشه های جنسیتی ماحصل برداشت از تفاوت زیستی بین جنس ها است که منجر به واگذاری نقش ها به جنسی خاص می شود و در پی آن ترجیحات و انتظارات از جنس ها را به وجود می آورند که به عنوان نوعی پیش زمینه تمامی مناسبات اجتماعی و فرهنگی را تحت تاثیر قرار می دهد و موجب عدم قضاوت صحیح آن ها می گردد. این پدیده در دنیای هنر نیز امکان پذیر است. در پژوهش حاضر بازتاب تقابل دو شیوه فکری منطقی و احساسی در دو سبک نقاشی انتزاعی و رئالیستی مورد بررسی قرار می گیرد تا با تکیه بر این امر به این مقوله دست یابد که تا چه میزان کلیشه های جنسیتی در انتساب یک اثر هنری به زنان یا مردان تأثیر گذار است؟ روش پژوهش حاضر از نوع پیمایشی و میدانی و با اتکا به روش های تجربی و به شیوه کمی است و به منظور سنجش فرضیه پژوهش از ابزار گمانه زنی جنسیت خالق اثر هنری استفاده شده است. تحلیل عاملی پرسشنامه مزبور نشان می دهد که در انتساب سبک اثر هنری به جنسیتی خاص (آثار انتزاعی به مردان و آثار رئالیستی به زنان)، پیش زمینه های فکری و کلیشه های جنسیتی مؤثر است و اطلاق جنسیت به پدیدآورنده اثر هنری با هیچ یک از عوامل جمعیت شناختی همبستگی معناداری ندارد.
بررسی الگوها و گونه شناسی کالبدی ایوان در خانه های تاریخی؛ مطالعه موردی: خانه های قاجار و پهلوی اول شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۱ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱۷۷
۶۰-۴۵
حوزههای تخصصی:
مطالعه ی فضاهای معماری ایران و خانه های تاریخی نشان دهنده ی ترکیب و ارتباط سه فضای باز، بسته و نیمه باز است. ارتباط بین این سه فضا و به طورکلی ارتباط درون و بیرون، یکی از اصول معماری ایرانی است. ایوان به عنوان یک فضای نیمه باز، علاوه بر ارتباط و فصل مشترک فضاهای باز و بسته، کارکردهای مختلف عملکردی، اقلیمی، فرهنگی و کالبدی دارد. همچنین غالباً معیاری برای تشخیص ارزش و هویت معماری و اجتماعی صاحبان خانه های تاریخی محسوب می شود. در این پژوهش برای نیل به هدف اول که شناخت و گونه شناسی ایوان ها در دوره ی قاجار و پهلوی اول است از طریق روش توصیفی - تحلیلی و مطالعه ی تطبیقی با استفاده از منابع کتابخانه ای به بررسی گونه شناسی و مفهوم ایوان پرداخته شده و در ادامه مبتنی بر مشاهدات میدانی و برداشت های صورت گرفته از ایوان خانه ها، تلاش می شود تا ویژگی های کالبدی ایوان در دوره های قاجار و پهلوی اول بر پایه ی دو نظام دقیق «کالبدی و فضایی» و «کارکرد و عملکردی»، تحلیل شود. بعد از ارائه ی الگوها و مقایسه ی نظام های کالبدی در چهار دوره ی (اوایل، اواسط و اواخر قاجار و پهلوی اول) یافته های زیر به دست می آید. با بررسی ایوان ها ازنظر الگویی، می توان آن ها را بر اساس ویژگی های نظامی کالبدی خانه ها در سه گونه ی «ایوان درکل»، «ایوان درمیان» و «ایوان بیرون زده» بررسی و دسته بندی کرد. درباره ی هدف نهایی پژوهش که چگونگی و چرایی تغییرات در ایوان ها است این نکته قابل بیان است که ایوان، مانند دیگر اجزا و عناصر خانه های تاریخی انعطاف پذیر بوده و براثر تغییرات ایجادشده در سطح جامعه و معماری، پیکره بندی و سازمان فضایی و مخصوصاً کالبد ایوان ها تغییر یافتند. در پی تحولاتی که بعد از جنگ ایران و روسیه در ایران پدید آمد، زنجیره ای از حوادث به وجود آمد که در دوره ی پهلوی اول به اوج خود رسید. مجموعه ای از عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، شهری که بر الگوی معماری خانه ها و ایوان ها اثر گذاشته اند. از مهم ترین این عوامل که بر تغییرات ایوان ها تأثیر زیادی داشتند می توان به ارتباط با کشورهای غربی، تضعیف باورها و ارزش ها، افزایش جمعیت، تمکن مالی صاحب خانه و تحولات نوسازی و شهری اشاره کرد.
بررسی نقش نشانه های شیعی در مراتب حس مکانی اماکن مقدس دوران صفویان (نمونه موردی مسجد امام و مسجد شیخ لطف الله)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال هجدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۵
471 - 488
حوزههای تخصصی:
در مساجد بازمانده از دوره صفویه در شهر اصفهان، اصول معماری به چشم می خورد که به عنوان زیرساخت تصمیم گیری طراحان این دوره در طراحی نقوش و تزیینات بوده است. بخشی از این تزئینات ارتباط مستقیمی با مفاهیم شیعی دارد لذا بررسی آن می توان سهمی در شناخت ماهیت معماری این دوره داشته باشد. روش این پژوهش توصیفی و تحلیلی و با رویکرد کمی و کیفی است. ترکیبی از نوع لانه به لانه کیفی در کمی است که در مرحله کیفی از دو تکنیک مجزا برای شناخت و ارتباط دهی استفاده می شود که شامل دلفی و کدگزاری است. در بخش کمی با آزمون های آماری استنباطی است. کاربران فضای در این مساجد می باشند که به علت عدم داشتن اطلاعات دقیق با استفاده از جدول مورگان محاسبه شده که تعداد 384 نفر برای انتخاب بیشترین تعداد برگزیده می شود. نتایج مصاحبه با آن متخصصین با نرم افزار ATLASTI مورد تحلیل قرار گرفت و در بخش کمی با آزمون های آماری استنباطی و با استفاده از نرم افزار SPSS سهم عاملی هر یک از نشانه ها مورد بررسی قرار گرفت. یافته های تحقیق نشان می دهد بیشترین سهم عاملی مربوط به شکل دهی به فضاهای بزرگ و کوچک که شامل محراب، حوض خانه، شبستان، صحن مسجد، گنبد می شوند، با مقدار (000/1) است و کمترین سهم عاملی مربوط به مصالح معماری با مقدار (523/0) است. آرایش فضاها در مساجد در دوره صفوی به خصوص مساجد شیخ لطف الله و امام، موجب شده که انگاره ای فضایی آرام و زیبا شکل گیرد و ترکیبی پرمایه و شگفت انگیز ابداع شود. اهداف پژوهش: بررسی و تحلیل انواع نشانه های شیعی در مسجد شیخ لطف الله و امام اصفهان. بررسی نقش نشانه های شیعی بر طیف های گوناگون حس مکان در مسجد شیخ لطف الله و امام اصفهان. سؤالات پژوهش: نشانه های شیعی در در مسجد شیخ لطف الله و امام اصفهان کدام اند؟ کدام یک از نمادهای شیعی در هر یک از مراتب حس مکانی دارای تأثیر بیشتری می باشند؟