بیان مسئله: کالبد جداره خیابان های شهری از مهم ترین ابعاد طراحی تأثیرگذار بر زیبایی منظر شهری هستند. ازاین رو جداره های شهری ازجمله عناصر محیطی تأثیرگذار درزمینه ارتقای کیفیت های بصری زیبایی شناسی در فضاهای ش هری محس وب می شوند. در این بین یکی از معضلات اصلی شهرها بحث افزایش موضعی دمای هوا به واسطه افزایش دی اکسید کربن است؛ این در حالی است که برنامه های مدیریت کنترل کیفی هوا عمدتاً بر کنترل منابع تولید دی اکسید کربن متمرکز هستند. حرکت به سوی معماری و شهرسازی همساز با محیط زیست، تغییر استراتژی های طراحی و خلق راهکارهای نوین برای بازگرداندن تعادل به طبیعت، ضمن تأمین نیازهای بشر امروزی سبب توسعه روزافزون کاربرد سیستم های سبز عمودی در سراسر دنیا شده است. هدف پژوهش: هدف، ارائه راهکاری برای تلفیق زیست رآکتورهای حاوی ریزجلبک با نمای ساختمان است؛ به نحوی که ضمن حفظ هویت و یکپارچگی کلی سیمای آن، موجب جذب دی اکسید کربن موجود در هوا شود تا از افزایش دمای هوا بکاهد. روش پژوهش: با توجه به بدیع و بین رشته ای بودن موضوع پژوهش، روش انجام این تحقیق مستلزم روشی ترکیبی است. این پژوهش به گونه توصیفی - تحلیلی و ازنظر ماهیت، در زمره پژوهش های کاربردی قرار دارد؛ لذا ابتدا با استفاده از منابع کتابخانه ای و استناد به متون علمی به روش کیفی، به معرفی و بررسی ریزجلبک ها به عنوان موجودات جاذب آلودگی هوا پرداخته است، سپس نمای خیابان انقلاب به عنوان یکی از گره های آلوده شهری برداشت شد. درنهایت با استخراج سطوح مناسب برای نصب زیست رآکتورهای حاوی ریزجلبک، نمای خیابان انقلاب مورد بازطراحی قرار گرفت. نتیجه گیری: استفاده از ریزجلبک ها به عنوان یکی از میکروارگانیسم های زنده با قابلیت جذب بالای دی اکسید کربن از هوا و تلفیق آنها با نماهای ساختمان در محفظه هایی به نام زیست رآکتور، باعث تبدیل این جداره ها به سطوح فتوسنتزکننده در جهت پاسخ به تغییرات گرمایی اقلیم، بهبود عملکرد حرارتی غیرفعال ساختمان، تبدیل یک ساختمان معمولی به یک ساختمان زنده و درنهایت جداره های ساختمان را به یک کارخانه تولید انرژی تبدیل می کند.
با توجه به تاثیر معماری گذشته هر تمدن بر روی نمونه های معاصر آن همچنین تفاوت میزان و نوع این تاثیرات؛ می توان به نحوه نگاه معماری معاصر به سنت های تاریخی پی برد. شناخت معماری سنتی ملل، نحوه بروز فرهنگ در کالبد و فضای زندگی به پژوهشگران معماری کمک می کند علت به وجود آمدن برخی آثار نوین در نقاط گوناگون جهان را درک نمایند. این پژوهش به نمود جنبه های گوناگون معماری سنتیچین در معماری معاصر می پردازد؛ هدف از این پژوهش درک ویژگی های معماری سنتی چین در آیینه مبانی نظری آن و نحوه استفاده فرمی و کارکردی معماران معاصر از سنت های شناخته شده چینی می باشد. بر طبق نظر بسیاری از اندیشمندان فرهنگ و سنت بر معماری مؤثر است و معماری در خدمت فرهنگ فضای کالبدی و چارچوب عینی بروز و ظهور آن می باشد. در پژوهش حاضر پس از گردآوری داده ها به روش اسنادی در ارتباط با معماری و سنت چینی؛ آنها به روش تفسیری-تاریخی و بیان برخی ویژگی ها از طریق نمونه های موردی تحلیل می شود. محدوده زمانی مورد بررسی تاریخ معماری چین از گذشته تا کنون می باشد و شامل انواع بناهای سلطنتی، مذهبی، باغ ها و خانه ها در گذشته و مجموعه های مسکونی، تجاری، اداری، فضاهای باز و هتلهای امروزی می باشد. در برخی موارد معماری سنتی چین خارج از مرزهای آن ساخته شده است و در بررسی تأثیر سنت در معماری نوین نمونه های یاد شده نیز مورد بررسی قرار گرفته اند. در پژوهش حاضر باغسازی چینی به دلیل گستردگی موضوع مورد بررسی قرار نگرفته است. بر اساس پژوهش حاضر می توان پنج نوع نگاه سنتی در معماری ساختمان های نوین چین مشاهده نمود: 1) سنت گرایی تاریخی 2) سنت گرایی ساختاری 3) سنت گرایی کیهانی 4) سنت گرایی نمادین 5) بوم گرایی.
برای تبیین نماد و نشانه در حیطه زبانشناسی، رویکردی تحت عنوان نمادشناسی و یا نشانه شناسی وجود دارد. فردینان دوسوسور به عنوان یکی از اولین پیشگامان حوزه زبانشناسی معتقد بوده که همواره هرکدام از نشانه ها که در ساختار زبان شناسی وجود دارند، دارای یک علت و یک معلول بوده که به آن ها معنا بخشیده است. این شیوه علاوه بر ساختار زبان شناسی سایر حیطه ها را شامل می شود. در این میان، معماری نیز به دلیل ساختار هنری خود از این قاعده مستثنا نبوده است و در سیر تاریخ معماری جهان همواره در طراحی های معماری، مورد کنکاش معماران قرارگرفته است. از بناهای تاریخی موجود در ایران، بناهای تاریخی مربوط به دوره قاجار است که در شهرهای مختلف پراکنده است و بخشی از این آثار در شهرهای شمال غربی ایران، یعنی اردبیل، تبریز و ارومیه متمرکز است. در این پژوهش که در آن هم تأکید بر رویدادهای تفسیری - تاریخی و هم تأکید بر تفسیر و معنای نمادها و نشانه های در معماری بر اساس نظریه های سوسور دارد، به بررسی علل عملکردی و مفهومی فضاهای خانه های مسکونی از منظر نشانه شناسانه و معناشناسی سوسور در شهرهای اردبیل و تبریز و ارومیه به دلیل داشتن خانه های مسکونی غنی از فرهنگ و معماری دوره قاجار پرداخته شده است. نتایج پژوهش حاکی از این است که ساختارهای هر بنا در شکل گیری معنا و مفاهیم معماری در آن منطقه متفاوت است اما اصول به کارگیری هر یک از نشانه ها در هر یک از خانه های معرفی شده در هریک از شهرها یکسان می باشد. اهداف پژوهش: 1. معرفی نمادها و نشانه های به کار رفته در خانه های تاریخی دوره قاجار در شهرهای اردبیل و تبریز و ارومیه و قیاس بصری و مفهومی هر یکی از نشانه ها در ساختارهای به کار رفته. 2.ارزیابی وضعیت کمی و کیفی فضاها و خانه های تاریخی در شهرهای اردبیل، تبریز و ارومیه. سوالات پژوهش: 1.نمادهای خانه های تاریخی دوره قاجار در شهرهای اردبیل، تبریز و ارومیه براساس نظریه معناشناسی دوسوسور کدامند؟ 2.هدف از نمادپردازی و نشانه گذاری در خانه های تاریخی دوره قاجاردر شهرهای اردبیل، تبریز، ارومیه چیست؟
مهمترین بناهای معماری دوره مغول ( قرن های7 و8 هجری /14و15 م ) در سرزمین آذربایجان که به عنوان مرکز سیاسی دولت مغول شناخته می شد، ساخته شده است. از جمله ی این بنا ها می توان به رصد خانه مراغه، آثار متعدد در تبریز از قبیل مسجد، کاروانسرا وحمام و بازار و ساخت دو شهرک غازانیه وربع رشیدی اشاره کرد . یکی از شهرهای مهم این دوره سلطانیه می باشد که ساخت و توسعه آن در این دوره به دلیل عبور راه های بزرگ تجاری از کنار این شهر بود. از طرفی دیگر شهر اوجان نیز به عنوان پایتخت تابستانی ایلخانان به دلیل دارا بودن مرغزارهای بزرگ و همچنین قرار گیری در چهار راه ارتباطی آسیای مرکزی به بین النهرین و شمال غرب به فلات مرکزی انتخاب و ساخته شده است. این مقاله با رویکرد باستان شناختی در صدد ارائه گزارشی از چهار فصل کاوش قلعه وارگ حکومتی شهر تاریخی اوجان می باشدکه برروی ویرانه های دوره سلجوقی بنا شده است. معماران سازنده شهر اوجان ضمن اینکه تحت تاثیر شیوه والگوی معماری سلجوقی قرار گرفته بلکه با الگوبرداری از شیوه معماری دوره های پیشین ایران الگو وروش نوینی در ساخت وتزیین آثار معماری ارائه نموده اند.
بیان مسئله: تاکنون رویکردهای مختلفی در خصوص طراحی بناهای میان افزا مطرح شده که دسته بندی آن رویکردها عمدتاً با تأکید بر موضوعات کالبدی بوده است. از این رو معیارهای کالبدی در طراحی بناهای میان افزا واجد اهمیت هستند ولیکن می توان گفت با توجه به عدم وجود گفتمانی واحد در خصوص معیارهای کالبدی تأثیرگذار برای انتخاب رویکردها از نظر نظریه پردازان و همچنین وجود تفاوت های محرز در مورد معیارهای معرفی شده و فقدان برخی معیارها در این تعاریف، اهمیت درنظرگرفتن تمامی معیارهای کالبدیِ مؤثر و دستیابی به یک مجموعه منسجم ضروری به نظر می رسد. هدف پژوهش: هدف این پژوهش تحلیل و بررسی نظریات مختلف به منظور تدقیق و دستیابی به مجموعه ای جامع از معیارهای کالبدی تأثیرگذار در انتخاب و تعریف رویکردها و دسته بندی آن ها در معیارهای اصلی و زیرمعیارها به جهت به کارگیری در طراحی و ارزشیابی بناهای میان افزاست. روش تحقیق: این پژوهشِ توصیفی-تحلیلی به منظور ساماندهی معیارهای اشاره شده از سوی نظریه پردازان و نهادهای مرتبط در سامانه ای جامع تر، از راهبرد استدلال منطقی و تکنیک تحلیل محتوا با استفاده از منابع کتابخانه ای، بهره گرفته است. نتیجه گیری: در نتیجه این پژوهش تمامی آن معیارها در چهار حوزه کلیِ 1. موقعیت قرارگیری، 2. فرم و شکل، 3. مقیاس و تناسبات، 4. ویژگی های ظاهری مصالح به دلیل داشتن بیشترین فراوانی و اهمیت در مبانی بررسی شده، به عنوان معیارهای اصلی، طبقه بندی شده و سپس زیرمعیارهای هر یک از آن ها در قالب یک نمودار ارائه شده است تا بتوانند به منظورِ تعیین رویکردهای مختلف در خصوص طراحی و ارزشیابی بناهای میان افزا کمک کننده باشند.
حاشیه جنوبی ایران دارای یکی از بحرانی ترین اقلیم های جهان و توجه به مولفه های اقلیمی در فرآیند طراحی خانه ها در این منطقه ضروری است. بکارگیری جریان هوا در کنار محافظت از گرما و تابش از موثرترین راهکارها در تعدیل شرایط گرمایی در مناطق گرم و مرطوب است. همچنین استفاده از تابش خورشید در ماه های سرد سال به تعدیل شرایط گرمایی خانهها در زمستان کمک میکند. خانههای بومی عمدتاً براساس پاسخگویی به نیازهای اقلیمی ساخته شدهاند و خانههای بومی بوشهر دارای الگویی برای استفاده از بادهای محلی و استفاده از مؤلفه تابش در زمستان است. این مقاله با کمک نرم افزار دیزاین بیلدر شرایط گرمایی را در این خانه بر اساس الگوی اقلیمی آن ها بررسی و به این سوال پاسخ میدهد که تابش و جریانات هوا تا چه حد در تعدیل شرایط گرمایی الگوهای اقلیمی ویژه این خانه موثرند. این مقاله دارای هدفی کاربردی و با روش تصویرسازی و شبیه سازی در نرم افزار دیزاین بیلدر نسخه 4.2.0.045 و مدل آسایش حرارتی اشری 55 و تحلیل اقلیمی با کمک نرم افزار کلایمیت کانسالتنت و مدل حرارتی تطبیقی انجام میشود. بکارگیری الگوی ویژه خانه های بوشهر در خانه گلشن توانسته است در ما ههای بسیار گرم تا اندازه قابل توجهی و در ماههای نیمهگرم کاملا تعدیل کند. این الگو در ماههای سرد نیز شرایط گرمایی داخل خانه را کاملا تعدیل کرده و نیاز به دستگاههای گرمایشی را به صفر رسانده است. با بکارگیری این الگوها در خانه های امروز میتوان در ماههای بسیار گرم بار دستگاههای مکانیکی را به اندازه قابل توجهی کم کرد و در ماههای نیمه گرم و سرد نیاز به دستگاههای مکانیکی را به صفر رساند. نتایج نشان داد مصالح دیوارها تا حد زیادی سبب گرم شدن فضاهای داخلی در طول شبهای ماههای گرم میشود؛ لذا این الگوها را میتوان با تغییر مصالح دیوارها به مصالح سب کتر بهبود بخشید.
ارائه تصویر شاه در هر دورهای، مفاهیم و مقاصد خاصی برای حکومت بههمراه داشته و از جنبه های مختلفی به آنها پرداخته شده است. در پژوهش حاضر به بررسی دلایل و چگونگی حضور تصویر شاهانه در آثار هنری و مطالعه تطبیقی بین دو دوره فتحعلیشاه و ناصرالدینشاه میپردازیم تا ازطریق بررسی رابطه بین هنر و سیاست، تغییرات بازنمایی و روشهای بصری مورد استفاده برای انتقال اهداف مورد نظر حکومت و تفاوتهای میان آنها را در هریک از دوره ها آشکار کنیم. فرضیه پژوهش حاضر، تأثیر متفاوت ابزار و سازوکارهای هنری هر دوره بر بیان اقتدار، اِعمال قدرت و مشروعیت و کاربرد آن است. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی و بهکارگیری نمونه آثاری با تصویر شاهانه و بررسیهای تاریخی به تحلیل و مقایسه ساختارهای دو دوره مذکور میپردازیم. نتایج مبیّن آن است که بهرغم حضور هردو پادشاه در یک سلسله و اینکه ظاهراً باید در هردو دوره با یک هدف به تکثیر تصویر شاه بر آثار هنری و تولیدات گوناگون پرداخته شده باشد، در واقع کاربرد تصویر فتحعلیشاه بهدلایل گوناگون سیاسی و اجتماعی، در عین مصرف داخلی در کشور، بیشتر برای نمایش شکوه باستانی به ارث رسیده به سلسله نوپای قاجار و اثبات اقتدار به قدرتهای اروپایی بوده است و حضور ناصرالدینشاه حتی برروی اسکناس و روزنامه، همزمان با تغییرات بسیار در درجه رؤیتپذیری شاه، که متأثر از تغییر تکنولوژی و عامل تحول در گفتمان آن دوره بود، بیشتر برای تحکیم پایه های قدرت در حال از دست رفتن در جامعه داخلی کاربرد داشته است.
کیومرث نخستین پادشاه افسانه ای است که فردوسی داستان او را در بخش اسطوره ای شاهنامه آورده است. کیومرث در زبان اوستایی به صورت گیومرتن(دارای حیات فانی) آمده است و در برخی متون نیز به صورت گیومرث، گیومرد، کهومرث و کیومرز نیز دیده می شود. پیدایش حکومت و زندگی اجتماعی در شاهنامه با داستان کیومرث آغاز می شود. بر اساس این داستان آغاز فرمانروایی مصادف است با زنده شدن طبیعت و با آمدن او، امنیت و آرامش بر همه جا حکمفرما می شود. سادگی و زیبایی این داستان خود دلیلی است که نگاره های زیادی در طول تاریخ نقاشی ایران به این موضوع اختصاص داده شود. هدف در این مقاله بررسی تطبیقی هفت نگاره با این موضوع و مضمون در مکاتب مختلف نگارگری ایران است. نظر به تنوع ویژگی های بصری این مکاتب، سعی شده از هر دوره نمونه ای انتخاب و بررسی شود چرا که نقش مایه ها و رنگ های خاص هر مکتب نگارگری، موضوع اصلی داستان را تحت الشعاع قرار داده است. میزان وفاداری هنرمندان به متن داستان در هفت نگاره، متفاوت است. در همه نگاره ها کیومرث و درباریان در طبیعت تصویر شده اند( به عنوان نقطه مشترک نگاره ها) و رنگ ها و پوشش افراد بسیار متنوع می باشد( به عنوان نقطه اختلاف نگاره ها). روش تحقیق در این مقاله توصیفی-تحلیلی و شیوه گردآوری مطالب هم به روش کتابخانه ای است.
شهر معاصر به سرعت در حال تحول و دگرگونی است. تحولاتی که بخشی از تاریخ شهرسازی کشور را تشکیل می دهند. ولی مستندسازی آن ها مورد غفلت قرار گرفته است. شاید یکی از مهم ترین دلایل این مسئله این باشد که در هزارتوی مسائل و مشکلات شهری، مستندسازی شهری هیچ گاه جایگاهی در اولویت های پژوهشی و یا اولویت های اقدامات مدیریت شهری نداشته است. پژوهش حاضر تلاشی است در راستای رفع کاستی فوق. از آن جایی که مطالعه ی شهر به صورت کلی از توانایی بحث حاضر خارج است، تلاش شده است تا با تمرکز بر محلات مسکونی و مطالعه ی تحولات تاریخی آن ها، نسبت به گونه شناسی این عرصه های شهری و شناسایی خصوصیت های متمایز کننده هر گونه، از گونه ی دیگر، اقدام گردد. معیار به کار رفته در طبقه بندی گونه ها، مطالعات ریخت شناسی شهری در نظر گرفته شده است. از میان شهرهای کشور هم شهر زنجان به عنوان نمونه ی مطالعاتی انتخاب گردیده است. ابتدا در بخش چارچوب نظری به بحث پیرامون مفهوم محله و گونه شناسی پرداخته و جمع بندی مناسبی از این بحث ارائه شده است. در ادامه، با استفاده از راهبرد پژوهش کیفی و به کمک مطالعات اسنادی در خصوص سه مقطع زمانی قاجاریه، پهلوی و جمهوری اسلامی، هشت گونه ی اصلی شکل گیری/طراحی محله ی مسکونی در شهر زنجان شناسایی شده است. جهت مطالعه ی تفصیلی عرصه ی پژوهش نیز از هر گونه، یک نمونه محله برای مطالعه ی تفصیلی انتخاب شده است. در انتها نیز با کاربرد رویکرد پژوهش تاریخی و به وسیله ی مطالعه ی اسنادی و مصاحبه با مطلعین کلیدی به مطالعه ی محلات منتخب پرداخته شده و مستندات مربوط به هریک ارائه شده است. نتایج پژوهش حاضر حاکی از کاربرد مناسب مطالعات گونه شناسی بوده و علاوه بر مستندسازی بافت های مسکونی شهری در هر دوره ی تاریخی، روند مطالعه ی این بافت ها را به شکل هدف مندی تسهیل می نماید
روش های یادگیری، یکی از مباحث مطرح امروزی است که هدف اصلی آن، یافتن راهکارهای جدید برای ارتقای کیفیت آموزشی است. ساختارهای آموزشی ایران در دهه های گذشته، تغییرات چندانی نکرده است که یکی از اصلی ترین دلایل آن، ناآشنایی اساتید با روش های نوین آموزشی است. آموزش معماری ایران نیز مانند دیگر علوم با مسائل و پیچیدگی های خاص خود همراه است. برای انجام این پژوهش، با تحلیل استقرایی محتواهای نظری، ابتدا انواع روش های آموزشی، بررسی و دسته بندی نظری و عملی شده اند، سپس هر کدام در دو دسته، شامل روش و راهکار کاربردی، الگوسازی شده و چهارچوب محتوای تشکیل دهنده آن ها مشخص شده است. در قسمت روش، هدف ما تعیین چهارچوب کلی شکل گیری محتوای موضوعی آن از نظر متد آموزشیِ مدنظر است. در گزینه فرایند، کاربرد و روند استفاده از آن روش و ابزارهای ممکن در آن روند آموزشی، مشخص شده اند. سپس موارد انتخابی بر اساس معیارهای مؤثر در آموزش معماری ایران، با هدف یافتن پتانسیل های ممکن برای پژوهش های آینده، ارزیابی کیفی تطبیقی شده اند. درنهایت، پس از تحلیل نظریِ روش های آموزشی با معیارهای ساختاری تأثیرگذار در آموزش معماری ایران، پتانسیل های بسیاری مشخص شده اند که در میان آنها روش مبتنی بر حل مسئله، یکی از راهکارهای معتبر معرفی شده است؛ ولی ارزیابی دقیق هر کدام به پژوهش های فراتری نیاز دارد. اهداف پژوهش: 1.بررسی گونه ها و روش های آموزشی و شرایط کاربرد آن ها. 2.تحلیل روش های آموزش نظری و عملی و درک چهارچوب های روش گرا در معماری. سؤالات پژوهش: 1.در ساختار نظام آموزشی ایران چه گونه ها و روش های آموزشی وجود دارد؟ 2.در آموزش معماری در ایران چه روش ها و ساختارهایی وجود دارد؟
در عصر ایلخانی که سرآغاز شکوفایی کتاب آرایی ایرانی است، نقاشان با به کار بستن آمیزه ای از عناصر غربی و شرقی زبان بصری جدیدی در بازنمایی مضامین سنتی هنر ایرانی ابداع کردند. تخت به عنوان هسته ی مرکزی مجالس بر تخت نشستنْ یکی از عناصری است که می توان این دگردیسی را در نحوه ی بازنمایی آن دنبال کرد. هدف این مقاله شناسایی و بررسی عوامل مختلفی است که در شیوه ی بازنمایی تخت در مراحل مختلف شکل گیری، گسترش و شکوفایی نقاشی دوره ی ایلخانی مؤثر بوده اند. در این راستا این پرسش ها به بحث گذاشته می شوند؛ انواع تخت در دوره ی ایلخانی کدام اند؟ عوامل مؤثر بر بازنمایی تخت و تزئینات آن چه هستند؟ کتاب مصور، به عنوان بستری که مضمون بر تخت نشستن در آن خلق می شود، در بازنمایی تخت چه تأثیری داشته است؟ در این پژوهش که بر اساس داده های گردآوری شده از مطالعات کتابخانه ای و به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است ۸۵ نمونه تخت از تصاویر ۷ دستنویس ایلخانی در سه سطح، انواع تخت، تزئینات آن ها و نحوه ی بازنمایی آن در ترکیب بندی کلی هر تصویر، مورد بررسی قرار گرفته اند. نتایج حاصل از این بررسی نشان می دهد که عصر ایلخانی را می توان به مثابه نقطه ی عطفی در بازنمایی تخت در نظر گرفت که طی آن عوامل متعددی در بازنمای تخت ها دخیل بوده اند، نخست سنت های پیشامغولی در بین النهرین که در تصاویر نقش شده در کتاب ها و اشیاء سفالی و فلزی به کار می رفته است، دوم تصاویر تخت های چینی، سوم جزئیات تزئینی برگرفته از هنر شرق دور به ویژه چین که از طریق تجارت اشیاء به دربار ایلخانان راه یافتند و چهارم تمرکز بر تصویر به عنوان روایتی بصری از متن که نمود آن در بازنمایی تخت را می توان تحت عنوان شکلی از واقع نمایی شناسایی کرد که به وسیله ی کاربرد پرسپکتیو، نمایش افراطی تزئینات و فاصله گرفتن از الگوی ایستای سنتی در نمایش شاه و تخت بیان شده است.