یکی از ابعاد تبلور مدرنیزاسیون در ا یران حیطه ی هنرهای تجسمی است که استفاده گزینشی بدون در نظر گرفتن پایه های تعقل و تفکر اندیشه غربی و مدرنیته از وجوه بارز آن است، جهت روشن شدن مفاهیم متعددی که از تجدد و سنت در حوزه اندیشه مطرح است لزوم بررسی دقیق تر و جامع تر از سنت بسیار ضروری است، تا با آگاهی بیشتر از ساختارسنت در فرهنگ خودی و تفاوت آن در فرهنگ غرب به شناخت دقیق تری از آن نائل شد. بخش اول این بررسی در جستجوی ماهیت «سنت» و چگونگی پویایی آن و بررسی خاستگاه اصلی تجدد است و همچنین در این بخش به طرح نظریات گوناگونی از تقابل و یا هم زیستی آن ها در جامعه شناسی و انسان شناسی معاصر پرداخته شده است. همچنین با طرح نظریه ژرژ بالاندریه در مبحث تعدد مدرنینه امکان تحقق مدرنیته متفاوتی از تجربه غرب به عنوان تجربه ای ممکن برای جوامع پیرامونی بررسی شده است. در بخش دوم با بررسی چگونگی سنت و مدرنیته در ایران با طرح دیدگاه های صاحب نظران موقعیت کنونی سنت و مدرنیته در ایران ارائه شده است. در بخش سوم با طرح موقعیت سنت و مدرنیته در هنرهای تجسمی ایران به معضلات آموزش هنر پرداخته شده و در پایان با نظر به اینکه در حوزه تفکر و اندیشه نه ارائه پاسخ، بلکه طرح پرسش است که روشنگر است، سؤالاتی در جستجوی ارائه راهکارهای مناسب مطرح شده است.
شهرهای جدید به عنوان یک تجربه نو در نظام شهرنشینی ایران مطرح هستند. شهرهایی که در ابتدا با هدف حل مسایل و مشکلات شهری ایران مطرح گردیده، اما باگذشت زمان اغلب این شهرها با عدم جلب رضایت ساکنین مواجه شدند. برنامه ریزان مشتاق بودند تا شهرهای جدید کاملاً توسعه یافته و خودکفا ساخته شوند. معمولاً خودکفایی یک مفهوم به عنوان تعادل بین شغل و مسکن در جامعه در نظر گرفته و هدف از خودکفایی در نگاه برنامه ریزان تنها به تعادل بین استفاده از زمین برای کار و زندگی در درون جوامع محدود می شد. در گذر زمان با توسعه کاربرد خودکفایی و در نظر گرفتن آن به عنوان یکی از معیارهای اصلی در تعریف شهرهای جدید، خودکفایی بر اساس نظام های دیگر تبیین و مورد بررسی قرار گرفت. یکی از مهم ترین حوزه های بررسی، تحلیل سفرهای غیر کاری ساکنین و در نتیجه ارزیابی خودکفایی شهرها براساس آن بود. در این مقاله خودکفایی در سفرهای غیرکاری به عنوان عاملی در شهرهای جدید که از طریق فرایند تراکمی طولانی مدت و گام به گام محقق می شود تا اینکه فوراً توسط برنامه ریزی صورت پذیرد، توجه گردیده و به بررسی این امر در شهرهای جدید از نگاهی دیگر می پردازد. در این پژوهش سفرهای غیرکاری به عنوان یک متغیر مستقل در نظر گرفته نمی شود و به کاربری ها و عملکردهای مورد نظر که هدف از این سفرها می باشند، توجه بیشتری می گردد. تحقق کامل این کاربری هایی تابع برنامه ریزی نیستند و طی زمان بر اساس تقاضای ساکنین برای این نوع خدمات شکل می گیرند. بررسی جایگاه این نوع کاربری ها در برنامه ریزی شهرهای جدید و به خصوص ارزیابی آن ها در طی مدت ساخت و اسکان ساکنین جدید و همچنین نحوه رشد و توسعه آن ها برای بدست آوردن یکی از ابعاد خودکفایی الزامی می باشد. هدف از این مقاله تحلیل این ویژگی و بدست آوردن دورنمایی از وضعیت خودکفایی در شهرهای جدید است که از جنبه های مهم غایب در مسائل مربوط به ارزیابی خودکفایی می باشد.
سنگاب ظرفی بزرگ و سنگی است که در حیاط و ورودی اماکن مقدس و عمومی قرار می گرفت و جهت رفع تشنگی از آن استفاده می شد. سنگاب سازی در دوره صفویه به اوج رسید و ارتباط نزدیکی به تفکر شیعه و قداست آب نزد ایرانیان دارد. ظهور دولت صفوی باعث تحول در ساختار اجتماعی و فرهنگی ایران شد. در این دوره جهان بینی سیاسی و مذهبی ایران تغییر اساسی پیدا کرد و دولت ملی بر پایه اندیشه های شیعی ایجاد شد که در پی آن هنر ملی-مذهبی شکل گرفت. بسیاری از نماد های کهن ایرانی بر پایه اندیشه جدید مجدداً مورد استفاده قرار گرفت. نقوش و تزیینات آثار عصر صفوی تحت تأثیر چنین تفکری ایجاد شدند. تحقیق پیش رو با استفاده از داده های گردآوری شده به صورت میدانی و کتابخانه ای و بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی است که ضمن بیان جایگاه آب در فرهنگ ایرانی به معرفی سنگاب امام زاده شاه سیدعلی اصفهان می پردازد. در این مقاله سعی در بررسی نقوش آن و ریشه یابی این نقوش از نظر مفهوم و ساختار در هنر ایران است. این سنگاب در بحث نمادشناسی دارای عالی ترین پیام های ملی و مذهبی است. استفاده نمادین از مفهوم آب، نقش شیر و خورشید و درخت مقدس (در بین دو حیوان روبه روی هم) و همچنین حالت چهره تداوم سنت نقش پردازی ایرانی قبل از صفوی به خصوص هنر ایران پیش از اسلام را نشان می دهد، که با مفاهیم جدید تحت تأثیر مذهب شیعه به بهترین نحو بیان می شود که در هیچ سنگاب یا اثر دیگری با این زیبایی تکرار نشده است. این تحقیق از نظر هدف، بنیادی و توسعه ای است. از نظر روش تحلیلی–توصیفی است. ضمن بررسی میدانی سنگاب، به صورت کتابخانه ای و مطالعه مقالات و اسناد، به بررسی و چگونگی تداوم نقوش و ریشه نمادین آنها پرداخته شده است.
معراج رسول اکرم (ص) رایج ترین مضمون دینی در حوزه نگارگری ایرانی اسلامی است و در دوره های مختلف هنری و تاریخی بارها به تصویر درآمده است. درمیان نگاره های معراج، نگاره معراج حضرت رسول(ص) منسوب به سلطان محمد از شاهکارهای این حوزه است. نظریه گشتالت در اوایل قرن بیستم ابتدا در حوزه روان شناسی مطرح شد و سپس پا به عرصه هنر گذاشت. بر اساس این نظریه ذهن انسان در فرآیند ادراک بصری تمایل به دسته بندی و سامان دهی عناصر بصری دارد به طوری که این کلِ سازمان یافته با تک تک عناصر به تنهایی متفاوت خواهد بود. آنچه در اصول ادراک بصری گشتالت اهمیت دارد، پی بردن به ادراک ارتباط است که موجب ترکیب معنادار می شود. مقاله پیش رو با هدف کشف کیفیت تأثیرگذاری قوانین ادراک دیداری گشتالت بر نگاره مورد بحث جهت شناسایی قابلیت های آن در ایجاد ارتباطی سودمند و نیز بررسی میزان پراگنانس برخورداری نگاره در هرکدام از اصول هفتگانه انجام شده است. به طور کلی پژوهش پیش رو در صدد یافتن پاسخی برای سوالات زیر است: کدامیک از اصول ادراک دیداری گشتالت در نگاره معراج اثر سلطان محمد قابل بررسی هستند؟ پراگنانسهر کدام از این اصول چگونه است؟ روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی- تحلیلی و شیوه جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای است. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد پس از تطبیق اصول هفتگانه گشتالت با نگاره مذکور، در پنج مورد شامل اصل مشابهت، اصل مجاورت، اصل تداوم، اصل یکپارچگی یا تکمیل و اصل سرنوشت مشترک با پراگنانس قوی قابل ارزیابی است که با به کار بستن هرکدام از این اصول، فرآیند ادراک بصری شکل می گیرد. همچنین استفاده (ناآگاهانه) نگارگر از اصول گشتالت، سازماندهی بهتر اجزای تصویر و دریافت آسان تر اثر را به همراه داشته که موجب ارتباط فعالانه مخاطب در دوره های مختلف با نگاره شده است.
مسجد- مدرسه چهارباغ اصفهان به عنوان گنجینه ای از هنر و معماری اواخر عهد صفویه دارای اهمیت بسیاری است. این هنرها در جایگاه صنایع دستی اصیل ایرانی از ظرفیت پژوهشی مناسبی برخوردار هستند. پژوهش پیش رو تلاش دارد ضمن تبیین اهمیت جایگاه هنرهای مذکور در این بنا، آن ها را از حیث ساختار و محتوا موردمطالعه قرار دهد. تا زمینه ساز پاسخ به مهم ترین پرسش این پژوهش باشد که: صنایع دستی در مسجد-مدرسه چهارباغ دارای چه گونه هایی هستند؟ و مهم ترین ویژگی های به کاررفته در آن ها چیست؟ در پژوهش حاضر که از لحاظ روش، توصیفی-تحلیلی است؛ تعیین جامعه آماری با توجه به تعدد نمونه ها و فضای اندک مقاله، به صورت هدفمند انجام گرفته است. لازم به ذکر است اطلاعات به شیوه میدانی و کتابخانه ای جمع آوری شده اند؛ و یافته ها به صورت کیفی مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفته اند، مشاهدات میدانی نشان می دهد که صنایع دستی این بنا از جهت تکنیک شامل، ناب ترین هنرهای منقوش و مکتوب حوزه کاشی کاری، حجاری، فلزکاری، گچ بری و هنرهای چوبی است که دربردارنده نقوش هندسی، نقوش گیاهی و خوشنویسی هستند. در کنار این هنرهای منقوش، این بنا مزین به کتیبه هایی است که بر بستر فلز، چوب، سنگ و حتی دست بافته زیلو اجراشده اند، این کتیبه ها مجموعه ای از آثار خطاطان معروف عهد صفوی همچون محمد صالح و عبدالرحیم جزایری بوده و دربردارنده مهم ترین خطوط ایرانی-اسلامی اند، در بعد مضامین نیز موضوعاتی همچون: آیات قرآن، احادیث، مدح ائمه اطهار و به خصوص حضرت علی (ع) و تمجید از حامی بنا مشاهده می شود. در نهایت، مقایسه اطلاعات نشان می دهد که ساختار و محتوای صنایع دستی به کاررفته با محل قرارگیری و کاربری هر بخش و درمجموع با کاربری اصلی بنا در هماهنگی کامل است. تقسیمات چهارگانه و کهن الگوی چلیپایی و همچنین تقارن های گوناگون، نحوه اجرای صنایع دستی در مقیاس خرد و کلان جایگاه ویژه در این بنا دارند. همچنین متناسب با کاربری علمی بنا و نظم حاکم بر علوم اسلامی، از گره ها و نقوش نظام مند هندسی استفاده شده است. به علاوه، تناسب معنادار پیام ها و مضامین هنرهای مکتوب با کاربری علمی-مذهبی قابل تأمل است.
امروزه محیط کاری در ساختمان های اداری بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده اند ازاین رو توجه به چگونگی طراحی محیط کار مورد توجه قرار گرفته است. کارمندان بیش از یک سوم زمان روزانه خود را در فضای محل کار خود مشغول به کار هستند ازاین رو راهکارهای مناسب در جهت تأمین خواسته های جسمی و روحی و بالا بردن آسایش در فضاهای کاری کارمندان ضروری است. شرایط کالبدی ساختمان اداری نقش عمده ای در رضایت مندی و راحتی کارکنان دارد بنابراین طراح می بایست در ابتدا تمامی زوایای طراحی را بررسی و آنالیز کند و بعد اقدام به طراحی کند چراکه رعایت تمامی این عوامل محیطی باعث ایجاد فضایی مناسب و کارآمد می شود و عدم توجه به این عوامل و طراحی نادرست باعث ایجاد اضطراب شغلی و پایین آمدن راندمان کاری می گردد. به همین سبب در این پژوهش به روش اسنادی و کتابخانه ای و با بررسی و تحقیق بروی پژوهش ها و مطالعات پیشین به فاکتورهای محیطی و تأثیرگذار بروی طراحی ساختمان های اداری که موجب افزایش سطح رضایت مندی کاری در کارمندان می گردد پرداخته شده است.
ایران و ارمنستان دارای روابط تاریخی، سیاسی و فرهنگی بسیار گسترده در طی هزاره های متمادی تاریخی بوده اند، ارمنستان از دوران حاکمیت مادها تحت نفوذ شاهنشاهی ایران قرار گرفت؛ این آغاز اثرگذاری هم در عرصه سیاست و هم در عرصه فرهنگ و باورهای دینی بود. اثرگذاری ایرانیان بر ارامنه از لحاظ دینی تا زمان مسیحی شدن ارمنستان در میانه قرن سوم به دست “گریگوری روشنگر1” برقرار بود، با توجه به هم نژادی ارامنه و ایرانیان و نزدیکی جغرافیایی دو سرزمین به یکدیگر چنین به نظر می آید که این دو قوم در زمینه های گوناگون از جمله ادیان و باورها تأثیرات متقابل بر هم داشته اند، با این نگاه در پژوهش حاضر به بررسی جایگاه ایزد بانو اَناهیتا در میان ارامنه و ایرانیان در دوران باستان پرداخته شده و ریشه های اثرگذاری الهه ایرانی بر ایزد ارمنی مورد بررسی قرار می گیرد.
امروزه به دلیل رشد روز افزون جمعیت و شهر نشینی و به طبع آن تغییر در الگوی کار و زندگی و فاصله گرفتن از طبیعت به عنوان بستری برای تأمین آسایش و آرامش روحی و فکری در زندگی مدرن امروزه، نیاز به تفریح و مسافرت را بیش از پیش افزایش داده است. از این رو توسعه مراکز اقامتی و گردشگری ضروری بوده و امری مهم در راستای حیات اجتماعی و فرهنگی شهرها می باشد. از طرفی دیگر در طراحی این مراکز توجه به رویکردهای خاص معماری می تواند در میزان موفقیت آن ها در جذب گردشگر تاثیر گذار باشد. امروزه یکی از مهم ترین مباحث در معماری، طراحی بنا براساس زمینه می باشد. این زمینه می تواند دارای ابعاد مختلفی از جمله اقلیمی، تاریخی، فعالیتی، فرهنگی–اجتماعی و ... باشد. رویکرد زمینه گرا در معماری علاوه بر پیوند طرح و زمینه و همچنین معرفی بهتر خصوصیات منطقه، منجر به جذب گردشگر بیش تر خواهد شد. در این مقاله هدف ارائه اصول زمینه گرایی و انطباق آن با معماری بومی گیلان بوده است تا در نهایت بتوان به جذب گردشگر در منطقه کمک کرد. روش تحقیق به صورت پژوهشی بوده و پس از شناخت رابطه و پیوند میان مراکز اقامتی و گردشگری و معماری زمینه گرا به بیان اهمیت و مزیت احداث چنین مراکزی با رویکرد زمینه گرایی پرداخته می شود. با شناخت اصول زمینه گرایی می توان از آن ها در هر منطقه ای، مطابق با شرایط اقلیمی، فرهنگی و اجتماعی استفاده نمود. یکی از مهم ترین نتایج به دست آمده از این مطالعات، بررسی رابطه میان چگونگی طراحی مراکز گردشگری و اقامتی و میزان تأثیر آن بر جذب گردشگر می باشد.که در نهایت این امر کمک شایانی به افزایش ارتباطات اجتماعی و زندگی گروهی و ثبت و انتقال فرهنگ ها می کند.
برنامه ریزی و احداث پروژه های انبوه مسکن از جمله مسکن مهر به عنوان یک طرح کلان در مقیاس ملی در راستای تامین سرپناه اقشار کم درآمد از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. لذا با توجه به اجرای مرحله ای اینگونه پروژه ها در زمان ها و مناطق مختلف، سنجش میزان رضایت افراد ساکن در برخی از آنها که به بهره برداری رسیده اند جهت بررسی اثربخشی کیفی در زندگی مردم و تعیین نقاط مثبت و بویژه منفی به منظور بهبود فرآیند پیش رو ضرورت می یابد. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش حاضر تاکید بر نقش ارزیابی پس از بهره برداری در مراحل اولیه طرح های ساخت و ساز کلان است تا بتوان از یافته های حاصل در پروژه های مشابه بعدی استفاده کرد و از این طریق به افزایش رضایتمندی ساکنین پروژه های مشابه و البته با توجه به صرف بودجه های قابل ملاحظه در این گونه از طرح ها، پیشگیری از اتلاف سرمایه ملی نائل شد. در این تحقیق از استراتژی موردکاوی و روش ترکیبی (کیفی – کمی) استفاده شده که در ابتدا به صورت توصیفی- تحلیلی به تدوین چهارچوب نظری پرداخته و سپس به گونه پیمایشی به جمع آوری اطلاعات میدانی از طریق توزیع پرسشنامه محقق ساخت در مجموعه مورد مطالعه و نهایتا تحلیل آماری توصیفی و استباطی آنها و تعمیم نتایج در قالب پیشنهادات تحقیق معطوف گردیده است. مورد مطالعاتی پژوهش، مجتمع مسکونی دولت مهر واقع در شهرک دولت آباد شهر کرمانشاه بوده و حجم نمونه مورد بررسی بر اساس فرمول کوکران برآورد شده است. با این توضیح که پاسخ دهندگان به صورت تصادفی انتخاب گردیده و متعاقبا تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارSPSS22 انجام گرفته است. نتایج این تحقیق بر خلاف بسیاری از تحقیقات مشابه، حاکی از آن است که علی رغم رضایت نسبی ساکنین از معیارهای فعالیتی و اجتماعی، کمترین میزان رضایتمندی مربوط به معیارهای کالبدی از جمله تامین نیازهای مبتنی بر آسایش محیطی بویژه در مقیاس معماری ساختمان ها می باشد.
در عالم هنر قوانینی وجود دارد که به راحتی بیان نمی شوند. برای یافتن این قوانین می بایست به محصولات آن هنر مراجعه کرد و بعد بررسی آنها، به کشف قواعد ثابت در آن آثار پرداخت. در ضمن، از آنجا که هنرهای هر سرزمین در زیر مجموعه فرهنگ مردم آن سرزمین قرار می گیرد، پس تاثیر و تاثر آنها بر هم اجتناب ناپذیر است. پس می توان پس از کشف قواعدی ثابت در هنری خاص، به این نتیجه رسید که خالق آن هنر، با آن قواعد زندگی کرده و دنیا را آن گونه می دیده است. در نوشتار حاضر تلاش شده است تا با بررسی کمی عناصر گیاهی موجود در مینیاتور ایرانی، به قانونمندی موجود، دست پیدا کنیم. به جهت وسعت هر دو پارامتر موجود در تحقیق، گیاه و مینیاتور، و همچنین قابلیت نقد پذیری موضوع، به تحدید هر دو پارامتر پرداخته شد. در حیطه عناصر گیاهی، با توجه به تکثر گیاهان پوششی از آنها چشم پوشی شد. در مورد مینیاتور هم به شاهنامه بایسنقری اکتفا شده است. دلیل آن نیز، وجود تعداد محدودی مینیاتور در یک کتاب خاص، با موضوع خاص و در دوره زمانی خاص است. در نهایت این گونه قلمداد می شود که انسان ایرانی طبیعت را مقدس می داشته و این موضوع در تمام شئون زندگی ایرانیان به چشم می خورد. از جمله حضور طبیعت در هنر ایرانی امری اجتناب ناپذیر است. هنر مینیاتور به عنوان یکی از هنرهای مهم ایرانی، به وضوح جایگاه طبیعت در بین ایرانیان، در طول زمان را به تصویر می کشد. معدود مینیاتوری پیدا می شود که اثری از طبیعت در آن نباشد. یکی از عناصر مهم طبیعت در این مینیاتورها، انواع گیاهان است، گیاهانی که گاهی تقدس پیدا کرده و ارزش خاصی بین ایرانیان دارد.
دریدا در خوانشی از«نقد قوه حکم»کانت، مفهوم پارارگون را در سایه قاب مورد بررسی قرار داده است. کانت با طرح پارارگون مرزهای غیرقابل نفوذی بین درون و بیرونِ اثر هنری ترسیم می نماید که به فرمالیسم و یا باور مشهورِ هنر برای هنر منجر شده است. سوال بنیادین این مقاله نیز دقیقاً براساسِ همین طرحواره صورت گرفته است: با توجه به مفهوم پارارگون، چگونه می توان چالش درون و بیرون در آثار نقاشی ایرانی را تحلیل نمود؟ باطرح این سوال، با هدف مواجهه ای دیگرگونه با متن(اثر هنری) و خوانش دیکانستراکشن، آثار از طریق پارارگون و رابطه بینامتنی به ساحت هایی غیر از زیبایی شناسی- فلسفه، ادبیات، تاریخ، جامعه شناسی، اخلاق، فرهنگ و... پیوند می یابند. مقاله ضمن مروری کوتاه بر آرای دریدا و تحلیل مفهوم پارارگون و برملا کردن تناقضات پنهان در آرای زیبایی شناسی کانت، به روشی کیفی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و اینترنتی به واکاویِ نقاشی ایرانی پرداخته، و مهمترین چالش مطرح شده در پارارگون کانت، یعنی درون و بیرون را در آثار نقاشی ایرانی ردیابی می نماید. اینگونه خوانش می تواند به مثابه رهنمونی روش شناختی، در حوزه های متنوع تجسمی بکار آید.
بیش از نیم قرن از آغاز پژوهش های باستان سنجی به عنوان یک رویکرد میان رشته ای در حوزه ی علوم میراث فرهنگی (به خصوص باستان شناسی به عنوان رشته مبدأ یا مادر) می گذرد که محققین حوزه های مختلف علوم انسانی، علوم پایه، فنی و مهندسی و هنر را به واسطه ی علاقه مندی شان به یافته های باستانی و کنجکاوی در حل مسائل پیرامون گذشته بشری با در اختیار داشتن تجهیزات و روش های مختلف تجزیه وتحلیل داده ها گرد هم آورده و تحت لوای رویکردی میان رشته ای بنام باستان سنجی به یک همکاری علمی و پژوهشی قادر ساخته است. با نگاهی به تاریخچه پژوهش های باستان سنجی در ادبیات پژوهشی غرب از دهه ی 1950، هنگامی که رسماً این واژه به فعالیت گروهی یا عملکرد تلفیقی این دسته از پژوهشگران در آزمایشگاه تحقیقات باستان شناسی و تاریخ هنر در دانشگاه آکسفورد اختصاص داده شد تا به امروز، می توان گستره ی ورود پژوهشگران و متخصصین علوم مختلف را به مرز این میان رشتگی پژوهشی فراتر از قبل دانست. به طوری که امروزه حوزه ها و گرایش هایی، پژوهشگران این رویکرد علمی را به خود می خواند که نسبت به چندین موضوعات محدود اولیه گسترده شده و به نظر می رسد آن را به فرارشته ای شدن تبدیل کرده است. بی شک این گستردگی عملکرد و ورود آن به مرزهای ناشناخته تر را می بایست مدیون پیشرفت علوم مختلف به خصوص شناخت فنون و تجهیزات نوین دانست. امروزه رویکرد پژوهشی باستان سنجی در حوزه های پژوهشی نظیر سال یابی، منشأیابی، ساختارشناسی، اصالت سنجی، دانش حفاظت و مرمت و غیره به طور گسترده تری ورود پیداکرده است.