ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۶۰۱ تا ۱۵٬۶۲۰ مورد از کل ۳۰٬۷۴۷ مورد.
۱۵۶۰۱.

زیبایی تهرانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹۶ تعداد دانلود : ۶۵۰
کارگاه تخصصی تهران پژوهی در راستای همایش دوم پدیدارشناسی منظر شهری با عنوان «زیباشناسی فضای جمعی» در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد. بازدید خانم دکتر «مارتین بوشیه» از تهران و مطرح شدن تفاسیر ایشان از برخی نقاط شاخص آن، مجالی کوتاه برای ارزیابی رویکرد و روش مداخله های زیباسازانه در شهر تهران به شمار می رود. اگرچه مخاطبان اصلی منظر، شهروندان هستند، اما شنیدن نظرات تخصصی با نگاهی متفاوت می تواند مفهوم تازه ای از شهر را در اختیار قرار دهد : یادآوری ظرفیت های موجود شهر، که به واسطه مشاهده هر روزه چندان قابل تشخیص نیست و تلنگری برای درک اشتباهاتی که گاه به سبب برداشت نادرست از مفهوم زیباشناسی رخ می دهد. این برنامه فرصتی بود تا اقدامات حوزه زیباشناسی در تهران با نگاهی دیگر نقد شود؛ نه گفته شود «همه چیز خوب است» و نه آن که «اقدام مثبتی دیده نمی شود». مقایسه تجربیات زیباشناسی تهران با نمونه های جهانی، این امکان را به وجود آورد که زیباسازی در تهران با زاویه ای بازتر بررسی شود.
۱۵۶۰۲.

معماری، به مثابه ذهنِ بسیط(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹۸ تعداد دانلود : ۷۶۷
نسبت و رابطه انسان و معماری، معمولاً در قالب علوم رفتاری سنجیده شده است؛ اما این پژوهش، با بهره گیری از رویکرد شناختی (4E) قصد دارد، معماری را به عنوان یک مؤلفهِ شناختی، بررسی کند. این امر، متفاوت از تأثیرگذاری محیط در شناخت است که عمدتاً تحت عنوانِ رویکرد برون گرایی و در قالب هایی مثلِ روان شناسی محیطی، تئوریزه می شود. این رویکرد، معماری را به عنوان بخشِ ضروریِ ذهن و شناخت، معرفی می کند. پرسشِ اصلی این تحقیق این است که چگونه معماری به عنوان مؤلفهِ سببیِ شناخت، عمل می کند؟ مهم ترین هدف این پژوهش فهم جدیدی از چیستیِ معماری و به تبع آن، گفتمانِ جدیدی است که با معماری می توان برقرار کرد، علی الخصوص در زمینه معماری های تعاملی و انطباق پذیر که عملاً به عنوان افزونهِ بدن (پروتز) عمل می کنند. روش این تحقیق در سطحِ راهبرد، آرایه منطقی است که در سطحِ تدابیر، پدیدارشناسیِ تن یافتهِ مرلوپونتی را به عنوان منطقِ بیرونی استدلال، مبنای تحلیلِ معماری، به عنوان ذهنِ بسیط، قرارداده است. در این پژوهش، از طریق اثباتِ نقش الزامیِ استعاره، در شناختِ تن یافته و آگاهی و پس از آن، نقش معماری در تولید استعاره های اولیه و مختلط، پرسشِ تحقیق، پاسخ می یابد. لذا در اینجا استعاره، نه یک صناعت ادبی، بلکه به عنوان زیربنایِ مفاهیم انتزاعی و به شدت وابسته به خصوصیاتِ تنِ عامل (شناسنده) و عملکرد تن، در محیط، فرض می شود. نتایج این تحقیق نشان می دهد که معماری به عنوان کالبد، به مثابهِ بخشی از ذهنِ بسط یافته، یا به عنوان یک اگزوگرام عمل کرده و معماری به عنوان فضا، با واسطه رفتارهای حسی-حرکتیِ ما، پدیدآورنده، وزن دهنده و تغییردهنده استعاره های اولیه است، لذا به مثابه ذهن بسیط و ذهنِ چندبخشی، عمل می کند.
۱۵۶۰۵.

رویکرد تحلیلی به الگوی شهرسازی سنتی برای ارایه ضوابط ساختارمحور تاریخی در مقیاس شهرهای متوسط و میانی (مطالعه موردی : شهر میانه)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹۶ تعداد دانلود : ۷۰۹
معماری و شهرسازی گذشته ایران در بر گیرنده اصولی است که در دل سنت ها نمود یافته و در چند دهه اخیر در اثر گسترش نامتعادل شهرها و گسست سازمان فضایی شهر ، شهر سنتی از حقیقت خود فاصله گرفته و چالش هایی پیش روی شهرسازی سنتی و شهرسازی مدرن قرار داده است. توجه به رویکرد ساختار فضایی ، با احترام به تاریخ و مفاهیم شهرسنتی-ایرانی محتوای اصلی کار است. مسلماً، بهره گیری از الگوهای سنتی شهرسازی و بهره مندی از تجربیات گذشته، می تواند زیربنای خوب و مفیدی برای الگوهای شهرسازی آینده باشد. ضرورت شناخت مفاهیم شهر سنتی از سویی، شناخت ویژگی های فرهنگی، بومی و تاریخی بافت از دیگر سو و نیز معیارهای شناخت استخوان بندی می تواند ما را به ساخت الگوهای ذهنی رهنمون کند. پژوهش حاضر با هدف دستیابی به الگویی با خصوصیات سنتی- ایرانی جهت طراحی در بافت تاریخی نمونه موردی شهر میانه و با فرضیه ارتقاء کیفیت محیطی با الگوهای شهرسازی سنتی انجام شد. نوع تحقیق کاربردی بوده و روش آن توصیفی-تحلیلی است. در ابتدا به منظور شناخت ساختار علاوه بر مطالعه پیشینه مجموعه از طریق اسناد کتابخانه ای ، بررسی سفرنامه ها و نقشه ها، برداشت میدانی توسط نگارنده صورت گرفت ، سپس در راستای سنجش فرضیه برای دو شهر سنتی یزد و سمنان پرسشنامه ای تنظیم شد و با پرسشنامه دیگری به بررسی عناصر تأثیرگذار در طراحی بافت کهن شهرستان میانه محله امامزاده پرداخته شد و با آنالیز کامپیوتری شبکه ارتباطی محدوده مورد نظر پژوهش و تحلیل ساختار کهن محلات و شناسایی نقاط مهم بافت ، به عنوان دستاورد پژوهش جدول راهنمای ضوابط ساختارمحور تاریخی برای شهرهایی با مقیاس میانی ارایه می شود.
۱۵۶۱۳.

مطالعه تطبیقی پوشش زنان در سفرنامه ها و نگاره های دوره صفویه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹۵ تعداد دانلود : ۶۲۸
یکی از حوادث تاریخی که در دوره صفویه نمود بیشتری داشت و تأثیر بسیاری بر پوشاک صفویه گذاشت ورود اروپائیان به ایران بود که با نوشتن سفرنامه​ها ، بخشی از تاریخ مکتوب صفویه را رقم زدند . برای بررسی پوشش زنان صفویه ، علاوه بر سفرنامه​ها ، از نقاشی ​ها آن دوران نیز می​توان استفاده کرد. در این مقاله سعی شده با مطالعه تطبیقی به چگونگی انعکاس مطالب و تصاویر پوشش زنان صفویه در سفرنامه​ها و نگاره​های دوره صفویه پرداخته شود . به همین منظور مهم ترین سفرنامه​های نوشته شده در دوره​صفویه​در مورد پوشش زنان مورد مطالعه قرارگرفته و مطالب آن با نگاره​های دوره​ی صفویه به صورت تطبیقی بررسی شده است ، این مقاله از نوع نظری می​باشد و با روش تطبیقی و با بهره​گیری از منابع کتابخانه ​ای و بررسی مطالب سفرنامه ​ها و نگاره ​ها درصدد پاسخگویی به این پرسش​ها می​باشد : به چه صورت پوشش زنان دوره صفویه در سفرنامه​ها و نگاره​​های این دوران انعکاس یافته و تا چه حد بر یکدیگر منطبق است؟ برای بررسی پوشش زنان دوره صفویه چرا سفرنامه​ها به همراه نگاره​ها باید مورد استفاده قرار گیرد؟ از دلایل استفاده از سفرنامه​ها به همراه نگاره​ها ، کمبود تن​پوش​های زنان به دلایلی مانند فرسوده شدن ابریشم ​ها و پنبه​های بکار رفته در آن ها ، تغییر و تحول در پوشش زنان به دلیل ورود فرهنگ غربی و غیره می​باشد . دستاورد​های پژوهش بیانگر آن است که مطالب سفرنامه​ها در برخی موارد به دلایلی مانند تغییر و تحول پوشاک صفویه قابل اطمینان نیستند ؛ مثلاً قبای بانوان در تصاویر سفرنامه​ها تا ساق پای آن ها می​رسید ، اما در برخی از نگاره​​ها می​بینیم که قبا بسیار کوتاه ​تر شده و تا بالای زانو رسیده است . چنین اتفاقی در طراحی کفش​​های راحتی زنان نیز افتاده است ، به همین دلیل مطالب سفرنامه​ها به تنهایی برای بررسی پوشش زنان صفویه کافی نیستند ، بلکه در کنار نگاره​ها می​توانند اسنادی معتبر تلقی شوند.
۱۵۶۱۷.

داستان بهرام گور و کنیزک در آیینه ادب و هنر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹۵ تعداد دانلود : ۴۲۳
برخی از داستان های کهن ایرانی هم در آثار ادیبان و شاعران جلوه هنری یافته اند و هم با قلم نقاشان و هنرمندان نشان داده شده اند. به شکار رفتن بهرام گور با همراهی کنیزکش ازجمله حکایات مربوط به زندگی این شاه ساسانی است که در منابع گوناگون تاریخی و ادبی به اشکال گوناگون توصیف و روایت شده است و در دوره های مختلف بر آثار هنری با سبک های گوناگون نقش شده. مقایسه جزئیات نقش های مربوط به این داستان با توصیفات شاعرانی چون فردوسی و نظامی و یافتن وجوه اشتراک و اختلاف آنها می تواند ما را به تأثیر و تأثر احتمالی آثار شعری با آثار هنری رهنمون شود. در این پژوهش که به شیوه توصیفی- تطبیقی صورت گرفته است، پس از بررسی توصیف فردوسی و نظامی از داستان بهرام و آزاده، تصاویر مربوط به این داستان در دو بخش آثار پیش از اسلام و آثار دوره اسلامی به ویژه آثار سفالین، فلزی، کاشی ها و نگاره ها به تفکیک، بررسی شده و تطابق هریک با آثار شعری مورد توجه قرار گرفته است. همچنین، نشان داده شده که این حکایت در طی قرن ها و در گستره جغرافیایی وسیعی، از شهرت و رواج برخوردار بوده است. ضمن اینکه درباره آثار پیش از اسلام، تطابق تصاویر با جزئیات توصیفات فردوسی، احتمال خطا در تاریخ گذاری آثار یا دسترسی فردوسی به منابع تصویری مطرح شده است. درباره آثار دوره اسلامی نیز مشخص شده که روایت فردوسی بیش از دیگر روایات و ازجمله روایت معروف نظامی موردِتوجه بوده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان