علی رغم تلاش های فراوان مدیریت شهری برای پیشبرد نوسازی در شهرهای مختلف، ارزیابی نتایج به دست آمده نشان از انحراف در روند نوسازی شهری دارد : نوسازی شهری در ایران معطوف به کالبد است و از سایر ابعاد مسئله غافل شده است.
نقص در تعاریف و ادبیات موضوع نخستین عاملی است که منجر به این انحراف شده و تأثیر بسزایی در طرح ها، روند و مدیریت نوسازی داشته است. در ادبیات نوسازی ایران مفهوم ""فرسودگی"" معنای کالبدی را تداعی می کند و ناگزیر تأثیر خود را بر روند تعیین بافت های فرسوده بر جای گذارده است حال آنکه فرسودگی امری چندوجهی و ناظر به ابعاد مختلف زیست محیطی، اجتماعی، فرهنگی و تربیتی است. تأثیر نام گذاری بر شناخت بافت های فرسوده و تبیین مفهوم آن اصلاح آن را ضروری می سازد.
همین امر در سایر اصطلاحات رسمی این حوزه نیز صادق است. اصطلاحات رسمی در ایران شامل ""نوسازی""، ""بهسازی"" و ""بازسازی"" ناظر به وجه کالبدی بافت ها هستند و سایر اصطلاحات مانند توانمندسازی و معاصرسازی به عنوان ادبیات تکمیلی این حوزه به کار می روند. این انحراف معنایی در تعاریف و اصطلاحات آغاز بیراهه رفتن فعالیت های این حوزه تلقی می شود.
با توجه به تجربه ناموفق نوسازی در ایران و تداوم این رویه در نام گذاری فرسودگی و نوسازی، سؤال میزگرد با جمعی از متخصصان این حوزه در میان گذارده شد : آیا مدیران و تصمیم گیران به این نکته واقف نیستند؟ یا اهمیت آن را در حد تأثیرگذار نمی دانند؟ این میزگرد با حضور دکتر مظفر صرافی، مهندس مجید روستا، دکتر محمد سعید ایزدی و دکتر سید امیر منصوری برگزار شد.
منظر کلیدواژه ای اساسی است که گستره ای عظیم در حوزه های علوم اجتماعی تا علوم جغرافیا و اکولوژی دارد. با به وجودآمدن خاستگاهی تحت عنوان «اکولوژی منظر»، منظر و مفاهیم مرتبط با آن در دهه های گذشته جایگاهی برجسته در حوزه های پژوهشی بین رشته ای پیداکرده است. با توجه به سه دسته بندی متفاوت در تعریف قلمرو دانشی اکولوژی منظر (شامل اکولوژی منظر به عنوان رشته ای مجزا، به مثابه حوزه ای چند رشته ای و یا به عنوان شاخه ای از اکولوژی) پرسش اصلی مقاله بر این پایه استوار شده که نسبت اکولوژی منظر به عنوان رشته ای علمی با اکولوژی و منظر چیست؟ و اینکه آیا اساساً اکولوژی می تواند ابعاد ادراکی منظر را هم پوشش دهد؟ حوزه استقلال و یا نفوذ آن در هرکدام از این علوم چگونه است؟ و چه مدلی می توان برای این جایگاه ترسیم نمود؟
برای دستیابی به پاسخ پرسش های فوق روش تحقیق این پژوهش بر پایه مطالعات کتابخانه ای و با بررسی ادبیات موضوع در حوزه اکولوژی منظر و دسته بندی آرای اندیشمندان در این حوزه شکل گرفته است تا با روش استدلال منطقی و استقرایی بتوان نسبت اکولوژی منظر را با اکولوژی و منظر تدقیق نمود و جایگاه آن را تبیین کرد. لذا این فرضیه که اکولوژی منظر ذیل حوزه منظر و در تقاطع با دانش حوزه اکولوژی شکل می گیرد اساس پژوهش حاضر را بنیان نهاده است.
مدل پیشنهادی به این نکته اشاره دارد که الگوهای اکولوژیک در مداخلات محیطی می تواند در حوزه منظر به ایجاد فرصت های خلاقانه پژوهشی بیانجامد چراکه به رویکردهایی بین رشته ای و فرارشته ای نیازمند است و منظر این توانایی را دارد تا به عنوان دیسیپلینی پذیرفته شده به این مهم جامه عمل بپوشاند. بنابراین می توان اکولوژی منظر را رشته ای علمی ذیل دیسیپلین دانشی منظر تعریف کرد.