هدف پژوهش حاضر، نقد رویکردهای موجود آموزش هنر با تأکید بر دیدگاه ارزش شناختی دلوز است. روش پژوهش تحلیل انتقادی است. رویکردهای گوناگونی در آموزش هنر وجود دارد که بر طبق نگرش دلوز، به آن ها انتقاداتی وارد است که عبارتند از: رویکرد سنتی، رویکرد تولیدمحور، رویکرد دریافت احساس و معنا، رویکرد معرفت زیباشناختی و رویکرد تربیت هنری انضباط محور. بر اساس نگرش دلوز و دید کنش گری وی، بر هر یک از رویکردهای مذکور، پیرامون آموزش هنر انتقادهایی وارد است. نتایج پژوهش بیان گر آن است که نگرش دلوز، نگرشی میانی و همه جانبه به آموزش هنر است. دلوز آموزش هنر را به فضایل اخلاقی ارتباط می دهد و نگرشی زمین- ساقه (ریزوماتیک) و عرضی به آموزش هنر ارایه می دهد. نتایج پژوهش بیان گر آن است که نگرش ارزش شناختی دلوز دارای نکات حایز اهمیتی برای آموزش هنر است؛ از قبیل تغییر نقش رسانه ای هنر با تکیه بر گذر از بازنمایی به وانمایی و گذر از هنر به مثابۀ بستر انتقال واقعیات به تأثیرگذاری و کنش گری است.
تمرکز بیش از حد جمعیت و فعالیت، عمدتاً در بزرگ ترین شهرهای کشورهای در حال توسعه، باعث جذب بخش عمدهای از پتانسیلهای توسعهای این کشورها به این شهرها شده و در نتیجه این شهرها به طور نسبی بیش از حد بزرگ تر از دومین و سومین شهر این کشورها شدهاند. برخی از کشورهای در حال توسعه، برای مقابله با این پدیده نخست شهری و تبعات سوء آن سیاستها و اقدامات مشخصی را به کار گرفتهاند. در ایران نیز برای جلوگیری از رشد شتابان و فزاینده شهر تهران، از اواسط دهه چهل خورشیدی به بعد، سیاستها و اقدامات متعددی به کارگرفته شده است. در این مقاله سعی می شود تا با به کارگیری روشهای بررسی میزان نخست شهری، برای این سئوال که آیا به کارگیری سیاستهای تمرکززدایی توانستهاند از تمرکز بیش از حدّ فعالیت و جمعیت در تهران بکاهند، پاسخی بیابد. نتایج به دست آمده از این بررسی نشان می دهد که نخست شهری کماکان در کشور وجود دارد. علی رغم این، توزیع نظام شهری کشور از سال 1335 تا 1355 با روند تمرکز بیش از حد و یا نخست شهری بیشتر همراه بوده و از سال 1355 به بعد و تا 1375 به تدریج از تمرکز آن کاسته شده و به سمت توزیع متناسب تری در حال حرکت بوده است و اعمال سیاستهای تمرکززدایی از اواسط دهه 1340 به بعد باعث کاهش میزان نخست شهری تهران شده و در شکلگیری نظام شهری موجود کشور تأثیرگذار بوده است. نتایج به دست آمده از این بررسی نشان می دهد که نخست شهری کماکان در کشور وجود دارد. علی رغم این، توزیع نظام شهری کشور از سال 1335 تا 1355 با روند تمرکز بیش از حد و یا نخست شهری بیشتر همراه بوده و از سال 1355 به بعد و تا 1375 به تدریج از تمرکز آن کاسته شده و به سمت توزیع متناسب تری در حال حرکت بوده است و اعمال سیاستهای تمرکززدایی از اواسط دهه 1340 به بعد باعث کاهش میزان نخست شهری تهران شده و در شکلگیری نظام شهری موجود کشور تأثیرگذار بوده است.