سابقه فن جلدسازی در ایران طولانی بوده و به گذشته دور برمی گردد که با طی مراحل تجربی به مرتبه کمال و سرحد اعجاز رسیده است. در دوران اسلامی، حفظ و نگهداری آیات مقدس قرآن، جلدسازان و صحافان را به ساختن بهترین جلد ها واداشت که در زمان تیموریان به اوج کمال و شکوفایی رسید. تجلیدات تزیینی باقی مانده از این دوارن در ایران می تواند گواه صادقی بر مرتبه کمال این فن باشد. ایران در این دوره مهد هنر صحافی است و این درست در زمانی است که در قسمت غربی دنیای اسلام خط و به تبع آن وراقی و تجلید رو به انحطاط نهاده است. در دوره تیموری، روش قدیمی تزیین ساده کنار گذاشته شد و فنون جلدسازی ظریف گردید، به نحوی که 550 هزار بار مهری را بر جلد کتاب نقش می بستند که نشانگر روحیه تجمل پرستی و زیباپرستی در این دوره و رفاه و رونق حاکم بر هرات آن روزگار و سمرقند دومین کانون هنری قرن نهم هجری است. در این تحقیق، تأثیرات هنر جلدسازی دوره تیموری ایران بر دوره ممالیک مصر از نظر نقش مورد بررسی تطبیقی قرار گرفته است. محور اصلی این تحقیق طرح ها و نقش های مورد استفاده در جلدهای تیموری و دوره ممالیک مصر است. سؤالاتی که در این پژوهش به آنها پاسخ داده می شود عبارت اند از: 1- تأثیرپذیری نقوش جلدهای تیموری و مصری از یکدیگر چگونه بوده است؟ 2- چه نوع طرح ها و نقوشی در جلدهای تیموری و مصری مشترک بوده و کاربرد داشته اند؟ با توجه به مبادلات فرهنگی، سیاسی و اقتصادی که در دوره تیموری میان کشور ایران و دولت مقتدر ممالیک مصر (شامل سرزمین های مصر و شام) وجود داشته، این تمدن تحت تأثیر فرهنگ و هنر ایران قرار گرفته است. از جمله هنر تجلید که جایگاه والایی در دوره تیموری داشته است و در دوره ممالیک هنرمندان کشور مصر، در مواد مورد استفاده، نقوش و شیوه ساخت از هنر تجلید دوره تیموری تأثیر گرفته اند. مهم ترین نقوشی که در جلدهای تیموری و مصری مشترک بوده اند، طرح های لچک و ترنج، نقوش هندسی و نقوش گیاهی هستند که در جلدهای هر دو دوره به میزان زیادی استفاده شده اند. روش انجام این پژوهش توصیفی- تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای است. محدوده تاریخی این پژوهش مربوط به جلدهای دوره تیموری ایران و دوره ممالیک مصر از قرن 8 تا اوایل قرن 10 ق (14 تا اوایل قرن 16 میلادی)، است.
طبیعت ذاتاً زیبا و بی نقص است و به طور قطع منبع الهام بسیار خوبی برای هنرمندان و طراحان به شمار می رود. اساساً طراحی به معنی آفرینش فکر و ایده های جدید و تبدیل آن ها به یک پدیدة فیزیکی یا غیر مادی است. در وادی طراحی، آنچه طی سالیان متمادی از اصطلاح «الهام از طبیعت» برداشت می شد، فقط به بخش هنری و زیبایی شناسانة آن نظر داشت؛ درحالی که هدف دانش «زیست الگو» توجه به هردو جنبة کاربردی و زیبایی شناختی سیستم های طبیعی است. دانش زیست الگو مبلغ و حامی نوعی نگاه مفهومی ، مطلع و قدردان از سوی طراحان، تولیدکنندگان و سیاستگذاران جوامع امروزی است تا از طبیعت چاره اندیشی بیاموزند. در این پژوهش می کوشیم با نشان دادن نمونه هایی از همراهی این دو بخش در فصل مشترک زیست شناسی و طراحی منسوجات و همچنین شناسایی راهکار های جدیدی از طراحی، برای روشن تر شدن آیندة این دانش گامی برداریم. روشن است که دانش زیست الگو و تعاملات صحیح میان طراحان منسوجات و متخصصان علوم زیستی، ساختارهایی پایدارتر و سازگارتر با طبیعت را برای آیندة منسوجات بشر پیشنهاد می دهد. این پژوهش به شیوة نظری و بنیادی انجام شده و مبتنی بر بررسی تجارب و استخراج اصول طراحی منسوجات به شیوة زیست الگو است. آنچه در اینجا مطرح می کنیم، براساس تحقیقات و گردآوری های کتابخانه ای است و نمونه هایی از خلاقیت ها و تجارب متخصصان این حیطه را دربر می گیرد.
گونه و گونه شناسی از مباحث مهم معماری در دوره معاصر است. شاید بتوان از لحاظ اهمیت این موضوع را در کنار دو موضوع مهم دیگر مباحث نظری معماری یعنی فضا و شکل یا فرم قرار داد. گونه و گونه شناسی حدود دویست سال است که در علوم گوناگون از جمله معماری کاربرد دارد و در سی سال گذشته تعداد قابل توجهی از محققین معماری به آن پرداخته اند. گونه و گونه شناسی سالهاست که در ایران کاربرد دارد و درباره این موضوع گفتگو و بحث می شود اما بندرت وجوه مختلف آن توضیح داده شده است.
هدف از ارایه این مقاله توصیفی روشن از موضوع گونه و گونه شناسی و ارایه تفسیرهای گوناگون از آن است. در این مقاله نخست اشاره ای به معنی این دو واژه خواهیم داشت. سپس کاربرد آن اشاره وار در طول تاریخ معماری دیده خواهد شد. بخشی از مقاله به سابقه حضور گونه شناسی در ایران اختصاص داده شده است. در پایان به دو نمونه تفسیر اجتماعی و تکاملی پرداخته می شود.