ویژگی ها و مختصات شهر آرمانی یا مدینه فاضله که با تعبیری چون آرمانشهر، ناکجاآباد، یوتوپیا، و هیچستان در آرا و نظریات مختلف به کار گرفته شده است، از دو طریق قابل پی جویی است. یکی، از مطالعه آثار آنان که به طور مستقیم از مدینه فاضله و محیط زندگی آرمانی انسان سخن گفته اند، و دیگر، از بررسی و غور در آثاری که اصول و ویژگی هایی برای مشی و زندگی انسان تبیین نموده و به کار بستن آن ها را ضامن سعادت انسان شمرده و به لحاظ تاثیر آن ها بر فضای زیست، به طریقی دیگر، متضمن تفسیر و معرفی شهر آرمانی است.
1- پیش آشناییها عنصر «فضا وحالت»atmosphere and mood)) یکی از مهمترین عناصر تشکیل دهنده «بیان تئاتری» (theatrical expression) است. ساخت و پرداخت «فضا و حالت» درهنرنمایش ازنمایشنامه آغاز می شود؛ زیرا نمایشنامه نه فقط عنصر آغازین و سلسله جنبان عناصر دیگر هنر نمایش است‘ بلکه در آن بیشتر عناصر هنر نمایش هر چند به صورت بالقوه وجود دارند. از این نظر نمایشنامه به مثابه بذر گیاهی است که به طور بالقوه اکثر خصوصیات گیاه را درخود نهفته دارد. شاید بتوان نمایشنامه ای را که به اجرا در آمده به بذری مثل زد که به صورت گیاه ‘ رشد ونمایافته است. بنابراین احتمالا می توان چنین نتیجه گرفت که در بسیاری از موارد‘ عنصر «فضا وحالت» به طو رنهفته و سربسته و گاهی نیز آشکارا ‘ در تمام عناصر هنر نمایش جاری و ساری است؛ به صورت کلمه در می آید و یا به طور نهفته و درونی در آن حضور می یابد. یادآوری می کنیم که علاوه بر «نمایشنامه» سایر «عناصر تشکیل دهنده هنر نمایش» (elements of theatre) عبارتند از : «بازیگری» ‘ «طراحی صحنه»‘ «لوازم صحنه»‘ «نورپردازی»‘ «چهره پردازی و گریم»‘ «موسیقی»‘ «حرکات موزون»‘ «لباس»‘ «معماری تماشاخانه» ‘ «کارگردانی»‘ تماشاگری... و «جلوه های ویژه» . و همان طور که گفته شد‘ بیشتر «عناصرهنر نمایش» درنمایشنامه آشکارا و یا نهفته حضور دارند؛ ونیز بر بنیاد و با وساطت «عناصر تشکیل دهنده هنر نمایش»است که «بیان تئاتری» که انوا ع بیان هنری است –زاده و پرورده می شود؛و «عناصر هنر نمایش» به کار گرفته می شوند تا «بیان تئاتری» پدید آورنده شود. «فضا وحالت» که از عناصر «بیان تئاتری» به شمار می رود . در واقع بنیادو به وساطت کلیه «عناصر تشکیل دهنده هنر نمایش » زاده و پرورده می شود. پژوهش حاضر را با چنین زاده و پرورده می شود. پژوهش حاضر را با چنین پیش آشنائیهایی آغاز کرده‘ سپس به بررسی عنصر «فضا وحالت» در هنر نمایش می پردازیم.
فرضیه محوری این مقاله مبین آن است که نابسامانی نماهای ساختمان های ما ریش در عدم پاسخگویی مناسب به توقعاتی دارد که در طول تاریخ نسبت به نما ایجاد شده است. توقعاتی چون محافظت از ساکن در مقابل تهدیدهای خارجی ایجاد ارتباط میان درون و بیرون معرفی شخصیت و اعتبار مالک و طراح - و بالاخره عدم تکروی و قبول مسئولیت در عضویت واحد بزرگتری بنام فضای شهری. نابسامانی نما - منحصر به ساختمان های مسکونی نیست و کلیه ساختمان ها را در بر می گرد. ولی ساختمان های مسکونی کثیر العده ترین عناصر و تاثیرگذارترین عوامل منظر یک شهر می باشند لذا برای جلوگیری از اطاله کلام و خلط مبحث صرفا به بررسی نماهای ساختمان های مسکونی بسنده شده است. مقاله ابتدا به طرح علل مطرح شده توسط منتقدین پرداخته برای ارزیابی بهتر مسایل مورد انتقاد به ارایه سیر تکوینی نما پرداخته است. این بررسی برای هر توقع به صورت موازی در جوامع غربی و شرقی به ویژه ایران انجام پذیرفته است. در بخش جمع بندی ارزیابی مختصری از علل مطرح شده توسط کارشناسان صورت پذیرفته و نیاز به ملحوظ کردن همزمان توقعات چهارگانه مورد تاکید قرار گرفته است.
یکی از عناصر زیبایی شناسی در آثار نگارگری ایران، علاوه بر ترکیبات حیرت انگیز و مسحورکننده رنگ و تقسیمات هندسی مکان و اشکال، نور است. همان طور که در صور نگارین نقاشی ایرانی مشاهده می شود، سطوح دو بعدی رنگین فاقد سایه و سایه روشن، حاکی از تصویر فاقد منبع نور واحد است. عدم حضور سایه در این آثار نشان می دهد که نوری فراگیر و بسیط سراسر تصویر را فرا گرفته است. تصویر، جهانی مملو از نور را افتتاح کرده است. دیدگاه نگارگر ایرانی همواره از نظریه غلبه نور بر تاریکی و ظلمت، تبعیت می کند. در نگارگری ایرانی- اسلامی، این منظر معطوف به کلام الهی است که در سوره نور فرموده است : الله نور السموات و الارض. با بررسی پیشینه رویکرد ایرانیان قدیم به نور، پیوستگی زنجیرواری بین اندیشه های نگارگر مسلمان ایرانی با تفکرات و آیین های دینی قبل از اسلام همچون حکمت مزدایی (حکمت فهلوی) و اندیشه های مانی پیامبر، مشاهده می شود. تداوم این نگرش را در فلسفه و تفکر دوران اسلامی نیز می توان مشاهده کرد.
سده جشن آتش زمستانی است که هزاران سال قدمت دارد. صورت همگانی این آیین در بسیاری از نقاط ایران محدود شده و یا از بین رفته است. برگزاری آیین سده در شهر کرمان هرگز به طور جدی تعطیل نشد؛ از این رو، برگزاری آن در این شهر صورتِ نمایشی محلی به خود گرفت که می توان آن را «پرفورمانسی» آیینی به شمار آورد. مضمون این نمایش آیینی مبارزه ی بین نور و ظلمت است. نقطه ی اوج نمایش که برافروختن آتش بزرگ است، همواره با جلوه-های نمایشی و مشارکت شرکت کنندگان، از جمله سوارانی که به عنوان سپاه زمستان به کوه آتش هجوم می-بردند، همراه بوده است. وانمود در اجرای نمایش چنان بود که گویی رزمنده ای بزرگ همراه با سپاهی نیرومند عازم پیکار است. خوراک بخشی از پرفورمانس آیینی است که در نمایش سده سوزی جایگاه ویژه ای دارد. این نمایش زمان و مکان مشخصی دارد که به همه-ی زمان ها و همه ی مکان ها می پیوندد. سده همچنین، با خرده نمایش هایی همچون جَشَن خوانی، که نوعی نقل مذهبی است، همراه است.