فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۵۴۱ تا ۸٬۵۶۰ مورد از کل ۳۰٬۷۵۹ مورد.
بازشناسی عناصر کالبدی کارکردی موثر در شکل گیری بافت تاریخی بهبهان (از دروه صفویه تا پهلوی) بر مبنای الگوی شهرهای تاریخی
حوزههای تخصصی:
بافت تاریخی شهرها متشکل از مولفه های اجتماعی و کالبدی می باشند که روی هم رفته هویت شهر را تشکیل می دهند. بازشناسی و مطالعه این مولفه ها می تواند در رشد و توسعه ی درون زا در بافت های تاریخی و حفظ ارزش های آن موثر گردد. لذا در این مقاله با هدف بازشناسی الگوی شکل گیری شهرهای سنتی و با تاکید بر مولفه های کالبدی– کارکردی، بافت تاریخی شهر بهبهان بررسی شده است. در این پژوهش به روش تحلیلی- توصیفی و با راهبرد مطالعه میدانی و اسنادی، ساختار کالبدی شهر از زمان صفویه تا پهلوی و عناصر کالبدی کارکردی تشکیل دهنده ی بافت سنتی، مورد بررسی تاریخی قرار گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد رشد اولیه شهر به صورت ارگانیک و بر اساس اصل ارتباط، پیوستگی و سلسله مراتب شهری بنیان شده است و محله به عنوان اصلی ترین مفهوم شکل دهنده به بافت، تقسیمات کالبدی و اجتماعی شهر را ایجاد نموده است. این الگو از دوره صفویه تا قاجار روندی تدریجی و پیوسته داشته است، ولی در دوره پهلوی همزمان با تحولات شهرسازی در سراسر کشور، سرعت رشد، نه به کندی دوره های پیشین بلکه با تاثیر از شرایط گسترش شهرها در دهه های اول قرن حاضر شکل گرفت. در این دوره همچان ارزش فضایی گذشته حاکم بود ولی پیوستگی بافت شهری تضعیف شد. این پژوهش همچنین شکل گیری بافت تاریخی بهبهان بر اساس اصول حاکم بر سازماندهی فضای شهری سنتی را تصدیق می کند و تایید کننده ی این مطلب است که شهرهای سنتی بر اساس اصول مشترکی شکل گرفته اند و در اقلیم های مختلف، با توجه به بستر و زمینه شکلگیری، کالبد منحصر به فردی یافته اند.
شفاف سازیِ ۷ باور نادرست در خصوص مدل سازی اطلاعات در صنعت ساختمان ایران
حوزههای تخصصی:
مدل سازی اطلاعات ساختمان پاسخی به چالش های پیش روی این صنعت در زمینه بهره وری و افزایش زمان و هزینه و کاهش کیفیت پروژه ها محسوب می شود. با وجودی که این امر در دنیا به طور جدی در پروژه های متعدد مورد توجه قرارگرفته و دستاورد های قابل توجهی هم با خود به همراه داشته است اما در ایران عملیاتی شدن آن با چالش های قابل توجهی همراه بوده است. پیش از شروع این پژوهش و بنا به تجربیات پژوهشگر روشن شد که برخی برداشت های نادرست در خصوص این مقوله در بین نقش آفرینان صنعت ساختمان وجود دارد که هدف این پژوهش شناسایی، تدقیق و شفاف سازی در خصوص آنهاست. این برداشت های نادرست عامل مهمی برای عدم کارایی و دستیابی به اهداف متصور از مدل سازی اطلاعات، در صنعت ساختمان است. برای این منظور بعد از تحلیل و بررسی تجربه های پیشین، مصاجبه هایی با نقش آفرینان صنعت ساختمان شامل مدیران و سرمایه گذاران انجام شد و بعد از پیاده سازی و تحلیل گفتگوهای انجام شده، ۷ برداشت نادرست شناسایی شد که با مراجعه به متون تخصصی مرتبط با مدل سازی اطلاعات ساختمان، برداشت صحیح و علمی در هر حوزه شناسایی گردید. این پژوهش نشان می دهد شفاف سازی در خصوص این برداشت های نادرست می تواند اثر قابل توجهی بر دست یابی به اهداف مدل سازی اطلاعات و افزایش بهره وری پروژه های ساختمانی داشته باشد.
بررسی تطبیقی معماری بومی خانه های اقلیم گرم و خشک و کاربرد مواد دو فازی در ساختمان های امروزی در کاهش مصرف انرژی
حوزههای تخصصی:
خانه های بومی اقلیم گرم و خشک ایران، همواره شرایط آسایش حرارتی را برای ساکنین خود به همراه داشته اند. اما ساختمان های امروزی بی توجه به طراحی های اقلیمی، سهم بالایی از مصرف انرژی را برای ایجاد تهویه مناسب به خود اختصاص داده است. امروزه آلودگی های ناشی از تولید انرژی و صرفه جویی در مصرف آن، از مباحث جدی در رشته های مرتبط از قبیل معماری است. یافتن و استفاده از مواد و مصالحی که مصرف انرژی را به حداقل برساند از وظایف محققان و معماران می باشد. مواد تغییر فاز دهنده می تواند با جذب و ذخیره انرژی حرارتی خورشید در طول ساعات روز و آزاد کردن آن در ساعات سرد، به طور مستقیم در صرفه جویی مصرف انرژی سهیم باشند. این تحقیق از طریق مطالعه و بررسی منابع کتابخانه ای و تحلیل و توصیف آن ها، به بررسی ویژگی های مورد استفاده در ساختمان های بومی و سنتی، و با علم به اینکه تغییرفازدهنده ها در کاهش مصرف انرزی ساختمان موثر هستند، به بررسی روش های بکاربردن این مواد در بخش های مختلف ساختمان می پردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد امکان بهره گیری از طراحی های اقلیمی به کار رفته در سقف های گنبدی و مسطح، دیوارهای قطور و ابعاد و تعداد پنجره خانه های سنتی اقلیم گرم و خشک در خانه های امروزی که بدون توجه به مسائل اقلیمی و با مصالح غیر بومی و نامناسب برای این اقلیم ساخته می شوند وجود ندارد و لازم است از روش هایی مانند تعبیه مواد دوفازی در همان بخش های ساختمان های بومی استفاده کرد.
نشانه شناسی مجسمه های میادین شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مجسمه سازی نوعی آفرینش هنری است که اندیشه و عقاید گوناگون معماران مرز و بوم خود را به ببنندگان القا می کند. خاستگاه این ایده ها به فرهنگ و ایدئولوژی مردمان آن سرزمین بر می گردد؛ از این رو، برای دست یابی به این مفاهیم عمیق فرهنگی، باید به رمزگشایی مجسمه های نمادین پرداخت؛ لذا، برای معنادار کردن مضامین این تندیس ها ناگریز، باید از علم نشانه شناسی بهره برد؛ چرا که به واسطه این علم، می توان به رمزگان های فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تندیس ها پی برد. این پژوهش درصدد است به روش توصیفی تحلیلی و به صورت کتاب خانه ای، به نشانه شناسی مجسمه های میادین رشت بپردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد: تندیس ها به طور اتفاقی خلق نشده اند؛ بلکه ریشه در اساطیر و فرهنگ و هنر مردم گیلان زمین دارند. از جمله این مجسمه ها، می توان به مجسمه های اسب- ماهی، زن دست فروش، مجسمه میرزا کوچک و ... اشاره کرد. این مجسمه ها بیانگر عقاید متعالی و روشن اساطیری، تاریخی، فرهنگی و آداب و رسوم مردم گیلان هستند.
تحلیل معیارهای حمل ونقل ﺟﻬﺖ کاهش آسیب پذیری ناشی از زلزله در معابرﺷﻬﺮی (ANP-SWOT) (مطالعه موردی: بافت مرکزی سنندج)
منبع:
هویت محیط دوره اول زمستان ۱۳۹۸ شماره ۱
28 - 48
حوزههای تخصصی:
برنامه ریزی شهری با هدف کاهش آسیب پذیری، ناگزیر از شناخت نحوه و علل آسیب پذیری هر یک از عناصر کالبدی شهر است. در این راستا، ارزیابی و تحلیل معیارهای حمل ونقل ﺟﻬﺖ کاهش آسیب پذیری شبکه ارتباطی و به ویژه معابر شهری، به عنوان یکی از عناصر کالبدی شهر، از اهمیت ویژ های برخوردار است.این پژوهش به روش تحلیلی- کاربردی، ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺗﮑﻨﯿﮏ ﻓﺮاﯾﻨﺪ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺷﺒﮑﻪ ای (ANP-SWOT) به تحلیل معیار های حمل ونقل پرداخته شده است. هدف این پژوهش، ارزیابی و تحلیل معیارهای حمل ونقل ﺟﻬﺖ کاهش آسیب پذیری ناشی از زلزله، تشخیص و تفکیک عوامل اثرگذار بر آسیب پذیری در ﺷﺒﮑﻪ معابر ﺷﻬﺮی بافت مرکزی سنندج است. معیار های حمل ونقل که در این پژوهش از انها استفاده شده است عبارتند؛ کاربری اراضی شهری، مصالح وکیفیت ابنیه، فاصله شبکه معابر از گسل ، سلسله مراتب معابر، بهینه کردن ظرفیت معابر، دوری ونزدیکی معابر به مراکز درمانی. نتایج نهایی حاکی از این است که، معیار سلسله مراتب معابر با رتبه(1)دارای بیشترین اهمیت و مصالح وکیفیت ابنیه با اولویت(6) دارای کمترین مقدار اهمیت می باشد.
مؤلفه های زیبایی شناسانه اخلاق در نظریه ادراکات اعتباری
منبع:
مطالعات هنر و رسانه سال اول پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲
11 - 28
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، تشریح ریشه های زیبایی شناختی نظریه ادراکات اعتباری علامه طباطبایی است، که این هدف را با تحلیل و بازسازی آراء علامه و ضمن تشریح مفروضات زیبایی شناختی حاضر در این نظریه دنبال خواهیم کرد. این پژوهش نشان می دهد که دستگاه شناسایی و قوای کنش ورزی آدمی با نظم نگاری طبیعت، قوانین موجود در آن را یافته و کنش خود را بر همین مدار تنظیم می کند. امکان اِسناد حدود اشیاء به یکدیگر، که با مَجازسازی صورت می گیرد، غایاتی مفروض، محتمل و پیش بینی پذیر را که حاصل فعالیت قوه خیال است، پیش چشم انسان قرار داده و او را با قرار دادن در دو مقام فاعل اخلاقی و خالق زیبایی، به تصمیم گیری، کنش ورزی و داوری فرا می خواند. این همه، در فرآیند هدایت تکوینی انسان به بار می نشیند و اصطلاح مشهور قانون طبیعی، معادلی برای این نوع هدایت است. بر مدار نظریه ادراکات اعتباری، قانون طبیعی همان عنوان مستجمع برای دو ساحت اخلاق و زیبایی است.
بررسی مشروعیت فقهی در قوانین هنری
منبع:
مطالعات هنر و رسانه سال اول پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲
53 - 86
حوزههای تخصصی:
محور پژوهش در این مقاله، پی جویی و بررسی نقش «فقهِ موجود» در عرصه تقنین هنری، با ملاحظه هنر و مصادیق آن در حوزه حکومت، می باشد. حل مسئله فوق، فارغ از بایسته های مواجهه فقها با «عنوانِ هنر و مصادیق آن» در عرصه خرد و کلان در عصر حاضر، انجام گرفته است. نویسنده با طرح و تبیین «نقشِ فقه» در فرایند قانون گذاری در حقوق اسلامی و تعیین شاخص کیفی ارزیابی، تلاش کرده است با روش توصیفی تحلیلی؛ تصویر قابل قبولی از کیفیت حضور و نقش آفرینی فقه در فرآیند سیاست گذاری و قانون گذاری هنر، ارائه نماید که حیثیتی کاملاً نوین دارد. پاسخ نهایی مسئله با تکیه بر شاخص های کیفی تعیین شده و ارزیابی نسبت فقه با قوانین موجود در رشته های مختلف هنری، بدست آمده است. اهمیت و ضرورت پاسخ به مسئله، گذشته از معرفت زایی اکنون آن، خود را درآینده پژوهی فقه هنر آشکار می سازد؛ به ویژه آن دسته که با هدف احصاء و تبیین آسیب های فقه موجود و همچنین بایسته های آن در نسبت با قوانین، نگاشته شده اند.
نقش رویکرد منظرین در ارتقای رضایتمندی از محیط شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال شانزدهم مهر ۱۳۹۸ شماره ۷۶
45 - 56
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: رضایتمندی فرایند داوری مثبت نسبت به پدیده ها است و تحت تأثیر مؤلفه هایی ایجاد می شود که این مؤلفه ها به پایگاه نظری مورد مطالعه آن وابسته است. امروزه در شهرها شاهد افزایش کمّی پروژه های منظر شهری هستیم؛ اما این مسئله که چرا این پروژه ها از نظر کیفی نتوانسته اند رضایت مخاطب را جلب کنند و تأثیر عمده ای در کیفیت محسوس شهر و داوری مثبت شهروندان برجای بگذارند، محل پرسش است. بنابراین، سؤال اصلی این پژوهش این است که چه نسبتی میان مؤلفه های رویکرد منظرین و مؤلفه های رضایتمندی وجود دارد؟ هدف: هدف پژوهش، افزایش میزان رضایتمندی مخاطب از پروژه های منظر شهری و به تبع آن از شهر، و تعریف پایگاه اختصاصی برای پروژه های منظر شهری است.روش تحقیق: روش تحقیق به صورت کیفی و تحلیل محتوای آثار است. ابتدا مفهوم رضایتمندی و متغیرهای تأثیرگذار بر آن بررسی و تعریف جدیدی از رضایتمندی ارائه شده است. سپس در خصوص مفهوم منظر، به مطالعه دیدگاه متخصصان پرداخته شده و در نهایت ارتباط میان رویکرد منظرین و مؤلفه های تأثیرگذار بر رضایتمندی بررسی شده است.نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که رضایتمندی و رویکرد منظر در توجه به ذهن مخاطب اشتراک دارند؛ اما، صفت اختصاصی رویکرد منظر، در توجه توأمان به هردو وجه عینی و ذهنی پدیده است که اصولاً قادر نیست آنها را به طور مستقل و جداگانه مورد توجه قرار دهد؛ در نتیجه، به این دلیل که حتی فاکتورهای عینی نیز برحسب تفسیر ذهنی دگرگون می شوند، رویکرد منظر برای کسب رضایتمندی شرایط بهتر و مناسب تری را فراهم می کند؛ زیرا براساس این رویکرد عین و ذهن برای معرفی یک پروژه عملکردی هم زمان دارند و اگر یک فضای شهری به عنوان یک منظر شناخته شود، دیگر قابلیت تفکیک ابعاد مختلف آن، از جمله ماده و معنا، وجود ندارد.
معماری میان افزا؛ رویکردی میان رشته ای برای طراحی در بافت تاریخی؛ نمونه موردی: مجموعه تجاری مشروطه در بافت تاریخی بازار تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال شانزدهم مهر ۱۳۹۸ شماره ۷۶
57 - 68
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: معماری میان افزا در بافت تاریخی، رویکردی بین رشته ای است؛ به همین دلیل باید در چارچوبی که حاصل تعامل میان معماری، شهرسازی و مرمت است، مورد بررسی قرار گیرد. عدم توجه به این تعامل آسیب های جبران ناپذیری را به ارزش های بافت هایی تاریخی چون بازار تبریز وارد کرده است و مانعی برای تحقق انتظارات از معماری های میان افزا به آن می شود.هدف: هدف این پژوهش، تبیین معماری میان افزا در بافت تاریخی در چارچوبی تعاملی میانِ حوزه های شهرسازی، معماری و مرمت است تا منجر به بررسی چیستی آن و تدوین الگوی طراحی و ارزیابی در قالب دیدگاه میان رشته ای شود. در ادامه نیز مبتنی بر این الگو، مجموعه مشروطه واقع در بازار تاریخی تبریز مورد ارزیابی قرار می گیرد. روش تحقیق: روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی از جنبه کاربردی است؛ بنابراین در این تحقیق، با مطالعه نظریات مرتبط با مقوله معماری میان افزا در بافت شهری-تاریخی، الگویی که روابط بین رشته ای را تبیین می کند، ارائه شده و مبنای موردپژوهشی قرار گرفته است.نتیجه گیری: بررسی ها نشان می دهد معماری میان افزا در نگرش میان رشته ای در حوزه شهرسازی، معیارهای مطرح در توسعه هوشمند، پایدار و نوشهرگرایی، در حوزه مرمت، اهداف معین در مرمت شهری و مرمت معماری، و در حوزه معماری، طراحی محافظه کارانه، معاصرساز و اعتدال گرایانه را مدنظر قرار می دهد. نگرش میان رشته ای باعث تبیین معماری میان افزا در قالب الگویی رفت و برگشتی بین حوزه های مؤثر می شود. بررسی میان افزایی مجموعه تجاری مشروطه در بازار تاریخی تبریز نشان می دهد که این بنای میان افزا، از منظر حفاظت، رویکرد مرمت شهری، از منظر شهرسازی، رویکرد توسعه پایدار و نوشهرگرایی و از منظر معماری، رویکرد معاصرسازی دارد. تحلیل بر مبنای جدول سوات (SWOT) نیز نشان می دهد که افزودن این ساختار جدید در کنار نقاط قوت و پتانسیل ها، موجب ایجاد نقاط ضعف و تهدیدهایی نیز شده است که باید براساس راهبرد های قوت-تهدید، قوت-فرصت و ضعف-فرصت رفع شوند.
آب، منشأ زیبایی در باغ ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۱ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۴۸
32 - 43
حوزههای تخصصی:
باغ ایرانی محصولی از فرهنگ و تفکر ایرانیان است با قدمتی چندین هزار ساله و دارای پیوندهای غیرقابل انکار با باورهای آیینی و دینی پیش و پس از اسلام کشور. باغ ایرانی از عناصر طبیعی و مصنوع تقریباً ثابتی تشکیل می شود که عبارتند از گیاهان مثمر و تزئینی، کوشک، نهر و جوی و حوض و آبنما و فواره، کرت ها، دیوار محصور کننده و خیابان. ترکیب این عناصر در فضاها به گونه ای است که یک محور اصلی تشکیل شده که خیابان باغ نام دارد و با کاشت خطی درختان در دو طرف و عبور جوی از میان آن، به کوشک ختم شده و منظره قاب بندی شده ای را به ناظر ارائه می دهد. به همین ترتیب، سایر عناصر یاد شده با نظامی کم وبیش یکسان، باغ های ایرانی نواحی مختلف سرزمین ایران را که محدوده ای وسیع تر از مرزهای کنونی کشور را شامل می شود؛ شکل داده اند. موضوع بحث این پژوهش، کنکاش در ادله گمانی است مبنی بر اینکه عناصر تشکیل دهنده باغ ایرانی در بسترهای زمانی، جغرافیایی، فرهنگی و اعتقادی مختلف، دستخوش تاثیرات هم وزن نمی شود و برخی عناصر در هر شرایط، نسبتاً ثابت می مانند و برخی، مانند آب، آنقدر متغیرند که در هر باغ، منحصر به آن می شود و می شود گفت زیبایی شناسی باغ ایرانی مبتنی بر آن است. این فرضیه در چارچوب نظریه اعتبارگیری جان دیووی ارزیابی شده است.
مطالعه تطبیقی نقش مایه های نمادین تکرارشونده در دست بافته ها (مطالعه موردی خراسان جنوبی با سیستان و بلوچستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال یازدهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۲۳)
53 - 66
حوزههای تخصصی:
استان خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان در شرق و جنوب شرقی ایران قرار دارند. تزیینات در این دو منطقه، شکل های بسیار متنوعی دارد. بارزترین آن ها را می توان از نقش مایه های به کار رفته در دست بافته ها مشاهده کرد. عوامل مختلف طبیعی، فرهنگی و تاریخی باعث شکل گیری رنگ و فرم در تزیینات این دو منطقه شده است. هنرمندان این دو منطقه در تزیینات آثار خود خصوصیات و کیفیت های بصری را رعایت کرده اند. تلاش نگارنده در این پژوهش، بررسی نقش مایه های تکرارشونده در هنر دست بافته های دو منطقه است. هدف این مقاله، مطالعه تحلیلی و مقایسه تطبیقی بر مبنای جمع آوری اطلاعات و مطالعات کتابخانه ای نقش مایه های تکرارشونده است. حال پرسش های قابل طرح، بدین قرار است: 1. چه شباهت هایی میان نقوش به کار رفته در دست بافته ها، از دوران باستان تا عصر حاضر، در دو هر منطقه وجود دارد؟ 2. چه شباهت هایی میان نقوش به کار رفته در دست بافته ها و الهام گیری از محیط زندگی آن هاست؟ سعی بر آن بوده، تا نقش مایه هایی را انتخاب کنیم که نه تنها هم ریشه در فرهنگ و باور مردمان این دو منطقه است، بلکه بیش ترین قرابت را در بین نقش مایه های تکرارشونده داشته باشد. در این تحقیق، نقش مایه های متعدد براساس ساختار و شباهت ظاهری در بین نقوش هندسی، حیوانی، گیاهی، مورد تحلیل قرار خواهند گرفت. نقش مایه های موردبحث، عبارتند از: مثلث، مربع، لوزی، مثبت و منفی، پله دار، موجی، خمیده، جناغی، ضربدر، کنگره، شاخ، قوچک، بز و درخت زندگی.
تبیین شاخصه های اصلیِ شکلی و محتوایی نگاره های شیعی بر اساس مبانی اعتقادی شیعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال یازدهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۲۳)
93 - 104
حوزههای تخصصی:
شیعه(دوازده امامی) به واسطه بیان یک سری از باورها، آموزه ها، ارزش ها و روایت ها، نظام معناییِ خاصی برای شیعیان می سازد و از این طریق، به کلیه رفتارهای فردی، اجتماعی و آیینی آنان، شکل ویژه و جلوه متفاوتی می بخشد. ازآن جاکه، هنر در جوامع سنتی از سایر شئون زندگی جدا نیست و هر مذهبی با در اختیار گرفتن ذهن افراد، در تمامی جنبه های زندگی آنان خودنمایی می کند، پس، می توان انتظار داشت که نگاره های شیعی نیز به مانند سایر ابعاد زندگی شیعیان، متأثر از مبانی فکری و اعتقادی شیعه، دارای ویژگی های خاص و منحصربه فردی باشند. بر این اساس، تبیین شاخصه های اصلی شکلی و محتوایی نگاره های شیعی بر مبنای مبانی اعتقادی شیعه، هدف این پژوهش است. بدین منظور، در این مقاله، ابتدا برای ارائه تصویری روشن و دقیق از مذهب شیعه، اصول و مبانی اعتقادی و عناصر و مفاهیم تشکیل دهنده این مذهب، بیان شده است. سپس، جنبه های اصلی و مهم نگاره های دارای مضمون شیعی، یعنی صورت و محتوا، روش بیانی و روایت، از منظر مبانی اعتقادی شیعه، بررسی و تحلیل شده اند. پرسش مطرح شده، این است: به واسطه چه شاخصه هایی می توان صفت شیعی را به یک نگاره بخشید؟ روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی و شیوه جمع آوری اطلاعات، کتابخانه ای است. نتایج پژوهش، بیانگر این است که به صرف بازنمایی مضمونی شیعی در یک نگاره، نمی توان صفت شیعی را به آن نگاره بخشید؛ بلکه نگاره های شیعی، بایستی از جنبه صورت، محتوا، روش بیانی و روایت، در راستا و بیانگر مبانی اعتقادی شیعه باشند. از طریق این شاخصه هاست که نگاره های شیعی قابل شناسایی می شوند و از نگاره های مذهبی -که تنها بیانگر مضمونی شیعی هستند- متمایز می گردند.
تحلیل محتوای کاربرگ های ارزیابی کیفیت مقالات در مجلات علمی پژوهشی هنر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره پاییز ۱۳۹۸ شماره ۵۱
101 - 111
حوزههای تخصصی:
کاربرگ های ارزیابی مجلات علمی مهم ترین ابزار ارزیابی کیفیت مقالات علمی اند. به نظر می رسد، علاوه بر ویژگی های خاص پژوهش های این حوزه و مشکلاتی همچون میزان تسلط پژوهشگران، به ویژه در روش شناسی و رویکردهای نظری شاخص ها و ملاک های ارزیابی مقالات مندرج در کاربرگ های داوری مجلات علمی پژوهشی هنر، نقش بسزایی در تأثیر گزارش های علمی حوزه هنر در تولید علم کشور خواهد داشت. هدف از این مطالعه، که به روش تحلیل محتوا انجام شد، توصیف عینی و کیفی شاخص های کاربرگ های ارزیابی مجلات علمی پژوهشی هنر است. لذا، این پرسش به وجود می آید که: آیا شاخص های موجود در کاربرگ های داوری مقالات علمی پژوهشی هنر از کیفیت لازم و کافی برخوردارند؟ بر مبنای شیوه تمام شماری، نمونه های آماری شامل 9 کاربرگ ارزیابی مجلات تخصصی هنر با رتبه علمی پژوهشی بود. گردآوری اطلاعات به دو صورت کتابخانه ای و مراجعه به پایگاه های استنادی مجلات علمی انجام شد. به منظور استخراج وضعیت موجود شاخص ها از سیاههوارسی محقق ساخته و نرم افزار اکسل به عنوان ابزار پژوهش استفاده شد. داده های گردآوری شده به کمک روش آمار توصیفی برحسب درصد توزیع فراوانی و رسم جدول و نمودار تجزیه وتحلیل شد. یافته های تحقیق نشان می دهند، از مجموع 53 شاخص موجود، شاخص «استفاده از منابع معتبر کافی و جدید (داخلی و خارجی)» با 78/77% بیشترین و 26 شاخص دیگر، با 11/11% کمترین درصد فراوانی را دارا می باشند. از مجموع 18 مؤلفه ساختاری و مفهومی مقالات علمی 8 مؤلفه در این کاربرگ ها لحاظ شده و «اخلاق» و «آیین نگارش» به عنوان دو مؤلفه متفاوت از مؤلفه های هجده گانه در این کاربرگ ها قابل مشاهده است. نتایج به دست آمده، حاکی از پراکندگی و توزیع نامتوازن مؤلفه ها و شاخص های ارزیابی در این کاربرگ ها بوده و بازنگری در آن ها را ضروری نشان می دهد.
وجه اشتراک ما در منظر چیست؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۱ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴۹
58 - 65
حوزههای تخصصی:
تاریخ حاکی از آن است که «منظر»، نسخه ویژه ای از جهان بینی (نمودی از جهان در دید یک موجود به خصوص) است که مدت های مدید، امتیاز انحصاری قشر متخصص بوده است. اما در جهان کنونی، مفهومی مشترک میان گروه بزرگی از جامعه بشریت است. فیلسوفی چون جورجو آگامبن منظر را «پدیده ای که به صورت ذاتی به انسان مربوط می شود» دانسته و تا تسلط آن به جهان حیوانات نیز پیش می رود. نوشته حاضر تلاشی برای تبیین چند شاخص تاریخی و هستی شناسانه بر این ملغمه همگانی است.
بازتاب آیین ذن بودیسم در نظریه و اجرای نمایش نو ژاپن
منبع:
هنر و تمدن شرق سال هفتم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۲۵
27 - 34
حوزههای تخصصی:
نمایش نو ژاپن پس از گذشت شش قرن از ابداع آن، همچنان به حیات خود ادامه می دهد. در این نمایش پیچیده و رازآلود مجموعه ای از اندیشه ها و هنرهای ژاپنی درهم آمیخته اند و در این میان حضور آیین ذن، در شکل گیری و اعتلای نمایش نو قابل تأمل و بررسی است. هرچند برخی از محققان درباره میزان اهمیت این حضور ابراز تردید کرده و آن را به چالش کشیده اند، اما از سوی دیگر عده ای از صاحب نظران نمایش نو را از اساس وامدار و متعلق به آیین ذن بودیسم دانسته اند. در این مقاله با بررسی برخی از اصول نظری و اجرایی نمایش نو شامل مبانی زیبایی شناسی، نظام حرکتی، ویژگی های ماسک، نحوه هدایت بازیگر و ... ، پیوند عمیق و ناگسستنی میان آیین ذن و نمایش نو آشکار شده است. ایجاد این پیوند تا حد زیادی مرهون نبوغ و اندیشه های «زآمی موتوکیو»، بازیگر، نمایشنامه نویس و نظریه پرداز نمایش نو است. او برای تدوین اصول نمایش نو به صورت مستقیم و غیرمستقیم از مفاهیم ذن بودیستی بهره گرفته است و از همین رو اندیشه های این دیده ور تئاتر شرق، خود می تواند به مثابه تبلور مفاهیم آیین ذن در نمایش نو محسوب شود.
اندیشه یهودیان در ایجاد کنیسه نمونه موردی: محله جویباره در اصفهان
منبع:
هنر و تمدن شرق سال هفتم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲۶
5 - 20
حوزههای تخصصی:
مطالعه کنیسه، مطالعه تاریخ اسراییل است. هیچ دوره ای از زیستن، بدون کنیسه که محل عبادت عمومی و آموزش مذهبی ا ست قابل تصور نیست. خیلی زود کنیسه به مرکز اصلی یهودیت تبدیل و به همین دلیل بعدها پس از پراکندگی یهود، باور و آیین های یهودیان حفظ شد. کنیسه مرکز فعالیت های جامعه یهود و معبد اورشلیم مرکز کل یهودیان بود. در حقیقت کنیسه برای جوامع پراکنده یهود، جایگاه مقدس کوچکی برای جبران و فقدان معبد اصلی بود. بنابراین، صرف نظر از این که چگونه جزئیات ساخت کنیسه می تواند در کشورهای مختلف متفاوت باشد، بنای کنیسه، نیایش و آیین های آنان، مهم ترین تجلی یهودیت بوده است، و هدف اصلی آن ایجاد اتحاد میان یهودیانی بوده که در سراسر جهان پراکنده شده بودند. مهمترین هدف این مقاله معرفی نحوه شکل گیری اندیشه یهودیت در ساخت کنیسه است. با این فرض که اندیشه یهودیت چه تأثیری بر ساخت کنیسه در محله جویباره اصفهان می گذارد و پژوهش با طرح تحقیق تفسیری_تاریخی به پرسش های تحقیق و به چگونگی تأثیر اندیشه یهودیت در معماری کنیسه های اصفهان می پردازد. همچنین به این مهم می پردازد که چگونه می توان با برداشت میدانی از کنیسه های محله جویباره اصفهان به شکل گیری کنیسه در ایران پی برد؟ این نوشته ابتدا به شکل گیری مذهب یهود، تاریخ یهودیت در ایران از جمله، اصفهان و اندیشه یهودیان در ساخت کنیسه پرداخته و سپس با برداشت میدانی از محله جویباره چند نمونه از کنیسه ها را مورد تحلیل و بررسی قرار می دهد. شناخت و دسته بندی معماری کنیسه های اصفهان می تواند در درک بهتر فضای کنیسه مؤثر واقع شود.