ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۱۴۱ تا ۵٬۱۶۰ مورد از کل ۳۰٬۷۵۹ مورد.
۵۱۴۱.

تأثیرپذیری در موسیقی عاشیقی ترکان قشقایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۳ تعداد دانلود : ۳۶۴
قشقایی ها مهاجرانی بوده اند که از مناطق مختلف به جنوب ایران آمده اند. در گذشته جامعه ی قشقایی جامعه ای طبقاتی بود و خاندان ایل خانی در رأس این نظام طبقاتی قرار داشت. موسیقی همواره در تمام طبقات اجتماعی ایل قشقایی حضور داشته است. کارگان عاشیق ها یکی از پنج کارگانِ فرهنگ موسیقایی قشقایی ست که تحولات بسیاری را تجربه کرده است؛ تغییراتی در سازبندی، تغییر فرم اجرا و تضعیف کارگان که در نهایت به از میان رفتن این سنت موسیقایی انجامید. عاشیق ها که در فرودست ترین طبقات اجتماعی ایل جای داشتند با حمایت ایل خانان به قوم قشقایی پیوستند و هنر خود را ارتقاء بخشیدند؛ در نهایت نیز با از میان رفتن نظام ایل خانی، سنت موسیقایی آنها نیز رو به انحطاط رفت. اغلب تأثیرپذیری ها و تغییرات حاصل از آن در موسیقی عاشیقیْ ریشه در نظام طبقاتی ایل دارند. تغییرات ایجادشده در این موسیقی نیز غالباً با حضور افرادی از طبقات بالای اجتماع همراه بوده که پذیرشِ مرجعیت این طبقات توسط مردمْ پذیرشِ تغییرات را نیز به همراه داشته است. این پژوهش که به معرفی موسیقی عاشیقی قشقایی و بررسی تأثیرپذیری در این کارگان می پردازد بر اساس کار میدانی در مناطق قشقایی نشین و گفت وگو با موسیقیدانان قشقایی به انجام رسیده و هدف از آن معرفی و بررسی تغییراتِ حاصل از برخوردهای فرهنگی، تغییر شرایط زندگی، شهری شدگی و تجددگرایی قشقایی ها در این موسیقی است.
۵۱۴۲.

تصویرسازی های نسخه صورالکواکب منوچهرخان، نگاهی شکوهمند به آسمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۱ تعداد دانلود : ۳۵۶
صورت فلکی یا هم اختران، گردایه ای از ستارگان است که از دیدگاه زمینی به شکل ویژه ای مانند سازی و نامگذاری شده اند. این بخش از نجوم، از دیرباز برای نشانی دهی و فهم آسان تر ستاره شناسی، در ملل مختلف مرسوم بوده است.  برای شناخت بهتر و سریع تر و دریافت صحیح اطلاعات در زمینه علم نجوم، تصویر سازی صورفلکی به عنوان شاخه ای از هنرهای تجسمی پدید آمده است. در این نوع از تصویر سازی هنرمند علاوه بر مهارت های تصویر سازی می بایست در علم نجوم نیز مطالعاتی داشته باشد. در این پژوهش، ترجمه یکی از نسخه های فارسی کتاب " صور الکواکب " تالیف دانشمند بزرگ ایرانی، صوفی رازی مورد بررسی قرار می گیرد،که به دستور منوچهر خان حاکم صاحب ذوق مشهد در دوره ی صفوی ( قرن 11ه.ق) و با تصویر سازی های ناب استاد "ملک حسین اصفهانی" استنساخ گردیده است. این نسخه دارای 373 صفحه و دست کم 99 نگاره نفیس می باشد که اکنون در مجموعه ای به نام اسپنسر محفوظ در کتابخانه عمومی نیویورک نگهداری می شود.  به نظر می رسد باز تولید دست کم دو کتاب علمی الحشایش و صور الکواکب در دوره منوچهر خان حکایت از علاقه همزمان منوچهر خان به علم و هنر باشد. شیوه بررسی نسخه توصیفی-تحلیلی می باشد؛ که از طریق مطابقت تصویر سازی ها با متن انجام گرفته است.
۵۱۴۳.

تغییر پارادایم هنر ملی به هنر تراملی: مطالعه تحولات هنر در امارات متحده عربی و قطر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۱ تعداد دانلود : ۳۵۵
هنر معاصر تلاش دارد از روایت هنر ملی فراتر رود و مبتنی بر تجربه های چندفرهنگی باشد. همانطور که قطر و امارات متحده عربی با تاکید بر سیاست های چندملیتی تلاش میکنند هنر معاصر منطقه را نمایندگی کنند. چندفرهنگی بودن این کشورها به دلیل انباشت نیروی کار خارجی و بین المللی است. اکنون بیش از 80 درصد جمعیت آنها را نیروی کار خارجی تشکیل می دهند؛ لذا ترجیح می دهند سیاست های چند فرهنگی و هنر فراملی را دنبال کنند. در این مقاله به سیاست های هنری این کشورها می پردازیم و این پرسش را دنبال می کنیم که تا چه حد توانسته اند در تحقق سیاست های تراملی و جریان سازی هنر در منطقه موفق شوند؟ روش مقاله حاضر «تحلیل روند» است که طی آن با تحلیل مجموعه ای از رویدادها (مانند تاسیس موزه ها و نمایشگاه های هنری) و آثار هنری (مرور تجربه های هنرمندان)، روند تغییر پارادایم هنر ملی به هنر فراملی مطالعه شد. نتایج نشان داد که سه ویژگی برای هنر در پاردایم تراملی می توان برشمرد: 1. خلق جریان جدیدی از هنر اسلامی معاصر به مثابه تجربه ای چند فرهنگی. 2. خلق آثار هنری دیجیتال و تکنولوژی محور، 3. خلق آثار هنر زیست محیطی همچون فصل مشترک فرهنگ ها و ملیت ها. این تجربه های هنری مورد حمایت سیاست های فرهنگی کشورهای منطقه به ویژه قطر و امارات است.  
۵۱۴۴.

بررسی و تحلیل کنش عکاسی بر اساس نظریه کنشگر - شبکه برونو لاتور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۴ تعداد دانلود : ۳۴۶
بررسی و تحلیل کنش عکاسی بر اساس نظریه کنشگر- شبکه برونو لاتور هدف این پژوهش است. لاتور با رویکردی شبکه ای به موجودات جهان و روابط میان آن ها می نگرد؛ بدین معنا که جهان فارغ از مقوله بندی ها و تفکیک های رایج، مملو از کنشگران انسانی و غیرانسانی است که برای رسیدن به اهداف خود در حال ساخت پیوندها و شبکه های جدیدند. دغدغه این نظریه، مطالعه نحوه پیوند یافتن کنشگران مختلف در درون هر شبکه ای است. براین اساس، تولید عکس را می توان مبتنی بر کنشی شبکه ای و محصول پیوند سه عامل اصلیِ دوربین، عکاس و جهان دانست. ازاین رو، پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی و تطبیقی به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که جایگاه و نقش هرکدام از این کنشگران در فرایند تولید عکس چیست و نحوه ارتباط و پیوند یافتن آن ها با یکدیگر چگونه است؟ نتایج نشان می دهد در کنش عکاسی، سه کنشگر اصلی یعنی دوربین (به مثابه واسطه ای تکنولوژیک با امکانات متعدد)، عکاس (در مقام کنشگری انسانی با اهدافی خاص) و جهان (به عنوان کنشگرِ فعالِ غیرانسانی) با یکدیگر درمی آمیزند و از برهم کنش آن ها به شکل های مختلف، یک عکس با ویژگی های خاص تولید می شود. همچنین، شبکه عکاسی همواره با ورود کنشگران و بازیگران جدید در حال بازتعریفِ خود و تغییر و تبدیل است.
۵۱۴۵.

زیباشناسی تصویر کارگر در آثار نقاشی سه دهه پایانی سده نوزدهم تحلیل گفتمان انتقادی آثار ماکسیمیلیان لوس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۷ تعداد دانلود : ۳۷۵
منظور مارکس از توده ها، کارگران صنعتی به آگاهی رسیده ای بود که قادر به ایجاد تغییر در شرایط زندگی و در دست گرفتن چرخه تولید بودند. او صنعت ماشینی را عامل اصلی فاصله طبقاتی ندانسته و معتقد بود که تسلط طبقه قدرت بر تکنولوژی، ماهیت آن را به نفع خود تغییر داده است و کارگران قادر به تغییر شرایط موجود به شرایط مطلوب هستند. این پژوهش با طرح این پرسش که نقش آرای فلسفی مارکس در خلق آثار هنری مربوط به طبقه کارگر چیست؟  به بررسی مولفه های زیباشناسی تصویر کارگر در آثار نقاشی سه دهه پایانی سده نوزدهم پرداخته و بر این فرض استوار است که ساختار هنر در این برهه آغازی بر تاثیرپذیری هنر از فلسفه مارکس در حوزه ماشین، تکنولوژی و تشریح جامعه در دوران صنعت در حیطه کار و سرمایه بود. برای تبیین فرضیه، گفتمان آثار نقاشی ماکسیمیلیان لوس با موضوع کارگر مورد تحلیل انتقادی قرار گرفته است. آثاری که بازتابی از دو گانه آرای مارکس مبنی بر ظالمانه دانستن زندگی صنعتی و تاثیر منفی آن بر زندگی کارگران، و از سویی ضرورت وجود ماشین برای کاهش کار سخت در آرمان شهر او بود. این تحقیق بر اساس ماهیت و روش، توصیفی-تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای است.
۵۱۴۶.

مطالعه تطبیقی حمد میرعماد حسنی قزوینی و میرزا غلامرضا اصفهانی از منظر مؤلفه های زیبایی شناختی حُسن تشکیل و حُسن وضع(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۳ تعداد دانلود : ۳۳۴
میرعماد حسنی قزوینی(961 ه.ق) از مشهورترین خوشنویسان تاریخ هنر ایران در عصر صفویه، توانست پایه خط نستعلیق را چنان مستحکم نماید که تمام صاحبنظران خطوط اسلامی، آن را عروس خطوط بنامند. میرزا غلامرضا اصفهانی (1246ه.ق)  از نوادر خوشنویسی دوره قاجار نیز، شخصیتی جامع با شیوه خاص در تاریخ خوشنویسی ایران است. در بررسی آثار این دو هنرمند تفاوت هایی آشکار در اجرای قطعه نویسی مشاهده می شود. هدف از این پژوهش، شناخت شیوه خوشنویسی میرعماد حسنی قزوینی و میرزا غلامرضا اصفهانی و تطبیق قطعه خوشنویسی شده از سوره فاتحه الکتاب توسط این دو هنرمند از منظر مؤلفه های زیبایی شناختی حسن تشکیل و حسن وضع است. پرسش های پژوهش عبارت اند از: 1-مؤلفه های زیبایی شناختی شیوه خوشنویسی میرعماد قزوینی و میرزا غلامرضا اصفهانی کدامند؟ 2- وجوه اشتراک و افتراق و مزیت های حسن تشکیل و حسن وضع در اثر میرعماد و میرزا غلامرضا از منظر مؤلفه های زیبایی شناختی مطرح شده چیست؟ برای پاسخ به پرسش ها ابتدا مفردات، سپس کلمات و در پایان، ترکیب بندی و شیوه کرسی بندی دو اثر موردبررسی و واکاوی زیباشناسانه قرار گرفته است. از نتایج این پژوهش می توان به فهم در نوع کتابت، نحوه اجرا و چینش حروف در آثار این دو هنرمند به عنوان مزیت های حسن تشکیل و حسن وضع اشاره کرد. همچنین تفاوت شیوه نگارش آنان ناشی از اختلاف در زاویه قلم گذاری، ترکیب بندی و چیدمان حروف است.
۵۱۴۷.

نمادشناسی و گونه شناسی شیرسنگی های ایران با تأکید بر نقوش و خطوط پیرامونی.(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۹ تعداد دانلود : ۳۹۵
شیرسنگی تندیسی است نمادین، تاریخی و بیشتر انتزاعی، بر مزار سلحشوران و بزرگان که ریشه در باورهای آیینی، شیعی و قومی دارد. اغلب این تندیس در مناطق بختیاری نشین مشاهده می شود. هدف بازشناسی و تحلیل فرمی و نمادین پیکره هاست. پرسش این است که آیا این پیکره در مناطق مختلف ایران و در دوره های تاریخی، از منظر زیبایی شناختی و مفاهیم شاهد تفاوت هایی بوده است یا خیر؟ روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی و شیوه گردآوری اطّلاعات، کتابخانه ای و میدانی است. دامنه پراکندگی این تندیس در 10 استان و 40 شهرستان است و حجم نمونه های مورد مطالعه در این مناطق 550 مورد است. در خوزستان و چهارمحال و بختیاری، پیکره ها از فرمی مکعب گونه برخورداند، دارای شیبند و نماد شجاعت محسوب می شوند. در شهر اصفهان، پیکره ها حالتی آرام و بدنی منحنی دارند که بیشتر نماد نگهبان هستند. در لرستان و برخی شهرهای استان اصفهان پیکره ها چهره ای انسان نما دارند، از شیب کمتری برخوردارند و نماد شجاعتند. در یاسوج و استان فارس، پیکره ها کمی انحنا دارند، حرکت را تداعی می کنند و نماد شجاعتند. در شمال غرب کشور خیز و جهش نمونه بختیاری مشاهده نمی شود و نمادی از شجاعت محسوب می شوند.
۵۱۴۸.

تقابل زیبایی شناسی سوبژکتیو با مبانی نظری هنر پاپ از منظرلارنس الووی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۸ تعداد دانلود : ۳۱۶
  از مهمترین مبادی زیبایی شناسی سوبژکتیو کتاب نقد قوهی حکم کانت است. تأثیر این زیبایی شناسی علاوه بر مدرنیسم، در هنر نیمه ی دوم سده بیستم نیز قابل پیگیری است. به نظر میرسد بدون در نظر داشت زیبایی شناسی سوبژکتیو و تقابل آن با هنر نیمه دوم سده بیستم، بعید است بتوان به درکی جامع از ماهیت برخی جریانات هنری از جمله پاپ نائل آمد. این در حالی است که در تحلیل جریان پاپ کمتر این خصلت تقابلی و نتایج حاصل از آن مدنظر قرار میگیرد. پژوهش حاضر بر آن است تا با اتکا به آرا لارنس الووی در خصوص جریان پاپ و موضع آن در قبال زیبایی شناسی سوبژکتیو به درکی دقیق تر از ماهیت هنر پاپ دست یابد. الووی با در نظرگرفتن خصلتی ارتباطی-کارکردی برای هنر و به طور اخص هنر پاپ، نه فقط به زیبایی شناسی سوبژکتیو واکنش نشان میدهد بلکه در صدد ارائه تعریفی متفاوت از هنر، مبتنی بر نظام ارتباطات است. با اتکا به نظریه ی ارتباطی-کارکردی الووی و خصایص تقابلی آن، میتوان چنین نتیجه گرفت که جریان پاپ هویت خود را به طور صرف در تقابل با زیبایی شناسی سوبژکتیو تعریف میکند. از طرف دیگر این نظریه مطابق معمول موافقتی با ورود به موضوعات و تحلیل های کیفی در خصوص هنر ندارد.  
۵۱۴۹.

آسیب شناسی صادرات صنایع دستی ایران در شرایط تحریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۹ تعداد دانلود : ۴۱۹
  ارزش های هنری و فرهنگی در کنار ارزش افزوده زیاد و ارزآوری بالا، صنایع دستی را به یک کالای ایدئال صادراتی تبدیل می کند. مقاله حاضر با هدف کمک به وضعیت نابسامان صادرات صنایع دستی، برای آسیب شناسی و شناخت مشکلات صادرات صنایع دستی ایران در شرایط تحریم و پیشنهاد راه حل هایی برای رفع و بهبود آنها شکل گرفته است. این پژوهش کیفی و توصیفی تحلیلی است که با هدف کاربردی نگارش شده و برای جمع آوری داده ها از مطالعات کتابخانه ای و روش میدانی به شکل مصاحبه های نیمه ساختاریافته استفاده شده و روش تحلیل آن، روش مضمون (تماتیک) است. حوزه میدان پژوهش شامل تولیدکنندگان، صادرکنندگان و مسئولان صنایع دستی است که با توجه به سطح اشباع داده، با روش نمونه گیری هدفمند بر اساس موارد بارز ۱۰ نفر برای مصاحبه و ۱۰ مصاحبه چاپ شده در جراید انتخاب شده اند. بر اساس یافته ها بزرگ ترین آسیب های صادرات صنایع دستی ایران در 4 مضمون اصلی «تحریم های داخلی علیه صنایع دستی»، «دردسرهای تحریمی»، «بازرگانی حلقه گم شده صادرات» و «دوگانه سنتی و مدرن» خلاصه شده است. مشکلات در مضمون اول به سه گروه مدیریت ضعیف، قانون گذاری به مثابه تحریم و ضعف نهاد متولی تقسیم می شود. در مضمون دوم به تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم تحریم های خارجی در دو گروه نیمه پر لیوان تحریم و نیمه خالی آن و در مضمون سوم به آثار فقدان وجود بازرگانان متخصص در پنج مضمون فرعی بازرگان، خریدار، اصل بقا در بازار، فروش مجازی و غفلت از برندسازی و تبلیغات توجه شده است. در نهایت مضمون چهارم نگاهی دارد به شخصیت هنرمند و محصول تولیدی او در کشمکش دوگانه سنتی و مدرن. یافته های این پژوهش می تواند برای نهادهای تسهیلگر صادرات صنایع دستی و شرکت های صادراتی مفید باشد.    
۵۱۵۰.

بررسی جایگاه سوژه و رخدادِ حقیقت در عرصۀ تبلیغات تعاملی- مشارکتیِ زیست محیطی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۶ تعداد دانلود : ۳۷۵
  آلن بدیو فیلسوف معاصر، فلسفه را در پی جست وجوی حقیقت می داند و معتقد است حقیقت در چهار عرصه سیاست، علم، هنر و عشق بروز می یابد که در این بین وجود فلسفه را برای بیان این حقیقت ضروری می داند. در دستگاه فکری او سوژه از اهمیت زیادی برخوردار است تا بدان جا که او را عامل نهایی تولید حقیقت معرفی می کند. وی به صورت مستقیم در ارتباط با رسانه های نوین و به ویژه تبلیغات تعاملی به عنوان شاخه ای میان رشته ای در هنر اعلام نظر نکرده است. از آن جا که در این نوع تبلیغات نیز مخاطب نقش به سزایی در تکمیل پیام و هدف تبلیغات دارد، ما را برآن داشت تا این پژوهش را با هدف بررسی مفاهیم کلیدی فلسفه بدیو نظیر رخداد، سوژه و حقیقت در تبلیغات تعاملی- مشارکتی از نوع زیست محیطی آن انجام دهیم. پژوهش حاضر که با روش توصیفی تحلیل محتوا انجام شده است و نشان می دهد تبلیغات تعاملی- مشارکتی اگر حامل پیام هایی باشند که پیامد عمل به آن ها به نوعی شکاف و گسست در وضعیت موجود ایجاد نمایند، رخداد اتفاق می افتد و در نهایت اگر سوژه ها رخداد را بپذیرند و طبق قوانین رخداد در جهت تغییر ساختار موجود برآیند، حقیقت شکل می گیرد. از این جهت قسمی از تبلیغات تعاملی که دغدغه های فرهنگی را ترویج می کنند تبلیغات راستین اند. در واقع تبلیغات تعاملی مشارکتیِ زیست محیطی، فرهنگی را ترویج می کند که مخاطب را برخلاف سیاست های اقتصادی دولت ها، به عدم مصرف تولیدات صنعتی وامی دارد.  
۵۱۵۱.

خوانش ساختار فضایی ارسن صاحب آباد تبریز از نگارۀ «بزم شبانه در کاخ»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۶ تعداد دانلود : ۳۳۳
از اواخر سده ششم تا اوایل سده دهم ه. ق.، تبریز یکی از شهرهای مهم و تأثیرگذار در هنر و معماری ایران و سرزمین های همجوار بوده است که غالباً از اصطلاح معماری دوره ایلخانی (تیموری-ترکمانی) برای این بازه زمانی نیز استفاده می شود. در این دوران آثار معماری بی شماری در قالب مجموعه ها و تک بناها در شهر تبریز ساخته شده است اما متأسفانه در طی ادوار گذشته به دلیل بروز زلزله های شدید و جنگ های حکومتی این آثار آسیب دیده یا به شدت تخریب شده اند. تنها مدارک موجود در مورد ساختار فضاهای معماری این بناها مشتمل بر بقایای معماری برجامانده، اسناد تاریخی و سفرنامه سیاحانی است که تا اواخر دوره صفویان از تبریز دیدن کرده اند. از مهم ترین اسناد تاریخی می توان به نگاره هایی اشاره کرد که در آنها اثر معماری یا شهر موضوع اصلی نگاره است و این نگاره ها دربردارنده موضوعات مهم معماری اند؛ به ویژه اگر بنای موجود در نگاره تخریب شده یا از بین رفته باشد. یکی از این نمونه ها نگاره «بزم شبانه در کاخ» از نسخه مصور شاهنامه طهماسبی در عصر صفوی (قرن 10 ه. ق.) است که در کتابخانه سلطنتی تبریز تهیه شده و می توان با مطالعه این نگاره، اطلاعات سودمندی در رابطه با فضای معماری شهر تبریز در دوره تیموری (قرن 9-10ه. ق.) به دست آورد. هدف تحقیق پیش رو رسیدن به درک فضای معماری تبریز در قرن 9-10 ه. ق. با بررسی فضای معماری نگاره «بزم شبانه در کاخ» است. روش شناسی پژوهش حاضر بر اساس مدل پیاز پژوهش ساندرز، در پارادایم شناخت شناسی تفسیرگرا، از نوع کیفی و با رهیافت تاریخی است.گردآوری اطلاعات به صورت اسنادی- کتابخانه ای انجام شده و روش تجزیه و تحلیل داده ها تحلیلی- تطبیقی و همچنین به لحاظ نوع نتایج، توصیفی و تحلیلی است. با تحلیل ساختار فضاهای معماری نگاره «بزم شبانه در کاخ» و مقایسه تطبیقی آن با فضاهای معماری مجموعه صاحب آباد تبریز، یافته های تحقیق حاکی از آن است که به احتمال زیاد مجموعه ترسیم شده در نگاره شاهنامه طهماسبی، به فضای معماری مجموعه صاحب آباد تبریز قرن 9-10 ه. ق. اشاره دارد.
۵۱۵۲.

توسعۀ تخریبی پروژۀ بین الحرمین شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۴ تعداد دانلود : ۲۴۲
شاهچراغ شیراز به مثابه فضای شهری با عملکرد مذهبی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در شهر سنتی شیراز تا حدود صد سال گذشته به عنوان هسته مرکزیِ مذهبی-اجتماعی، میعادگاه مردم با باورها و اعتقاداتشان در طول روز و هفته بود. با گسترش شهر شیراز و تحولات مرزهای کالبدی شهر، بافت تاریخی پیرامون حرم از حدود 1330 شمسی تا کنون آماج حمله توسعه و حفاظت از طرف برنامه های مصوب مدیران قرار گرفته است. پس از تخریب بخش اعظمی از بافت تاریخی شیراز به بهانه احیاء، آخرین تیر، طرح تخریب 57 هکتاری بافت در سال 1400 در جوار حرم مطهر سید علاءالدین حسین بود که با تلاش متخصصین و مردم آگاه تا کنون عملی نشده است. با توجه به عملکرد آستانه و شاهچراغ نزد عموم مردم، و تقدس حریم آن، تخریب محدوده دو حرم و اتصال آن ها به یکدیگر با چه هدفی و به چه قیمتی، قرار است از طرف مدیران شهری به عنوان نماینده های معتمد مردم صورت گیرد؟ فضاهای مذهبی و حریم فضاهای مذهبی در باور مسلمانان مکان سیر در انفس و غلبه اتمسفر روحانی فضاست، حال می توان با غلبه کاربری تجاری نامأنوس با بافت مذهبی و تاریخی یک مکان زیارتی را اسماً بین الحرمین خواند و رسماً زوار را از سیر در انفس بازنمود و به سیر در آفاق تشویق. در چنین فضایی به نظر نمی رسد مخاطب زائر باشد، بلکه سیاحی است برای خرید مایحتاج و سوغات.
۵۱۵۳.

مطالعۀ تحلیلی اثر سیاست گذاری فرهنگی حکومت های صفویه و قاجار بر تحولات پوشاک زنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۴ تعداد دانلود : ۳۸۱
پوشاک و زمینه های مرتبط با آن شامل آداب و رسوم، زیبایی شناسی و صنایع مرتبط از مهم ترین موضوعات مورد توجه پژوهشگران در مطالعات فرهنگی، اجتماعی و تاریخی به شمار می رود. دوره های حکومتی صفوی و قاجار، دو دوره مهم در طول تاریخ ایران هستند که پوشش مردمان آن خاص و درخور توجه است. دوران صفوی آغاز یک حکومت شیعی قدرتمند و دوره قاجار، آغاز غرب گرایی در ایران است که این دو موضوع، آنها را در بررسی های تاریخی و اجتماعی حائز اهمیت و پررنگ می کند. عواملی همچون سفرهای ناصرالدین شاه قاجار از مؤلفه های تأثیرگذار بر تغییر ذائقه حکومتی بوده است. تنوع طلبی و تحولات شکلی و نوعی این دو دوره، عمدتاً در لباس زنان به چشم می خورد. پوشش بیرونی زنان شهری در دوره صفوی، چادر سفید و روبنده بوده که در طول زمان تقریباً بدون تغییر مانده است. پوشش زن قاجار به سبب ارتباط با اروپا، دچار تنوع بیشتری شده، اما سیمای بیرونی آن چادر سیاه و روبنده سفید بوده است. سؤال پژوهش این است که پوشاک زنان در گذر از دوره صفوی به قاجار چه تغییراتی داشته است؟ این پژوهش از نظر ماهیت در زمره مطالعات کیفی قرار می گیرد. روش مورد استفاده در آن توصیفی تحلیلی بوده و تحولات نمونه ها در بستر تغییرات تاریخی و اجتماعی مورد ارزیابی قرار گرفته اند. هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر سیاست گذاری حکومتی در تحولات پوشاک زنان دوره صفوی و قاجار است. بررسی های این پژوهش نشان می دهد گرایش به تشیع یا رواج غرب گرایی، هیچ یک به تنهایی تأثیر گسترده ای در تحول سنت پوشاک اندرونی و بیرونی زنان عامه صفوی و قاجار نداشته و مؤلفه های راحتی، زیبایی، حفظ امنیت و حریم خصوصی مؤلفه های تعیین کننده در تنوع پوشاک بوده اند. این موضوع می تواند بیانگر تداوم تأثیر درونگرایی بر پوشاک زنان صفوی و قاجار، علی رغم الزامات سلبی یا ایجابی باشد. روش پژوهش: این پژوهش به سبب ماهیت، در زمره مطالعات کیفی قرار می گیرد. روش مورد استفاده در آن توصیفی تحلیلی بوده و تحولات نمونه ها در بستر تغییرات تاریخی و اجتماعی مورد ارزیابی قرار گرفته اند. هدف پژوهش:بررسی تأثیر سیاست گذاری حکومتی در تحولات پوشاک زنان دوره ی صفوی و قاجار.
۵۱۵۴.

ایموجی سازی شهر، نقدی بر ظهور نشانه های زبانی نامأنوس در منظر شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۱ تعداد دانلود : ۲۸۷
زبان به عنوان محصول تاریخی هر جغرافیای فرهنگی، بخش جدایی ناپذیر هر منظر سرزمینی است. علائم زبانی به عنوان یکی از مهم ترین نمودهای منظر شهر، به مخاطبان توانایی می دهد که با خوانش مستقیم مفاهیم، به سهولت با شهر ارتباط گیرند. براین اساس نشانه های زبان فارسی یکی از عناصر هویتی منظر سرزمینی ایران محسوب می شود که افراد با خوانش آنها متوجه هویت مکانی شان می شوند. بااین حال در سال های اخیر موضع متناقض مسئولین شهری در گسترش زبان فارسی، موجب شده منظر شهری سرشار از نشانه های زبان های بیگانه شود. خاصه آنکه برخی از این نشانه های شهری که به صورت مجسمه های بزرگ مقیاس تهیه می شوند، در تأثیرگذارترین اندام های شهری مانند ورودی شهرها، فضاهای جمعی و... به نمایش درآمده اند. این مجسمه های شهری که عموماً با توجیه گسترش زیرساخت های توریستی توسعه گردشگری ارائه می شوند، به نظر می رسد بیش از آنکه وامدار حضور گردشگران غیرفارسی زبان باشد، ناشی از تعبیر زیبایی شناسانه ترویج شده توسط رسانه از مظاهر شهرهای غربی است. چنان که بیش از آنکه بر ترجمه علائم راهنمای فارسی تمرکز شود، هدف تکرار مقلدانه برندسازی های شهرهای اروپایی و آمریکایی است که در طی دهه ها توسط رسانه اشاعه شده یا تبلیغ نشانه های زبانی مانند ایموجی است که توسط رسانه های اجتماعی ترویج شده اند. به عبارتی سنت سده های پیشین معماری در ایران که با ارائه عناصر متنی در مقیاس شهر همراه بود که غالباً محتوای زبانی پیچیده تری بودند در زیبایی شناسی جدید جای خود را به عبارات زبانی پرتکرارتر در رسانه اما ساده تر در محتوا مانند صورتک های لبخند، قلب قرمز و... شده اند. ازآنجاکه این تحولات می تواند با قرارگیری در فضای عمومی شهر بر عمیق ترین خاطرات جمعی شهروندان اثر گذارد، این نوشتار بر آن است تا با موضعی نقادانه و رویکردی آسیب شناسانه به ریشه های شکل گیری و گسترش این نشانه ها بپردازد تا از طریق آن بتواند ابعاد گسترده تری از این پدیده را برای ارزیابی چنین اقداماتی به دست دهد؟
۵۱۵۵.

مطالعه سیر رستگاری انسان در سینمای آندری تارکوفسکی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۴ تعداد دانلود : ۴۷۳
سینمای آندری تارکوفسکی با دربرداشتن مفاهیمِ عمیق اخلاقی، می تواند مبنایی برای بررسی بحران معنویت در انسان معاصر باشد. تارکوفسکی با تبیین مسیری برای رستگاری انسان، به مبارزه با استبداد های تحمیلی بر اندیشه و روح بشر می پردازد. تارکوفسکی با درک زندگی در قلبِ حکومت توتالیتر شوروی، با تکیه بر اصول معنوی خود، رستگاری انسان را در آزادی و نجات از اسارت ذهنی، روحی و جسمانی می یابد. هدف از انجام این تحقیق، پاسخ به این پرسش است که مفهوم رستگاری در سینمای آندری تارکوفسکی چیست و دغدغه های معنوی سینماگر چگونه از شرایط اجتماعی تاثیر پذیرفته و چگونه بر آن تأثیر می گذارد؟ روش انجام این تحقیق از منظر هدف، کاربردی-نظری و از منظر شیوه انجام، توصیفی-تحلیلی بود. اطلاعات نیز به شیوه کتابخانه ای به دست آمد. نتایج نشان می دهد که تارکوفسکی رستگاری انسان را منوط به پی گرفتن شیوه ای اخلاقی برای زندگی می داند. از نگاه تارکوفسکی، انسان تنها ایمان را در تملک خود دارد و تنها ایمان می تواند انسان را نجات دهد. تارکوفسکی با یادآوری احساساتی نظیر عشق، شرم، آرزو و امید قدرت انسانِ ستم دیده را به او یادآوری می کند و از او می خواهد، با تکیه بر انجام رسالت فردی و ایثار، به زندگی خود مفهوم بخشد و رستگاری را برای جامعه خود به ارمغان آورد.
۵۱۵۶.

کارکرد کلام، حرکت، موسیقی و نور پردازی در آثار نمایشی رابرت ویلسون (با توجه به اجراهای ویرانی مرگ و دیترویت، اینشتین در ساحل، نامه ای به ملکه ویکتوریا و …)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۱ تعداد دانلود : ۳۷۲
رابرت (باب) ویلسون در۱۹۴۴درتگزاس به دنیا آمد و تا سن ۱۷سالگی لال بود، او نمایشی را بنیان نهاد که دارای دو مشخصه مهم و بارز است: الف- مدت زمان اجرای آن بسیار طولانی و غیر متداول است. ب- کلام در آن یا اصلاً وجود ندارد و یا اگر هست نقش همیشگی خود را ازدست داده است و به جای آن، افکت های تجسمی، صحنه نمایش را تحت تسلط خود درآورده اند. ویلسون با تکیه بر عناصر اجرایی آثار خویش، معتقد است که انسان ها احساس های خود را در دو سطح به ثبت می رسانند: در پرده برونی و در پرده درونی. آنچه آگاهانه مشاهده می شود بر پرده برونی به ثبت می رسد؛ حال آنکه رویاها و خاطرات بر پرده درونی ثبت می گردد. کلام، حرکت، موسیقی، نورپردازی و طراحی صحنه زیربنای آثار او را شکل داده است و تمام آنچه که در آثار وی جستجو می کنیم، حاصل ارتباطی است که بین این عناصر شکل یافته است. کارهای او بدون داستان، بدون شخصیت پردازی و بدون دیالوگ است. در صحنه، تنها حرکت، آهنگ، خطوط، گوشه ها، رنگ ها و سایه روشن ها را می بینیم و می شنویم. پرده ها و نورها در جریان زمان در حال تغییر و حرکت هستند. یکی از جنبه های مهم کار ویلسون زیبایی بصری آثار اوست که در استفاده از فضا و حرکت و دیدگاه قوی معماری، نوآورانه عمل می کند. نورپردازی نیز نقش مهم و فعالی در آثارش دارد. صدا و زبان لایه مهم دیگری است که در استفاده از آن، ابتکار قابل توجهی به خرج داده است. روش پژوهشی (در اینجا) کیفی با رویکردی توصیفی و تحلیلی است و بر اساس مطالعات کتابخانه ای و جمع آوری اطلاعات مکتوب انجام شده است. مسئله اصلی پژوهش واکاوی ارتباط عناصر اجرایی و تداوم روایت داستانی در آثار ویلسون است. در ادامه رویکرد شخصی او نیز به عنوان عاملی که از آن الهام می گیرد، مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.
۵۱۵۷.

پیرامون دلالتِ معنایی در موسیقی باکلام و بی کلام

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۴ تعداد دانلود : ۲۴۶
موسیقی را می توان به دو گروه بی کلام و با کلام (آوازی) تقسیم نمود. اگرچه قطعه های موسیقی فراوانی وجود دارد که نه همراه یک شعر، بلکه ملهم از شعر، داستان، تابلویی نقاشی و به طور کلی ابژه ای قابل تعریف تصنیف شده اند؛ حتی گاهی آهنگساز در کنار قطعه، شعر مورد نظر را نیز نوشته است. این نوع موسیقی را هم در زمره موسیقی با کلام قرار می دهیم؛ چراکه خود قطعه موسیقی و نسبت آن با منبع الهام شکل گیری آن مورد توجه است. خود موسیقی بی کلام را به دو زیرگروه موسیقی مطلق و موسیقی برنامه دار یا موسیقی مضمونی تقسیم می نمائیم. بحث از بیانگری موسیقی در دو نوع موسیقی یاد شده متفاوت است. در مورد موسیقی کلامی حضور نشانه های متعلق به نظام نشانه شناسی غیرموسیقایی منجر به نزدیکی به نظام زبانی و روش های شناختی آن می شود. حضور شعر و داستان در اینگونه موارد به جهت بهره گیری از زبان به بیان مستقیم مفاهیم منجر می شود.
۵۱۵۸.

Considerations on Two Noble Qurans Transcribed in Shiraz During the Safavid Era

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۲ تعداد دانلود : ۲۷۸
There were some Qurans related to Safavid era in Darussaade in Istanbul, which was an Ottoman royal headquarters, and were collected from mosques and tombs in museums and libraries from the beginning of the 19<sup>th</sup> century A.D. These artworks, which are remarkable examples in Islamic bibliopegy art because of their magnificent illuminations and precious covering, also show an especial and important era because of their scripts and transcribing. These works, regardless of their transcribing style, are important examples of artistic masterpieces because of their illuminations and coverings that show the perfection of Islamic bibliopegy art in the 16<sup>th</sup> century. We know that Esfahan, Tabriz, Shiraz and Qazvin were prominent in Safavid bibliopegy. Among these cities, Shiraz was the most important one in the 16<sup>th</sup> century A.D. I want to introduce two Qurans which were brought to Istanbul as an order or a gift. These two holy Qurans from Safavid era have fine scripts, illuminations, covers and they are kept in Museum of Turkish and Islamic Arts in Istanbul. Ghataee and lac techniques have been performed proficiently on one of the covers. Mohamad al-Kateb and Ibn Qasem Daee Abdol Vahab al-Shirazi are the calligraphers. Both of the Qurans are transcribed in Yaghout al-Mostasami’s style which is still common in Iran. Ottoman History recorded in these Qurans are interesting, too. There is a note in one of the Qurans which is an endowment by Mehr Mah Soltan, Soltan Suleyman Qanouni’s daughter, to be kept and read in her mother’s tomb, Khoram Soltan. Another Quran was also dedicated to be kept in Aziz Mahmoud Khodaee’s mosque in Uskudar (Istanbul), according to its note, by a person named Fazlolah Ibn Mahmoud. There are horoscopes and prayers for finishing the Quran at the end of both Qurans which were common inn Safavid era.
۵۱۵۹.

Transcribed Qurans by Sekarzadeh Seyed Mohamad Effendi

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۹ تعداد دانلود : ۲۶۰
Sekarzadeh Seyed Mohamad was one of the 18<sup>th</sup> famous calligraphers in Ottoman. He was born in Manisa. His father, Abdorahman Effendi, was a confectioner so Seyed Mohamad was known as “Shekarzadeh”. He was Yedikuleli Seyyid Abdullah Efendi’s student and got permission from him. He was famous especially for Thuluth and Naskh script. He died in 1753 A.D and his tomb is located next to Sheikh Hamdolah’s in Karacaahmet cemetery in Istanbul. There are still three Qurans transcribed by him in different museums. The first one is a Quran, No. 85, kept in Turkish and Islamic Arts in Istanbul. It was a copy of Quran by Hafiz Uthman and it was ordered by Sultan Salim the third. This one has 458 pages and has been finished in 1729 A.D. After finishing this Quran, the king has known Shekarzadeh’s tendency to visit Kaaba so let him go and ordered him to copy another Quran by Sheikh Hamdolah. So Shekarzadeh went to Medina and after staying there for a year and transcribing the mentioned Quran, came back to Istanbul. In that time, Sultan Mahmoud was at the beginning of his kingdom, so Shekarzadeh gave the Quran to him. It can be understood from the endowment and notes that this manuscript later was taken to prophet Mohamad’s shrine by Rateb Ismaeil, and today it is kept in Malek Abdolaziz’s library in Medina, No. 231. Later, Shekarzadeh transcribed a Quran because of Soltan Mohamad the first, in 1733 A.D. and today it is kept in Suleymaniye library (Yenicami 3). This Quran has 346 pages and it is the first Quran that published by Ottoman government officially in 1874 A.D. This manuscript was published perfectly by Turkish Classical Art Foundation in Istanbul in 2018. Shekarzadeh mentioned in colophon of this Quran that this was the third one he had transcribed and he wanted to do more. But there are only three manuscripts mentioned in resources. It can be possible that his other Qurans are in private collections. This article is about Shekarzadeh’s artworks, who is a famous Ottoman calligrapher, his place in the Quran transcribing and especially his Qurans’ features.
۵۱۶۰.

About The Quran Transcribers

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۸ تعداد دانلود : ۱۹۷
Undoubtedly, the formation of calligraphy as an independent artistic tradition was the result of trying to transcribe the great and holy book of Islam with its most complete and original features. The Kufi script, which became popular and developed in Damascus and Kufa from the beginning of Islam, became the first type of script to write the the holy Quran in the Arab world. When Islam spread to the east, it changed to the Eastern Kufi and in the west to the Western Kufi and the examples have been remained until today. Despite the harsh nature of the Kufi script, its circular characters have effected on Thuluth, Naskh, Mohaghagh, and Reyhan scripts, which originated from Arabic script, and have given the Quran an extraordinary beauty. The efforts of the various Islamic governments that became powerful in Iran, the Mamluk government in Egypt, the Seljuk dynasty and the Ottomans in Anatolia, draw attention to transcribing God’s words. These scripts are used alone or alternately in transcribing of the Quran. By passing the time, the scale of the mentioned scripts above was determined by Yaghout al-Mostasami (died in 1299 A.D.) in Abbasid era by using dot. After the conquest of Istanbul by the Ottomans in 1453 A.D., Sheikh Hamdallah Amasi (1642-1698 A.D.), who appeared in Anatolia, chose the beauties of Yaghout scripts and created a new style and dedicated Naskh script to the transcribing of the Quran. Later, Hafiz Uthman (1642-1698 A.D.) repeated this choice through Sheikh’s transcriptions and revealed an understanding of Naskh script that is still accepted in the transcribing of the Quran today. So Naskh script introduced as “ Server of God’s Quran“ in Ottomans.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان