ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۸۱ تا ۱٬۷۰۰ مورد از کل ۱٬۹۵۶ مورد.
۱۶۸۱.

اثر یک جلسه فعالیت شدید هوازی (90 درصد HR بیشینه) بر میزان ایمونوگلوبولین IgG و سیستم بیگانه خواری در مردان ورزشکار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۲۰۶
هدف از این پژوهش بررسی اثر یک جلسه فعالیت شدید هوازی با 90 درصد HR بیشینه بر پاسخ های شاخص هایی از سیستم ایمنی در مردان ورزشکار بود. این شاخص ها عبارتند از: IgG و لکوسیت ها (شامل نوتروفیل ها، ائوزینوفیل ها و مونوسیت ها) بدین منظور 15 نفر از فوتبالیست های باسابقه باشگاهی و دانشگاهی به صورت داوطلبانه انتخاب شدند (5/226 سال) و 15 نفر از دانشجویان غیرفعال نیز (69/224 سال) به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شد. فعالیت شدید هوازی برای گروه آزمایشی، انجام تست 7 مرحله ای بروس تا سر حدواماندگی بود. از هر دو گروه ورزشکار و غیرورزشکار در حالت استراحت نمونه گیری خون به عمل آمد و پس از انجام تست نیز از گروه آزمایشی نمونه خونی جمع آوری شد، نمونه ها در محل آزمایشگاه دانشکده بهداشت دانشگاه تهران با روش های ویژه تجزیه و تحلیل و میزان لکوسیت ها و IgG مورد سنجش قرار گرفت. برای سنجش فرضیات تحقیق از شیوه آماری Ttest در دو حالت مستقل و وابسته برای گروه های کنترل و شاهد استفاده شد. یافته ها نشان داد یک جلسه فعالیت شدید هوازی بر میزان نوتروفیل ها، مونوسیت ها و ائوزینوفیل ها در مردان ورزشکار اثر معنی داری نداشت. در حالی که این فعالیت سبب کاهش قابل ملاحظه ای بر میزان IgG ورزشکاران شده بود (p=0.011). از طرفی نتایج بیانگر این حقیقت بود که بین نوتروفیل های افراد در دو گروه آزمایشی و کنترل تفاوت معنی داری مشاهده شد (p=006). ورزشکاران در حالت استراحت 8 درصد کاهش در نوتروفیل ها نشان دادند اما در سایر عوامل در حالت استراحت بین دو گروه آزمایشی و کنترل تفاوت معناداری مشاهده نشد. به طور کلی نتایج این پژوهش ها نشان داد که در حالت استراحت بین افرادی که سابقه ورزشی دارند با افراد غیرورزشکار به جز در شاخص نوتروفیل در بقیه شاخص های مورد نظر ما تفاوت قابل ملاحظه ای وجود نداشت. همچنین به دنبال انجام یک جلسه فعالیت با 90 درصد HR بیشینه در میزان IgG تغییرات معناداری رخ داد ولی در سایر شاخص های موردنظر اختلاف قابل ملاحظه ای مشاهده نگردید.
۱۶۸۲.

تاثیر 12هفته تمرین دویدن بر ترکیبات بدن و نسفاتین-1 سرم در مردان چاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۲۰۵
مقدمه: نسفاتین -1 آدیپوکاینی است که در هیپوتالاموس که مرکز اصلی تنظیم اشتها و تعادل انرژی است، بیان می گردد. هدف تحقیق بررسی تاثیر یک دوره تمرینات هوازی بر ترکیبات بدن و نسفاتین -1 سرمی مردان چاق بود. روش ها: این پژوهش نیمه تجربی بوده که در آن 19 نفر از مردان چاق با شاخص توده بدنی (BMI) ≥30 به صورت تصادفی و هدفمند به دو گروه تجربی و کنترل تقسیم شدند. ابتدا قد، وزن، BMI، درصد چربی ونمونه خونی آزمودنی ها - جهت اندازه گیری نسفاتین -1، انسولین و گلوکز و مقاومت به انسولین- اندازه گیری شد. سپس آزمودنی های گروه تجربی در برنامه تمرین هوازی شرکت کردند. ابزار مورد استفاده قدسنج، دستگاه بادی کامپوزیشن، کیت Elisa و کیت DRG بود. از آزمون های t، u- من ویتنی و sign test در سطح معنی داری P جهت مقایسه داده ها استفاده شد. داده ها با نرم افزار SPSS19 تحلیل شدند. نتایج: پس از 12هفته، وزن، درصد چربی و BMI به طور معنی داری در گروه تجربی کاهش یافت. ولی تغیرات معناداری در سطح گلوکز، انسولین ، مقاومت به انسولین و نسفاتین-1مشاهده نشد. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها علی رغم تاثیر تمرینات هوازی بر کاهش وزن و درصد چربی و BMI تاثیر معنی داری بر سطوح نسفاتین -1، گلوکز، انسولین و مقاومت به انسولین مردان چاق دیده نشد. واژگان کلیدی: ترکیبات بدن، تمرینات هوازی، مردان چاق، نسفاتین-1
۱۶۸۳.

مقایسه برخی عوامل آنتروپومتریکی، جسمانی – حرکتی و مهارتی بازیکنان نونهال فوتبال استان خراسان جنوبی در دو سطح موفق و غیر موفق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷
زمینه و هدف: هدف از پژوهش حاضر اندازه گیری برخی عوامل آنتروپومتریکی، جسمانی _حرکتی و مهارتی بازیکنان نونهال 13-10 سال فوتبال استان خراسان جنوبی در دو سطح موفق و غیر موفق است.روش شناسی: شاخص های آنتروپومتری (قد، وزن، طول و محیط ران و ساق پا) با استفاده از ابزار استاندارد اندازه گیری شد، همچنین شاخص-های سرعت با آزمون 36 متر، چابکی با آزمون 9×4 متر، و توان هوازی با آزمون20 متر شاتل ران، به عنوان شاخص های جسمانی _ حرکتی؛ ومهارت های پاس، شوت و دریبل با آزمون مور _کریستین به عنوان شاخص های مهارتی مورد اندازه گیری قرار گرفتند. آزمون های آماری کلموگروف – اسمیرنف و t مستقل در سطح معنی داری (05/0 >P) به ترتیب برای نرمال بودن و تحلیل یافته ها استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر تفاوت معنی داری بین بازیکنان موفق و غیر موفق در دو دسته ویژگی های مهارتی و جسمانی _ حرکتی نشان داد (05/0 >P). اما در ویژگی های آنتروپومتریکی تفاوت معنی داری دیده نشد (05/0 P>). بازیکنان موفق در شاخص های چابکی، دریبل، پاس و شوت به طور معنی-دار عملکرد بهتری در مقایسه با بازیکنان غیر موفق داشتند (05/0 >P). این یافته ها نشان می دهند که طیف وسیعی از آزمون ها می تواند به طور موفقیت آمیزی فوتبالیست های موفق را از همنوعان غیر موفق خود در سنین نونهالی متمایز کند.بحث و نتیجه گیری: بر اساس نتایج بدست آمده، می توان برتر بودن در شاخص چابکی و تکنیک هایی مانند دریبل، شوت و پاس فوتبال را در موفقیت پسران سنین 10 تا 13 سال موثر دانست. لذا پیشنهاد می شود تا در فرآیند استعدادیابی در سنین زیر 13 سال تأکید بیشتری بر ویژگی های تکنیکی و جسمانی شده و از مقایسه بازیکنان بر اساس ویژگی های آنتروپومتری پرهیز شود.
۱۶۸۴.

تأثیر شش هفته تمرین تناوبی شدید (HIIT) و مصرف مکمل شنبلیله بر سطوح پلاسمایی پروتئین واکنش پذیر C و کورتیزول زنان دارای اضافه وزن و چاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۲۰۵
مقدمه و هدف: بیشتر بیماری های قلبی - عروقی با انجام تمرینات منظم و استفاده از مکمل های گیاهی قابل پیشگیری هستند. از این رو هدف تحقیق حاضر، بررسی تأثیر شش هفته تمرین تناوبی شدید (HIIT) و مصرف مکمل شنبلیله بر سطوح پلاسمایی پروتئین واکنش  پذیر C  و کورتیزول زنان دارای اضافه وزن و چاق بود. مواد و روش ها: در این مطالعه نیمه تجربی، 48 نفر از زنان چاق و دارای اضافه وزن با میانگین سنی 7.8±29.79 سال و شاخص توده  بدنی 2.6±29.29 کیلوگرم بر مترمربع، به صورت هدفمند برای شرکت در این مطالعه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در 4 گروه 12 نفری تمرین + دارونما، تمرین + مکمل، مکمل و دارونما قرار گرفتند. گروه های مصرف  کننده مکمل، روزانه یک کپسول 500 میلی  گرمی شنبلیله را مصرف کردند. گروه های تمرین، هفته ای سه جلسه به مدت 6 هفته تمرینات تناوبی شدید را با حداکثر سرعت اجرا نمودند. خونگیری قبل و بعد از دوره تمرینی و مصرف مکمل برای اندازه گیری متغیرهای تحقیق انجام شد. تحلیل آماری داده ها با آزمون های تحلیل کوواریانس و تعقیبی شفه در سطح معنی داری 0.05>P انجام گرفت.یافته ها: CRP < span lang="FA"> در گروه تمرین + مکمل (0.04=P < span lang="FA">) و کورتیزول در گروه های تمرین (0.039=P < span lang="FA">)، مکمل (0.033=P < span lang="FA">) و تمرین + مکمل (0.006=P < span lang="FA">) در مقایسه با گروه کنترل کاهش معنی داری را نشان دادند.بحث و نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد تمرین تناوبی شدید و مصرف مکمل شنبلیله به تنهایی و به صورت همزمان تاثیر مثبتی بر CRP < span lang="FA"> و کورتیزول دارد؛ که با مهار روندهای بالادست تولید شاخص های التهابی، اثرات منفی التهاب را به حداقل می رساند. کاهش این شاخص ها  گامی موثر در کاهش بیماری های مرتبط با سیستم ایمنی می باشد.
۱۶۸۵.

مقایسه ظرفیت آنتی اکسیدانی تام، وضعیت استرس اکسیداتیو و نیم رخ لیپوپروتئینی ورزشکاران رشته دوچرخه سواری با افراد غیرورزشکار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۲۰۸
مقدمه و هدف: بین اثرات سودمند فعالی ت ورزش ی ه وازی و خط رات ب القوه ناش ی از اف زایش تولی د رادیک ال ه ای آزاد و ک اهش ظرفیت آنتی اکسیدانی بدن به هنگام فعالیت ورزشی پارادوکس آشکاری وجود دارد. هدف از این پژوهش ارزیابی و مقایسه ظرفیت آنتی اکسیدانی تام، وضعیت استرس اکسیداتیو و نیم رخ لیپوپروتئینی دوچرخه سواران مرد با غیر ورزشکاران بود. مواد و روش ها: به این منظور ظرفیت آنتی اکسیدانی تام، غلظت پلاسمایی مالون دی آلدئید، دی ان کونژوگه، تری گلیسیرید، کلسترول تام، LDL ، HDL و VLDL در 14 دوچرخه سوار مرد نخبه و 14 مرد غیر ورزشکار (با دامنه سنی یکسان 21-18 سال) مورد اندازه گیری قرار گرفت.یافته ها: نتایج حاصل از آزم ون t مس تقل نش ان داد غلظ ت م الون دی آدئی د، کلس ترول ت ام و ت ری گلیس رید، VLDL و نس بت HDL/LDL در ورزش کاران ب ه ط ور معن اداری پ ایین ت ر اس ت (0.05>p). همچن ین ورزش کاران غلظ ت LDL پایین تر و HDL بالاتری را نشان دادند، هر چند که ای ن اخ تلاف ب ا گ روه غی ر ورزش کار تف اوت معن اداری نداش ت. مق ادیر دی ان کونژوگه و ظرفیت آنتی اکسیدانی تام نیز در دو گروه مشابه بود. بحث و نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد که ورزشکاران نسبت به غیر ورزشکاران از نیم رخ لیپیدی و لیپوپروتئینی بهتری برخوردار می باشند، همچنین تمرینات منظم دوچرخه سواری در ورزشکاران منجر به استرس اکسیداتیو نمی شود.
۱۶۸۶.

مقایسه ویژگی های قلبی عروقی جانبازان ورزشکار و غیر ورزشکار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۱۷۶
فعالیت های ورزشی با توجه به نوع، شدت، مدت و برخی از خصوصیات فردی تأثیر متفاوتی بر ساختمان و عملکرد قلب دارد. هدف این تحقیق مقایسه ویژگی های قلبی جانبازان ورزشکار و غیر ورزشکار بود. آزمودنی ها جانبازان قطع یک پا (زیر یا بالای زانو) بودند که در دو گروه ورزشکار و غیر ورزشکار مورد مقایسه قرار گرفتند.گروه ورزشکار شامل 12 عضو تیم والیبال نشسته استان فارس در دامنه سنی 29 الی 38 سال بودند و گروه مقابل را 11 غیر ورزشکار در دامنه سنی 26 الی 38 سال بدون هیچگونه سابقه فعالیت ورزشی تشکیل می دادند که هر دو گروه به طور داوطلبانه در تحقیق شرکت کردند.متغیرهای مورد مطالعه در دو حالت استراحت و بعد از فعالیت زیر بیشینه منتخب با 60 درصد ضربان قلب ذخیره ثبت گردیدند. ضربان قلب و ارتفاع مجموعه QRS با استفاده از الکتروکاردیوگرام و فشار خون هر دو گروه در دو وضعیت استراحت و بعد از فعالیت اندازه گیری و ثبت گردید.نتایج تحقیق نشان داد که میانگین ارتفاع مجموعه QRS، قبل و بعد از فعالیت در گروه ورزشکار بیشتر از گروه غیر ورزشکار بود و ضربان قلب و فشار خون قبل و بعد از فعالیت در گروه ورزشکار کمتر از گروه غیر ورزشکار بود.اما استفاده از روش آماری تجزیه و تحلیل واریانس یک سویه نشان داد که هیچ کدام از تفاوت ها از نظر آماری معنی دار نبود (05/0 = P). نتایج تحقیق نشان داد که فعالیت ورزشی والیبال نشسته در آزمودنی های مورد مطالعه تأثیر معنی داری بر ضربان قلب، ارتفاع مجموعه QRS و فشار خون نداشته است.
۱۶۸۷.

اثر یک جلسه تمرین غیر رقابتی کیک بوکسینگ به شیوه دایره ای بر برخی متغیر های لکوسیت و ترومبوسیت خون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳
زمینه و اهداف: همچون سایرارگان های بدن، خون نیز به هر نوع فعالیت بدنی ویژه پاسخ یکسانی نمی دهد. نوع فعالیت، زمان، شدت و مدت، شرایطی هستند که بدن به آن واکنشی مناسب از خود نشان می دهد و با توجه به اینکه در رابطه با ورزش کیک بوکسینگ مطلبی گزارش نشده است؛ بنابراین ضرورت دیدیم که به بررسی اثر یک جلسه تمرین غیررقابتی کیک بوکسینگ به شیوه دایره ای بر برخی از متغیرهای لکوسیت و ترومبوسیت خون در کیک بوکسورهای جوان بپردازیم. روش شناسی: 13 پسر کیک بوکسور جوان به طور تصادفی در دو گروه تجربی و کنترل قرار گرفتند. یک تمرین دایره ای شامل 6 تکنیک کیک بوکسینگ برای 7 دور متناوب، بدون توقف در ایستگاه ها و فقط استراحت در دورها انجام شد. در زمان های 30 دقیقه قبل، بلافاصله بعد، 45 و 90 دقیقه پس از تمرین نمونه گیری خونی به عمل آمد. یافته ها: پس از تصحیح حجم پلاسمایی مشاهده شد که تعداد گلبول سفید، تعداد لنفوسیت و تعداد پلاکت افزایش معنی داری را بلافاصله پس از تمرین نشان دادند؛ ولی تعداد پلاکت های غیرطبیعی، قطر متوسط پلاکتی و حجم متوسط پلاکتی تغییر معنی داری نداشتند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر، حدس زده می شود که تغییرات در متغیرهای لکوسیتی و ترومبوسیتی در پاسخ به تمرین، احتمالاً به دلیل فرآیند دیمارژینیشن و یا به دلیل تصفیه آدرنالین (اپی نفرین) باشد.
۱۶۸۸.

تاثیر تمرین استقامتی بر بیان ژن های مبادله گر سدیم هیدروژن1( NHE1) و هم انتقال دهنده سدیم بی کربنات 1(NBC1)در عضله قلبی رت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۱۷۹
مقدمه و هدف: تمرین با شدت بالا موجب افزایش بیان ژن های MCTs وNHEs  و NBCs  می شود اما اثر تمرین استقامتی بر بیان ژن های NHEs  و NBCs مشخص نیست. بنابراین هدف از تحقیق حاضر تعیین اثر تمرین استقامتی بر بیان ژن های مبادله گر سدیم هیدروژن1 (NHE1) وهم انتقال دهنده سدیم بی کربنات 1 (NBC1) در عضله قلبی رت بود.روش شناسی: بدین منظور تعداد 20 رت نژاد ویستار نر در سن چهار هفتگی با میانگین وزن 8.9±7.93 گرم انتخاب و به طور تصادفی به دوگروه کنترل (10 سر رت)  و تمرینی (10سر رت) تقسیم شدند. تمرین استقامتی (دویدن روی نوار گردان جوندگان، شروع با 20 متر بر دقیقه تدریجاً به 30 متر بر دقیقه در هفته آخر) به مدت هفت هفته، بر گروه تمرینی اعمال شد. میزان بیان ژن mRNA ن (  NHE1وNBC1) از طریق تکنیک Real time-PCR انجام گرفت. از آزمون آماری t  مستقل و از نرم افزار (REST(permutation test جهت تعیین معنی دار بودن تفاوت متغیرها استفاده گردید. یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد بیان ژن mRNA NHE1 عضله قلبی در گروه تمرین کرده 80 درصد نسبت به گروه کنترل افزایش داشت و این افزایش معنی دار بود (0.05>P). همچنین میزان بیان ژن mRNA  NBC1  گروه تمرینی نسبت به گروه کنترل 50 درصد افزایش داشت اما این افزایش معنی دار نبود (0.05>P).  بحث و نتیجه گیری: در مجموع نتایج تحقیق نشان داد که تمرین استقامتی موجب افزایش بیان ژن mRNAن   ( NHE1 وNBC1) در گروه تمرینی می شود و این الگوی افزایش بیان ژن مختص ترانسپورترهایی است که از لحاظ متابولیکی نقش مهم تری را در تنظیم و نگهداری pH درون سلولی در عضله قلب بر عهده دارند.
۱۶۸۹.

پاسخ حاد گرلین تام پلاسما به تمرین مقاومتی دایره ای شدید در دو حالت ناشتایی و تغذیه پرکربوهیدرات در مردان جوان سالم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۱۹۹
مقدمه: فعالیت های ورزشی شدید به دلیل ماهیتشان منجر به تعادل انرژی منفی حاد می شوند، اما در برخی موارد تغییرات ناشی از ورزش در محرک های عصبی یا هورمونی می تواند اختلال متابولیکی طولانی مدتی را به وجود آورد. گرلین یک پپتید مترشحه از معده است و نقش مهمی در تعادل انرژی، چاقی و رفتار دریافت غذا ایفا می کند. این هورمون به عنوان تحریک کننده اشتها و اکتساب وزن عمل می کند. هدف این پژوهش بررسی پاسخ حاد گرلین تام پلاسما به یک جلسه تمرین مقاومتی دایره ای با شدت80 درصد یک تکرار بیشینه در دو حالت ناشتایی و تغذیه پرکربوهیدرات در مردان جوان سالم بود. روش شناسی: چهل دانشجوی پسر (میانگین سن 08/1±10/22 سال، قد 03/5±55/173 سانتی متر، وزن 63/7±24/65 کیلوگرم و نمایه ی توده ی بدنی33/0± 02/21 کیلوگرم بر متر مربع) به طور تصادفی به دو گروه تجربی و دو گروه شاهد تقسیم شدند و سطوح گرلین تام، هورمون رشد، گلوکز و انسولین پلاسمای آزمودنی ها قبل و بلافاصله بعد از یک جلسه تمرین اندازه گیری شد. یافته ها: نتایج حاصل از آزمون آنالیز واریانس دو سویه نشان داد یک جلسه تمرین مقاومتی با شدت۸۰ درصد یک تکرار بیشینه در حالت تغذیه پرکربوهیدرات و ناشتایی اثر معنی داری بر سطوح گرلین تام، انسولین و GH پلاسما نداشت (05/0p). نتیجه گیری: افزایش گلوکز پلاسما احتمالا در اثر افزایش روند فرایند گلیکوژنولیز کبدی است که منجر به اعمال اثر مهاری گلوکز بر گرلین و عدم افزایش معنی دار گرلین شده است؛ هرچند ممکن است زیر گروه های گرلین تام تغییر نموده باشند. علی رغم بهبود عملکرد ورزشی متعاقب تغذیه پر کربوهیدرات، این احتمال وجود دارد که عدم تغییر سطح گرلین پلاسما پس از فعالیت شدید مقاومتی، نتواند احساس گرسنگی یا مقدار دریافت غذا پس از فعالیت را تحریک و متعاقب آن ذخایر از دست رفته انرژی را جبران نماید.
۱۶۹۰.

مقایسه اثر تمرین تناوبی شدید و اختیاری در محیط غنی شده حرکتی بر بیان پروتئین های آیریزین و آدیپونکتین در بافت هیپوکمپ رت های مبتلا به آلزایمر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۲۰۷
مقدمه و هدف: اگر چه نقش مطلوب تمرینات ورزشی بر سلامت بیماران مبتلا به آلزایمر (AD) گزارش شده است، اما سازوکار این اثار بر عملکرد نورونی در این بیماران هنوز به خوبی شناخته نشده است. لذا مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثر تمرین تناوبی شدید (HIIT) و تمرین در محیط غنی شده حرکتی (RE) بر بیان پروتئین های آیریزین و آدیپونکتین در بافت هیپوکمپ رت های آلزایمری طراحی شد.مواد و روش ها: در این مطالعه تجربی 25 سر موش صحرایی به گروه های (1) کنترل، (2) شم Sh)، 3) آلزایمری شده با استرپتوزوتوسین AD)،4) تمرین تناوبی شدید (HIIT) و (5) تمرین در محیط غنی شده حرکتی (RE) تقسیم شدند. گروه HIIT به مدت هشت هفته، پنج جلسه در هفته و هر جلسه در 9 تناوب 90 ثانیه ای با شدت 85 درصد سرعت بیشینه به تمرین بر روی تردمیل پرداختند و گروه تمرین RE در قفس های ویژه غنی شده از نظر حرکتی قرار گرفتند. به منظور تایید مدل آلزایمری رنگ آمیزی تیوفلاوینی انجام شد. جهت تجزیه و تحلیل استنباطی یافته ها از آزمون تحلیل واریانس یک راهه همراه با آزمون تعقیبی توکی استفاده شد (0.05>P < span lang="FA">). یافته ها: در حالیکه انجام تمرینات RE موجب افزایش معنادار سطح آیریزین در مقایسه با گروه آلزایمری (0.009=P < span lang="FA">) شد، تمرینات HIIT تغییر معنادار در سطح آیریزین ایجاد نکرده است. همچنین هیچ یک از روش های تمرینی تغییرات معنادار در سطح آدیپونکتین ایجاد نکرده اند (0.05>P < span lang="FA">).بحث و نتیجه گیری: انجام فعالیت در محیط غنی سازی شده حرکتی از طریق سازوکار آیریزین آثار مطلوب تری در کاهش نشانه های AD دارد. 
۱۶۹۱.

مقایسه اثر تمرین هوازی در آب در دو دمای مختلف با محیط خارج از آب بر شاخص امواج با فرکانس خیلی پایین تغییرپذیری ضربان قلب در مردان جوان فعال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۱۹۱
مقدمه و هدف: پاسخ قلبی به تغییرات دمای مرکزی بدن با استفاده از پارامتر امواج با فرکانس خیلی پایین سنجیده می شود.هدف از پژوهش حاضر، بررسی تغییرپذیری امواج با فرکانس خیلی پایین ضربان قلب در اثر دمای متفاوت تمرین ورزشی هوازی در آب و خشکی می باشد.مواد و روش ها: 40 مرد فعال دانشگاهی به عنوان آزمودنی های پژوهش انتخاب شدند. سپس تمامی آزمودنی ها به صورت تصادفی در گروه های مختلف پژوهش (کنترل = 10 نفر؛ تمرین هوازی بر روی تردمیل = 10 نفر؛ تمرین هوازی در آب با دمای معمولی = 10 نفر و تمرین هوازی در آب با دمای گرم = 10 نفر) تقسیم بندی گردیدند. در دوره پیش آزمون و بعد از مداخله تمرینی، پارامتر امواج با فرکانس خیلی پایین با استفاده از هولتر مانیتور قلبی اندازه گیری گردید. به منظور مقایسه تفاوت ها از تحلیل واریانس در اندازه های تکراری در سطح معنی داری 0.05 استفاده گردید. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که در مقایسه با گروه های پژوهش، اجرای تمرین هوازی به مدت 21 روز متوالی در محیط خشکی  با دمای معمولی 20 درجه سانتی گراد سبب افزایش معنی دار در مقادیر ارزشی امواج با فرکانس پایین (0.02=P < span lang="FA">) و فرکانس خیلی پایین (0.04=P < span lang="FA">) می گردد. اجرای تمرین هوازی در آب با دمای 29 درجه سانتی گراد در مقادیر ارزشی امواج با فرکانس پایین (0.21=P < span lang="FA">) و خیلی پایین (0.35=P < span lang="FA">) و آب با دمای 39 درجه سانتی گراد در مقادیر ارزشی امواج با فرکانس پایین (0.18=P < span lang="FA">) و خیلی پایین (0.41=P < span lang="FA">) سبب تغییر معنی دار نمی گردد.بحث و نتیجه گیری: در شرایط اجرای تمرین هوازی در خشکی به دلیل تعریق، دمای سطحی و مرکزی بدن کاهش یافته و باعث افزایش تغییرپذیری ضربان قلب می گردد. شرایط محیط آبی و دماهای متفاوت آب اثر معنی داری بر تغییرپذیری ضربان قلب ندارد.
۱۶۹۲.

مقایسه تاثیر تمرینات تناوبی و تداومی بر عملکرد محور هورمون رشد/ فاکتور رشد شبه انسولینی 1 در زنان چاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۱۶۲
هدف: هدف این پژوهش، بررسی مقایسه اثر دو شیوه تمرین تناوبی و تداومی بر عملکرد محور هورمون رشد و فاکتور رشد شبه انسولین یک می باشد. روش شناسی: 36 آزمودنی چاق غیرفعال به طور تصادفی به سه گروه 12 نفره، تمرین تناوبی (با میانگین سن 27/2±58/23 سال، شاخص توده بدنی 33/0±60/30 کیلوگرم متر مربع، درصد چربی 33/0±59/35 درصد) و گروه تداومی (با میانگین سنی 84/2±41/25 سال، شاخص توده بدنی 55/0±51/30 کیلوگرم متر مربع، درصد چربی 47/0± 54/35 درصد) و گروه کنترل (با میانگین سن 4/2±22سال، شاخص توده بدنی 51/0±54/30 کیلوگرم متر مربع، درصد چربی 64/0±49/35 درصد) تقسیم شدند. برنامه تمرین تناوبی و تداومی شامل دویدن باشدت 75-60 درصد ضربان قلب بیشینه به مدت 8 هفته وهر هفته 3 جلسه بود. تجزیه و تحلیل آماری داده ها با استفاده از آزمون t- زوجی و واریانس یک طرفه، در سطح معناداری 05/0P < انجام گرفت. یافته ها: این پژوهش نشان داد که در گروه تناوبی و تداومی سطوح GH و IGF-1 سرمی به طور معنی داری افزایش یافت. همچنین میزان درصد چربی بدن در هر دو گروه به طور معنی داری کاهش یافت (05/0P < ). تغییرات سطوح GH و BMI و درصد چربی بدن در پس آزمون گروه های تناوبی، تداومی و کنترل معنی دار بود (05/0P < )، ولی سطوح IGF-1 در پس آزمون گروه ها معنی دار نبود. بحث و نتیجه گیری: نتایج تحقیق حاضر نشان داد که تمرین تداومی باعث افزایش بیشتر سطح هورمون رشد شده و به تنظیم تعادل وزن منجر می شود. واژه های کلیدی: هورمون رشد، فاکتور رشد شبه انسولینی1، تمرین تناوبی، تمرین تداومی
۱۶۹۳.

تأثیر یک وهله فعالیت هوازی بیشینه صبح و عصر بر سطوح پلاسمایی هورمون های رشد و کورتیزول در زنان جوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۱۶۳
مقدمه: ورزش با شدت متوسط تا شدید، محرک قدرتمندی برای ترشح هورمون رشد وکورتیزول است و عوامل مختلفی از جمله ریتم شبانه روزی می تواند پاسخ این دو هورمون به ورزش را تعدیل کند. هدف این تحقیق تعیین تاثیر زمان تمرین روزانه بر پاسخ هورمون رشد و کورتیزول نسبت به ورزش می باشد. روش شناسی: بیست و دو دانشجوی دختر (میانگین و انحراف استاندارد سن 24/2±59/21سال، نمایه ی توده بدنی 75/2±05/21کیلوگرم بر متر مربع و درصد چربی 20/3±28/27 درصد) به طور تصادفی به دو گروه تجربی (12 نفر) و کنترل (10 نفر) تقسیم شدند. آزمودنی ها در دو روز جداگانه آزمون هوازی بیشینه بروس روی تردمیل را متعاقب 12 ساعت ناشتایی انجام دادند. آزمون اول، ساعت 8 صبح و آزمون دوم، ساعت 6 بعد از ظهر انجام شد. نمونه گیری خون در هر دو مرحله تمرین، به میزان 10 سی سی بلافاصله قبل و پس از تمرین جمع آوری شد. یافته ها: نتایج حاصل از آزمون آنالیز واریانس درون گروهی و تعقیبی توکی افزایش معنی داری را در میانگین سطح هورمون رشد در گروه تجربی بلافاصله پس از تمرین صبح و عصر نشان داد (001/0=p)؛ سطح کورتیزول گروه تجربی تنها پس از آزمون صبح افزایش معناداری داشت(05/0p < ) ؛ نسبت سطح هورمون رشد به کورتیزول گروه تجربی در پس آزمون عصر در مقایسه با پیش آزمون عصر افزایش معناداری یافت (001/0p < ). بحث و نتیجه گیری: با توجه به بالا بودن نسبت سطح هورمون رشد به کورتیزول در تمرین عصر، به نظر می رسد در تمرین عصرگاهی شرایط آنابولیسم بهتری بر بدن حاکم باشد.
۱۶۹۴.

مقایسه ی پویایی اکسیژن مصرفی دوره ریکاوری پس از دو فعالیت بیشینه پیوسته و اینتروال در بازیکنان بسکتبال زن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۱۸۲
مقدمه و هدف: پویایی اکسیژن پس از تمرین به عنوان شاخص مهم آمادگی و سلامت قلب و عروق محسوب می شود. هدف از این تحقیق، مقایسه پویایی اکسیژن دوره ریکاوری پس از دو فعالیت بیشینه  پیوسته و اینتروال در بازیکنان بسکتبال زن است. روش شناسی: در این پژوهش 7 بازیکن بسکتبال زن انتخاب و در 3 جلسه جداگانه با فاصله 48 ساعت در این آزمون شرکت کردند. جلسه اول شامل پروتکل ورزش فزاینده جهت تعیین حداکثر اکسیژن مصرفی و جلسه دوم شامل پروتکل فعالیت بیشینه پیوسته بالک و ویر(1959) تا سرحد واماندگی و جلسه سوم شامل پروتکل فعالیت بیشینه اینتروال با وهله های 1 دقیقه دویدن روی نوارگردان با شدت 120 درصد  Vvo2 max و 2 دقیقه استراحت تا رسیدن به سرحد واماندگی اجرا شد. به منظور ارزیابی متغیرهای پژوهش، تغییرات گازهای تنفسی در تمام طول مدت فعالیت و 10 دقیقه از دوره ریکاوری ثبت گردید. یافته ها: تجزیه و تحلیل داده های تحقیق با استفاده آزمون t همبسته در سطح0/05< P انجام گرفت. یافته های پژوهش حاضر نشان داد پس از دو فعالیت بیشینه پیوسته و اینتروال در نصف زمان ریکاوری اکسیژن (0/330= P ) و نصف زمان ریکاوری نبض اکسیژن (0/821= P ) و کل اکسیژن مصرفی دوره ریکاوری (0/760= P )تفاوت معناداری مشاهده نشد. بحث و نتیجه گیری: با توجه به تحلیل داده ها مشخص می شود که روند تغییرات اکسیژن مصرفی در دوره ی ریکاوری پس از این دو نوع فعالیت ورزشی مشابه می باشد.
۱۶۹۵.

اثر سه هفته بی تمرینی برآنزیم های لاکتات دهیدروژناز(LDH) وکراتین فسفوکیناز(CPK) سرم خون تکواندوکاران مرد رقابتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۱۸۰
هدف از این پژوهش بررسی اثرسه هفته بی تمرینی برآنزیمهای LDHوCPK سرم خون تکواندوکاران مرد رقابتی بود. به همین منظور 18تکواندو کار با سابقه ورزشی حداقل سه سال و با شرایط مطلوب بدنی از یک باشگاه ورزشی انتخاب و سپس به صورت تصادفی ساده به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم گردیدند. جهت بررسی آنزیم های مربوطه٬ نمونه گیری خونی پیش آزمون٬ 24 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین و 13-12 ساعت پس از آخرین وعده غذایی صورت گرفت.سپس گروه آزمایش به مدت سه هفته استراحت نمود در حالیکه گروه کنترل همچنان به تمرینات خود ادامه داد.در این مدت٬ سه بار دیگر از هردو گروه در روزهای 14٬7و21 نمونه گیری مجدد به عمل آمد. نتایج بیانگرآن بود که بی تمرینی برمیزان آنزیم های LDHو CPK سرم خون تکواندوکاران تاثیر منفی داشته است.
۱۶۹۶.

مقایسه تغییرات ترکیب بدن، حداکثر اکسیژن مصرفی و توان بی هوازی بازیکنان فوتبال طی فصل مسابقات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۴۷
مقدمه و هدف: آمادگی جسمانی یکی از عوامل کلیدی موفقیت بازیکنان به هنگام مسابقه فوتبال است. در این میان عواملی چون ترکیب بدن، حداکثر اکسیژن مصرفی و توان بی هوازی نقش اساسی در موفقیت تیم دارند. بنابر این هدف ما از این تحقیق مقایسه تغییرات ترکیب بدن، حداکثر اکسیژن مصرفی و توان بی هوازی بازیکنان فوتبال طی فصل مسابقات بود. روش شناسی: در این تحقیق 24 بازیکن (8 مدافع، 8 هافبک و 8 مهاجم) از تیم فوتبال پاسارگاد مشهد حاضر در لیگ دسته دوکشور، به روش نمونه گیری انتخابی و در دسترس به طور داوطلبانه شرکت کردند. در شروع فصل مسابقات و بعد از انجام 15 مسابقه با استفاده از دستگاه سنجش ترکیب بدن، پروتکل نوارگردان آستراند و آزمون رست به ترتیب نمایه توده بدن، درصد چربی بدن، حداکثر اکسیژن مصرفی و توان بی هوازی بازیکنان اندازه گیری و با استفاده از آزمون تی استیودنت همبسته و آنالیز واریانس نتایج در سطح معنی داری 0.05≥P مقایسه شد. یافته ها: در طی فصل مسابقه، نمایه توده بدن بازیکنان مدافع(0.001=P)، میانی(0.001=P) و مهاجم(0.0009=P) کاهش معنیدارینشان داد. درصد چربی بازیکنان میانی(0.001=P) و مهاجمان(0.015=P) کاهش معنیداری داشت؛ ولی این کاهش در مدافعان معنی-دار نبود. حداکثر اکسیژن مصرفی بازیکنان میانی(0.006=P) و مهاجم(0.001=P) افزایش، و مدافعان(0.013=P) کاهش معنی داری داشت. توان بیهوازی مدافعان و مهاجمان افزایش معنیداری نشان داد(0.001=P). بحث و نتیجه گیری: فصل مسابقات احتمالاً میتواند تغییراتی در نیمرخ ترکیب بدن، حداکثر اکسیژن مصرفی و توان بی هوازی بازیکنان مدافع، میانی و مهاجم ایجاد کند؛ البته این تغییرات به ویژگی وظایف پستها و سبک یا روش بازی تیم بستگی دارد. این یافته ها به مربیان توصیه می کند که با انجام آزمون هایی در طی فصل مسابقات از میزان تغییرات آگاهی یابند و تمرینات فصل را مطابق با وظایف پستی طرح کنند تا آمادگی بازیکنان دچار نقصان نشود.
۱۶۹۷.

تاثیر الگوی باردهی در پروتکل های درمانده ساز بر آستانه بی هوازی دختران جوان غیرفعال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۱۶۵
 مقدمه: آستانه بی هوازی بعنوان شدت کار یا میزان اکسیژن مصرفی (VO2) تعریف شده است که با تغییرات در تبادل گازهای تنفسی به دنبال شروع اسیدوز سوخت و سازی همراه است. هدف: پژوهش حاضر برای ارزیابی تاثیر تغییر الگوی بار دهی در دو پروتکل درمانده ساز برای تعیین آستانه بی هوازی در دختران جوان غیرفعال انجام شد. روش شناسی: به همین منظور، تعداد 15 نفر از دانشجویان دختر غیر فعال با میانگین و انحراف استاندارد سنی 12/1±42/20 سال، قد 8/5±64/161 سانتی متر، وزن 48/5±92/54 کیلوگرم و حداکثر اکسیژن مصرفی 43/3±23/26 میلی لیتر/کیلوگرم/دقیقه به صورت در دسترس انتخاب شدند. آستانه بی هوازی آز مودنی ها با استفاده از نقطه جبران تنفس در دو پروتکل درمانده ساز محاسبه شد.پروتکل اول با شیب 10% و سرعت 5/2 کیلومتر بر ساعت آغاز و در هر سه دقیقه شیب 2% و سرعت 1 کیلومتر برساعت تا مرحله بازماندگی آزمودنی افزوده می شد؛ در حالی که در پروتکل دوم، آزمون با 75 درصد ضربان قلب بیشینه آزمودنی آغاز و به مدت یک دقیقه ادامه می یافت. در هر دقیقه سرعت نوارگردان به میزان 2 کیلومتر بر ساعت تا مرحله بازماندگی آزمودنی افزوده شد. در طول اجرای هر دو پروتکل، گازهای تنفسی آزمودنی ها توسط دستگاه تجزیه و تحلیل گازهای تنفسی جمع آوری شد. برای تحلیل داده ها از دو مدل آماری مختلف استفاده شد. برای ارزیابی همگرایی بین دو پروتکل، از مدل گرافیکی بلاند- آلتمن و روش آماری ICC و برای مقایسه آستانه بی هوازی برآورد شده در دو پروتکل از آزمون تی همبسته استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد گرچه تغییر نوع پروتکل در مانده ساز، با استفاده از آزمون تی همبسته تفاوت معنی داری را در آستانه بی هوازی برآورد شده نشان نمی دهد؛ با این حال، با استفاده از مدل گرافیکی بلاند- آلتمن و روش آماری ICC ، همگرایی متوسطی در دو پروتکل مشاهده شد (2/20+ تا 8/21- CI= 95% ،96/1± ؛ 4399/0 =ICC ). نتیجه گیری: بر اساس نتایج می توان نتیجه گیری نمود که با توجه به همگرایی نه چندان قابل اعتماد بین آستانه بی هوازی برآورد شده در دو پروتکل، با افزایش مدت اجرای آزمون درمانده ساز، آستانه بی هوازی برآورد شده تحت تاثیر قرار می گیرد که با استفاده از آزمون تی همبسته قابل تشخیص نیست و از این رو، نه تنها در استفاده از این نوع پروتکل ها برای برآورد آستانه بی هوازی باید تردید نمود، بلکه باید از روش های آماری قوی تر برای تفسیر نتایج بهره جست.
۱۶۹۸.

تاثیر هفت هفته تمرین استقامتی بر بیان ژن ناقلهای لاکتات عضلات اسکلتی موشهای صحرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۱۶۸
هدف: با وجود مشخص بودن تاثیر تمرین بر بیان مونوکربوکسیلات ترانسپورترها (MCTs)، عوامل تنظیمی این تغییرات هنوز به طور کامل شناخته نشده است. هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر 7 هفته تمرین استقامتی بر میزان بیان MCT1 و MCT4 در عضلات نعلی و باز کننده طویل انگشتان (EDL) و تعیین ارتباط بین بیان بسجین (CD147) و بیان این انتقال دهنده ها بود. روش شناسی: تعداد 20 موش صحرایی نر نژاد ویستار با دامنه وزنی 4/208 – 1/173 گرم انتخاب و به طور تصادفی به 2 گروه همسان و مساوی کنترل و تمرینی تقسیم شدند. تمرین استقامتی به مدت 7 هفته، بر گروه تمرینی اعمال گردید. 48 ساعت پس از اتمام برنامه تمرینی حیوانات تشریح و عضله نعلی وEDL استخراج شدند. سنجش بیان ژن با تکنیک Real time – PCR انجام و بیان نسبی هرژن با روش 2 –ΔΔCT محاسبه گردید. تفاوتهای بین گروهی با آزمون t مستقل و معنی دار بودن روابط بین متغیرها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون سنجیده شد. یافته ها: افزایش معنی دار 47 درصدی در بیان MCT1 عضله EDL ) 05/0< p) و 19 درصدی در بیان MCT4 عضله EDL ) 05/0 < p ) در گروه تمرینی نسبت به گروه کنترل مشاهده شد. در مقایسه با گروه کنترل، بیان CD147 در گروه تمرینی در عضله نعلی بدون تغییر و در EDL، 21 درصد افزایش معنی دار داشت ) 05/0 < p). بین بیان CD147 و MCT1 فقط در عضله نعلی ارتباط معنی دار یافت شد ) 01/0< p) نتیجه گیری: بطور خلاصه نتایج تحقیق نشان داد بخشی از افزایش بیان MCT1 و MCT4 در عضلات اسکلتی متعاقب تمرین استقامتی از طریق افزایش در ساز وکار های پیش ترجمه ای و به روش مختص به ایزوفرم اتفاق می افتد. بیان CD147 در عضلات اسکلتی با بیان MCT1 در رابطه است.
۱۶۹۹.

بررسی اثر غوطه وری در آب سرد و معتدل هنگام اجرای فعالیت بر محتوای پلاسمایی پروتئین شوک گرمایی (70HSP) در موش های صحرایی نر پس از 8 هفته تمرین مقاومتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۱۷۵
مقدمه و هدف: استفاده از غوطه وری در آب سرد که یکی از روش های مورد توجه در بازیافت ورزشی محسوب می شود، با چالش هایی همچون محدودیت پاسخ 70 HSPبه فعالیت ورزشی به دلیل کاهش دمای بدن مواجه می باشد. بدین منظور پژوهش حاضر درصدد تعیین تأثیر غوطه وری در آب هنگام اجرای فعالیت بر محتوای پلاسمایی پروتئین شوک گرمایی (eHSP70) پس از 8 هفته تمرین مقاومتی در موش های صحرایی نر خواهد بود. مواد و روش ها: بدین منظور 32 موش صحرایی نر نژاد اسپراگ-داولی (8 هفته ای) بطور تصادفی به چهار گروه 1- کنترل (وزن 8/19±228/5گرم)، 2- تمرین مقاومتی (وزن 6/5±217/26گرم)، 3- تمرین مقاومتی و غوطه وری در آب با دمای ˚C 27 (وزن 5/55±225/12گرم) و 4- تمرین مقاومتی و غوطه وری در آب  ˚C 14 (وزن 9/5±226/45گرم) تقسیم شدند. تمرین مقاومتی در هر جلسه شامل 3 نوبت 5 تکراری بالا رفتن از نردبان 120 سانتیمتری بود که از طریق اتصال کیسه ای محتوی وزنه ای معادل درصدی از وزن بدن (که تدریجاً افزایش می یافت) به دم حیوان انجام می شد. در فاصله استراحتی بین نوبت ها و در پایان نوبت سوم (2 دقیقه غوطه وری و 2 دقیقه استراحت)، موش های گروه های 3 و 4 به ترتیب درون استخر آبی با دمای ˚C 27 و ˚C 14 قرار می گرفتند. این روند، 3 روز در هفته و طی 8 هفته تکرار شد. خون گیری (به میزان 5/1 سی سی) به دنبال 14-12 ساعت ناشتایی شبانه و 24 ساعت پس از آخرین جلسه فعالیت مقاومتی از ورید دمی انجام شد و مقادیر eHSP70 با استفاده از روش الایزا سنجیده شد. داده ها با استفاده از روش آنوای یک طرفه و در سطح معنی داری 05/0 تحلیل شد. یافته ها: نتایج  حاکی از کاهش eHSP70 در هر سه گروه تجربی نسبت به گروه کنترل بود، هر چند این کاهش در گروه تمرین مقاومتی (0/006≥P) و تمرین مقاومتی و غوطه وری در آب سرد (0/013≥P)، معنی دار بود. بحث و نتیجه گیری: براساس یافته ها استفاده از غوطه وری در آب با دمای 27 درجه سانتی گراد به هنگام فعالیت مقاومتی یا پس از آن، از کاهش محتوای پلاسمایی HSP70 ممانعت می نماید که در صورت تعمیم یافتن به مطالعات انسانی آینده، می توان استفاده از غوطه وری در آب با دمای 27 درجه سانتی گراد را به ورزشکاران رشته-هایی همچون کشتی و وزنه برداری که ماهیت قدرتی داشته و به محتوای پروتئینی عضلات نیاز بیشتری دارند، به منظور پاسخ های محافظتی بیشتر، پیشنهاد نمود.   
۱۷۰۰.

تاثیر تمرین مقاومتی کوتاه مدت با دو شدت متفاوت بر غلظت سرمی سیتوکین های ضدالتهابی و مقادیر تری گلیسیرید و گلیکوژن کبدی موش های صحرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۷۷
مقدمه و هدف: امنتین-1 آدیپوکین تازه شناخته شده ای با ویژگی های ضدالتهابی و افزایش حساسیت انسولینی است که نقش مهمی در پاتوژنز چاقی و بیماری های مرتبط با آن دارد. هدف این پژوهش، بررسی تاثیر تمرین مقاومتی با شدت های مختلف بر سطوح سرمی امنتین-1 و آدیپونکتین همراه با مقادیر تری گلیسیرید و گلیکوژن کبدی موش های صحرایی نر بالغ بود. روش شناسی: 24 سر موش صحرایی نر از نژاد ویستار (12 تا 14 هفته ای) به طور تصادفی به 3 گروه کنترل، تمرین مقاومتی با بار معادل 50% وزن بدن (تمرین 1) و تمرین مقاومتی با بار معادل 100% وزن بدن (تمرین 2) تقسیم شدند. تمرین مقاومتی شامل بالا رفتن از نردبان با وزنه های متصل به دم حیوانات بود. به منظور تعیین غلظت سرمی امنتین-1 و آدیپونکتین از روش الایزا استفاده شد. یافته ها: پس از 4 هفته تمرین مقاومتی تفاوت معنی داری در غلظت سرمی امنتین-1، آدیپونکتین و گلوکز گروه های مختلف مشاهده نشد (05/0

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان