ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۱٬۹۵۶ مورد.
۱۰۱.

اثر هشت هفته تمرین استقامتی همراه با مصرف مکمل سیر بر توان هوازی و اسید لاکتیک در زنان دو و میدانی کار میانسال غیرحرفه ای(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۲ تعداد دانلود : ۲۹۲
تمرین استقامتی طولانی مدت، شاخص های توان هوازی و اسید لاکتیک را هنگام استراحت و فعالیت ورزشی بهبود می بخشد. افزایش توان هوازی و کاهش اسید لاکتیک با مصرف سیر می تواند این آثار مفید را تقویت کند؛ بنابراین می تواند عملکرد استقامتی را افزایش دهد. لذا این مطالعه با هدف مقایه اثرات هشت هفته تمرین استقامتی همراه با مصرف مکمل سیر بر توان هوازی و اسید لاکتیک در زنان دوومیدانی کار میانسال غیرحرفه ای شهر زنجان انجام شد. زنان دونده سالم، به طور تصادفی، به چهار گروه مکمل سیر (با میانگین سنی 33/52) گروه تمرین (60/53)، گروه مکمل سیر و تمرین (93/53) و گروه کنترل (با میانگین سنی 63/53) تقسیم شدند. پس از اجرای آزمون بروس (پیش آزمون) به یک گروه مکمل سیر، گروه تمرین (فقط تمرین) و گروه مصرف مکمل سیر و تمرین (سیر به همراه تمرین) داده شد و گروه کنترل فعالیت خاصی انجام ندادند. در پایان هفته هشتم، آزمودنی ها مجدداً آزمون بروس را اجرا کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تی مستقل و تحلیل کواریانس استفاده شد. سطح معنی داری در تمامی آزمون ها 05/0 بود. نتایج نشان داد که بین میزان مصرف مکمل سیر، اجرای تمرین و سیر با تمرین در افزایش توان هوازی و کاهش اسید لاکتیک تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین بعد از هشت هفته، مصرف مکمل سیر، باعث تفاوت معنی دار در حداکثر اکسیژن مصرفی نسبت به گروه کنترل گردید. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که مصرف سیر به همراه تمرین استقامتی تأثیر معنی داری بر افزایش توان هوازی و کاهش اسید لاکتیک زنان دونده دارد.
۱۰۲.

اثرات مصرف حاد اسیدهای آمینه شاخه دار بر شاخص های التهابی و آسیب عضلانی متعاقب یک جلسه تمرین مقاومتی شدید دردختران ورزشکارحرفه ای(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۲ تعداد دانلود : ۲۹۸
هدف پژوهش حاضر تعیین تاثیر مصرف حاد مکمل BCAA بر برخی شاخص های التهابی و آسیب عضلانی متعاقب یک جلسه تمرین مقاومتی شدید در دختران ورزشکار بود. در این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون، 20 دختر ورزشکار به صورت تصادفی در 2 گروه 10 نفری گروه تمرین مقاومتی همراه مصرف مکمل BCAA و گروه تمرین مقاومتی همراه مصرف دارونما تقسیم شدند مکمل در یک نوبت صبح و یک نوبت عصر مصرف شد یک وهله فعالیت مقاومتی شامل 10 ست هشت تکراری اسکات با 70% 1RM با استفاده از دستگاه اسمیت و استراحت 3 دقیقه بین هر ست توسط همه شرکت کنندگان انجام شد. پس از تکمیل پروتکل اسکات، شرکت کنندگان پنج ست 20 تکراری متوالی (10 تکرار پرش تقسیم وزن بدن) را با دو دقیقه استراحت بین هر ست انجام دادند. داده های به دست آمده یا استفاده از آزمون های تی وابسته و آزمون کوواریانس با آزمون تعقیبی بونفرونی با استفاده از نرم افزار spss نسخه 22 تحلیل شد. نتایج مطالعه نشان داد که سطوح سرمی کراتین کیناز و میزان درد و کوفتگی عضلانی تاخیری در بلافاصله، 24 و 48 ساعت و سطوح سرمی اینترلوکین 6 بلافاصله پس از فعالیت مقاومتی شدید نسبت به حالت پایه به صورت معناداری افزایش یافته است (05/0>P). همچنین سطوح پلاسمایی کراتین کیناز و میزان درد و کوفتگی عضلانی تاخیری در 24 ساعت و میزان سطوح پلاسمایی اینترلوکین 6 پس از فعالیت مقاومتی شدید به اوج خود رسیده است و این میزان نسبت به 48 و 72 ساعت پس از فعالیت مقاومتی شدید به طور معناداری بالاتر بود (05/0>P). مطالعه حاضر نشان داد که مصرف مکمل BCAA (22/0 گرم/ کیلوگرم) قبل و بعد از تمرین هیچ اثر مفیدی در کاهش آسیب، درد عضلانی و التهاب در زنان تمرین کرده مقاومتی پس از تمرین مقاومتی اسنتریک وامانده ساز ندارد.
۱۰۳.

مقایسه عملکرد و قدرت اندام فوقانی در زنان والیبالیست نیمه حرفه ای با و بدون آسیب شانه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۰ تعداد دانلود : ۱۸۵
مفصل شانه، یکی از مهم ترین مفاصل درگیر در برخی از رشته های ورزشی مانند والیبال، هندبال و شنا است. کاهش یا افزایش قدرت گروه های مختلف عضلانی آن نیز یکی از عوامل مهم در بروز آسیب در این مفصل می باشد. این مفصل، از مفاصل متحرک بدن است که برای انجام حرکات طبیعی، نیازمند تعادل بین ثبات و حرکت می باشد تا آزادی حرکتی زیادی برای اندام فوقانی مهیا کند. هدف از این مطالعه، مقایسه عملکرد و قدرت اندام فوقانی زنان والیبالیست نیمه حرفه ای با و بدون آسیب شانه بود. به همین منظور، 40 والیبالیست در دو گروه آسیب دیده (تعداد: 20 نفر، سن: 89/2 ± 60/25 سال، قد: 07/0 ± 63/1 متر، وزن: 71/4 ± 55/59 کیلوگرم، شاخص توده بدنی: 50/2 ± 46/22 کیلوگرم بر متر مربع) و بدون آسیب شانه (تعداد: 20 نفر، سن: 76/2 ± 50/24 سال، قد: 04/0 ± 61/1 متر، وزن: 17/5 ± 20/58 کیلوگرم، شاخص توده بدنی: 60/2 ± 36/22 کیلوگرم بر متر مربع) به عنوان آزمودنی در این مطالعه شرکت کردند. اطلاعات دموگرافیک و اطلاعات در مورد سابقه آسیب دیدگی و سابقه ورزشی توسط پرسشنامه جمع-آوری شد. قدرت فلکشن، اکستنشن، ابداکشن، اداکشن، چرخش داخلی و چرخش خارجی به وسیله قدرت سنج دستی (MMT)، ارزیابی گردید. همچنین ورزشکاران با آسیب شانه از ناتوانی در عملکرد که با پرسشنامه DASH مورد ارزیابی قرار گرفت، بودند. برای مقایسه نسبت قدرت عضلات اندام برتر و غیربرتر بین گروه ها از آزمون t مستقل (05/0>P) و آزمون یو من - ویتنی استفاده شد. نتایج، نشان دهنده وجود تفاوت معنی دار بین ناتوانی عملکردی (001/0=p)، نسبت قدرت عضلات فلکسور به اکستنسور (03/0=p)، ابداکتور به اداکتور (03/0=p) و چرخاننده داخلی به چرخاننده خارجی (001/0=p) در دست برتر بود. با این حال تفاوت معنی داری بین نسبت قدرت عضلات دست غیربرتر مشاهده نشد. با توجه به نتایج تحقیق به نظر می رسد که حضور طولانی مدت و انجام حرکات تکراری باعث تغییرات ایمبالانس قدرت عضلانی شانه شده که این تغییرات با بروز آسیب و تغییر الگوی حرکتی در مفصل آسیب دیده مرتبط است.
۱۰۴.

Heat Stress Responses to Exercise: related mechanisms and biomarkers

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۳
The pathophysiology of heat stress occurs when the body's environmental and physiological responses exceed its ability to maintain homeostasis. When internal heat signals or external factors raise body temperature beyond a certain limit that the cooling mechanisms can effectively manage, the resulting increase in core temperature triggers response pathways that themselves induce physiological stress. The primary response mechanisms to heat stress include sweating, peripheral vasodilation, and shivering as thermogenic responses—all of which are activated by elevated temperatures and may seem counterproductive to the body's requirements, yet they operate through a neuromuscular and hormonal feedback system. Genetic factors influence individual heat tolerance; for instance, certain populations have variations in heat shock proteins (HSP70) and ion channels (TRPV1, RYR1) that enhance their heat response and tolerance. Additionally, individuals with higher relative VO2 max levels demonstrate greater heat tolerance, as those who are physically trained exhibit more sudomotor activity and effective evaporative cooling compared to untrained individuals. Furthermore, individuals who acclimatize to heat over time develop improved thresholds for heat stress, enabling them to better regulate internal and cardiovascular temperature stresses during exposure. This knowledge is crucial for populations at risk and in situations where physical exertion is required in hot conditions.
۱۰۵.

مقایسه اثر یک دوره مصرف مکمّل بتاآلانین و بیکربنات سدیم بر تغییرات PH، لاکتات خون و توان بی هوازی مردان نخبه تکواندو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۱۷
هدف: یکی از راهبردهای مورد استفاده ورزشکاران برای بهبود عملکرد در بسیاری از رشته های ورزشی، مصرف مکمّل های قبل از مسابقه اصلی است. هدف تحقیق حاضر مقایسه اثر یک دوره مصرف مکمّل بتاآلانین و بیکربنات سدیم بر PH، لاکتات خون و توان بی هوازی مردان نخبه تکواندوکار است. روش: 20 تکواندوکار نخبه به دو گروه 10 نفری تقسیم شدند. تکواندوکاران در طی 6 هفته 2/3 گرم روزانه بتاآلانین و 3/0گرم برحسب وزن، بیکربنات سدیم مصرف کردند. نمونه خونی و توان بی هوازی در دو مرحله، قبل و 24 ساعت بعد از پایان 6 هفته تمرین، ارزیابی شد. برای توصیف آماری داده ها از میانگین و انحراف معیار، و برای تحلیل استنباطی داده ها از آزمون t همبسته استفاده شد. سطح معناداری 05/0P≤ در نظر گرفته شد. یافته ها: مصرف مکمّل بتاآلانین و مکمّل بیکربنات سدیم به همراه تمرینات تکواندو از افزایش در سطوح PH، لاکتات جلوگیری کرده و متعاقب آن باعث افزایش توان بی هوازی شده است. مکمّل بتا آلانین با دوز 2/3 گرم روزانه در مقایسه با مکمّل بیکربنات سدیم با دوز 3/0گرم احتمالاً به یک نسبت می تواند در جلوگیری از خستگی و افزایش توان در ورزشکاران مؤثر باشد و احتمالاً مکمل بتا آلانین با دوز بیشتر از 2/3 گرم روزانه نسبت به دوز 3/0گرم بیکربنات سدیم می تواند تأثیر بیشتری در جلوگیری از خستگی و افزایش توان داشته باشد. نتیجه گیری: فعالیت ورزشی تکواندو به همراه مصرف مکمّل بتاآلانین و بیکربنات سدیم، باعث جلوگیری از افزایش PH خون، و لاکتات خون می شود. همچنین موجب بهبود عملکرد توان بی هوازی می شود.  
۱۰۶.

اثر مکمل کورکومین بر فاکتورهای آسیب عضلانی و درد عضلانی پس از ورزش در بزرگسالان: یک مرور نظام مند و فرا تحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۲۵
چندین مطالعه اثر مکمل کورکومین را بر فاکتورهای آسیب عضلانی و درد عضلانی پس از ورزش ورزشکاران بررسی کرده اند. کورکومین که ماده فعال موجود در زردچوبه است، به دلیل خواص ضدالتهابی و آنتی اکسیدانی اش شناخته می شود؛ بااین حال، نتایج برخی از مطالعات حاکی از آن است که مکمل کورکومین مزایای زیادی برای درد عضلانی پس از ورزش ندارد. این تناقض ها در نتایج مطالعات مختلف ممکن است به دلیل تفاوت در طراحی تحقیق، دوز مصرفی کورکومین، نوع فعالیت ورزشی و ویژگی های شرکت کنندگان باشد. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثر مکمل کورکومین بر فاکتورهای آسیب عضلانی و درد عضلانی پس از ورزش در بزرگسالان بود. در این پژوهش، جستجوی سیستماتیک مقالات منتشرشده از پایگاه های اطلاعاتی معتبر انگلیسی و فارسی تا مارس 2024 به منظور بررسی اثر مکمل کورکومین بر درد عضلانی و فاکتورهای آسیب عضلانی انجام شد. فاکتورهای بررسی شده شامل اندازه های سرمی کراتین کیناز (CK)، لاکتات دهیدروژناز (LDH)  و میوگلوبین (MB) بودند. همچنین دامنه حرکتی (Range of Motion - ROM)  به عنوان یکی از معیارهای مهم در ارزیابی عملکرد عضلانی و توانایی فرد در انجام حرکات روزمره مدنظر قرار گرفت. برای تحلیل داده ها از روش های آماری پیشرفته استفاده شد. تفاوت میانگین وزنی (Weighted Mean Difference-WMD) و تفاوت میانگین استانداردشده (Standardized Mean Difference-SMD) به عنوان معیارهای اصلی برای ارزیابی تأثیر کورکومین بر فاکتورهای آسیب عضلانی و درد عضلانی محاسبه شدند. درمجموع، 23 مطالعه شامل 564 آزمودنی وارد فراتحلیل حاضر شد. نتایج تحلیل اصلی نشان داد که مکمل کورکومین سبب کاهش معنادار درد عضلانی ]001/0P=، (08/1- الی 64/0) 86/0- =WMD]، CK سرمی ]001/0P=، (84/0- الی 33/0-) 58/0- =SMD]، LDH سرمی ] 001/0P=، (02/1- الی 28/0-) 65/0- =SMD] و میوگلوبین سرمی ]008/0P=، (04/25- الی 67/3)ng/ml  36/14- =WMD] برای تمام زمان های اندازه گیری شده پس از ورزش، نسبت به گروه کنترل شد. همچنین کورکومین سبب افزایش معنادار ROM ]01/0P=، (14/0 الی 21/1) 67/0 =SMD] در زمان 72 ساعت پس از ورزش، در مقایسه با گروه کنترل شد. نتایج نشان داد که مکمل کورکومین سبب کاهش درد عضلانی و فاکتورهای آسیب عضلانی پس از ورزش می شود. تحلیل داده ها نشان داد که مصرف کورکومین می تواند به طور معناداری سطوح آنزیم های سرمی مانند کراتین کیناز (CK) و لاکتات دهیدروژناز (LDH) را کاهش دهد. نتایج نشان داد که کورکومین نه تنها به کاهش درد عضلانی کمک می کند، بلکه دامنه حرکتی (ROM) را نیز بهبود می بخشد. این بهبود در دامنه حرکتی به ورزشکاران کمک می کند تا سریع تر به فعالیت های روزمره و تمرینات ورزشی خود بازگردند و از بروز آسیب های بعدی جلوگیری کنند. 
۱۰۷.

مقایسه پاسخ ترکیب بدن کودکان چاق به تمرینات ورزشی بر اساس ژنوتیپ پلی مورفیسم rs266729 ژن ADIPOQ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۱
اهداف: تفاوت های ژنتیکی افراد، پیامد مداخلات تغذیه ای و دارویی برای کاهش وزن را تحت تاثیر قرار می دهد. بنابراین شناسایی این تفاوت های ژنتیکی و نیز شناخت تعامل آنها با یکدیگر و با عوامل محیطی در طراحی مداخلات مناسب برای درمان یا پیشگیری از چاقی مهم است. هدف از مطالعه حاضر مقایسه پاسخ ترکیب بدن کودکان چاق به تمرینات ورزشی بر اساس پلی مورفیسم های rs266729 ژن ADIPOQ بود. مواد و روش ها: این پژوهش بر روی 40 پسر چاق که BMIz بزرگتر از دو داشتند انجام گرفت. برای تعیین ژنوتیپ های rs266729 از روش PCR-RFLP استفاده شد. آزمودنی ها به مدت هشت هفته، هفته ای سه جلسه و هر جلسه 60 دقیقه تمرینات ورزشی ترکیبی (هوازی و مقاومتی) انجام دادند و تغییرات وزن بدن، چربی بدن، شاخص توده بدن و WHR آنها بر اساس ژنوتیپ هر گروه مقایسه شد. از آزمون آنوای دو راهه جهت مقایسه متغیرها بین ژنوتیپ ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 24 استفاده شد. یافته ها: در اثر تمرینات ورزشی، بیشترین کاهش در توده بدنی و WHR در پسرانی دیده شد که دارای ژنوتیپ GC بودند و پسران با ژنوتیپ CC بیشترین کاهش را در درصد چربی بدن داشتند (0.05>p). نتیجه گیری: وجود آلل G در پلی مورفیسم rs266729 می تواند یک عامل نامساعد در عدم پاسخ به هشت هفته تمرین ورزشی در ترکیب بدنی کودکان چاق باشد و آلل C در پلی مورفیسم rs266729 می تواند به بهبود وضعیت سلامتی احتمالاً از طریق افزایش سطوح آدیپونکتین سرمی و کاهش خطر بیماری های متابولیکی کمک کند.
۱۰۸.

اثر تمرین ترکیبی (مهارتی- جسمانی) به همراه تکنیک تن آرامی پیشرونده عضلانی بر سطوح سرمی اپی نفرین، لاکتات دهیدروژناز وکراتین کیناز در مردان ورزشکار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۹۶
هدف این پژوهش بررسی اثر یک دوره تمرین ترکیبی (مهارتی- جسمانی) به همراه تکنیک تن آرامی جاکوبسن بر سطوح سرمی کاتکولامین ها و شاخص های کوفتگی عضلانی تاخیری در مردان ورزشکار است. روش پژوهش:دراین پژوهش نیمه تجربی30 بوکسور آماتور سالم در محدوده سنی 20 تا30 سال در نظرگرفته شد. داوطلبین براساس Vo2max، BMIومهارت بوکس به صورت تصادفی به سه گروه تمرینات ترکیبی به همراه تن آرامی جاکوبسن(10n=) ، تمرینات بوکس به همراه تن آرامی جاکوبسن(10n=) و گروه کنترل(10n=) تقسیم شدند.تمرینات بوکس شامل اجرای صحیح حرکات به مدت 30 ثانیه با ضربه مستقیم بادست جلو،دست عقب وهردودست اندازه گیری شد.تمرینات آمادگی جسمانی شامل حرکت شنا،پرش اسکات،دوی شاتل ران که هرهفته10درصد به حجم تمرین افزوده شد.تمرینات آرام سازی جاکوبسن به مدت20 دقیقه بود.خونگیری قبل از شروع برنامه تمرینی و 48ساعت پس از آخرین جلسه جهت اندازه گیری EPi، LDH وCK انجام شد. برای تحلیل آماری از آزمون کورایانسAncova)) جهت مقایسه بین گروهی و جهت مقایسه درون گرو هی آزمون t زوجی توسط نرم افزارversion25 SPSS درسطح معناداری P ≤ 0.05 استفاده شد. یافته ها:. نتایج نشان داد که بین سه گروه جسمانی، مهارتی-جاکوبسن، مهارتی–جاکوبسن و مهارتی در غلظت سرمیEPi(001/0(P=، LDH (003/0(P= و CK (016/0(P= تفاوت معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج آزمون تی زوجی کاهش معنادار غلظت سرمی اپی نفرین لاکتات دهیدروژناز پس آزمون نسبت به پیش آزمون، در هردو گروه جسمانی مهارتی جاکوبسن و گروه مهارتی جاکوبسن نشان داد. اما این کاهش در متغیر کراتین کیناز معنا دار نبود. نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد که مداخله آرام سازی عضلانی می تواند تاثیر بسزایی بر میزان شاخص های آسیب و کوفتگی عضلانی تاخیری و بهبود مقادیر اپی نفرین داشته باشد.
۱۰۹.

اثرات هشت هفته تمرین مقاومتی و مکمل گلوتامین بر برخی شاخص های هماتولوژی خون در مردان جوان غیرفعال(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷
همراه با انجام تمرینات مقاومتی، مصرف مکمل هایی نظیر گلوتامین بسیار رواج یافته است. گلوتامین منبع اصلی انرژی برای سلول های با سرعت تکثیر زیاد نظیر سلول های خون و فاکتورهای هماتولوژیک است. هدف پژوهش حاضر تعیین اثرات اجرای هشت هفته تمرین مقاومتی و مصرف مکمل گلوتامین بر برخی فاکتورهای هماتولوژیک در مردان جوان غیرفعال بود. تعداد 40 دانشجوی مرد جوان غیرفعال بر اساس معیارهای ورود به تحقیق و نمونه های داوطلب در دسترس به صورت تصادفی در چهار گروه مساوی کنترل، تمرین مقاومتی، مکمل گلوتامین و تمرین مقاومتی همراه با مکمل گلوتامین جایگزین شدند. تمرین مقاومتی شامل 8 حرکت، 3 ست، 8 تا 10 تکرار، با شدت 60 درصد یک تکرار بیشینه شروع و به صورت فزاینده، به 75 درصد رسید. آزمودنی ها مکمل خود را 3 روز در هفته (به ازای هر کیلو گرم از وزن بدن 1/0 گرم و در ترکیب با 300 میلی لیتر آب) مصرف کردند. تفاوت بین گروه ها با استفاده از آزمون آنالیز واریانس یک طرفه و تی وابسته برای تعیین تفاوت های درون گروهی در نرم افزار SPSS نسخه 21 محاسبه شد. یافته ها نشان داد که اجرای تمرین مقاومتی و مصرف مکمل گلوتامین اثرات معنی داری را در فاکتورهای هماتولوژیک ایجاد می کند. لذا پیشنهاد می شود که در کنار تنظیم برنامه تمرین مقاومتی برای ورزشکاران، از مکمل گلوتامین نیز بهره ببرند تا ضمن پیشرفت عملکرد ورزشی، با افزایش برخی فاکتورهای خونی منجر به بهبود و تقویت عملکرد سیستم خون رسانی گردد.
۱۱۰.

تاثیر 12 هفته تمرین مقاومتی و تحریک الکتریکی عضله( EMS) بر سطوح سرمی فاکتور رشد شبه انسولین 1 (IGF-1)، انسولین، گلوکز، مقاومت به انسولین و ترکیب بدن در مردان دارای اضافه وزن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۲
هدف: در پژوهش حاضر، تاثیر 12 هفته تمرین مقاومتی و تحریک الکتریکی عضله (EMS) بر سطوح سرمی فاکتور رشد شبه انسولین 1 (IGF-1)، انسولین، گلوکز و مقاومت به انسولین و ترکیب بدن در مردان دارای اضافه وزن بررسی شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی، پیش آزمون _ پس آزمون با گروه کنترل بود. نمونه پژوهش حاضر را 40 مرد میانسال سالم دارای اضافه وزن تشکیل دادند. آزمودنی ها بصورت تصادفی به 3 گروه تمرین EMS، تمرین مقاومتی وکنترل تقسیم شدند. دوره تمرینی به مدت 12 هفته و 3 جلسه در هفته و هر جلسه به مدت 40 دقیقه انجام گردید. در هر جلسه تمرینی، هر یک از گروه ها هفت حرکت ورزشی متفاوت را در سه نوبت (ست) با 12 تا 15 تکرار در هر ست انجام دادند. تمرینات برای گروه تمرینات مقاومتی با شدت 50 تا 85 درصد یک تکرار بیشینه و برای گروه تمرینات EMS به صورت درک فشار با مقدار 70 تا 85 درصد فرکانس انجام شدIGF-1 .، گلوکز، انسولین و مقاومت به انسولین در پیش آزمون و پس آزمون مورد اندازه گیری قرار گرفت. از تحلیل واریانس با اندازه تکراری و سطح معناداری0.05 P≤ استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که سطوحIGF-1 در پس آزمون نسبت به پیش آزمون افزایش معناداری را در هر دو گروه تمرینی مقاومتی و EMS داشت(P=0.001,F=30.7)، بطوری که گروه EMS 14/07درصد و گروه مقاومتی 11/82 درصد نسبت به پیش آزمون افزایش داشت.سطوح انسولین(P=0.001,F=42.09)، گلوکز(P=0.001,F=13.9) و شاخص مقاومت به انسولین(P=0.001,F=48.5) نیز در پس آزمون نسبت به پیش آزمون در هر دو گروه تمرینی نسبت به کنترل به طور معناداری کاهش یافت. نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که تمرینات EMS در مقایسه با تمرینات مقاومتی، رویکردی موثرتر در بهبود مقاومت به انسولین، افزایش سطح IGF-1 و بهبود ترکیب بدنی در افراد دارای اضافه وزن دارد. این یافته ها حاکی از آن است که تمرین EMS می تواند به عنوان یک روش تمرینی جایگزین یا مکمل برای تمرینات مقاومتی در نظر گرفته شود.
۱۱۱.

اثرات تمرین هوازی بر برخی نشانگرهای استرس اکسیداتیو، آپوپتوز و نشانگرهای نوروژنز در بافت هیپوکامپ موش های تغذیه شده با روغن سرخ کردنی حرارت دیده(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۶
روغن سرخ کردنی حرارت دیده حاوی مقادیر زیادی رادیکال های آزاد است و مصرف غذاهای تهیه شده با این روش به دلیل ایجاد استرس اکسیداتیو باعث آسیب بافتی، به ویژه در بافت عصبی، می شود. از آنجایی که ورزش هوازی با شدت متوسط استرس اکسیداتیو را کاهش می دهد، هدف از این مطالعه بررسی اثرات ورزش هوازی بر نشانگرهای استرس اکسیداتیو، آپوپتوز و نشانگرهای نوروژنز در بافت هیپوکامپ موش های تغذیه شده با روغن سرخ کردنی حرارت دیده بود. در یک کارآزمایی پیش بالینی، ۱۸ سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به عنوان آزمودنی انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه کنترل تغذیه با رژیم غذایی معمولی، کنترل تغذیه با روغن سرخ کردنی حرارت دیده و تمرین هوازی همراه با مصرف روغن سرخ کردنی حرارت دیده جایگزین شدند. روغن سرخ کردنی حرارت دیده به مدت چهار هفته، پنج روز در هفته، با دوز ۲ میلی لیتر به روش گاواژ مصرف شد. تمرین هوازی نیز شامل دویدن روی تردمیل به مدت چهار هفته و پنج جلسه در هفته بود. ۴۸ ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی نهایی، موش ها قربانی شدند و بافت هیپوکامپ برای اندازه گیری بیان ژن ها و آنزیم های مورد نظر استخراج شد. تغذیه با روغن سرخ کردنی حرارت دیده به طور چشمگیری بیان نسبی ژن های BAX، Caspase3 و Caspase9 و هم چنین فعالیت آنزیم های مالون دی آلدئید و فاکتور ناتریوتیک مشتق از مغز را افزایش و فعالیت آنزیم های سوپراکسید دیسموتاز و کاتالاز را کاهش داد. بیان گیرنده کانابینوئید نوع دو نیز به طور قابل توجهی کاهش یافت. تمرین هوازی به طور چشمگیری بیان نسبی ژن های BAX، Caspase3 و Caspase9 و هم چنین فعالیت آنزیم مالون دی آلدئید را کاهش داد. سطح فعالیت آنزیم های سوپراکسید دیسموتاز و کاتالاز و فاکتور ناتریوتیک مشتق از مغز تحت تاثیر تمرین هوازی افزایش قابل توجهی نشان داد. تغذیه با روغن سرخ کردنی حرارت دیده باعث ایجاد آپوپتوز پاتولوژیک در بافت هیپوکامپ شده و به دلیل ایجاد استرس اکسیداتیو، روند نوروژنز را کاهش می دهد. در حالی که تمرین هوازی با کاهش استرس اکسیداتیو، مهار آپوپتوز و ایجاد نوروژنز، اثر محافظت عصبی خود را بر بافت هیپوکامپ اعمال می کند.
۱۱۲.

اثر محرومیت از خواب بر سطوح قند خون، پروفایل لیپیدی و توان بی هوازی مردان جوان تمرین کرده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۸۲
هدف: هدف مطالعه حاضر تعیین اثر محرومیت از خواب بر سطوح قند خون، پروفایل لیپیدی و توان بی هوازی مردان جوان تمرین کرده بود. روش: 12 ورزشکار پسر به صورت هدفمند انتخاب شدند. مطالعه در دو مرحله، یک مرحله کنترل و یک مرحله تجربی با فاصله یک هفته انجام شد. در مرحله کنترل، پس از 12 ساعت ناشتایی و 8 ساعت خواب کافی، و در مرحله تجربی، بعد از 12 ساعت ناشتایی و 24 ساعت بی خوابی کامل مورد بررسی قرار گرفتند. اندازه گیری قند خون، پروفایل لیپیدی (LDL, HDL) با دستگاه اتوآنالیزور Global 4500 (ایتالیا) و توان بی هوازی با استفاده از تست RAST انجام شد. تغییرات غلظت قند خون و پروفایل لیپیدی در دو مرحله کنترل و تجربی با آزمون t همبسته در سطح معناداری (05/0 p<) آنالیز شد. یافته ها: نتایج نشان داد که توان بی هوازی ورزشکاران در شرایط محرومیت از خواب، نسبت به موقعیت خواب کافی، به طور معنی داری کاهش یافت (002/0=p). همزمان تغییر معناداری در سطوح قند خون (679/0=p)، LDL (676/0=p) و HDL (729/0=p) مشاهده نشد. نتیجه گیری: 24 ساعت محرومیت از خواب باعث تغییر معنی داری در توان بی هوازی مردان جوان تمرین کرده شد. ورزشکاران به علت نیازهای فیزیولوژیکی نسبت به افراد غیرفعال، به خواب بیشتری نیاز دارند. توصیه می گردد از محرومیت از خواب به عنوان یکی از عوامل محدودکننده بالقوه عملکرد فیزیولوژیکی جلوگیری شود.
۱۱۳.

پارادوکس ورزشکاران استقامتی: ارتباط بین تجمع چربی بافت عضلانی و حساسیت انسولین در ورزشکاران استقامتی و افراد چاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۲۲
تجمع چربی سبب می شود چربی در بافت هایی به جز بافت ذخیره چربی (ادیپوز) مانند عضله نیز انباشت  شود. در سلول های عضلانی چربی به صورت قطرات چربی ذخیره می شود. در سلول های عضلانی قطرات چربی این توانایی را دارند که چربی را به شکل مطمئن ذخیره کنند، اما این ظرفیت دارای محدودیت است؛ به گونه ای که افزایش بیش از اندازه ذخیره چربی ممکن است به اختلال در عملکرد طبیعی سلول منجر شود. با افزایش وزن و چاقی میزان محتوای چربی درون سلول های عضلانی افزایش می یابد و این  موضوع با مقاومت به انسولین ارتباط مستقیم دارد، اما این پدیده در ورزشکاران استقامتی متفاوت است؛ به گونه ای که به رغم افزایش محتوای چربی درون عضلانی، افزایش حساسیت به انسولین مشاهده می شود. احتمالاً محل ذخیره چربی، محتوای چربی و ترکیب قطرات چربی، همراه باوجود لیپیدهای بیواکتیو ممکن است بین ورزشکاران و افراد چاق و احتمالا دارای دیابت نوع دو متفاوت باشد. پروتئین هایی که سطح قطرات لیپید را می پوشانند، احتمالاً بر سیگنال دهی و متابولیسم آن ها تأثیر می گذارند. این پروتئین ها همچنین به تعامل بین قطرات لیپید و سایر اجزای سلولی و همچنین موقعیت آن ها کمک می کنند. این مقاله با مرور تحقیقات قبلی درمورد ارتباط بین قطرات چربی در عضلات اسکلتی و اختلالات متابولیک، نقش پروتئین ها را در تنظیم متابولیسم و اثرات فعالیت بدنی بر این اندامک ها و تفاوت در تجمع چربی در بافت عضلانی بین ورزشکاران و افراد چاق یا دارای دیابت نوع 2 بررسی می کند.
۱۱۴.

تاثیر تمرین تناوبی پر شدت بر محتوای پروتئین های اتوفاژی (BECLIN1 و AMBRA1) در عضله اسکلتی موش های صحرایی سالمند(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۱
زمینه و هدف: یکی از عوارض مرتبط با سالمندی کاهش حجم عضلانی است که نقص در مسیرهای سلولی مانند اتوفاژی در تنظیم آن نقش دارد؛ فعالیت های ورزشی می تواند یک عامل کلیدی در معکوس یا افزایش این عارضه باشد؛ بنابراین هدف از انجام تحقیق حاضر تاثیر تمرین تناوبی پرشدت (HIIT) بر محتوای پروتئین های اتوفاژی (BECLIN1 و AMBRA1) در عضله اسکلتی موش های صحرایی سالمند می باشد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع تجربی-بنیادی می باشد که 12 سر موش صحرایی نر 20 ماهه از نژاد اسپراگ داولی با میانگین وزنی 30±400 گرم به صورت تصادفی به 2 گروه 1) کنترل (6 سر) و 2) HIIT (6 سر) تقسیم شدند. برنامه تمرین HIIT شامل 8 هفته و هفته ای 3 جلسه با شدت 85-90 درصد VO2max بود. بعد از 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین بافت عضله EDL بدن موش های صحرایی برداشته شد. تجزیه و تحلیل داده ها داده ها از طریق آزمون t-مستقل در نرم افزار های SPSS نسخه 27 و گراف پد پریسم نسخه 2/2/10 انجام شد. سطح معنا داری کمتر از 05/0≥p بود. یافته ها: هشت هفته تمرین HIIT منجر به افزایش محتوای درون سلولی پروتئین BECLIN1 (0001/0P=) و کاهش محتوای درون سلولی پروتیئن AMBRA1 (0001/0P=) در عضله EDL موش های صحرایی سالمند شد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج متناقض در محتوای پروتئین های BECLIN1 و AMBRA1 نشان می دهد که در تنظیم مسیر اتوفاژی پاسخ های تطبیقی HIIT متفاوت است.
۱۱۵.

تاثیر هشت هفته تمرینات ترکیبی بر سطح کوپپتین و درصد چربی بدن زنان چاق(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۵
مقدمه: چاقی با بیماری هایی از قبیل بیماری های قلبی عروقی، دیابت نوع دوم، بیماری کبدی، نارسایی کلیه و انواع مختلف سرطان مرتبط است. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر هشت هفته تمرینات ترکیبی بر سطح کوپپتین و درصد چربی بدن زنان چاق انجام گرفت. مواد و روش ها: در این پژوهش نیمه تجربی که با طرح پیش آزمون- پس آزمون انجام گرفت، 30 زن چاق(شاخص توده بدنی بالاتر از 30 کیلوگرم بر متر مربع) با دامنه سنی 20 تا 35 سال به صورت در دسترس انتخاب و در 2 گروه 15 نفری تمرینات ترکیبی و کنترل قرار گرفتند. نمونه های خونی آزمودنی ها در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون (پس از ۸ هفته تمرین) جمع آوری شد. پروتکل تمرینی شامل ٨ هفته اجرای تمرینات ترکیبی بود که سه جلسه در هفته در دو بخش تمرینات طناب زنی و تمرینات مقاومتی با کش اجرا شد. داده های به دست آمده توسط آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری تکراری تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که تمرین ترکیبی باعث افزایش معنی دار کوپپتین زنان چاق گردید (001/0>P). همچنین دیگر نتایج نشان داد که تمرین ترکیبی باعث کاهش معنی دار درصد چربی بدن زنان چاق گردید (0001/0>P). بحث و نتیجه گیری: به طور کلی نتایج حاضر حاکی از این بود که زنان چاق با استفاده از تمرینات ترکیبی احتمالا می توانند از بروز فشارهای التهابی ناشی از انجام فعالیت های ورزشی و پیامدهای بعدی آن جلوگیری کنند.
۱۱۶.

اثر تمرین استقامتی بلندمدت بر استرس اکسیداتیو بافت بیضه در ناباروری القاءشده توسط اشعه یونیزان در موش های صحرایی نر بالغ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۳۳
هدف: رادیوتراپی متداول ترین روش برای درمان سرطان است. به نظر می رسد که آسیب های بافت بیضه ناشی از درمان رادیوتراپی، بیشتر در اثر استرس اکسیداتیو رخ داده؛ که به دلیل تولید بیش از حدّ نسبت اکسیژن/نیتروژن واکنش پذیر و کاهش سطح آنتی اکسیدان رخ می دهد. از این رو تمرین کوتاه مدت، با شدت متوسط می تواند تأثیر مطلوبی بر ساختار بافت بیضه و وضعیت آنتی اکسیدانی داشته باشد. در این راستا، هدف پژوهش حاضر، بررسی اثر تمرینات استقامتی تداومی، با شدت متوسط بر سطوح سرمی مالون دی آلدئید، ظرفیت تام آنتی اکسیدانی و ساختار بافت بیضه در موش های صحرایی نر، تحت اشعه یونیزان ایکس بود. روش : ۲۴ سر موش صحرایی نر از نژاد اسپراگ داولی با میانگین وزنی ۲۲۱ گرم به چهار گروه: کنترل سالم، تمرین استقامتی سالم، کنترل تحت اشعه و تمرین استقامتی همراه با اشعه، تقسیم شدند. بعد از ۸ هفته تمرینات استقامتی، موش ها تشریح شده و بافت بیضه جهت مطالعات استریولوژیک و سرم خون برای اندازه گیری عوامل اکسیدانی و آنتی اکسیدانی جدا شدند. داده ها با آزمون آماری آنالیز واریانس یک طرفه در نرم افزار spss تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: پس از ۸ هفته تمرینات استقامتی بین سطوح سرمی مالون دی آلدئید در گروه های مورد مطالعه، تفاوت معنادار مشاهده شد (001/0 =P). همچنین بین ظرفیت تام آنتی اکسیدانی چهار گروه، تفاوت معناداری مشاهده گردید (001/0= P). در مورد ساختار بیضه برخی فاکتورها ازجمله برآورد چروکیدگی (001/0 =P)، حجم لوله های منی ساز (001/0= P)، طول لوله های منی ساز (016/0= P) و قطر لوله های منی ساز (001/0= P)، تفاوت معنادار داشت. نتیجه گیری: 8 هفته تمرین استقامتی با شدت متوسط، تأثیر معناداری بر سطوح سرمی مالون دی آلدئید و ظرفیت تام آنتی اکسیدانی و نیز ساختار بیضه موش های نر صحرایی تحت رادیوتراپی دارد.
۱۱۷.

اثر هشت هفته تمرین مقاومتی همراه با ژل رویال به تغییرات پاتو فیزیولوژی بافت هیپوکامپ موش های صحرایی آلزایمری شده با تری متیل تین(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۷
مقدمه: استرس اکسیداتیو در بیماری آلزایمر (AD)نقش دارد. ورزش و آنتی اکسیدان ها بر سلامت نورونی اثر دارد. اثر هشت هفته تمرین مقاومتی (RT) همراه با ژل رویال (RJ) بر مالون دی آلدئید (MDA)، پروتئین کربونیله (PC) و بر تغییرات پاتولوژی بافت هیپوکامپ موش های صحرایی آلزایمری شده با تری متیل تین (TMT)بررسی شد. روش ها: در این مطالعه تجربی 42 سر موش صحرایی نر نژاد اسپراگو داولی آلزایمری شده با 8 mg/kg TMT گروه های TMT، Sham، RJ100، RJ200، RT، RT+RJ100 و RT+RJ200 تقسیم شدند. گروه های مکمل RJ را با دوز های 100 و 200 mg/kg/day به صورت تزریق صفاقی دریافت کردند و پروتکل RT فزاینده برای 8 هفته، 3 جلسه در هفته با شدت 30 تا 100 درصد وزن انجام شد. نتایج: مقادیر MDA، PC در گروه TMT به طور معنی داری بیشتر از گروه HC بود. ولی MDA و PC در گروه RT+RJ200 کمتر از گروه TMT بود (05/0≥P)وPC در گروه RT به طور معنی داری کمتر از TMT بود. همچنین مقادیر MDA در گروه RJ200 کمتر از TMT بود و مقادیر PC در گروه RJ100 به طور معنی داری کمتر از TMT بود (05/0≥P). اثر کاهنده PC در گروه RJ100 به مراتب مطلوب تر از RJ200 بود (05/0≥P). و اثر کاهنده MDA در گروه RT+RJ200 به مراتب مطلوب تر از گروه های RT+RJ100 بود (05/0≥P). نتیجه گیری: تمرین مقاومتی و ژل رویال بر کاهش استرس اکسیداتیو اثر دارند. اثر همزمان این دو مداخله با دوز بالاتر اثر مطلوب تری بر کاهش استرس اکسیداتیو در بافت هیپوکامپ در شرایط مدل سازی AD دارد.
۱۱۸.

تاثیر تمرینات مقاومتی و مصرف روغن گردو بر برخی پارامترهای استرس اکسیداتیو در ورزشکاران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۶
هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر هشت هفته تمرینات مقاومتی و مصرف روغن گردو بر روی پارامترهای استرس اکسیداتیو CAT، SOD و ROS در ورزشکاران بود. تحقیق حاضر یک مطالعه تجربی با جامعه آماری زنان ورزشکار بود. نمونه ها به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی، به چهار گروه ده نفری تقسیم شدند. تمرینات ورزشی به مدت 8 هفته و هر هفته، 3 جلسه اجرا شد که دو هفته ابتدایی، برنامه تمرین مقاومتی با شدت 70 درصد یک تکرار بیشینه شروع شد و سپس هر دو هفته یک بار برای افزایش میزان بار تمرینی به میزان 5 درصد بر میزان یک تکرار بیشینه اضافه گردید و در گروه مکمل گیاهی و مکمل همراه با تمرینات ورزشی، روغن گردو به صورت مصرف روزانه 15 سی سی همراه با وعده های غذایی مصرف شد. طبق نتایج به دنبال اجرا 8 هفته مداخله در گروه روغن گردو(0.01₌P)، گروه تمرین مقاومتی+روغن گردو(0.02₌ P)، افزایش معنی داری در متغیر SOD مشاهده شد؛ اما در گروه تمرین مقاومتی(0.11₌P) نسبت به گروه کنترل اختلاف معنی داری مشاهده نشد(0.22₌P). همچنین در گروه روغن گردو(0.00₌P)، گروه تمرین مقاومتی+روغن گردو(0.01₌P)، نیز افزایش معنی داری در متغیر CAT مشاهده شد(0.65₌P)؛ از طرفی، در گروه روغن گردو(0.00₌P)، گروه تمرین مقاومتی+روغن گردو(0.01₌P)، نیز کاهش معنی داری در متغیر ROS نسبت به گروه کنترل مشاهده شد(0.57₌P). با توجه به نتایج این پژوهش به نظر می رسد مصرف روغن گردو باعث افزایش ظرفیت آنتی اکسیدانی و کاهش آسیب های سلولی از طریق کاهش ROS و موجب بهبود فعالیت سلولی و کاهش آسیب های عضلانی می شود.
۱۱۹.

تأثیر 12 هفته ورزش در آب و مصرف مکمّل امگا3 برمقادیر سرمی BDNF و TNFدر مردان مبتلا به بیماری مولتیپیل اسکلروزیس

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۸۱
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر 12 هفته ورزش در آب و مصرف مکمّل امگا 3 بر مقادیر سرمی BDNF و TNF در مردان مبتلا به بیماری مولتیپیل اسکلروزیس بود. روش: 40 مرد مبتلا به ام.اس. از بین مردان مراجعه کننده به یکی از مراکز معتبر شهرستان مهاباد که دارای پرونده پزشکی بوده و به تشخیص پزشک متخصص مغز و اعصاب وجود بیماری ام.اس. در آنها به اثبات رسیده و تحت درمان بودند، با دامنه سنی 35-40 در قالب یک طرح نیمه تجربی با پیش آزمون و پس آزمون، به صورت تصادفی انتخاب شدند و در چهار گروه 10 نفره تمرین+ مکمّل، تمرین+ دارونما، مکمّل امگا3 و گروه کنترل تقسیم شدند. گروه های مداخله، تمرینات ورزشی را به مدت 12 هفته، هفته ای 3 جلسه 60 دقیقه ای انجام دادند. گروه های مکمّل، روزانه دو گرم امگا3 که به صورت 3 کپسول ژلی بود را به میزان سه بار در روز پس از هر وعده غذایی مصرف می کردند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-22 انجام شد. جهت بررسی طبیعی بودن توزیع داده ها از آزمون شاپیرو- ویلک استفاده شد. بعد از حصول اطمینان از طبیعی بودن توزیع داده ها، جهت مقایسه میانگین نمرات پیش آزمون و پس آزمون شاخص های گروه های تجربی و گروه کنترل، از آزمون تحلیل کوواریانس، و جهت مقایسه تفاوت بین داده های چهار گروه از آزمون تعقیبی توکی 3 استفاده شد. یافته ها: تمرینات ورزشی به همراه مصرف امگاه3 باعث افزایش BDNF در گروه ها در مقایسه با گروه کنترل شد، ولی این افزایش در گروه تمرین + مکمّل نسبت به دیگر گروه ها بیشتر بود (p<0/05). نتایج در گروه های مداخله نسبت به گروه کنترل کاهش معنی داری TNF-α را نشان داد (p<0/05). نتیجه گیری: مصرف امگا 3 به عنوان یک مکمّل می تواند اثر مثبتی بر افزایش مقادیر BDNFو کاهش مقادیر TNF-α در مردان مبتلا به ام.اس. داشته باشد.
۱۲۰.

Innovative Approaches in Understanding the Stress Hyporesponsive Period: The Role of Exercise Physiologists in Unraveling its Unknown Mechanisms

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۸
Stress is a fundamental response of the body to various environmental pressures, impacting physical and mental health across age groups. After birth, infants enter a phase known as the Stress Hyporesponsive Period (SHRP), during which their physiological responses to stressors are significantly diminished. This stage is crucial as it shapes how individuals respond to stress later. Research indicates that the type and severity of stress experienced during the SHRP can have long-lasting implications, affecting stress reactivity in adulthood. Consequently, there is growing interest in utilizing exercise and physical activity as tools to mitigate the effects of stress. Various sports strategies and exercise regimens are adopted by health professionals to manage both physiological and psychological stressors. Notably, exercise has emerged as an important therapeutic option for various medical conditions, contributing to improvements in individuals’ mental well-being and physical fitness. Moreover, the objectives of this research extend beyond mere treatment; they also involve the enhancement of individuals' physiological traits. This study examines the scientific literature over the past decade regarding the Stress Hyporesponsive Period and analyzes research articles. By focusing on the relationship between exercise and stress response, this research aims to fill existing gaps and explore new pathways for understanding the interactions between physical activity and stress responses.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان