ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۴۱ تا ۹۶۰ مورد از کل ۸٬۱۵۴ مورد.
۹۴۱.

تأثیر برچسب گذاری معنایی در رفع ابهام هم نویسه های تخصصی از نظر ریزش کاذب در بازیابی متون علمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۷ تعداد دانلود : ۴۸۴
هدف: مسئله اصلی در بازیابی مؤثر و کاربرمدار هم نویسه های تخصصی، توسعه فرایندی است که بازیابی اطلاعات نامرتبط را به حداقل برساند (ریزش کاذب= ۰). در این مقاله سعی شده با به کارگیری رویکرد پیکره مدار با استفاده از برچسب گذاری معنایی، بازیابی مدارک حاوی هم نویسه های تخصصی ارزیابی و با راهبردهای موجود (بدون برچسب گذاری) مقایسه و یافته ها آشکار شود. هدف بهینه سازی کارایی نظام بازیابی اطلاعات در کاهش ریزش کاذب بازیابی متون علمی با استفاده از روش رفع ابهام معنایی از هم نویسه های تخصصی به کمک برچسب گذاری معنایی بوده است. روش: پژوهش به دلیل ماهیتش به روش تجربی انجام شد. روش تجربی از روش های سه گانه رفع ابهام معنایی (بانظارت، نیمه نظارتی و بدون نظارت) بوده و روشی بانظارت به شمار می رود. جامعه پژوهش را ۴۴۲ مقاله علمی در دو گروه گواه و آزمون تشکیل دادند. گروه گواه (پایه) شامل ۲۲۱ متن کامل مقاله بدون برچسب و گروه تجربی (آزمون) شامل همان ۲۲۱ مقاله، اما دارای برچسب بود که ۴۶ هم نویسه تخصصی آن ها به روش دستی برچسب گذاری شد و در نظام بازیابی پیشنهادی قرارگرفتند و برای بررسی کارآیی برچسب ها در رفع ابهام معنایی، از هم نویسه های تخصصی و کاهش ریزش کاذب آزموده شدند. یافته ها: بازیابی در مقاله های گروه گواه به دلیل ابهام معنایی هم نویسه های تخصصی، با ریزش کاذب همراه بود؛ درحالی که برچسب گذاری هم نویسه های تخصصی در متن کامل مقاله های گروه تجربی، تأثیر مستقیمی در کاهش ریزش کاذب داشت. سطح معنی داری آزمون رتبه های علامت دار ویلکاکسون (۰/۰۰۰۱ = P، ۵/۹۰۹- = Z) نشان داد که میزان ریزش کاذب نتایج بازیابی بعد از به کارگیری پیکره تخصصی برچسب گذاری شده در نظام بازیابی اطلاعات به نسبت قبل، تفاوت معنا داری داشت. بررسی رتبه های منفی و مثبت نشان داد که میزان ریزش کاذب نتایج بازیابی بعد از به کارگیری پیکره تخصصی برچسب گذاری شده به میزان معنا داری کاهش یافته است. نتیجه گیری: حد ریزش کاذب در یافته های پژوهش، گواه عملکرد قابل قبول برچسب گذاری در رفع ابهام معنایی هم نویسه های تخصصی است. همچنین بیانگر نقش مؤثر آن در بهینه سازی نظام بازیابی اطلاعات برای به حداقل رساندن ریزش کاذب نتایج است. بنابراین، رویکرد پیکره مدار نظام بازیابی اطلاعات، ضمن فراهم آوردن بستر بازیابی تمام متن، زمینه جلوگیری از ریزش کاذب و صرفه جویی در وقت و انرژی کاربران را فراهم خواهد کرد. گفتنی است برای رفع ابهام معنایی هم نویسه های تخصصی، برچسب ها منابع ارزشمندی اند، اما این مستلزم بهره مندی از مجموعه آموزش باکیفیت است. نتایج پژوهش نشان می دهد که داده های آموزشی، که به خوبی ساختاربندی شده باشند، نقش بسیار مهمی در بهبود رفع ابهام معنایی هم نویسه های تخصصی ایفا می کنند. این پژوهش به صورت تجربی و تحلیلی نشان داد که رویکرد پیکره مدار در مقایسه با جست وجوی مبتنی بر کلیدواژه، به طور معنا داری سطح ایده آلی از ریزش کاذب را به دست می دهد. روش به کاررفته برای رفع ابهام معنایی هم نویسه های تخصصی در همه زبان ها کاربرد دارد. 
۹۴۲.

پیشرفت یا کامیابی علم از دیدگاه فلسفه علم: ضرورت تغییر رویکرد از فعالیت علمی به پیشرفت علمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۶ تعداد دانلود : ۴۰۱
هدف: هدف این مقاله تحلیل دیدگاه های مختلف درباره پیشرفت علم و نقدهای وارده بر هر یک و تبیین ضرورت تغییر رویکرد از فعالیت علمی به پیشرفت علمی است. روش شناسی: پژوهش حاضر از حیث ماهیت، نظری فلسفی و از نظر روش قیاسی و استنتاجی است. با استفاده از این روش نظریه ها و آراء صاحب نظران در باب پیشرفت علم واکاوی و توصیف شده و به کمک قیاس نتایجی استنتاج شده است. یافته ها: در باب پیشرفت علم سه رویکرد وجود دارد: رویکرد معرفتی، رویکرد معنایی و رویکرد عملکردی درونی. هر یک از این رویکردها حکایت های متفاوتی از پیشرفت علم عرضه می دارند. در دیدگاه معرفتی یا رویکرد سنتی، پیشرفت علم تجمع یا انباشتی از باورهای علمی واقعی است. بر انباشتگی خطی دانش و ابقاء نظریه های علمی تأکید می شود. در رویکرد معنایی، رئالیست ها توفیق علم را حاصل صدق تقریبی، صدق نمایی، ارجاع عبارات اصیل یا ترکیبی از این امور می دانند و بر ایده همگرایی، انباشتگی و انطباق در علم پای می فشارند. رویکرد عملکردی درون گرا و مسئله محور است و پیشرفت علم را حاصل انقلاب های علمی می داند. طرفداران این رویکرد یا پسارئالیست ها، نسبی گرا هستند. این نسبی گرایان متهمند که موضع آنها به نسبی بودن منجر می شود و اعتبار و قدرت روش علمی را برای مبارزه یا مواجهه با باورهای دیگر تضعیف می کند؛ به علاوه به خاطر خصلت سرنگون کننده انقلاب، هیچ انباشت علمی وجود ندارد. در مقابل رئالیست ها که اعتقادی به تغییرات انقلابی در نظریه های علمی ندارند، معتقدند که در اثر به وجود آمدن اصلاح تدریجی نظریه ها، علم رشد می یابد. نتیجه گیری : علیرغم تفاوت در نظریه ها، هر سه رویکرد پیشرفت علم را پیشرفت شناختی می دانند، نه تولید نوشتارگان یا تولید اطلاعات علمی (کتاب، مقاله). حرکت در مسیر علم باید شکوفایی ابعاد مختلف توسعه را فراهم آورد. پیشنهاد پژوهش آن است که مفهوم پیشرفت علم یا پیشرفت شناخت در قالب «اصل کانتی اشاعه سؤال» قابل توجیه است.
۹۴۳.

بازشناسی سایه نویسی از سرقت علمی: مفهوم؛ انواع و رویکرد قانون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۶ تعداد دانلود : ۴۶۳
مقدمه: سایه نویسی که خلق و ایجاد اثر برای و به نام دیگری است غالباً همراه با اعطای نویسندگی یا نویسنده مهمان است. گرچه این پدیده زاده دوران مدرن نیست و سالهاست که خدمات سایه نویسی در عرصه های مختلفی چون سیاست، حقوق و... مورد استفاده قرار می گیرد، اما سایه نویسی دانشگاهی به واسطه ظهور و گسترش استفاده از فناوری های نوین ابعاد تازه تری به خود گرفته است. ظهور مؤسسات مختلفی که به ارائه انواع متنوعی از خدمات در زمینه نوشتن مقاله، پایان نامه و رساله می پردازند موجب بروز پیامدهای منفی چون لطمه به شهرت و اعتبار نهادی، نقض اصالت و تمامیت علمی شده است. بدین جهت سیاست گذار جنایی کشور در حمایت از علم و اصالت تولیدات علمی به این پدیده واکنش نشان داده است. ازاین رو، هدف این پژوهش ارائه شناخت و آگاهی بخشی نسبت به سایه نویسی و ابعاد مختلف آن و نیز آشنایی با رویکرد قانون گذار در مقابله با این پدیده می باشد. روش شناسی: روش مورد استفاده در این پژوهش توصیفی و تحلیلی است و شیوه جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای است. یافته ها: سایه نویسی و اجاره علمی (استفاده از شخص ثالث برای آماده کردن کار پژوهشی) نقض هنجارهای اخلاقی و قانونی می باشد. سایه نویسی در قانون پیش گیری و مقابله با تقلب در تهیه آثار علمی جرم انگاری شده است. قانون گذار با دو شیوه پیش بینی ضمانت اجراها و استراتژی های پیش گیری به مقابله با سایه نویسی پرداخته است. به موجب این قانون، ارائه خدمات سایه نویسی جرم بوده و مشمول مجازات کیفری می باشد و استفاده از اثری که توسط سایه نویس آماده شده در دانشگاه ها به عنوان اثر خود تخلف بوده و مشمول مجازات های اداری و انتظامی می گردد. نتیجه گیری : به منظور مقابله مؤثر با این پدیده در جامعه علمی نیازمند اتخاذ سیاست های مدون و کدهای اخلاقی و حقوقی شفاف و جامع تر هستیم.
۹۴۴.

استخراج و دسته بندی مؤلفه های دانشگاه هوشمند به منظور ارائه یک چارچوب مفهومی (یک مطالعه فراترکیب)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۸۵
هدف: هدف پژوهش حاضر استخراج و دسته بندی مؤلفه های دانشگاه هوشمند به منظور ارائه یک چارچوب مفهومی است. روش : پژوهش کیفی حاضر با استفاده از راهبرد فراترکیب تدوین شده است. در این راستا، کلیدواژه های تخصصی پژوهش شامل دانشگاه هوشمند، آموزش عالی هوشمند، دانشگاه دیجیتال و آموزش عالی دیجیتال در پایگاه های معتبر علمی Science Direct، Springer، Wiley Online Library، ERIC، Sage Journals، Emerald در بازه زمانی (2010 - 2020) جستجو شدند. از میان 75 مقاله به دست آمده در نهایت 25 مقاله به تحلیل نهایی راه یافت. در راستای دستیابی به هدف پژوهش، سه پرسش مؤلفه های اصلی چارچوب مفهومی دانشگاه هوشمند کدام اند؟ چه عواملی سبب به وجود آمدن شرایط پیچیده و پیدایش دانشگاه هوشمند شده است؟ عوامل زمینه ای برای استقرار دانشگاه هوشمند کدام اند؟ طرح ریزی شد. یافته ها: براساس نتایج حاصل، مؤلفه های دانشگاه هوشمند شامل: پداگوژی هوشمند (آموزش هوشمند، یادگیری هوشمند، ارزیابی هوشمند)؛ پژوهش هوشمند (هوشمندسازی پژوهش، ظرفیت سازی پژوهش)، کارآفرینی هوشمند دانشگاهی (تعامل مستمر با صنعت، خدمات مشاوره و شغلی)؛ حکمرانی هوشمند (حکمرانی خوب بر مبنای هوشمندسازی، رهبری هوشمند آموزش عالی)؛ مدیریت نوین هوشمند (مدیریت هوشمند آموزش عالی، مدیریت هوشمند در دانشگاه)؛ پردیس هوشمند (کلاس هوشمند، هوشمندسازی محیط، پایداری سبز و هوشمند پردیس، معماری هوشمند در پردیس)؛ فناوری های هوشمند (فنی-آماری، فناوری های سطح بالا، قوانین و مقررات هوشمند)؛ ظرفیت سازی هوشمند (توسعه زیرساخت های سخت و فناورانه)؛ مالیه هوشمند (سازوکارهای تأمین و تخصیص منابع مالی، مدیریت مالی هوشمند) و نیروی انسانی هوشمند (اعضای هیأت علمی هوشمند، دانشجویان هوشمند، کارکنان هوشمند و مدیریت منابع انسانی هوشمند) است. در پاسخ به پرسش دوم، عوامل سه گانه؛ زمینه های فرهنگی (تغییر در فرهنگ دانشگاهی و فرادانشگاهی)؛ زمینه های تشویقی- نگرشی (زمینه تشویقی، زمینه نگرشی)؛ زمینه های رقابتی (تشدید رقابت داخل و خارج از آموزش عالی) و عوامل دوگانه؛ تکثیر دگرگونی های فناورانه (توسعه فناورهای غیرآموزشی، توسعه فناوری های آموزشی)، پیدایش تحولات زیستی (تحولات زیستی، تحولات دانشگاهی) بر دانشگاه هوشمند اثرگذار بودند. همچنین علاوه بر شبکه مضامین، چارچوب مفهومی سه بُعدی دانشگاه هوشمند نیز ترسیم شده است. نتیجه گیری: با توجه به تحولات پیش آمده در حوزه های فناوری و تغییر ساختار و ماهیت الگوهای گذشته دانشگاهی و حرکت به سمت دانشگاه های هوشمند در کنار وقوع رخدادهای ناشناخته ای همچون اپیدمی کووید-19، بازگشت به شیوه های گذشته دانشگاهی را دشوار ساخته است. لیکن، برای همسویی با این تحولات خواه و ناخواه نظام های آموزش عالی برای بقاء و کنش گری در شرایط پویا، به سمت هوشمندسازی پیش رفته اند. براساس مولفه های ده گانه شناسایی شده در این پژوهش، سیاست گذاران آموزش عالی و مدیران دانشگاه ها می توانند با توجه به این مولفه استراتژی ها و برنامه هایی را برای هوشمندسازی دانشگاه ها تدوین و پیاده سازی کنند.
۹۴۵.

تاثیر ابعاد فرهنگ سازمانی بر توسعه مدیریت دانش در جهاد دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۰۹
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر ابعاد فرهنگ سازمانی بر توسعه مدیریت دانش در جهاد دانشگاهی به عنوان یک ضرورت در سازمان های پژوهش محور می باشد. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع کمّی با هدف کاربردی و از نظر گردآوری داده ها، توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش مدیران میانی و پایه جهاد دانشگاهی بوده و بر اساس جدول مورگان، نمونه 148 نفری با روش نمونه گیری غیر تصادفی- هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه و تجزیه و تحلیل آن با روش چند متغیره مدل سازی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای SPSS24 و AMOS انجام شده است. نتایج: هریک از ابعاد فرهنگ سازمانی در سازمان پژوهش محور جهاد دانشگاهی، با توسعه مدیریت دانش رابطه مستقیم و بالایی دارند. تأثیر بُعد سازگاری با توسعه مدیریت دانش بیش از سایر ابعاد می باشد. نتیجه گیری: با توجه به اینکه بار عاملی مقداری مثبت است، بین ابعاد فرهنگ سازمانی (درگیر شدن در کار، سازگاری، انطباق پذیری و مأموریت) و توسعه مدیریت دانش رابطه مستقیم، معنادار و مثبتی وجود دارد. بنابراین، با حمایت و توسعه بیشتر ابعاد فرهنگ سازمانی و ایجاد زیرساخت ها در جهاد دانشگاهی می توان به اجرای بهتر توسعه مدیریت دانش دست یافت.
۹۴۶.

شهرها وکانون های تألیف و استنساخ آثار فقهی شیعی در نیمه نخست دولت صفوی (1038-907 ق.)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۵ تعداد دانلود : ۳۰۷
هدف: تألیف و استنساخ آثار فقهی پیشین سهم بزرگی در تقویت بنیان های فکری و التزام عملی جامعه و گسترش تشیع در دوران صفویه داشت. این پژوهش کانون های تولید این آثار را از به قدرت رسیدن این سلسله (907ق.) تا عصر شاه عباس اول (از 907 تا 1038ق) معرفی می کند. روش: با استفاده از نمایه های فهرستگان نسخ خطی ایران (فنخا) آثار و محل کتابت آن ها جست وجو شد. داده های نسخه شناسی آثار در سیاهه وارسی وارد شد. سپس اطلاعات مرتبط در چند جدول درج و تحلیل شد . یافته ها : از 554 عنوان کتاب و رساله فقهی تألیف شده در این دوره، 392 عنوان دارای توضیح محل کتابت هستند؛ نزدیک به 50 درصد آن ها در مشهد (پایتخت معنوی) و اصفهان (پایتخت سیاسی و فرهنگی) و بقیه در شیراز، قزوین، کاشان و تبریز کتابت شده اند. فقط در 86 نسخه نام کانون استنساخ ذکر شده است. از آن میان 65 نسخه در 47 مدرسه دینی و فقط 20 نسخه در حرم ها، مسجدها، خانه ها، نظامیه ها، و خانقاه ها و محله ها تهیه شده است. نتیجه گیری : مدارس نوتأسیس شیعی در شهرهای بزرگ ایران کانون اصلی استنساخ و انتشار آثار فقهی امامیه بودند. حرم های مطهر، مساجد، نظامیه ها و حتی منازل علما به منزله مراکز درس نیز کانون های استنساخ بودند. نسخه ها آثار فقیهانی همچون محقق کرکی، شیخ بهایی، شیخ ابراهیم قطیفی، شیخ یوسف بحرانی و شیخ حرعاملی بودند که به تشویق شاهان صفوی از جبل عامل، حله، بحرین، احساء و قطیف به ایران آمده بودند. همچنین آثار فقهای مشهور متقدمین مانند علامه حلّی و محقق حلّی در شهر های مشهد و اصفهان به دو جهت بیشتر از سایر شهرها بود: الف) وجود مدارس متعدد شیعی در شهر مذهبی مشهد و در پایتخت حکومت صفویه یعنی اصفهان؛ ب) حضور فقهای امامیه مهاجر از جبل عامل و سایر مراکز شیعی خارج از ایران در این دو شهر بزرگ و مذهبی.
۹۴۷.

بررسی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر پیاده سازی مدیریت دانش در کتابخانه های دانشگاهی استان گلستان در سال 1396(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۹
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناخت و رتبه بندی عوامل مؤثر بر پیاده سازی مدیریت دانش در کتابخانه های دانشگاهی استان گلستان در سال 1396 انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی کتابداران شاغل در کتابخانه های دانشگاهی استان گلستان می باشد. روش: تحقیق حاضر از نوع توصیفی- پیمایشی و همبستگی می باشد. توصیفی از آن جهت که یافته ها به همان صورت که جمع آوری شده اند، توصیف می گردند. از آنجایی که اطلاعات توسط یک نمونه از جامعه اصلی به وسیله پرسشنامه به دست آمده، بُعد پیمایشی این بررسی نیز تأمین گردیده است. برای تأیید روایی پرسشنامه از روش نظرخواهی از خبرگان استفاده شده است. به منظور تهیه و تعیین حجم نمونه آماری از روش سرشماری استفاده شد. نتایج: براساس نتایج به دست آمده، درک مدیران کتابخانه های دانشگاهی از مدیریت دانش، رتبه اول (90 درصد) را به خود اختصاص داده است. مبانی نظری موجود نشان می دهد که با توجه به اینکه فرهنگ سازمانی از عوامل اثرگذار مدیریت دانش می باشد، بهره گیری از فرهنگ جدید باید با تغییرات مدیریت دانش همراه باشد. زیرساخت های فناوری اطلاعات رتبه دوم (71 درصد) را کسب کرد. ایجاد زیرساخت های فناوری اطلاعات ساختار اطلاعاتی پویایی را در کتابخانه ها ایجاد کرده و منجر به اشتراک گذاری آسان تر اطلاعات خواهد شد. آشنایی کتابداران با مفهوم مدیریت دانش در رتبه سوم (64 درصد) قرار دارد. آشنایی کتابداران با مفهوم مدیریت دانش، پیاده سازی مدیریت دانش را تسهیل می کند. فرهنگ سازمانی نیز رتبه چهارم (61 درصد) را به خود اختصتص داد. آشنایی مدیران کتابخانه های دانشگاهی با مفهوم مدیریت دانش موجب شناسایی دانش موجود در کتابخانه ها خواهد شد. همچنین نتایج نشان داد که بین فرهنگ سازمانی و مدیریت دانش در کتابخانه های دانشگاهی ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. با توجه به نتایج به دست آمده، بین زیرساخت های فناوری اطلاعات و مدیریت دانش در کتابخانه های دانشگاهی ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد که بین آشنایی کتابداران با مفهوم مدیریت دانش و پیاده سازی آن در کتابخانه ها نیز ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. نتیجه گیری: براساس نتایج حاصل از این پژوهش، بین درک مدیران کتابخانه های دانشگاهی از مدیریت دانش و پیاده سازی آن در کتابخانه های دانشگاهی ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. آشنایی مدیران کتابخانه های دانشگاهی با مفهوم مدیریت دانش به مدیریت صریح و سیستماتیک دانش حیاتی و فرآیندهای مربوط به ایجاد، سازماندهی، انتشار، استفاده و اکتشاف دانش با کیفیت بیشتری منجر می شود تا تولید و جریان دانش به منظور ایجاد و برآورده ساختن انتظارات سازمان، مشتریان و کاربران در کل سازمان به کار گرفته شود. این امر موجب شناسایی و تحلیل سرمایه های دانشی موجود و مورد نیاز و فرآیندهای مرتبط با سرمایه دانش و نیز برنامه ریزی و کنترل بعدی عملیات برای توسعه سرمایه ها و فرآیندها به منظور تأمین اهداف کتابخانه ها خواهد شد.  
۹۴۸.

تدوین و اعتباریابی مقیاس سنجش رفتار اطلاعاتی در بحران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۵
هدف: هدف پژوهش حاضر ساخت و اعتباریابی پرسشنامه رفتار اطلاعاتی در بحران در جامعه ایرانی با تأکید بر بحران های عمومی است. روش شناسی: این مطالعه یک پژوهش کمّی بوده که با رویکرد طراحی ابزار انجام شده است. در این پژوهش به منظور بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه، از نمونه در دسترس 413 نفری از شهروندان اهوازی استفاده شده است. همچنین از روش های ساخت پرسشنامه همچون روایی ظاهری، محتوایی و تحلیل عاملی تأییدی برای بررسی روایی سازه استفاده شد. به منظور بررسی همسانی درونی نیز آلفای کرونباخ به کار رفت. نتایج: شاخص نمره تأثیر برای روایی ظاهری همه گویه ها مقدار قابل قبول بیش از 5/1 را در برداشت و برای شاخص روایی محتوایی، مقیاس مقدار مطلوب 92/0 بدست آمد. در بارگزاری عاملی نیز همه عامل ها با میزان تبیین مناسبی در تحلیل عاملی، تأیید شدند و آلفای کرونباخ برای همه عامل ها مقادیر قابل قبول 7/0 تا 9/0 بود. نتیجه گیری: نتایج حاکی از تاثیر چهار عامل اصلی اطلاع یابی، اشتراک گذاری اطلاعات، اعتبار رسانه و جهت گیری نسبت به اطلاعات بحران در رفتار اطلاعاتی در بحران است. مقیاس طراحی شده به منظور بررسی رفتار اطلاعاتی جامعه ایرانی در مواقع بحران های عمومی، مناسب ارزیابی شده و استفاده از آن برای سنجش رفتار اطلاعاتی در هنگام بحران عمومی توصیه می گردد.  
۹۴۹.

واکاوی مدل رفتار اطلاع یابی مشارکتی سلامت محور کارکنان بالینی از طریق مداخله آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۴ تعداد دانلود : ۳۸۲
کارکنان واحدهای بالینی با مسائل اطلاعاتی مهم و مشترکی مواجه هستند که رفع آن ها نیازمند وجود اطلاعات دقیق، معتبر و قابل اعتمادی است که در کوتاه ترین زمان قابل دستیابی و استفاده باشد. هدف از این مطالعه، بررسی تأثیر مؤلفه های آموزش و آگاهی بر رفتار اطلاع یابی مشارکتی کارکنان بالینی «دانشگاه علوم پزشکی قزوین» بود. این پژوهش مطالعه ای نیمه آزمایشی مبتنی بر طرح پیش آزمون و پس آزمون است. جامعه آماری این پژوهش را ۴۰ نفر از کارکنان حوزه درمانی شاغل در بیمارستان های «دانشگاه علوم پزشکی قزوین» تشکیل می دهند. گردآوری داده ها از طریق پرسشنامه انجام شد. مداخله آموزشی بر افزایش میزان آگاهی مشارکتی افراد و همچنین، مشارکت آن ها در فرایند جست وجوی اطلاعات تأثیر قابل توجهی داشت (P<۰.۰۵). ارزیابی مدل معادلات ساختاری رفتار اطلاع یابی مشارکتی با شاخص ۰/۰۵۸=RMSEA با سطح معناداری کوچک تر از ۰/۵۰نشان داد که مدل از برازندگی مناسبی برخوردار است. از بررسی مدل اطلاع یابی مشارکتی کارکنان بالینی می توان دریافت که با افزایش آگاهی گروهی در زمینه مشارکت، میزان تعامل و همکاری گروهی افزایش یافته و بازنمون آن در افزایش ارتباطات گروهی و تقسیم وظایف به خوبی نمایان است. به اشتراک گذاری اطلاعات به عنوان فعالیتی که حاصل همکاری افراد است، مشارکت کنندگان را به خلق دانش جمعی، حفظ آگاهی مشارکتی همکاران و ایجاد درک مشترک قادر می سازد و می تواند شامل انتقال نیازهای اطلاعاتی و نتایج بازیابی شده، پردازش بیشتر اطلاعات، و یا انتقال دانش در مخازن دانشی گروه باشد.
۹۵۰.

مدل ساختاری عوامل مؤثر بر خودکارآمدی اطلاعاتی عاملان آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۱
هدف: آموزش، به لحاظ ماهیت، محتوا و فرایند، امری تعامل محور است؛ با تغییر در اشکال و کیفیت ارتباطات، عاملان درگیر در این امر نیازمند استفاده بهینه از فناوری های اطلاعاتی در جهت برقراری تعاملات کارآمد آموزشی هستند که اولاً وابسته به توسعه صلاحیت های لازم برای کاربرد فناوری های اطلاعاتی در عاملان آموزشی و ثانیاً باور پیدا کردن آنها به صلاحیت های خود شان است؛ هر دو مقوله توسعه صلاحیت و شکل گیری باور به آن، متأثر از عوامل گوناگونی است. تحقیق حاضر با تمرکز بر شناسایی ساختار عواملی انحام شده است که شکل گیری باور به توانمندی های اطلاعاتی و مشخصاً خودکارآمدی اطلاعاتی عاملان آموزشی را تحت تاثیر قرار می دهد. روش: روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش از نوع همبستگی و مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری تحقیق مشتمل بر عاملان آموزشی شهرستان اردبیل بوده که با استفاده از فرمول کوکران 317 نفر از آنان که در مدارس ابتدائی مشغول فعالیت بودند، به روش اتفاقی به عنوان نمونه انتخاب گردیدند و در تحقیق مشارکت داده شدند. برای سنجش عوامل توانمندساز خودکارآمدی از مقیاس دنهو و برای سنجش خودکارآمدی اطلاعاتی از پرسشنامه مورفی، کوور و اوون استفاده شد. داده ها با استفاده از روش های توصیفی و آزمون همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری و از طریق نرم افزارهای SPSS و LISREL تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: مدل عوامل توانمندساز خودکارآمدی اطلاعاتی از طریق داده های واقعی برازش می شود و عوامل «اثرگذاری بالا»، «اجماع در هدف»، «آگاهی از یکدیگر»، «انسجام کارکنان»، «مسئولیت پذیری رهبری» و «نظام کارآمد مداخله» تأثیر مثبت و معناداری بر خودکارآمدی اطلاعاتی دارند. طبق این نتایج مسئولیت پذیری رهبری با ضریب 68/0 بیشترین تأثیر را بر خودکارآمدی اطلاعاتی دارا بوده است و اثرگذاری بالا، انسجام، آگاهی از یکدیگر، نظام کارآمد مداخله و اجماع در هدف با ضرایب تاثیر 63/0، 47/0، 42/0، 39/0 و 29/0 در رتبه های بعدی قرار گرفتند. نتیجه گیری: با توجه به تأیید نقش عوامل توانمندساز بر خودکارآمدی اطلاعاتی و برازش مدل با داده ها، مداخله در جهت ارتقای باور عاملان آموزشی به توانمندی های اطلاعاتی شان می تواند متمرکز بر طرح ها و دستورالعمل هایی باشد که با توجه به عوامل فوق الذکر توسعه داده شده اند. مشارکت و اثرگذاری در تعیین اهداف و فرصت ایفای نقش، این شانس را به عاملان آموزشی می دهد که تجارب موفقیت آمیزی کسب کنند. اجماع بر اهداف گروه آموزشگران را به سمت انسجام، یکپارچگی و هماهنگی هرچه بیشتر سوق می دهد. آگاهی از تجارب یکدیگر فرصت الگوبرداری، مشاهده و یادگیری فراهم می کند. همچنین رهبر آموزشی با مسئولیت پذیری می تواند شرایط، انگیزه و تمرکز لازم برای تمرین، تسلّط، یادگیری از دیگران و کسب تجربه در زمینه فناوری های اطلاعاتی را برای عاملان آموزشی فراهم آورد. نهایتاً عملی سازی مداخلات این باور را در آموزشگران تقویت می کند که آن ها می توانند با تلاش های خود، تغییراتی را در جهت بهبود آموزش ایجاد نمایند.
۹۵۱.

بررسی تأثیر تمایل به تسهیم دانش کارکنان بر حوزه های استراتژیک مؤثر فدراسیون های ورزش های تیمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۳ تعداد دانلود : ۲۷۵
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش تمایل به تسهیم دانش کارکنان بر حوزه های استراتژیک مؤثر فدراسیون های ورزش های تیمی است. روش پژوهش حاضر، توصیفی و از نوع پیمایشی بود که براساس هدف ، کاربردی است. جامعه آماری پژوهش شامل کارکنان فدراسیون هایِ ورزش هایِ تیمیِ کشور (N=350) می باشند که تعداد 183 نفر با استفاده از جدول مورگان و به روش نمونه گیری تصادفی، به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری این پژوهش با اقتباس از پرسشنامه های حوزه های استراتژیک سازمان مقیمی(1394) پرسشنامه تمایل به تسهیم دانش تیلور و تاد (1995) است که روایی صوری و محتوایی (CVR) این ابزارهای پژوهش مورد تأیید اساتید و خبرگان دانشگاهی قرار گرفت. ضریب پایایی هر دو پرسشنامه بالای 7/0 بوده که نشان از پایایی قابل قبول پرسشنامه های مورد استفاده دارد. تحلیل داده ها با استفاده از شاخص های آمار توصیفی همچون توزیع فراوانی و آمار استباطی و روش مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS) انجام شده است. نتایج نشان داد تمایل به تسهیم دانش کارکنان بر حوزه های استراتژیک فدراسیون های ورزش های تیمی تأثیرگذار است. تمایل به تسهیم دانش کارکنان بر فرهنگ با ضریب مسیر 289/0، بر زیرساخت با ضریب مسیر 370/0، بر توانمندی با ضریب مسیر 457/0، بر منابع با ضریب مسیر 459/0، بر اطلاعات با ضریب مسیر 710/0 تأثیر معناداری دارد. همچنین یافته ها حاکی از آن است مقدار GOF در این پژوهش، برابر با 0.257 است که نشان می دهد مدل پژوهش از برازش بالاتر از متوسط برخوردار است.
۹۵۲.

تاثیر تعاملات آموزشی - پژوهشی استاد- دانشجو با کتابداران بر تولیدات علمی در دانشگاه مازندران با استفاده از الگویابی معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۸۸
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر تعاملات آموزشی- پژوهشی استاد- دانشجو با کتابداران بر تولیدات علمی در دانشگاه مازندران با استفاده از الگویابی معادلات ساختاری است. روش : این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری نیز اعضای هیأت علمی، دانشجویان دکتری و کتابداران دانشگاه مازندران به تعداد 1434 نفر بودند که از طریق فرمول کوکران، 485 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای سنجش متغیرها و تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزارهای SPSS26 ,SMARTPLS استفاده شد. نتایج: تأثیر تعاملات آموزشی و پژوهشی استاد- دانشجو با کتابداران بر تولیدات علمی معنادار است. هم تعاملات آموزشی استاد- دانشجو با کتابداران (323/0=β) و هم تعاملات پژوهشی آنان به صورت مستقیم (472/0=β) بر تولیدات علمی اثرگذار است. نتایج حاصل از معادلات ساختاری بیانگر برازش مناسب مدل پیشنهادی است. نتیجه گیری: تعاملات آموزشی و پژوهشی استاد- دانشجو با کتابداران به عنوان ثابت ترین عامل در توانمند کردن دانشگاه، بر تولیدات علمی در دانشگاه مازندران، باعث افزایش تولیدات علمی می شود. لذا، با توجه به نقش کتابداران عصر حاضر (مرجع، مشاور و مربی)، می توان با برگزاری همایش ها، نشست ها و کارگاه های آموزشی، این تعاملات را برجسته تر نمود. همچنین می توان تصویری روشن از تجربیات اساتید، دانشجویان و کتابداران دانشگاه ارائه داد که در تصمیم گیری های کلان دانشگاه برای پیشبرد و توسعه پژوهش راهگشا باشد.  
۹۵۳.

طراحی الگوی ارزیابی و ارتقاء مهارت های اطلاعات و ارتباطات کتابداران کتابخانه های عمومی (مطالعه موردی: استان خوزستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۸
هدف: هدف تحقیق حاضر طراحی الگوی ارزیابی و ارتقاء مهارت های فن آوری های اطلاعاتی (مهارت های نرم افزاری، سخت افزاری، شبکه و فن آوری های ارتباطی) کتابداران کتابخانه های عمومی است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و با استفاده از تکنیک فراترکیب، تحلیل محتوا، تکنیک دلفی، مدل معادلات ساختاری (تحلیل عاملی تأییدی) انجام شده است. در تحلیل محتوای کیفی با استفاده از فراترکیب، 129مقوله مفهومی از 15 مقاله استخراج گردید. سپس این مفاهیم با اجرای تکنیک دلفی، در سه مرحله و با تأیید 20 نفر از اعضای تیم خبره، به پرسشنامه ای متشکل از 35 گویه با پایایی (97/0) و روایی (90/0) تبدیل شد. جامعه آماری پژوهش نیز شامل 327 نفر از کتابداران استان خوزستان در سال 1399 بوده است که با روش نمونه گیری انتساب متناسب، تعداد 100 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. نتایج: یافته ها نشان می دهد که مهارت های نرم افزاری با بارعاملی (95/0)، مهارت های سخت افزاری با بارعاملی (88/0)، مهارت های شبکه با بارعاملی (91/0) و مهارت فن آوری های ارتباطی با بارعاملی (87/0) در یک رابطه همبسته، بر ارتقاء مهارت فن آوری های اطلاعاتی و ارتباطی کتابداران تأثیرگذار هستند. بنابراین، کتابداران کتابخانه های عمومی طبق نظریه پذیرش فن آوری دیویس و همکاران (1989)، نگرش مثبتی به استفاده از فن آوری های اطلاعات و ارتباطات داشته اند و این نگرش مثبت موجب تمایل به استفاده و ارتقاء مهارت های اطلاعاتی و ارتباطی در میان آنان شده است. همچنین با استناد به چهار عامل تعیین کننده و مؤثر در تمایل و استفاده از فن آوری در نظریه یکپارچه پذیرش، می توان استنباط کرد که کتابداران مشارکت کننده در این پژوهش، باور داشته اند که استفاده از فن آوری های اطلاعاتی و ارتباطاتی، در عملکرد و موفقیت شغلی آن ها تأثیرگذار است. نتیجه گیری: طبق نتایج به دست آمده، در مهارت های اطلاعاتی برای کتابداران ابتدا مهارت های نرم افزاری اهمیت دارند، سپس مهارت های شبکه مفید می باشند و مهارت های سخت افزاری و ارتباطاتی نیز در رتبه های بعدی قرار دارند. شاخص های برازش نیز مؤید آن است که الگوی پیشنهادی از اعتبار بالایی برخوردار است.  
۹۵۴.

پیش بینی اعتیاد به اینترنت براساس اهمال کاری تحصیلی، احساس تنهایی و مدیریت زمان در دانشجویان دانشگاه قم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۹۰
هدف: هدف این پژوهش پیش بینی اعتیاد به اینترنت براساس اهمال کاری تحصیلی، احساس تنهایی و مدیریت زمان در دانشجویان دانشگاه قم در سال تحصیلی 1400-1399 بود. روش: روش پژوهش، پیمایشی توصیفی و از نوع همبستگی بود و جامعه آماری را کلیه دانشجویان دانشگاه قم در سال تحصیلی 1400-1399 تشکیل می دادند که 10171 بودند. حجم نمونه با توجه به جدول مورگان و کرجسی، 373 نفر بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل چهار پرسشنامه اعتیاد به اینترنت یانگ (1988) با 20 سوال، اهمال کاری تحصیلی سولمون و راثبلوم (1989) با 27 سوال و سه زیرمقیاس، احساس تنهایی دی تو ماتسو و همکاران (2004) با 15 سوال و سه زیرمقیاس و مدیریت زمان ترومن و هارتلی (1996) با 14 سوال و 2 زیرمقیاس بودند. تجزیه و تحلیل آماری داده ها با کمک آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون با کمک نرم افزار spss نسخه 24 انجام شد. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که متغیرهای اهمال کاری تحصیلی، احساس تنهایی و مدیریت زمان قادر به پیش بینی اعتیاد به اینترنت بودند. متغیر اهمال کاری تحصیلی با اعتیاد به اینترنت رابطه مستقیم و معناداری داشت (01/0p<). همچنین متغیر احساس تنهایی با اعتیاد به اینترنت رابطه مستقیم و معناداری دارد (01/0p<). از طرف دیگر، متغیر مدیریت زمان با اعتیاد به اینترنت رابطه معکوس و معناداری داشت (01/0p<). نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که مدیریت زمان قدرت پیش بینی کنندگی بیشتری نسبت به دو متغیر دیگر برای اعتیاد به اینترنت دارد. ضریب بتا برای متغیر اهمال کاری تحصیلی 148/0، برای متغیر احساس تنهایی 231/0- و برای متغیر مدیریت زمان 287/0- بود. همچنین از بین مولفه های اهمال کاری تحصیلی، آمادگی برای امتحان، از بین مولفه های احساس تنهایی، احساس تنهایی خانوادگی و از بین مولفه های مدیریت زمان، اطمینان به برنامه ریزی بلندمدت، قدرت پیش بینی کنندگی بیشتری برای اعتیاد به اینترنت داشتند. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش مشخص کرد که با افزایش اهمال کاری تحصیلی در دانشجویان، اعتیاد به اینترنت افزایش می یابد. همچنین با زیاد شدن احساس تنهایی در دانشجویان، میزان استفاده آنها از اینترنت افزایش پیدا می کند. در این میان هرچقدر توان مدیریت زمان در دانشجویان بیشتر باشد، اعتیاد به اینترنت در آنها نیز به همان میزان کاهش می یابد. نتایج بدست آمده اهمیت توجه به متغیر های اهمال کاری تحصیلی، احساس تنهایی و مدیریت زمان در ارتباط با متغیر اعتیاد به اینترنت را نشان می دهد.  
۹۵۵.

عوامل موثر بر اشتراک گذاری داده های پژوهشی در میان پژوهشگران حوزه فنی و مهندسی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۷۶
هدف: توسعه فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی سبب شده است که امکان استفاده مجدد از داده های پژوهشی پژوهشگران در انجام پژوهش های جدید فراهم شود. اشتراک گذاری داده ها زمانی اتفاق می افتد که دانشمندان داده های خود را جهت استفاده سایر پژوهشگران برای انجام پژوهش یا دیگر فعالیت های پژوهشی در دسترس قرار دهند. هدف پژوهش حاضر، بررسی وضعیت اشتراک گذاری داده های پژوهشی در میان پژوهشگران حوزه فنی و مهندسی ایران از ابعاد فردی، سازمانی و فنی بود. روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و به لحاظ شیوه گردآوری داده ها از نوع توصیفی پیمایشی بود. جامعه پژوهش را پژوهشگران حوزه فنی و مهندسی ایران که در سال 2021 در پایگاه WOS دارای تولید علمی بوده اند، تشکیل دادند که به دلیل عدم ثبت ایمیل تمامی نویسندگان، امکان برآورد دقیق جامعه آماری مشخص نبود. از این رو برای تعیین نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران تعداد 411 نفر به طور تصادفی از میان پژوهشگران فوق انتخاب شد. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه ای بود که به روش الکترونیکی طراحی و برای نمونه آماری ارسال گردید. از نرم افزار اس .پی. اس. اس. برای تجزیه و تحلیل یافته ها استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد عوامل سازمانی و فنی بر رفتار فرد در اشتراک گذاری داده های پژوهشی تاثیر معنی داری دارند. عوامل فنی تاثیر بیشتری بر روی رفتار فرد نسبت به عوامل سازمانی داشت. عوامل فردی بر رفتار اشتراک گذاری داده ها تاثیر معنی داری نداشت. همچنین ارتباط بین عوامل پنهان فنی و سازمانی، مثبت و معنی دار بود. علاوه بر این، یافته ها نشان داد جنسیت بر روی عوامل فردی و شغل پژوهشگران بر روی عوامل سازمانی تاثیر معنی داری دارد. بین متغیرهای جمعیت شناختی شامل سن، سابقه کاری، مرتبه علمی و مدرک تحصیلی و عوامل فنی، سازمانی و فردی تفاوت معنی داری وجود نداشت. علاوه بر این، نتایج پژوهش نشان داد بسیاری از پژوهشگران نگرانی از وقت گیر و زمان بر بودن مستندسازی داده ها، سوءاستفاده و سوءتفسیر از داده های اشتراکی را از دلایل عدم تمایل به اشتراک گذاری داده های پژوهشی می دانند. علی رغم وجود الزام پژوهشگران این حوزه به تحویل داده های پژوهش و فراهم آوری نسبی امکانات سخت افزاری و زیرساختی جهت اجرای این امر، دوره های آموزشی مناسب برای آموزش مدیریت و اشتراک داده ها توسط سازمان ها انجام نمی شود، حمایت مادی و معنوی مناسب صورت نمی گیرد و زیرساخت های مناسب برای اشتراک گذاری داده ها در نشریات در نظر گرفته نمی شود. عوامل فنی مؤثر بر اشتراک گذاری داده های پژوهشی مانند آشنایی و استفاده از استانداردهای فراداده ای جهت اشتراک گذاری و دسترس پذیری داده ها، همچنین آشنایی و استفاده از واسپارگاه های موضوعی، عمومی و سازمانی در وضعیت نامطلوبی قرار داشت. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش و نظر به اینکه اشتراک گذاری داده های پژوهشی و عوامل مرتبط با آن در میان پژوهشگران حوزه فنی و مهندسی مهجور مانده است، ضروری است ذینفعان پژوهش در حوزه فنی و مهندسی حمایت سازمانی، فنی و مالی مناسب را به منظور افزایش شناخت و تمایل پژوهشگران در اشتراک گذاری داده ها به عمل آورند. همچنین لازم است آموزش های لازم به منظور فرهنگ سازی و شناخت قابلیت داده های پژوهشی به پژوهشگران حوزه فنی و مهندسی ارائه شود.  
۹۵۶.

باتلاق اطلاعاتی: مفهومی نوین در بحران کرونا ویروس: بیان دیدگاه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۲ تعداد دانلود : ۲۸۷
در واقع، فضایی که حجم زیادی اطلاعات غیرمعتبر در آن تولید و اشاعه می یابد، باتلاق اطلاعاتی نام دارد. این اصطلاح خاص جریان اطلاعات در بحران ها با دامنه وسیع از جمله بحران کرونا ویروس می باشد. تفاوت این واژه با آلودگی اطلاعات این است که در آلودگی اطلاعات، حجم اطلاعات نادرست بسیار زیاد نبوده و اثرگذاری آن بر جامعه مقطعی است و چندان عمیق نیست. اما در باتلاق اطلاعاتی، حجم اطلاعات نادرست تولید شده بسیار زیاد و اثرات نامطلوب آن معمولا بلندمدت و نسبتا عمیق و عمیق است. برای مثال کمبود مواد غذایی خاص در برخی زمان ها می تواند روند عادی جامعه را دچار اختلال کند و فضایی برای تولید و اشاعه اطلاعات نادرست فراهم نماید، اما به دلیل موقتی بودن، اثرات در جامعه، چندوجهی و عمیق نیست. پس از مدتی این آلودگی با شفاف سازی و نیز تلاش برای حل مشکل از بین می رود. اما در بحران کرونا ویروس، تقریبا سراسر جهان با باتلاق اطلاعاتی مواجه شدند. در واقع حجم اطلاعات غیرمعتبر تولید و اشتراک گذاشته شده زیاد و امکان تشخیص اطلاعات معتبر از غیر معتبر تقریبا غیر ممکن شد. در این حالت مردم و دولت ها سردرگم شده و برون رفت جامعه از این شرایط بسیار سخت و زمان بر شد. لذا باید اثرات ایجاد باتلاق اطلاعاتی بر فرد و جامعه را بدانیم و برای حل آن راه حال های علمی و منطقی پیشنهاد دهیم. در این مقاله به تبیین این مساله پرداخته می شود.
۹۵۷.

ارائه مدل رضایت و وفاداری کاربران از کیفیت محتوایی و ساختاری خدمات الکترونیکی (مطالعه موردی: وب سایت سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۳
هدف: اﻣﺮوزه، ﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎ ﻫﺰﯾﻨﻪﻫﺎی زﯾﺎدی را ﺻﺮف اﯾﺠﺎد و ﺑﻪروزرﺳﺎﻧﯽ وبﺳﺎﯾﺖﻫﺎی ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﺧﻮد ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ و اﻧﺘﻈﺎر دارﻧﺪ ﮐﻪ اﯾﻦ ﮐﺎر رﺿﺎﯾﺖ و وﻓﺎداری ﻣﺸﺘﺮﯾﺎن ﺧﻮد و ﺻﺮﻓﻪﺟﻮﯾﯽ در وﻗﺖ و ﻫﺰﯾﻨﻪی آنﻫﺎ را ﺑﻪ دﻧﺒﺎل داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. در اﯾﻦ ﻣﯿﺎن، ﺑﻬﺒﻮد ﮐﯿﻔﯿﺖِ ﻣﺤﺘﻮایی و ﺳﺎﺧﺘﺎری وبﺳﺎﯾﺖﻫﺎ، ﻋﺎملی ﺗﻌﯿﯿﻦﮐﻨﻨﺪه در دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ اﯾﻦ اﻫﺪاف ﺳﺎزﻣﺎنی اﺳﺖ. از این رو، ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﺎ هدف شناسایی ابعاد، سازه ها و مؤلفه های مؤثر بر کیفیت خدمات الکترونیکی ارائه شده توسط وب سایت سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران به کاربران و همچنین ارائه ی مدل مناسب برای بررسی تأثیر این کیفیت بر میزان رضایت و وفاداری کاربران با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری انجام می شود. اولویت بندی مؤلفه های مؤثر بر کیفیت خدمات الکترونیکی وب سایت کتابخانه اسناد ملی ایران از دیدگاه کاربران نیز هدف دیگری است که این پژوهش به دنبال دستیابی به آن است. در نهایت نیز بر اساس نتایج تحقیق راهکار هایی برای بهبود کیفیت خدمات این وب سایت ، افزایش رضایت مندی کاربران و در نهایت ماندگاری و وفاداری آن ها نسبت به سازمان ارائه می شود. روش : به منظور جمع آوری داده ها از یک پرسش نامه محقق ساخته استفاده شد. کیفیت محتوایی وب سایت شامل 5 مؤلفه ی اصلی و 43 مؤلفه ی فرعی و کیفیت ساختاری وب سایت شامل 3 مؤلفه ی اصلی و 26 مؤلفه ی فرعی بود. همچنین، رضایت مندی و وفاداری کاربران به خدمات الکترونیکی وب سایت کتابخانه ملی ایران به ترتیب با 5 و 4 مؤلفه مورد سنجش قرار گرفت. در نهایت نیز این معیارهای با استفاده از روش تصمیم گیری چندمعیاره تاپسیس رتبه بندی شد. نتایج: ارزیابی کیفیت محتوایی و ساختاری وب سایت و همچنین رضایت مندی و وفاداری کاربران به خدمات الکترونیکی وب سایت کتابخانه ملی ایران در وضعیت مطلوبی قرار داشت. همچنین نتایج حاصل از مدل سازی معادلات ساختاری، تأثیر مثبت و معنی دارِ کیفیت محتوایی و ساختاری وب سایت را بر رضایت مندی و وفاداری کاربران از این وب سایت نشان داد. نتیجه گیری: وب سایت کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی به عنوان اولین ﻧﻘﻄﻪی ﺑﺮﺧﻮرد و ارﺗﺒﺎط ﻣﯿﺎن ﮐﺎرﺑﺮان و ﻣﻮاد و ﺧﺪﻣﺎت ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ ها هستند که می تواند تأثیر بسزایی در رضایت و وفاداری کاربران آن داشته باشد. بر این اساس، بهبود کارا و اثربخش کیفیت محتوایی و ساختاری خدمات الکترونیکی این وب سایت، ضمن حفظ منابع سازمانی، ضامن رضایت و ماندگاری مشتریان سازمان است. نتایج ارائه شده در پژوهش حاضر ضمن تأیید این رابطه، مدل کامل و جامعی را برای سنجش کیفیت محتوایی و ساختاری خدمات الکترونیکی تحت وب سایت ارائه کرده و در نتیجه مجریان و مدیران را در شناسایی نقاط قابل بهبود این خدمات یاری می دهد.  
۹۵۸.

رهیافتی به کاربست مفهوم سواد بصری در آموزش با بهره گیری از اهداف آموزشی بلوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۰۲
هدف: این پژوهش در راستای کاربردی سازی مفهوم سواد بصری در آموزش، به تبیین کاستی ها و نیز طبقه بندی مهارت ها و صلاحیت های ارائه شده برای مفهوم سواد بصری مبتنی بر اهداف آموزشی بلوم پرداخته است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی بوده و از نظر ماهیت و روش از نوع توصیفی- تحلیلی است. در فرآیند اجرای تحقیق، نخست اطلاعات اسنادی و ادبیات پژوهش به روش کتابخانه ای گردآوری شد. سپس، با استفاده از استدلال منطقی، مهم ترین فهرست استانداردها و مهارت های سواد بصری با طبقه بندی اهداف آموزشی بلوم، تطبیق یافت. در نتیجه این تطبیق و تحلیل آن، دسته بندی جدیدی از مهارت های سواد بصری به دست آمد. یافته ها: بررسی پیشینه موضوع مورد پژوهش نشان داد که سیر پژوهش در حوزه سواد بصری به ترتیب در سه دوره متوالی از ابتدا تاکنون قابل تعریف است: تلاش برای تعریف مفهوم، تلاش برای ارائه چارچوب نظری و تلاش در جهت کاربرد بیشتر این مفهوم در زمان حاضر. جای گذاری مهارت های ارائه شده توسط نهادها و محققان در خانه های جدول طبقه بندی اهداف بلوم نشان داد که در جدول بدست آمده، در دو خانه، صلاحیت و مهارتِ معادلی از سواد بصری قابل جای گذاری نیست. به همین منظور، جهت تکمیل و ارائه یک طبقه بندی جامع از اهداف آموزش سواد بصری، مهارت های «به کارگیری مقوله ها و مفاهیم بصری» و «تحلیل و تمایز میان اطلاعات بصری» در این دو قسمت قرار گرفت. از طرفی تطبیق و تناظر صورت گرفته نشان داد که تمرکز مهارت های ارائه شده برای سواد بصری بر مقولات پیچیده تر شناختی و سطوح انتزاعی تر دانش است. برای ارائه یک طبقه بندی جامع و یکپارچه از اهداف آموزشی سواد بصری، لازم است تمامی مقولات شناختی و سطوح دانش لحاظ شوند. در نهایت با در نظر گرفتن موارد فوق یک طبقه بندی جدیدی از مهارت های سواد بصری ارائه شد که می تواند در هر حوزه مرتبط و مورد نیاز به کار گرفته شود. نتیجه گیری: در این پژوهش سه دوره متوالی در سیر پژوهش سواد بصری شناسایی شد. بر همین اساس، از آنجایی که چالش کنونی در حوزه سواد بصری، کاربردی سازی آن است؛ با استفاده از طبقه بندی اهداف آموزشی بلوم، مهارت ها و استانداردهای سواد بصری مبتنی بر «فرآیند شناختی» و «ابعاد دانش»، سطح بندی و تکمیل شد. طبقه بندی جدید ارائه شده در این پژوهش، مفهوم سواد بصری را به عنوان هدفی آموزشی، به زیراهدافی تقسیم می کند که از گستردگی و ابهام موضوع می کاهد. همچنین به کمک این طبقه بندی می توان ارتقاء سواد بصری را در قالب برنامه ریزی های آموزشی مختلف، چه در آموزش های عمومی و چه آموزش های تخصصی (مانند رشته های معماری و گرافیک) قابل دستیابی کرد.  
۹۵۹.

درک کاربرد رسانه های اجتماعی تلگرام و اینستاگرام توسط دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه علامه طباطبائی با مدل انتظار استفاده و رضامندی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۷۵
هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی درک کاربرد رسانه های اجتماعی تلگرام و اینستاگرام توسط دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی تهران با مدل انتظار استفاده و رضامندی است. روش : این پژوهش از حیث هدف کاربردی و از حیث نحوه گردآوری داده ها پیمایشی است. جامعه آماری شامل 2200 نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی تهران بوده و حجم نمونه براساس جدول مورگان تعداد 327 نفر معین گردید. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه است. جهت تعیین نرمال بودن داده ها از آزمون کلموگروف- اسمیرنف، آزمون تحلیل عاملی تأییدی برای تأیید روایی سؤالات و برای مشخص کردن عوامل کلیدی هر مؤلفه از فن مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج: یافته ها نشان داد که به اشتراک گذاری اطلاعات در اینستاگرام با ضریب مسیر (209/0)، قوی تر از تلگرام است. همچنین رضایت مندی لذت ادراک شده از تلگرام با ضریب مسیر (266/0)، قوی تر از اینستاگرام است. هیچ اختلاف معناداری بین اینستاگرام و تلگرام در دیگر متغیرها شامل تعامل اجتماعی، گذران وقت، خود گزارش دهی و جذابیت رسانه ها، مشاهده نشد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که دانشجویان تحصیلات تکمیلی از هر دو رسانه مورد مطالعه، برای اهداف مختلف از جمله تعامل اجتماعی، وقت گذراندن و خود گزارش دهی استفاده می کنند و با وجود فیلتر بودن تلگرام، تفاوت معناداری بین کاربرد تلگرام و اینستاگرام مشاهده نشد و تقریباً هر دو رسانه به یک میزان رضامندی کاربران را به دنبال داشتند.
۹۶۰.

ترسیم نقشه تولیدات علمی در حوزه کاربرد بازاریابی در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۹۰
هدف: هدف پژوهش حاضر ترسیم نقشه علمی و تحلیل خوشه ای پژوهش های منتشر شده در حوزه پژوهش های کاربرد بازاریابی در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی با استفاده از مدارک نمایه شده در پایگاه وب آف ساینس است. روش: این پژوهش از نوع تحقیقات کاربردی بوده که با استفاده از روش علم سنجی انجام شده است. به طور کلی 431 سند در حوزه بازاریابی در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی استخراج شد و مورد بررسی قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل های آماری علاوه بر نرم افزار اکسل، از نرم افزارهای علم سنجی مانند، وُس ویور و یو.سی.آی.نت استفاده شد. نتایج: یافته ها نشان داد کلیدواژه های بازاریابی با فراوانی ۲۴، بازاریابی کتابخانه ای با فراوانی ۱۸، کتابداری با فراوانی ۱۴ و رسانه های اجتماعی با فراوانی ۱۳ بیشترین هم رخدادی را میان متون مورد مطالعه داشته اند. از طرفی، تحلیل خوشه های کلیدواژه ها نشان داد که حوزه موضوعی بازاریابی در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی از هفت خوشه تشکیل شده است و خوشه شماره دو با کلیدواژه های بنگلادش، منابع اطلاعات، خدمات اطلاعاتی، بازاریابی، آمیخته بازاریابی، استراتژی بازاریابی، کتابخانه های عمومی، بازاریابی استراتژیک، دانشگاه، وب سایت ها و شبکه جهانی وب، مهم ترین خوشه است که در این میان کلیدواژه های بازاریابی و خدمات اطلاعاتی مهم ترین کلیدواژه های این خوشه محسوب می شوند. همچنین یافته ها نشان داد، خوشه سوم از ده کلیدواژه تشکیل شده و عمدتاً به بازاریابی در کتابخانه ها مربوط می شود و نشان می دهد ظهور بازاریابی در کتابخانه ها و بکارگیری آن در بازاریابی از جمله مهم ترین مباحث مد نظر پژوهشگران این حوزه است. در خوشه چهارم ۸ کلیدواژه مشاهده می شود که عمدتاً به بازاریابی از طریق شبکه های اجتماعی می پردازد. نتیجه گیری : ترسیم و تحلیل نقشه موضوعی بازاریابی در کتابخانه ها نشان داد که پژوهشگران حوزه بازاریابی در کتابخانه ها، آنگونه که شایسته است به این حوزه، به ویژه موضوعاتی نظیر بازاریابی در کتابخانه های دانشگاهی، بازاریابی در کتابخانه های عمومی، بازاریابی دیجیتال و بازاریابی از طریق شبکه های اجتماعی مانند فیسبوک و توییتر توجه نکرده اند . انتظار می رود که پژوهشگران از شکاف های موضوعی موجود در این حوزه مطلع شوند و پژوهش هایی در رابطه با موضوعات بیان شده انجام دهند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان