ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۶۸۱ تا ۷٬۷۰۰ مورد از کل ۸٬۱۵۴ مورد.
۷۶۸۱.

طراحی مدل روابط علّی شاخص های زنجیره تأمین لارج با استفاده از روش دیمتل سلسله مراتبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۰۸
هدف: برای رقابت در محیط جهانی، استفاده هم زمان از چهار پارادایم ناب، چابک، تاب آور و سبز که هریک مزایایی را برای مدیریت زنجیره تأمین به همراه دارند، می تواند موجب دستیابی به مزیت رقابتی برای سازمان ها گردد. اما باید توجه داشت که به دلیل وجود اشتراکات و تضادهایی که این پارادایم ها با هم دارند، ادغام همزمان اقدامات(شاخص های) آنها در فرآیندهای زنجیره تأمین، چالش های مدیریتی قابل توجهی در این زمینه ایجاد خواهد کرد. هر چند این موضوع در برخی تحقیقات مورد توجه قرار گرفته است، اما همچنان شکاف های پژوهشی در آن قابل ردیابی است. لذا هدف پژوهش حاضر، تحلیل روابط علّی میان مجموعه شاخص ها به عنوان مبنایی جهت برنامه ریزی مناسب و بکارگیری مرحله به مرحله آنها می باشد. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- پیمایشی بوده و از نظر هدف نیز کاربردی می باشد. جامعه پژوهش، کارشناسان و مدیران صنعت فولاد آلیاژی ایران-یزد در بخش های مرتبط با پژوهش در سال 1401-1400 هستند که از این میان خبرگان پژوهش با استفاده از نمونه گیری هدفمند قضاوتی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل دو پرسشنامه محقق ساخته است. پرسشنامه اول جهت تأیید شاخص ها و پرسشنامه دوم (پرسشنامه روش دیمتل سلسله مراتبی)، برای تعیین روابط علّی میان شاخص ها مورد استفاده قرار گرفت. برای بررسی روایی ابزار گردآوری داده ها نیز از شیوه روایی محتوا بهره گیری شد. جهت تکمیل پرسشنامه روش دیمتل سلسله مراتبی، از خبرگان خواسته شد تا جداول مقایسات را برای دسته ها و همچنین شاخص های هر دسته براساس شدت اثرگذاری هریک از عوامل، به صورت زوجی و براساس طیف لیکرت پنج تایی تعیین کنند. در ادامه جهت تحلیل داده ها از تکنیک دیمتل سلسله مراتبی استفاده شد که روشی جدید بوده و توسعه یافته دیمتل کلاسیک است. این تکنیک تعداد مقایسات زوجی در مسائل با تعداد عوامل زیاد را با درنظر گرفتن ساختار سلسله مراتبی میان آنها کاهش می دهد. در این تکنیک جداول مقایسات با یکدیگر تلفیق شده و سوپر ماتریس تأثیر مستقیم بدست آمده و مبنای تحلیل ها قرار می گیرد. یافته ها: ابتدا شاخص های چهار پارادایم ناب، چابک، تاب آور و سبز از طریق مرور پیشینه پژوهش شناسایی شده و براساس دسته بندی انجام شده در تحقیقات پیشین، در 10 بُعد دسته بندی شدند. سپس روابط علّی میان این شاخص ها با استفاده از روش دیمتل سلسله مراتبی بررسی شد. از میان مجموعه شاخص ها، تعداد 18 شاخص در دسته علت ها و بقیه شاخص ها در دسته معلول ها قرار گرفتند. نتایج نشان می دهد که شاخص های بُعد دانش و تکنولوژی تأثیرگذارترین شاخص ها برای رسیدن به اجرای همزمان این چهار پارادایم هستند؛ که بیانگر توجه روزافزون و انکارناپذیر فرآیندهای سازمانی و تولیدی به دانش و تکنولوژی می باشد. براساس نتایج پژوهش، شاخص گنجاندن استراتژی در فناوری مهم ترین و همچنین تأثیرگذارترین شاخص بوده و رضایت مشتری تأثیرپذیرترین شاخص می باشد. از نظر اهمیت، پس از شاخص لحاظ کردن فناوری در استراتژی، شاخص مدیریت تأمین کنندگان و مشارکت با آنها در جایگاه دوم قرار می گیرد. از نظر تأثیرگذاری نیز شاخص فناوری اطلاعات سبز رتبه دوم را به خود اختصاص داده است؛ که این امر علاوه بر بیان اهمیت توجه به فناوری اطلاعات، اهمیت در نظر داشتن ملاحظات زیست محیطی را نیز نشان می دهد. رضایتمندی مشتری تأثیرپذیرترین شاخص درمجموعه شاخص های مربوط به زنجیره تأمین لارج بوده و از بسیاری از شاخص های دیگر تأثیر می پذیرد و از نظر اهمیت نیز در جایگاه هفتم قرار دارد. پس از آن ارائه محصولات جدید و کیفیت محصول در رتبه های بعدی تأثیرپذیری قرار دارند. نتیجه گیری: تعیین روابط علّی میان شاخص های زنجیره تأمین لارج، به مدیران کمک می کند تا باتوجه به اشتراکات و تضادهایی که در اصول و عملکرد شاخص های این چهار پارادایم وجود دارد، منابع محدود مالی، زمانی و انسانی خود را به پیاده سازی شاخص های دارای اولویت اختصاص داده و برنامه ریزی مناسبی جهت پیاده سازی دیگر شاخص ها داشته باشند. همچنین استفاده از تکنیک جدید دیمتل سلسله مراتبی، موجب آشنایی بیشتر پژوهشگران با این روش، جهت تحلیل روابط علّی میان عوامل، در مسائل دارای عوامل زیاد می گردد.
۷۶۸۲.

تأثیر مدیریت راهبردی بر مدیریت دانش منابع انسانی: نقش میانجی رسانه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۸۷
هدف: هدف پژوهش حاضر تحلیل تأثیر مدیریت راهبردی و مدیریت دانش منابع انسانی با نقش میانجی رسانه های اجتماعی بود. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، از نوع پژوهش های کاربردی بوده و از نظر نحوه گردآوری داده ها، از نوع پژوهش های توصیفی- پیمایشی است، و از آنجا که محققین به دنبال تعیین رابطه بین متغیرهای پژوهش هستند، این پژوهش از نوع پژوهش های همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارکنان اداره کل ورزش و جوانان استان کرمانشاه (200 نفر) بودند که با روش نمونه گیری، تصادفی و براساس جدول مورگان (127نفر) به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه مدیریت راهبردی منابع انسانی طالقانی و همکاران، (1395)، پرسش نامه مدیریت دانش منابع انسانی همتی (1389) و پرسش نامه رسانه های اجتماعی کریمی (1399)، بود. روایی (همگرا و واگرا) و پایایی (بار عاملی، ضریب پایایی مرکب، ضریب آلفای کرونباخ) مدل اندازه گیری حاکی از آن بود که مدل از روایی و پایایی خوبی برخوردار است. تجزیه و تحلیل اطلاعات در دوسطح توصیفی و استنباطی انجام گرفت که از طریق نرم افزار Smart PLS، اجرا شد. یافته ها: براساس نتایج حاصل از فرضیه های پژوهش، مدیریت راهبردی بر رسانه های اجتماعی دارای تأثیر مستقیم و معنادار است؛ و مدیریت راهبردی بر مدیریت دانش منابع انسانی دارای تأثیر مستقیم و غیرمستقیم و معنادار می باشد، همچنین رسانه های اجتماعی بر مدیریت دانش منابع انسانی اثرگذاری مستقیم و معناداری دارند، ضمن اینکه نقش میانجی رسانه های اجتماعی در تاثیرگذاری مدیریت راهبردی بر مدیریت دانش منابع انسانی نیز تأیید شد. نتیجه گیری: بر مبنای نتایج پژوهش، کاربست مدیریت راهبردی در اداره کل ورزش و جوانان استان کرمانشاه می تواند زمینه ساز توسعه مدیریت دانش در بین منابع انسانی شده و بهره گیری از برنامه ریزی های متعدد و راهبردی از سوی مدیران به خوبی می تواند زمینه ساز این امر گردد. در این میان استفاده از فناوری های نوین همچون رسانه های اجتماعی در اطلاع رسانی و نیز بالا بردن سطح دانش در بخش های مختلف عمومی و تخصصی بسیار تأثیرگذار است.  
۷۶۸۳.

بررسی عوامل مؤثر بر پذیرش سیستم مدیریت اسناد الکترونیکی در شرکت گاز ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۹۹
هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی و تجزیه و تحلیل مهم ترین عوامل ممکن مؤثر بر پذیرش سیستم مدیریت اسناد الکترونیکی در شرکت گاز ایران است. این تلاش، فرصتی برای همگام سازی و رویارویی مؤثر با تحولات آتی فراهم کرده و ادبیات مرتبط با این موضوع را غناء می بخشد. شناخت این عوامل برای طراحی و اتخاذ سیاست های مربوط به استقرار، افزایش استفاده و بهره وری از این سامانه بسیار مهم است. روش: پژوهش حاضر با استفاده از مرور ادبیات و تحلیل عاملی تأییدی انجام شده است. جامعه پژوهش متشکل از کارکنان شرکت گاز ایران با سابقه کار با سیستم مدیریت اسناد الکترونیکی است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون t، میانگین، انحراف معیار، شاخص معناداری، مقادیر آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شد. در این پژوهش، مدل یکپارچه پذیرش و استفاده از فناوری، با عوامل زمینه (به عنوان مکان، هویت افراد مجاور، میزبان ها و دستگاه های قابل دسترسی و تغییرات آنها در طول زمان) و فراگیری (به عنوان دسترسی کاربران به نرم افزار در همه سطوح اجرایی سازمان) ترکیب شده و مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش حاضر از نظر هدف در حیطه پژوهش های کاربردی و براساس ماهیت و روش، یک پژوهش توصیفی- پیمایشی است. در این پژوهش برای جمع آوری اطلاعات مربوط به پیشینه، از روش های کتابخانه ای و برای جمع آوری داده های میدانی از ابزار پرسشنامه و ارائه آن در بستر اینترنت استفاده شده است. یافته ها: عوامل زمینه ای و یادگیری به عنوان عوامل پشتیبان، تأثیر بسزایی بر انتظارات عملکرد، تأثیر اجتماعی، انتظار تلاش و شرایط تسهیل کننده دارند و در نتیجه از فرآیند پذیرش سیستم مدیریت اسناد الکترونیکی حمایت می کنند. همچنین یافته های پژوهش حاکی از نقش مهم رابط کاربری، حمایت مدیران ارشد و توسعه مهارت های کارکنان در پذیرش و بکارگیری این فناوری است. نتیجه گیری: مؤسسات عمومی به سیستم های اطلاعاتی نیاز دارند که مدیریت اسناد تولید شده در طی فرآیندهای تجاری را در بستر دیجیتال تسهیل کند. توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات امکان دیجیتالی سازی و انتقال امن اسناد به سیستم عامل های دیجیتال را فراهم کرد که منجر به ظهور سیستم های مدیریت اسناد الکترونیکی شد. برای دستیابی به مزایای سیستم های مبتنی بر فناوری و جلوگیری از اتلاف وقت و هزینه در مقیاس یک کشور، پذیرش آنها توسط کاربران ضروری است. به همین دلیل شناخت عوامل موثر بر قصد استفاده از سیستم مدیریت اسناد الکترونیکی ضروری است. براساس یافته های این پژوهش، یکی از عوامل اصلی موفقیت سیستم مدیریت اسناد الکترونیک در شرکت گاز ایران، رابط کاربری مناسب و سهولت استفاده از این سیستم است. توجه به یافته های پژوهش حاضر می تواند به روند استقرار موفق سیستم آرشیو الکترونیک اسناد در سایر سازمان های دولتی ایران کمک کند.  
۷۶۸۴.

سازوکارهای حاکمیت فناوری اطلاعات مبتنی بر چارچوب کوبیت در معماری سازمانی کتابخانه های عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۲۷
هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی و تبیین سازوکارهای مؤثر حاکمیت فناوری اطلاعات براساس چارچوب کوبیت در معماری سازمانی کتابخانه های عمومی، با بهره گیری از روش فراترکیب و دلفی است. روش : در پژوهش کاربردی حاضر شناسایی سازوکارهای حاکمیت فناوری اطلاعات از روش هفت مرحله ای فراترکیب سندلوسکی و باروسو استفاده شده است و جهت اعمال آنها در کتابخانه های عمومی از روش دلفی بهره گرفته شد. پس از جستجو و اعمال معیارهای غربالگری و ورود و خروج منابع به پژوهش، 51 منبع ﺑﺮای ﺗﺠﺰﯾﻪ و ﺗﺤﻠﯿﻞ اﻃﻼﻋﺎت اﻧﺘﺨﺎب، کدگذاری و تحلیل شد. نمونه پژوهش در بخش دلفی نیز شامل 20 نفر از خبرگان حوزه کتابخانه های عمومی، معماری سازمانی و مدیریت فناوری اطلاعات بودند. یافته ها: در فرآیند شناسایی سازوکارهای حاکمیت فناوری اطلاعات، 91 سازوکارها در سه مقوله اصلی شامل ساختاری (36)، فرآیندی (29) و رابطه ای (26) طبقه بندی شدند. هر یک از این مقوله ها در چهار لایه معماری سازمانی -کسب وکار، اطلاعات، برنامه های کاربردی و فناوری- مورد تحلیل قرار گرفتند. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهند که موفقیت در این حوزه نیازمند توجه هم زمان به سازوکارهای ساختاری، فرآیندی و رابطه ای است. سازوکارهای فرآیندی بیشترین شاخص را دارند و نقش کلیدی در مدیریت اطلاعات و تحقق اهداف فناوری اطلاعات ایفا می کنند. همچنین، لایه اطلاعات به عنوان محور تعامل میان فناوری و معماری سازمانی شناخته شده است. رویکرد نظام مند پژوهش در تحلیل مؤلفه ها در قالب معماری سازمانی، نوآورانه بوده و می تواند مبنای طراحی مدل های بومی برای نهادهای اطلاعاتی کشور باشد. با این حال، چالش های عملی پیاده سازی و نقش فرهنگ سازمانی و تعاملات انسانی نیازمند بررسی های عمیق تر هستند.
۷۶۸۵.

تجربه کاربران با آسیب بینایی در تعامل با سامانه های پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران: چالش ها و محدودیت ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۲۹
هدف: این پژوهش با هدف مطالعه تجربه کاربران با آسیب بینایی در تعامل با سامانه های پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک) و رسیدن به چالش های استفاده از این سامانه ها انجام شد. روش پژوهش: پژوهش حاضر نوعی پژوهش اکتشافی کاربردی است که با رویکرد کیفی انجام شد و از ابزار مصاحبه و مشاهده رفتار کاربران با آسیب بینایی با پروتکل بلنداندیشی همزمان برای مطالعه کاربرانی که از فناوری کمکی برای تعامل با سامانه های ایرانداک بهره می گیرند، استفاده شد. تعاملات 24 کاربر با آسیب بینایی در حین انجام وظایف مختلف در این سامانه ها مورد تحلیل قرار گرفت. برای جمع بندی و تجزیه و تحلیل داده های کیفی از نرم افزار مکس کیودا استفاده شد. یادداشت ها مشاهده و صحبت های مشارکت کنندگان بر اساس تحلیل محتوای کیفی و در قالب کدگذاری اولیه و ثانویه بررسی شد و مقوله ها، زیرمقوله ها و مفاهیم تعیین گردید. 394 کد اولیه در 9 مقوله و 28 زیرمقوله در این فرایند حاصل گردید. یافته ها : چالش هایی در ساختار اطلاعات و روابط، جایگزین های متنی برای محتوای گرافیکی و غیرمتنی، سازگاری محتوا با نرم افزار صفحه خوان، پیمایش با صفحه کلید، قابل پیمایش بودن صفحات، عملکرد قابل پیش بینی عناصر صفحه، کمک ورودی، محدودیت های زمانی و ویژگی های حسی توسط مشارکت کنندگان گزارش گردید. نتیجه گیری: داده های حاصل از این مطالعه، سرنخ های ارزشمندی را در مورد چالش های کاربران با آسیب بینایی برای پیمایش سامانه های ایرانداک ارائه می دهد. این مطالعه جزء اولین تلاش ها برای بررسی سیستماتیک تعامل کاربران صفحه خوان با سامانه های ایرانداک محسوب می شود. بهبود کاربرد پذیری این سامانه ها، مستلزم تلاش های جدی در جهت رفع موانع شناسایی شده و اجرای توصیه های پژوهشی است.
۷۶۸۶.

بررسی رفتار اشتراک گذاری اطلاعات دانشجویان در شبکه های اجتماعی مجازی اینستاگرام، تلگرام و واتساپ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۰۱
هدف:پژوهش حاضر بررسی رفتار اشتراک گذاری اطلاعات دانشجویان دانشگاه های استان خراسان جنوبی در شبکه های اجتماعی مجازی اینستاگرام، تلگرام و واتساپ بود. روش شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی بوده و به روش پیمایشی انجام شد. جامعه پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه های زیر پوشش وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در استان خراسان جنوبی است که در سال تحصیلی 1397-1398 مشغول به تحصیل بودند و حداقل شش ماه تجربه استفاده از یکی از شبکه های اجتماعی مجازی تلگرام، اینستاگرام یا واتساپ را داشتند. حجم نمونه براساس فرمول کوکران برای حجم جامعه نامعلوم برابر 384 نفر لحاظ گردید. پاسخگویان به روش طبقه ای تصادفی غیرنسبتی انتخاب شدند. در مجموع 335 (24/87 درصد) پرسشنامه تکمیل شد. یافته ها:نشان داد که دانشجویان بیشتر از حد متوسط به اشتراک گذاری اطلاعات در شبکه های اجتماعی مجازی مورد بررسی اقدام کردند. بین رفتار اشتراک گذاری اطلاعات دانشجویان زن و مرد و دانشجویان حوزه های تحصیلی مختلف در این شبکه ها تفاوت معناداری یافته نشد، اما بین رفتار اشتراک گذاری اطلاعات دانشجویان مقاطع تحصیلی مختلف تفاوت معناداری مشاهده شد. افزون بر این، نتایج نشان داد که بین برخی از انواع اطلاعات به اشتراک گذاشته شده توسط پاسخگویان زن و مرد، حوزه های تحصیلی مختلف و مقاطع تحصیلی مختلف در این شبکه ها تفاوت معناداری وجود دارد. نتیجه گیری:دانشجویان زمان زیادی صرف اشتراک گذاری اطلاعات در شبکه های اجتماعی مجازی می نمایند. از این رو عدم توجه به رفتارهای اشتراک گذاری اطلاعات توسط دانشجویان در شبکه های اجتماعی مجازی موجب نقصان در توانایی ایشان در استفاده از ابزارهای ارتباطی علمی خواهد شد که این مسئله می تواند عقب ماندگی علمی جامعه ایران را در زمان حاضر به دنبال داشته باشد.  
۷۶۸۷.

بررسی رفتار اطلاعاتی دانشجویان حقوق کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۹۴
هدف: رفتار اطلاعاتی دانشجویان حقوق کشور به عنوان یکی از جنبه های کلیدی در فرآیند یادگیری و پژوهش در این رشته، نقش بسزایی در شکل دهی به توانایی های تحلیلی و استدلالی آن ها ایفا می کند. هدف پژوهش حاضر، بررسی رفتار اطلاعاتی دانشجویان حقوق کشور است. روش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به شیوه ی پیمایشی صورت پذیرفته است. جامعه آماری کلیه دانشجویان حقوق در کشور هستند. و نمونه این پژوهش به صورت طبقه ای انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته و روایی آن براساس روش اعتبار محتوا ارزیابی شده است. «اعتبار محتوا، نوعی اعتبار است که معمولاًبرای بررسی اجزای تشکیل دهنده یک ابزار اندازه گیری بکار برده می شود» (سرمدی و همکاران، 1377، ص، 171). برای پایایی سوالات چند گزینه ای از آزمون کولموگروف اسمیرنوف و آزمون T تک نمونه استفاده شده است. به منظور گردآوری اطلاعات، پرسشنامه ای مشتمل بر 35 پرس ش و در 1 بخ ش طراح ی و ب رای جم ع آوری داده ه ای موردنی از، پرسشنامه به صورت آنلاین طراحی و در اختیار دانشجویان قرار گرفت که 591 پرسش نامه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. تعداد دانشجویان دختر 377 (64 درصد) و دانشجویان پسر 214 (36 درصد) است. همچنین سن دانشجویان شامل 81 نفر (14 درصد) نمونه کمتر از 20 سال، 178 نفر (30 درصد) بین 21 تا 23 سال، 63 نفر (11 درصد) بین 24 تا 27 سال، 47 نفر (8 درصد) بین 28 تا 31 سال و 222 نفر (37 درصد) نیز بالای 32 سال سن دارند. از سویی دیگر مقطع تحصیلی دانشجویان کارشناسی 535 نفر (91 درصد)، کارشناسی ارشد 50 نفر (8 درصد) و دکتری 6 نفر (1 درصد) است. همچنین، 6 درصد نمونه در ترم یک، 17 درصد در ترم 2، 12 درصد در ترم 3، 24 درصد در ترم 4، 11 درصد در ترم 5، 15 درصد در ترم 6، 6 درصد در ترم 7 و 9 درصد در ترم 8 مشغول به تحصیل هستند. مکان تحصیل دانشجویان شامل 77 درصد نمونه در دانشگاه پیام نور، 18 درصد در دانشگاه دولتی، کمتر از 1 درصد در دانشگاه آزاد و 4 درصد در واحدهای بین الملل مشغول به تحصیل هستند. معدل دانشجویان شامل معدل 13 درصد نمونه کمتر از 14، 44 درصد حدفاصل 15 تا 16.99 و 43 درصد بالاتر از 17 و زبان مادری دانشجویان 94 درصد نمونه فارسی، 3 درصد ترکی، 2 درصد کردی سایر زبان ها هرکدام کتر از 1 درصد است. یافته ها: یافته ها نشان داد که فرضیه اول و دوم در مقطع تحصیلی و دانشگاه می توانند به طور معناداری واریانس نمرات رفتار اطلاعاتی دانشجویان را پیش بینی کنند، بدین ترتیب رفتار اطلاعاتی دانشجویان تحت تأثیر مقطع تحصیلی و دانشگاهی که در آن تحصیل می کنند قرار دارد. این یافته نشان دهنده تفاوت های آموزشی، منابع در دسترس یا شیوه های تدریس مختلف در دانشگاه های مختلف و مقاطع تحصیلی است. در یافته های فرضیه رفتار جستجوی اطلاعاتی دانشجویان حقوق در سطح متوسط قرار دارد. این ممکن است به معنای آن باشد که دانشجویان به طور نسبی توانایی جستجوی اطلاعات را دارند، اما ممکن است هنوز در برخی زمینه ها نیاز به بهبود داشته باشند. طبق یافته های فرضیه چهارم، رفتار ارزیابی اطلاعاتی دانشجویان نیز در سطح متوسط است. این به این معناست که دانشجویان قادر به ارزیابی کیفیت و اعتبار اطلاعات هستند، اما ممکن است هنوز در این زمینه به مهارت های بیشتری نیاز داشته باشند. در یافته های فرضیه پنجم رفتار کاربرد اطلاعاتی دانشجویان نیز در سطح متوسط است. حاکی از آن است که دانشجویان اطلاعاتی که به دست می آورند را به طور مؤثری به کار می برند اما ممکن است به راهکارهای بهتری برای به کارگیری اطلاعات نیاز داشته باشند. در نهایت، یافته های فرضیه ششم نشان داد که رفتار اطلاعاتی کلی دانشجویان حقوق نیز در سطح متوسط است. این نتیجه به طور کلی نشان می دهد که دانشجویان حقوق در تمام ابعاد رفتار اطلاعاتی خود (جستجو، ارزیابی، کاربرد) در سطح متوسط قرار دارند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهند که دانشجویان حقوق در سطح متوسطی از مهارت های اطلاعاتی برخوردارند و این مهارت ها تحت تأثیر مقطع تحصیلی و دانشگاه قرار دارد. ممکن است لازم باشد که برنامه های آموزشی و منابع پشتیبانی به گونه ای طراحی شوند که به بهبود مهارت های اطلاعاتی دانشجویان کمک کنند.
۷۶۸۸.

داده کاوی رفتارهای اطلاع یابی پژوهشگران گروه های پژوهشی قدرت نرم، جامعه و امنیت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و راهبردی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۹۱
هدف: امروزه داده کاوی نقش مهمی در برنامه ریزی اطلاعات گرا دارد. از این رو پژوهش حاضر با هدف تعیین رفتار اطلاع یابی پژوهشگران گروه های پژوهشی قدرت نرم، جامعه و امنیت پژوهشگاه علوم انسانی، و مطالعات فرهنگی و راهبردی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، با رویکرد داده کاوی به عنوان ابزاری جهت بدست آوردن الگوی نامشهود تراکنش ها و رفتارهای اطلاع یابی آنان در کار با منابع اطلاعاتی در این حوزه تخصصی انجام شد. روش شناسی پژوهش: روش پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع مطالعات کاربردی بوده و با روش پیمایشی- توصیفی و با استفاده از تکنیک شبکه عصبی انجام شده است. ابزار این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته بوده و جامعه مورد مطالعه ۱۰۰ نفر می باشد. پس از جمع آوری داده ها، شبکه عصبی به منظور خوشه بندی داده ها انتخاب و با استفاده از نرم افزار مطلب نسخه ۱۴، پژوهشگران براساس مؤلفه های اصلی پژوهش خوشه بندی شدند. سپس با حذف هر یک از زیرمؤلفه های اصلی پژوهش، مؤثرترین و کم اثرترین گزینه در رفتار اطلاع یابی آنان در کار با منابع اطلاعاتی در این حوزه تخصصی تعیین شد. یافته ها:با انجام خوشه بندی با استفاده از شبکه عصبی خودسازمان ده، مهم ترین مؤلفه در هدف و انگیزه اطلاع یابی پژوهشگران جامعه مورد مطالعه ارتقای کیفیت تدریس، مهم ترین عامل در استفاده از منابع اطلاعاتی دستیابی به مجلات تمام متن الکترونیک فارسی در محیط مجازی و ارائه خدمات اطلاعاتی در همین محیط در زمینه رشته تخصصی خود تعیین شد. نتیجه گیری: از آنجا که امروزه ما با بحث حکمرانی داده ها مواجه هستیم و داده، عنصری استراتژیک و اساس هر کسب و کاری محسوب می شود، بنابراین، بررسی رفتار داده ها با رویکردهای مختلف از جمله تکنیک شبکه عصبی حائز اهمیت و ارزش بوده و از جایگاه ویژه ای برخوردار است. لذا، با توجه به هدف و یافته های پژوهش حاضر، بررسی و خوشه بندی رفتارهای اطلاعاتی منتج از نیازهای اطلاعاتی پژوهشگران جامعه مورد مطالعه با استفاده از این رویکرد، به کسب آگاهی و شناخت مناسب از نیازهای اطلاعاتی آنان، و به تهیه و تدارک منابع مورد نیاز آنان منتج می گردد، و این امر از جمله تمهیداتی است که زمینه انجام پژوهش های موثر، کسب یافته های مناسب و در نتیجه تصمیم گیری اطلاعات گرا را بر این اساس برای مدیران و دست اندرکاران این حوزه (فضای سایبر و قدرت نرم) فراهم می نماید.  
۷۶۸۹.

بررسی رابطه بین هوش مصنوعی و عملکرد کارکنان: نقش میانجی تسهیم دانش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۹۲
هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه بین هوش مصنوعی و عملکرد کتابداران پزشکی: نقش میانجی تسهیم دانش در بین مدیران، کارکنان اداری، رؤسای کتابخانه های علوم پزشکی تابعه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مستقر در شهر تهران است. روش پژوهش حاضر، توصیفی و از نوع پیمایشی بوده و براساس هدف، کاربردی است. جامعه آماری مدیران، کارکنان اداری، رؤسای کتابخانه های علوم پزشکی تابعه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مستقر در شهر تهران بوده و به دلیل محدود بودن حجم جامعه آماری، همه جامعه با استفاده از روش سرشماری لحاظ گردیده است که 176 نفر به کار گرفته شد. ابزار گردآوری اطلاعات این پژوهش برای جهت سنجش هوش مصنوعی از پرسش نامه چن و همکاران (۲۰22) که حاوی 22 گویه ای که طیف گسترده ای از ابعاد هوش مصنوعی را در بر بگیرند، استفاده شد. جهت سنجش عملکرد کارکنان از پرسش نامه استیفن (2005) که حاوی 12 گویه، همچنین جهت سنجش تسهیم دانش از پرسش نامه داماج و همکاران (2016) که حاوی 12 گویه، استفاده شد؛ که پایایی آن از طریق آزمون آلفای کرونباخ و روایی آن از طریق روایی همگرا و روایی واگرا مورد تأیید قرار گرفت. تحلیل داده ها با استفاده از شاخص های آمار توصیفی همچون توزیع فراوانی و آمار استنباطی و روش مد ل سازی معادلات ساختاری با Smart PLS انجام شد. یافته ها نشان داد، هوش مصنوعی بر عملکرد کارکنان تأثیر مثبت و معنی داری دارد و همچنین هوش مصنوعی بر تسهیم دانش تأثیر مثبت دارد. تسهیم دانش بر عملکرد کارکنان تأثیر مثبت و معنی داری دارد. نتایج نشان داد تسهیم دانش به عنوان یک میانجی کامل در رابطه بین هوش مصنوعی و عملکرد کارکنان عمل می کند.
۷۶۹۰.

مدل سازی سطح کیفیت داده های پورتال دانشگاهی با استفاده از تکنیک گسترش عملکرد کیفیت (مطالعه موردی: دانشگاه صنعتی امیرکبیر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۹۷
هدف: داده با کیفیت نقش حیاتی را در عملکرد و موفقیت یک سازمان ایفا می کند و می توان اهمیت آن را به مثابه اکسیژن برای بقای انسان دانست. حفظ کیفیت سطح بالای داده به سازمان ها کمک می کند هزینه های عملیاتی کاهش و درآمد افزایش یابد. آشنایی با ابعاد کیفیت داده اولین گام به سمت بهبود کیفیت داده است. شناسایی ابعاد مختلف کیفیت داده و گروه بندی آن ها به تحلیل گران اجازه می دهد تا روش های بهبود و ابزارهای کیفیت داده را در مسیر بهبود اطلاعات و فرآیندهایی که اطلاعات را ایجاد می کنند، استفاده نمایند. روش شناسی: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، از نوع کاربردی و با روش توصیفی- پیمایشی انجام شده است. در این پژوهش با هدف ارتقای سطح کیفیت داده در پورتال های دانشگاهی، ابتدا نیازهای (صداهای) کاربران مختلف یک پورتال دانشگاهی در خصوص کیفیت داده با استفاده از پرسشنامه شناسایی و سپس با تکنیک ترکیبی کانو و تحلیل سلسله مراتبی، این نیازها اولویت بندی شد. در مرحله بعد یک ماتریس چهارتایی خانه کیفیت تشکیل و با صدای کاربران آغاز و در انتها به چگونگی طراحی منتهی شد. یافته ها: با انجام تحلیل گسترش عملکرد کیفیت مشخص شد که XML و پس از آن HTML از جایگاه مناسب تر و کاراتری نسبت به سایر بسترها و زبان های برنامه نویسی در این مطالعه موردی جهت ارتقای سطح کیفت داده به صورت کلی و نیز پاسخگویی به نیازمندی های کاربران برخوردار هستند. با بررسی ماتریس های خانه کیفیت، «انعطاف پذیری» به عنوان مهم ترین الزام فنی در طراحی یک پورتال مشخص گردید. نتیجه گیری: دقت در انتخاب بسترهای مناسب برای ذخیره سازی و نمایش داده های پورتال های دانشگاهی و توجه به انتظارات و نیازمندی های کاربران قبل از اقدام به پیاده سازی آن، کیفیت داده ها و به تبع آن رضایت کاربران را افزایش می دهد و موجب بهینه سازی عملکرد و افرایش اثربخشی و کارایی خواهد شد.  
۷۶۹۱.

ارزیابی عملکرد کشورهای اتحادیه اروپا بر مبنای مدیریت دانش سبز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۰۹
هدف: مدیریت دانش به عنوان یک نیاز استراتژیک، تضمین کننده برتری بلندمدت برای سازمان ها و جوامع و میزان بهره گیری آن ها از سرمایه های انسانی و اطلاعاتی است. مدیریت دانش سازمانی به عنوان یکی از مؤلفه های اساسی برای موفقیت سازمان ها در عصر اطلاعات شناخته می شود. اجرای مؤثر مدیریت دانش منجربه بهبود عملکرد و فرآیندها می شود؛ اما این امر نیازمند فهم دقیق مباحث مدیریت دانش و به ویژه مرحله اساسی آن یعنی استقرار و پیاده سازی آن، و شناخت کامل اجزای کلان تشکیل دهنده آن است. مدیریت دانش سبز رویکردی نوین در مدیریت دانش می باشد که بر خلق، اشتراک گذاری و به کارگیری دانش در زمینه مسائل زیست محیطی تمرکز داشته و هدف اصلی آن، کمک به سازمان ها و جوامع برای دستیابی به توسعه پایدار از طریق ارتقای آگاهی و دانش در زمینه محیط زیست است. فقدان مهارت های لازم در افراد و سازمان ها، می تواند یک چالش مهم برای پیاده سازی مدیریت دانش سبز باشد؛ زیرا افراد باید مهارت های لازم برای خلق، اشتراک گذاری و به کارگیری دانش در زمینه مسائل زیست محیطی را داشته باشند. علاوه بر چالش فوق، فقدان زیرساخت های مناسب برای پیاده سازی مدیریت دانش سبز، نظیر عدم دسترسی به فناوری های اطلاعات و ارتباطات، می تواند اجرای مدیریت دانش سبز را دشوار کند. در این راستا، هدف پژوهش حاضر ارائه ساختاری مناسب جهت ارزیابی عملکرد و کارایی مدیریت دانش سبز در کشورهای عضو اتحادیه اروپا به عنوان واحدهای تصمیم گیری، با بهره گیری از تکنیک تحلیل پوششی داده ها و با در نظر گرفتن نهاده های تعداد محققین و میزان سرمایه اختصاص داده شده به توسعه و مدیریت دانش سبز و ستاده فناوری سبز به عنوان خروجی ملموس کاربرد دانش سبز، برای نخستین بار می باشد. روش: در راستای ارائه مدل ارزیابی عملکرد بر مبنای مدیریت دانش سبز، ابتدا برای شناسایی مولفه های اساسی، از پژوهش های مختلف در این زمینه استفاده شد؛ سپس کشورهای عضو اتحادیه اروپا، از نظر مضامین استخراج شده و زیرمؤلفه های هر کدام، با استفاده از تکنیک ترکیبی تحلیل پوششی داده های شبکه ای و مازادمبنا[1] ارزیابی شدند. داده های 27 کشور عضو اتحادیه اروپا از پایگاه های داده رسمی استخراج و پس از نرمال سازی، در این مدل کمّی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: برای استقرار مدیریت دانش، باید به شش عامل اساسی مشتمل بر تعداد کل پرسنل در زمینه تحقیق و توسعه، میزان سرمایه گذاری سبز به عنوان متغیرهای ورودی، تعداد پتنت سبز، تعداد انتشارات دانشگاهی در حوزه نوآوری زیست محیطی، و میزان آگاهی از توسعه پایدار، به عنوان متغیرهای میانجی و در نهایت میزان فناوری و تکنولوژی در حوزه محیط زیست، به عنوان متغیر خروجی نهایی توجه ویژه کرد. مطابق با نتایج مدل پیشنهاد شده، در حوزه خلق دانش: کشورهای اتریش، بلژیک، بلغارستان، کرواسی، قبرس، یونان، ایتالیا و اسپانیا؛ و در حوزه کاربرد دانش: قبرس، آلمان، مالت، اسلواکی و اسپانیا به عنوان کشورهای کارا در حوزه اتحادیه اروپا معرفی شدند. هرچند کشورهایی نظیر لوکزامبورگ یا هلند، دارای بیشترین تعداد محقق و میزان سرمایه گذاری در حوزه زیست محیطی به عنوان منابع ورودی می باشند؛ اما کشورهای قبرس، ایتالیا و یونان با استحصال بیشترین خروجی و در عین حال به کارگیری کمترین میزان از متغیرهای ورودی ذکر شده، در بهره گیری موثر از دانش سبز برای توسعه پایدار عملکرد بهتری داشتند و به عنوان کاراترین کشورها شناخته شدند. شکاف عملکردی برای کشورهای ناکارا، میزان نیاز هر متغیر به تغییر را جهت نیل به وضعیت کارا نشان می دهد. لذا در انتها، برای یکایک کشورهای مورد ارزیابی، میزان شکاف عملکردی برای هر متغیر ورودی محاسبه شده است که کمترین میزان اختلاف به شاخص تعداد پرسنل در زمینه تحقیق و توسعه تعلق دارد. همچنین برای هر کشور، برآیند شکاف متغیرهای میانجی ذکر شده است که کمترین میزان اختلاف به شاخص انتشارات دانشگاهی (نوآوری زیست محیطی) تعلق دارد. نتیجه گیری: جهت استفاده از مدل مفهومی ترکیبی تحلیل پوششی داده های شبکه ای و تحلیل پوششی مازادمبنا، جهت ارزیابی عملکرد مدیریت دانش سبز در کشورهای عضو اتحادیه اروپا، متغیرهای ورودی شامل تعداد پرسنل تحقیق و توسعه و میزان سرمایه گذاری سبز، متغیرهای میانجی شامل تعداد پتنت های سبز، تعداد انتشارات دانشگاهی مرتبط با نوآوری زیست محیطی و میزان آگاهی از مدیریت توسعه پایدار، و در نهایت متغیر خروجی میزان توسعه فناوری های مرتبط با محیط زیست تعریف شده است. بهره گیری از مدل معرفی شده، در ارزیابی عملکرد مدیریت دانش سبز در سازمان ها یا کشورهای مختلف، پیشنهاد می شود.
۷۶۹۲.

تاثیر اعتیاد اینترنتی، سلامت روانی و معنوی دانشجویان دانشگاه قم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۹۴
هدف: امروزه استفاده از اینترنت و فضای مجازی در میان همه گروه های اجتماعی از جذابیت خاصی بر خوردار است و بر ارزش ها، نگرش ها و هویت فرهنگی، اجتماعی تاثیر می گذارد و پیامدها و آثار نامطلوبی را نیز به همراه می آورد. هدف مقاله حاضر تعیین رابطه چندگانه بین اعتیاد اینترنتی و سلامت روانی و معنوی دانشجویان دانشگاه قم است. روش شناسی: نوع پژوهش توصیفی، همبستگی چندمتغیره است. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه قم و روش نمونه گیری طبقه ای- تصادفی است. اطلاعات از طریق سه پرسشنامه اعتیاد اینترنتی و سلامت روانی و معنوی جمع آوری و روایی و پایایی آنها محاسبه گردید. یافته ها: بین اعتیاد اینترنتی (مشکلات اجتماعی، فقدان کنترل، استفاده بیش از حد از چت روم، بی توجهی به وظایف شغلی و تحصیلی) و سلامت روانی(جسمانی سازی، اضطراب و بی خوابی، عملکرد اجتماعی ضعیف و افسردگی) با سلامت معنوی دانشجویان رابطه چندگانه و معناداری وجود دارد. نتایج: بهره وری دانشجویان در استفاده بیش از حد از اینترنت، پایین می آید، آنها حتی در صورت کناره گیری از اینترنت، دچار علائم اختلال می شوند. در واقع آنها ممکن است دچار اختلالات روحی مثل احساس تنهایی، افسردگی و از دست دادن معنا در زندگی شوند و نتایج زیانباری برای جامعه و دانشگاه بدنبال داشته باشد.  
۷۶۹۳.

تحلیل و نقد جایگاه و کاربرد رویکردهای شناختی در علوم اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۷۹
هدف : مقاله حاضر به تحلیل و نقد جایگاه و کاربرد رویکردهای شناختی در علوم اطلاعات می پردازد. همچنین افق های جدیدی برای انجام پژوهش شناختی در علوم اطلاعات معرفی می کند. روش: این پژوهش توصیفی و از نوع مروری- تحلیلی است. از منابع علمی برای بررسی و تحلیل موضوع استفاده شده است. یافته ها: رویکرد شناختی بر جریان تحقیقات و حل مسائل علوم اطلاعات موثر بوده است. حوزه بازیابی اطلاعات نسبت به سایر حوزه ها به نحو گسترده از رویکرد شناختی تاثیر پذیرفته است. علیرغم مزایا و نتایج موثری که رویکرد شناختی کلاسیک در پژوهش های اطلاعات داشت، ولی با انتقاداتی روبرو شد. این انتقادات به ظهور رویکرد شناختی- اجتماعی در علوم اطلاعات منجر شد. در این رویکرد بافت و شرایط اجتماعی کاربر در تعامل با سیستم اطلاعاتی اهمیت یافت. نتیجه گیری: علوم اطلاعات نیازمند چهارچوب های نظری یکپارچه است که بتواند عناصر رویکرد اجتماعی و نیز شناختی را باهم در جهت حل مسائل تحقیق خود بکار گیرد. رویکرد شناختی می تواند برای مطالعه مفاهیم و فرایندهای متعددی که در توزیع اطلاعات، پخش و انتقال آن حیاتی هستند، مورد استفاده قرار گیرد. همچنین مهم است که استفاده از علوم شناختی به حوزه های دیگر علوم اطلاعات گسترش یابد و دامنه مطالعات چند بعدی توسعه یابد.
۷۶۹۴.

چالش های همه گیری کرونا بر برنامه ریزی، اجرا و انتشار پژوهش های دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۹۹
هدف: جهان همواره دستخوش ناملایمات گوناگون بوده است. اغلب این ناملایمات به مثابه یک چالش بزرگ ملی، منطقه ای و جهانی همه بشریت را به مبارزه طلبیده است. گاه هم این ناملایمات در سطح یک بحران جهانی رخ نموده است. ویروس کرونا از خانواده ویروس هایی است که عفونت های تنفسی را در انسان ها و حیوانات ایجاد می کند. ویروس کرونای جدید که با نام رسمی SARS-CoV-2 شناخته می شود باعث بروز بیماری COVID-19 در انسان ها شد و ساختارهای اجتماعی، الگوی کار و توزیع درآمد را دچار آشفتگی و تغییر کرد. از ساختارهای متأثر از این ویروس دانشگاه ها و مأموریت های آن بود. در این راستا، پژوهش حاضر به منظور شناسایی چالش های همه گیری کرونا بر برنامه ریزی، اجرا و انتشار پژوهش های دانشگاهی انجام شد. روش: این پژوهش از منظر رویکرد، کیفی بوده و با استفاده از روش پدیدارشناسی تفسیری اجرا شد. مشارکت کنندگان پژوهش شامل 38 نفر از کارگزاران و مدیران دانشگاهی و وزارتی و نیز صاحب نظران آموزش عالی در دانشگاه ها و نیز ستاد مرکزی وزارت علوم و تحقیقات بودند که به صورت هدفمند انتخاب و فرآیند جمع آوری اطلاعات تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختارمند جمع آوری شد و با استفاده از روش همسوسازی مورد اعتباریابی قرار گرفت. تحلیل داده ها با بهره گیری از روش تحلیل مضمون در محیط نرم افزار MAXQDA انجام شد. یافته ها: چالش های شناسایی شده پژوهش های دانشگاهی در مرحله برنامه ریزی شامل ابهام نقش، بی انگیزگی و بی رغبتی، ترجیح آموزش، عدم وفاق درون گروهی و بین رشته ای، تأثیر زیرساخت ها بر کمّیت پژوهش ها، تغییر منابع تأمین پژوهش؛ در مرحله اجرا شامل وابستگی به مسیر، کمبود امکانات و زیرساخت ها، پنهان کاری شرکت کننده ها، نظارت معیوب، محدودیت مسافرت های علمی و ارتباطات، فیلترینگ؛ و در مرحله انتشار شامل تغییر سیاست های نشر آثار علمی، هیجان زدگی در اشاعه نتایج، عدم امانتداری، کند شدن فرایند ارزیابی و چاپ مجلات بود. نتیجه گیری: مدیریت چالش های معرفی شده می تواند به بهبود کیفیت و اثربخشی پژوهش ها در مواقع اورژانسی، ارتقاء سطح علمی دانشگاه، جذب محققین با استعداد، کاهش هدر رفت منابع، ارتقاء تعاملات بین رشته ای، ارتباط با صنعت و جامعه، افزایش قابلیت اطمینان نتایج پژوهشی و احترام بیشتر به مالکیت معنوی دستاوردهای اساتید در فضای مجازی منجر شود.
۷۶۹۵.

خط فارسی در گنج: واکاوی تأثیر مسائل صرف، معنا و رسم الخط بر بازیابی اطلاعات در پایگاه اطلاعات علمی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۰۸
هدف: خط فارسی دشواری هایی دارد که بی توجهی به آنها، بازیابی اطلاعات را تحت تأثیر قرار می دهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مشکلات خط فارسی در ابعاد صرفی، معنایی و رسم الخط بر بازیابی مدارک پایگاه گنج انجام شده است. روش : این پژوهش از نظر هدف کاربردی بوده که به شیوه کیفی و با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا انجام شد. ابزار مورد استفاده، سیاهه وارسی محقق ساخته بود. جامعه پژوهش نیز تمامی مدارک ثبت شده در گنج تا زمان اجرای پژوهش می باشد. نمونه گیری به صورت نمونه گیری معیاری انجام شد. با توجه به داده های به دست آمده، توصیف و تحلیل انجام گرفت. نتایج: در دسته مشکلات صرفی، تأثیر مسائل و دشواری های مربوط به صرف یا ساخت واژه در بازیابی مدارک و در دسته مشکلات معنایی تأثیر دشواری هایی که از نظر معنا در واژه ابهام یا تفاوت معنایی ایجاد می کنند، بر بازیابی مدارک بررسی شد. در مشکلات رسم الخط، این بررسی برای دشواری های ناشی از ویژگی های ریخت شناسی و نوشتاری خط فارسی انجام شد. نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد مشکلات صرفی، معنایی و رسم الخط، نتایج بازیابی اطلاعات در گنج را تحت تأثیر قرار می دهند. همچنین در این پایگاه در گروه صرفی تنها برای تک واژ های صرفی صفت، و در گروه رسم الخط، برای مشکلات علامت تشدید، جابه جایی «ی» و همزه در کلمات فارسی، نگارش همزه میانی و پایانی با کرسی «الف»، نگارش همزه میانی و پایانی با کرسی «واو»، «حذف یا نوشتن علامت مد» و «نوشتن صامت «ی» بعد از «ه» غیرملفوظ، چاره اندیشی شده و در گروه معنایی به هیچ یک از دشواری ها توجهی نشده است.  
۷۶۹۶.

بررسی تطبیقی کارایی رابط های کاربری نرم افزار جامع کد منبع باز کوها و نرم افزارهای پارس آذرخش، کاوش و نوسا از دیدگاه کتابداران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۹۹
هدف از انجام این پژوهش بررسی و مقایسه رابط کاربری در نرم افزار جامع کتابخانه ای کد منبع باز کوها و نرم افزارهای پارس آذرخش، کاوش و نوسا از منظر رهیافت کاربر مداری می باشد. پژوهش حاضر پژوهشی کاربردی است که به روش پیمایشی انجام شده است. برای اجرای این پژوهش از طریق سرشماری تعداد کتابدارانی که با رابط های کاربری نرم افزارهای مورد مطالعه در دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز، دانشگاه علوم پزشکی شیراز و کتابخانه عمومی شهرک بعثت ماهشهر آشنا بودند، مشخص گردید. از پرسشنامه کوییس با اعمال تغییرات مورد نیاز جهت جمع آوری اطلاعات استفاده شد. یافته ها نشان داد که وضعیت عوامل مطرح در رابط های کاربری نرم افزارهای مورد مطالعه (به جز عامل راهنما که در وضعیت ضعیف قرار داشت) از دید کتابداران در وضعیت متوسطی قرار دارند. در بررسی میزان رضایت مشخص شد در تمامی نرم افزارها بیشترین رضایت مربوط به صفحه نمایش و کمترین میزان رضایت مربوط به عامل راهنما است. همچنین تفاوت بین دیدگاه های کتابداران استفاده کننده از رابط های کاربری نرم افزارها در عامل صفحه نمایش معنی دار بوده است. بررسی رابط های کاربری نرم افزارهای پارس آذرخش، کاوش، کوها و نوسا نشان داد که از دید کتابداران این نرم افزارها دارای چه نقاط ضعفی هستند. همین امر می تواند به طراحان در طراحی رابط کاربری کاربرپسندتر کمک نماید.
۷۶۹۷.

بررسی تأثیر مدیریت ارتباط با مشتری بر مدیریت دانش با نقش میانجی توانمندسازی کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۸۹
هدف: تحقیق حاضر بررسی تأثیر مدیریت دانش در پیاده سازی مدیریت ارتباط با مشتری با نقش میانجی توانمندسازی کارکنان بود. روش شناسی: این پژوهش، از نظر هدف کاربردی و برحسب ماهیت، روش انجام و چگونگی بدست آوردن داده های مورد نیاز توصیفی و از نوع تحقیق همبستگی است. اطلاعات پژوهش از طریق یک پرسشنامه مرکب از سه پرسشنامه استاندارد مدیریت دانش، ارتباط با مشتری و توانمندسازی گردآوری شد. پایایی پرسشنامه ها به روش آلفای کرونباخ و روائی آنها نیز با روش اعتبار محتوا تایید گردید. جامعه آماری این پژوهش کارکنان اداره کل راه آهن آذربایجان بودند که با روش نمونه گیری تصادفی ساده و طبق فرمول کوکران برابر شامل 131 نفر به عنوان حجم نمونه بدست آمد. نتایج: این تحقیق شامل سه فرضیه اصلی و هشت فرضیه فرعی بود. نتایج حاصل از تحلیل خروجی نرم افزار لیزرل نشان داد که ضرایب اثرگذاری مستقیم (بار عاملی) مدیریت دانش بر توانمندسازی کارکنان و نیز توانمندسازی کارکنان بر پیاده سازی مدیریت ارتباط با مشتریان به ترتیب برابر با 88/0 و 91/0 بوده و مقادیر ضریب معنی داری این رابطه ها به ترتیب برابر با 37/5 و  24/4  و بزرگ تر از 2 هستند. نتیجه گیری: مدیریت دانش بر توانمندسازی کارکنان و آن نیز بر پیاده سازی مدیریت ارتباط با مشتریان به طور مستقیم اثر مثبت داشته و می توانند به هم افزایی متقابل منجر شوند. همچنین مدیریت دانش می تواند به واسطه توانمندسازی کارکنان بر مدیریت پیاده سازی ارتباط مشتریان تاثیر مثبت و معناداری بگذارد. بنابراین، توانمندسازی کارکنان می تواند اثر مدیریت دانش بر ارتباط مشتری را تقویت کند.   
۷۶۹۸.

مدل کارآفرینی آموزشی در دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۰۲
هدف: یکی از ویژگی های بارز دانشگاه های موفق امروزی برخورداری از ویژگی های کارآفرینی است که خلاء موجود در این زمینه در نظام آموزش عالی ایران کاملاً محسوس و ملموس است. دانشگاه های کشور در حال حاضر با مشکلات عدیده ای همچون عدم اشتغال دانش آموختگان، فرار مغزها، مهارت آموزی کم دانشجویان، بی انگیزه شدن دانشجویان، افزایش کمّی دانشجو بدون توجه به کیفیت، و تعامل ضعیف بین صنعت و دانشگاه مواجه هستند، که می توان ریشه این مسائل را در پایین بودن میزان سرمایه گذاری و عدم توجه به ابعاد مختلف کارآفرینی، تمرکز بر آموختن دانش نظری به جای دانش علمی،کاربردی، عدم توجه به خلاقیت و توان ابتکاری یادگیرندگان جستجو کرد. نگاهی به سیاست های کلان کشور نیز نشان می دهد که مسئله کارآفرینی در نظام های آموزشی، همواره به عنوان یک دغدغه مورد توجه بوده است، اما در عمل شاهد کم توجهی دانشگاه ها به این مسئله بوده ایم. لذا پژوهش حاضر با هدف شناسایی عناصر مدل کارآفرینی آموزشی در دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی ایران و ارائه یک مدل مفهومی انجام شده است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی، از نظر داده ها، کیفی بر مبنای نظریه داده بنیاد نظام مند، و از نظر نحوه اجرا، اکتشافی بر مبنای رویکرد استقرایی می باشد. جامعه آماری متشکل از کارآفرینان آموزشی، سیاست گذاران کارآفرینی آموزشی و اساتید حوزه کارآفرینی از7 دانشگاه برتر کشور (دانشگاه های تربیت مدرس، تهران، صنعتی شریف، شهید بهشتی، فردوسی مشهد، صنعتی امیرکبیر، اهواز) بودند. به منظور انتخاب نمونه، از رویکرد آگاهانه هدفمند استفاده گردید و به شیوه گلوله برفی اقدام به نمونه گیری شد. انجام مصاحبه براساس مفاد شیوه نامه به مدت 30 تا 60 دقیقه انجام شد. نمونه گیری تا حد اشباع نظری انجام شده و نهایتاً با 15 نفر مصاحبه صورت گرفت. برای جمع آوی داده ها از روش کتابخانه ای (سندکاوی) و روش میدانی (مصاحبه) استفاده شد. به منظور تعیین اعتبار یافته ها از سه روش کثرت گرایی شامل بازآزمون روش انجام کار، آزمون قابلیت اطمینان بین کدگذاران و استفاده از مصاحبه شوندگان جدید، برای آزمون قابلیت اطمینان مدل استفاده شد. در نهایت برای تحلیل داده ها از فن کدگذاری نظری طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. یافته ها: مدل کارآفرینی آموزشی در دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی ایران دارای 108 مقوله فرعی (مفهوم) و 17 مقوله اصلی می باشد که مقوله محوری مدل، کارآفرینی آموزشی در دانشگاه های ایران است. عوامل زمینه ساز شامل آموزش، اعضای هیأت علمی و فرهنگ سازی؛ عوامل علّی شامل ویژگی های فردی، حمایت دولت و ساختار اقتصادی؛ عوامل مداخله گر شامل نظام آموزش عالی و کاربرد فناوری های نوین؛ راهبردها شامل بازتعریف رشته آموزش در دانشگاه، تجاری سازی آموزش، رهبری و مشاوره کارآفرینانه و سیاست گذاری پرورش دانشجو، و نهایتاً پیامدها شامل رشد و توسعه کشور، تحقق اهداف نظام آموزش عالی، رفاه اجتماعی، وپویایی اجتماعی بودند. نتیجه گیری: نتایج بدست آمده بیانگر آن است که برای کارآفرینی آموزشی در دانشگاه ها، بایستی با یک دید کلان به موضوع نگریست و کل مدل بدست آمده را مدنظر داشت. نمی توان انتظار داشت کارآفرینی در دانشجویان افزایش یابد، ولی همه جنبه های بدست آمده را مورد مداقه قرار نداد. برخی عوامل تشکیل دهنده مدل مناسب کارآفرینی آموزشی در دانشگاه ها، زمینه ساز حادث شدن کارآفرینی آموزشی هستند، برخی بوجود آورنده آن بوده، و در این بین عواملی نیز مخل هستند، برای تحقق این موضوع باید راهبردهای اساسی شناسایی و پیاده سازی شوند تا نهایتاً با توجه به عوامل مختلف و اجرای راهبردها، پیامدها و نتایج مثبت کارآفرینی آموزشی بدست آید.  
۷۶۹۹.

تاثیر ابعاد فرهنگ سازمانی بر توسعه مدیریت دانش در جهاد دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۲۱
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر ابعاد فرهنگ سازمانی بر توسعه مدیریت دانش در جهاد دانشگاهی به عنوان یک ضرورت در سازمان های پژوهش محور می باشد. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع کمّی با هدف کاربردی و از نظر گردآوری داده ها، توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش مدیران میانی و پایه جهاد دانشگاهی بوده و بر اساس جدول مورگان، نمونه 148 نفری با روش نمونه گیری غیر تصادفی- هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه و تجزیه و تحلیل آن با روش چند متغیره مدل سازی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای SPSS24 و AMOS انجام شده است. نتایج: هریک از ابعاد فرهنگ سازمانی در سازمان پژوهش محور جهاد دانشگاهی، با توسعه مدیریت دانش رابطه مستقیم و بالایی دارند. تأثیر بُعد سازگاری با توسعه مدیریت دانش بیش از سایر ابعاد می باشد. نتیجه گیری: با توجه به اینکه بار عاملی مقداری مثبت است، بین ابعاد فرهنگ سازمانی (درگیر شدن در کار، سازگاری، انطباق پذیری و مأموریت) و توسعه مدیریت دانش رابطه مستقیم، معنادار و مثبتی وجود دارد. بنابراین، با حمایت و توسعه بیشتر ابعاد فرهنگ سازمانی و ایجاد زیرساخت ها در جهاد دانشگاهی می توان به اجرای بهتر توسعه مدیریت دانش دست یافت.
۷۷۰۰.

سنجش تعاملات و همکاری های بین سازمانی در مقالات علمی حوزه مهندسی برق و الکترونیک ایران با رویکرد مدل مارپیچ سه گانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۸۵
هدف: مدل مارپیچ سه گانه تعاملات بین دانشگاه، صنعت و دولت را مورد سنجش قرار می دهد و به عنوان یک چارچوب هنجاری برای درک تعاملات بین بازیگران اصلی در سیستم های نوآوری توسط محققان استفاده می شود. هدف اصلی پژوهش حاضر، تحلیل پویایی تعاملات سازمانی در تولید مقالات علمی حوزه مهندسی برق و الکترونیک ایران است. لذا، پژوهش حاضر به سنجش کمّی وضعیت همکاری های بین سازمانی در مقالات علمی حوزه مهندسی برق و الکترونیک ایران با رویکرد مدل مارپیچ سه گانه در گستره کشور ایران پرداخته است. روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده که با استفاده از مدل مارپیچ سه گانه و براساس شاخص رسانش عدم قطعیت T(UIG) به عنوان شاخص تعامل دانشگاه-صنعت-دولت انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 19802 مقاله علمی نمایه شده در پایگاه وب آو ساینس از ایران در حوزه مهندسی برق و الکترونیک (2019-2010) است. پس از استخراج داده ها، در این پژوهش، از نرم افزار TH به منظور تبدیل داده ها به فرمت اکسل و محاسبه عدم قطعیت تعاملات ارکان استفاده شد. به منظور تحلیل مناسب در این خصوص، ابتدا براساس روند مرسوم و متداول تحقیقات این حوزه دانشگاه با کد U، صنعت با کد I، دولت با کد G در نظر گرفته شد. یافته ها: یافته های پژوهش موید این است که تعداد مقالات در بازه زمانی مورد بررسی رشد یافته و از 1019 مقاله در سال 2010 به 3216 مقاله در سال 2019 رسیده است. در بررسی روند رشد مقالات هر یک از ارکان مشخص شد که تولید مقالات در هر سه رکن دارای رشد صعودی بوده و ضریب رشد مقالات از سال 2010 تا سال 2019 برای دانشگاه 0.63، صنعت 2.5 و دولت 1.8 بوده است. بیشترین همکاری بین دانشگاه و صنعت صورت گرفته و کمترین میزان همکاری بین دولت و صنعت واقع شده است. یافته ها، همچنین نشان داد بالاترین میزان تعاملات مربوط به دانشگاه- دولت در سال 2010 و پایین ترین تعاملات مربوط به دولت- صنعت است که در اکثر سال ها نزدیک به صفر بوده و نشان دهنده استقلال و عدم ارتباط ارکان مذکور است. یکی از نتایج قابل توجه این است که در سال های 2010-2019 تعامل بین دانشگاه- صنعت در تضاد با تعامل دوگانه دانشگاه- دولت بوده است. تعامل دانشگاه- صنعت با تعامل صنعت- دولت طی سال های مورد بررسی همسو بوده است. در سال 2014 تعامل بین ارکان دوگانه و سه گانه صفر بوده است، در حالی که تعامل دانشگاه- صنعت در این سال به بالاترین میزان خود می رسد. همچنین، در سال 2014 بالاترین تعامل بین ارکان دوگانه مربوط به دانشگاه- صنعت صورت گرفته است و در خصوص روابط سه گانه در سال 2010 بیشترین میزان تعامل سه گانه بین ارکان دانشگاه- صنعت- دولت مشاهده می شود. براساس مقادیر شاخص T، بیشترین میزان تعاملات ارکان دوگانه و سه گانه به ترتیب بین دانشگاه- دولت، دانشگاه- صنعت- دولت، دانشگاه- صنعت، و صنعت- دولت دیده شده است. تعامل ارکان دوگانه و سه گانه در سال 2014 نزدیک به صفر بوده، ولی در این سال تعامل دانشگاه- صنعت روندی بسیار افزایشی داشته که حاکی از عدم سرمایه گذاری دولت بر صنعت بوده و به عبارتی هرکجا که نقش دولت کم رنگ تر می شود، نقش صنعت نمایان تر است. نتیجه گیری: در مجموع، در حوزه مهندسی برق و الکترونیک ایران، نمودار تعامل بین ارکان سه گانه در سال های مختلف دارای نوسانات بسیار اندکی بوده و پیشرفتی نداشته است. جدا بودن ساختارهای نهادی و در نتیجه، افزایش روندهای دیوان سالاری میان نهادی، مانع تعامل موثر شده و حوزه های نهادی مانند دانشگاه و صنعت به داشتن نقشی منفعلانه در فرآیند تولید دانش یا به اشتراک گذاری دانش شناخته می شود. بر این اساس، توسعه برخی سیاست های علم و فناوری و راهبردهای پژوهشی و صنعتی برای ارتقای شبکه نوآوری دانشگاه-صنعت-دولت به عنوان یک ضرورت پیشنهاد شده است. یکی از نکات بسیار مشهود این پژوهش، اهمیت حضور بخش دولتی است که با حمایت از ارکان علمی می تواند نقش مؤثری را در تعاملات داشته باشد. با توجه به شرایط خاص حاکم بر تولیدات علمی کشور، جایگاه حمایت های دولتی و انگیزش های موجود که از طریق این بخش به فضای علمی تزریق می شود، هدایت و توسعه اقدامات پژوهشی و تسریع تولید علم در کشور مشخص خواهد شد. یکی از راهکارهای اهتمام بیشتر به توسعه فناوری و تعامل بیشتر دو رکن دانشگاه- صنعت نیز سیاست گذاری های حمایتی و هدایتی دولت است که در صورت وجود هوشمندی بیشتر، شاید زمینه ساز تقاضا محوری و مسئله محوری پژوهش های دانشگاهی و ارتقای نوآوری و توسعه فناوری در بخش صنعت و افزایش بهره برداری از سرمایه های فراوان بخش دانشگاهی کشور باشد. با توجه به یافته های حاصل از پژوهش های متعدد، استفاده از رویکرد مدل مارپیچ سه گانه و قابلیت های آن در سنجش و پویایی دانش و تعاملات و همکاری های فناورانه و دانشی و حتی تولیدی در حوزه های مختلف دانش توصیه می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان