ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۶۶۱ تا ۷٬۶۸۰ مورد از کل ۸٬۱۵۴ مورد.
۷۶۶۱.

بررسی ارگونومی فعالیت های کاربران در بخش های اطلاع رسانی کتابخانه های دانشگاهی: بررسی موردی کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۹۶
هدف: هدف این پژوهش بررسی ارگونومیک فعالیت های کاربران در بخش اطلاع رسانی کتابخانه مرکزی دانشگاه تبریز است. روش شناسی: با توجه به کثرت جامعه آماری پژوهش، با استفاده از فرمول کوکران 385 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین و به صورت تصادفی انتخاب شدند. برای گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه محقق ساخته ای با مقیاس 5 درجه ای لیکرت استفاده و نتایج با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 تحلیل شد. یافته ها: بیشترین میزان استفاده روزانه از رایانه بین 1 تا 2 ساعت بود. 7/7 درصد از مراجعه کنندگان دارای بیماری اسکلتی- عضلانی بودند. میانگین نمرات دانشجویان شرکت کننده در پژوهش از نظر متغیرهای «ارگونومی عوامل محیطی کتابخانه مرکزی»، «انطباق نگرش و بهره گیری کاربران با اصول ارگونومی» و «رعایت اصول ارگونومیکی شخصی» به ترتیب برابر 77/2، 06/3، 85/2 به دست آمد. دو متغیر «ارگونومی عوامل محیطی» و «رعایت اصول ارگونومیکی شخصی» به طور معنی داری پایین تر از حد متوسط و «انطباق نگرش و بهره گیری کاربران با اصول ارگونومی» در حد متوسط قرار دارند. ارگونومی عوامل محیطی در کاربران مرد به طور معنی داری بیشتر از کاربران زن است. همچنین از نظر آماری تفاوت معنی داری بین کاربران دارای بیماری اسکلتی- عضلانی و سایرین، دانشجویان مقاطع مختلف تحصیلی و دانشجویانی با میزان متفاوت استفاده از رایانه، از نظر میزان رعایت «ارگونومی عوامل محیطی»، «انطباق نگرش و بهره گیری کاربران با اصول ارگونومی» و رعایت «اصول ارگونومیکی شخصی» وجود ندارد. نتیجه گیری: میزان ارگونومی عوامل محیطی در بین کاربران و رعایت اصول ارگونومیکی شخصی کتابخانه مرکزی دانشگاه تبریز به طور معنی داری پایین تر از حد متوسط و میزان انطباق نگرش و بهره گیری کاربران با اصول ارگونومی در حد متوسط است.
۷۶۶۲.

ارائه مدل مفهومی تجربه کاربری در حوزه تعامل انسان-رایانه با استفاده از روش تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۸۸
با افزایش میزان استفاده از اینترنت و همچنین گسترش وسیع تعامل انسان-رایانه در مصنوعات و اشیای مختلف، نقش مفهوم تجربه کاربری روز به روز در این حوزه برجسته تر می شود. تأثیر این عامل بر مقبولیت محصولات و همچنین خدمات دیجیتال و آنلاین شناخته شده و مورد تأیید متخصصان این حوزه است. با این حال، به رغم کوشش ها و پژوهش های صورت گرفته در خصوص تجربه کاربری، فقدان یک تبیین جامع و معتبر، به طوری که ماهیت تجربه کاربری را تعریف کرده و عناصر مؤثر بر آن را تعیین نماید، در ادبیات پژوهشی حوزه تعامل انسان-رایانه مشهود است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه های تجربه کاربری و ارائه تصویری شفاف از این مفهوم به روش تحلیل موضوعی انجام شد و بر این اساس به لحاظ هدف، یک پژوهش بنیادی است که با استفاده از یک روش تحلیلی بر روی اطلاعات کیفی اجرا شده است. برای انجام این پژوهش از روش تحلیل موضوعی استفاده شد. این روش در شش فاز به تجزیه و تحلیل داده های پژوهش می پردازد. داده های پژوهش از منابع معتبر دانشگاهی و به روش کتابخانه ای گردآوری شد. تحلیل داده ها بر اساس فازهای تحلیل موضوعی انجام گردید و فرایند کدگذاری در دو مرحله انجام شد و سرانجام، تم های یافت شده پس از دسته بندی تعریف شدند. یافته های این پژوهش به ترتیب، یک چارچوب مفهومی برای تجربه کاربری در حوزه تعامل انسان-رایانه و همچنین عناصر معرف و سازنده آن است. عناصر سازنده به همراه ویژگی های معرف آن، که خصوصیات ذاتی آن هستند، یک مفهوم چندوجهی می سازند که دارای سه سطح (زیبایی شناختی، عاطفی و معنایی) و سه نوع (ارگونومیک، تأثیری و شناختی) است.
۷۶۶۳.

جایگاه پسادکتری در ایران در مقایسه با سایر کشورهای منتخب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۰۴
هدف: هر ساله تعداد قابل توجهی از جوانان کشور با مدرک دکتری تخصصی فارغ التحصیل می گردند که اولین دغدغه آنها بعد از فارغ التحصیلی مسأله پیدا نمودن شغل مناسب با توجه به مدرک تحصیلی می باشد. یکی از جایگاه های شغلی مورد انتظار برای این قشر از فارغ التحصیلان جذب شدن در دانشگاه ها و موسسات آموزشی و پژوهشی در جایگاه هیأت علمی می باشد که این امر نیز به دلیل محدود بودن ظرفیت جذب و استخدام هیأت علمی در عمل باعث ایجاد دل نگرانی برای این گروه از محققین کشور می گردد. برگزاری دوره های پسادکتری به عنوان دوره های کوتاه مدت، هم از نظر ایجاد بستر انجام کارهای تحقیقاتی و هم از نظر افزایش شانس اشتغال در محل طی نمودن دوره پسادکتری، در بسیاری از مواقع باعث جذابیت برای بسیاری از فارغ التحصیلان مقطع دکتری می گردد. در پژوهش حاضر تلاش شده است ضمن تشریح اقدامات صورت گرفته در وزارت عتف و دانشگاه ها و موسسات پژوهشی در برگزاری دوره های پسادکتری، به بررسی دیدگاه ها و عملکرد برخی از کشورها در این خصوص پرداخته شود. روش: روش اجرای این تحقیق به صورت پیمایشی و براساس بررسی اسناد بالادستی کشور در حوزه علم و فناوری است. در بررسی جایگاه پسادکتری در اسناد بالادستی، چهار سند بالادستی یعنی قانون برنامه پنج ساله پنجم توسعه کشور، قانون برنامه پنج ساله ششم توسعه کشور، نقشه جامع علمی کشور و سند تحول دولت مردمی (دولت سیزدهم) و همچنین برنامه های پیشنهادی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری مورد بررسی قرار گرفت. همچنین به منظور بررسی نتایج علمی اجرای این آیین نامه ها در دانشگاه ها و موسسات پژوهشی کشور، با انجام طرح پایش، به گردآوری اطلاعات محققان پسادکتری شاغل در 46 دانشگاه و موسسه پژوهشی دولتی از طریق تکمیل اطلاعات محققان در سامانه، پرداخته شد. یافته ها: بررسی اسناد بالادستی نشان داد که اصطلاح پسادکتری تنها در سه بخش از این اسناد (ردیف 12 اقدام ملی از راهبرد کلان 6 نقشه جامع علمی کشور، راهبرد تحول آفرین نهم و برنامه کلان شماره 18 برنامه های پیشنهادی مقام عالی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در دولت سیزدهم) مورد اشاره مستقیم قرار گرفته است و در سایر موارد به صورت کلی و در قالب واژگانی همچون پژوهشگران مستقل، پژوهشگران، فارغ التحصیلان تحصیلات تکمیلی، نخبگان و مواردی از این دست، مورد اشاره قرار گرفته است. اقدامات وزارت عتف نیز با تدوین دو آیین نامه پذیرش پژوهشگران پسادکتری و آیین نامه جذب و به کارگیری محققان پسادکتری بوده است. اما میزان استقبال برگزاری دوره ها در دانشگاه ها و موسسات به دلیل محدود بودن منابع مالی، چندان مناسب نبوده است؛ به نحوی که در سال 1401 تنها 879 محقق پسادکتری (516 زن و 363 مرد) در 42 دانشگاه و 4 موسسه پژوهشی دولتی جذب شده اند. در بررسی وضعیت محققین پسادکتری به تفکیک جنسیت نیز مشخص شد که تعداد زیادی از جامعه محققین پسادکتری در سال 1401 را جامعه خانم ها (58.7 درصد) به خود اختصاص داده است که در مقایسه با جامعه مردان (41.3 درصد) درصد قابل توجهی می باشد. همچنین بیشترین آمار محققین پسادکتری به ترتیب در گروه های علوم پایه (359 نفر)، فنی و مهندسی (269 نفر) و علوم انسانی (146 نفر) مشاهده گردید. نتیجه گیری: وجود نزدیک به ده هزار فارغ التحصیل مقطع دکتری تخصصی در هرسال از یک سو و همچنین وجود تعداد بسیار مناسب اعضای هیأت علمی با رتبه دانشیار و استاد، نشان دهنده وجود یک ظرفیت بسیار بالا در برگزاری دوره های پسادکتری در کشور می باشد، اما مشکلاتی همچون عدم تأمین اعتبارات لازم و یا وجود صندوق های تأمین اعتبار برای حوزه پژوهش در سطح کشور باعث شده که این امر مورد غفلت قرار گیرد. از این رو تأمین منابع مالی مناسب، هدفمند و برنامه ریزی شده می تواند ضمن فراهم سازی بستر مناسب برای جذب فارغ التحصیلان دکتری بیشتر، موجب تقویت تولیدات علمی کشور در حوزه های تخصصی گردد.
۷۶۶۴.

انطباق معماری اطلاعات سطح خارجی نرم افزار سیمرغ از دیدگاه کتابداران کتابخانه های تخصصی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۸۸
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی میزان انطباق معماری اطلاعات سطح خارجی نرم افزار سیمرغ از دیدگاه کتابداران کتابخانه های تخصصی سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان های کشور انجام گرفته است. روش شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی است که به روش پیمایشی و به صورت توصیفی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کتابداران (60 نفر) کتابخانه های تخصصی سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان های کشور بود. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ای محقق ساخته است که در سه مؤلفه سطح خارجی، وضعیت تعاملی، قابلیت ها و امکانات معماری اطلاعات نرم افزار سیمرغ را مورد بررسی قرار داده است. روایی توسط تعدادی از اساتید مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن با آلفای کرونباخ 93% تأیید شد. داده ها با نرم افزار SPSS و با آنالیز واریانس و آزمون تی مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که وضعیت معماری اطلاعات نرم افزار سیمرغ در مؤلفه های سطح خارجی با میانگین 55/3، وضعیت تعاملی با میانگین 73/3، قابلیت ها و امکانات معماری اطلاعات با میانگین52/3 مطلوب است.    
۷۶۶۵.

نقش کتابخانه ها و کتابداران در طراحی و ایجاد مخزن دانش سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۸۱
هدف: با توجه به هدف مخزن دانش سازمانی برای مدیریت و انتشار یافته های علمی جامعه دانشگاهی، نتایج پژوهش ها نشان می دهد طراحی و ایجاد مخازن دانش سازمانی حاصل کار و فعالیت بخش های مختلف یک سازمان است. کارکنان کتابخانه دانشگاه می توانند نقش مهمی در برقراری ارتباط با اعضای هیئت علمی ایفا کرده و با مشارکت خود، فرصت های جدیدی در تولید علم خلق نمایند. آنها می توانند همراه با متخصصان کامپیوتر و نرم افزار و مدیران مخازن دانش سازمانی، مسئول طراحی، ارزیابی و نگهداری فرآیندهای خروجی مجموعه های دیجیتالی باشند. به همین علت، یکی از وظایف و رسالت های اصلی کتابداران کتابخانه های دانشگاهی، مدیریت دانش و به طور اخص راه اندازی و مدیریت مخزن دانش سازمانی دانشگاهی است.  در این راستا، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش کتابخانه های دانشگاهی در طراحی و ایجاد مخزن دانش سازمانی است. روش: با استفاده از روش کتابخانه ای یا روش اسنادی، در ابتدا با مرور پژوهش های انجام شده درباره مخزن دانش سازمانی، پس از بیان تعریف و ضرورت های ایجاد آن در دانشگاه ها، با توجه به هدف پژوهش به نقش کتابخانه ها و کتابداران کتابخانه های دانشگاهی به عنوان کارکردی جدید، در ایجاد و گسترش مخزن دانش سازمانی پرداخته شده است. یافته ها: کتابخانه های دانشگاهی با توجه به ماهیت کارشان در سازماندهی اطلاعات، کاربرد فراداده، آشنایی با حق مولف و مجوزهای دسترسی آزاد، نقش مهمی در مدیریت دانش و اطلاعات دارند. همچنین کتابداران کتابخانه های دانشگاهی به دلیل ارتباط مستقیم با منابع تولید دانش در دانشگاه ها، همچون اساتید، دانشجویان و پژوهشگران، می توانند نقشی اساسی در جلب مساعدت نویسندگان برای ارائه مطالب خود به مخازن دانش داشته باشند. از طرفی، با کمک به برندسازی دانشگاه در بین متخصصان و افزایش رویت پذیری آثار پژوهشی و در نتیجه افزایش میزان استناد و ضریب تاثیر آثار پژوهشی، به عنوان دستاوردهای راه اندازی مخزن دانش سازمانی، نقشی اساسی در این موضوع داشته باشند. علاوه بر این، تعامل نزدیک کتابداران دانشگاهی با کاربران کتابخانه، به خصوص پژوهشگران، اساتید و دانشجویان در جستجوی اطلاعات، به تسهیل انتقال اطلاعات به مخزن دانش کمک خواهد کرد. نتیجه گیری: بنابراین، تجربیات کتابداران کتابخانه های دانشگاهی در جستجو و استفاده از طیف گسترده ای از پایگاه های داده، می تواند در طراحی رابط های کاربری برای نرم افزار های مخزن دانش سازمانی و همچنین آموزش پژوهشگران برای بارگذاری پژوهش های خود  در مخزن دانش سازمانی و جستجوی موثر و بازیابی آنها موثر باشد. هرچند بسیاری از دانشگاهیان و محققان، رغبت کمتری به سپردن آثار خود به مخازن دانش سازمانی دارند، اما لازم است ریشه این نوع عدم مشارکت ها مورد مطالعه دقیق قرار گرفته و با برقراری ارتباط با مسئولین دانشگاه ها، زمینه های لازم برای ایجاد اینگونه مخازن علمی فراهم گردد. راه اندازی اینگونه مخازن، دسترسی به دانش تولید شده در دانشگاه های کشور را آسان تر کرده و زمینه لازم را برای مخازن دانش سازمانی دانشگاه های سراسر کشور را فراهم می سازد.
۷۶۶۶.

طراحی چارچوب سرویس کوییک بوکس در بستر حسابداری دیجیتال: ارزیابی سیستماتیک حکمرانی اطلاعات مالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۳۷
هدف: سیستم های حسابداری امروزه علاوه بر وظیفه گردش اطلاعات، نقش با اهمیتی در برآوردها و تدوین استراتژی های مالی شرکت ها ایفا می نماید. یکی از نوظهورترین سرویس های قرار داده شده در بستر سیستم های حسابداری دیجیتال، سرویس کوییک بوکس است که براساس مجموعه ای از ابزارها و زبانه هایی که دارد، توانسته است عملگرهای نظارتی در سیستم های مالی را به سمت پایداری بیشتر هدایت نماید. این تحولات فضای بازتری برای دیجیتالی شدن و پیشرفت های فزآینده تر در فناوری اطلاعات ( ) را به ویژه در سطح بازارهای مالی که باید متکی به جریان آزاد اطلاعات باشد، رقم زده است که در نتیجه آن، زمینه برای تغییر مرزهای تجاری به دلیل شکل گیری راهبردهای متنوع و ادغام بین شرکت ها، هموار گردیده است. لذا پیاده سازی سرویس های نوظهور در بستر کارکردهای حسابداری دیجیتال این فرصت را ایجاد نموده است تا در عین پایبندی به ماهیت سنتی رویه های حسابداری، سرعت تبادل اطلاعات از طریق ارزیابی و تهیه گزارش های مالی آنلاین افزایش یابد و از این طریق ذینفعان از قابلیت های بالاتری برای شناخت بهتر از عملکردهای شرکت ها برخوردار باشند. هدف این مطالعه، طراحی چارچوب سرویس کوییک بوکس در بستر حسابداری دیجیتال با رویکرد ارزیابی سیستماتیک حکمرانی اطلاعات مالی می باشد. روش: روش مطالعه حاضر کیفی و کمّی است، به طوری که در فاز کیفی، ابتدا از طریق نظریه داده بنیاد نسبت به شناسایی معیارهای سرویس کوییک بوکس در بستر حسابداری دیجیتال اقدام شد. در این بخش به واسطه چارچوب چند بُعدی ارائه شده، تلاش شد تا شکاف های نظری از پیاده سازی پدیده مورد بررسی تا حدی پوشش داده شود و به یکپارچگی بیشتر کارکردهای تئوریک منتج شود. سپس از طریق تحلیل دلفی فازی، محوری های اصلی مدل براساس مقیاس های زبانی فازی مورد کنکاش قرار گرفتند تا پایایی این محورها جهت تعمیم به بستر مطالعه در بخش کمّی مقدور گردد. در فاز کمّی مطالعه حاضر نیز از فرآیند بازنمایی سیستماتیک و توالی ماتریس های پیوندی جهت تعیین محرک ها و پیامدهای سیستمی بهره برده شد. از طرف دیگر، براساس ماهیت ترکیبی این مطالعه در جمع آوری داده ها، مشارکت کنندگان بخش کیفی مطالعه را خبرگان حسابداری که از دانش شناختی در حوزه سیستم های اطلاعاتی و فناوری برخوردار هستند، تشکیل می دهد. این افراد از طریق فرآیند نمونه گیری همگن و روش نمونه گیری نظری برای مصاحبه انتخاب شدند. لذا، با رعایت کفایت خبرگی تعداد 14 نفر در فاز کیفی مطالعه حضور داشتند. در بخش کمّی مطالعه نیز تعداد 23 نفر از مدیران مالی و حسابداران با تجربه شرکت های بازار سرمایه که از شناخت مناسبی در حوزه نرم افزارهای سیستمی در حسابداری برخوردار بودند، از طریق شیوه نمونه گیری هدفمند و در دسترس انتخاب شدند. یافته ها: نتایج مطالعه در بخش کیفی طی 14 مصاحبه و ایجاد 282 کد باز، حکایت از شناسایی 3 مقوله، 6 مولفه و 33 مضون مفهومی در قالب یک چارچوب چند بُعدی دارد. پس از تأیید پایایی مولفه های محوری از طریق تحلیل دلفی فازی، نتایج در بخش کمّی یک مدل شماتیک از پیوند سیستمی معیارهای سرویس کوییک بوکس در بستر حسابداری دیجیتال ارائه شد که مشخص کرد محرک ترین مکانیزم بکارگیری سرویس کوییک بوکس در بستر حسابداری دیجیتال، مکانیزم سیستمی مرتبط با حقوق و دستمزد می باشد که می تواند پیامدی اثربخش همچون کارکردهای مکانیزم سیستمی مرتبط با سودآوری را به همراه داشته باشد. نتیجه گیری: نتایج حاصل نشان می دهد فلسفه وجودی پیاده سازی سرویس کوییک بوکس در سیستم های حسابداری دیجیتال می تواند به افزایش سطح آگاهی و شناخت استفاده کنندگان از اطلاعات کمک نماید، تا در بلندمدت پیامدهایی همچون گردش آزاد اطلاعات، ارتقاء کیفیت تصمیم و گستردگی بانک های اطلاعاتی غنی شده تر را برای کاربران داخل و بیرون شرکت به همراه داشته باشد. لذا با رعایت چنین سیکلی در جریان پیاده سازی سرویس کوییک بوکس در حسابداری دیجیتال، محتمل ترین پیامد در شرکت های بازار سرمایه، ارائه اطلاعات جامع تری از نسبت های سودآوری شرکت برای محاسبات تخصصی تر استفاده کنندگان بیرونی از اطلاعات می باشد.  
۷۶۶۷.

Adaptive AI-Driven Network Slicing in 6G for Smart Cities: Enhancing Resource Management and Efficiency(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۸۸
Background: Smart city evolution is fast-paced, and imposes severe demands on telecom infrastructures: it must be highly flexible and scalable for coping with bursty traffic loads and heterogeneous service needs. Legacy network systems are not well suited to handle the changing requirements of smart city environments with autonomous cars, IoT, and public safety systems. Objective : The study to offer an AI-native network slicing framework for 6G smart city networks in order to improve dynamic resource control and management. The framework aims to enhance the delay, energy, and resource performance metrics which are significant for smart city services. Method: To facilitate the real-time network resource orchestration depending on the changing traffic requirements and user preferences, the authors consider moving target defense adapted artificial intelligence with a Deep Reinforcement Learning (DRL) model. Simulations were carried out to compare the AI-native model to conventional and AI-supported slicing methods. Results : Simulation results validate that the AI-native network slicing framework outperforms current 5G solutions with 25% reduction in latency and 20% increase in energy efficiency. Furthermore, the model's online resource allocation scheme can enhance the utilization efficiency of the bandwidth and the energy by 15% compared with the traditional approaches. Such improvements especially in critical applications like traffic management, emergency response, and health care would be important. Conclusion: The presented results demonstrate that AI-native network slicing is a viable, flexible, and scalable solution for 6G smart city networks. The framework is designed to support the future sustainable and high-performance requirements of urban infrastructures, providing both energy-efficient real-time adaptability. This study provides an overarching front-to-end outlook to address the management issues of sophisticated resource systems, and puts AI-native network slicing at the base level of the emerging smart cities.
۷۶۶۸.

بررسی مقایسه ای الگوی همکاری دانشگاه، صنعت و دولت در تحقیقات علمی هوش مصنوعی ایران، چین و آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۰۷
هدف: پژوهش حاضر با شناسایی پژوهشی های علمی هوش مصنوعی انجام شده توسط دانشگاه، صنعت و دولت، به دنبال ترسیم وضعیت تحقیقاتی ایران در زمینه این فناوری در مقایسه با کشورهای چین و آمریکا به عنوان دو کشور پیشرو در هوش مصنوعی است. بر مبنای این شناخت، هدف اصلی پژوهش استخراج الگوی تعاملی دانشگاه، صنعت و دولت به عنوان بازیگران اصلی در همکاری های علمی - پژوهشی هوش مصنوعی در سه کشور مورد مطالعه می باشد. روش: این پژوهش برمبنای روش علم سنجی و بهره گیری از داده های پایگاه اسکوپوس در قلمرو زمانی 2002 تا 2021 انجام شده است. رتبه بندی کشورها براساس تعداد مستندات و میزان ارجاع دهی به 1000 سند برتر انجام شد. سپس مستندات برمبنای وابستگی های سازمانی، به گروه های دانشگاهی، صنعتی، دولتی و بین المللی تفکیک گردیدند. بر این مبنا، شبکه هم تالیفی مستندات ایران بر مبنای همکاری های سازمانی ترسیم شد. از طریق محاسبات رهیافت اطلاعات متقابل، کیفیت همکاری ها در ایران با دو کشور دیگر مقایسه شدند. برای این منظور، بررسی معناداری آرایش دسته ها و هم پوشانی های چندجانبه از طریق محاسبات آنتروپی شانون و رسانش اطلاعات صورت گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد که کشورهای چین و آمریکا با اختلافی اندک، بیشترین مستندات را در بین کشورهای مورد مطالعه داشتند و ایران در جایگاه سی ام بود. از نظر میزان استناد، آمریکا با اختلاف قابل توجهی اول، چین دوم و ایران در رتبه هفدهم قرار گرفتند. با نرمال کردن تعداد پژوهش ها برحسب جمعیت، درآمد و عملکرد، آمریکا علی رغم نزدیک بودن تعداد مستنداتش با چین، در جایگاه بسیار بالاتری قرار گرفت و فاصله ایران با چین در نتایج نرمال شده بسیار کم تر شد. از منظر عدم قطعیت و هم افزایی تعاملات نیز همین ترتیب برقرار بود. از بین بازیگران ایران، دانشگاه تهران و پس از آن دانشگاه های امیرکبیر و شریف بیشترین تولیدات علمی را داشته اند. داده های دانشگاه، صنعت و دولت برای ایران به صورت آزمایشی کم و زیاد شدند. بیشترین افزایش خروجی بر مبنای کم ترین تغییر ورودی از طریق افزایش پژوهش های صنعت به دست آمد که نشان می دهد ورود بخش صنعت به امر پژوهش می تواند باعث افزایش هم افزایی در همکاری های پژوهشی بازیگران ایرانی شود. نتیجه گیری: تحلیل و بررسی نتایج به دست آمده نشان می دهد که مهم ترین تفاوت در الگوی همکاری های پژوهشی بین بازیگران ایرانی و بازیگران دو کشور دیگر، میزان مشارکت بخش صنعت است. از بین سه کشور مورد مطالعه، آمریکا بیشترین همکاری های پژوهشی صنعتی را نشان می دهد. در مورد ایران نیز چنین نتیجه گیری شد که سیاست تحریک صنعت به مشارکت در تحقیقات هوش مصنوعی، بیشترین اثربخشی را خواهد داشت. این نتیجه از طریق دست کاری آزمایشی مقادیر داده ها پشتیبانی شد.  
۷۶۶۹.

تفاوت های مارک 21 و یونی مارک در چیست؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۷۶
مقدمه: امروزه کتابخانه ها با توجه به تهیه منابع در انواع قالبها در موضوعات و زبان های گوناگون، باید دارای فهرست های کامل و خدمات کتابشناختی مناسب و مورد نیاز کاربران باشند.استفاده از مارک در شبکه های کتابشناختی  کتابخانه ها را به خوبی در انجام این مسئولیت یاری می رساند. هدف: در حال حاضر، یونی مارک و مارک 21 بیش از مارک های دیگر در جهان مورد استفاده قرار گرفته اند. هدف از این مطالعه آن است که تا با مقایسه این دو و مشخص شدن نقاط ضعف و قوت آنها، برای کتابخانه ها این امکان را فراهم کند که مارک مناسب با نیازهای خود را برای مبنای شبکه کتابشناختی خود انتخاب کنند. روش: در این پژوهش، این دو مارک با استفاده از آخرین ویرایش های در دسترس یونی مارک (ویرایش 2008 با در نظر گرفتن فیلدهای روزآمد شده 2012) و مارک 21 (2015) از جنبه های مختلف تاریخچه، عملکرد، محتوا و ساختار کلی، روزآمدی و پشتوانه سازمانی مورد مقایسه قرار گرفته اند و تفاوت ها، قابلیت ها و نقاط ضعف هر یک در این مقولات مشخص شده است. یافته ها: جمع بندی داده ها نشان داد که از تمامی جوانب یاد شده مارک 21 قابلیت های بیشتری نسبت به یونی مارک دارد.
۷۶۷۰.

تاثیر استفاده از رسانه های اجتماعی بر سواد سلامت دانشجویان در مواجهه با بحران کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۰۷
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین استفاده از رسانه های اجتماعی با مؤلفه های سواد سلامت دانشجویان شامل ظرفیت و توان دسترسی، درک و فهم، پردازش و ارزیابی و تصمیم گیری و رفتار در خصوص اطلاعات در مواجهه با بحران کرونا انجام شده است. روش: پژوهش حاضر به لحاظ ماهیت از نوع کاربردی بوده و با روش پیمایشی-تحلیلی انجام شده است. در این پژوهش توزیع نمونه پیشنهادی تاباخنیگ و فیدل، 288 نفر از مجموع کلیه دانشجویان دانشگاه های سراسری از تمامی مقاطع محاسبه شد. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته بود که براساس بررسی متون و تحقیقات پیشین طراحی شد. این پرسشنامه شامل 60 سوال (17 سوال کیفی و 43 سوال کمّی) و چهار مؤلفه وضعیت فردی، سرگرمی و اوقات فراغت، جستجو و تبادل اطلاعات، کسب اطلاعات، خواندن، فهم و درک، ارزیابی و تصمیم گیری رفتار بود. روایی این پرسشنامه با نظر متخصصان، مطلوب، و پایایی آن براساس محاسبه آلفای کرونباخ 941/0 محاسبه شد. پس از جمع آوری داده ها، اطلاعات به وسیله نسخه 26 نرم افزار SPSS و با استفاده از آمار توصیفی، معادلات ساختاری و آزمون های t مستقل، t تک نمونه ای و تحلیل واریانس یک طرفه تحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که رابطه مثبت قوی بین میزان استفاده از رسانه های اجتماعی و سواد سلامت در مواجهه با بیماری کرونا در دانشجویان وجود دارد (001/0<P). جنسیت، سن، وضعیت تأهل، سطح تحصیلات، میزان استفاده از رسانه های اجتماعی در طول روز و ابتلا به بیماری کرونا در رابطه بین میزان استفاده از رسانه های اجتماعی و سواد سلامت دانشجویان در مواجهه با بیماری کرونا تأثیرگذار بود. نتیجه گیری: براساس نتایج آزمون آنالیز واریانس، بین مراجعه به رسانه مورد نظر و بازیابی اطلاعات تخصصی، با میزان سواد سلامت دانشجویان در مواجهه با بیماری کرونا، ارتباط مثبت و معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد، متغیر سواد سلامت و مولفه های وضعیت فردی، دسترسی، خواندن، فهم و درک، ارزیابی و تصمیم گیری و رفتار دانشجویان در مواجهه با بیماری کرونا موثر بود.  
۷۶۷۱.

Artificial Intelligence and Machine Learning in Telecommunications Revolutionizing Customer Experience and Enhancing Service Delivery(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۳۳
Background: The telecommunications industry is at the crossroad of change seemingly precipitated by the use of Artificial Intelligence (AI) and Machine Learning (ML). These technologies have yielded new features like network automation, prescriptive analytics, and contextual-consumer engagement, solving traditional dilemmas in service delivery and operationalization. Objective: The current article seeks to understand how AI and ML has positively affected customer experience and service provision in the telecommunication industry. The research objectives focus on how to increase KPIs to service latencies, network reliability, and customer retention while at the same time establishing the problems associated with big data large-scale implementation. Methods: Samples were gathered using systematic reviews of the current literature, meta-analysis of case studies, and assessment of industry datasets. This concerned artificial intelligence enabled operations such as dynamic resource management, real-time customer emotions analysis and real-time fault detection. Regression analysis and time series models were used in order for measuring performance indices. Results: AI and ML integration led to multifaceted advancements: a decrease of average service latency by 55%, reduction of network downtime by 70%, and an increase of maintenance predictions accuracy by 35%. The customer retention rate which had improved to 25% was also credited to better personalization of the services as well as having proper service management. AI-equipped resource allocation also raised efficiency in bandwidth utilization by 60%. Conclusion: AI and ML are positively disrupting telecommunications as they deliver remarkable enhancements in the caliber of services and client satisfaction. With all the challenges in data governance and interoperability, it is clear that their adoption promises a great chance in enhancing the current standards within the telecommunications field and creating the basis for the development of a more sophisticated environment.
۷۶۷۲.

ارزیابی وب سایت نشریات تخصصی حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۸۳
هدف: پژوهش حاضر درصدد است ویژگی های ظاهری، ساختاری و محتوایی وب سایت های نشریات فارسی زبان حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی را در ایران بررسی کند. روش: این پژوهش از نوع پژوهش های پیمایشی با رویکرد توصیفی است که به توصیف وضعیت وب سایت های نشریات تخصصی حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی ایران می پردازد. گردآوری داده ها با استفاده از ابزار سیاهه وارسی محقق ساخته در سه بخش معیارهای ظاهری، معیارهای ساختاری، و معیارهای محتوایی انجام شد. ارزیابی سه وجهی وب سایت های مورد نظر با مراجعه مستقیم پژوهشگر به وب سایت هر نشریه و با روش مشاهده صورت گرفت. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار Spss انجام شد. یافته ها: مقایسه ویژگی های سه وجهی بررسی شده در وب سایت نشریات نشان داد که از نظر رعایت ویژگی ها و مولفه های ساختاری، محتوایی و ظاهری، به ترتیب در وضعیت مطلوب، مطلوب و قابل قبول قرار دارند. مولفه های پیوند جستجو در موتورهای جستجوی عمومی، اتاق گفتگو، تبلیغات در وب سایت، و تاریخ ایجاد وب سایت، کمترین امتیاز در بین مولفه های ساختاری را به خود اختصاص داده اند. عدم توجه به مولفه های امکان جستجو در موتورهای جستجوی عمومی از وب سایت نشریه و مولفه های تعامل با کاربران و اعمال نظرات آنها در سیاستگذاری، و مولفه های مربوط به جلب اعتماد مخاطبان نسبت به اعتبار نشریه از ضعف های عمده وب سایت نشریات در مقوله ساختاری بودند. در مورد ویژگی های محتوایی نیز کمترین میزان امتیاز به مولفه های عنوان مقاله به عربی، عنوان مقاله به سایر زبان ها، ذکر نام منابع مطالب وب سایت، تعلق داشت که هیچ امتیازی کسب نکردند. در بخش ویژگی های ظاهری مواردی مانند درج لوگو، ذکر تغییرات عنوان، و ذکر عنوان کوتاه نیز باید مدنظر قرار بگیرند. کمترین امتیاز نیز به مولفه های همراه بودن مطالب با صدا، فیلم و تصویر، عکس و نمودار تعلق دارد که در هیچ کدام از وب سایت های مورد بررسی رعایت نشده است. نتیجه گیری: وب سایت ها ابزار بسیار مناسبی برای برقراری ارتباط بین نشریات با مخاطبان خود که از علاقه مندان به آموزش و پژوهش هستند، می باشند. در این پژوهش مشخص گردید که وب سایت های مورد مطالعه به لحاظ ساختاری و محتوایی، در وضعیت مطلوب، و به لحاظ ظاهری وضعیت قابل قبولی دارند. در هر سه بخش از مولفه ها، در وب سایت های مورد مطالعه نقاط ضعفی وجود دارد که باید مورد توجه دست اندرکاران نشریه واقع شده و برطرف شوند.
۷۶۷۳.

بررسی نقش نگرش دانشجویان، کیفیت سیستم و مدیریت دانش در رفتار استفاده از یادگیری الکترونیکی با میانجی گری پذیرش یادگیری الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۲۲
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش نگرش دانشجویان، کیفیت سیستم و مدیریت دانش در رفتار استفاده از یادگیری الکترونیکی با میانجی گری پذیرش یادگیری الکترونیکی در بین دانشجویان دانشگاه فرهنگیان استان فارس انجام شده است. روش : این پژوهش از نظر هدف و ماهیت، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها، توصیفی از نوع همبستگی مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشجویان دانشگاه فرهنگیان استان فارس در سال تحصیلی 1401-1400، به تعداد 4450 نفر تشکیل دادند که از طریق جدول کرجسی و مورگان، تعداد 351 نفر به عنوان نمونه از طریق روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه استاندارد نگرش دانشجویان نسبت به یادگیری الکترونیکی اکبر (2013)، پرسشنامه محقق ساخته کیفیت سیستم، پرسشنامه استاندارد مدیریت دانش شرون لاوسون (2003)، پرسشنامه محقق ساخته پذیرش یادگیری الکترونیکی و پرسشنامه استاندارد استفاده واقعی از سیستم یادگیری الکترونیکی اکبر (2013) استفاده شد. روایی پرسشنامه ها، با روش های روایی محتوایی و سازه (تحلیل عاملی تأییدی) مورد تأیید قرار گرفت و ضریب پایایی نیز با روش آلفای کرونباخ به ترتیب 89/0، 79/0، 94/0، 82/0 و 86/0 برآورد شد و مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل اطلاعات در دو سطح توصیفی و استنباطی (مدل معادلات ساختاری) انجام گرفت که از طریق نرم افزارهایSPSS 24  و Lisrel 8.8 اجرا شد. یافته ها: نتایج بیانگر آن است که بین متغیرهای نگرش دانشجویان نسبت به یادگیری الکترونیکی با پذیرش یادگیری الکترونیکی (52/0β=)،کیفیت سیستم با پذیرش یادگیری الکترونیکی (89/0β=)، مدیریت دانش با پذیرش یادگیری الکترونیکی (67/0β=) و پذیرش یادگیری الکترونیکی با استفاده واقعی از سیستم (17/0β=)، رابطه علّی مثبت و معنی داری وجود دارد. نگرش دانشجویان نسبت به یادگیری الکترونیکی، کیفیت سیستم و مدیریت دانش با میانجی گری پذیرش یادگیری الکترونیکی اثر غیرمستقیمی بر استفاده واقعی از سیستم یادگیری الکترونیکی دارد. بنابراین، اثر میانجی پذیرش یادگیری الکترونیکی در این پژوهش مورد تأیید قرار گرفت. نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش می توان دریافت، افزایش در نمرات نگرش دانشجویان، کیفیت سیستم، مدیریت دانش و پذیرش یادگیری الکترونیکی با افزایش در رفتار استفاده از یادگیری الکترونیکی دانشجویان همراه خواهد بود. با توجه به یافته های پژوهش، به سیاست گذاران و مدیران دانشگاهی پیشنهاد می شود با برگزاری کارگاه ها و دوره های آموزشی، ضمن توجه به متغیرهای پژوهش حاضر، زمینه را برای استفاده واقعی و پذیرش یادگیری الکترونیکی در فرآیند یادگیری دانشگاه فرهنگیان مهیاء کنند.  
۷۶۷۴.

الگوی سرریز دانش در میان شرکت های دانش بنیان نانو و بایو فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۱۰
هدف: سرریز دانش مزیت فکری است که از طریق تبادل اطلاعات به دست می آید، و در ازای آن هیچ پاداش مستقیمی به تولیدکننده داده نمی شود، یا پاداش داده شده کمتر از ارزش دانش تولید شده است. در واقع سرریزدانش به عنوان موقعیتی است که یک شرکت از تلاش های تحقیق و توسعه یک بنگاه اقتصادی دیگر بدون پرداخت پاداش قابل توجهی که به آن بنگاه اقتصادی بپردازد، بهره می برد. در این راستا، هدف پژوهش حاضر تدوین الگوی سرریز دانش در میان شرکت های دانش بنیان نانو و بایو فناوری بود. روش: پژوهش حاضر، از نوع پژوهش های کاربردی، با روش کیفی بوده که ماهیت اکتشافی دارند. همچنین این پژوهش از نظر هدف بنیادی است که با تحلیل کیفی آمیخته با طرح اکتشافی متوالی انجام شد. در طرح های تحقیق آمیخته اکتشافی، پژوهشگر درصدد کشفی عمیق درباره موقعیت نامعین می باشد و برای این منظور ابتدا به گردآوری داده های کیفی می پردازد. بنابراین، برای انجام این طرح، در مرحله اول برای شناسایی مؤلفه های سرریز دانش در میان شرکت های دانش بنیان نانو و بایو فناوری، با استفاده از نظریه داده بنیاد و انجام مصاحبه بر مبنای نمونه گیری نظری، ابعاد گوناگون این فرایند شناخته شد. در این پژوهش با استفاده از نظریه داده بنیاد و انجام مصاحبه، مؤلفه های سرریز دانش استخراج گردید. جامعه مورد مطالعه شامل خبرگان، کارآفرینان و مدیران شرکت های دانش بنیان نانو و بایو فناوری بود. روش نمونه گیری هدفمند بوده و در نهایت براساس اشباع نظری، 12 نفر به عنوان نمونه شرکت کردند. از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان و کسب توافق لازم، ابعاد، مؤلفه ها، و شاخص های نهایی برای الگوی سر ریز دانش شناسایی و تعیین شد. برای حصول اطمینان از روایی بخش کیفی (روایی صوری و محتوایی کیفی) پژوهش و به منظور اطمینان از دقیق بودن یافته ها از دیدگاه پژوهشگر، مشارکت کنندگان یا خوانندگان گزارش پژوهش، اقداماتی از قبیل بازبینی توسط اعضاء، بررسی همکار، تجربه و سوابق اساتید راهنما و مشاور، تجربه چندین ساله در حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی و مدیریت دانش و اطلاعات و مشارکتی بودن پژوهش استفاده شد. برای پایایی نیز از تکنیک محاسبه پایایی بین دو کدگذار (شاخص تکرارپذیری) استفاده گردید. یافته ها: شرایط علّی سرریز دانش شامل علل سازمانی، فرهنگ ارتباط و همکاری، علل دانشی، فعالیت های نوآورانه، رهبری، پژوهش و توسعه، منابع انسانی، حمایت؛ پیامدهای سرریز دانش شامل افزایش دانش و توانمندی، پیامدهای اقتصادی، پیامدهای عملکردی، گسترش شبکه ها و ارتباطات سازمانی و پیامدهای فناورانه؛ شرایط زمینه ای سرریز دانش شامل زیرساخت ها، توسعه آموزش و یادگیری، ارتقاء توانایی ها و مهارت ها، سرمایه گذاری و تجارت و ارتباطات؛ شرایط مداخله گر سرریز دانش شامل شرایط سیاسی، شرایط فرهنگی و شرایط تعاملی؛ راهبردهای سرریز دانش شامل راهبردهای ارتباطی و تعاملی، توسعه سیستم ها و ساختارها، راهبردهای تجاری و راهبردهای سیاسی می باشند. نتایج دلفی فازی نشان داد که همه مفاهیم مربوط به مدل پارادایمی سرریز دانش دارای آستانه پذیرش بالای 7/0 بوده و مؤلفه های شناسایی شده برای مدل پارادایمی تأیید شد. نتیجه گیری: در این پژوهش پیامدها، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر و راهبردهای سرریز دانش در میان شرکت های دانش بنیان نانو و بایو فناوری بررسی شد. منطبق بر یافته ها، فراهم کردن برخی عوامل و شرایط و از بین بردن موانع با استفاده از راهبردهای مناسب، می تواند در ارتقاء سرریز دانش مؤثر باشد و پیامدهای مثبتی را برای شرکت ها و کل جامعه به همراه آورد. سرریز دانش به عنوان نوعی عامل خارجی که باعث نشت غیرارادی و تبادل داوطلبانه دانش از کشورهای توسعه یافته می شود، منبعی برای افزایش بهره وری عوامل تولیدی است و آثار مثبتی به همراه دارد. براساس فرایند سرریز دانش می توان منابع کمیاب و بهترین دانش را پیدا کرد و با در دسترس قرار دادن آن برای همه کارکنان، به آنها کمک کرد تا در دانش جدید و بروز تسلّط پیدا کنند. بنابراین، در شرکت های دانش بنیان، بیش از دیگر سازمان ها، دانش به عنوان مهم ترین دارایی شرکت مطرح است و وقتی به طور مناسب به کار رود، می تواند منجربه توسعه توانمندی کارکنان و بهبود تولید و خدمات گردد. به طوری که سرریز دانش در این شرکت ها، با در اختیار داشتن دانش نیروهای داخلی و خارجی و یکپارچه سازی آن، یادگیری و توانمندسازی فردی و سازمانی را گسترش می دهد و منجربه افزایش نوآوری سازمانی می گردد. سرریز دانش باعث تسریع روند ارتقای فناوری و رشد اقتصادی می شود. یکی از کانال های جذب سرریز دانش، واردات کالاهای واسطه ای و سرمایه ای از کشورهای توسعه یافته است که در صورت هدفمند بودن، افزایش تنوع و کیفیت کالاهای واسطه ای و سرمایه ای را به همراه داشته و امکان یادگیری از فناوری و دانش وارداتی را برای شرکت های کشورهای در حال توسعه فراهم می آورد و بهبود وضعیت اقتصادی کشورهای مورد نظر را درپی خواهد داشت. یافته های این پژوهش برای سیاست گذاران در حوزه های شرکت های دانش بنیان نانو و بیوفناوری از منظر پیاده سازی الگوی پارادایمی سرریز دانش جهت کسب مزیت رقابتی و ارتقای جایگاه خود در سطح بین المللی حائز اهمیت است و می تواند راهنمایی برای مدیران و متخصصان این حوزه قرار گیرد.
۷۶۷۵.

بررسی تأثیر مدیریت دانش مدیران بر رفاه کارکنان در محیط کار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۹۶
هدف: هدف تحقیق حاضر، بررسی تأثیر مدیریت دانش مدیران بر رفاه کارکنان در محیط کار، در شرکت پخش سراسری بانی چاو ایرانیان بوده است. انجام تحقیق حاضر می تواند دانش جدیدی به مسئولین پخش شرکت ها در مورد مدیریت دانش و احساس کارکنان از رفاه دهد و میزان مفید یا غیرمفید بودن آن را بررسی نماید. مشکلات احتمالی که در مدیریت دانش به وجود خواهد آمد را شناسایی و راه حل ارائه کند. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، تحقیق کاربردی بوده و از نظر شیوه گردآوری و تحلیل اطلاعات، پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش حاضر کارکنان شرکت پخش سراسری بانی چاو ایرانیان است. در تحقیق حاضر به منظور جمع آوری داده های مورد نیاز مدل پژوهش، از پرسشنامه استاندارد استفاده شده است. روش نمونه گیری در این پژوهش نمونه گیری تصادفی ساده بوده و به تعداد متناسب با حجم جامعه آماری و براساس فرمول کوکران انتخاب شد. یافته ها: روایی پرسشنامه از طریق روایی همگرا و پایایی پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ (0.845) تأیید شد. نتایج با استفاده از مدل معادلات ساختاری و نرم افزارهای 22SPSS و Smart PLS مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد مدیریت دانش مدیران بر رفاه کارکنان در محیط کار در شرکت پخش سراسری بانی چاو ایرانیان تاثیر دارد. همچنین کسب دانش، به اشتراک گذاری دانش، خلق دانش، تدوین دانش و حفظ و نگهداری دانش بر رفاه کارکنان در محیط کار در شرکت پخش سراسری بانی چاو ایرانیان تاثیر دارد. در یک تحلیل مقایسه ای می توان بیان کرد تحقیقات قبلی بر روی مفهوم و شیوه های مدیریت دانش به طور گسترده، مطالعه کرده است. علاوه بر این محققین در گذشته نشان دادند که فرآیند دانش متشکل از تبادل دانش و پرورش و برداشت (نتیجه) دانش است. همچنین محققین، خلق دانش و به اشتراک گذاری دانش را به عنوان شیوه های مدیریت دانش، معرفی می کنند. نتیجه گیری:هرچند ساختار سیستم های اطلاعاتی نسبتاً مناسب بوده است، اما نتایج آماری مطلوبی را به همراه ندارد و الزاماً منجر به بهبود عملکرد مدیریت دانش در سازمان ها نمی شود. به نظر می رسد چالش اصلی مدیریت دانش در سازمان های مورد مطالعه، مدیریت بهینه اطلاعات به منظور تبدیل آن به دانش سازمانی باشد. در این زمینه تشکیل واحد مدیریت دانش که بتواند برنامه ریزی و طرح جامعی را برای جمع آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات و به کارگیری نتایج در بهبود عملکرد سازمان تدوین و اجرا نماید، احساس می شود. شیوه های مدیریت دانش و حس کارکنان از رفاه در محیط کار، در هر سازمانی ضروری است و مدیران باید شیوه های مدیریت دانش را به عنوان یک اولویت با هم ترکیب کنند تا حس کارکنان از رفاه در محیط کار بهبود یابد.    
۷۶۷۶.

شناسایی و رتبه بندی عوامل انگیزشی معنوی موثر در استقرار مدیریت دانش (با استفاده از تکنیک دیمتل فازی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۹۸
هدف: با توجه به اهمیت ایجاد انگیزش معنوی در کارکنان به عنوان عامل موفقیت اجرای مدیریت دانش، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و رتبه بندی عوامل انگیزشی معنوی موثر در استقرار مدیریت دانش و همچنین میزان تاثیرگذاری و تاثیرپذیری این عوامل نسبت به هم از دیدگاه متخصصان این حوزه انجام شده است. روش : این تحقیق از نظر هدف کاربردی بوده و از نظر روش آمیخته است. ابتدا با بررسی متون، عوامل انگیزشی معنوی موثر در استقرار مدیریت دانش شناسایی و در ادامه از روش نظرسنجی دلفی برای تأیید عوامل شناسایی شده و رسیدن به اجماع کلی استفاده شد. به همین منظور پرسشنامه ای مشتمل بر عوامل شناسایی شده، تهیه و در بین اعضای تیم خبره توزیع گردید. سپس با تهیه پرسشنامه دیگری، موسوم به پرسشنامه روش دیمتل، از اعضای تیم خبره خواسته شد تا شدت اثرگذاری هر کدام از عوامل را به صورت زوجی مشخص کنند. در این تحقیق، از روش دیمتل به منظور اولویت بندی و شناسایی عوامل علّی و معلولی استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش 12 نفر از خبرگان فعال و آشنا در هر دو حوزه مدیریت دانش و مدیریت منابع انسانی هستند. یافته ها: از مجموع 27 عامل انگیزشی شناسایی شده، 17 عامل انگیزشی معنوی موثر در استقرار مدیریت دانش به تأیید خبرگان رسید. پس از تعیین شدت روابط موجود بین متغیرها، براساس نظر خبرگان و انجام مراحل روش دیمتل فازی مشخص شد سبک رهبری و اقدامات مدیریتی، فرهنگ سازمانی و عدالت سازمانی سه اولویتی هستند که بیشترین تاثیرگذاری را بر سایر عوامل انگیزشی معنوی در استقرار مدیریت دانش دارند و مشارکت کارکنان در امور، ایجاد حس ارج نهاده شدن و پیشرفت و ارتقاء شغلی تاثیرپذیرترین عوامل انگیزشی معنوی در استقرار مدیریت دانش می باشند. همچنین شرایط محیط کار (شرایط فیزیکی، تجهیزات و...) مستقل است و هیچ گونه تاثیرگذاری و تاثیر پذیری با سایر عوامل ندارد. نتیجه گیری: منابع انسانی با انگیزه به طور مستقیم و غیرمستقیم بر پیاده سازی مدیریت دانش تاثیر می گذارد. در این میان انگیزه های معنوی سنگینی مسئولیت را سبک و راه را هموارتر می سازد. از این رو یکی از وظایف مهم مدیران سازمان هایی که ابتکارات مدیریت دانش را در سازمان خود ایجاد نموده یا در مراحل اولیه پیاده سازی مدیریت دانش هستند، شناخت راه های ایجاد و تقویت انگیزش معنوی در کارکنان است. سرمایه گذاری بیشتر روی عوامل تاثیرگذار علاوه بر تأثیر مستقیم بر روی خود عامل می تواند بر روی سایر عوامل نیز تأثیرگذار باشد و مقداری از بار اجرایی سایر عوامل را به صورت غیرمستقیم پاسخ دهد.  
۷۶۷۷.

همگرایی کتابخانه ها، موزه ها و آرشیوهای ایران: وضعیت موجود و چالش ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۷۸
هدف : همکاری، همگرایی و تلفیق بین سازمان ها، نهادها و ارگان هایی که اهداف و کارکردهای اجتماعی مشترکی دارند، می تواند در کنار کاهش هزینه ها و افزایش رضایت کاربران، مزایای دیگری نیز برای سازمان ها داشته باشد. کتابخانه ها، موزه ها و آرشیوها به عنوان سه نهاد حفاظت و اشاعه میراث فرهنگی و تاریخی از این قاعده مستثنی نیستند؛ از این رو، هدف پژوهش حاضر تحلیل وضعیت همکاری بین کتابخانه ها، آرشیوها و موزه ها در ایران است. روش : پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع کاربردی است که با رویکرد کیفی و استفاده از روش داده بنیاد (گراندد تئوری) انجام شده است. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختار یافته بوده است. جامعه پژوهش را مدیران و صاحبنظران حوزه کتابداری، موزه داری و آرشیو تشکیل می دهند که از میان آن ها، 24 نفر به روش نمونه گیری گلوله برفی تا حد اشباع انتخاب شده است. تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، انتخابی و محوری در قالب روش ساختاریافته داده بنیاد انجام شده است. یافته ها: در پژوهش حاضر 399 کد اولیه از تحلیل محتوای مصاحبه ها استخراج شد که در قالب 53 کد ثانویه و 5 مقوله اصلی شامل «وضعیت کنونی»، «زمینه های موجود برای همکاری»، «عوامل مؤثر بر همکاری»، «مزایای همکاری» و «چالش های همکاری» تلفیق شده و در 6 طبقه اصلی شامل شرایط علی، پدیده مرکزی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدها بر اساس روش نظریه پردازی داده بنیاد دسته بندی شدند. الگوی نظری پژوهش نیز بر این اساس ترسیم شد. یافته های حاصل نشان دهنده همکاری های محدود، موردی و منقطع بین کتابخانه ها، موزه ها و آرشیوها بوده و این امر متأثر از زیرساخت های فناوری نامناسب، نبود استانداردهای توصیف منابع مشترک و جامع، نبود انجمن ها و نهاد های متولی همکاری مستقل، نبود خط مشی های مشخص و مدون، نبودن قوانین بالادستی پشتیبانی کننده از مسئله همکاری، نبود نیروی انسانی متخصص و کارآمد، عدم شفافیت در مباحث مالی و اختصاص بودجه است. از سوی دیگر، بر اساس نتایج به دست آمده مشخص شد پیاده سازی یک طرح همکاری جامع و پایدار موجب صرفه جویی در منابع مالی، کاهش هزینه های تأمین و سازماندهی منابع، افزایش کارآمدی خدمات و رضایت کاربر، کاهش استفاده از منابع اولیه، افزایش میزان دسترسی به منابع اطلاعاتی و تعمیق فعالیت های پژوهشی خواهد شد. سیاستگذاری های کلان، زیرساخت های فناوری ضعیف، ساختار و فرهنگ سازمانی، تأمین منابع مالی و تأمین نیروی انسانی از جمله چالش های موجود در زمینه همکاری بین کتابخانه ها، موزه ها و آرشیوها شناسایی شد. نتیجه گیری: با در نظر گرفتن یافته های پژوهش، می توان گفت همکاری و همگرایی کتابخانه ها، موزه ها و آرشیوها به عنوان سه نهاد حفظ میراث فرهنگی و تاریخی یک جامعه یک ضرورت بوده و نهادها از این مزایای سازمانی، مالی، نیروی انسانی و رقابتی بسیاری به دست خواهند آورد. در این راستا، لازم است زیرساخت های فناوری، اقتصادی و نیروی انسانی تأمین و استانداردها، آئین نامه ها و خط مشی ها، قوانین و سیاست های لازم طراحی و اجرایی شود. 
۷۶۷۸.

گستره فناوری بلاکچین: یک مطالعه فراترکیب از کاربردها، مزایا، چالش ها و فناوری های مرتبط(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۹۳
هدف: بلاکچِین در ابتدای ظهور مکانیزمی برای ارائه رمزارز بیت کوین بود، ولی به زودی از هدف اولیه خود فاصله گرفت و اکنون صنایع گوناگونی را درنوردیده است. هدف پژوهش حاضر شناسایی کاربردها، مزایا، چالش ها و فناوری های مرتبط با بلاکچین است. روش : این تحقیق از نوع مرور نظام مند است. ابتدا 295 منبع شناسایی شد و سپس در چهار مرحله و با حذف منابع غیر مرتبط، تعداد 90 منبع معتبر بین سال های 2014 تا 2021 تحلیل شده و محورهای مرتبط با بلاکچین استخراج گردید. نتایج: حوزه های کاربرد بلاکچین در 26 محور طبقه بندی شد که بیشترین فراوانی به ترتیب در حوزه قرارداد هوشمند، مدیریت زنجیره تأمین، بهداشت و سلامت، مالی، الزامات قانونی حاکمیت و دولت، انرژی، آموزش، شهر هوشمند، رمز ارزها، حمل و نقل عمومی و کشاورزی بوده است. همچنین فناوری های مرتبط با بلاکچین به ترتیب فراوانی شامل اینترنت اشیاء، رایانش ابری، هوش مصنوعی و کلان داده است. مزایای بلاکچین در 23 محور شناسایی شد که ایجاد شفافیت، محافظت از حریم خصوصی، ایجاد اعتماد، تغییر ناپذیری، عدم تمرکزگرایی، صرفه جویی در هزینه، بیشترین فراوانی را دارند. همچنین چالش های استفاده از بلاکچین در 18 مورد شناسایی شد که مقیاس پذیری، مصرف انرژی، فقدان مقررات و پیچیدگی در این عرصه بیشترین فراوانی را دارند. نتیجه گیری: بلاکچین اصلی ترین فناوری صنعت 4.0 است. یافته ها نشان داد که بلاکچین یک فناوری چند بعدی، پیچیده و پرکاربرد است. مساعدت نظری پژوهش حاضر، کمک به شناخت جامع از گستره و حیطه بلاکچین است.  
۷۶۷۹.

مدل کیفی مدیریت تحقیق و توسعه مبتنی بر تحلیل های کلان داده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۱۵
هدف: هدف این پژوهش کیفی، شناسایی ابعاد، مولفه ها و ارائه مدل کیفی مدیریت تحقیق و توسعه مبتنی بر تحلیل های کلان داده است. روش : مطالعه حاضر پژوهشی کیفی بوده که با استفاده از رویکرد اکتشافی انجام شده است. در این پژوهش جمع آوری داده ها به روش مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد که در آن 12 نفر از مدیران و متخصصان تحقیق و توسعه از مراکز علمی و دانشگاهی، سیاستگزاری و صنعت که به مبانی مدیریت تحقیق و توسعه و علم داده ها آشنا بودند، با روش گلوله برفی انتخاب شده و مصاحبه انجام گرفت. مصاحبه ها تا زمان رسیدن به اشباع نظری و عدم تولید مقوله های جدید ادامه یافت. همچنین تجزیه و تحلیل داده ها طی فرآیند کلاسیک کدگذاری باز، محوری و انتخابی و با استفاده از نرم افزار MAXQDA18 انجام شده و نهایتاً مدل کیفی تبیین شد. یافته ها: براساس یافته های پژوهش 8 مقوله (مولفه) محوری و 24 زیرمولفه در قالب شش بُعد نظریه داده بنیاد شامل عوامل علّی (مدیریت نظام مند و تأمین منابع)، مقوله محوری (توانمندی بکارگیری تحلیل های کلان داده)، راهبردها (آموزش عالی و حمایت دولت)، شرایط مداخله گر (عوامل سازمانی)، شرایط زمینه ای (توسعه علم داده، بسترها و زیرساخت) و پیامدها (منافع کسب وکاری) شناسایی، و در قالب مدل پارادایمی داده بنیاد سازماندهی شدند. نتیجه گیری: مدل کیفی مدیریت تحقیق و توسعه براساس رویکرد فرآیندی و تلفیق آن با مولفه های محوری شناسایی شده ارائه گردید. در این مدل به بخش ورودی فرآیند مدیریت تحقیق و توسعه، منابع داده ای اضافه شد. مولفه های موثر داخلی که وارد بخش پردازش مدل شدند، توانمندی بکارگیری تحلیل های کلان داده، راهبردهای تحقیق و توسعه، ابزارهای علم داده، مدیریت سیستمی و عوامل درون سازمانی هستند. در حالی که عوامل برون سازمانی، راهبردهای آموزش عالی و حمایت دولتی، زیرساخت های فنی و فرهنگ سازمانی مولفه های موثر خارجی مدل هستند.
۷۶۸۰.

ارائه مدلی مبتنی بر رفتار کاربران جهت پیشنهاددهی فیلم با بهره گیری از تحلیل شبکه های اجتماعی (مورد مطالعه: سینما مارکت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۰۸
هدف: با توجه به افزایش سهم مصرف و تماشای ویدئو در سبد مصرفی خانواده های ایرانی، سامانه های متعددی جهت تسهیل دسترسی مردم به این ویدئوها راه اندازی و توسعه داده شده است. یکی از مهم ترین انواع این سامانه ها، سامانه های ویدئوی درخواستی می باشند که در سال های اخیر، روند رشد بی سابقه ای را در زمینه جذب مخاطب طی کرده اند. به همان اندازه که تعدد محتوا در این سامانه ها موجب تنوع و رضایت کاربران می شود، این تعدد می تواند موجب سردرگمی بیشتر برای یافتن محتواهای مورد علاقه کاربران شود. هدف این پژوهش ارائه روش کارآمد پیشنهاددهی فیلم بر مبنای داده های مشاهده کاربران در سامانه ویدئوی درخواستی است. روش : در این پژوهش یک الگوریتم جدید پیشنهاددهی مبتنی بر سلایق کاربر و داده های تماشای فیلم کاربران در سامانه ویدئوهای درخواستی ارائه می گردد. این لگوریتم مبتنی بر مفاهیم و شاخص های تحلیل شبکه اجتماعی بوده و براساس داده های تماشای فیلم کاربران، به شناسایی و پیشنهاددهی فیلم های مورد علاقه کاربران می پردازد. نتایج: عملکرد الگوریتم پیشنهادی این پژوهش بر روی داده های 50، 100 و 200 کاربر سایت سینما مارکت ارزیابی شده که نتایج آن، نشان دهنده عملکرد بهتر الگوریتم پیشنهادی این پژوهش در مقایسه با الگوریتم های Naive bayes، k-nearest neighbors و ID3 است. نتیجه گیری: سیستم های پیشنهاد دهنده با در اختیار داشتن اطلاعات فراوان و متعددی از کاربران و سوابق رفتاری آنان به پیشنهاد محتوا می پردازند. الگوریتم پیشنهادی این پژوهش قادر است با حداقل اطلاعات ممکن یعنی اطلاعات مربوط به مشاهدات کاربران با عملکرد مطلوب و قابل قبولی وظیفه پیشنهاد محتوای مطلوب کاربران را انجام دهد.  

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان