ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۶۴۱ تا ۷٬۶۶۰ مورد از کل ۸٬۱۵۴ مورد.
۷۶۴۱.

تحلیل جریان اطلاعات از دانشگاه به جامعه (مطالعه موردی: دانشگاه اراک)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۸۵
هدف از این تحقیق تحلیل جریان اطلاعات از دانشگاه اراک به جامعه (دستگاههای اجرایی) و شناسایی موانع موجود بر سر راه جریان اطلاعات بوده است . در این تحقیق پس از بررسی دقیق ادبیات موضوع و مصاحبه با اساتید و متخصصان موانع موجود بر سر راه جریان اطلاعات در منبع تولید کننده (دانشگاه)، مقصد دریافت کننده اطلاعات (جامعه و صنعت) و موانع موجود در کانالهای ارتباطی مورد بررسی قرار گرفت. سپس با استفاده از پرسشنامه، میزان تاثیر گذاری هر یک از این موانع مورد بررسی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری spss انجام گرفت. پس از تحلیل نظر اساتید دانشگاه اراک و مدیران سازمانهای اجرایی این نتایج به دست آمد: بررسی تحقیقات نشان داد: مدیران، عدم اعتماد بخش صنعت و مدیران جامعه به یافته های پژوهشی (میانگین 3.8889) و همچنین عدم رسوخ فرهنگ استفاده از پژوهش ها در بین مدیران (با میانگین 3.8889) و اساتید، غلبه ضوابط اداری بر ضوابط علمی (میانگین 4.2206) را بزرگترین مانع در ضعف جریان اطلاعات می دانند. به طور کلی میان نظرات اساتید و مدیران در موانع جریان اطلاعات تفاوت معنادار مشهود نیست و در سطح معنادار .05 اختلافی مشهود نمی باشد.
۷۶۴۲.

Smart Contracts and Blockchain: Transforming Telecommunications Contracts(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۰۶
Background: Smart contract is defined as a self-executing contract that runs on the distributed ledger technology, called block chain and has attracted much attention as a promising application for improving efficiency, accountability and reliability in telecommunications and related sectors. But problems like scalability issues, recurrent resource inefficiencies, and threats posed by new quantum computing technologies hinder their broad usage and effectiveness. Solving these problems is crucially important to further development of blockchain systems and to provide for them ongoing stability in complex contexts. Objective: Towards this goal, the current study proposes a comprehensive blockchain framework that incorporates these computational intelligence techniques and quantum-safe cryptography in an effort to address scalability, security, and efficiency issues. This research aims at solving practical problems and identifying the potential applications for blockchain in telecommunication and other fields. Methods: An evidence-based approach including detailed literature reviews, qualitative expert interviews, and simulation studies was adopted. Experimental conditions involved latency, throughput, energy, and scalability factors in order to assess single-photon detection. Telecommunications providers engaged in pilot tests to determine the practical usability of the system. Results: The improvement in the aspects of the system that was proposed were high improvements that were achieved as follows: 75% improvement in scalability, 25% improvement in latency, and the preferred quantum-resistant cryptography. Substantial gain in energy efficiency was estimated to be 40%, while field implementations ensured versatility of the system in the areas that differ from a city or even desert. Conclusion: These findings provide support to the proposition that blockchain systems hold the key to revolutionizing telecommunications. With that, the solution of the critical limitations of this research makes it the basis for further development to maintain blockchain technology secure, scalable, and sustainable in the quantum period.
۷۶۴۳.

شناسایی موانع استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در فعالیت های آموزشی دانشجویان (مطالعه موردی دانشگاه ارومیه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۹۶
هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی موانع استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در فعالیت های آموزشی دانشجویان دانشگاه ارومیه می باشد. روش شناسی: این پژوهش به روش ترکیبی از نوع راهبرد اکتشافی متوالی انجام شده است. در مرحله کیفی از روش تحلیل محتوای عرفی و در مرحله کمّی از روش تحقیق پیمایشی (اکتشاف ترکیبی) از نوع توصیفی استفاده گردید. جامعه آماری پژوهش نیز کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه ارومیه در سال تحصیلی 99-1398بودند (13209 نفر). در مرحله کیفی40 نفر به صورت هدفمند جهت انجام مصاحبه عمیق انتخاب شدند و مصاحبه ها تا مرحله اشباع ادامه یافت. در بخش کمّی، از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد، و با استفاده از جدول مورگان 375 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه و در بخش کمّی پرسشنامه محقق ساخته بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی، کدگذاری باز و محوری با استفاده از نرم افزار MAXQDA و در بخش کمّی آزمون تی تک نمونه ای و آزمون فریدمن با استفاده از نرم افزار SPSS 25 انجام شد. روایی صوری و محتوایی پرسش نامه مورد تایید محققان و متخصصان قرار گرفت. پایایی پرسش نامه از طریق ضریب آلفای کرونباخ 90/0 برآورد گردید. نتایج: در بخش کیفی 55 مفهوم اولیه، هجده مقوله فرعی و چهار مقوله کلی استخراج گردید که عبارتند از: 1) موانع فردی (مهارت و دانش- انگیزش و نگرش)، 2) موانع اقتصادی (منابع مالی- هزینه مهارت آموزی- تهیه سخت افزار و نرم افزار)، 3) موانع فرهنگی و آموزشی (نگرش جامعه به فناوری- نیروی متخصص- ضعف و دانش نظری اساتید- دیدگاه اساتید نسبت به فناوری اطلاعات و ارتباطات ) و 4) موانع زیرساختی- فنی (دسترسی محدود به فناوری- فضای کلاس و دانشگاه - امکانات و تجهیزات فناوری). در بخش کمّی موانع فردی، موانع اقتصادی، موانع فرهنگی- آموزشی و موانع زیرساختی- فنی، موانع اصلی در استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در فعالیت های آموزشی دانشجویان دانشگاه ارومیه هستند. در این میان موانع فنی و زیرساختی مهم ترین و موانع اقتصادی کم اهمیت ترین موانعی بودند که از سوی مصاحبه شوندگان مطرح شد. نتیجه گیری:با توجه به نتایج بدست آمده، موانع فنی و زیرساختی مهم ترین، با اهمیت ترین و پرتکرارترین موانع استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در فعالیت های آموزشی دانشجویان دانشگاه ارومیه هستند، بنابراین، ضروری است مسئولین دانشگاه به دنبال حل این موانع باشند.    
۷۶۴۴.

تحلیل نقاط قوّت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهای کتابخانه های دانشگاه شهید بهشتی و ارائه راهبردهای مناسب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۹۱
هدف: هدف پژوهش حاضر ارائه برنامه راهبردی برای کتابخانه های دانشگاه شهید بهشتی است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرا، پیمایشی تحلیلی و مبتنی بر مدل برنامه ریزی راهبردی دیوید و تکنیک تحلیل عوامل راهبردی (SWOT) انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه مدیران (8 نفر) و کارشناسان (45 نفر) کتابخانه های دانشگاه شهید بهشتی هستند که به صورت سرشماری به عنوان جامعه پژوهش مورد مطالعه قرار گرفتند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه و مصاحبه استفاده شد. یافته ها: نمره ارزیابی عوامل داخلی و خارجی کتابخانه به ترتیب 11/3 و 3/3 هستند، که بیشتر از 5/2 (حد میانگین) است. بنابراین، در عوامل داخلی، نقاط قوت بیشتر از نقاط ضعف و در عوامل خارجی فرصت ها بیشتر از تهدیدها می باشند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که اصلی ترین هدف کتابخانه های دانشگاه شهید بهشتی ارائه منابع اطلاعاتی مورد نیاز اساتید، دانشجویان و کارمندان دانشگاه شهید بهشتی است. ارتقای فعالیت های پژوهشی، آموزشی و فرهنگی دانشگاه شهید بهشتی و ارتقای دانش تخصصی اساتید، دانشجویان و کارمندان دانشگاه شهید بهشتی نیز در اولویت های دوم و سوم قرار دارند. بنابراین، کتابخانه باید براساس برنامه راهبردی پیشنهادی، 18 راهبرد اصلی ارائه شده را مد نظر قرار دهد.
۷۶۴۵.

نوشتاری پیرامون نام تغییریافته(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۸۸
هدف: هدف نوشته حاضر بررسی این نکته است که نام "علم اطّلاعات و دانش شناسی" که جایگزین نام پیشین یعنی، "کتابداری و اطّلاع-رسانی" شده، نام مناسبی است یا نه. روش: روش مورد استفاده در نوشته حاضر، مرور برخی از منابع، و از جمله منابع مرتبط با تغییر نام رشته و استدلال پیرامون محتوای این منابع است. روش، به طور کلّی مرور منابع (کتابخانه ای) و در واقع نوعی تفسیر از محتوای منابع مورد بررسی است. یافته ها: یافته ها نشان دادند که نام نوین، یعنی "علم اطّلاعات و دانش شناسی" بر مبنای استدلال های ارائه شده، نام مناسبی نیست و باید نامی جایگزین برای آن یافت. نتیجه گیری: پس از استدلال پیرامون نامناسب بودن نام نوین، و این که نام جایگزین باید دارای چه ویژگی هایی باشد، پیشنهاد شده که به جای نام "علم اطّلاعات و دانش شناسی" بهتر است از نام "علم اطّلاعات" استفاده شود، مشروط بر این که مسؤولیّت های ناشی از این تغییر نام نیز پذیرفته شود.
۷۶۴۶.

طراحی پلتفرم دیجیتالی سازی شرکت های پیش رو در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۱۱
هدف: پلتفرم دیجیتالی سازی با تغییر بافت استراتژیک، ساختار رقابتی و رفتار شرکت، عاملی جهت بهره برداری از فرصت ها و مبنای موفقیت و رقابت پذیری شرکت ها می باشد. ازآنجایی که دگرگونی اقتصاد جهانی نیز فرصت های زیادی را در اختیار شرکت ها قرار داده و اکثر آن ها نیازمند توسعه و تغییر فرایندهای خود جهت انطباق سریع و مؤثر با تحولات هستند، پژوهش حاضر با هدف ارائه پلتفرم دیجیتالی سازی شرکت ها انجام شده و آنچه برای درک و اجرای دیجیتالی سازی لازم است را به صورت یکپارچه در کنار هم مورد مطالعه قرار داده است، تا بتوان با شناخت آن ها، اجرا و پیاده سازی این فرایند را تسهیل نمود. روش: پژوهش کیفی حاضر با استفاده از روش فراترکیب تدوین شده است. در این راستا، کلیدواژه های تخصصی پژوهش شامل تحول دیجیتال، پلتفرم دیجیتال، دیجیتالی سازی و کسب وکار دیجیتال در پایگاه های خارجی Emerald، ProQuest، Tylor & Francis، Science Direct و Wiley و پایگاه های داخلی مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، پایگاه مجلات تخصصی نور و بانک اطلاعات نشریات کشور در بازه زمانی 2000 تا 2022 میلادی و 1380 تا 1400 جستجو شدند. نتیجه جستجو شامل 673 مطالعه بود. مطالعات طی چندین مرحله ارزیابی گردید و مقالات غیرمرتبط از نظر عنوان، چکیده، محتوا و کیفیت روش پژوهش، از تحلیل کنار گذاشته شدند. جهت بررسی اعتبار مطالعات مورد استفاده و کیفیت روش پژوهش نیز از ابزار حیاتی «CASP» استفاده گردید و در نهایت 52 مطالعه به تحلیل نهایی راه یافت. برای فراترکیب ساندولسکی و باروسو، روش 7 مرحله ای را معرفی می کنند که در این پژوهش از این روش استفاده شده است. یافته ها: باتوجه به پژوهش های انجام شده در حوزه موضوع پژوهش و استخراج 97 کد، یافته ها نشان می دهد که 16 مفهوم در قالب 4 مقوله، پلتفرم دیجیتالی سازی شرکت ها را تشکیل داده که در چهار دسته رقابت پذیری مبتنی بر دیجیتالی سازی، ظرفیت سازی دیجیتالی، تسهیل گران دیجیتالی سازی و قابلیت های دیجیتالی سازی قرار گرفتند. نتیجه گیری: با افزایش روز افزون دیجیتالی سازی در فعالیت های اقتصادی و توسعه ابزارها در ارائه خدمات بازاریابی و افزایش سهم بازار، عنصر رقابت، چالشی جدی در شرکت های فناوری محور شده است. جهت دستیابی به رهبری بازار و پیشرو شدن در بازار نیاز است که استراتژی های شرکت با تغییرات تکنولوژیکی هم راستا شود. پلتفرم دیجیتالی سازی بستری جهت همسو نمودن استراتژی ها با تغییرات است که سرعت تغییرات دیجیتال شرکت ها را افزایش خواهد داد. در پژوهش حاضر مفاهیم مدیریت هزینه ، افزایش کارایی نوآورانه، فشار شرکت های رقیب، افزایش سهم بازار، رهبری مبتنی بر تحول دیجیتال، زیرساخت های سازمانی، کانال ها و شبکه های ارتباطی، بلوغ دیجیتال، پیوستن به رقابت جهانی و افزایش تعاملات بین المللی، اثربخشی سرمایه گذاری، استانداردسازی و اصلاح فرایندهای کسب وکار، بهره وری منابع انسانی، جستجوی روندهای دیجیتال، ایجاد ذهنیت دیجیتال، تصمیم گیری اثربخش و نوسازی استراتژیک دیجیتال، این پلتفرم را تشکیل داده است.
۷۶۴۷.

مدل سازی عوامل موثر بر توسعه کسب وکارهای مبتنی بر فناوری اطلاعات در ایران با استفاده از روش معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۲۴
هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل مختلف موثر بر شکل گیری و رشد کسب وکارهای مبتنی بر فناوری اطلاعات و نحوه ارتباط میان این عوامل در ایران است. روش: پژوهش حاضر به صورت آمیخته، طی دو مرحله مختلف کیفی و کمّی، انجام شده است. در این پژوهش، پس از شناسایی و تعریف مسأله، مطالعات مرتبط پیشین مورد بررسی قرار گرفته و ابعاد مدل شناسایی شد. سپس، از طریق 12 مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق با مدیران و کارآفرینان، سیاستگذاران فناوری و صاحب نظران حوزه فناوری اطلاعات و همچنین رجوع به منابع آرشیوی، با رویکرد تحلیل محتوا و با استفاده از روش کدگذاری، مدل مفهومی پژوهش در قالب سه مقوله اصلی و نتایج حاصل از توسعه کسب وکارهای موضوع پژوهش استخراج گردید. در مرحله کمّی، مدل یاد شده با اعمال اصلاحاتی مختصر، مبنای طراحی پرسشنامه پژوهش قرار گرفت. پرسشنامه طراحی شده، پس از سنجش روایی محتوا، به جامعه ای متشکّل از سه گروه مختلف از فعالان این صنعت ارسال گردید. این سه گروه عبارتند از: 1) مدیران و عوامل اجرایی کسب وکارهای موضوع پژوهش، 2) کارآفرینان و صاحبان این دسته از کسب وکارها، و 3) خبرگان دانشگاهی و صاحب نظران. اطلاعات دریافتی از طریق این پرسشنامه ها، با استفاده از آزمون های آماری مختلف مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و اعتبار مدل و سازه های آن با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری مورد بررسی و تأیید قرار گرفت. یافته ها: پس از انجام مراحل نظام مند پژوهش و تحلیل داده های حاصل از تجارب مشارکت کنندگان در بخش کیفی پژوهش، سه مقوله ویژگی های درون سازمانی، محرک ها و موانع محیطی و عوامل سیاستی، به عنوان مقوله های اصلی شناسایی شدند. براساس نتایج بدست آمده، عوامل سیاستی در این مدل یک متغیر برون زا و مستقل است که نقشی کلیدی در توسعه این گروه از کسب وکارها ایفا می کند. این موضوع موید ضرورت حضور دولت و اتخاذ سیاست های حمایتی از توسعه این کسب وکارها است. بُعد دیگری که واجد اهمیت فراوان است و مطابق نتایج این پژوهش، مستقیماً از سیاست های دولت اثر می پذیرد، عوامل محیطی است. دسته سوم از عوامل که به صورت غیرمستقیم از سیاست های دولت اثر می پذیرند، عوامل سازمانی هستند. این عوامل شامل تیم مناسب پروژه و دسترسی به نیروی انسانی متخصص، مدل مناسب کسب وکار، تمرکز بر نوآوری و توان بازاریابی و قدرت نفوذ به بازار است. نتیجه گیری: توسعه اقتصاد دیجیتال در کشور مستلزم توجه همزمان به عوامل محیطی و عوامل درون سازمانی است و دولت در مقام سیاستگذار نقشی کلیدی بر توسعه کسب وکارهای دیجیتال دارد. از دیدگاه فعالان و کارآفرینان این حوزه، تأمین مالی به عنوان یک گلوگاه جدی در توسعه این کسب وکارها شناسایی شده است، بنابراین، ضروری است نهادهای مربوطه، به سیاست های فعلی در حمایت از این مشاغل و تسهیل تأمین مالی برای این شرکت ها توجه ویژه ای داشته باشند.
۷۶۴۸.

بنیانی برای جستجوی حقیقت راهبرد ورای تعاریف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۹۵
هدف: ازآنجا که ارائه تعریفی جامع و مانع از راهبرد، ناممکن است، و هریک از تعابیر گونه خاصی از دانستن را پیش می نهد که تنها به وجهی از منشور چندوجهی شناخت از این پدیده، با ماهیتی سوبژکتیو اشاره دارند، پژوهش حاضر درصدد است تا به بنیانی برای گذر از ظواهر و نیل به جوهره ها، که همانا حقیقت راهبرد به صورت بالذّات است، دست یابد. روش: این پژوهش در چارچوب یک نگاه کل نگر بر روشی تحلیلی- سینتتیک (بنیان مدار) استوار است. اگرچه به کارگیری توأمان واقع گرایی استقرا ءگرایانه در تحلیل، و پیشینی انگاری ِقیاس گرایانه در سینتتیک، به عنوان ضرورتی اجتناب ناپذیر در پژوهش های علوم اجتماعی تلقی می گردد، اما اغلب مورد کم توجهی قرار گرفته است. با کاربست روش تحلیل، ضمن به چالش کشیدن منطق درونی مهم ترین تعاریف منتخب از اندیشمندان بنام در این حوزه به شیوه ای علّی در بازه زمانی 1938-2021 و شناخت اجزاء و عناصر شکل دهنده به آن ها، به طرحِ نقدها و اشکالات وارده بر آن ها با نگاهی فراسو و بیرونی پرداخته شده است، تا مسیر برای برقراری پیوند میان اجزاء بر پایه اصول و بنیان ها، با روشی سینتتیک (بنیان مدار)، برای گذر از تناقضات ظاهری هموار گردد. این روش امکان گذر از حقیقت در معنای ظاهری و رسیدن به حقیقت در معنای بالذات آن را ممکن خواهد ساخت. یافته ها: امکان ارائه مفهومی اصیل و کامل از پدیده ای نظیر راهبرد در چارچوب مفاهیم شکل دهنده به آن، ممکن نیست، چراکه دانش مبتنی بر تجربه (دانش پسینی) که در نتیجه مشاهده واقعیت های بیرونی است، نه تنها به دلیل تکیه اجزاء و عناصر آن بر عرف و تداعی، اقتضایی بوده و دربردارنده کمترین قطعیت است، بلکه هیچ گاه نمی توان با تجرید از تجربه، به جامعیتی دست یافت که دارای مشخصه های کامل بودن و اصالت است. از این رو در کنار ملاحظات سه گانه مطرح شده برای امکان پذیر ساختن رسیدن به حقیقت راهبرد به صورت بالذات، شامل توجه به محدوده تعاریف، توجه به بُعد فراحسی پدیده ها و توجه به اصول مسلّم ارائه شده توسط کانت برای پی جویی حقیقت از مسیر فهم علمی، تنها راه، تکیه زدن بر اصول و بنیانی است که دارای وجوب مطلق بوده و به دلیل داشتن ماهیتی پیشینی، عبور از تناقضات دنیای واقعی را ممکن می سازد. نتیجه گیری: هر پدیده از منظر تجربی ضرورتاً بایستی متکی بر جامعیتی باشد که آن جامعیت بتواند چراغ راه و هدایت گر تمام امور تجربی، چه در گذشته و چه در آینده، قرار گیرد. بدین ترتیب، بدیهی است که بسنده کردن به ظواهر و دیدگاه های سوبژکتیو برخاسته از آن برای نیل به حقیقتِ هر پدیده، نه تنها کارساز نخواهد بود، بلکه سدِّ راه تأملات عمیق در آن حوزه مطالعاتی قرار خواهد گرفت. از این رو، چنانچه در مطالعات علوم انسانی به ویژه مطالعات حوزه راهبرد، توجه به ریشه ها و منشأ پیدایش و تکوین پدیده ها و حقیقتِ آن ها به صورت بالذات با مبنا قرار دادن اصول پیشینی به عنوان راهنما و هدایت گر، اساس قرار گیرد، نه تنها دستیابی به جامعیتی فراذهنی از پدیده (Idea) را ممکن خواهد ساخت، بلکه خلق اندیشه های بی بدیل و تجلّی ظرفیت های بالقوه وجود انسانی در اندیشه پردازی را ممکن کرده و یک گام به پیش نهادن در ساحت علم را محقق خواهد ساخت.  
۷۶۴۹.

کاربرد شبکه های عصبی مصنوعی در پیش بینی میزان موفقیت نگهداشت و توسعه دانش منابع انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۸۲
در عصر اطلاعات، دانش مهم ترین و باارزش ترین سرمایه هر سازمانی به شمار می رود. این پژوهش، بر اساس هدف از نوع پژوهش های کاربردی است که با استفاده از روش پیمایشی و رویکرد تحلیلی انجام شده است. جامعه آماری مدیران، اعضای هیئت علمی و یاوران علمی دانشگاه گلستان در سال 1403 بودند که با توجه به محدود بودن جامعه پژوهش از جدول مورگان استفاده شد که حجم نمونه موردنیاز برای پژوهش حاضر با توجه به جامعه آماری 365 نفری، 187 به دست آمد که بر همین مبنا تعداد 190 پرسش نامه و با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای نسبی گردآوری شد. به منظور سنجش پایایی ابزار پژوهش از آلفای کرونباخ و به منظور بررسی روایی پرسش نامه نیز از تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول و دوم استفاده شد. یافته ها نشان داد در موانع نگهداشت و توسعه دانش منابع انسانی، سه عامل فرهنگ سازمانی، ساختار سازمانی و مدیریت وضعیت پایین تر از حد متوسط و دو عامل فناوری اطلاعات و منابع انسانی با اختلاف ناچیزی بالاتر از حد متوسط قرار دارند، همچنین به کارگیری شبکه های عصبی مصنوعی به منظور پیش بینی میزان نگهداشت و توسعه دانش منابع انسانی نشان داد مدل پژوهش حاضر با تعداد سه نورون در لایه پنهان، به بالاترین میزان دقت پیش بینی یعنی 893/0 خواهد رسید و ابعاد پاداش، پشتیبانی و تسهیم دانش به ترتیب بالاترین نقش را در میزان قدرت پیش بینی کنندگی مدل دارند. نتایج نشان داد شاخص های زیرساختی مدیریت دانش در دانشگاه گلستان به ویژه در سه عامل فرهنگ سازمانی، ساختار سازمانی و مدیریت نیازمند توجه و اقدام فوری است.
۷۶۵۰.

بررسی شاخص بین المللی نوآوری و نگاشت نفوذ صنعتی در انتشارات علمی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۰۷
هدف: ارتباط میان دانش نوین علمی و نوآوری های فنی از اهمیت فراوانی برخوردار است، استنادهای علمی پروانه های ثبت اختراع و استنادهای فنی متون علمی یکی از راه های بررسی ارتباط میان علم و فناوری است. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تولیدات علمی ایران براساس شاخص نفوذ بین المللی بروندادهای پژوهشی بر صنعت و نوآوری است که براساس استناد پروانه های ثبت اختراع به متون علمی محاسبه می شود. روش: این پژوهش با روش اسنادی و با رویکرد علم سنجی و تحلیل استنادی انجام شده است. جامعه پژوهش مدارک علمی ایران هستند که در بازه زمانی 2020-2018 در پروانه های ثبت اختراع مورد استناد قرار گرفته اند. با توجه به اینکه یک بازه زمانی سه ساله برای بررسی استناد مدارک در نظر گرفته شده است و تمامی مدارک بدون لحاظ کردن موضوع آنها مورد شمارش قرار گرفته اند و هر دوی این عوامل از عوامل مؤثر در استنادگیری هستند، نرمال سازی براساس زمان و موضوع انجام گرفت. به منظور نرمال سازی استنادها، موضوع مقالات براساس موضوع نشریات منتشرکننده آنها در 22 موضوع اصلی شاخص های اساسی علم قرار گرفتند تمامی مدارک به روش شمارش کامل مورد محاسبه قرار گرفته و سایر مدارک غیرقابل استناد و نیز قالب های انتشاراتی به جز مقاله، از جامعه پژوهش کنارگذاشته شدند. در این پژوهش از محصولات پایگاه کلاریویت مانندWOS ، JCR و ESI و نیز پایگاه هایLens ، WIPO و ISCWUR به عنوان ابزار گردآوری داده ها استفاده شد. جدول انطباق WIPO براساس نمادهای طبقه بندی بین المللی پروانه های ثبت اختراع، زمینه فناوری هر یک را مشخص می نماید. با استفاده از این جدول، زمینه فناوری هر یک از پروانه های ثبت اختراع براساس گروه های طبقه بندی فناوری WIPO مشخص می شود. یافته ها: در بازه زمانی 2020-2018، 274560 مدرک از ایران به ثبت رسیده است که 2662 مدرک در 3820 پروانه های ثبت اختراع، 4000 بار مورد استناد قرار گرفته است. بر این اساس، کمتر از یک درصد از آثار علمی ایران در پروانه های ثبت اختراع مورد استناد قرار گرفته اند. براساس استناد نرمال شده، دانشگاه آزاد اسلامی با 25.25 استناد نرمال شده در بین دانشگا ه های ایران رتبه نخست را دارد و دانشگاه های علوم پزشکی تهران و دانشگاه تهران به ترتیب با 23.10 و 14.78 استناد نرمال شده در رتبه های دوم و سوم قرار دارند. نتیجه گیری: براساس گروه های طبقه بندی فناوری، بیشترین تعداد این پروانه های ثبت اختراع در حوزه داروسازی بوده و بیوتکنولوژی و فناوری رایانه با اختلاف زیاد در رتبه های دوم و سوم قرار دارند. براساس حوزه های موضوعی، مقالات حوزه شیمی، علم مواد و فارماکولوژی و سم شناسی، بیشتر از سایر حوزه های موضوعی در پروانه های ثبت اختراع مورد استناد قرار گرفته اند که نشان می دهد این رشته ها بیشترین تاثیر را بر نوآوری داشته اند.
۷۶۵۱.

Artificial Intelligence in Healthcare: Revolutionizing Diagnostics with Predictive Algorithms(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۰۷
ABSTRACT Background: Artificial Intelligence (AI) has rapidly integrated into healthcare, proving indispensable in diagnostic processes. Event-predicting equations in medicine offer solutions to longstanding issues related to early diagnosis and personalized patient care. Objective: This article aims to explore best practices in objective and quantitative diagnostic predictions using AI and predictive algorithms. It seeks to revolutionize healthcare diagnostics by enhancing effectiveness and reducing diagnostic error rates. Methods: This study involves a literature review of the past five years, focusing on recent innovations in AI for healthcare diagnostics. The review includes fields such as oncology, cardiology, and others to evaluate the efficacy of prediction algorithms in practice. Results: The findings indicate that machine learning-based computer-aided diagnosis models significantly improve diagnostic accuracy by detecting diseases at early stages and personalizing treatment programs. The integration of these algorithms has led to reduced diagnostic errors and improved patient experiences across various medical fields. Conclusion: AI predictive algorithms represent the future of diagnostic medicine. Their adoption is set to personalize and advance patient treatment, enhance health outcomes, and improve the efficiency of healthcare systems. However, comprehensive research and precise implementation are essential to fully harness the potential of AI in diagnostics.
۷۶۵۲.

بررسی پیشایندها و پیامدهای هوشمندی فروش لوازم و تجهیزات ورزشی در متاورس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۰۹
هدف: هوشمندی فروش به مفهوم انجام عملیات فروش در بستر بلاک چین، با استفاده از قراردادهای هوشمند و عامل های هوشمند هوش مصنوعی با نظارت مستقیم تمام اعضای شبکه است. هوشمند سازی فروش و استفاده از داده های مؤثر، در فضای اقتصادی متاورس می تواند یک قدم مؤثر در جلب اعتماد و وفادارسازی مشتریان باشد. استفاده از روش های نوآورانه و هوشمند برای فروش در متاورس، می تواند باعث افزایش سود، بالا رفتن میزان تعامل با مشتری و ایجاد روابط پایدار با آنها شود. مشکل اصلی فروش در متاورس جعل هویت وعدم اطمینان از شرکت ها و کاربران فعال در آن فضا است. استقرار سیستم های هوشمند، توکن های غیرقابل معاوضه، بلاکچین، بازاریابی دیجیتال هوشمند و عامل های هوشمند فروش هوش مصنوعی می تواند اعتماد واطمینان را در بین کاربران افزایش داده و منجر به فروش موثر وسودآوری گردد. هدف پژوهش حاضر بررسی پیشایندها و پیامدهای هوشمندی فروش لوازم و تجهیزات ورزشی در متاورس است. روش : پژوهش حاضر از نوع کیفی است. بدین جهت از دو روش مرور سیستماتیک و داده بنیاد به صورت ترکیبی استفاده شد. جامعه آماری در روش داده بنیاد، خبرگان رشته های مدیریت بازرگانی، مدیریت اطلاعات و کامپیوتر بودند. حجم نمونه این جامعه با اشباع نظری به تعداد 13 نفر، با استفاده از نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی، به صورت ترکیبی مشخص شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار مکس کیودا 20 استفاده شد. ابزار گردآوری داده ها در روش مرور نظام مند مطالعات کتابخانه ای، و در روش داده بنیاد، مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق با خبرگان بود. از معیار کیفی قابلیت اعتماد گوبا و لینکن و دو معیار کمّی کاپای کوهن و ضریب هولستی، برای سنجش روایی و پایایی تحقیق استفاده گردید. با توجه به اینکه ادبیات و پیشینه پژوهش مورد مطالعه جهت تکمیل الگوی پارادایمی، از غنای لازم برخوردار نبود، ابتدا با استفاده از روش مرور سیستماتیک و نظام مند، پیشایندها و پدیده مرکزی الگو شناسایی گردید. در ادامه تحقیق، برای شناسایی عوامل مداخله گر، عوامل زمینه ای، راهبردها و پیامدها از روش داده بنیاد، با بهره گیری از نظر خبرگان استفاده شد. در مجموع، تعداد 269 مقاله با توجه به موضوع تحقیق شناسایی شد که پس از غربال گری، 11 مقاله فارسی در فواصل زمانی 1399-1401 و 20 مقاله انگلیسی در بازه زمانی 2022-2023 از نظر موضوع و محتوا طبق نظر اساتید دانشگاهی، مناسب تشخیص داده شدند. پس از جستجوی مقالات فارسی و انگلیسی، عملیات غربال گری مقالات انجام شده و پس از مطالعه کامل مقالات به روش مرور سیستماتیک، مقوله های پیشایند و هوشمندی فروش، شناسایی شدند. در ادامه، با استفاده از روش داده بنیاد و براساس کدگذاری های باز، محوری و انتخابی، نسبت به تکمیل الگو اقدام شد. پس از طراحی سوالات پرسشنامه کیفی و تایید پرسشنامه توسط اساتید راهنما و مشاورین و برخی از خبرگان دانشگاهی، نسبت به جمع آوری داده ها اقدام گردید. برای افزایش روایی پژوهش در حین مصاحبه، به همراه یادداشت برداری، از دستگاه ضبط صوت نیز استفاده شد. پس از جمع آوری داده های کیفی طی کدگذاری باز، داده ها به بخش های مجزا خُرد شده و برای به دست آوردن رویه ها، مشابهت ها و تفاوت هایشان مورد بررسی قرار گرفتند. ابتدا در مرحله کدگذاری باز، مقوله ها شناسایی شدند. سپس در مرحله دوم تجزیه و تحلیل، از کدگذاری محوری استفاده شد. هدف این مرحله، برقراری رابطه بین مقوله های شناسایی شده در مرحله کدگذاری باز بود. این کدگذاری، به این دلیل محوری نامیده شد که کدگذاری حول محور یک مقوله رخ می دهد. در این مرحله، متغیر هوشمندی فروش، طبق روش مرور سیستماتیک تحت عنوان پدیده محوری در مرکز فرایند، مورد کاوش قرار داده شد و تلاش شد تا ارتباط سایر مقوله های تولید شده با آن مشخص گردد. یافته ها: نتایج بدست آمده به شناسایی 109 کدگذاری باز، 33 کد محوری و 6 کدگذاری گزینشی منجر شد. در نهایت، ارائه الگوی پارادایمی با عنوان هوشمندی فروش لوازم و تجهیزات ورزشی ارائه گردید. با استفاده از روش مرور سیستماتیک، مقوله های ریسک درک شده، انگیزه لذت جویانه، تعاملات جذاب، کاتالوگ سه بعدی واقعیت افزوده، محتوای دیجیتال واقعیت افزوده، تبلیغات دیجیتال واقعیت افزوده، اپلیکیشن های واقعیت افزوده، لید جنریشن واقعیت افزوده، برندینگ واقعیت مجازی، ری برندینگ واقعیت مجازی، توکن های غیرقابل معاوضه و قرارداد هوشمند فروش، به عنوان پیشایندهای موثر بر هوشمندی فروش، با تاثیرگذاری مثبت شناسایی شدند. با استفاده از روش داده بنیاد و نظر خبرگان، مقوله های بهبود متریک های دیجیتال مارکتینگ، محصولات دیجیتال، ارتقای شبکه اجتماعی، فرصت کارآفرینی مجازی، توسعه کسب وکار، پلتفرم محصول و بهبود تجاری سازی، به عنوان پیامدهای اجرای راهبرد شناسایی گردیدند. تاثیر راهبرد بر تمامی پیشایندها، مثبت ارزیابی گردید. با استفاده از روش داده بنیاد، مقوله های فراداده، فضای ابری، کلان داده، رایانش لبه ای، هوش مصنوعی بازاریابی دیجیتال و اینترنت اشیاء، به عنوان عوامل زمینه ای تاثیرگذار مثبت بر راهبرد شناسایی شدند مقوله های شکاف دیجیتالی، نقض حریم خصوصی، هک هویت، امنیت داده و اطلاعات، جرایم سایبری و ابهام قوانین و مقررات، به عنوان عوامل زمینه ای، با تاثیرگذاری منفی بر راهبرد شناسایی شدند. نتیجه گیری: براساس نتایج بدست آمده، 109 کدگذاری باز، 33 کد محوری و 6 کدگذاری گزینشی شناسایی شدند. همچنین الگوی پارادایمی با عنوان هوشمندی فروش لوازم و تجهیزات ورزشی ارائه شد.  
۷۶۵۳.

توسعه یک روش انتخاب مشخصه مبتنی بر نظریه اطلاعات و الگوریتم ژنتیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۱۴
هدف: در مواجهه با مجموعه داده های با ابعاد بالا، کاهش بُعد یک گام پیش پردازشی مهم برای حصول دقت بالا، کارایی و مقیاس پذیری در مسائل کلاسبندی است. هدف تحقیق حاضر ارائه یک روش انتخاب مشخصه در مواجهه با مجموعه داده های با ابعاد بالا، با استفاده از کاهش بُعد و الگوریتم ژنتیک است. روش: در این تحقیق یک الگوریتم ابتکاری توسعه یافته است که با استفاده از یک معیار جدید، اطلاعات متقابل بین ویژگی ها و کلاس هدف را مشخص می کند. در این روش مشخصه های جدید براساس ترکیب یا تبدیل مشخصه های اصلی تولید می شود و به این ترتیب فضای چند بُعدی، به فضایی جدید با ابعاد کمتر نگاشت پیدا می کند. همچنین علاوه بر در نظر گرفتن معیار جدید اطلاعات متقابل، از الگوریتم ژنتیک به منظور بهبود سرعت روش پیشنهادی استفاده شده است. یافته ها: عملکرد این روش بر روی مجموعه داده هایی با ابعاد مختلف، که تعداد مشخصه ها در آن ها از 13 تا 60 متفاوت بوده، ارزیابی شده است. ارزیابی روش پیشنهادی در مقایسه با روش های مشابه، از لحاظ دقت کلاسبند بررسی شده و نتایج نویدبخشی بدست آمد. نتیجه گیری: روش پیشنهادی با روش های MRMR, DISR, JMI, NJMIM در مجموعه داده های متفاوت اعمال شده است. متوسط دقت های به دست آمده از روش پیشنهادی 65.32، 74.51، 70.88 و 58.2 درصد می باشد، که حاکی از کارآمدی روش پیشنهادی است. طبق نتایج بدست آمده، به جز در مورد مجموعه داده sonar که نتیجه ای بهتر از روش پیشنهادی داشته است، متوسط عملکرد روش پیشنهادی بهتر از DISR, JMI, NJMIM و MRMR بوده است.
۷۶۵۴.

ارائه و ارزیابی مدل مدیریت دانش طب بومی در منطقه مکران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۱۷
هدف: حوزه طب بومی یکی از مهم ترین حوزه های دانش بومی است که با وجود کاربرد بسیار بالای آن و تمایل بالای مردم بومی به بهره گیری از آن، در معرض نابودی قرار دارد. از این رو، هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی برای مدیریت دانش طب بومی است. روش : پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده که با رویکرد ترکیبی اکتشافی انجام شد. در بخش کیفی، جامعه آماری پژوهش کارشناسان و صاحب نظران آشنا با دانش بومی منطقه مکران بودند که اعضای نمونه پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده های کیفی با انجام مصاحبه نیمه ساختار یافته گردآوری و با استفاده از روش تحلیل مضمون تحلیل شدند. جامعه آماری بخش کمّی پژوهش نیز ترکیبی از کارشناسان حوزه طب بومی و استادان و دانشجویان دانشکده های پزشکی از جمله دانشکده طب سنتی بودند که اعضای نمونه پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب گردید. برای گردآوری داده های کمّی نیز از پرسشنامه محقق ساخته بهره گرفته شد که کار تحلیل داده های کمّی و بررسی برازش مدل پژوهش با استفاده از روش معادلات ساختاری و با کمک نرم افزار آموس انجام گرفت. یافته ها: با تحلیل داده های کیفی، 64 کد اولیه برای مؤلفه های مدل مدیریت دانش طب بومی شناسایی شدند که این کدها در قالب 14مقوله فرعی و 5 مقوله اصلی دسته بندی گردیدند. برازش مدل اولیه پژوهش با کمک روش معادلات ساختاری نشان داد، مدل مدیریت دانش طب بومی منطقه مکران از برازش بالایی برخوردار است. بر این اساس، 5 بُعد تولید دانش، کسب دانش، توسعه و تسهیم دانش، انتقال دانش و ثبت و ضبط دانش به عنوان ابعاد مدل مدیریت دانش طب بومی منطقه مکران ارائه شدند. نتیجه گیری: با توجه به ظرفیت بسیار بالای منطقه مکران در حوزه دانش طب بومی، پژوهش حاضر با ارائه مدلی برای مدیریت آن، زمینه مدیریت کارآمدتر این دانش را فراهم نموده است. افزون بر آن، پژوهش حاضر می تواند مبنایی برای انجام پژوهش های بیشتر در این حوزه باشد و باعث توسعه دانش نظری این حوزه به ویژه در رشته علم اطلاعات و دانش شناسی شود.
۷۶۵۵.

ترسیم وضعیت استارت آپ های حوزه مطبوعات در ایران و ارائه سناریوهای توسعه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۹۶
هدف: فعالیت های استارت آپی در حوزه های مختلف کسب و کار یکی دو دهه است که در حال شکل گیری و فعالیت و رشد هستند. بر این اساس نهادهای حاکمیتی باید به دنبال شناسایی، رصد و مدیریت این حوزه باشند. هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی و دسته بندی استارت آپ های فعال حوزه مطبوعات و تدوین سناریوهای محتمل برای توسعه آینده آن ها است. روش شناسی: برای وصول به اهداف پژوهش، از رویکرد ترکیبی (کمّی- کیفی) استفاده شد. در بخش نخست پژوهش، روش پژوهش پیمایشی- توصیفی جهت شناسایی و بررسی وضعیت استارت آپ های حوزه مطبوعات مورد استفاده قرار گرفت. در بخش دوم (بخش کیفی) نیز از روش سناریونگاری تکوینی برای تدوین سناریو، استفاده شد. جامعه پژوهش در بخش کمّی، تمام استارت آپ های فعال در صنعت مطبوعات بودند که با بررسی های متعدد صورت گرفته، در نهایت تعداد 62 استارت آپ شناسایی و معرفی شدند. در بخش کیفی نیز 8 نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی حوزه مطبوعات شناسایی و مورد مصاحبه قرار گرفتند. برای گردآوری اطلاعات در بخش کمّی، از سیاهه وارسی تولید شده توسط محققان استفاده شد و در بخش کیفی نیز از مصاحبه و تحلیل محتوای آن ها استفاده شد. برای تحلیل داده ها و تدوین سناریوها از روش سناریونویسی تکوینی استفاده گردید. نتایج: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که استارت آپ های فعال در حوزه مطبوعات از عمری کم تر از یک دهه برخوردار هستند و ضعف سرمایه گذاری و فعالیت، از عمده ضعف های آن ها است. از طرفی نیز آن ها تنها متمرکز بر خبررسانی و تولید ابزارهایی برای مدیریت و اشاعه مطبوعات هستند. استارت آپ ها برای فعالیت در این حوزه با مسائل و مشکلات متعددی مواجه می باشند که از جمله آن ها می توان به مسائل زیرساختی، ضعف صنعت و مدافعه در مقابل تغییرات اشاره کرد.  به لحاظ جغرافیایی نیز استارت آپ های این حوزه بیشتر در شهر تهران متمرکز هستند و به لحاظ موضوعی بیشتر بر خبررسانی عمومی متمرکز بوده و نتوانسته اند کل صنعت مطبوعات را پوشش دهند. در نهایت برای تبیین آینده این حوزه سه سناریو در صورت مهیاء شدن زیرساخت های شکل گیری آن ها تبیین شد تا آینده این حوزه را برای مسئولان مربوطه نشان دهد. نتیجه گیری: استارت آپ های حوزه مطبوعات در ایران از وضعیت مطلوبی برخوردار نیستند و ضروری است برنامه ریزی برای حمایت مالی و معنوی از این استارت آپ ها توسط نهادهای مسئول انجام شود.  
۷۶۵۶.

طراحی و اعتباریابی ابزار سنجش سواد داده ای برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۹۷
هدف: پژوهش حاضر به منظور تدوین ابزاری استاندارد برای سنجش سواد داده ای دانشجویان تحصیلات تکمیلی به روش توصیفی- پیمایشی انجام شده است. روش: برای تهیه پرسشنامه اولیه سنجش نظرات دانشجویان در راستای تهیه ابزار نهایی سنجش سواد داده ای، منابع مرتبط در خصوص صلاحیت ها و شایستگی های دانشجویان از نظر سواد داده ای بررسی شده و از میان آن ها برخی از مهم ترین شاخص ها استخراج شد. در گام بعدی، برای سنجش روایی صوری و محتوایی، سؤالات طراحی شده در اختیار اساتید گروه های علم اطلاعات و دانش شناسی و برخی از دیگر متخصصان قرار گرفت. پس از کسب حداقل های شاخص های روایی محتوایی، پرسشنامه اولیه به منظور بررسی پایایی، در بین 27 نفر از دانشجویان دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی توزیع گردید. ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شده برای این پرسشنامه اولیه، 91/0 بدست آمد. پس از کسب حداقل های شاخص های روایی محتوایی سؤالات، و بررسی آن از نظر شاخص پایایی، برای ابزارسازی نهایی بر مبنای نظرات دانشجویان تحصیلات تکمیلی، این پرسشنامه در اختیار 363 دانشجوی تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز که به شیوه نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شده بودند، قرار گرفت. برای تحلیل داده ها و شناسایی ابعاد مهم و اساسی ابزار سواد داده ای، از آزمون تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد. یافته ها: نتیجه تحلیل عاملی داده های پژوهش به منظور طراحی و اعتبارسنجی ابزار سنجش سواد داده ای برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی، کاهش 20 شاخص یا متغیر به 4 عامل یا معرف شامل: درک داده؛ جمع آوری، سازمان دهی و ارزیابی داده ها؛ تجزیه وتحلیل و تفسیر داده ها؛ و اشتراک گذاری داده ها با ملاحظه مسائل حقوقی و استنادی است. این ساختار مجموعاً 58 درصد از واریانس سواد داده ای را پوشش می دهد و نشانگر رضایت بخش بودن تحلیل عاملی و متغیرهای مورد مطالعه می باشد. نتیجه گیری: با توجه به اینکه بررسی ابزار پیشنهادی، نشانگر اثربخشی آن در سنجش سواد داده ای دانشجویان تحصیلات تکمیلی است، استفاده از آن برای سنجش سطح سواد داده ای دانشجویان تحصیلات تکمیلی در دانشگاه های مختلف کشور پیشنهاد می شود.  
۷۶۵۷.

Coordinated Communication Networks Using Drone Swarms for Advanced Telecommunication Systems(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۹۹
Background : The increasing demand for flexible, resilient, and high-performance telecommunication systems—especially in dynamic environments—has led to growing interest in the use of autonomous drones. Their mobility and adaptability make drone swarms a promising solution for enhancing communication networks, particularly in 6G and edge computing applications. Objective : This study explores the application of drone swarms to improve network formation, synchronization, and resilience in both urban and rural telecommunication scenarios, with an emphasis on their feasibility, robustness, and adaptability. Method : A series of simulations were conducted using multi-agent coordination algorithms and network optimization models under varying conditions. Key performance indicators including Packet Delivery Ratio (PDR), latency, energy efficiency, and system reliability were evaluated across different deployment scenarios. Results : The findings indicate that drone swarms achieved a 92% PDR, a significant improvement over the 75% observed in static wireless network (WN) bases. Additionally, average latency decreased by 35%, while energy efficiency increased by 28%. The swarm-based system maintained robust performance even with up to 20% node loss, demonstrating strong fault tolerance and adaptability. Conclusion : The study confirms the potential of drone swarms as a scalable and resilient solution to address critical telecommunication challenges such as disaster response, rural connectivity, and real-time data transmission. Future work should focus on addressing remaining deployment barriers, including regulatory concerns and seamless integration with existing telecommunications infrastructure.
۷۶۵۸.

شناسایی راهبردهای پیش بینی جرایم در مدارس با استفاده از اینترنت اشیا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۹۸
هدف: راه اندازی و پیاده سازی فناوری اطلاعات و ارتباطات و به کارگیری آن در مقابله با جرایم در هر جامعه باعث شده برخی جوامع در جرم یابی مدرن تر و پیشگام تر باشند. بر این اساس، چنین جوامعی با ظرفیت هایی مدرن، دارای فرصت های بیشتری هستند و برای شناسایی و مداخله در این حوزه، پیشنهاد سیستمی مبتنی بر ابزارهای اجتماعی اینترنت اشیا، برای پشتیبانی از شناسایی مجرمان و پیش بینی جرم در دنیای واقعی لازم و ضروری به نظر می رسد. یکی از مهم ترین اماکنی که لازم است اینترنت اشیا برای پیش بینی جرایم به کار گرفته شود، مدارس هستند. دانش آموزان نیز مهم ترین و حساس ترین عناصر نظام آموزشی و سرمایه های ملی هر کشوری بوده و لازم است در زمینه پیش بینی جرایم در مدارس، از فناوری های نوین استفاده کرد. بر همین اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش اینترنت اشیا در پیش بینی جرایم در مدارس است. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا، کمّی و پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش کارشناسان و جرم شناسان شهر تهران در سال 1402 هستند که از طریق فرمول حجم نمونه جامعه نامعین و در یک بررسی آزمایشی از 30 پرسشنامه، واریانس نمونه اولیه 32/0 به دست آمده که در نهایت 157 نفر با روش تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش حاضر، پرسشنامه محقق ساخته اینترنت اشیاء در مدارس مبتنی بر پیش بینی جرم است که داده های آن از طریق آزمون های استنباط آماری و مدل سازی معادله ساختاری تحلیل شده اند. یافته ها: در تحلیل روابط ساختاری نتایج حاصل از مدل سازی نشان داد که اثر مستقیم «قابلیت های اینترنت اشیا» بر پیش بینی جرم با ضریب (81/0) گویای این واقعیت است که «قابلیت های اینترنت اشیا» می تواند بر پیش بینی جرم در مدارس موثر باشد. در جایگاه دوم نیز «کاربردپذیری اینترنت اشیا در شناسایی الگوهای جرم» با ضریب (63/0) بر پیش بینی از جرم در مدارس تاثیر داشته و نهایتاً «الزامات عملکردی اینترنت اشیا در مدارس» با ضریب (52/0) بر پیش بینی از جرم در مدارس تاثیر دارد. در مجموع، این نتایج حاصل از مدل سازی با نتایج استنباطی در آزمون فرضیات همسو و هم جهت است. نتیجه گیری: با به کارگیری اینترنت اشیا از طریق طراحی و نگهداری محیطی، افزایش ایمنی محلی و کنترل محیطی، شناسایی الگوهای جرم، افزایش آگاهی پلیس از وقوع جرم، تحلیل جرم و الگوریتم هوش مصنوعی می توان وقوع جرایم در هر مکانی را به طور دقیق پیش بینی کرد و مانع از بروز این جرایم شد. بنابراین، باید سیستم ها و زیرساخت های تخصصی توسعه اینترنت اشیا در مدارس و همه مکان های مهم و حساس، به صورت تخصصی به کار گرفته شوند و برای پیشرفت آنها بسترهای مناسب فراهم گردد. از این رو برنامه ریزان، سیاستگذاران و جرم شناسان می توانند بر پایه داده های واقعی، روندهای پیشگیری از جرایم را در مدارس تا اندازه زیادی تحت کنترل خود درآورند و به ازای هر مقدار توسعه در این زیرساخت، به همان اندازه از وقوع جرایم پیشگیری کنند.
۷۶۵۹.

سازماندهی اطلاعات و دانش در ایران؛ از یاد نسل پیشکسوت و نسل نو تا افق های آینده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۶۹
سازماندهی اطلاعات و دانش یکی از حوزه های بنیادین کتابداری و اطلاع رسانی و از مراحل اساسی مدیریت اطلاعات محسوب می شود. باوجود گسترش کاربرد هوش مصنوعی در فرایندهای سازماندهی، دستاوردهای امروزی این حوزه محصول تلاش مستمر انسان هایی است که در طول تاریخ به سازماندهی منابع اطلاعاتی و دانش بشری پرداخته اند. نسل پیشکسوت سازماندهی در ایران بیش از هر چیز بر تدوین ابزارهای پایه برای فرایند سازماندهی متمرکز بود. پیش از فعالیت این نسل، نه توجه علمی جدی به مقوله سازماندهی در ایران وجود داشت و نه ابزارهای بومی و فارسی برای متخصصان این حوزه در دسترس بود. شخصیت هایی همچون ایرج افشار با تألیف "کتاب های ایران" و "پنج کتابشناسی ایران"، حسین بنی آدم با "کتابشناسی موضوعی ایران"، علی اکبر جانا با ترجمه های رده بندی دیویی، دکتر هوشنگ ابرامی با ترجمه "اصول فهرستنویسی" اثر مارگارت مان، احمد طاهری عراقی، دکتر عباس حری با "فهرست کوچک سرعنوان های موضوعی فارسی" و فرنگیس امید گام های بنیادینی برداشتند. در این میان، پوری سلطانی جایگاه ویژه ای دارد که با تألیف "سرعنوان های موضوعی فارسی" و "واژه نامه کتابداری"، ترجمه و اقتباس آثار مهم جهانی، راه اندازی مرکز آماده سازی کتاب تهران (۱۳۴۸)، تدوین راهنمای مجله های ایران و ساماندهی کتابشناسی ملی ایران، بنیان های سازماندهی در ایران را استوار ساخت. شاگردان و همکارانی چون زهره علوی، کامران فانی و فیروزان زهادی این راه را ادامه دادند. حوزه فهرست نگاری نسخ خطی نیز جایگاهی محوری در تاریخ سازماندهی اطلاعات در ایران دارد.. این فعالیت ها نه تنها میراث علمی و فرهنگی پیشینیان را حفظ کرده، بلکه زیرساختی ارزشمند برای پژوهش های معاصر در حوزه های نسخه شناسی، ایران شناسی و مطالعات فرهنگی فراهم آورده است. از اوایل دهه ۱۳۸۰، نسل جدیدی از پژوهشگران به حوزه سازماندهی روی آوردند. تفاوت اصلی این نسل با پیشینیان، توجه جدی به مباحث نو و جهانی سازماندهی بود، مباحثی چون مدل های مفهومی ایفلا (FRBR، FRAR، BIBFRAME، LRM) و کاربرد هستی شناسی ها در سازماندهی اطلاعات. انتظار می رود نسل نو با پویایی و همت بیشتر، فعالیت های پژوهشی و آموزشی را گسترش دهد و مایه نوآوری ها، تحولات و اثرگذاری های بیشتر در این عرصه شود. اکنون آنچه بیش از همه اهمیت دارد، برجستهساختن جایگاه سازماندهی و معرفی چهره های شاخص و اثرگذار آن است. روشن است که فصلنامه مطالعات کتابداری و سازماندهی اطلاعات رسالت دارد توجه ویژه ای به این حوزه مبذول دارد و بستری برای انتشار پژوهش ها و مقالات مرتبط فراهم آورد. راهبردهای آینده سازماندهی اطلاعات در ایران سازماندهی اطلاعات در ایران امروز در نقطه ای ایستاده است که از یک سو میراث گران سنگ پیشکسوتان و تجربه های عملی نیم قرن گذشته را در اختیار دارد و از سوی دیگر با چالش ها و فرصت های فناوری های نو، به ویژه هوش مصنوعی و مدل های مفهومی جهانی روبه روست. راهبرد آینده باید بر ترکیب هوشمندانه این دو تکیه کند: صیانت و به روزآوری ابزارهای بومی و زبان محور (سرعنوان ها، اصطلاحنامه ها و رده بندی های گسترش یافته) در کنار ادغام تدریجی مدل های مفهومی و استانداردهای بین المللی و فناوری های نوین. اکنون مایه شادمانی است که این حوزه در ایران، با پاسداشت میراث پیشکسوتان و به روزآوری ابزارهای بومی، همگام با جریان های علمی جهان حرکت می کند و با بهره گیری مسئولانه از فناوری های نوین، به مدیریتی معنایی و پیوندی از دانش دست می یابد؛ تا بدین سان، جایگاه خود را به عنوان یکی از ارکان تحول در نظام دانش کشور و بازیگری فعال در عرصه جهانی اطلاعات تثبیت کند.
۷۶۶۰.

بررسی وضعیت ترجمان دانش اعضای هیأت علمی: مطالعه موردی دانشگاه شهید چمران اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۱۶
هدف: امروزه از یک طرف به دلیل حجم عظیم و پیچیدگی دانش تولید شده در پژوهش های وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و از طرف دیگر وجود مشکلات و محدودیت ها در تهیه منابع و فراهم آوری زیرساخت های لازم، به ویژه برای پژوهش های مهندسی در صنایع و سازمان ها، استفاده بهینه از دانش برای بهره برداری از نتایج و دستاوردهای پژوهشی در چارچوب ترجمان دانش حائز اهمیت است. بدین جهت که سرمایه گذاری در گروه های مهندسی و صنایع به هدر نرود و در ادامه، این پژوهش ها به سمت تجاری سازی هدایت شوند. لذا، پژوهش حاضر با هدف تعیین وضعیت ترجمان دانش اعضای هیأت علمی گروه های مهندسی در دانشگاه شهید چمران اهواز انجام شده است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نوع پیمایشی با رویکرد توصیفی است. جامعه پژوهش را اعضای هیأت علمی دانشکده مهندسی دانشگاه شهید چمران اهواز تشکیل دادند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که عملکرد اعضای هیأت علمی گروه های مهندسی در حیطه «سوال پژوهش» با میانگین و انحراف معیار11/5± 39/19، در حیطه «تولید دانش» با میانگین و انحراف معیار96/5± 98/24، در حیطه «انتقال دانش» با میانگین و انحراف معیار34/10 ±52/39 و همچنین در حیطه «ترویج استفاده از شواهد» با میانگین و انحراف معیار50/4 ±04/12، همگی در سطح مطلوب قرار دارند. در بررسی نهایی، عملکرد پژوهشگران در کل فرآیند ترجمان دانش با میانگین و انحراف معیار25/23 ±94/95 نیز در سطح مطلوب معرفی شد. نتیجه گیری: پیش از هر چیز به منظور ارتقای وضعیت ترجمان دانش به سطح بسیار مطلوب، دانشگاه شهید چمران اهواز می بایست با ایجاد ساختار مناسب مانند کمیته ترجمان دانش و مشارکت واسطه گران دانش و همچنین پیگیری فعالیت های متمرکز گروه ارتباط با صنعت و جامعه، به انطباق تشکیلات پژوهشی با نیازهای موجود بپردازد. عامل مهم دیگر، فراهم آوری هزینه ها و حمایت مالی پژوهش ها با اهداف ترجمان دانش است. علاوه بر این، به منظور تشویق پژوهشگران و ایجاد انگیزه در تصمیمات آنان می توان با همکاری معاونت تحقیقات و فناوری و معاونت آموزشی دانشگاه به افزایش گرنت پژوهشی طرح های کاربردی و عملیاتی و جهت گیری بخشی از مقررات ارتقاء و استخدام اعضای هیأت علمی به سوی ترجمان دانش پرداخت.  

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان