فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۰۶۱ تا ۵٬۰۸۰ مورد از کل ۸٬۱۵۴ مورد.
پذیرش سامانه اطلاعات پژوهشی پژوهان و رفتار اعضای هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد مبتنی بر مدل پذیرش فناوری (TAM)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف سنجش میزان پذیرش سامانه اطلاعات پژوهشی (پژوهان) از سوی اعضای هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد مبتنی بر مدل پذیرش فناوری انجام شد. روش ها: این پژوهش کاربردی به روش پیمایشی انجام شد. حجم نمونه 248 نفر از اعضای هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد بودند که با روش نمونه گیری طبقه ای نسبتی تعیین شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بود که ضریب کلی آلفای کرونباخ آن 95 درصد محاسبه شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آماری توصیفی و استنباطی و نرم افزارهای SPSS و LISREL استفاده شد. یافته ها: در مورد میزان پذیرش سامانه پژوهان بر اساس مشخصات فردی اعضای هیأت علمی (شامل جنسیت، مرتبه علمی، سابقه کاری و دانشکده محل خدمت) رابطه معنی داری مشاهده نشد. سطح پذیرش سامانه از سوی اعضای هیأت علمی حوزه های پژشکی غیربالینی بیش تر از اعضای بالینی بود. سهم پذیرش هر یک از سازه های درونی مدل پذیرش فناوری اطلاعات در استفاده از سامانه پژوهان تفاوت داشت و بیش ترین تفاوت مربوط به سازه سهولت استفاده از سامانه پژوهان بود. سهولت استفاده ادراک شده از سامانه پژوهان با سودمندی استفاده ادراک شده از آن دارای همبستگی معنی داری بود. در نهایت کاربرد عوامل سازنده مدل پذیرش فناوری اطلاعات در این پژوهش نیز به عنوان عوامل تأثیرگذار بر پذیرش و استفاده از سامانه پژوهان تأیید گردید. کلیدواژه ها: پذیرش فناوری اطلاعات؛ سامانه اطلاعاتی پژوهان؛ دانشگاه علوم پزشکی مشهد؛ مدل پذیرش فناوری اطلاعات (TAM).
یادداشت نخست: ما و رویاهایمان و حکایت کتابخانه ها
منبع:
آزما دی ۱۳۸۵ شماره ۴۸
حوزههای تخصصی:
مدل اپیدمی یک مفهوم در رده های موضوعی پروانه های ثبت اختراع: مطالعه موردی اصطلاح RFID(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر مطالعه مدل اپیدمی اصطلاح RFID در رده های موضوعی پروانه های ثبت اختراع است. این پژوهش از لحاظ نوع توصیفی و از لحاظ روش مبتنی بر مطالعه مدل های ریاضی شیوع بیماری است. جامعه پژوهش شامل 35627 پروانه ثبت اختراعی بود که از پایگاه پروانه های ثبت اختراع آمریکا استخراج شد؛ که در عنوان یا چکیده آن اصطلاح RFID و Radio Frequency Identification وجود دارد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای اکسل، اس.پی.اس، سی شارپ و راورماتریس صورت گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که رشد تجمعی زیررده هایی که در طول زمان درگیر موضوع RFID شده اند، یک حالت S مانند لوژستیکی دارد. این نشانگر رشد طبیعی میزان درگیر شدن زیررده ها با موضوع RFID در طول زمان است. از دیگر یافته های پژوهش این است که روند ورود و خروج اصطلاح RFID از زیر رده های موضوعی پروانه های ثبت اختراع در طول زمان، با مدل شیوع SIS در بیماری های واگیردار مطابقت می کند. نتایج پژوهش نشان داد RFID با مدل اپیدمی مطابقت دارد اکثر حوزه های فنی که این فناوری امکان حضور در آن را داشته، درگیر این فناوری شده اند و با توجه به مدل SIS، اپیدمی فناوری RFID به حوزه های دیگر فناوری به حد تعادل در آمده است. همچنین نتایج نشان داد که تعداده رده های مربوط به حوزه مورد بررسی به مدت 15 سال روند رشد داشته است و بعد از سال 2007 روند نزولی ثبت اختراعات را به خود اختصاص داده است، که یکی از دلایل آن به احتمال جایگزینی فناوریهای مرتبط جدید است. به طور کلی نتایج نشان دهنده آن است که فناوریهای جدیدی در حال جایگزینی فناوری RFID است.
تأثیر درس شیوه بهره گیری از کتابخانه بر نتایج بازیابی اطلاعات دانشجویان دانشگاه کاشان
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تأثیر درس ""شیوه بهره گیری از کتابخانه و منابع آن"" بر نتایج بازیابی اطلاعات دانشجویان دانشگاه کاشان است. مؤلفه های بهره گیری در این تحقیق عبارتند از میزان پاسخ گویی دانشجویان به سؤالات آزمون در دو گروه گواه و آزمودنی که پس از مقایسه نمرات دو گروه به نتایجی دست یافت. پژوهش به روش تجربی انجام شد. به این ترتیب که ابتدا پیش-آزمونی از هر دو گروه به عمل آمد و سرانجام پس از تدریس درس شیوه بهره گیری از کتابخانه به گروه آزمودنی طی ده جلسه ای که اختصاص یافته بود پس آزمونی به صورت تئوری و عملی از هر دو گروه به عمل آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها و سنجش معنیداربودن تفاوت مشاهد شده از آزمون T با رعایت درجه آزادی مناسب استفاده و فرضیه تحقیق در سطح اطمینان 1% و 5% آزموده شد.
رابطه بین اشتراک دانش و گرایش به نوآوری سازمانی در دانشگاه تخصصی فناوری های نوین آمل
منبع:
مطالعات دانش شناسی سال چهارم بهار ۱۳۹۷ شماره ۱۴
81 - 96
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی رابطه بین اشتراک دانش و گرایش به نوآوری سازمانی در دانشگاه تخصصی فناوری های نوین آمل بود. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی است. از نظر هدف، این پژوهش به صورت طرح کاربردی است. جامعه آماری شامل کارکنان دانشگاه فناوری نوین آمل بود. از بین جامعه آماری بر اساس فرمول کوکران تعداد 132 نفر از کارکنان به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب گردید. ابزار پژوهش پرسشنامه پرسش نامه رفتار به اشتراک گذاری دانش بهلول (1392) و پرسشنامه گرایش به نوآوری سازمانی که ترکیبی از پرسش نامه های جیمنز-جیمنز و دیگران (2006)، پنیادز (2006)، پراجگو و سوهل (2006) بود. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه به روش گام به گام با استفاده از نرم افزار SPSS21 تحلیل شد. بین اشتراک دانش و گرایش به نوآوری سازمانی رابطه وجود دارد. تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که رفتار اشتراکی، تمایل به اشتراک دانش و باورهای کنترلی نوآوری سازمانی کارکنان را پیش بینی می کنند.
عوامل زمینه ای استقرار مدیریت دانش در سازمان مدیریت بحران (مورد مطالعه سازمان مدیریت بحران شهرداری تهران)
منبع:
مطالعات دانش شناسی سال دوم تابستان ۱۳۹۵ شماره ۷
1 - 20
حوزههای تخصصی:
عوامل زمینه ای، نقش کلیدی در استقرار موفقیت آمیز مدیریت دانش در سازمان ها دارد. این تحقیق با مفروض دانستن اینکه مهمترین عوامل زمینه ای استقرار مدیریت دانش در هر سازمان نظام فناوری اطلاعات، فرایند های دانش و فرهنگ سازمانی است و بهره گیری از این مبانی منجر به استفاده هرچه کامل تر از دانش موجود در سازمان می شود، در پی تبیین و سنجش وضعیت هر یک از این عوامل برای استقرار مدیریت دانش است. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل زمینه ای مدیریت دانش در سازمان مدیریت بحران شهرداری تهران انجام شد و پرسشنامه ای در میان کارکنان سازمان مدیریت بحران شهرداری تهران در 22 منطقه شهرداری در مورد وضعیت و میزان اهمیت هرکدام از این عوامل در زمینه استقرار مدیریت دانش درجه بندی شده و با استفاده از نرم افزار SPSS و با توجه به آزمون فریدمن به رتبه بندی این عوامل پرداخته شد. بر اساس داده های منتج شده بر اساس دیدگاه کارکنان سازمان مدیریت بحران شهرداری تهران مهمترین عامل برای استقرار مدیریت دانش بودن فرهنگ سازمانی درست و حامی، برای استقرار آن است، چرا که در صورتی ما تمامی زیر ساخت های مرتبط با استقرار مدیریت دانش را در یک سازمان فراهم کنیم ولی فرهنگ سازمانی که شامل عناصر مشارکت در تصمیم گیری، حمایت مدیریت و حس تعلق سازمانی می باشد، در سازمان نباشد، مدیریت دانش مستقر نخواهد شد. به همین ترتیب و در ادامه اولویت بندی عوامل، نظام فناوری اطلاعات در جایگاه دوم و فراینده های مدیریت دانش در جایگاه سوم اولویت گذاری شده است. بنابراین قبل از راه اندازی و به کار گماری نظام فناوری اطلاعات، باید فرهنگ سازمانی در این زمینه که مدیران و کارکنان به راحتی دانش ضمنی خود را در اختیار سایرین قرار دهند به وجود بیاید چون هر چند که ما بتوانیم ساختار های فناوری را به صورت صیحیح فراهم کنیم و فرایند های مدیریت دانش را به صورت اصولی اجرا کنیم ولی فرهنگ سازمانی تقویت کننده این وضعیت نباشد به صورت قطع به یقین نظام مدیریت دانش سازمان نا کارآمد خواهد بود.
بررسی تأثیر خطاهای نظام مند موجود در طبقه بندی موضوعی آی اس آی بر حجم تولیدات علمی و میزان رؤیت پذیری رشته ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش در پی بررسی ساختار طبقه بندی رشته ها و همپوشانی آن ها در طبقه بندی موضوعی آی اس آی، به منظور شناسایی خطاهای نظام مند ناشی از آن در مطالعات علم سنجی است.
روش: پژوهش با استفاده از روش علم سنجی انجام پذیرفته است. جامعه پژوهش همه مقالات نمایه شده در پایگاه وب آو ساینس در سال ۲۰۰۷ به همراه استنادهای آن ها در طول سال های ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۱ است.
یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد نمایه نامه استنادی علوم اجتماعی با ۳۲۴۲۰ عنوان (۷۹/۳۲درصد)، بالاترین میزان همپوشانی را به نسبت کلّ مقالات خود با نمایه نامه استنادی جامع علوم دارد و نمایه نامه استنادی هنر و علوم انسانی نیز با ۱۳۰۸ مقاله (۴۷/۴درصد به نسبت حجم خود و ۱۶/۰درصد به نسبت حجم نمایه نامه استنادی جامع علوم)، کمترین میزان همپوشانی با نمایه نامه استنادی جامع علوم را دارد. این وضعیت منجر به افزایش حجم تولیدات علمی و میزان رؤیت پذیری برخی رشته ها شده است. بیشترین افزایش حجم نسبت به حجم اولیه و رؤیت پذیری نسبت به رؤیت پذیری اولیه در رشته های حوزه هنر و علوم انسانی مشاهده شد. جهت همپوشانی موضوعی یا تداخل محتوایی رشته های حوزه علوم بیشتر به سمت علوم اجتماعی است و برعکس؛ اما جهت همپوشانی موضوعی رشته های حوزه هنر و علوم انسانی با حوزه علوم و علوم اجتماعی تفاوت معناداری ندارند.
شناسایی و تحلیل اولویت های پژوهشی در هر یک از محورهای پژوهشی علم اطلاعات و دانش شناسی از دیدگاه استادان و دانشجویان دکتری این رشته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منشأ بسیاری از مشکلاتی که در پژوهش های حوزه ی علم اطلاعات و دانش شناسی وجود دارد (مانند کاربردی نبودن، تکراری و فاقد نوآوری بودن)، مربوط به نامشخص بودن نیازها و اولویت های پژوهشی این رشته است. در این راستا، هدف پژوهش حاضر شناسایی و دسته بندی موضوعات پژوهشی مهم در علم اطلاعات و دانش شناسی و سنجش میزان اهمیت آن ها به منظور تعیین اولویت های پژوهشی در این رشته است. پژوهش حاضر از نوع نظری- کاربردی و روش پژوهش سندی- تحلیلی و پیمایشی است. جامعه ی پژوهش حاضر شامل استادان و دانشجویان مقطع دکتری در رشته ی علم اطلاعات و دانش شناسی در دانشگاه های تهران، خوارزمی، الزهرا، فردوسی مشهد، شیراز، اصفهان و شهید چمران اهواز در سال تحصیلی 95-1394 هستند که به دلیل محدود بودن جامعه ی پژوهش (165 نفر)، پرسشنامه بین تمامی افراد جامعه توزیع (به صورت الکترونیکی و حضوری) و در نهایت 112 پرسشنامه گردآوری شد (نرخ بازگشت 63 درصد). به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آمار استنباطی (آزمون رتبه ای فریدمن) استفاده شده است. به منظور شناسایی اولویت های پژوهشی در علم اطلاعات و دانش شناسی به مرور متون این حوزه و نظرخواهی از استادان این رشته پرداخته شده است. نتایج این بررسی ها شناسایی 120 موضوع پژوهشی در علم اطلاعات و دانش شناسی بود که در 22 محور کلی تقسیم بندی شدند. نتایج بیانگر آن است که تحت تأثیر تحولاتی که در طی سال های اخیر در رشته ی علم اطلاعات و دانش شناسی به وجود آمده است از جمله تغییر عنوان رشته و تا حدودی تغییر سرفصل های درسی و به تبع آن محتوای رشته، تحولات ناشی از ورود فناوری به رشته و حرکت بیش تر این حوزه به سمت میان رشته ای شدن سبب شده که جامعه ی پژوهش حاضر، موضوعات تازه و کاربردی، موضوعات مبتنی بر آینده و موضوعات مرتبط با فناوری های اطلاعاتی را نسبت به موضوعات سنتی و مباحث نظری، برای انجام پژوهش های آینده در این رشته دارای اولویت بیش تری بدانند.
سنجش نیازهای آموزشی کتابداران متخصص و غیرمتخصص کتابخانه های عمومی مشهد و بررسی نقش تجربه در این نیازها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این پژوهش سنجش نیاز های آموزشی کتابداران متخصص و غیرمتخصص کتابخانه های عمومی مشهد و بررسی نقش تجربه در نوع و ترتیب این نیاز ها است.
روش: این پژوهش کاربردی با روش پیمایشی انجام گرفت. جامعه آماری این پژوهش همه کتابداران شاغل در کتابخانه های عمومی مشهد بودند که از میان آنها ۱۴۰ نفر با روش نمونه گیری خوشه ای به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته با ۵۷ گویه جمع آوری شد.
یافته ها: نیاز های آموزشی کتابداران متخصص به ترتیب مرجع شناسی و ارائه خدمات، فناوری اطلاعات، سازماندهی، مهارت های سواد اطلاعاتی، و مجموعه سازی است. نیاز های آموزشی کتابداران غیر متخصص به ترتیب فناوری اطلاعات، مرجع شناسی و ارائه خدمات، مهارت های سواد اطلاعاتی، مجموعه سازی، و سازماندهی است. نیاز کتابداران متخصص در حیطه سازماندهی نسبت به کتابداران غیر متخصص بیشتر است. میزان سابقه در نیاز های آموزشی کتابداران نقشی نداشت، تنها در مورد کتابداران غیر متخصص میزان سابقه در نیاز آموزشی مرجع شناسی و ارائه خدمات تفاوت ایجاد کرد.
بومی سازی و رتبه بندی مؤلفه های مدل کسب وکار دست آوردهای پژوهشی مؤسسات پژوهشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ازآنجاکه یکی از چالش های کلیدی در درآمدزایی از دانش برخواسته از پژوهش های دانشگاهی، تصمیم گیری در مورد مدل مناسب کسب وکار برای انتقال از دنیای دانشگاهی به دنیای کسب وکار است؛ پژوهش حاضر در راستای طراحی مدل کسب وکار [1]پژوهشگاه های دولتی انجام گرفته است. با توجه به نبود مدل کسب وکار بومی در این حوزه، به عنوان یک پژوهش ابتدایی و همچنین جدید و ذهنی بودن موضوع، روش مورداستفاده در این پژوهش برای دست یابی به ایده های نوآورانه و استخراج مؤلفه های مدل کسب و کار اجتماعی پژوهشگاه های دولتی روش دلفی [2]بوده که اعضای آن از میان متخصصان حوزه کسب وکار به صورت هدفمند انتخاب شدند. فرایند دلفی در این پژوهش تا زمان رسیدن اعضای هیئت رئیسه [3]دلفی به یک اجماع قابل قبول در مورد مؤلفه های اصلی 3 دور متوالی تکرار شد و مؤلفه های استخراجی از آن با استفاده از روش آنتروپی شانون [4]وزن دهی شد. درنهایت ده مؤلفه اصلی آگاهی از نیازهای جدید قبل از انجام پژوهش، ارزش پیشنهادی، جریان درآمدی، آگاهی از آخرین پیشرفت های فنّاورانه، ساختار هزینه، ارزیابی کسب وکار، منابع کلیدی، فعالیت های کلیدی، بخش بندی مشتریان و امکان سنجی برای مدل کسب وکار پژوهشگاه های دولتی به ترتیب اهمیت استخراج گشت؛ که از این 10 مؤلفه، دو مؤلفه آگاهی از نیازهای جدید قبل از انجام پژوهش و آگاهی از آخرین پیشرفت های فنّاورانه مؤلفه های پیشنهادی از طرف اعضای هیئت رئیسه و هشت مؤلفه دیگر مؤلفه های موجود در مدل های کسب وکار مطرح دنیا بودند. نتایج به دست آمده از پژوهش حاضر نشان داد لزوماً تمامی سازوکارهای سنتی دنیای کسب وکار از قابلیت استفاده در بدنه های عمومی [5]برخوردار نیستند و در نظر گرفتن تعدادی مؤلفه بومی مبتنی بر نظر خبرگان هیئت رئیسه دلفی در طراحی مدل کسب وکار پژوهشگاه های دولتی ضروری است.
مقایسه رفتار اطلاع یابی دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و دانشگاه اصفهان در تدوین پایان نامه بر اساس الگوی فرایند جست وجوی اطلاعات Carol Kuhlthau(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: رفتار اطلاع یابی از مهمترین موضوع های مورد توجه پژوهشگران، برای شناسایی نیازهای واقعی و مشکلات استفاده کنندگان در بازیابی و استفاده از اطلاعات است و در این میان پیامد نگاه فرایندی به جست وجوی اطلاعات، بازنگری در نحوه و نوع خدمات اطلاعاتی است که می توان به مراجعه گنندگان ارائه کرد. هدف این پژوهش مقایسه رفتار اطلاع یابی دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و دانشگاه اصفهان در تدوین پایان نامه بر اساس الگوی فرایند جست وجوی اطلاعات Kuhlthau در سال 1391 خورشیدی و در محیط کتابخانه ای و الکترونیکی بوده است.
روش بررسی: روش پژوهش، پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه نارمنجی است که بر اساس پرسشنامه «کراکر» با عنوان «پرسشنامه فرایند پژوهش» بومی سازی شده است. روایی ابزار توسط متخصصان کتابداری و اطلاع رسانی تأیید و نارمنجی(1389) میزان Cronbach's alpha را جهت پایایی پرسشنامه، برای جنبه های شناختی (اندیشه ها) 78درصد و برای جنبه های عاطفی 87درصد ذکر نموده است (6). جامعه آماری پژوهش، کلیه دانشجویان کارشناسی ارشد در حال تحصیل ورودی سال 1390 تا 1388 خورشیدی ، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و دانشگاه اصفهان بودند. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 196 نفر تعیین شده و نمونه گیری به صورت تصادفی طبقه ای انجام گرفت. نوع آمار، توصیفی (میانگین و توزیع فراوانی) و استنباطی (آزمون تی مستقل و همبستگی پیرسون) و نرم افزار مورد استفاده SPSS20 بوده است.
یافته ها: دانشجویان دو دانشگاه مورد بررسی، مراحل الگوی Kuhlthau را با تفاوت های عمده ای طی کرده اند؛ به طوری که فقط دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در یک یا چند مرحله از ترتیب مراحل این الگو تبعیت کرده است. در حیطه احساسات، در مراحل اول (شروع) و ششم (ارائه) تفاوت معناداری بین دانشجویان دو دانشگاه مشاهده شد. تفاوت در حیطه کنش ها (مجموع مراحل) بین دو دانشگاه معنادار بود. بررسی رابطه جنسیت با مراحل الگوی Kuhlthau نشان داد که تنها بین مرحله چهارم (خاص کردن موضوع) و نمره کل حیطه احساسات بین دو جنس اختلاف معناداری وجود دارد. همچنین بین مرحله سوم (بررسی اطلاعات) حیطه احساسات با سن دانشجویان رابطه معکوس و معناداری مشاهده شد.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که دانشجویان دانشگاه اصفهان در تدوین پایان نامه مطابق با مراحل الگوی Kuhlthau عمل نکرده اند و دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان نیز تنها از یک پنجم ترتیب آن پیروی کرده اند. در برخی مراحل حیطه احساسات و حیطه کنش ها بین رفتار اطلاع یابی دانشجویان دو دانشگاه تفاوت معناداری وجود دارد. بین مرحله چهارم (خاص کردن موضوع) حیطه احساسات الگوی Kuhlthau با جنسیت رابطه معناداری وجود دارد به نحوی که مردان اطمینان بیشتری در فرایند جست وجوی اطلاعات از خود نشان می دهند. همچنین بین احساسات مرحله سوم (بررسی اطلاعات) با سن رابطه معکوس و معناداری وجود دارد به طوری که با افزایش سن دانشجویان تردید کمتری در فرایند جست وجوی اطلاعات از خود نشان می دهند.