فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۸۰۱ تا ۴٬۸۲۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
شناسایی عوامل ساختاری برای تحقق حکمرانی دانش با ترکیب روش فراترکیب و دلفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناسایی عوامل ساختاری لازم برای تحقق حکمرانی دانش بوده است. برای تحقق این هدف از یک راهبرد دومرحله ای استفاده شد. در مرحله اول، روش فراترکیب انجام شد. با جست وجو در پایگاه های داده 319 مقاله یافت شد که در مراحل ارزیابی در نهایت، 25 مقاله مورد تأیید قرار گرفت. با مطالعه کامل این مقالات، 25 کد و هشت مفهوم (شامل ساختاری برای مدیریت دانش، سیستم تشویقی، سیستم ارتباطات، رسمیت، تمرکزگرایی، ساختار حامی مدیریتی، فرهنگ، و رویّه های کاری) برای سؤال پژوهش استخراج گردید. پس از تأیید روایی و پایایی نتایج، در مرحله دوم به منظور دریافت نظر خبرگان از روش «دلفی» استفاده شد. به همین منظور، از خروجی فراترکیب محتوای لازم برای طراحی پرسشنامه «دلفی» تأمین شد و تا جایی فرایند «دلفی» ادامه یافت که نظرات خبرگان در مورد پاسخ به سؤالات به اجماع رسید. 10 نفر از خبرگان بر اساس روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و روش «دلفی» تا سه مرحله انجام شد. در نهایت، برای پاسخگویی به سؤال عوامل ساختاری برای تحقق حکمرانی دانش در سازمان، 14 اصل راهنما در قالب اصول ساختاری و سیستمی ارائه گردید. میانگین نظر خبرگان «دلفی» نشان داد که به منظور تحقق حکمرانی دانش بایستی نقش ها و مسئولیت های دفتر مدیریت دانش را تعریف کرد، ساختار مشوق خلاقیت و چابکی ایجاد نمود، سیستم های ارتباطی مؤثر برای دفتر مدیریت دانش ایجاد کرد، سیستم تعامل با ذینفعان را ایجاد نمود، دفتر مدیریت دانش را با هویتی مستقل به وجود آورد، ساختار تیم محور و مشوق همیاری ایجاد کرد، نقش مدیر ارشد دانش را در سلسله مراتب سازمان تعریف و مشخص نمود، اختیارات مربوط به مدیریت دانش را تفویض کرد، ساختاری مدیریتی برای پشتیبانی از مدیریت دانش (مانند کمیته حکمرانی دانش یا شورای مدیریت دانش) ایجاد نمود، ساختار دفتر مدیریت دانش را به صورت رسمی شکل داد، به سیستم ها و فرایندها رسمیت بخشید، سیستم های تشویق و پاداش مرتبط با مدیریت دانش ایجاد کرد، روابط کاری با سایر واحدهای کسب وکار تعریف و ایجاد نمود، فرهنگ سازمانی مشوق خلق و تسهیم دانش ایجاد کرد. طبق بررسی پژوهشگر هیچ مقاله ای که تمهیدات ساختاری برای ایجاد حکمرانی دانش را با این روش فراترکیب و «دلفی» شناسایی نماید، یافت نشد. به همین دلیل، پژوهش حاضر دارای نوآوری در موضوع و روش مورد استفاده برای آن است.
عبرت های روزگار
ارزیابی عملکرد مراکز دانشنامه نگاری در حوزه فرهنگ و تمدن اسلامی براساس مدل منشور عملکرد (نمونه پژوهی: بنیاد دائره المعارف اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: ارزیابی عملکرد بنیاد دائره المعارف اسلامی براساس مدل منشور عملکرد. روش شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی با رویکردی آمیخته از روش های کتابخانه ای، مطالعه موردی و پیمایشی انجام شد. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، مطلعان کلیدی انتخاب و شاخص های ابعاد منشور عملکرد شکل مشخص شد. براساس پرسشنامه های پژوهشگرساخته، نظر ذی نفعان کلیدی با توجه به پنج وجه مدل منشور عملکرد ارزیابی شد. یافته ها : سطح مطلوبیت (نامطلوب، نسبتاً مطلوب و مطلوب) عملکرد بنیاد دائره المعارف اسلامی از نظر ذی نفعان (هیأت امنا، اعضای هیأت علمی، مؤلفان، و تأمین کنندگان مالی) در پنج بُعد منشور عملکرد (انتظارات ذی نفعان، راهبردها، فرایندها، توانمندی ها و مشارکت ذی نفعان) بررسی شد: براساس نظر هیأت امنا تمام ابعاد عملکرد بنیاد، در سطح مطلوب، از نظر اعضای علمی و مؤلفان در سطح نسبتاً مطلوب و براساس تأمین کنندگان مالی در بُعد فرایندها، در سطح مطلوب و چهار بُعد دیگر در سطح نسبتاً مطلوب قرار داشت. نتیجه گیری:ارتباط و توازن یکسانی میان همه ابعاد منشور عملکرد وجود دارد. بنابر ارزیابی ذی نفعان، عملکرد بنیاد در همه ابعاد در سطح نسبتاً مطلوب و مطلوب قرار دارد که نشان دهنده توجه سازمان به نیازهای همه ذی نفعان و در نتیجه، رضایت آنان و عملکرد موفق سازمان است. از آنجا که ارزیابی، عملکرد مقایسه بین وضع موجود و وضع مطلوب را امکان پذیر و نقاط قوت و ضعف سازمان را روشن می سازد، مدیریت بنیاد دائره المعارف اسلامی با تکیه بر اطلاعاتی که از سنجش شاخص ها به دست آمده است، می تواند با برنامه ریزی، شاخص هایی را که در سطح نامطلوب یا نسبتاً مطلوب قرار دارد به سطح مطلوب برساند و موفقیت سازمان را افزایش دهد.
کتاب و مطالعه ، روایت پر تکرار یک دریغ
حوزههای تخصصی:
نقد و معرفی
بررسی مقایسه ای روابط معنایی، ساختار شکلی و سیستم مدیریت اصطلاحنامه های فنی مهندسی و نما(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: اصطلاحنامه ها به عنوان ابزارهای کمکی بازیابی اطلاعات نقش مهمی در بهینه سازی جستجوها در پایگاه های اطلاعاتی علوم دارند و تألیف و انتشار آن ها مستلزم برخورداری از شرایطی استاندارد است. پژوهش حاضر، به بررسی مقایسه ای روابط معنایی، ساختار شکلی و سیستم مدیریت اصطلاحنامه های فنی و مهندسی و نما بر اساس استاندارد ANSI/NISO z39.19 2005 می پردازد.
روش: پژوهش حاضر به روش ارزیابانه انجام شده و از نوع کاربردی است. جامعه پژوهش شامل آخرین ویرایش اصطلاحنامه های فنی مهندسی و نما است. ابزار مورد استفاده در این پژوهش سیاهه وارسی است که در فضای نرم افزار اکسل در 4 بخش روابط معنایی، ساختار شکلی، نحوه ارائه و سیستم مدیریت اصطلاحنامه بر اساس بندهای موجود در استاندارد ANSI/NISO z39.19 2005 تنظیم شده است. از آمار توصیفی برای تجزیه و تحلیل اطلاعات استفاده شد.
یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که میانگین رعایت استاندارد در روابط معنایی اصطلاحنامه فنی و مهندسی 5/97 درصد و در اصطلاحنامه نما 93 درصد است. در بخش ساختار شکلی میزان رعایت استانداردها در دو اصطلاحنامه مذکور به ترتیب 86 درصد و 97 است. در نحوه ارائه اصطلاحنامه میزان برخورداری دو ابزار از استانداردها به ترتیب 5/54 درصد و 57 درصد و در سیستم مدیریت، دو اصطلاحنامه یاد شده به میزان 14 درصد و 18 درصد استانداردهای مذکور را رعایت کرده اند. می توان نتیجه گرفت که میزان رعایت استانداردها در بخش روابط معنایی و ساختار شکلی اصطلاحنامه ها مطلوب است. کمترین میزان رعایت استانداردها، در سیستم مدیریت اصطلاحنامه و سپس در بخش نحوه ارائه بوده است.
اصالت/ارزش: با توجه به اینکه اصطلاحنامه ها یکی از منابع اطلاعاتی مهم در امر بازیابی اطلاعات در عصر حاضر هستند و تهیه و تدوین آن ها، برنامه های مدون و سرمایه گذاری های بسیاری را می طلبد، انجام پژوهش هایی که کیفیت اصطلاح نامه ها را بر اساس استانداردهای نوین بسنجد، ضروری به نظر می رسد. ارزش مقاله حاضر در نشان دادن ضعف اصطلاحنامه ها در سیستم مدیریت اصطلاحنامه و در نحوه ارائه اصطلاحات و نیاز به استفاده از ابزارهای نو برای بازنمایی است.
بررسی میزان قانون مندی و یکدستی شکلی و محتوایی سرعنوان های همراه با تقسیم فرعی یا توضیح گر اسلام، یا ترکیب [موضوع] و اسلام در بانک مستند سرعنوانهای موضوعی کتابخانه ملی، در مقایسه با سرعنوان های مشابه در بانک مستند موضوعی کتابخانه کنگره آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، با استفاده از روش تحلیل محتوا، تمام سرعنوانهای فارسی موجود در بانک مستند موضوعی کتابخانه ملی که به موضوع مورد نظر از منظر اسلام نگاه کلّی داشته اند و نه از دیدگاه فلسفه اسلامی، اصول فقه، و سایر موارد مشابه، مورد بررسی قرار گرفته و از طریق معادل لاتین آنها مقایسه ای با سرعنوانهای موضوعی کنگره صورت گرفته است تا معلوم شود که آیا در کاربرد آنها به لحاظ فرم و محتوا یکدستی وقانونمندی لازم رعایت شده است یا نه
پیوند آموزش و کتابخانه
بررسی نقش انواع بافتار هم نویسه ها در تعیین شباهت بین مدارک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رفع ابهام معنایی واژگان در بازیابی خودکار اطلاعات از چالش های بزرگ این حوزه است. متن در خود عناصری محتوایی یا ساختاری دارد که با شناسایی و تحلیل آن ها و استخراج الگوهای متفاوت می توان به رفع ابهام معنایی و در نتیجه، افزایش اثربخشی نتایج بازیابی دست یافت. هم نویسه ها از جمله واژگانی هستند که به رفع ابهام معنایی نیاز دارند. نشان داده شده است که بافتار هم نویسه می تواند به بهبود بازیابی آن کمک کند. بافتار هم نویسه خود می تواند بسته به نقش و جایگاه آن در متن به انواعی تقسیم شود که ممکن است هر یک در تعیین شباهت بین مدارک از قدرت متفاوتی برخوردار باشد. هدف اصلی از این پژوهش، مقایسه پنج نوع بافتار متنی (شامل بافتار استناد متنی، ارجاع، عنوان ارجاع، عنوان و متن مقاله) به لحاظ قدرت آن ها در تعیین شباهت میان مدارک است. به کمک روش تحلیل متن، مجموعه ای آزمایشی از مدارک پیرامون هم نویسه های انگلیسی مشتمل بر 3637 مقاله منتشرشده در بازه زمانی 2000-2015 پیرامون 19 هم نویسه در 54 گروه موضوعی مورد بررسی قرار گرفت. برای تعیین شباهت درون خوشه ها از روش آماری تحلیل تشخیصی استفاده شده است. نتایج تحلیل تشخیصی نشان داد که در درون خوشه های معنایی، زیرخوشه هایی با تمایز بسیار اندک قابل مشاهده است. دو بافتار استناد متنی و ارجاع کمترین نقش را در ایجاد تمایز و در نتیجه، بیشترین شباهت را در درون خوشه ها داشته اند. نتایج به دست آمده نشان داد که هم معنا بودن هم نویسه ها به ایجاد خوشه هایی از مدارک منجر می شود که در درون آن ها مدارک با هم به لحاظ انواع بافتار هم نویسه ای تفاوت چندانی با هم ندارند. همچنین،انواع بافتار از قدرت برابری در تعیین تشابه بین مدارک برخوردار نیستند. دو بافتار استناد متنی و ارجاع در تعیین شباهت معنایی در درون خوشه های معنایی بیشترین قوت را داشته اند. از این دو نوع بافتار که قوت بیشتری در ایجاد شباهت داشته اند، می توان برای بهبود نتایج بازیابی کمک گرفت. الگوریتم های بازیابی در موتورهای جست وجو و پایگاه های اطلاعاتی می توانند برای سنجش دقیق تر شباهت بین مدارک حاوی هم نویسه ها از تحلیل این دو نوع بافتار استفاده کنند. اثر حاضر نخستین پژوهشی است که به تعریف انواع گوناگونی از بافتارهای متنی و مقایسه آن ها به منظور تعیین قدرت آن ها در سنجش شباهت مدارک حاوی هم نویسه های هم معنا می پردازد.
فهرستنویسی کتب مقدس
بررسی تأثیرات رایانش ابری بر یادگیری الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دنیای آموزش، آموزش الکترونیکی به عنوان مدل نوین ارائه خدمات آموزشی در حال فعالیت است. جهت استفاده بهینه از خدمات آموزشی آنلاین، در اختیار داشتن یک بستر فناوری مناسب بسیار حیاتی است. رایانش ابری فناوری نوینی است که با ارائه نرم افزار، زیرساخت، و پلتفرم به عنوان سرویس های اینترنتی به طوری چشمگیر مورد توجه دنیای فناوری اطلاعات قرار گرفته است. بنابراین، در این تحقیق سعی بر بررسی تأثیرات فناوری رایانش ابری بر یادگیری الکترونیکی به عنوان فناوری جانشین وب 2 شد. لذا، با استفاده از روش کمّی/ آزمایشی سعی شد تأثیرات رایانش ابری بر یادگیری الکترونیکی مورد بررسی قرار گیرد. اندازه گیری دو سرور مدیریت یادگیری الکترونیکی مبتنی بر وب 2 و مبتنی بر رایانش ابری توسط سرویس «بنچمارک آپاچی» انجام شد و داده های پژوهش به دست آمد و تجزیه و تحلیل داده ها از طریق آزمون های فرض به وسیله نرم افزار spss انجام پذیرفت. در بررسی چهار پارامتر کیفیت سرویس شامل زمان پاسخگویی، گذردهی، مقیاس پذیری و قابلیت دسترسی، و بررسی دسترسی به صفحه نخست «مودل»، دسترسی به فایل سیستمی لاگین و دسترسی به فایل درسی، عملکرد شاخص های کیفیت سرویس سرور مبتنی بر رایانش ابری نشان از برتری بر سرور مبتنی بر وب 2 داشت.
تحلیل مدل های ارزیابی و موفقیت کتابخانه های دیجیتالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله در حوزه کلی موفقیت و ارزیابی کتابخانه های دیجیتال به بررسی مدل های غالب آن می پردازد و در پی یافتن رابطه ای بین آنها و مدل های مولد آنهاست. برای این منظور ابتدا اهمیت کتابخانه های دیجیتال و چارچوب نظری مقاله مطرح می شود. سپس مدل های اساسی کتابخانه دیجیتال به عنوان سازه بررسی می شود. آنگاه مدل های مدیریتی به کار رفته برای ساختن مد ل های ارزیابی و موققیت کتابخانه دیجیتال به طور مختصر معرفی می شود و در قسمت بعد رابطه بین مدل های اساسی، مدل های مدیریتی و مدل های موفقیت و ارزیابی کتابخانه های دیجیتال با ارائه نقشه رابطه آنها مورد تحلیل قرار می گیرد. پنج مدل اصلی و یک مقوله فرعی به عنوان حاصل این قسمت عرضه می شود. سرانجام در جمع بندی و نتیجه گیری، سه مقوله نگاه عمل گرای کتابداران، دیدگاه پژوهشی متخصصان رایانه و لنز مفهومی مدل های مدیریتی معرفی می شود. همچنین این مقاله پیش بینی می کند که لنز مفهومی مدل های مدیریتی در آینده غنای بیشتری را به مدل های موفقیت کتابخانه های دیجیتال خواهد داد. پیشنهاد مقاله برای پژوهش های آینده استفاده از مدل «نهادگرایی» است.