ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۸۱ تا ۹۰۰ مورد از کل ۸٬۱۵۴ مورد.
۸۸۱.

مقایسه عملکرد رویکردهای کشف و استخراج موضوعات کتاب های الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۸ تعداد دانلود : ۳۱۲
استخراج کلمات کلیدی از مسائل مهم در زمینه پردازش و تحلیل متن بوده و خلاصه ای سطح بالا و دقیق از متن ارائه می دهد. بنابراین انتخاب روش مناسب برای استخراج کلمات کلیدی متن حائز اهمیت است. هدف پژوهش حاضر، مقایسه عملکرد سه رویکرد درکشف و استخراج کلیدواژه های موضوعی کتاب های الکترونیکی با استفاده از تکنیک های متن کاوی و یادگیری ماشین است. در این راستا سه رویکرد آزمایشی شامل: 1.اجرای متوالی فرآیند خوشه بندی، ارتقا کیفیت خوشه ها از نظر معنایی و غنی سازی کلمات توقف حوزه خاص؛ 2. استفاده از الگوی کلیدواژه های تخصصی؛ 3. استفاده از بخش های مهم متن در کشف و استخراج واژگان کلیدی و موضوعات مهم متن، معرفی و مورد مقایسه قرار گرفته است. جامعه آماری، شامل 1000 عنوان کتاب الکترونیکی از زیرشاخه های موضوعی حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی بر اساس نظام رده بندی کنگره است که بعد از کسب اطلاعات کتابشناختی آن از پایگاه کتابخانه کنگره، اقدام به تهیه متن اصلی گردید. استخراج کلیدواژهای موضوعی و خوشه بندی داده های آموزش به کمک الگوریتم تجزیه نامنفی ماتریس و با سه رویکرد آزمایشی انجام شد و کیفیت و عملکرد خوشه های موضوعی حاصل از اجرای سه رویکرد در بخش دسته بندی خودکار داده های آزمایشی به کمک ماشین بردار پشتیبان مورد مقایسه قرار گرفت. یافته ها نشان داد افت همینگ (0.020) یا میزان خطا در دسته بندی صحیح متون آزمایشی در رویکرد سوم یعنی بهره گیری از بخش های مهم متن در استخراج کلیدواژه های موضوعی، از دو رویکرد دیگر کمتر است. همچنین امتیاز F1 (0.82) که میانگین دو معیار دقت (0.87) و بازخوانی (0.78) و بازتابی از عملکرد درست فرآیند دسته بندی در برچسب گذاری موضوعی متون است، در رویکرد سوم بهتر از نتایج دو رویکرد دیگر است. نتایج تحلیل ها نشان داد که کیفیت و انسجام معنایی خوشه های موضوعی حاصل از رویکرد سوم یعنی استفاده از بخش های مهم متن در کشف و استخراج موضوع، در مقایسه با دو رویکرد دیگر بهتر بود. بعلاوه کلیدواژه های به دست آمده از خوشه های موضوعی رویکرد سوم را می توان در مجموعه های توصیف نشده و ناشناخته به منظور استخراج محتوای موضوعی ناآشکار کل مجموعه به کار برد.
۸۸۲.

شناسایی و تحلیل نقش های کتابخانه های عمومی در اجتماع: یک مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۷ تعداد دانلود : ۴۰۸
هدف: نقش کتابخانه های عمومی در مقایسه با گذشته متفاوت تر و گسترده تر شده است. پس از آغاز قرن جدید، تغییراتی بنیادی در نقش ها و خدمات کتابخانه های عمومی به خصوص با تأکید بر نقش های اجتماعی آن  صورت گرفته است. لذا با توجه به گسترش دامنه خدمات این کتابخانه ها و تأثیر بیش از پیش آن بر جامعه، پژوهش حاضر به شناسایی و تحلیل نقش های اجتماعی کتابخانه های عمومی پرداخته است.روش: این پژوهش به لحاظ هدف از نوع کاربردی و از حیث ماهیتِ داده ها از نوع کیفی است که با تکنیک مرور نظام مند و کاربرد الگوی چهار مرحله ای اوکولی و شابرام (2010) انجام شده است. همچنین برای انتخاب صحیح مقالات در مرحله دومِ الگوی مذکور، از فرایندِ انتخابِ مقالات سیلوا (2015) استفاده شده است. جامعه آماری، متونی را شامل می شود که طی سال های 1381 تا 1401 به زبان فارسی و سال های 2002 تا 2022 به زبان انگلیسی منتشر شده اند. پس از جست وجو در پایگاه های اطلاعاتی و بازیابی 1819 مقاله، به پاکسازی و غربالگری مقالات پرداخته و در نهایت، 201 مقاله مرتبط با نقش های اجتماعی کتابخانه های عمومی گزینش شده است.یافته ها: با وجود اهمیت نقش های اجتماعی کتابخانه های عمومی، مطالعات مربوط به این حوزه در کشور اندک است، و تنها در دهه اخیر به این مسئله توجه شده است. علی رغم فقر پژوهشی در کشور ایران، پژوهش در این حوزه در کشورهای خارجی سابقه طولانی تری داشته و پژوهشگران تحقیقات متعددی انجام داده اند. یافته ها نشان می دهد کتابخانه های عمومی هفت نقش شامل: 1. ترویج عدالت اجتماعی، 2. توسعه سرمایه اجتماعی، 3. بالابردن مشارکت اجتماعی، 4. ارتقای تاب آوری اجتماعی، 5. اجتماع سازی، 6. مدیریت بحران های طبیعی و 7. کاهش محرومیت ها و آسیب های اجتماعی، در جامعه ایفا می کنند.نتیجه گیری: شرط اساسی برای موفقیت در تحقق این نقش ها، درک کامل و جامع از موقعیت کتابخانه های عمومی در شبکه اجتماعات محلی است. برای تحقق این امر، لازم است کتابخانه های عمومی بیش از هر چیز، از مسائل جامعه آگاه باشند. کتابخانه های عمومی با سازماندهی فعالیت هایی که به ایجاد فضایی برای ملاقات، توسعه ارتباطات شخصی و ارتباط با اعضا و اقشار مختلف جامعه منجر می شوند، به ارائه نقش های اجتماعیِ جدید خود، و نیز تقویت جایگاه کتابخانه به عنوان یک نهاد قابل اتکا و شایسته اعتماد در سطح جامعه کمک می کنند. کتابخانه های عمومی می توانند با کمک به توسعه اجتماعی، عاملی مثبت برای تغییر و تحول جامعه باشند. لذا ضروری است در این مسیر، کتابخانه ها به موازات نیازهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جوامع گام بردارند تا به معنای واقعی، جزئی از اجتماع شوند. بر این اساس، برای ایفای نفش خود باید با اقدامات فراگیر، آگاهی رسانی مناسب و دانش افزایی مخاطب، و نیز استفاده از منابع انسانی و آموزشی کیفیت زندگی شهروندان را بهبود بخشند.  
۸۸۳.

نقش بازی وارسازی در یادگیری مهارت های سواد اطلاعاتی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۶ تعداد دانلود : ۳۵۲
مقدمه: تلاش برای پویایی و اصلاح آموزش سواد اطلاعاتی مطابق با تغییر نسل ها و سلایق آنها، در کشورهای مختلف در دستور کار سیاست گذاران قرار گرفته و تلاش می شود برای ترغیب دانش آموزان به شرکت در دوره های سواد اطلاعاتی از ابزارهای جدید بهره گرفته شود. به همین جهت هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش بازی وارسازی بر یادگیری مهارت های سواد اطلاعاتی دانش آموزان مقطع متوسطه اول شهرستان ایذه است.روش شناسی: روش پژوهش حاضر، شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بوده است. جامعه هدف پژوهش شامل تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه اول شهرستان ایذه بودند که 52 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. گروه آزمایش با بهره گیری از شیوه بازی وارسازی به مدت 10 جلسه تحت آموزش سواد اطلاعاتی قرار گرفتند درحالی که شیوه آموزش برای گروه کنترل به روش مرسوم و سنتی بود. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه سنجش مفاهیم و مهارت های سواد اطلاعاتی یزدانی بود و جهت تحلیل نتایج از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد.یافته ها: یافته ها نشان داد که استفاده از بازی وارسازی در یادگیری مهارت های تعریف نیاز اطلاعاتی دانش آموزان و یافتن اطلاعات مقطع متوسطه اول شهرستان ایذه نقش ندارد ولی بر یادگیری مهارت های ارزشیابی اطلاعات، سازماندهی اطلاعات و تبادل و اشاعه دانش آموزان مقطع متوسطه اول شهرستان ایذه تأثیر معناداری دارد و موجب افزایش این مهارت ها است.نتیجه گیری: بازی وارسازی می تواند به عنوان ابزار کمک آموزشی مناسبی جهت یادگیری مهارت های ارزشیابی اطلاعات، سازماندهی اطلاعات و تبادل و اشاعه سواد اطلاعاتی دانش آموزان مورداستفاده قرار گیرد. 
۸۸۴.

بررسی وضعیت سرمایه روان شناختی کتابداران و رابطه آن با راهبردهای مدیریت تعارض(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۴ تعداد دانلود : ۲۳۵
مقدمه: نیروی انسانی اصلی ترین دارایی سازمان ها است. استفاده بهینه از این سرمایه ارزشمند لزوم توجه به این ظرفیت عظیم را بیشتر نموده است. هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین وضعیت سرمایه روان شناختی کارکنان کتابخانه ها و تعیین رابطه آن در پیش بینی راهبردهای حل تعارض بود.روش شناسی: پژوهش حاضر پژوهشی توصیفی از نوع همبستگی و دارای اهداف کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش را کتابداران کتابخانه های عمومی استان سمنان تشکیل می دهند. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده، تعداد 89 نفر از این جامعه انتخاب شدند. برای گرد آوری داده ها از پرسشنامه سرمایه روان شناختی (PCQ) و پرسشنامه حل تعارض (CRQ) استفاده شد. برای تحلیل داده ها، از روش های آمار توصیفی و استنباطی شامل آزمون دوجمله ای و مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS  و Smart-PLS استفاده شد.یافته ها: نتایج حاکی از آن است که سطح سرمایه روان شناختی افراد نمونه به شکل معناداری بالاتر از متوسط و درزمینه راهبردهای حل تعارض سطح آگاهی افراد کمی بیش از متوسط است؛ همچنین در راهبردهای تعارض به عنوان امری طبیعی و مثبت، تمرکز بر آینده و ایجاد توافق مبتنی بر سود متقابل، سطح آگاهی افراد نمونه از این راهبردها فاصله معناداری از سطح متوسط نداشت. علاوه بر این در آزمون مدل های پژوهش نیز مشخص شد که سرمایه روان شناختی به طور مثبت و معناداری قادر به پیش بینی حل تعارض است. همچنین این متغیر از بین 10 مؤلفه حل تعارض، قادر به پیش بینی مؤلفه های دیدن تعارض به عنوان امری طبیعی و مثبت، ایجاد جو و موقعیت حل تعارض، شفاف سازی، و ارائه راهکار و هدف گذاری است.نتیجه گیری: تعیین سطح سرمایه روان شناختی کارکنان کتابخانه ها و بررسی نقش این ظرفیت درونی در تعیین راهکارهای مناسب جهت حل تعارضاتی که برای کارکنان در محیط شغلی به وجود می آید، به لحاظ نظری کاری بدیع و درعین حال، دارای فواید عملی و اجرایی است. درمجموع با بهره گیری از یافته های این پژوهش می توان به کمک نیروها و توانمندی های درونی افراد اقداماتی جهت حل مشکلات میان فردی و بهبود روابط در محیط های شغلی صورت داد. 
۸۸۵.

شناسایی شاخص های مدل مفهومی ممیزی مدیریت دانش در کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی کشور ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۸ تعداد دانلود : ۳۰۴
مقدمه: دانش اساسی ترین سرمایه سازمان ها ازجمله کتابخانه های دانشگاهی است و مدیریت دانش یکی از ابزارهای مهم موفقیت سازمان ها در عصر اطلاعات است. ممیزی دانش، بررسی و اندازه گیری دانش استفاده شده در سامانه مدیریت دانش و همچنین ابزاری برای ارزش گذاری دانش و تعیین فرصت ها و مشکلات مدیریت دانش تعریف می شود. ممیزی دانش، ارزیابی نظام مند سلامت دانش سازمانی است. با توجه به اهمیت کتابخانه های علوم پزشکی در اشاعه اطلاعات سلامت و نقشی که ممیزی مدیریت دانش در اجرای بهینه مدیریت دانش دارد، پژوهش حاضر در نظر دارد شاخص های مدل مفهومی ممیزی مدیریت دانش در کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی کشور ایران را شناسایی کند. هدف این پژوهش، شناسایی مدل مفهومی ممیزی مدیریت دانش در کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی ایران است.روش شناسی: پژوهش حاضر ترکیبی از نوع کیفی و کمی با رویکرد پیمایشی تحلیلی است. جهت شناسایی شاخص های مدل مفهومی ممیزی مدیریت دانش، پرسشنامه با مقیاس پنج درجه ای لیکرت جهت جمع آوری داده ها به روش دلفی فازی تهیه شد و درنهایت پس از دو دور اعمال دلفی به استخراج 55 گویه بر اساس اتفاق نظر 12 نفر از خبرگان منجر شد.از روش دلفی فازی در دو مرحله توسط 12 نفر خبره بهره جویی شد و جهت اعتبارسنجی شاخص های شناسایی شده از تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم از نرم افزار smart pls استفاده شده است. جامعه آماری جهت تأیید مدل، شامل 122 نفر مدیر و کتابدار کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی است.یافته ها: مدل مفهومی ممیزی مدیریت دانش در سه بُعد، 13 شاخص و 55 زیرشاخص به دست آمد. به ترتیب بُعد مرحله بعد از ممیزی مدیریت دانش با (8550/0)، قبل از ممیزی مدیریت دانش با (8460/0) و حین اجرای مدیریت دانش با (8430/0) بیشترین اهمیت را داشتند.نتیجه : معیارها و شاخص های به دست آمده نشان دهنده تأیید و برازش قابل قبول مدل مفهومی ممیزی مدیریت دانش در کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی کشور ایران بود. 
۸۸۶.

آسیب شناسی سیاست گذاری تجاری سازی پژوهش در نظام دانشگاهی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۳ تعداد دانلود : ۳۶۳
امروزه تجاری شدن پژوهش های دانشگاهی می تواند سهم بسیار زیادی در رشد اقتصادی کشورها ایفا نماید، لذا اغلب کشورها با تدوین سیاست هایی سعی در کمک به فرایند تجاری سازی تولیدات پژوهشی در نظام دانشگاهی خود، در راستای تسریع و تسهیل این مهم کرده اند؛ بنابراین، پژوهش حاضر بر آن بود تا با استفاده از رویکرد کیفی مبتنی بر روش نظریه برخاسته از داده ها و از طریق مصاحبه با متخصصان حوزه تجاری سازی در آموزش عالی، ضمن شناسایی آسیب ها و موانع بازدارنده سیاست گذاری تجاری سازی پژوهش ها در نظام دانشگاهی ایران، رویکردی که در این سیاست به کار گرفته شده را شناسایی کند. براین اساس، پژوهشگران با تکیه بر طرح نوظهور به عنوان یکی از طرح های مورداستفاده در روش نظریه برخاسته از داده ها و با استفاده از روش نمونه گیری نظری و در نظر گرفتن اشباع نظری در داده ها، تعداد 9 نفر از صاحب نظران حوزه تجاری سازی را جهت مصاحبه بدون ساختار انتخاب نمودند. برای اعتبار یابی داده های پژوهش، پژوهشگران از بازخورد مشارکت کننده استفاده کردند. یافته ها نشان از آن داشت که اجرای سیاستِ تجاری سازی پژوهش با آسیب ها و بازدارنده هایی از قبیل، فرهنگی، اقتصادی، رشته دانشگاهی، آموزشی، فرایندی، بافتاری و فردی مواجه است؛ بنابراین، با توجه به ماهیت و جنسِ موانعِ پیشِ روی، می توان نتیجه گرفت که چرخه شوم فرم گرایی در سیاست تجاری سازی پژوهش های دانشگاهی در ایران ریشه دوانده است.کلیدواژه ها: تجاری سازی پژوهش، آسیب ها، چرخه تکاملی راهبردی، فرم گرایی، رویکردهای راهبردی.
۸۸۷.

تبیین رابطه هوش سازمانی بر رضایت شغلی و کفیت زندگی کتابداران دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۸۵
هدف: هدف از پژوهش حاضر رابطه هوش سازمانی با رضایت شغلی و کیفیت زندگی کاری کتابداران کتابخانه های دانشگاهی شهر خرم آباد هست. روش شناسی: روش تحقیق توصیفی - همبستگی هست. جامعه آماری؛ کلیه کتابداران کتابخانه های دانشگاهی شهرخرم آباد بود. روش نمونه گیری تمام شمار بود (N=25). داده ها به صورت آنلاین در بین کتابداران پخش و جمع آوری گردید. ابزار گردآوری؛ پرسش نامه هوش سازمانی (آلبرخت 2003)؛ کیفیت زندگی کاری والتون (1975) و رضایت شغلی کندال و هالین (1962) بود. روایی و پایایی هر سه پرسشنامه مورد نظر توسط محققین داخلی مورد تایید قرار گرفته بود. یافته: یافته ها نشان داد که بین هوش سازمانی و رضایت شغلی و هوش سازمانی و کیفیت زندگی کاری رابطه معنی داری وجود دارد. در رابطه با پیشایندهای رضایت شغلی متغیر سرنوشت مشترک پیش بینی کننده رضایت شغلی بود. همچنین در رابطه با پیشایندهای کیفیت زندگی کاری اتحاد و توافق پیش بینی کننده کیفیت زندگی کاری بود. با توجه به نتایج بدست آمده می توان گفت که بین ابعاد سرنوشت مشترک، تمایل به تغییر، اتحاد و توافق، دانش مشترک و فشار مشترک با رضایت شغلی رابطه وجود دارد. رضایت شغلی باعث می شود که بهره وری کارکنان افزایش یابد، فرد نسبت به سازمان متعهد شده و سلامتی فیزیکی و ذهنی او به نوعی تضمین می شود، روحیه کارکنان بهبود پیدا کرده و از زندگی راضی باشند. در کنار این شرایط کارکنان مهارت های جدید شغلی را فرا گرفته و به پیشبرد اهداف سازمان کمک خواهند کرد. پژوهش های صورت گرفته نیز نشان داده است که وقتی کارکنان از کار رضایت پیدا می کنند، میزان تأخیر و یا غیبت در کار و حتی ترک خدمت کاهش می یابد. زمانی که ساختار سازمان با فرآیند انجام کار تناسب داشته باشد، رسالت های سازمان منظم و شفاف باشد و خط مشی های عملیاتی از رسالت سازمان حمایت کنند، کارکنان نیز به طبع از آرامش و رضایت بالایی از فعالیت در سازمان برخوردار هستند که نتیجه ی آن نیز کیفیت بالای زندگی کاری خواهد بود. با توجه به این نتایج توجه به این نکته مهم و ضروری است که سازمان های امروزی در محیط رقابتی و تغییرات فنی زیادی قرار دارند که بر فرصت های شغلی آنها در سازمان اثرگذار هستند، بنابراین موفقیت هر سازمان تا حدود زیادی بستگی به چگونگی کیفیت منابع انسانی آن دارد. کارکنان در هر سازمانی منبع و قدرت اصلی سازمان را تشکیل می دهند. این در حالی است که در برخی سازمان ها اغلب به فناوری و سیستم اهمیت بیشتری می دهند؛ در حالی که واقعیت این است که این کارکنان هستند که فناوری و سیستم ها را در سازمان اداره می کنند. با توجه به عدم آگاهی کامل از کیفیت زندگی کاری در میان کارفرمایان و مدیران، اهمیت کیفیت زندگی کاری بخوبی مورد توجه قرار نگرفته است. لذا عدم وجود کیفیت زندگی کاری موجب نارضایتی از شغل، افزایش غیبت، فقدان انگیزه و روحیه، عدم تعهد سازمانی، عدم مسئولیت شغلی، چالش های کاری و در نهایت بهره وری پایین سازمان خواهد شد که همگی از دلایل اصلی عدم عملکرد مناسب و مطلوب در سازمان است. نتیجه گیری: مدیران در سازمان باید با ارزیابی وضعیت محیط، سازمان خود را از لحاظ هوشمندی مورد ارزیابی قرار دهند، زیرا سازمان هایی که میزان هوش سازمانی بالایی دارند در مقابله با بحران های محیطی، می توانند عکس العمل هوشمندانه ای انجام دهند.
۸۸۸.

نقش مدیریت دانش و سواد دیجیتالی در عملکرد شغلی: سهم متغیر یادگیری سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۰۱
هدف: برای کسب موفقیت در هر سازمانی، توجه به عملکرد شغلی امری بدیهی است. عوامل مختلفی در عملکرد شغلی معلمان موثر است که این مطالعه با هدف بررسی رابطه علّی مدیریت دانش و سواد دیجیتالی در عملکرد شغلی با نقش میانجی یادگیری سازمانی در بین دبیران مدارس متوسطه دوم شهر ارومیه انجام شده است. روش : پژوهش حاضر از نظر هدف و ماهیت، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها، توصیفی از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه ی دبیران مدارس متوسطه دوم شهر ارومیه به تعداد 1123 نفر تشکیل دادند که از طریق جدول کرجسی و مورگان، تعداد 285 نفر به عنوان نمونه، از طریق روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های مدیریت دانش شرون لاوسون (2003)، سواد دیجیتالی توحیدی اصل (1391)، یادگیری سازمانی فام و اسوایرسزک (2006) و عملکرد شغلی پاترسون (1970) استفاده شد. روایی پرسشنامه ها، با روش های روایی منطقی (صوری و محتوایی) مورد بررسی قرار گرفت و پس از اصلاحات لازم، مورد تایید قرار گرفت. پایایی پرسشنامه ها نیز از طریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب برای پرسشنامه مدیریت دانش 87/0، سواد دیجیتالی 93/0، یادگیری سازمانی 93/0 و عملکرد شغلی 86/0 برآورد گردید. داده های جمع آوری شده با استفاده از روش های آمار توصیفی (میانگین، انحراف استاندارد و ضریب همبستگی پیرسون) و آمار استنباطی (تحلیل مسیر مدل معادلات ساختاری) با استفاده از نرم افزارهایSPSS 24  و Lisrel 8.8 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که بین متغیرهای مدیریت دانش و عملکرد شغلی (65/0ß=)، سواد دیجیتالی و عملکرد شغلی (42/0ß=)، مدیریت دانش و یادگیری سازمانی (53/0ß=) و سواد دیجیتالی و یادگیری سازمانی (56/0ß=) رابطه مستقیم، مثبت و معناداری وجود دارد. نتایج حاصل از مدل معادلات ساختاری نشان می دهد که مدل پیشنهادی پژوهشگران از برازش مناسبی برخوردار بوده و بین مدیریت دانش و سواد دیجیتالی با عملکرد شغلی با نقش میانجی یادگیری سازمانی در بین دبیران مدارس متوسطه دوم شهر ارومیه، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر، مدیریت دانش، سواد دیجیتالی و یادگیری سازمانی بر عملکرد شغلی دبیران تأثیر بسزایی دارد. هرگونه افزایش مدیریت دانش، سواد دیجیتالی و یادگیری سازمانی منجر به افزایش عملکرد شغلی دبیران می شود. لذا، برای دستیابی به عملکرد شغلی بالا، توجه به مدیریت دانش، سواد دیجیتالی و یادگیری سازمانی ضروری به نظر می رسد. معلمان با توجه بیشتر به مدیریت دانش، سواد دیجیتالی و یادگیری سازمانی می توانند عملکرد شغلی بالایی را تضمین کنند.  
۸۸۹.

شناسایی مشکلات دانشی فرآیند مرکز تماس بر پایه فرآیند کاوی (مطالعه موردی: مرکز تماس 122 سازمان آب و فاضلاب استان تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۱۲
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه میان فرآیند طراحی شده و فرآیند استخراج شده حاصل از فاز کشف فرآیند کاوی در مرکز تماس 122 سازمان آب و فاضلاب استان تهران و شناسایی مشکلات دانشی مرتبط با انحرافات فرآیندی اجرا گردید. در این راستا، راهکارهای مبتنی بر فرآیندهای مدیریت دانش به منظور بهبود انحرافات فرآیندی نیز ارائه شده است. روش شناسی: در این مطالعه با انتخاب مرکز تماس 122 سازمان آب و فاضلاب استان تهران، فرآیند طراحی شده و فرآیند استخراج شده حاصل از فاز کشف فرآیند کاوی مقایسه شد که به شناسایی انحرافات در مسیر اجرای فرآیند و گلوگاه های فرآیند انجامید. برای این منظور داده های مربوط به سه ماه مرکز جمع آوری و پس از پیش پردازش، هر یک از سه دیدگاه فرآیند، سازمان و مورد بر روی داده ها پیاده سازی شد. نتایج: نتایج تحقیق حاکی از وجود عدم مطابقت اجرای فرآیند در برخی موارد با فرآیند اصلی و نیز وجود افراد کلیدی در مرکز بوده که برخی از این عدم تطابق ها، ناشی از عدم پیاده سازی درست فرآیندهای مدیریت دانش است. نتیجه گیری: مشکلات دانشی در فرآیندهای کسب و کار به آن دسته از مشکلاتی اطلاق می شود که ناشی از عدم پیاده سازی درست فرآیندهای مدیریت دانش اعم از ایجاد، به کارگیری، به اشتراک گذاری و ذخیره سازی است. وجود مشکلات دانشی در حین اجرای فرآیند منجر به بروز انحراف در مسیر فرآیند خواهد شد. شناسایی و تشخیص این انحرافات نیازمند ابزاری دقیق است که قادر به کشف روند حقیقی فرآیند باشد. فرآیندکاوی رویکردی هوشمند بوده که با استفاده از تکنیک های داده کاوی، آنالیز شبکه های اجتماعی و برخی تکنیک های ویژه و همچنین وقایع ثبت شده از اجرای فرآیند، فرآیند کسب و کار را از جنبه های مختلف بررسی نموده و منجر به استخراج دانش نهفته در فرآیند می شود.  
۸۹۰.

چالش های استفاده از اپلیکیشن های کتابخانه ای در کتابخانه های دانشگاهی (مطالعه موردی دانشگاه های علوم پزشکی تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۸۷
هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی چالش های اصلی عدم استفاده از اپلیکیشن های کتابخانه ای است. در این راستا، به سه سوال اساسی پاسخ داده شد: چالش های اساسی استفاده از اپلیکیشن های موبایل کتابخانه ها کدامند؟ اولویت بندی این چالش ها در کتابخانه های دانشگاهی ایران چگونه است؟ مدل ارتباط این چالش ها چگونه است؟ روش: این تحقیق از نوع کاربردی- توسعه ای، با رویکرد آمیخته است؛ چرا که بخشی از داده ها از مطالعه متون و تحلیل محتوای کیفی و بخشی دیگر نیز از پیمایش بدست می آید. برای مدل سازی نیز از روش ساختاری- تفسیری که یک روش کمّی است، استفاده شد.. جامعه پژوهش در بخش اول: مقالات دوره 10 ساله 2010 تا2020 با کلیدواژه های کتابخانه، اپلیکیشن و موبایل، در پایگاه های اطلاعاتی پروکوئست، ساینس دایرکت، الزویر، امرالد، اسکوپوس و گوگل اسکولار جستجو شدند. ابزار گردآوری در بخش دوم این تحقیق، پرسشنامه 25 سوالی محقق ساخته براساس طیف لیکرت است. جامعه بخش دوم: شامل کتابداران کتابخانه های علوم پزشکی تهران و متخصصان طراحی اپلیکیشن ها بودند که تعداد آنها حدود 70 نفر بدست آمد. جامعه پژوهش در بخش سوم شامل دو گروه بودند: اساتید کتابداری و اطلاع رسانی 7 نفر، و متخصصان طراحی اپلیکیشن ها 7 نفر بودند و در مجموع 14 نفر به عنوان پنل خبرگی براساس نمونه گیری هدفمند با معیارهای طراحی حداقل 1 اپلیکیشن موفق برای متخصصان و انجام طرح تحقیقاتی عملی یا نظری برای اساتید، بدست آمد. یافته ها: مطالعه متون مختلف نشان داد که 5 چالش اصلی برای استفاده از اپلیکیشن های تحت موبایل کتابخانه ها وجود دارد: چالش های مرتبط با وضعیت مالی، چالش های فرهنگی، چالش های فنی، چالش های دانش و تخصص و چالش های ارتباط بین فردی. اولویت بندی این چالش ها از دیدگاه اساتید کتابداری و متخصصان حوزه برنامه های کاربردی به ترتیب چالش های فرهنگی، مالی، دانش و تخصص، فنی و ارتباط بین فردی بوده که با نتایج بدست آمده از بخش مدل سازی ساختاری- کمّی متفاوت است. در بخش مدل سازی ساختاری- تفسیری، این چالش ها به دو گروه تفکیک شدند: چالش های فنی، دانش و تخصص و فرهنگی: این چالش ها نیروی نفوذ و همچنین نیروی وابستگی زیادی دارند. همچنین با یکدیگر و با چالش های سطح دوم در ارتباط هستند؛ اما چالش های سطح دوم که شامل چالش های مالی و ارتباط بین فردی است که از نظر میزان نفوذ و وابستگی، نزدیکی زیادی با سطح اول دارند، ولی این دو چالش در واقع از دید خبرگان تاثیرپذیری بیشتری نسبت به سطح اول دارند، به این مفهوم که چالش های سطح اول غالباً به صورت چالش های ثابت مدنظر هستند، در حالی که چالش های سطح دوم قابلیت تغییر و تعدیل بیشتری دارند. از مولفه های سطح دوم، چالش مالی در تحلیل MICMAC به عنوان مولفه کلیدی شناسایی شد. همان طور که در مدل نیز ترسیم شده است، این چالش تاثیر کلی و عمده ای بر سایر چالش ها دارد و تغییر در آن می تواند سایر چالش ها را دستخوش تغییرات و حتی در مواردی رفع چالش نماید. نتیجه گیری: می توان به مدیران و برنامه ریزان کتابخانه ها پیشنهاد کرد که برای استفاده از اپلیکیشن های کتابخانه ای تحت موبایل، ابتدا مباحث فرهنگی را پیگیری نمایند؛ چرا که به نظر می رسد تغییر در چالش های مالی چندان در قدرت کنترل آنها نیست.  
۸۹۱.

شناسایی عوامل تحولات آینده فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) موثر بر مهندسی دانش سازمانی در سازمان های دانش بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۹۷
هدف: هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل مؤثر بر تحولات آینده فناوری های اطلاعات و ارتباطات (ICT) و تاثیر آن بر مهندسی دانش سازمانی در سازمان های دانش بنیان می باشد. با توجه به اهمیت فناوری اطلاعات و ارتباطات، این پژوهش در چارچوب مهندسی دانش بر مبنای نگرش سیستمی انجام شد. روش: روش پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و توسعه ای و به لحاظ نحوه گردآوری داده ها از نوع کیفی است. جامعه آماری شامل مدیران و کارشناسان شاغل در شرکت های دانش بنیان در سطح ارشد می باشد. روش نمونه گیری نظری بوده و بر همین اساس با تعداد 15 نفر از پژوهشگران حوزه علوم انسانی مصاحبه باز و ساختارنیافته به عمل آمد که از این تعداد 9 نفر به صورت خاص در حوزه مدیریت اطلاعات و ارتباطات مشغول تحقیق و پژوهش بودند. مصاحبه ها به مدت 45 تا 90 دقیقه با هرکدام از پژوهشگران به طول انجامید. روایی و پایایی ابزار سنجش با رعایت شرایطی از جمله تعریف اصطلاحات، توجیه پاسخ دهندگان، تجانس و همگونی پاسخ گویان و برقراری شرایط و زمینه های اجرای پرسش گری مورد توجه و اعتبار قرار گرفته است. با به کارگیری روش های تحلیل تماتیک و نظریه زمینه ای به طبقه بندی، شاخص بندی و سنخ بندی داده ها پرداخته شده است. با توجه به هدف پژوهش، محقق تلاش کرد با انجام مطالعات میدانی و مشارکت در فرآیندهای مربوط به موضوع پژوهش، به درک و فهم چالش های فراروی فناوری های اطلاعات و ارتباطات و تاثیر آن بر مهندسی دانش و مدیریت اطلاعات و ارتباطات بپردازد. یافته ها: عوامل مؤثر بر ارائه مدل مفهومی از تحولات آینده فناوری های اطلاعات و ارتباطات و تاثیر آن بر مهندسی دانش سازمانی در سازمان های دانش بنیان شرایط علّی (با شاخص های سیاست گذاری های کلان کشور، نوسانات سیاسی و اقتصادی، پتانسیل منابع انسانی، کمبود منابع اطلاعاتی و ارتباطی، بالا بودن هزینه فناوری اطلاعات و ارتباطات، مشکل مالی و همکاری شرکت های دارای فناوری)، شرایط زمینه ای (سرمایه فکری، عملکرد نیروی کار، اثربخشی و کیفیت کاری، تعهد مدیران، نوسانات مدیریتی و استراتژی مدیریت)، شرایط مداخله گر (ساختار سازمانی، مدیریت کاربران، بلوغ دانشی، تجربه شخصی، مشارکت کاربران و فرهنگ سازمانی)، فرآیند / تعاملات (تعداد واحدهای سازمانی، کیفی سازی دانش سازمانی، سرعت فرایند، برآورد دقیق حجم کار، شفافیت اهداف، تخمین صحیح زمان و تخمین صحیح بودجه) و پیامدها (ارتباطات سازمانی، مدیریت مشارکتی، کیفی سازی دانش سازمانی، بهسازی منابع انسانی و ارتباط صنعت با سازمان) هستند. نتیجه گیری: فناوری اطلاعات به عنوان مهم ترین عامل تواناساز فرایند مهندسی دانش با سرعت و دقت بالا است. مولفه ها و شاخصه های تحولات این فناوری که در پژوهش حاضر به عنوان عوامل تاثیرگذار بر مهندسی دانش سازمانی در سازمان های دانش بنیان شناسایی شده است؛ شامل شاخص های مهمی بوده که ضروری است جهت بررسی این تحولات و به کارگیری آن ها در معماری دانش سازمانی مورد توجه قرار داده شوند.  
۸۹۲.

ارائه یک سیستم تصمیم یار برای مقاوم سازی بخش بانکی با رویکرد تاب آوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۹۸
هدف: بانکداری یکی از حوزه های اثرگذار در اقتصاد از منظر تأمین مالی، کنترل نقدینگی و بهبود فضای کسب و کار است. مقاوم سازی بانکداری نقش مهمی در توسعه اقتصاد کشور دارد. تحقیق حاضر به دنبال مقاوم سازی این حوزه با رویکرد تاب آوری است. برای تحقق این هدف، عوامل تاب آوری بانکی شناسایی و اولویت بندی شده اند. روش شناسی: این پژوهش از منظر هدف، اکتشافی بوده و به دلیل استفاده از روش های کمّی، دارای روش شناسی کمّی چندگانه است. جامعه پژوهش، خبرگان بانکی هستند. نمونه گیری، قضاوتی بوده و حجم نمونه 15 نفر می باشد. ابزارهای گردآوری داده ها در این پژوهش عبارتند از مصاحبه و پرسشنامه. پرسشنامه خبره سنجی برای غربال عوامل، پرسشنامه دیمتل، برای غربال ثانویه عوامل و تعیین میزان اثرگذاری آن ها و نهایتاً پرسشنامه اولویت سنجی کداس برای رتبه بندی نهایی عوامل مورد استفاده قرار گرفت. عوامل پرسشنامه های تحقیق مبتنی بر مرور مقالات معتبر و مصاحبه با خبرگان می باشند، به همین دلیل ابزارهای تحقیق از روایی مطلوبی برخوردار بودند. برای تحلیل داده ها از آزمون بینم، دیمتل و کداس استفاده شد. آزمون بینم برای غربال اولیه، دیمتل برای غربال ثانویه و کداس برای اولویت بندی عوامل نهایی مورد استفاده قرار گرفتند. آزمون بینم یکی از آزمون های ناپارامتریک برای غربال عوامل بوده و علت استفاده از آن، نرمال نبودن داده های تحقیق است. دیمتل جزء فنون تحلیل ساختاری بوده و با استفاده از آن می توان میزان اثرگذاری و اثرپذیری عوامل را مشخص کرد. روش کداس جزء فنون فاصله ای جدید بوده و علاوه بر فاصله اقلیدسی، فاصله تاکسی کب را هم برای هر یک از عوامل مشخص می کند. نتایج: در ابتدا 22 عامل موثر روی تاب آوری بانکی از طریق مرور پیشینه و مصاحبه با خبرگان بانکی شناسایی شد. عوامل مذکور با کاربست آزمون بینم غربال شدند. 13 عامل با ضریب معناداری بالای 5 درصد حذف گردیدند و 9 عامل باقیمانده با بکارگیری آزمون دیمتل، تحلیل شدند. غربال عوامل پیش از اولویت بندی نهایی، به سازگاری نتایج و کیفیت یافته ها کمک می کند. 5 عامل دارای خالص اثر مثبت بوده و اثرگذار ارزیابی شدند. نهایتاً 5 عامل مذکور با کاربست آزمون کداس اولویت بندی گردیدند. نتیجه گیری: عوامل آینده نگری، مشارکت راهبردی با فین تک ها و وجود سیستم تحلیل ریسک، به ترتیب بیشترین اولویت را در تاب آوری بانکی دارند. تحلیل پیشران ها و شناسایی سناریوهای آینده بخش بانکی، سرمایه گذاری روی فین تک ها برای استفاده از ظرفیت آن ها در تحقیق و توسعه و شناسایی و مدیریت ریسک های آینده بخش بانکی، به تاب آوری شبکه بانکی کمک می کند.  
۸۹۳.

نقش مدیریت تبادل اطلاعات در فرآیند پیشگیری از جرایم سایبری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۱۵
هدف: مدیریت اطلاعات و تبادل اطلاعات امروزه به عنوان یکی از دغدغه های مهم کشور های توسعه یافته، در صدر برنامه ریزی این جوامع قرار دارد. این پژوهش با هدف بررسی نقش مدیریت تبادل اطلاعات در فرایند پیشگیری از جرایم سایبری در بین کارکنان فتا در شهر تهران انجام شده است. روش: روش این پژوهش پیمایشی از نوع کمّی و به لحاظ بازه زمانی مقطعی بوده که در سال 1400 انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کارکنان پلیس فتا در شهر تهران می باشد که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 90 نفر از آنها به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای اطمینان از شاخص سازی متغیرها در پرسشنامه، روایی پرسشنامه، روایی صوری، روایی محتوا و روایی سازه آن، مورد بررسی قرار گرفته و تجریه و تحلیل داده ها نیز به کمک نرم افزار SPSS انجام شده است. نتایج: یافته های پژوهش نشان داد که مقدار ضریب همبستگی بین متغیرهای مستقل با متغیر وابسته 539/0 است که نشان می دهد بین مجموعه متغیرهای مستقل و وابسته تحقیق همبستگی نسبتاً قوی وجود دارد. اما مقدار ضریب تعیین تعدیل شده برابر با 421/0 بوده که گویای این واقعیت آماری است که 42 درصد از کل میزان پیشگیری از جرایم سایبری وابسته به 6 متغیر مستقل قابلیت عملیاتی، مطلوبیت سرعت، مطلوبیت دقت، خودکارسازی، اطلاع رسانی و متحول سازی است. به عبارت دیگر، متغیرهای مستقل 42 درصد واریانس متغیر وابسته پیشگیری از جرایم سایبری را برآورد (پیش بینی) می کنند.  
۸۹۴.

ترسیم وضعیت استارت آپ های حوزه مطبوعات در ایران و ارائه سناریوهای توسعه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۹۶
هدف: فعالیت های استارت آپی در حوزه های مختلف کسب و کار یکی دو دهه است که در حال شکل گیری و فعالیت و رشد هستند. بر این اساس نهادهای حاکمیتی باید به دنبال شناسایی، رصد و مدیریت این حوزه باشند. هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی و دسته بندی استارت آپ های فعال حوزه مطبوعات و تدوین سناریوهای محتمل برای توسعه آینده آن ها است. روش شناسی: برای وصول به اهداف پژوهش، از رویکرد ترکیبی (کمّی- کیفی) استفاده شد. در بخش نخست پژوهش، روش پژوهش پیمایشی- توصیفی جهت شناسایی و بررسی وضعیت استارت آپ های حوزه مطبوعات مورد استفاده قرار گرفت. در بخش دوم (بخش کیفی) نیز از روش سناریونگاری تکوینی برای تدوین سناریو، استفاده شد. جامعه پژوهش در بخش کمّی، تمام استارت آپ های فعال در صنعت مطبوعات بودند که با بررسی های متعدد صورت گرفته، در نهایت تعداد 62 استارت آپ شناسایی و معرفی شدند. در بخش کیفی نیز 8 نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی حوزه مطبوعات شناسایی و مورد مصاحبه قرار گرفتند. برای گردآوری اطلاعات در بخش کمّی، از سیاهه وارسی تولید شده توسط محققان استفاده شد و در بخش کیفی نیز از مصاحبه و تحلیل محتوای آن ها استفاده شد. برای تحلیل داده ها و تدوین سناریوها از روش سناریونویسی تکوینی استفاده گردید. نتایج: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که استارت آپ های فعال در حوزه مطبوعات از عمری کم تر از یک دهه برخوردار هستند و ضعف سرمایه گذاری و فعالیت، از عمده ضعف های آن ها است. از طرفی نیز آن ها تنها متمرکز بر خبررسانی و تولید ابزارهایی برای مدیریت و اشاعه مطبوعات هستند. استارت آپ ها برای فعالیت در این حوزه با مسائل و مشکلات متعددی مواجه می باشند که از جمله آن ها می توان به مسائل زیرساختی، ضعف صنعت و مدافعه در مقابل تغییرات اشاره کرد.  به لحاظ جغرافیایی نیز استارت آپ های این حوزه بیشتر در شهر تهران متمرکز هستند و به لحاظ موضوعی بیشتر بر خبررسانی عمومی متمرکز بوده و نتوانسته اند کل صنعت مطبوعات را پوشش دهند. در نهایت برای تبیین آینده این حوزه سه سناریو در صورت مهیاء شدن زیرساخت های شکل گیری آن ها تبیین شد تا آینده این حوزه را برای مسئولان مربوطه نشان دهد. نتیجه گیری: استارت آپ های حوزه مطبوعات در ایران از وضعیت مطلوبی برخوردار نیستند و ضروری است برنامه ریزی برای حمایت مالی و معنوی از این استارت آپ ها توسط نهادهای مسئول انجام شود.  
۸۹۵.

بررسی سناریوهای استقرار دانش سبز در شهرداری ها (مورد مطالعه: شهرداری اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۱۴
هدف: امروزه پرداختن به مسائل محیط زیستی توسط سازمان های مختلف می تواند عملکرد و طول عمر سازمان ها را تحت تأثیر قرار دهد. از سوی دیگر، شهرداری ها با توجه به درگیری بالا با میزان و مقدار تولید و جمع آوری زباله، درک مناسبی از برنامه های ساختاری و استقرار دانش سبز دارند. پژوهش حاضر، طراحی یک نقشه استقرار دانش سبز در شهرداری است تا بتوان با استفاده از آن سناریوهای مختلف بهبود در جهت استقرار مناسب را برنامه ریزی نمود. روش: این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی، و از جنبه نحوه گردآوری داده ها از نوع پیمایشی است. جامعه پژوهش را تعداد 50 نفر از متخصصان، خبرگان و کارکنان شهرداری اصفهان تشکیل داده اند. به منظور انجام پژوهش در ابتدا عوامل مؤثر در استقرار و پیاده سازی دانش سبز در یک سازمان مورد بررسی قرار گرفت. سپس با طراحی پرسشنامه طیف لیکرت، وضعیت فعلی هر یک از عوامل در سیستم مورد آزمون قرار گرفت. در ادامه عوامل بدست آمده با استفاده از تکنیک نقشه شناختی فازی مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. به منظور چرایی حرکت سیستم یک سناریو رو به جلو و یک سناریو رو به عقب با استفاده از نرم افزار FCMAPPER آزمون شد. به منظور ترسیم نقشه شناختی فازی در این پژوهش از نرم افزار Pajek استفاده گردید. یافته ها: در این پژوهش نُه عامل گرایش به یادگیری سبز، فرهنگ سازمانی زیست محیطی، فراگیری دانش سبز، نوآوری سبز، تولید دانش سبز، یکپارچگی دانش سبز، به اشتراک گذاری دانش سبز، فشار ذینفعان و نگرش به برند سبز به عنوان عوامل اثرگذار بر استقرار دانش سبز شناسایی شد. یافته های بدست آمده از طریق اجرای تکنیک نقشه شناختی فازی نشان دهنده از شناسایی عامل تولید دانش سبز به عنوان عامل دارای بیشترین درجه مرکزیت در مدل است. همچنین عوامل تولید دانش سبز و فرهنگ سازمانی زیست محیطی به ترتیب به عنوان عوامل دارای بیشترین درجه درونداد و برونداد در نقشه شناسایی شدند. براساس یافته های حاصل از اجرای سناریوی رو به عقب در این پژوهش، عامل فرهنگ سازمانی زیست محیطی به عنوان عامل آغازگر سناریو مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. از سوی دیگر، یافته های حاصل از اجرای سناریوی رو به جلو در این پژوهش نشان می دهد که در صورت بهبود در عامل تولید دانش سبز در درون شهرداری اصفهان، ساختار سیستم به سمت بهبود در عوامل مختلف ساختار پیش رفته و در نهایت منجر به بهبود در وضعیت نگرش به برند سبز می گردد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش می تواند تسهیل گر استقرار مناسب دانش سبز در درون شهرداری های مختلف کشور گردد و مدیران شهری را به سمت استفاده مؤثرتر از دانش سبز تشویق نماید.
۸۹۶.

امکان سنجی به کارگیری سامانه بازشناسی با امواج رادیویی (آر.اف.آی.دی.) با بهره گیری از شاخص اولویت بندی براساس شباهت به راه حل ایده آل (تاپسیس) در کتابخانه های عمومی شهر کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۱۱۸
هدف: آر.اف.آی. دی آغازه ای است برای اصطلاح «سامانه بازشناسی با امواج رادیویی» و به نوعی فناوری اشاره دارد که به موجب آن داده های دیجیتال کدگذاری شده در برچسب های آر.اف.آی. دی یا برچسب های هوشمند توسط یک خواننده از طریق امواج رادیویی ضبط می شوند. سامانه بازشناسی با امواج رادیویی یکی از ابزارهای مهم فناوری برای ردیابی منابع اطلاعاتی در کتابخانه است. این سامانه امکان دستیابی سریع و مناسب به منابع را مهیا می کند، از سرقت جلوگیری می کند، سبب تسریع خدمات کتابخانه می شود، و کارآیی فعالیت کتابخانه را افزایش می دهد. هدف پژوهش حاضر امکان سنجی به کارگیری سامانه بازشناسی با امواج رادیویی در کتابخانه ها است. روش: پژوهش از نوع پیمایشی- توصیفی است. جامعه آماری آن را کلیه مدیران و کارکنان 8 کتابخانه عمومی شهر کرمان تشکیل می دهند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ایی محقق ساخته می باشد که برای تعیین روایی آن، از روش روایی صوری استفاده شد، و امید ریاضی برابر با 73/0 به دست آمد که مقداری قابل قبول برای تایید روایی پرسشنامه است. به منظور محاسبه پایایی آن از آلفای کرونباخ استفاده شد که ضریب آلفای کرونباخ 814/0 نشان دهنده پایایی قابل قبول پرسشنامه است. تجزیه و تحلیل داده ها با آزمون های آمار استنباطی، شاخص اولویت بندی بر اساس شباهت به راه حل ایده آل (تاپسیس) و نرم افزار  SPSSویرایش20 انجام شد. تاپسیس یک روش تحلیل تصمیم گیری چندمعیاره است که مجموعه ای از گزینه ها را بر اساس یک معیار از پیش تعیین شده مقایسه می کند. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از این است که قابلیت پیاده سازی سامانه بازشناسی با امواج رادیویی از نظر زیرساخت و ابزارهای فناورانه در کتابخانه های عمومی شهر کرمان به میزان متوسط است. این کتابخانه ها از نظر نرم افزارهای موجود قابلیت پیاده سازی سامانه بازشناسی با امواج رادیویی را دارند. همچنین نیروی انسانی شاغل در کتابخانه های عمومی شهر کرمان آمادگی لازم برای پیاده سازی سامانه بازشناسی با امواج رادیویی را به میزان متوسط دارند. علاوه بر آن، در حال حاضر، زیرساخت های فناوری برای اجرای سامانه بازشناسی با امواج رادیویی کافی به نظر نمی رسد. شایسته است تا انتخاب نرم افزار باید با دقت و مطالعه کافی انجام پذیرد. به کارگیری سامانه بازشناسی با امواج رادیویی در کتابخانه های عمومی شهر کرمان ضروری است. نتیجه گیری: نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که محدودیت در پیاده سازی سامانه بازشناسی با امواج رادیویی در کتابخانه های عمومی شهر کرمان بیش از همه مربوط به نیروی انسانی متخصص، بودجه و مسائل فنی است. از نظر مدیران و کتابداران انجام این فرایند و بهره گیری از امکانات آن ضروری است. اجرای برنامه های آموزشی، برنامه ریزی میان مدت و طولانی مدت، تعامل مدیریت با کارشناسان کتابخانه برای اجرای بهتر، استفاده از قابلیت های سامانه بازشناسی با امواج رادیویی در ارائه خدمات کتابخانه، چون امانت، سازماندهی، بازیابی و مدیریت مجموعه از زمره پیشنهادهای این پژوهش است.  
۸۹۷.

روند جهانی جستجو در زمینه درمان با سلول های بنیادی بر اساس تحلیل گوگل ترندز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۹۹
هدف: با توجه به تمایل فزاینده مردم برای کسب اطلاعات سلامت از طریق اینترنت، بررسی روند جستجو در وب، اطلاعات ارزشمندی را در اختیار متخصصان و سیاست گذاران قرار خواهد داد. تحلیل عبارت های جستجوی کاربران گوگل می تواند علائق و گرایش های آن ها را نشان دهد. بر این اساس، پژوهش حاضر روند جهانی جستجو در زمینه درمان با سلول های بنیادی در پنج سال اخیر را با استفاده از اطلاعات مستخرج از گوگل ترندز مورد بررسی قرار داده است. در این پژوهش، روند جهانی جستجو، توزیع جغرافیایی جستجو، عبارات جستجوی ترجیحی کاربران که می توانند ترجیحات درمانی متقاضیان درمان را بیان کنند، و اهمیت هزینه درمان برای متقاضیان بالقوه درمان مورد توجه بوده است. روش شناسی: این مطالعه از نظر هدف کاربردی بوده و گردآوری و تحلیل داده ها با استفاده از ابزار گوگل ترندز انجام شده است. گوگل ترندز یکی از سرویس های شرکت گوگل است که از طریق آن می توان نیازها و رفتارهای اطلاعاتی کاربران گوگل را بررسی و تحلیل کرد. نتایج بازیابی شده به بازه زمانی 19 جولای 2015 تا 12 جولای 2020 اختصاص دارد. نتایج: بر اساس نتایج این پژوهش، روند جستجو در زمینه درمان با سلول های بنیادی در بازه زمانی مورد بررسی، افزایشی بوده و بیشترین جستجوها به کشورهای آمریکا، سنگاپور و فیلیپین اختصاص داشته است. همچنین، کشورهای آسیایی بنگلادش، پاکستان، هند، قطر، مالزی، کویت، کره جنوبی و هنگ کنگ، کشورهای کانادا، نیوزلند، انگلستان و ایرلند و کشورهای آفریقایی نیجریه، کنیا و آفریقای جنوبی نیز در میان 20 کشور دارای بیشترین شاخص حجم جستجو قرار دارند. کشور ایران نیز از نظر شاخص حجم جستجو در رتبه 25 قرار داشت. درمان با سلول های بنیادی برای زانو، درمان درد، اوتیسم، آرتریت، درمان با سلول های بنیادی مزانشیمال و درمان بیماری مزمن انسدادی ریه مورد توجه کاربران گوگل قرار داشته است. همچنین، نتایج بیانگر اهمیت هزینه درمان از نظر کاربران در کشورهای مختلف می باشد. بیشترین جستجوی مرتبط در زمینه هزینه درمان، در کشورهای ایالات متحده، استرالیا، هند، کانادا و انگلستان انجام شده است. نتیجه گیری: گوگل ترندز ابزاری مؤثر جهت بررسی رفتار جستجوی اینترنتی کاربران گوگل در زمینه درمان با سلول های بنیادی است. از داده های ارائه شده می توان به منظور شناسایی کشورهای متقاضی، اولویت های درمانی و روند تقاضا برای درمان استفاده کرد. بر این اساس می توان سیاست گذاری های مناسب را جهت جذب گردشگران سلول های بنیادی اتخاذ کرد. در این راستا، متخصصان اطلاع رسانی می توانند با بهره گیری از گوگل ترندز، داده های جستجوی کاربران در حوزه های مختلف مرتبط با سلامت را استخراج نموده و جهت برنامه ریزی های آتی در اختیار متخصصان و سیاست گذاران حوزه سلامت قرار دهند.  
۸۹۸.

ارائه مدل مفهومی پشتیبانی نظام اطلاعاتی از بکارگیری تاکتیک های جستجوی کاربران براساس شناسایی موقعیت های نیازمند پشتیبانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۵ تعداد دانلود : ۴۳۳
شناسایی موقعیت های نیازمند پشتیبانی نظام اطلاعاتی از بکارگیری تاکتیک های جستجوی کاربران و پیشنهاد ویژگی هایی در نظام طلاعاتی به منظور بهبود جستجو از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف پژوهش حاضر شناسایی موقعیت های نیازمند پشتیبانی نظام اطلاعاتی از بکارگیری تاکتیک های جستجوی کاربران و ارائه مدل مفهومی پژوهش در قالب چرخه جستجوی کاربران است. روش پژوهش حاضر دارای رویکرد ترکیبی است که براساس داده های کمی و کیفی گردآوری شده است. داده های کمی از طریق داده های برگرفته شده از پرسشنامه،و اطلاعات اخذ شده از پروتکل بلنداندیشی برگرفته از نرم افزار مورائه، داده های کیفی را تشکیل می دهند. با توجه به معیارهای ورود به پژوهش، نمونه پژوهش ۳۵ نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی (دانشجویان دکتری و دانشجویان ترم آخر کارشناسی ارشد) از دو حوزه علوم انسانی و فنی و مهندسی شهر تهران انتخاب شدند. ابزار پرسشنامه با ۱۷ گویه برای سنجش قضاوت کاربران در خصوص میزان اهمیت مولفه های موثر در پشتیبانی نظام اطلاعاتی از بکارگیری تاکتیک های جستجو به کار رفت. همچنین ۴ وظیفه و سناریوی جستجو براساس طرح طبقه بندی شناختی آندرسون و کراسوول تدوین و به منظور انجام جستجو در اختیار جستجوگران قرار گرفت. اطلاعات برگرفته از نرم افزار مورائه که شامل جستجو در اختیار جستجوگران قرار گرفت. اطلاعات برگرفته از نرم افزار مورائه که شامل داده های حاصل از پروتکل بلنداندیشی به دو شیوه همزمان و گذشته نگر بود، برای شناسایی مقوله ها و زیرمقوله ها و مفاهیم استفاده شد. نتایج نشان داد بیشترین موقعیت نیازمند پشتیبانی از دیدگاه جستجوگران در مرحله بکارگیری تاکتیک ایجاد و اصلاح پرسش اولیه، پشتیبانی از تاکتیک ارزیابی نتایج و ارزیابی موردهای اطلاعاتی قرار دارد. تحلیل محتوای کیفی داده های برگرفته از پروتکل بلنداندیشی گذشته نگر که در قالب مفاهیم استخراج شد، نشان داد که جستجوگران نیازمند کمک نظام اطلاعاتی در مراحل مختلف جستجو هستند. کمک در انتخاب کلیدواژه های مناسب برای جستجو، ارائه لینک منابع مرجع الکترونیکی (همچون اصطلاحنامه های برخط و دایره المعارف ها) برای تعیین حدود و ثغور موضوع، پیشنهاد استفاده از عملگرها از سوی نظام اطلاعاتی، پیشنهاد معادل ها و مترادف های کلیدواژه ها، پشتیبانی در شناسایی اعتبار نتایج بازیابی شده، ارائه نتایج به صورت دسته بندی و خوشه بندی شده، نشان دادن محدوده موضوعات و روابط حاکم بر موضوعات جهت آشنا شدن با دامنه آنها، رنگی و برجسته کردن اطلاعات مرتبط در متن بازیابی شده، مشخص کردن زیربخش ها و زیر مجموعه های محتوا، آشنا کردن کاربر با قابلیت های موتورهای جستجو و طراحی رابط کاربر برای ثبت نظرات دیگر جستجوگران در خصوص عبارت های جستجو جهت کمک به جستجوگران مبتدی کمک کننده خواهد بود. در نهایت مدل مفهومی پژوهش ارائه شده است. باتوجه به مطالعات اندک در حوزه پشتیبانی نظام اطلاعاتی از بکارگیری تاکتیک های جستجو، یافته های این پژوهش در روشن ساختن آنچه در فرایند جستجو روی می دهد و موقعیت هایی که کاربر نیازمند پشتیبانی ازسوی نظام اطلاعاتی است، کمک کننده بوده و برای طراحان پایگاه های اطلاعاتی اطلاعات مفیدی در اختیار قرار می دهد.
۸۹۹.

نقش معماری و فضای کتابخانه های عمومی در میزان رضایت کاربران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۵ تعداد دانلود : ۴۴۰
مقدمه: معماری و فضای کتابخانه های عمومی عواملی اثرگذار در رضایت کاربران و جذب و نگهداری آنان هستند. در این مطالعه نقش مؤلفه های مرتبط با معماری و فضای کتابخانه های عمومی در میزان رضایتمندی کاربران آنها بررسی شده است. روش شناسی : در این پژوهش پیمایشی از نوع توصیفی همبستگی، از میان 15000 نفر از کاربران فعال 23 کتابخانه عمومی شهر کرمانشاه نمونه ای متشکل از 375 نفر از کاربران به روش تصادفی طبقه ای بر پایه فرمول کوکران انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ای با 39 گویه در مقیاس پنج طیفی لیکرت با چهار مؤلفه مربوط به معماری و فضای کتابخانه بود که پایایی آن با آلفای کرونباخ و روایی آن با تحلیل عاملی تأییدی به دست آمد. داده های 346 پرسشنامه تکمیل شده با نرم افزار اس پی اس اس تجزیه وتحلیل شد. یافته ها : یافته های این پژوهش نشان داد بین معماری کتابخانه های عمومی و رضایتمندی کاربران از آنها رابطه معناداری وجود دارد. همچنین بین عوامل فیزیکی و رضایتمندی کاربران کتابخانه های عمومی هم رابطه معنادار وجود دارد؛ اما بین حذف صداهای مزاحم (آکوستیک) و رضایتمندی کاربران کتابخانه های عمومی رابطه معنادار وجود ندارد. در نهایت بین طراحی فضاهای پشتیبانی و رضایتمندی کاربران هم رابطه معناداری وجود دارد. نتیجه : برای جلب رضایت کاربران کتابخانه های عمومی، توجه به عوامل معماری و فضا بسیار لازم و اثرگذار است. این دو عامل به اجتماعی سازی خدمات کتابخانه و تقویت اثر فرهنگی بومی آن کمک می کند.
۹۰۰.

تأثیر برچسب گذاری معنایی در رفع ابهام هم نویسه های تخصصی از نظر ریزش کاذب در بازیابی متون علمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۲ تعداد دانلود : ۵۰۱
هدف: مسئله اصلی در بازیابی مؤثر و کاربرمدار هم نویسه های تخصصی، توسعه فرایندی است که بازیابی اطلاعات نامرتبط را به حداقل برساند (ریزش کاذب= ۰). در این مقاله سعی شده با به کارگیری رویکرد پیکره مدار با استفاده از برچسب گذاری معنایی، بازیابی مدارک حاوی هم نویسه های تخصصی ارزیابی و با راهبردهای موجود (بدون برچسب گذاری) مقایسه و یافته ها آشکار شود. هدف بهینه سازی کارایی نظام بازیابی اطلاعات در کاهش ریزش کاذب بازیابی متون علمی با استفاده از روش رفع ابهام معنایی از هم نویسه های تخصصی به کمک برچسب گذاری معنایی بوده است. روش: پژوهش به دلیل ماهیتش به روش تجربی انجام شد. روش تجربی از روش های سه گانه رفع ابهام معنایی (بانظارت، نیمه نظارتی و بدون نظارت) بوده و روشی بانظارت به شمار می رود. جامعه پژوهش را ۴۴۲ مقاله علمی در دو گروه گواه و آزمون تشکیل دادند. گروه گواه (پایه) شامل ۲۲۱ متن کامل مقاله بدون برچسب و گروه تجربی (آزمون) شامل همان ۲۲۱ مقاله، اما دارای برچسب بود که ۴۶ هم نویسه تخصصی آن ها به روش دستی برچسب گذاری شد و در نظام بازیابی پیشنهادی قرارگرفتند و برای بررسی کارآیی برچسب ها در رفع ابهام معنایی، از هم نویسه های تخصصی و کاهش ریزش کاذب آزموده شدند. یافته ها: بازیابی در مقاله های گروه گواه به دلیل ابهام معنایی هم نویسه های تخصصی، با ریزش کاذب همراه بود؛ درحالی که برچسب گذاری هم نویسه های تخصصی در متن کامل مقاله های گروه تجربی، تأثیر مستقیمی در کاهش ریزش کاذب داشت. سطح معنی داری آزمون رتبه های علامت دار ویلکاکسون (۰/۰۰۰۱ = P، ۵/۹۰۹- = Z) نشان داد که میزان ریزش کاذب نتایج بازیابی بعد از به کارگیری پیکره تخصصی برچسب گذاری شده در نظام بازیابی اطلاعات به نسبت قبل، تفاوت معنا داری داشت. بررسی رتبه های منفی و مثبت نشان داد که میزان ریزش کاذب نتایج بازیابی بعد از به کارگیری پیکره تخصصی برچسب گذاری شده به میزان معنا داری کاهش یافته است. نتیجه گیری: حد ریزش کاذب در یافته های پژوهش، گواه عملکرد قابل قبول برچسب گذاری در رفع ابهام معنایی هم نویسه های تخصصی است. همچنین بیانگر نقش مؤثر آن در بهینه سازی نظام بازیابی اطلاعات برای به حداقل رساندن ریزش کاذب نتایج است. بنابراین، رویکرد پیکره مدار نظام بازیابی اطلاعات، ضمن فراهم آوردن بستر بازیابی تمام متن، زمینه جلوگیری از ریزش کاذب و صرفه جویی در وقت و انرژی کاربران را فراهم خواهد کرد. گفتنی است برای رفع ابهام معنایی هم نویسه های تخصصی، برچسب ها منابع ارزشمندی اند، اما این مستلزم بهره مندی از مجموعه آموزش باکیفیت است. نتایج پژوهش نشان می دهد که داده های آموزشی، که به خوبی ساختاربندی شده باشند، نقش بسیار مهمی در بهبود رفع ابهام معنایی هم نویسه های تخصصی ایفا می کنند. این پژوهش به صورت تجربی و تحلیلی نشان داد که رویکرد پیکره مدار در مقایسه با جست وجوی مبتنی بر کلیدواژه، به طور معنا داری سطح ایده آلی از ریزش کاذب را به دست می دهد. روش به کاررفته برای رفع ابهام معنایی هم نویسه های تخصصی در همه زبان ها کاربرد دارد. 

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان