هدف از این تحقیق، بررسی تاثیر خودگفتاری آموزشی بر عملکرد و یادگیری پرتاب دارت در دوره های کودکی و نوجوانی بود. به این منظور تعداد 100 نفر (50 نفر از رده سنی 11-9 سال با میانگین سنی10.1 و 50 نفر از رده سنی 17-15 سال با میانگین سنی 16.08 ) به روش تصادفی ساده از بین داوطلبین انتخاب شدند، که هیچ کدام آشنایی با مهارت پرتاب دارت نداشتند و همگی راست برتر بودند . آزمودنی ها پس از شرکت در جلسه آموزشی و پیش آزمون به گروههای تجربی و کنترل تقسیم شدند. آزمودنی ها پس از 5 جلسه تمرین که در هر جلسه 7 بسته 3 کوششی تمرین را ادامه دادند و پس از 24 ساعت بی تمرینی در آزمون یادداری و انتقال شرکت کردند. در این پژوهش، برای طبقه بندی داده ها به لحاظ میانگین و انحراف معیار از آمار توصیفی و برای تحلیل داده ها از روش های غیر پارامتریک ( کروسکال والیس و ویلکاکسون) از نرم افزارspss نسخه ی 17 در سطح معنی داری آلفای 0.05 استفاده شد. نتایج نشان داد که خودگفتاری آموزشی موجب تسریع اکتساب، یادداری و انتقال مهارت پرتاب دارت در هر دو رده سنی شد، اما تاثیر آن در رده سنی نوجوانان بیشتر مشاهده شد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که خودگفتاری به عنوان یک راهکار شناختی در کنار تمرین بدنی می تواند مورد تاکید مربیان در هر دو رده سنی بویژه نوجوانان قرارگیرد.
هدف این پژوهش، تعیین رابطة بین تعهد سازمانی و رضایت شغلی با هوش هیجانی کارکنان بود. جامعة آماری تحقیق، کلیة کارکنان ادارة کل تربیت بدنی استان لرستان بود (50 نفر) که به علت کوچک بودن حجم جامعة آماری، نمونة آماری تحقیق برابر با جامعة آماری است. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامة هوش هیجانی مایر و سالوی (1995)، پرسشنامة تعهد سازمانی مودای، استیرز و پورتر (1979) و پرسشنامة رضایت شغلی برایفیلد و روت (1951) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون همبستگی و رگرسیون چندگانه به روش گام به گام انجام گرفت. نتایج نشان داد که بین هوش هیجانی با تعهد سازمانی (001/0 = P، 580/0 = r) و رضایت شغلی (001/0 = p، 55/0 = r) رابطة مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین بین تعهد سازمانی و رضایت شغلی رابطة مثبت و معناداری مشاهده شد (001/0 = p، 535/0 = r). نتایج حاصل از رگرسیون نشان داد که مؤلفه های شفاف سازی احساسات و توجه به احساسات در پیش بینی تعهد سازمانی و رضایت شغلی معنادار است.
هدف از انجام پژوهش حاضر توصیف و تعیین رابطه بین بازاریابی رابطه مند با رضایت مندی و تمایل حضور مجدد مشتریان باشگاه های ایروبیک زنان مشهد بوده است. به این منظور 300 مشتری زن از باشگاه های ایروبیک به صورت تصادفی انتخاب شد و اطلاعات لازم مربوط به ویژگی های فردی از طریق چک لیست و همچنین پرسشنامه بازاریابی رابطه مند کیم (2008) و 0.92=
α، پرسشنامه رضایت مندی لیم (2008) و0.88=α، پرسشنامه تمایل حضور مجدد لیم (2006) و0.77=α جمع آوری شد. روش تحقیق همبستگی بوده و از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی برای تحلیل داده ها استفاده شد. بطور کلی یافته های پژوهش نشان داد که ارتباط متوسطی (0.537= r) بین بازاریابی رابطه مند با رضایت مندی مشتریان باشگاه های ایروبیک زنان مشهد به دست آمد. و ارتباط متوسطی (0.477= r) بین مولفه های بازاریابی رابطه مند با تمایل حضور مجدد مشتریان باشگاههای ایروبیک زنان مشهد وجود دارد. بجز عمل متقابل که با تمایل حضور مجدد مشتریان باشگاههای ایروبیک زنان مشهد ارتباط معنادار آماری وجود نداشت. و نتایج نشان داد که بازاریابی رابطه مند می تواند بر رضایت مندی و تمایل حضور مجدد مشتریان باشگاه های ایروبیک زنان مشهد اثر داشته باشد. و بازاریابی رابطه مند پیش بین مناسبی برای رضایت مندی و تمایل حضور مجدد مشتریان باشگاه های ایروبیک زنان مشهد می باشد(بازاریابی رابطه مند (0.445) + 32.565 = رضایت مندی مشتریان و بازاریابی رابطه مند (0.168) + 11.759 = تمایل جهت حضور مجدد مشتریان). بنابراین به مالکان و مدیران باشگاه توصیه می شود برای رضایت مشتریان و تمایل حضور مجدد آنان از مولفه های بازاریابی رابطه مند بهره گیرند، تا علاوه بر افزایش مشتریان باعث سودهی بیشتر باشگاه در دراز مدت شود.
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر ضرباهنگ های مختلف موسیقی بر پاسخ های قلبی- تنفسی مردان جوان سالم در مراحل فعالیت ورزشی فزاینده بود. به این منظور 17مرد غیر ورزشکار سالم، با میانگین و انحراف استاندارد سن 97 /0±76 /19 سال، قد 72 /6±176 سانتی متر و وزن 95 /5±5 /68 کیلوگرم، به صورت داوطلبانه در مطالعه ی حاضر شرکت کردند.کلیة آزمودنی ها با استفاده از روش تعادل مقابل در شرایط تجربی بدون موسیقی، با موسیقی ضرباهنگ تند و با موسیقی ضرباهنگ کند، با استفاده از آزمون بروس تا حد واماندگی به فعالیت پرداختند. کلیة شاخص های عملکرد قلبی- تنفسی در توالی های زمانی سوم، ششم و نهم ارزیابی شد. فاصلة زمانی بین هر مرحله 72 ساعت در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد، گوش دادن به هر دو نوع موسیقی هنگام فعالیت ورزشی فزاینده موجب کاهش معنی دار شاخص درک فشار (001 /0P=) و تعداد تنفس در دقیقه (0001 /0P=) در مرحلة سوم آزمون، برون ده قلبی، اکسیژن مصرفی، ضربان قلب و تهویة دقیقه ای در تمامی مراحل آزمون شد(05 /0P<)، اما تغییر معنی دار حداکثر اکسیژن مصرفی(764 /0P=) حداکثر ضربان قلب (478 /0P=) و همچنین حجم ضربه ای و حجم جاری در هیچ یک از مراحل فعالیت مشاهده نشد(05 /0P<). یافته های پژوهش حاکی از آن است که موسیقی احتمالأ در شدت های متوسط فعالیت ورزشی بر شاخص درک فشار، تأثیر می گذارد. همچنین، احتمالا سطح بیشینة برخی متغیرهای قلبی کمتر تحت تأثیر گوش دادن به موسیقی قرار می گیرد
هدف از این پژوهش بررسی اثر 8 هفته تمرین هوازی و مصرف مکمل اسیدهای چرب امگا 3 بر مولکول چسبان بین سلولی sICAM-1 در مردان سالمند بود. 36 مرد سالمند غیرورزشکار 50 تا 70 ساله به صورت در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی در 4 گروه 9 نفره قرار گرفتند. گروه اول: تمرین هوازی+ مکمل امگا 3؛ گروه دوم : تمرین هوازی+ دارونما؛ گروه سوم: مکمل امگا 3 ؛ گروه چهارم: دارونما. برنامة تمرین هوازی 8 هفته و هر هفته 3 جلسه به مدت 30 تا 45 دقیقه و با شدت 55 تا 70 درصد HRmax اجرا شد. مقدار مصرف مکمل اسیدهای چرب امگا 3، روزانه 2000 میلی گرم بود. خونگیری پس از 14 ساعت ناشتایی قبل از شروع تحقیق و 48 ساعت پس از آخرین جلسة تمرینی انجام گرفت. داده ها با آزمون کولموگروف- اسمیرنوف، t وابسته، آنالیز واریانس یک طرفه در سطح معنی داری 05 /0≥α تحلیل شد. پس از 8 هفته تمرین، در گروه تمرین هوازی + مکمل امگا 3 و مکمل امگا 3 در مقادیر sICAM-1 کاهش غیرمعناداری دیده شد(05 /0≤p) . همچنین، در مقایسة بین گروه های پژوهش پس از 8 هفته تمرین تفاوت معناداری مشاهده نشد(05 /0 ≤ p ). بنابراین، می توان گفت 8 هفته تمرین هوازی و مصرف مکمل امگا 3، تاثیر معناداری بر مقادیرsICAM-1 نداشت. به نظر می رسد تغییرات معنادار در مقادیر این عامل جدید خطرزای قلبی-عروقی، به مدت و شدت تمرین و مقدار مصرفی مکمل امگا3 بستگی داشته باشد که این خود لزوم مطالعات بیشتر را طلب می کند.
هدف: کوفتگی عضلانی تأخیری، معمولاً پس از انجام فعالیت غیر معمول برونگرا روی می دهد و باعث کاهش کارایی و عملکرد ورزشی می شود. درمان های متعددی جهت پیشگیری و درمان این عارضه شایع در ورزش پیشنهاد شده ولی تاکنون روش موثری یافت نشده است. این مطالعه با هدف بررسی اثرات مصرف خوراکی زعفران در طی ده روز برای پیشگیری از علائم بیو شیمیایی و نشانه های عملکردی کوفتگی عضلانی تأخیری متعاقب یک جلسه فعالیت عضلانی اکسنتریک انجام شد. روش پژوهش: تعداد 24 دانشجوی پسر غیر فعال سالم و فاقد علائم کوفتگی عضلانی دانشگاه محقق اردبیلی با دامنه سنی (14/1±6/19سال) به طور تصادفی به دو گروه تجربی (12 نفر) و شاهد (12 نفر) تقسیم شدند. دستگاه پرس پا به دو سنسور ایزومتریک متصل به دستگاه نیروسنج کامپیوتری برای تعیین حداکثر قدرت ایزومتریک مجهز شد. ده روز قبل و نیز پس از 24، 48 و 72 ساعت از انجام پروتکل ایجاد کوفتگی عضلانی، نیروی بیشینه ایزومتریک و ایزوتونیک با انجام آزمون پرس پا تعیین و غلظت آنزیم های کراتین کیناز (CK) و لاکتات دهیدروژناز (LDH) پلاسما اندازه گیری شد. پروتکل ایجاد کوفتگی عضلانی با 80 درصد قدرت ایزوتونیک بیشینه در چهار نوبت و هر نوبت با 20 تکرار و 3 دقیقه استراحت بین هر نوبت اجرا شد. از آزمون های تحلیل واریانس یک عاملی با اندازه گیری های مکرر و تصحیح بونفرونی برای مقایسه تاثیر زعفران در نوبتهای مختلف استفاده شد. از آزمون تی غیر وابسته برای مقایسه نتایج دو گروه در هر مرحله زمانی استفاده شد. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که مصرف روزانه 300 میلی گرم سرگل زعفران بمدت ده روز موجب کاهش قابل ملاحظه و معنی داری در غلظت آنزیم CK و LDH شد (001/0p<). حداکثر قدرت ایزوتونیک و ایزومتریک گروه تجربی نسبت به پیش آزمون کاهش نداشت ولی حداکثر قدرت ایزومتریک و ایزوتونیک گروه شاهد نسبت به پیش آزمون کاهش شدید و معنی داری را نشان داد (001/0p<). نتیجه گیری: نتایج این تحقیق بدیع نشان می دهد که ده روز مصرف زعفران اثرات قوی پیشگیری کنندگی از کوفتگی عضلانی تاخیری را دارد.
چکیده زمینه و هدف: از پیامدهای پاتولوژیکی چاقی سندرم متابولیک می باشد. چمرین آدیپوکین جدیدی است که با چاقی و سندرم متابولیک ارتباط دارد. اطلاعات اندکی در مورد تأثیر تمرین ورزشی منظم به ویژه تمرین هوازی بر غلظت سرمی چمرین وجود دارد. از این رو هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر تمرین هوازی بر سطوح استراحتی چمرین و لیپیدهای پلاسما در زنان دارای اضافه وزن می باشد. روش کار: 20 زن دارای اضافه وزن (سن= 55/5±64/35 سال و شاخص توده بدنی= 3±93/27کیلوگرم) به طور تصادفی به 2 گروه هوازی (تعداد= 12 نفر) و کنترل (تعداد= 8 نفر) تقسیم شدند. آزمودنی های گروه تمرین هوازی، 4 روز در هفته و کلا به مدت 8 هفته تمرین کردند. نمونه های خون آزمودنی ها در حالت ناشتا جمع آوری و به منظور بررسی تغییرات سطوح پلاسمایی چمرین و نیمرخ لیپیدی در قبل و پس از 2 ماه تمرین مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: پس از 8 هفته تمرین هوازی سطوح استراحتی چمرین در گروه تمرین هوازی در مقایسه با گروه کنترل به طور معناداری کاهش یافت (05/0P<)، به طور همزمان سطوح HDL-c کاهش معناداری را نشان داد. در حالی که سطوح کلسترول، تری گلیسرید، LDL-c تغییر معنا داری را نشان ندادند (05/0
مطابق با نظریه خودمختاری دسی و ریان، هدف این پژوهش بررسی اثر رفتارهای حمایتی- استقلالی معلمان تربیتبدنی بر ارضای نیازهای روانی (شایستگی، پیوستگی)، انگیزش درونی و لذتبردن از فعالیت جسمانی در دختران نوجوان بود. همچنین فرضیه نقش میانجی نیازهای روانی و انگیزش درونی مورد بررسی قرار گرفت. روش پژوهش توصیفی (زمینهیابی) بود. در یک نمونه 283 نفری از دانشآموزان دبیرستانی (18-14) سال شهر کرمانشاه، شرکتکنندگان به پرسشنامه ادراک رفتارهای حمایتی– استقلالی در زمینه ورزش، پرسشنامه نیازهای روانی در ورزش، مقیاس انگیزش درونی و پرسشنامه لذت از فعالیت جسمانی پاسخ دادند. در تجزیه و تحلیل اطلاعات از ضریب همبستگی پیرسون و برای ارائه مدل، از حیطه معادلات ساختاری استفاده شد. یافتهها نشان داد رفتارهای حمایتی- استقلالی با نیازهای روانی (شایستگی، پیوستگی)، انگیزش درونی و لذت ارتباط مثبت و معناداری داشت. نتایج مدل پیشنهادی را از این جهت میتوان تأیید نمود که رفتارهای حمایتی- استقلالی باعث تقویت ارضای نیازهای روانی و انگیزش درونی در تربیت بدنی میشود که به نوبه خود به افزایش لذت از فعالیت بدنی منجر میشود. همچنین نقش میانجی نیازهای روانی و انگیزش درونی در ارتباط بین رفتار حمایتی- استقلالی و لذت از فعالیت بدنی تأیید شد. این یافتهها اهمیت رفتارهای حمایتی- استقلالی از سوی معلمان تربیتبدنی را در ارتقاء بیشتر انگیزش درونی و لذت از فعالیت بدنی در دختران نوجوان برجسته مینماید.
هدف این پژوهش بررسی و اولویتبندی انگیزههای تماشاگران و ورزشکاران از پرداختن به ورزش بومی ـ محلی کشتی چوخه بود. بدین منظور، 348 نفر از تماشاگران و 178 نفر از ورزشکارن، بهعنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. برای جمعآوری اطلاعات از پرسشنامه سنجش انگیزه حضور تماشاگران کوریا و استیوس، و انگیزه مشارکت ورزشی کوین مسترز که روایی آن با استفاده از نظرات خبرگان تأئید و پایایی آن نیز بهروش آلفای کرونباخ 81/0و 79/0محاسبه شد. بهمنظور اطمینان از طبیعیبودن توزیع دادهها از آزمون کولموگروف- اسمیرنف و از آزمون فریدمن برای اولویتبندی میانگینها استفاده شد. یافتههای پژوهش نشان داد، مهمترین عوامل انگیزشی تماشاگران شامل: وابستگی تیمی (حضور کشتیگیران ستاره، دیدن کشتیگیران مورد علاقه) و تفریح و سرگرمی (لذتبردن از ورزش، زیبایی کشتی چوخه) بود و مهمترین عوامل انگیزشی ورزشکاران عامل روانی (مقابله با احساسات منفی، بهبود عزت نفس و ارزشدادن به زندگی) و عوامل فیزیکی (ارتقاء سلامتی و کنترل وزن) می باشد. پیشنهاد می شود سیاستگذاران ورزشی توجه بیشتری به رشتههای بومی و محلی داشته و با برگزاری لیگ های منظم و ایجاد تسهیلات مناسب برای تماشاگران و ورزشکاران به جذابتر کردن رقابتهای این ورزش کمک کنند.
رسانههای جمعی در شکلدهی و جهتدهی باورها، نگرش و افکار جامعه و در نهایت بسترسازی مناسب در عرصه ورزش نقش انکارناپذیری دارند. هدف این پژوهش بررسی تحلیلی بخش ورزشی مطبوعات استان خوزستان با رویکرد ورزش بانوان بود. جامعه آماری پژوهش بخش ورزشی 6 روزنامه استان خوزستان منتشر شده در سال 1391 بود. روش نمونهگیری تصادفی منظم و بر مبنای هفته آماری بود و از هر روزنامه دو هفته آماری انتخاب شد. ابزار اندازهگیری برگه کدگذاری بود و روایی آن را 15 نفر از متخصصان مدیریت ورزش و ارتباطات تأیید کردند. همچنین، ضریب عینیت و پایایی براساس فرمول اسکات برای مقولههای (جنسیت 94%، رشته ورزشی 96%، سبک نوشتاری 82%، مسئولیت مصاحبه شونده 94%، شکل و نحوه پوشش متن 98%، اندازه عکس 87%، جهت گیری 83%) محاسبه شد. نتایج نشان داد محتوای بخش ورزشی مطبوعات 81% و تنها 6/5% را پوشش داده بود که 30 رشته ورزشی آقایان و20 رشته ورزشی زنان را در برداشت. از تعداد 369 عکس، 4/81% مربوط به آقایان و تنها 4/5% از عکسها مربوط به خانمها بود، البته در پوشش ورزش زنان از تعداد20 عکس، 90% سایز کوچک و فقط 10% سایز بزرگ و از نظر جهتگیری مطالب 6/42% جهتگیری مثبت، 18% جهتگیری منفی و 3/39% بدون جهتگیری بودند. با توجه به یافتههای تحقیق و تفاوت فاحش بین پوشش خبری ورزش زنان نسبت به مردان، توصیه میشود مطبوعات با توجه ویژه به پوشش خبری ورزش بانوان و از طریق جذب هر چه بیشتر آنان به محیطهای پرنشاط ورزشی، به توسعه ورزش بانوان و در نهایت ارتقاء سلامت جامعه کمک نمایند.
هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه عوامل بر انگیزاننده شغلی بر اساس مدل هرزبرگ و رضایت شغلی کارکنان فدراسیون های ورزشی منتخب بود. روش پژوهش در این تحقیق از نوع توصیفی بوده که به شکل میدانی انجام گرفته است. جامعه مورد مطالعه در این تحقیق شامل کلیه کارکنان 22 فدراسیون ورزشی بودند که از بین آنها 136 نفر به صورت تصادفی به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. ابزار جمع آوری تحقیق شامل 3 نوع پرسشنامه (اطلاعات شخصی، عوامل انگیزشی و بهداشتی، و رضایت شغلی بود). اعتبار پرسشنامه عوامل انگیزشی- بهداشتی و پرسشنامه رضایت شغلی به ترتیب 86/0 و 83/0 بوده که نشانگر پایایی قابل قبولی آن می باشد. پس از جمع آوری اطلاعات با روش آمار توصیفی، آزمون کلموگروف اسمیرنف،t مستقل و ضریب همبستگی پیرسون به بررسی و اهداف پژوهش پرداخته شد. یافته های پژوهش حاکی از آن بود که در زمینه عوامل انگیزشی، قدرت تصمیم گیری و در زمینه عوامل بهداشتی، روابط بین فردی دارای بیشترین امتیاز بودند. همچنین تحلیل داده های استنباطی نشان می دهد که بین میزان رضایت شغلی کارکنان فدراسیون های ورزشی منتخب تفاوت معنی داری وجود ندارد و در جهت ارتباط عوامل انگیزشی و بهداشتی با رضایت شغلی کارکنان تفاوت معناداری مشاهده نگردید . ودر نهایت رضایت شغلی کارکنان زن اندکی بیشتر از مردان بوده است. هر چند در بین عوامل انگیزشی و بهداشتی زنان و مردان تفاوت معنا داری دیده نشد.
هدف از این پژوهش، بررسی ارتباط بین رضایت شغلی، هوش هیجانی و تعهد سازمانی کارکنان ادارات تربیت بدنی دانشگاه های تهران بود. نمونه آماری برابر با جامعه آماری، شامل تمامی کارشناسان تربیت بدنی دانشگاه های دولتی(81 نفر) و آزاد(16نفر) شهر تهران بود که در سال تحصیلی92- 1391 در این دانشگاه ها، مشغول به فعالیت بودند. روش تحقیق، توصیفی و از نوع همبستگی بوده و جمع آوری اطلاعات به شکل میدانی انجام گرفته است. به منظورجمع آوری داده ها، از پرسشنامه هوش هیجانی سایبریا شرینگ(1998)، تعهد سازمانی پورتر و همکاران(1974) و رضایت شغلی اسمیت و همکاران (1969) استفاده شد. از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی)ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه) در تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج نشان داد که رابطه ی بین هوش هیجانی و رضایت شغلی (3/0 r=، 01/0 p≤ )، هوش هیجانی و تعهد سازمانی (35/0r= ،01/0 p≤) ، رضایت شغلی و تعهد سازمانی(69/0 r=، 01/0 p≤) ، معنادار می باشد. همچنین میان هوش هیجانی با رضایت شغلی و هوش هیجانی با تعهد سازمانی نیز رابطه ای چندگانه وجود دارد که هوش هیجانی 19 درصد از واریانس رضایت شغلی،(23/9 F = ، 19/0R2= ، 001/0 p≤) و 17 درصد از واریانس تعهد سازمانی (05/8 F= ، 17/0R2= ، 001/0 p≤) را تبیین می کند. به نظر می-رسد تفویض اختیار بیشتر به کارکنان شایسته، تقویت روحیة همکاری تیمی در افراد، و برگزاری کارگاه آموزش و شناساندن هوش هیجانی و راهکارهای استفاده صحیح و مناسب از آن در محیط کار، بتواند در تقویت تعهد سازمانی کارکنان ادارات تربیت بدنی مؤثر واقع شود.
هدف از این پژوهش، بررسی ورزش همگانی در ایران و تدوین چشم انداز و استراتژی برنامه های آینده است. این تحقیق توصیفی و از نوع پیمایشی است. نمونه ی آماری پژوهش 70 نفر است که شامل مدیران فدراسیون ورزش همگانی، رؤسای کمیته ها و انجمن های فدراسیون ورزش همگانی، رؤسای هیئت های استان ها و اعضای شورای راهبردی فدراسیون ورزش همگانی بودند. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه ی محقق ساخته ای است که شامل گویه های مربوط به عوامل درونی و بیرونی است. این گویه ها نیز شامل 40 سؤال رتبه بندی شده درباره ی قوت ها، ضعف ها، فرصت ها و تهدیدهای ورزش همگانی ایران است. تعدادی از اساتید و کارشناسان صاحب نظر، روایی این پرسش نامه را تأیید کردند. پایایی آن را نیز روش آلفای کرونباخ (0/887 = α) تأیید نمود. برای تجزیه و تحلیل داده ها، علاوه بر شاخص های توصیفی، آزمون مقایسه ی میانگین ها و آزمون فریدمن، از ماتریس ارزیابی درونی و بیرونی نیز استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد که این ورزش بر روی محور مختصاتSWOT قرار دارد که از لحاظ عوامل درونی در ناحیه ی قوت ها و از نظر عوامل بیرونی سازمان در ناحیه ی فرصت ها جای می گیرد. بر این اساس، استراتژی های تهاجمی برای توسعه ورزش همگانی توصیه شده است. علاوه بر این زمینه ی مناسب تقویت فرهنگ ورزش همگانی در کشور، افزایش مشارکت و همکاری فعال سازمان ها و نهادها، تحقق اهداف ورزش همگانی و به کارگیری تمامی ظرفیت های ملی در راستای رشد و توسعه ی ورزش همگانی کشور ارائه می شود.
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر سرعت های سریع و واقعی تصویرسازی حرکتی بر عملکرد دریبل فوتبال در بازیکنان ماهر بود. بدین منظور، 30 شرکت کننده در سه گروه تصویرسازی با سرعت سریع، تصویرسازی با سرعت واقعی، و گروه کنترل بدون تصویرسازی قرار داده شدند. پیش از تخصیص در گروه ها، شرکت کنندگان از نظر میزان توانایی در دریبل فوتبال و توانایی تصویرسازی مورد بررسی قرار گرفتند. پس از انجام پیش آزمون، سه جلسه تمرین تصویرسازی حرکت دریبل فوتبال (هر جلسه 30 کوشش) انجام شد. پس از جلسه سوم تصویرسازی، آزمون یادداری انجام شد. نتایج تحلیل کوواریانس تفاوت معنا داری بین گروه ها در متغیر وابسته نشان داد، به طوری که گروه تمرین تصویرسازی سریع، زمان اجرای سریع تری نسبت به دو گروه دیگر داشت. با توجه به نتایج پژوهش، اثر همگون سازی در دریبل فوتبال برای بازیکنان ماهر مورد تأیید قرار گرفت. به نظر می رسد افزایش سرعت تصویرسازی در بازیکنان ماهر، منطبق با مرحله یادگیری آنها بوده و در نتیجه به بهبود اجرا منجر شده است.
هدف از این پژوهش، بررسی ارتباط بین نیازهای پایه روان شناختی با بهزیستی فضیلت گرا و لذت گرا در فعالیت بدنی مردان معلول جسمی- حرکتی، بر اساس تئوری خودمختاری بود. در این پژوهش توصیفی- همبستگی، 205 مرد معلول جسمی- حرکتی از شهرهای ارومیه، تبریز و تهران، با حداقل دو سال سابقه فعالیت بدنی منظم، با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از محاسبه ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون، نشان داد که همبستگی معناداری بین سه نیاز روان شناختی با بهزیستی فضیلت گرا و برخی شاخص های بهزیستی لذت گرا وجود دارد. علاوه بر این، نیازهای حس شایستگی و استقلال، به طور معناداری بهزیستی فضیلت گرا را پیش بینی می کنند. در مورد بهزیستی لذت گرا، نیازهای شایستگی و استقلال به طور معنا داری پیش بینی کننده عاطفه مثبت، نیاز به استقلال به طور منفی و معناداری پیش بینی کننده عاطفه منفی و نیاز به وابستگی به طور معناداری پیش بینی کننده رضایت مندی از زندگی می باشد. در کل، نتایج پژوهش بیان می کند که خشنودی از نیازهای پایه ای روان شناختی در فعالیت بدنی افراد معلول جسمی-حرکتی می تواند بهزیستی فضیلت گرا و لذت گرا را پیش بینی کند.
هدف از این مطالعه تعیین ارتباط بین ابهام نقش، پذیرش نقش، انسجام تیمی و رضایت ورزشکار است. در این تحقیق فرض بر این است که ابهام نقش با پذیرش نقش و رضایت از نقش پیش بینی خواهد شد. همچنین پذیرش نقش و رضایت از نقش با انسجام تیمی و رضایت ورزشکار پیش بینی خواهد شد. پژوهش حاضر از نوع حال نگر، کاربردی، توصیفی و پیمایشی است. تعداد نمونه آماری در تحقیق حاضر 222 بازیکن مرد بسکتبالیست سوپرلیگ ایران است که به شیوه کل شمار انتخاب شده اند. ابزار گردآوری اطلاعات، مقیاس درک نقش، مقیاس پذیرش و رضایت از نقش، پرسشنامه محیط گروه و پرسشنامه رضایت ورزشکار است. از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه به روش گام به گام برای تجزیه و تحلیل اطلاعات استفاده شد. نتایج نشان داد ابهام نقش مربوط به ارزیابی نقش است و رضایت از نقش را پیش بینی می کند، همچنین ابهام نقش مربوط به مقیاس مسئولیت ها، پیش بینی کننده پذیرش نقش است.