هدف از این تحقیق نقش تلویزیون در ایجاد تعهد در مخاطبان تلویزیونی فوتبال نسبت به حامیان مالی ورزشی است که در آن پنج متغیر مهم یعنی آگاهی از نام و نشان تجاری، تصویر مثبت سازمان حامی مالی، علاقه به حامی مالی، قصد خرید و وفاداری نسبت به شرکت یا سازمان حامی مالی و محصولات یا خدمات آن مورد بررسی قرار گرفت. بدین منظور پرسشنامهای طراحی و پساز تأیید روایی پرسشنامه توسط متخصصان، پایاییآن با استفاده از ضریب آلفایکرونباخ برابر با 80/0 بدست آمد. مخاطبان تلویزیونی تیمهای پرطرفدار در لیگ دهم به عنوان جامعه آماری انتخاب شدند و تعداد 380 نفر از مخاطبان به عنوان نمونهانتخاب شدند. دراین تحقیق با روشآماریآزمون دو جملهای (نسبت)، تأثیرحمایتهای مالی ورزشی بر پنج متغیر ذکر شده درمیان مخاطبان تلویزیونی مسابقات تیمهای ذکرشده مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس نتایج بدست آمده، حمایتهای مالی ورزشی باعث آگاهی از نام تجاری، ارتقای تصویر مثبت سازمان حامی، علاقه به حامی مالی و وفاداری مخاطبان به حامی مالی میشود؛ ولی تأثیر زیادی بر افزایش قصد خرید ندارد. حامیان مالی باید در نظر داشته باشند که ایجاد تعهد در مخاطبان نسبت به آنها، یک فرایند زمان بر است و به حمایت مداوم و طولانی نیاز دارد که در نهایت به بازگشت سرمایه منجر میشود.
هدف از تحقیق حاضر تدوین برنامة راهبردی ورزش دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی است. روش تحقیق حاضر توصیفی و با توجه به موضوع در حیطة مطالعات راهبردی و از لحاظ هدف از نوع تحقیقات کاربردی بود. جامعة آماری تحقیق، مدیران و کارشناسان ادارة کل تربیت بدنی دانشگاه آزاد اسلامی، مدیران و کارشناسان منتخب تربیت بدنی دانشکده های مراکز دانشگاهی دانشگاه آزاد اسلامی و اعضای هیأت علمی رشتة تربیت بدنی آگاه به فعالیت های ادارة کل تربیت بدنی دانشگاه آزاد بود. نمونة آماری تحقیق 94 نفر بودند که به علت محدود بودن جامعة آماری به صورت کل شمار انتخاب شدند. ابزار تحقیق، پرسشنامه های باز و بسته بود. روایی پرسشنامه توسط چند تن از استادان و پایایی پرسشنامة بسته با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ و با ضریب 83 /0 تأیید شد. برای اولویت بندی قوت ها، ضعف ها، فرصت ها و تهدیدها از آزمون فریدمن استفاده شد. پس از تجزیه-وتحلیل و تشکیل ماتریس ارزیابی هریک از عوامل خارجی و داخلی، مشخص شد که جایگاه راهبردی ورزش دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی در منطقة محافظه کارانه (WO) قرار داشت و راهبردهای مطلوب آنها ارائه شد.
یکی از مهم ترین مسائلی که مدیران باشگاه های ورزشی حرفه ای با آن مواجه هستند، چگونگی فراهم آوردن و گسترش درک بهتر از رابطه بین باشگاه و طرفداران آن ها است. برخورداری باشگاه های ورزشی از ارزش اجتماعی و برآورده ساختن اهداف میان فردی طرفداران سبب می شود که طرفداران آن ها در بیان هویت خود از ویژگی های برند باشگاه استفاده نمایند و این امر می تواند وفاداری و تعلق آن ها را به همراه داشته باشد. به منظور بررسی این موضوع، در این پژوهش که از نوع توصیفی پیمایشی می باشد. یافته های پژوهش حاکی از تأثیر مثبت هویت برند باشگاه پرسپولیس بر تعلق طرفداران و مخاطبان ورزشی به این باشگاه از طریق میانجی گری نیازهای خود تعریفی طرفداران می باشد. همچنین، یافته ها نشان می دهد در صورت برخورداری از دارایی های مربوط به تداعی برند یک باشگاه ورزشی از ویژگی هایی که نیازهای خود تعریفی مصرف کننده را برآورده می سازد، باعث خواهد گردید طرفداران، باشگاه مورد نظر را جذاب انگاشته و در بیان هویت خود، از ویژگی های آن بهره برند که این امر در نهایت، موجبات تعلق آن ها به باشگاه را فراهم خواهد آورد.
تمرینات بینایی شامل تمرینات ویژه ای است که موجب ارتقای عملکرد چشم در کنترل و هماهنگی می شود و به منظور بهبود کارکرد بینایی در اجراهای ورزشی به کار می رود. هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر یک دوره تمرینات بینایی بر مهارت دریافت سرویس والیبال بود. به این منظور، 40 دانش آموز متوسطه (17 تا 19 ساله) به صورت تصادفی ساده انتخاب و به چهار گروه تمرین بینایی، مهارتی، ترکیبی و کنترل تقسیم شدند. گروه تمرین بینایی به مدت هشت جلسه در تمرینات بینایی و گروه مهارتی، هشت جلسه در تمرینات مهارتی دریافت سرویس شرکت کردند. گروه ترکیبی نیز در طول هشت جلسه تمرینی در هر دو برنامه تمرینی بینایی و مهارتی شرکت کردند. گروه کنترل در طول این مدت در هیچ گونه فعالیت مرتبطی شرکت نکردند و به کارهای عادی روزمره خود پرداختند. پیش و پس از شرکت آزمودنی ها در این جلسات تمرینی، به وسیله «آزمون دریافت سرویس والیبال در پنج منطقه» پیش آزمون و پس آزمون به عمل آمد. نتایج آزمون t همبسته برای مقایسه نمره های پیش آزمون و پس آزمون نشان داد که دو گروه تمرین ترکیبی و مهارتی پیشرفت معناداری در مهارت دریافت سرویس داشتند (05/0P<)، درحالی که پیشرفت دو گروه بینایی و کنترل از نظر آماری معنادار نبود (05/0P>). نتایج آزمون تحلیل واریانس یکراهه نیز نشان داد که تفاوت بین چهار گروه معنادار بود (001/0P=) و آزمون تعقیبی توکی نشان داد که عملکرد گروه ترکیبی بالاتر از سایر گروه ها بود. گروه تمرین مهارتی نیز بالاتر از دو گروه تمرین بینایی و کنترل بود (05/0P<). نتایج پژوهش حاضر نشان داد که تمرین ترکیبی به بهترین نتیجه در مهارت دریافت سرویس والیبال منجر شد.
تحقیق حاضر با هدف بررسی تاثیر چرخه شبانه روزی بر پاسخ سگمان ST الکتروکاردیوگرام قلب ورزشکاران به آزمون زیربیشینه 195PWC انجام گرفته است. در این تحقیق تعداد 13 نفر آزمودنی مرد با میانگین و انحراف معیار سن 3/2± 7/23 سال وزن 2/4± 69 کیلوگرم و قد 3/2±5/176 سانتی متر از میان دانشجویان دو سال آخر رشته تربیت بدنی شرکت کردند. در ساعت 8 صبح از آزمودنیها نمونههای الکتروکاردیوگرام وضعیت استراحت ECG) استراحت( گرفته شد. سپس آزمون 195 PWC به اجرا درآمد و بلافاصله پس از آن الکتروکاردیوگرام آزمودنیها ECG) صبح( گرفته شد. در ساعت 17 همان روز مجدداً آزمون 195 PWC به اجرا در آمد و پس از آن الکتروکاردیوگرام آزمودنیها ECG) عصر( ثبت شد. آزمون 195 PWC باعث تغییر معنی دار پاسخ سگمان ST الکتروکاردیوگرام قلب ورزشکاران در هر دو نوبت صبح و عصر نسبت به حالت استراحت شد اما تفاوت معنیداری بین میانگین اندازههای صبح و عصر مشاهده نشد (استراحت: 017/0± 053/0 صبح: 011/0± 023/0 عصر:
004/0± 000/0 میلی ولت 05/0P<). یافتههای تحقیق نشان میدهد هر چند که آزمون 195 PWC باعث کاهش معنیدار (از لحاظ آماری) ولتاژ سگمان ST میشود اما این کاهش از لحاظ پاتولوژیک معنیدار نیست (کمتر از 1/0 میلی ولت)؛ ضمن اینکه وقت روز (صبح یا عصر) روی پاسخ سگمان ST تاثیر نمیگذارد.
کهولت درجوامع پیشرفته ی صنعتی وغربی که میانگین سن افرادشان به مرز 80 سالگی نزدیک می گردد،یکی از مشکلات عمده ی این جوامع به شمار می رود. با گذشت حدود سه دهه ،از عمر،قابلیت های فیزیولوژیکی وکارکردی روبه افول می گذارد.برخی ازاین قابلیت ها که بیشتر تحت تاثیر قرار می گیرند،عبارتند از:قدرت عضلانی،کارکرد عصبی، کارکرد ریوی،کارکرد قلبی –عروقی، ترکیب بدن وتوده ی استخوانی قابل ذکر است که میزان کاهش عملکرد این توانایی ها دردوره ی سالمندی ،به یک میزان نیست.صرف نظر از سن،فعالیت های مناسب جسمانی منظم نیز سبب بهبود فیزیولوژیکی بدن می گردد. مقدار تاثیرات بستگی به عوامل مختلفیچون سطح آمادگی جسمانی اولیه ،سن ونوع تمرین دارد.تمرینات ورزشی قادر به مقابله با تاثیرات منفی حاصل ازکشیدن سیگار،چاقی وپرفشار خون است.به هرحال ،چنین به نظر می رسد که فعالیت های جسمانی برنامه ریزی شده ومنظم، در طول زندگی ،بیمه نامه ای را به صورت سلامتی وعمر طولانی ،در اختیار شرکت کنندگان در چنین برنامه هایی می گذارد .
هدف از تحقیق حاضر تعیین وضعیت کتب درسی مدیریت اوقات فراغت و ورزش های تفریحی در دانشگاه های ایران تا پایان سال 1393 از نظر ظاهر بود. روش تحقیق، توصیفی تحلیل محتوا و جامعه آماری شامل 34 کتاب مدیریت اوقات فراغت و ورزش های تفریحی منتشر شده تا پایان پاییز 1393 بود.با توجه به محدود بودن جامعه آماری، نمونه آماری را 18 کتاب اوقات فراغت و ورزش های تفریحی منتشر شده تا پایان پاییز 1393 را تشکیل داد. روش نمونه گیری به صورت هدفمند و نمونه گیری در دسترس بود. ابزار جمع آوری اطلاعات را برگه کدگذاری شده محقق ساخته دو بخشی شامل مشخصات عمومی کتاب و مقوله ها یا واحدهای تحلیل تشکیل داد. یافته های حاصل از تجزیه و تحلیل داده های مربوط به کتب مدیریت اوقات فراغت و ورزش های تفریحی نشان داد که این کتاب ها از دیدگاه اساتید، در بعد ظاهری به طور معنی داری مناسب نیستند درحالی که دانشجویان معتقد بودند که این کتاب ها در بعد ظاهری به طور معنی داری نامناسب هستند.
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر یک دوره برنامه تمرینی منتخب از برنامه حرکتی اسپارک بر بهبود مهارت های دست کاری کودکان دختر مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی شهرستان شیراز می باشد. بدین منظور، از بین کلیه دانش آموزان دختر پایه دوم ابتدایی شهرستان شیراز به صورتتصادفیخوشه ای و بر اساس پرسشنامه و آزمون عملیMABC ، 30 نفر از دانش آموزان مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی انتخاب شدند. آزمودنی ها پس از انجام پیش آزمون به طور تصادفی به دو گروه 15 نفری همگن به عنوان گروه کنترل و تجربی تقسیم شدند. گروه تجربی به مدت 12 جلسه برنامه تمرینی منتخب که بخش هایی از برنامه حرکتی اسپارک برای کودکان است را انجام دادند در حالی که آزمودنی های گروه کنترل به فعالیت های معمول خود در مدرسه می پرداختند. سپس، از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. جهت سنجش میزان رشد مهارت های حرکتی این کودکان از آزمون مهارت های حرکتی درشت اولریخ ویرایش دوم(TGMD 2) استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس مرکب 2´2 استفاده شد. نتایج نشان داد که برنامه تمرینی اسپارک تأثیر معناداری بر بهبود مهارت های دست کاری کودکان گروه تجربی نسبت به گروه کنترل (0.05>P) داشته است. این برنامه تمرینی باایجادفرصتمناسببرایتمرین می تواندتجربهحرکتیمناسبیبرایکودکان باشد؛ لذا، پیشنهاد می شوددرمدرسهبرایرشدمهارت هایحرکتی دست کاری کودکان مورداستفادهقرار گیرد.
هدف از پژوهش حاضر بررسی مشکلات استعدادیابی در رشتة فوتبال است. کلیه مربیان تیم های پایه فوتبال لیگ آسیا ویژن استان تهران در رده های نوجوانان، جوانان و امید جامعه آماری پژوهش را تشکیل دادند. نمونه آماری با استفاده از جدول مورگان 42 نفر انتخاب شد. به دلیل نبود پرسشنامه استاندارد در این زمینه، محقق با استفاده از نظر استادان تربیت بدنی و علوم ورزشی و مربیان رده های پایه تیم ملی فوتبال، پرسشنامه ای به صورت مقیاس پنج ارزشی لیکرت طراحی کرد، اعتبار صوری و محتوایی پرسشنامه را استادان تربیت بدنی و مربیان فوتبال تأیید کردند و ضریب پایایی آن با استفاده از فرمول آلفای کرونباخ 86 صدم به دست آمد. پس از دریافت اطلاعات از آزمودنی ها، با استفاده از نرم افزارهای Excel و Spss از طریق آمار توصیفی و آمار استنباطی (آزمون فریدمن) اطلاعات به منظور بررسی مشکلات استعدادیابی فوتبال تجزیه وتحلیل شد. نتایج نشان داد که مهم ترین مشکلات استعدادیابی در فوتبال به ترتیب عبارتند از: کمبود امکانات مالی و مادی برای استعدادیابی فوتبال، نبود کمیته های تخصصی استعدادیابی در باشگاه ها، نداشتن برنامة اصولی برای استعدادیابی فوتبال، آشنا نبودن با روش های علمی استعدادیابی، و تربیت نکردن افراد متخصص در امر استعدادیابی توسط سازمان های مربوط.
هدف از این مطالعه، بررسی اثر تداخل زمینهای بر اکتساب، یادداری و اشتغال مهارتهای والیبال (مبتنی بر تغییرات در برنامههای حرکتی تعمیم یافته و پارامتر) بوده است. این تحقیق در قالب دو آزمایش انجام شد. در این پژوهش، تعداد 78 دانشجوی دختر مبتدی با میانگین سنی 1032203 شرکت کردند. آزمودنیها، در آزمایش یک، مهارتهای والیبال شامل پنجه، پاس و سرویس را آموختند. آزمایش 2، شامل مهارت پنجه در فواصل مختلف بود. سپس شرکتکنندگان در سه گروه گمارده شدند. قبل از قرار گرفتن افراد در گروهها، پیشآزمون به عمل آمد. سه گروه شامل تمرین مسدود، زنجیرهای و تصادفی بود. همه آزمودنیها در 6 جلسه تمرین شامل: 60 کوشش در هر جلسه و 20 کوشش برای هر تکلیف شرکت کردند. پس از پایان جلسات تمرین آزمونهای یادداری و انتقال در روزهای مجزا انجام شد. تحلیل عاملی واریانس با اندازههای تکراری روی جلسات تمرین، پیشرفت معنیدار سه گروه را در هر دو آزمایش نشان داد. اما تفاوت بین گروهها معنیدار نبود. نتایج ANOVA یک راهه اثر معنیداری را بین گروههای در آزمونهای یادداری و انتقال نشان نداد. براساس نتایج این تحقیق، هیچ اثر معنیداری از تداخل زمینهای در یادگیری مهارتهای والیبال یافت نشد. یافتههای این تحقیق نشان میدهند که تمرینهای قالبی، زنجیرهای قالبی یا تصادفی میتوانند برای یادگیری مهارتهای والیبال در افراد مبتدی مورد استفاده قرار گیرند.
هدف از تحقیق حاضر بررسی عوامل مرتبط با شاداب سازی و زیباسازی اماکن ورزشی بر گرایش دانشجویان خوابگاهی به فعالیت بدنی بود. روش تحقیق مورد استفاده توصیفی از نوع همبستگی بود که به صورت میدانی انجام شد. جامعه آماری این تحقیق را کلیه دانشجویان دختر و پسر ساکن در خوابگاه-های دولتی و استیجاری دانشگاه ارومیه تشکیل می دادند (5366 نفر). نمونه آماری نیز با توجه به جدول مورگان و روش نمونه گیری سهمیه ای، 361 نفر در نظر گرفته شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه روا و پایای (89/0 = α) محقق ساخته شامل 38 سؤال بسته پاسخ در طیف پنج گزینه ای استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی، آزمون کولموگروف-اسمیرنوف و همبستگی اسپیرمن تجزیه و تحلیل شدند. نتایج پژوهش هفت عامل شامل تحول در نگرش مسئولین و استفاده صحیح از امکانات، شاداب سازی محیط های ورزشی، استفاده از شیوه های تبلیغاتی برانگیزاننده، روی آوری به فعالیت ها و امکانات ورزشی جدید، شرکت دادن دانشجویان در فعالیت های گروهی، جذب مشارکت دانشجویان در محیط های ورزشی و ایجاد خلاقیت و هیجان در برنامه های ورزشی را به عنوان عوامل مؤثر نشان داد. با توجه به نتایج پژوهش ایجاد فضایی صمیمی و بانشاط و براساس فرهنگ دانشجویی و نیز فراهم آوردن شرایط مناسب برای تعامل هرچه بیشتر بین دانشجویان به وسیله فعالیت بدنی، تشویق آنان به شرکت در تصمیم گیری ها، مسئولیت ها و تجهیز اماکن ورزشی، پیشنهاد می شود.
هدف از این پژوهش، پیشبینی تعهد سازمانی براساس عوامل رضایتمندی نیروهای داوطلب در ورزش می باشد. روش تحقیق توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعة آماری تحقیق کلیة نیروهای داوطلب شرکت کننده در دهمین المپیاد فرهنگی – ورزشی دانشجویان دختر و پسر دانشگاههای سراسر کشور بود. به دلیل پایین بودن حجم جامعة آماری، نمونه به صورت تمام شمار بهدست آمد که در حقیقت نمونه برابر جامعه است (N = n). بر این اساس، 120 نفر به عنوان نمونة آماری ارزیابی شدند. اطلاعات مورد نیاز از طریق سه پرسشنامة اطلاعات جمعیت شناختی، رضایتمندی از تجارب داوطلبی (ملائی و همکاران) و تعهد سازمانی (آلن و می یر) جمعآوری شد. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه ها توسط گروهی از استادان صاحبنظر دانشگاهی تأیید شد. در یک مطالعة راهنما و با استفاده از ضریب همبستگی آلفای کرونباخ مقدار پایایی پرسشنامه های رضایتمندی و تعهد سازمانی برابر با 92/0 محاسبه شد. داده های تحقیق در دو سطح توصیفی و استنباطی ارزیابی شد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمونهای فریدمن و تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج نشان داد که میانگین تعهد سازمانی و رضایتمندی داوطلبان به ترتیب برابر با 64/0± 66/3 و 49/0 ± 79/3 بود. همچنین یافته های تحقیق نشان داد که اولویت عوامل رضایتمندی داوطلبان به ترتیب شامل رضایت از کسب تجربه، اجتماعی، هدفمند، تعهد، شغلی، مادی، پیشرفت و حمایتی است. براساس نتایج تحلیل رگرسیون مشخص شد چهار عامل رضایت از تعهد، حمایتی، شغلی و مادی 57 درصد واریانس تعهد سازمانی داوطلبان را تبیین میکنند (57/0 = R2، 001/0 P= ، 164/37 = (115، 4) F). ازاین رو به مدیران امور داوطلبی و مسئولان برگزاری رویدادهای ورزشی پیشنهاد میشود به تأثیرگذاری عوامل رضایتمندی داوطلبان و تعهد سازمانی آنان بر یکدیگر توجه داشته باشند و باتوجه به اولویتهای مشخص شده برای عوامل رضایتمندی و تعهد سازمانی، برنامه های مدیریت داوطلبان را به گونه ای طراحی و اجرا کنند که باعث افزایش رضایتمندی نیروهای داوطلب و بالا رفتن سطح تعهد آنان شود.
نظر به اهمیت پایبندی به تمرین، هدف این پژوهش بررسی اثر یادگیری مشارکتی بر پایبندی با تأکید بر نقش واسطه ای لذت و خود-کارآمدی ورزشی بود.
نمونه آماری 42 دانش آموز پسر مقطع راهنمایی بودند که در دو گروه (مشارکتی:20تن، مرسوم:22تن) 21جلسه تمرین کردند. پیش و پس از مداخلات، خود-کارآمدی و لذت آزمودنی ها بررسی شد. پایبندی نیز بر اساس نتایج حضوروغیابشان ارزیابی گردید.
خود-کارآمدی پس از مداخله در گروه مشارکتی به صورت معناداری افزایش یافت، اما لذت هیچ یک از گروه ها تغییر معناداری نکرده بود. بررسی تفاوت های درون گروهی تغییرات خود-کارآمدی و لذت از ورزش نشان داد که در گروه مرسوم در هر دو متغیر، تفاوتی معنادار وجود داشت، درحالی-که در گروه مشارکتی این تفاوت مشاهده نشد. بیشتر بودن میزان پایبندی گروه مشارکتی نسبت به گروه مرسوم، به دلیل تعداد کم نمونه، معنادار نبود.
به نظر می رسد یادگیری مشارکتی با افزایشِ همگنِ خود-کارآمدی و جلوگیری از ایجاد تفاوت درون گروهیِ لذت بتواند پایبندی را افزایش دهد.