در این پژوهش تاثیر یک جلسه تمرین فزاینده درمانده ساز بر تستوسترون و کورتیزول بزاقی در کشتی گیران دانشگاهی بررسی شد.
9 دانشجوی مرد کشتی گیر با میانگین سنی 2.18±22.44 قد 8.24±170 سانتی متر وزن 9.02±66.6 کیلوگرم حداکثر اکسیژن مصرفی 3.44±47.11 میلی لیتر در دقیقه به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن و سابقه تمرین کشتی 3±6 سال به عنوان آزمودنی این پژوهش انتخاب شدند. هر یک از آزمودنی ها روی نوارگردان با استفاده از دستورالعمل بروس تا سرحد خستگی دویدند. نمونه تحریک نشده بزاق در زمان استراحت قبل از تمرین به مدت 90 دقیقه با فواصل زمانی 30 دقیقه بعد از تمرین جمع آوری شد. غلظت تستوسترون و کورتیزول بزاقی با استفاده از روش (ELISA) مورد سنجش قرار گرفتند اطلاعات بدست آمده با استفاده از روش آماری (ANOVA) با اندازه گیریهای مکرر تجزیه و تحلیل آماری شد و سطح معنی داری نیز (P<0.05) در نظر گرفته شد. غلظت تستوسترون بزاقی بلافاصله پس از یک جلسه تمرین فزاینده تا سرحد خستگی کاهش یافت (P<0.001) و این کاهش پس از 90 دقیقه دوره ریکاوری در مقایسه با زمان استراحت معنی دار شد (P<0.001). غلظت کورتیزول بزاقی بلافاصله و 30 دقیقه پس از تمرین در مقایسه با مقادیر زمان استراحت افزایش یافت (P<0.001) اما 90 دقیقه پس از تمرین از غلظت کورتیزول کاسته شد و به نزدیکی مقادیر استراحتی رسید. غلظت نسبت تستوسترون به کورتیزول نیز بلافاصله پس از تمرین در مقایسه با مقادیر استراحتی کاهش یافت (P<0.001) و تا 90 دقیقه پس از تمرین روند کاهش آن ادامه یافت. نتایج بدست آمده از این پژوهش نشان داد یک جلسه تمرین فزاینده درمانده ساز موجب تغییرات برجسته ای در غلظت تستوسترون و کورتیزول بزاقی می شود. این تغییرات تا 90 دقیقه پس از تمرین نیز ادامه دارد. کاهش نسبت تستوسترون به کورتیزول نیز نشان دهنده بر هم خوردن تعادل روندهای آنابولیک و کاتابولیک متعاقب یک فعالیت درمانده ساز است.
هدف از این تحقیق مقایسه خرده مقیاس های تصویر بدنی بزرگسالان فعال و غیرفعال در دو گروه مردان و زنان و بررسی ارتباط بین تصویر بدنی با ترکیب بدنی و نوع پیکری است. آزمودنی های این تحقیق را 120 مرد و زن 65-25 ساله تشکیل دادند که به دو گروه فعال و غیر فعال تقسیم شده بودند. ابزار مورد استفاده برای جمع آوری اطلاعات در مورد متغیر تابع شامل پرسشنامه خود_توصیفی بدنی بود که از سه خرده مقیاس چربی بدن کل بدن و شاخص توده بدن و نوع پیکری شامل تیپ های چاق پیکر عضلانی پیکر و لاغر پیکر بودند که به روش هیث_کارتر تعیین شده بودند. روش های آماری مورد استفاده شامل MANCOVA دو متغیر (جنس X گروه) و ضریب همبستگی پیرسون و نیز آزمون Z فیشر برای مقایسه ضرایب همبستگی بودند.
بر اساس نتایج تحقیق کوواریانس چند متغیره تعامل معنی داری (F=3.55 P<0.017) در مورد جنس و گروه در خرده مقیاس های تصویر بدنی وجود دارد. همچنین نتایج همبستگی نشان داد که رابطه معکوس و معنی داری بین تصویر بدنی با درصد چربی بدن (r=-0.49 P<0.000) و شاخص توده بدن (r=-0.38 P<0.000) و چاق پیکری (r=-0.48 P<0.000) و عضلانی پیکری (r=-0.38 P<0.000) و نیز رابطه مستقیم و معنی داری در لاغر پیکری (r=-0.39 P<0.000) وجود دارد.
نتیجه اینکه نگرش افراد بزرگسال نسبت به بدن خود ناشی از توانایی ها و ابعاد بدنی بوده و مردان فعال تصویر بدنی مثبت تری نسبت به زنان دارند.
هدف پژوهش حاضر توصیف میزان زمان و محل گذران اوقات فراغت و انواع فعالیت های فراغتی مورد علاقه و فعالیت های روزانه هفتگی و سالیانهح ارتباط بین رضایت مندی از گذران اوقات فراغت با تعداد فرزندان سطح تحصیلات میزان پرداختن به فعالیت های بدنی در اوقات فراغت در بین زنان ایرانی بوده است جامعه آماری تحقیق حاضر شامل کلیه زنان 20 تا 65 ساله شهر ی است که 08% آنها به عنوان نمونه به شکل تصادفی انتخاب و پرسشنامه تهیه شده (R=80) بین آنان توزیع و جمع آوری شد سطح تحصیلی 70 در صد افراد مورد آ زمون دیپلم یا زیر دیپلم و میانگین تعداد فرنزدان آنان 3 بوده است میزان اوقات فراغت روزانه آنان 3/8 ساعت می باشد و تماشای تلویزیون با میانگین 132 دقیقه بالاترین فعالتی فراغتی آنان را تشکیل می دهد یک چهارم آنان از نحوه گذران اوقات فراغت خود راضی هستند 43/5 در صد آنان با انگیزه کسب نشاظط و احساس لذت ورزش می کنند بین میزان اوقات فراغت و مقدار ورزش هفتگی ارتباط معنی داری مشاهده شد تعداد فرزندان و سطح تحصیلات و مقدار پرداختن به ورزش پیشگوی معنی داری برای رضایت از گذراندن اوقات فراغت بوده است .
برنامه ریزی آرمانی یک روش بسیار کارامد در تصمیم گیری در مورد چند هدف است تخصیص منابع در تربیت بدنی یک تصمیم گیری چند هدفی است در این مقاله با مرور سوابق برنامه ریزی ریاضی در تخصیص منابع مدل برنامه ریزی آرمانی برای تخصیص منابع در تربیت بدنی طراحی شده است با توجه به قابلیت های بالای این مدل می توان مصالحه لازم بین هدف های بخش ورزش ایجاد نمود و با توجه به ترجیحات مدیران بخش با اعمال وزن در تابع هدف مجموع انحراف از هدف ها را کمینه کرد
پژوهش حاضر در نظر دارد عوامل انگیزش شغلی معلمان مرد تربیت بدنی را بررسی کند این پژوهش از روش زمینه یابی استفاده کرده و به شکل میدانی اجرا شده است جامعه آماری شامل 465 نفر از معلمان مرد تربیت بدنی راه یافته به مرحله کشوری پانزدهمین دوره مسابقات علمی و فرهنگی و ورزشی بودند که در مجموع 175 نمونه به صورت تصادفی ساده از بین آنها انتخاب شدند روش گرد آوری اطلاعات شامل پرسشنامه محقق ساخته انگیزش شغلی بود که بر اساس چهار گروه متغیر عمده زیر تهیه شده بود 1- ویژگی های فردی 2- ویژگی های شغلی 3- ویژگی های محیط کار 4- ویژگی های محیط بیرونی به منظور بررسی روایی و اعتبار پرسشنامه آن را در مطالعه ای مقدماتی مورد ارزیابی قرار داده و میزان اعتبار آن از طریق ضریب الفا کرونباخ 8451/0=a به دست آمد در این پژوهش از آزمون آنالیزواریانس LSD و HSD استفاده شده است نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد بین انگیزش شغلی معلمان مرد تربیت بدنی بر حسب مقطعی که در آن تدریس می کنند و همچنین بر حسب میزان تحصیلاتشان تفاوت معناداری وجود دارد ولی بین انگیزش شغلی آنها بر حسب سنوات خدمتشان تفاوت معنا داری وجود ندارد
هدف از انجام این پژوهش تعیین تیپ شخصیتی مدیران تربیت بدنی دانشگاه ها و ارتباط آن با موفقیت شغلی است بدین منظور دو پرسشنامه الگوی رفتاری و موفقیت شغلی که در سال 1982 توسط ایوانسویچ و رادسیپ ساخته شده مورد استفاده قرار گرفت جامعه مورد نظر در این پژوهش شامل مدیران آموزشی (روسای دانشکده ها و مدیران گروه ها و معاونین آموزشی تربیت بدنی ) و مدیران اجرایی ( مدیران ادرات تربیت بدنی دانشگاه ها) بود نتایج تحقیق نشان داد که 86 در صد مدیران تیپ A ¾ در صد تیپ B و 7/9 در صد تیپ X یا بینابین A و B بوند از نظر موفقیت شغلی 88 در صد مدیران موقعیت برد – برد را ترجیح داده ودر زمره افراد موفقیت طلب قرار داشتند 12 در صد نیز موقعیت برد باخت را پذیرفته بودند همچنین تحقیقات نشان داد که ارتباط ضغیفی 50/0=r بین مدیران آموزشی تیپ A و موفقیت شغلی وجود دارد اما ارتباط بین موفقیت شغلی و افراد تیپB از نظر آماری معنادار بود نتایج نشان داد که اکثر مدیران تربیت بدنی از نظر شخصیتی تیپ A بوده وعلی رغم اینکه از ویژگی های بارز افراد این تیپ موفقیت طلبی است اما ارتباط بسیار ضعیفی باموفقیت شغلی داشتند از طرفی افراد تیپ B که در اقلیت قرار داشتند ارتباط بسیار قوی ای با موفقیت شغلی داشتند نتایج تحقیق نشان داد که هیچ یک از مدیران تربیت بدنی مبتلا به بیماری خاص مرتبط با الگوی رفتاری A نیستند
هدف ویژه از این تحقیق اعتبار سنجی آزمون شاتل ران نوع اول و دوم در برابر آزمون استاندارد نوارگردان الستاد است. سنجش آمادگی قلبی - تنفسی همواره علاقه و توجه متخصصان علوم ورزشی را به خود معطوف کرده آنها را ترغیب کرده است که روش های نوینی را جهت تخمین شاخص طلایی حداکثر اکسیژن مصرفی آزمودنی ها ابداع نمایند. از میان این روش ها می توان آزمون دوی رفت و برگشت 20 متر را نام برد که به دلیل اعتبار بالای آن در برآورد VO2max شناساندن و اعتبار سنجی آن در ایران اهمیت خاصی دارد.
17 دانشجوی پسر 24-18 ساله دانشگاه بوعلی سینا همدان با وزن 10.5+66.5 کیلو گرم و BMI 2.5+22.4 مترمربع بر /کیلوگرم داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند. آزمودنی ها با 48 ساعت فاصله زمانی سه آزمون را به انجام رساندند و متغیرهای هوازی نسبی ضربان قلب تمرین و درصد ضربان قلب ذخیره و کمیت های سرعت مسافت و زمان اجرای آزمون های سه گانه برآورد گردید.
بین برآورد VO2max در آزمون های شاتل ران نوع اول و دوم با تخمین VO2max نوارگردان الستاد به ترتیب همبستگی معنی دار R=0.81 و R=0.90 به دست آمد (P<0.0001) میان ظرفیت هوازی مشتق از عوامل سرعت مسافت و معادل متابولیک استراحت شخص و تخمین ظرفیت هوازی بر مبنای توانی از زمان اجرا [(t)n] همبستگی مثبت و چشمگیری وجود دارد R=0.97 SE=2.3 P=0.0000)) همچنین در این آزمون ارتباط مثبت بین متغیرهای سرعت مسافت زمان اجرا ضربان قلب تمرین و درصد ضربان قلب ذخیره آزمودنی ها مشاهده شد (R=0.63-1 P<0.006)
+24.43(الستادy (VO2 max-SH.I) =0.42 (VO2 max-
R=0.81 SE=3.6 P<0.0001
1.47 (VO2 max-SH.II)-24.43 =(الستادy(VO2 max-
R=0.90 SE=5.04 P<0.0000
یافته های این تحقیق نشان می دهد که هر یک از آزمون های شاتل ران نوع اول و دوم از درجه روایی و اعتبار بالایی در جهت برآورد ارزش نسبی VO2max جوانان برخوردار است .
هدف از انجام این تحقیق بررسی نقش برنامه ریزی های مختلف آگاهی از نتیجه (kR) با تاکید بر موضوع عدم قطعیت در دریافت KR در یادگیری تکلیف حرکتی تولید نیرو بوده است. 40 آزمودنی براساس نوع برنامه ریزی KR به پنج گروه KR 100%، 50%KR، KR پیش بینی شده،KR تصادفی و بدون KR تقسیم شدند. نتایج تحقیق نشان داد که بین گروههای مختلف برنامه ریزی KR در مراحل اکتساب، پایداری و انتقال تفاوت معنی داری وجود نداشت، ولی اثر اصلی معنی داری در مورد دسته کوششهای تمرینی مشاهده شد. نتیجه اینکه هر نوع برنامه ریز KR منجر به کاهش خطا در انجام تکلیف شده و در مورد تمرینات نوع ثابت بین انواع برنامه ریزی های KR و نیز قطعیت یا عدم قطعیت در دریافت KR در مورد یادگیری تکلیف حرکتی چندانی وجود ندارد.
کمردرد به عنوان یک مشکل فراگیر تمامی افراد اعم از ورزشکار و غیرورزشکار را مبتلا ساخته و علاوه بر رنج هزینه اقتصادی بالایی را نیز بهمراه دارد. 80% از افراد حداقل یک بار در زندگی خود به کمردرد مبتلا می شوند. از این میان 15% به طور دایم ناتوان می شوند و 60% نیز ظرف یک سال متوالی مجددا به دردهای طولانی مدت مبتلا می شوند. لذا شناخت و درمان ناهنجاری عملکردی و رفع عواملی که ممکن است به ابتلا مجدد منجر شوند ضروری است. در این تحقیق وضعیت نیروی عضلات تنه قبل و بعد از درمان بمنظور شناسایی یک عامل هشدار دهنده در بروز کمردرد مورد مطالعه قرار گرفت. تعداد 17نفر از مبتلایان به کمردرد مزمن و 20 نفر از افراد سالم در گروه سنی مشابه مورد مطالعه قرار گرفته سپس بیماران 12 جلسه تحت ورزش درمانی قرار گرفتند. قبل و بعد از درمان متغیرهای دردکمر، نیروی ایزومتریک فلکسورها و اکستنسورهای تنه در حالت های ایستاده، نیمه خمیده و کاملا خمیده در هر دو گروه اندازه گیری و با استفاده از MANOVAمقایسه شدند. نتایج: در بیماران نیروی ایزومتریک فلکسورها تا 50% و نیروی ایزومتریک اکستنسورها تا 80% آسیب دیده بودند (P<0.01). در افراد طبیعی نیروی ایزومتریک اکستنسورها در وضعیت های الگوی خاصی داشت و حداکثر نیرو مربوط به حالت نیمه خمیده بود. پس از درمان، کمردرد بیماران بهبود یافته و نیروی ایزومتریک فلکسورها در هر سه حالت تنه به وضع طبیعی بازگشت. اما، هنوز نیروی ایزومتریک اکستنسورها در دو وضعیت ایستاده و کاملا خمیده 65% و نیز در وضعیت نیمه خمیده 45% با الگوی افراد سالم فاصله داشت (P<0.05). علیرغم بهبودی درد بیماران عملکرد عضلات تنه ایشان اصلاح نشده بود و کماکان شباهت و به وضعیت قبل از درمان داشت. این الگوی غیرطبیعی در بیماران می تواند بعنوان یک عامل هشدار دهنده برای احتمال بروز مجدد کمردرد محسوب شود.
هدف پژوهش، مقایسه رشد حرکتی، رشد اجتماعی و ارتباط رشد حرکتی و رشد اجتماعی 120دانش آموز دختر غیر ورزشکار و 80 ورزشکار (20 شناگر، 35 والیبالیست و 35 بستکبالیست) کلاس سوم راهنمایی منطقه شش تهران بوده است. آزمودنی ها مورد آزمون های رشد اجتماعی و ایتزمن و شکل کوتاه مهارت حرکتی برونینکز - اوزرتسکی قرار گرفته اند. سپس از ضریب همبستگی پبرسون، آزمون t مستقل و تحلیل واریانس یکطرفه بهره گیری شده نتایج در سطح احتمال خطاپذیری 5 درصد به دست آمده که عبارتند از: بین رشد حرکتی و مهارت حرکتی درشت، ظریف و درشت و ظریف با رشد اجتماعی معنی داری وجود نداشت و ورزشکاران در رشد حرکتی برتر از غیر ورزشکاران بوده، اما ورزشکاران انفرادی و گروهی با هم تفاوتی نداشتند. همچنین ورزشکاران، اجتماعی تر از غیر ورزشکاران بودند. لیکن در رشد اجتماعی ورزشکاران انفرادی و گروهی تفاوت معنی داری مشاهده نگردید.
این تحقیق بر روی 11 نفر از زنان کاراته کا نخبه کشور انجام شد نخست از آزمودنی ها خواسته شد فن گیاکوزوکی (ضربه مشت) را به دو رشو اجرا از روی کمر و اجرا از نیمه راه و هر روش را به دو شکل کلاسیک و استیل فردی انجام دهند سپس با روش نیمه تجربی و فیلمبرداری دو بعدی به تجزیه و تلحیل و مقایسه روش ها و اشکال گوناگون اجرای فن پرداخته شد و 54 فرض برای آن منظور گردید و پارامتر هایی مانند نیروی بازو وساعد سرعت حرکت مچ دست سرعت زاویه اثر مچ دست و شتاب مچ دست به طور مستقیم و اطلاعاتی مانند انرژی جنبشی بازو و ساعد و توان بازو و ساعد بهش کل غیر مستقیم و با استفاده از فرمول های P= F.V و FK=W=P.T محسابه شد فیلمرداری طی دو مرحله انجام شد در مرلحه اول از آزمودنی ها خواسته شد فن گیاکوزوکی را با حداکثر سرعت و بهش یوه استیل خاص به خود یک بار از روی کمر و بار د یگر از نیمه راه اجرا کنند در مرحله دوم فیلمرداری سه روز قبل از اجرای یک جلسه تمرینی از آزمودنی ها خواسته شد فن گیاکوزوکی را به شکل کاملا کلاسیک و با رعایت پنج نکته اساسی تمرین و روز فیلمبرداری اجرا کنند پس از اخذ داده های مربوط به متغیر ها با استفاده از آزمون T و با ضریب اطمینان 95% خطای آلفای کمتر از 0/05 تجزیه و تحلیل آمار ی به عمل آمد که د رکل پنج فرض 2، 3، 9، 41 و 44 تفاوت معنا داری دیده شد.