هدف پژوهش حاضر تعیین اثر دو شدت مختلف فعالیت بدنی بر سلو لهای اجدادی اندوتلیال سیار
در زنان جوان سالم بود. به همین منظور به وسیله پرسشنامه، 15 دانشجوی دختر از بین داوطلبان شرکت در
22 سال، شاخص توده بدن ±1/ پژوهش به طور تصادفی انتخاب شدند و در دو گروه (گروه 1: میانگین سن 8
21 سال، شاخص توده بدن ±1/ 20/81±1/91 کیلوگرم بر متر مربع، تعداد 8 نفر، گروه 2: میانگین سن 5
20/38±1/66 کیلوگرم بر متر مربع، تعداد 7 نفر) قرار گرفتند. هر گروه به مدت 30 دقیقه در شدت فعالیت
روی نوارگردان دویدند. نمونه های خونی برای (HRmax %85 : 70 % و گروه 2 : مربوط به خود(گروه 1
گلبول ،(Isotype control) و ایزوتوپ کنترل آن CD اندازهگیری سلول های اجدادی اندوتلیال سیار + 34
سفید و پلاکت، قبل و 10 دقیقه پس از انجام آزمون از همه آزمودنی ها گرفته شد. برای تجزیه و تحلیل
و ضریب همبستگی (ANOVA) وابسته (زوجی)، آزمون تحلیل واریانس یکطرفه t داده ها از آزمون
در نظر گرفته شد. یافته های حاصل از پژوهش (P < 0/ پیرسون استفاده شد. حداقل سطح معن اداری ( 05
CD نشان داد که هر دو شدت فعالیت بدنی باعث افزایش معنادار تعداد 34+
می شود ، این Plt و WBC ،
بیشتر بود، اما از نظر آماری معنادار نبود. از بین متغیرهای اندازه گیریشده HRmax % اثرگذاری با شدت 85
CD فقط بین 34+
و پلاکت رابط ه معنادار مشاهده شد. در نهایت می توان بیان کرد که فعالیت بدنی با
شود و با توجه EPC می تواند موجب افزایش بازسازی عروق ناشی از بسیج HRmax % شدت 70 % و 85
اینگونه بسیج سلولی ممکن است بهعنوان ساز و کار جبرانی یا ترمی م EPC به ارتباط معنادار پلاکت با
فیزیولوژیک در آسیب التهابی حاد ب هکار رود
هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر اجرای سه نوع بازیافت به صورت فعال، غیرفعال و حرکات کششی
حین انجام تمرین استقامتی شدید تکراری بر ظرفیت تامپونی و تنظیم یون هیدروژن خون و ارائه راهبردهایی
برای بهبود پاسخهای فیزیولوژیکی در رابطه با سیستمهای بافری بدن میباشد که ممکن است موجب تأخیر
در بروز خستگی و بهبود اجرای ورزشی در مورد برخی از رشتههای ورزشی که الگوی فعالیت بدنی آن ها
شبیه به پروتکل انجام شده در این تحقیق است، خواهد شد. به همین منظور، محقق 10 نفر از دانشجویان
رشته تربیتبدنی ورودی سال 86 دانشگاه تریت معلم تهران را تحت عنوان گروه تجربی یا آزمایش انتخاب
کرده و این موضوع را طی پژوهش خود مورد بررسی قرار داده است. گروه آزمایش سه نوع بازگشت به حالت
اولیه را حین اجرای پروتکل ورزشی آزمون استقامتی شدید تکراری 2 طبق الگویی خاص و با اجرای یکی از
سه نوع بازیافت ذکر شده به صورت متقاطع 3 طی سه روز متوالی به مدت یک هفته انجام د ادند . بلافاصله
،4PH پس از آخرین مرحله بازیافت از آزمودنی ها نمونه خون شریانی گرفته شد و با دستگاه گازومتری
PCO2
5 HCO3 ،6BB ،
8BE ،7 - 9 اندازهگیری شدند. نتایج تحلیل واریانس برای O2-sat و
اندازه گیری های تکراری نشان داد که بین بازیافت فعال و حرکات کششی و نیز بین بازیافت غیرفعال و حرکات
0/ تفاوت معناداری در سطح آلفای 05 O2-sat بین بازیافت فعال و غیرفعال برای ،BB و PH کششی در مورد
HCO3 ،PCO وجود دارد. بین بازیافت فعال، غیرفعال و حرکات کششی در مورد 2
-
در سطح آلفای BE و
0/05 تفاوت معناداری مشاهده نشد. نتایج پژوهش نشان میدهد که انجام انواع بازیافت حین تمرینات استقامتی شدید تکراری بر روی ظرفیت تامپونی خون شریانی تأثیرگذار است و با توجه به معنادار بودن اختلاف
میانگینها در مورد برخی اجزای سیستم بافری بدن حین بازیافت غیرفعال نسبت به دو نوع دیگر بازیافت انجام
شده، ظرفیت تامپونی خون شریانی طی بازیافت غیرفعال نسبت به بازیافت فعال و حرکات کششی کمتر
تضعیف میشود
مقدمه: اسید چرب امگا-3 نوعی اسید چرب اشباع نشده است که با افزایش بیان آدیپونکتین در بافت چربی همراه است. هدف این تحقیق بررسی تاثیر مصرف اسید چرب امگا- 3 و فعالیت ورزشی هوازی برغلظت آدیپونکتین و مقاومت به انسولین زنان سالمند بود. روش شناسی: 37 زن سالمند 55-80 سال سالم به طور داوطلبانه انتخاب و به صورت تصادفی به سه گروه تمرینات هوازی(12=n)، تمرینات هوازی به همراه مکمل اسید چرب امگا- 3 (13=n) و گروه کنترل (12=n) تقسیم شدند. فعالیت ورزشی هوازی از نوع ایروبیک موزون با شدت 40 درصد ضربان قلب بیشینه بود که به مدت ۸ هفته و ۳ جلسه در هفته انجام شد. مدت برنامه تمرین در هفته اول بیست دقیقه، در هفته دوم 35 دقیقه، هفته های سوم و چهارم 45 دقیقه و هفته های پنجم و ششم و هفتم و هشتم 60 دقیقه بود.گروه مکمل در طول دوره یک عدد کپسول 3 گرمی امگا-3 در روز دریافت کردند. انسولین و آدیپونکتین با روش ELISA وکیت تخصصی و شاخص مقاومت به انسولین با روش HOMA اندازه گیری شدند. تفاوت درون گروهی با روش t وابسته و تفاوت بین گروهی با تحلیل واریانس یک طرفه ارزیابی شد. یافته ها: نتایج این تحقیق نشان داد وزن و BMI در هر دو گروه تمرین و تمرین به همراه مکمل کاهش یافت که این کاهش در گروه تمرین همراه با اسید چرب امگا-3 معنی دار بود. همچنین، آدیپونکتین در هر دو گروه تجربی افزایش معنی داری یافت (گروه تمرین هوازی 03/0p= و گروه تمرین و مکمل001/0 p=). با این حال، در بین گروه ها در پس آزمون تفاوت معنی داری مشاهده نشد. مقاومت به انسولین در هیچ یک از گروهها و در بین گروه ها معنی دار نبود. بحث و نتیجه گیری: به طور کلی ، به نظر می رسد انجام فعالیت ورزشی هوازی به همراه مصرف مکمل اسید چرب امگا -3 تاثیر سودمندی بر وضعیت آدیپونکتین و مقاومت به انسولین زنان سالمند داشته باشد.
مقدمه: به منظور افزایش دانش و آگاهی از ارتباط بین فعالیت ورزشی، اشتها و چاقی، در پژوهش حاضر تأثیر دوازده هفته تمرین استقامتی بر تغییرات وزن، دریافت غذا و پپتید ضد اشتهای نسفاتین-1 در رتهای نر چاق، بررسی گردید. روش شناسی: 16 سر رت نر ویستار 2 ماهه، به مدت 8 هفته با غذای پرچرب تغذیه شدند تا به میانگین وزنی g30 ±319 رسیدند. سپس رتها به صورت تصادفی به دو گروه 8 تایی: گروه کنترل و گروه تمرین استقامتی (5 روز در هفته به مدت دوازده هفته، هر جلسه 60 دقیقه با سرعت25 تا 30 متر در دقیقه) دویدن روی تردمیل بدون شیب تقسیم شدند. از روش الایزا برای آنالیز آزمایشگاهی نسفاتین-1، انسولین و گلوکز و از آزمون آنالیز واریانس مکرر و تی مستقل برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده گردید. یافتهها: نتایج نشان داد که وزن گروه تمرین به طور معناداری نسبت به گروه کنترل پایین تر بود (001/0p=). دریافت غذای گروه تمرین، 4 هفته اول کاهش معناداری نشان داد (001/0p=)، اما در هفته های بعدی به گروه کنترل نزدیک شد. نسفاتین-1 پلاسما، در گروه تمرینی به طور معناداری بالاتر بود (001/0p=). گلوکز و انسولین گروه تمرین به طور معناداری پایین تر بود (001/0p=). نتیجه گیری: بر اساس یافته های تحقیق، تمرین استقامتی مانع از روند افزایش وزن در رت ها شد که شاید کاهش میزان غذای دریافتی، یکی از عوامل تأثیر گذار باشد. احتمالا افزایش پپتید ضد اشتهای نسفاتین-1 در این رابطه نقش بازی می کند که نیاز به تحقیق بیشتر و عمیق تر در این زمینه است.
هدف از این پژوهش، مطالعه اثر چهار هفته بی تمرینی پس از هشت هفته تمرین سرعتی شدید بر عوامل خطرزای آسیب های التهابی آتروژنز بود. به این منظور 42 سر موش نر 3 ماهه نژاد ویستار به صورت تصادفی در دو گروه تجربی (24= تعداد با وزن 7 ±210 گرم) و کنترل (18= تعداد با وزن 3 ±211 گرم) قرار گرفتند. برنامه تمرینی ابتدا به مدت 12 هفته و هفته ای 3 جلسه، با مدت و شدت مشخص بین 85 تا 100 درصد و فراتر از 100 درصد VO2max) اجرا شد. پس از 24 جلسه تمرین، 6 سر موش از آزمودنی های این گروه، بی تمرینی را تجربه کردند تا آثار بی تمرینی بررسی شود. خونگیری پس از ناشتایی در مراحل مختلف تمرین با شرایط مشابه انجام شد. داده ها با استفاده از آزمون های کولموگروف – اسمیرنوف، اندازه گیری های مکرر و آزمون تعقیبی LSD و آزمون t مستقل تحلیل شدند. نتایج نشان داد مقادیر متغیرهای گروه تمرینی در مراحل مختلف پژوهش افزایش یافته است که پس از 36 جلسه تمرین معنی دار بود sICAM-1 (004/0=P)، IL-1?(023/0=P)، TNF-a (040/0=P) . همچنین مشخص شد، پس از چهار هفته بی تمرینی، شاخص های التهابی کاهش غیرمعنی داری یافتند sICAM-1 (152/0=P)، IL-1?(063/0=P)، TNF-a (099/0=P)، اما آثار بی تمرینی در مقایسه با گروه تمرینی معنی دار بود sICAM-1 (024/0=P)، IL-1?(037/0=P)، TNF-a (018/0=P). به طور کلی، می توان گفت چهار هفته بی تمرینی به دلیل توقف تمرینات سرعتی شدید، ممکن است عوامل خطرزای آسیب های التهابی آتروژنز را کاهش دهد
این پژوهش در صدد بر آمد اقدام به شناسایی فعالیت ها و ورزش های تفریحی و همگانی مورد علاقه مردم چهار استان جنوبی کشور (بوشهر، خوزستان، سیستان و بلوچستان و هرمزگان) و تعیین اولویت آنها نماید.روش این تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی است و به صورت پیمایشی انجام شده است. برای انجام این پژوهش، اقدام به تهیه پرسشنامه محقق ساخته ای نسبتاً جامع گردید که روایی آن با استفاده از نظرات ارزشمند متخصصان و خبرگان و پایایی آن (Chronbach Alpha= 0.84) با استفاده از تحقیق راهنما مورد تایید قرار گرفت. نمونه آماری این پژوهش را 1034 نفر از اقشار مختلف مردم ساکن در مراکز این چهار استان تشکیل می دادند. یافته ها نشان داد که 75.33 درصد از مردم این چهار استان ورزش نمی کنند. نمونه ها بیشتر در فعالیت های ورزشی غیر رقابتی مشارکت داشتند (62.08 درصد)، به قصد لذت بردن به ورزش می پرداختند، و در زمان کاری و در مجموعه های ورزشی ورزش می کردند. همچنین در این پژوهش، فهرستی از ورزش هایی که نمونه های پژوهش به آن می پرداختند و ورزش های مورد علاقه ارائه شده است و در انتها نیز مدلی از نحوه تاثیر عوامل شناخته شده بر یکدیگر با استفاده از روش مدل سازی معادله ساختاری ارائه شده است.
هدف پژوهش حاضر؛ بررسی نقش واسطه ای سرسختی روان شناختی در رابطه بین گذشت و شوخ طبعی با امید در ورزشکاران بود. روش پژوهش از نوع همبستگی و آزمودنی های پژوهش 60 دانشجوی ورزشکار (30 دختر و 30 پسر) دانشگاه محقق اردبیلی بودند که به صورت نمونه گیری در دست رس انتخاب شدند و به پرسش نامه های امید اشنایدر، گذشت والکر و گارسوخ، شوخ طبعی تورسن و پاول، و سرسختی اهواز پاسخ دادند. پایایی ابزارها با استفاده از ضریب پایایی آلفای کرونباخ احراز گردید. با استفاده از رگرسیون به شیوه متوالی هم زمان و با به کارگیری مراحل پیشنهادی بارون و کنی (1986) مدل فرضی مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که اولاً گذشت و شوخ طبعی، پیش بینی ضعیفی از امید دارند. ثانیاً، گذشت پیش بینی کننده سرسختی است. ثالثاً، سرسختی نقش واسطه ای بین گذشت و امید در ورزشکاران دارد. بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که سازه های سرسختی و گذشت (به صورت مستقیم و غیرمستقیم) می توانند تغییرات مربوط به امید را در ورزشکاران پیش بینی کنند. نتایج و پیامدهای پژوهش در این مقاله تشریح و تبیین می شوند.
هدف از انجام این تحقیق، مقایسه تعادل پویا در مردان دارای کف پای صاف، گود و طبیعی است. جامعه آماری تحقیق حاضر گروهی از دانشجویان دانشگاه تهران بودند. آزمودنی های تحقیق 90 مرد شامل 30 نفر با کف پای طبیعی (با میانگین قد 2/6 ± 6/176 سانتی متر، وزن 2/10± 8/72 کیلوگرم و سن 2 ± 3/25 سال)، 30 نفر با کف پای صاف (با میانگین قد 7 ± 2/177 سانتی متر، وزن 1/11 ± 5/73 کیلوگرم و سن 4/1 ± 1/25 سال) و 30 نفر با کف پای گود (با میانگین قد 3/6 ± 5/174 سانتی متر، وزن 2/11 ± 3/69 کیلوگرم و سن 7/1 ± 6/25 سال) بودند. برای مشخص کردن نوع آناتومیکی پا از آزمون افت استخوان ناوی و برای ارزیابی تعادل آزمودنی ها از تست تعادلی ستاره (SEBT) استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل چندمتغیری واریانس (MANOVA) استفاده شد. تحلیل چندمتغیری واریانس تفاوت معنی داری را در اجرای تست تعادلی ستاره بین گروه ها نشان داد. بررسی ضرایب خطی متمایزکننده گروه ها مشخص کرد که دسترسی های داخلی و خلفی خارجی در متمایز کردن گروه ها نقش بیشتری داشتند. به طور خاص، دسترسی داخلی بی طور معنی داری در متمایز کردن گروه کف پای صاف از دو گروه دیگر و دسترسی خلفی خارجی در متمایز کردن گروه کف پای گود از دو گروه دیگر نقش داشتند. از آنجا که افراد دارای کف پای گود فشار بیشتری روی جانب خارجی پا وارد می آورند، به نظر می رسد که محدوده پایداری در جانب خارجی بزرگ تر باشد و برعکس افراد دارای کف پای صاف فشار بیشتری روی جانب داخلی پا وارد می آورند. از این تحقیق می توان نتیجه گرفت که ساختار آناتومیکی پا بر تعادل پویا تاثیر دارد.
اجتماعی شدن، یکی از والاترین و مهم ترین اهداف هر برنامة رشدی است و دانشمندان تعلیم و تربیت برای استفاده از ابزارهای لازم برای بهینه ساختن بستر مناسب به منظور ارتقای رشد اجتماعی کودکان در طول دوران رشد تلاش می کنند. در تحقیق حاضر تأثیر بازی های کودکانة سنتی و مدرن بر رشد اجتماعی کودکان دختر اول ابتدایی (6 و 7 ساله) بررسی می شود. پژوهش حاضر به روش آزمایشی با گروه های بازی های مدرن، بازی های سنتی و گروه کنترل همراه با طرح پیش آزمون – پس آزمون بر روی دانش آموزان دختر پایة اول ابتدایی در سال 89-1388 در دو دبستان مناطق 13 و 14 شهر تهران انجام گرفت. آزمودنی ها 45 دانش آموز دختر پایة اول ابتدایی بودند که به طور تصادفی و به تعداد برابر به 3 گروه تقسیم شدند. گروه اول بازی های سنتی و گروه دوم بازی های مدرن را به مدت 15 هفته، هفته ای یک جلسه انجام دادند و گروه سوم نیز به عنوان گروه کنترل بوده هیچ بازی را تجربه نکردند. برای اندازه گیری رشد اجتماعی افراد از پرسشنامة رشد اجتماعی واینلند (1953) استفاده شد. در این پژوهش از روش آماری تحلیل کوواریانس برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج نشان داد بازی های کودکانة سنتی و مدرن هر دو بر رشد اجتماعی کودکان مؤثر بود و اختلاف معناداری بین دو نوع بازی مذکور وجود نداشت، ولی گروه بازی های سنتی امتیاز بیشتری در رشد اجتماعی کسب کردند. در این زمینه می توان گفت که گنجاندن بازی های کودکانه در ساعات تربیت بدنی مدارس برای توسعة رشد اجتماعی کودکان سودمند است.
مقدمه و هدف: ورزش و فعالیت بدنی با تاثیر بر هورمون های کنترل کننده هموستاز انرژی و متابولیسم، در تعدیل چاقی و اختلالات همراه با آن توانمند است. پژوهش حاضر تاثیر تمرینات استقامتی کم شدت و شدید را بر سطوح سرمی لپتین، کورتیزول، تستوسترون، هورمون رشد و شاخص مقاومت انسولین (HOMA-IR) در مردان چاق کم تحرک مورد مطالعه قرار داده است. روش شناسی: 27 مرد چاق کم تحرک (شاخص توده بدنی 81/2±8/33 کیلوگرم برمترمربع و میانگین سنی 21 سال) به طور تصادفی در دو گروه تمرینی و یک گروه کنترل در 16 هفته برنامه تمرینات استقامتی کم شدت (45 -40 درصد ضربان قلب ذخیره) و استقامتی با شدت بالا (85 -80 درصد ضربان قلب ذخیره)، سه جلسه در هفته و هر جلسه به مدت 60-50 دقیقه شرکت کردند. سطوح سرمی لپتین، کورتیزول، تستوسترون، هورمون رشد و انسولین و شاخص های آنتروپومتریکی قبل و 48 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرین اندازه گیری شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با آزمون آنالیز واریانس یک سویه، تی زوجی و آزمون همبستگی پیرسون در سطح معنی داری 05/0>P انجام گرفت. یافته ها: اجرای تمرینات استقامتی کم شدت ضمن کاهش معنی دار سطوح سرمی لپتین (020/0=P) و شاخص های آنتروپومتریکی نظیر وزن، درصد چربی بدن و شاخص توده بدنی (05/0>P)، افزایش معنی دار تستوسترون سرم (047/0=P) را در پی داشت. در گروه تمرینات پر شدت علاوه بر کاهش معنی دار غلظت لپتین، HOMA-IR و بیشتر شاخص های آنتروپومتریکی مورد بررسی (05/0>P)؛ سطوح سرمی هورمون رشد و کورتیزول نیز با افزایش معنی دار همراه بود (05/0>P). ضمناً رابطه معنی دار بین تغییرات سطح سرمی لپتین با عمده شاخص های آنتروپومتریکی و ترکیب بدن در هر دو گروه تمرینی مشاهده گردید (05/0>P). بحث و نتیجه گیری: تمرینات استقامتی پر شدت در مقایسه با تمرینات کم شدت در بهبود ترکیب بدنی و تعدیل نیمرخ هورمونی متابولیسم در مردان چاق، موثرتر است.
مقدمه و هدف: فعالیت بدنی و ورزش اثرات سودمندی بر سطوح لیپوپروتئین ها دارد. اطلاعات اندکی در مورد تاثیر حجم و شدت تمرین مقاومتی بر نیم رخ لیپیدی- لیپوپروتئینی سرم، به ویژه سطوح آپولیپوپروتئین A-I (apoA-I)، وجود دارد. هدف این پژوهش بررسی تاثیر شدت و حجم تمرین مقاومتی بر سطوح سرمی apoA-I و نیم رخ لیپیدی موش های صحرایی بود. روش شناسی: 32 سر موش صحرایی نر از نژاد ویستار با میانگین وزن 24 ± 287 گرم به طور تصادفی به 4 گروه تقسیم شدند: (1) کنترل، (2) تمرین با شدت پایین، (3) تمرین با شدت متوسط، (4) تمرین با حجم بالا در شدت متوسط. تمرین مقاومتی شامل بالا رفتن از نردبان با وزنه های متصل به دم حیوانات بود. پس از 4 هفته تمرین مقاومتی، وزن بدن، غلظت های سرمی apoA-I و نیم رخ لیپیدی اندازه گیری شد. یافته ها: پس از 4 هفته تمرین مقاومتی تفاوت معناداری در نیم رخ لیپیدی سرم بین گروه ها مشاهده نشد. سطوح سرمی apoA-I در گروه 4 در مقایسه با گروه های کنترل و تمرین با شدت پایین افزایش معنادار داشت. بحث و نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد تمرین مقاومتی با شدت و حجم مناسب علاوه بر جلوگیری از افزایش وزن، می تواند موجب افزایش سطوح سرمی apoA-I در موش های صحرایی شود و تغییرات سطوح سرمی apoA-I متاثر از حجم تمرین مقاومتی است.
مقدمه و هدف: فرض شده است که نوروتروفین-4/5 و گیرنده تیروزین کیناز B در سازگاری هماهنگ دستگاه عصبی عضلانی به افزایش فعالیت درگیر هستند. هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر یک جلسه تمرین مقاومتی بر بیان mRNA نوروتروفین-4/5 و گیرنده تیروزین کیناز B در عضلات کند و تند انقباض موش های صحرایی بود. روش شناسی: در این تحقیق، تعداد 16 سر موش نر ویستار به طور تصادفی در دو گروه 8 تایی [تمرین مقاومتی ( T ) و کنترل ( C) ] قرار گرفتند. تمرین مقاومتی شامل بالارفتن از یک نردبان یک متری بود، همراه با وزنه هایی که به دم حیوانات بسته شده بود. 24 ساعت بعد از جلسه تمرینی اصلی حیوانات دو گروه T و C بیهوش شده و عضلات نعلی و خم کننده بلند انگشتان آنها جدا شد. برای اندازه گیری بیان ژن های نوروتروفین-4/5 و گیرنده تیروزین کیناز B از Quantitative Real time RT-PCR استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و روش آماری t-test استفاده شد. سطح معنی داری نیز 05/0 ≥ p در نظر گرفته شد. یافته ها: نتایج نشان داد که یک جلسه تمرین مقاومتی باعث کاهش معنی دار بیان mRNA نوروتروفین-4/5 در عضله نعلی شد (05/0 ≥ p )؛ در حالی که، هیچ تغییری در عضله خم کننده بلند انگشتان دیده نشد (05/0 < p ). همچنین، داده ها نشان داد که یک جلسه تمرین مقاومتی تاثیری بر بیان mRNA گیرنده تیروزین کیناز B در هر دو عضله نعلی و خم کننده بلند انگشتان نداشت (05/0 < p ). بحث و نتیجه گیری: کاهش بیان mRNA نوروتروفین-4/5 در عضله نعلی احتمالاً به خاطر ارتباط این نورورتروفین با بیان زنجیره سنگین مایوزین نوع کند می باشد. همچنین، عدم تغییر بیان mRNA گیرنده تیروزین کیناز B در هر دو عضله به نقش احتمالی گیرنده دیگر نوروتروفین-4/5 یعنی گیرنده 75 P اشاره دارد.
هدف از این تحقیق بررسی تاثیر آمادگی روانی ورزشکاران شرکت کننده در دهمین المپیاد ورزشی دانشجویان سراسر کشور بر میزان بروز آسیب های ورزشی در آنان بود. بدین منظور 375 نفر از این افراد در دو گروه دختر (178 نفر) و پسر (197 نفر) در این پژوهش شرکت کردند. آزمودنی ها از هفت رشته ورزشی انتخاب شدند که در دو دسته رشته های تیمی و انفرادی قرار گرفتند. اطلاعات تحقیق از طریق فرم گزارشی آسیب های ورزشی و پرسشنامه آمادگی روانی OMSAT-3 جمع آوری شد. از روش های آمار توصیفی (مانند میانگین و انحراف استاندارد) و آزمون ضریب همبستگی پیرسون در سطح اطمینان 95 درصد برای تحلیل داده ها استفاده شد. بررسی تفاوت های جنسیتی در متغیرهای تحقیق نشان داد که بیشترین میزان بروز آسیب در ورزشکاران دختر در اندام تحتانی بود درحالی که در ورزشکاران پسر اندام فوقانی بیشترین شیوع آسیب دیدگی را داشت. ضمن اینکه ورزشکاران دختر و پسر در سه دسته مهارت های روانی تفاوت زیادی با یکدیگر نداشتند. نتایج نشان داد که در ورزشکاران دختر بین مهارت های شناختی و میزان بروز آسیب در اندام تحتانی ارتباط معکوس و معنی داری وجود داشت (015/0=r). همچنین بین مهارت های شناختی و میزان شیوع آسیب ها در استخوان ها و مفاصل ارتباط معکوس و معنی داری مشاهده شد (003/0=r و 046/0=r). اما در ورزشکاران پسر ارتباط معنی داری بین مهارت های روانی و آسیب در اندام ها و بخش های مختلف بدن وجود نداشت. در مجموع یافته های این تحقیق نشان می دهد که برخورداری از سطح بالایی از مهارت های شناختی (مانند طرح مسابقه) به ورزشکاران کمک می کند تا بهتر بتوانند با موقعیت های مختلفی که در ورزش اتفاق می افتد کنار بیایند. این پدیده می تواند در کاهش بروز آسیب های ورزشی نقش مهمی داشته باشد. بنابراین به مربیان و متخصصان ورزش جوانان توصیه می شود تلاش کنند تا مهارت های شناختی را در ورزشکاران جوان ارتقا دهند تا از این طریق احتمال بروز آسیب های ورزشی را در آنها کاهش دهند. به طور کلی نتایج این تحقیق از جنبه های مختلف مدل آسیب- استرس حمایت می کند.
هدف از تحقیق حاضر، طراحی و تدوین راهبرد توسعه ورزش قهرمانی استان کردستان بود. روش تحقیق، توصیفی و از نوع مطالعات موردی بود. جامعه آماری تحقیق استادان تربیت بدنی استان، مدیران ادارات تربیت بدنی و معاونان مدیرکل استان، مربیان تحصیلکرده و دانشجویان کارشناسی ارشد مدیریت ورزشی استان بودند. نمونه آماری تحقیق، 32 نفر بودند که به علت محدود بودن جامعه آماری، به صورت کل شمار انتخاب شده بودند. برای جمع آوری اطلاعات از منابع کتابخانه ای و مرور ادبیات و پیشینه تحقیق، مصاحبه و پرسشنامه های باز و بسته استفاده شد. پس از تهیه پرسشنامه بسته به منظور چارچوب و راهنمای پژوهش روایی آن توسط استادان و متخصصان مربوطه و پایایی آن با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ و با ضریب 88/0 تایید شد. برای تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق از آزمون فریدمن و بحث و تبادل نظر گروهی استفاده شد. باتوجه به نمره نهایی ماتریس ارزیابی عوامل داخلی (29/2) و ماتریس ارزیابی عوامل خارجی (44/2)، مشخص شد که جایگاه راهبردی ورزشی قهرمانی استان کردستان در منطقه WT قرار دارد. در انتها با توجه به یافته های تحقیق و به ویژه در نظر گرفتن جایگاه راهبردی استان و بحث و تبادل نظر گروهی با خبرگان و مسئولان استان، راهبردهای لازم برای توسعه ورزش قهرمانی استان تدوین شد.
هدف این تحقیق بررسی رابطه بین رفتار مربیان با اثربخشی گروهی آن ها از دیدگاه دانشجویان است. جامعه آماری این تحقیق را انشجویان شرکت کننده در اولین دوره المپیاد ملی ورزش دانشجویی تشکیل میدهد (372 نفر) که 190 نفر بر اساس فرمول کرجسی و مورگان به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های مقیاس رهبری در ورزش (چلادوری وصالح، 1980) و اثربخشی گروهی (فردمن و یار براق، 1985) استفاده شد. پایایی پرسشنامه ها با استفاده از آلفای کرونباخ برای مقیاس رهبری در ورزش 85/0 و اثربخشی گروهی 79/0 به دست آمده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها، علاوه بر آمار توصیفی از آمار استنباطی مانند ضریب همبستگی پیرسون، آزمون کولموگروف - اسمیرنوف، واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد بین اثربخشی گروهی و مؤلفه های سبک رهبری (رفتار آموزشی، رفتار دمکراتیک، رفتار حمایت اجتماعی و رفتار بازخورد مثبت) رابطه معنی داری وجود دارد (05/0p≤)، ولی بین اثربخشی گروهی و رفتار آمرانه رابطه ای وجود ندارد. همچنین، مقایسه رفتارهای مختلف مربیان نشان داد که در بین دانشگاه های کشور تنها در رفتار دمکراتیک اختلاف معنی داری وجود دارد و در میان رفتارهای دیگر، تفاوت معنی دار نیست. با توجه به نتایج تحقیق میتوان گفت که سبک رهبری مربیان از عوامل مؤثر بر بهبود اثربخشی گروهی است؛ بنابراین توصیه میشود مربیان از سبکهای رهبری مناسب استفاده کند.
هدف از انجام این پژوهش، بررسی چالش های داخلی (درون سازمانی) و چالش های بیرونی (محیطی) ورزش همگانی کشور است. جامعه آماری پژوهش را مدیران سازمان تربیت بدنی، مدیران و متخصصان فدراسیون ورزش های همگانی و اعضای هیئت علمی مدیریت ورزش دانشگاه های تهران تشکیل میدادند که در مجموع، 73 نفر بودند. روش پژوهش توصیفی و از لحاظ هدف، کاربردی بود. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه محقق ساخته بود که به صورت مقطعی و در سال 1388 در میان جامعه آماری توزیع شد. برای تعیین روایی پرسشنامه از نظرات استادان و متخصصان استفاده و نظرات آنها در پرسشنامه اعمال شد. همچنین 18 پرسشنامه به صورت مقدماتی در میان جامعه آماری توزیع و پس از جمع آوری، پایایی آن با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ، 91% گزارش شد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از آمار توصیفی و در بخش آمار استنباطی از آزمون های فریدمن، کولموگروف-اسمیرنف و آزمون یومان ویتنی استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد بین چالش های ورزش همگانی در دو بُعد درونی و بیرونی تفاوت معنیداری وجود دارد که این چالش ها به ترتیب الویت بیان شدند. در نهایت، بین نظرات اعضای هیئت علمی و مدیران ورزشی در استراتژیهای مطرح شده تفاوت معنی داری مشاهده نشد. استراتژیهای ورزش همگانی برای مقابله با این چالش ها باید به گونه ای تدوین شود که بتواند با استفاده مناسب از قوت ها و فرصت های موجود مانند حمایت های قانونی و دینی، وجود متخصصان و کارشناسان و تعدد رسانه های ورزشی بتوانند از ضعف های سازمان بکاهند و در جهت برخورد با تهدیدات محیطی پیش رو عمل کنند.
امروزه، خطرپذیری و خودکارآمدی به عنوان دو مؤلفة مهم و تأثیرگذار بر موفقیت ورزشکاران، مورد توجه روان شناسان ورزشی قرار گرفته اند. هدف از این پژوهش بررسی رابطة خطرپذیری، خودکارآمدی و عملکرد صخره نوردان زن و مرد ایرانی است. شرکتکنندگان در این تحقیق شامل 170 صخره نورد زن و مرد (101 نفر مرد و 69 نفر زن) بودند. ابزار اندازه گیری، پرسشنامة هیجان خواهی و تکانشگری زاکرمن (2002) و پرسشنامة خودکارآمدی صخره نوردان لولین و سانچز (2008) بود. برای تحلیل داده ها از آزمون ضریب همبستگی پیرسون، کولموگروف-اسمیرنف و t مستقل استفاده شد. نتایج نشان داد خطرپذیری (014/0 p=) و خودکارآمدی (001/0 p=) رابطة مثبت و معنیداری با عملکرد دارند. همچنین همبستگی مثبتی بین خطرپذیری و خودکارآمدی مشاهده شد (69/0, r= 001/0 P=). نتایج آزمون t مستقل تفاوت معنیداری بین خطرپذیری (05/0 p<) و خودکارآمدی (01/0P<) صخره نوردان زن و مرد نشان نداد؛ یعنی خطرپذیری و خودکارآمدی صخره نوردان زن و مرد ایرانی یکسان است.