هدف تحقیق تحلیل محتوای برنامه تلویزیونی ورزشی نود در سال 88-87 بود. جامعه آماری این تحقیق عبارت از برنامه های نود پخش شده در یک دوره کامل سوپرلیگ از مرداد ماه 87 تا خرداد 88 می باشد. نمونه گیری به طور هدفمند و از نیم فصل یا شش ماه دوم پخش برنامه بود. با تهیه برگه و دستورالعمل کد گذاری و تعاریف عملیاتی از مقوله ها با سه واحد، برنامه، آیتم و موضوع تحلیل محتوا انجام شد. یافته ها نشان دادکه 77% موضوعات برنامه پیرامون مباحث اصلی و 23% پیرامون مباحث فرعی بود. در 78 درصد موضوعات مطرح مجری هیچ اعتراضی نداشته ودر 96 درصد موضوعات درگیری کلامی بین مجری و میهمان رخ نداده است. سهم موضوعات حاشیه ای در قسمت های گفتکوی استودیویی برنامه بیشتر از دو برابر بخش های تولیدی برنامه است. رویکرد برنامه بیشتر پیرامون موضوعات مدیریتی بوده و نسبت به مدیران و کادر فنی تیم ها منتقدانه و نسبت به بازیکنان منفعلانه ونسبت به داوران محتاطانه است.
بکار بردن 37درصد لحن تمسخر در یک برنامه جدی و زنده تلویزیونی، رویکرد برنامه را کاملاً معترضانه و جنجالی نشان می دهد. انتقاد بدون تمسخر برنامه واستفاده از متخصصین در حوزه های مختلف ورزشی به بهبود برنامه کمک می کند و در ابقاء برنامه بسیار موثر خواهد بود.
هدف از این مقاله بررسی وضعیت فاکتور های آمادگی حرکتی داوطلبان آزمون های سراسری در سالهای 89و90 دانشگاه پیام نورکل کشور به منظور تدوین نورم ملی آمادگی حرکتی می باشد.در این آزمون فاکتورهای استقامت عضلانی، کمربند شانه ای و شکم ،چابکی،نیروی عضلانی واستقامت قلبی-تنفسی بررسی شده است.
آزمون شامل ورودی های دو سال دانشگاه می باشد. جامعه آماری این پژوهش 2100 نفردو 530 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده اند. چک لیستهای آمادگی جسمانی و سلامت عمومی ، ترازو، نوار، آزمون دراز نشست ، دوی 4x9 متر و دوی 800 مترآزمون ها و ابزار های گردآوری داده های این پژوهش می باشند. از آزمون......،ضریب همبستگی پیرسون،آماره های مورد استفاده در تحلیل داده های تدوین نورم می باشند. تدوین نورم ملی آمادگی حرکتی داوطلبان پسر آزمون های ورودی تربیت بدنی نتیجه نهایی این مقاله می باشد.در این نورم کشش بارفیکس بیش از 25و دراز نشست بیش از 29 ، دو 9×4مترکمتر از 9/88 و پرتاب توپ طبی بالاتر از7/12 و اجرای کل آزمونکمتر از 149ثانیه« شاخص های عالی» و کشش بار فیکس زیر 10،دراز نشست زیر 10، دو 9×4 مترکمتر از 16/02 و برتاب توب طبی زیر4/28 و اجرای کل آزمون در زمان بالاتر از 213 ثانیه جزء شاخص« خیلی ضعیف» نورم می باشد.
این شاخص می تواند معیار علمی برای پذیرش داوطلبان ورود به رشته تربیت بدنی قرار گیرد. به علاوه می تواند در طبقه بندی و حتی در تعیین واحد های جبرانی دروس عملی داوطلبان کمکهای کاربردی را برای برنامه ریزان تربیت بدنی ارائه دهد.
هدف از انجام این پژوهش، طراحی و تدوین استراتژی توسعه ورزش همگانی استان کرمان بود. برای گردآوری اطلاعات از بررسی اسناد و مدارک، مطالعه ادبیات پیشینه، نظر سنجی و جلسات شورای راهبردی استفاده شد. نمونه آماری این پژوهش 30 نفر از (اساتید تربیت بدنی مؤسسات آموزش عالی، مدیران کل تربیت بدنی، مدیرعامل های باشگاه های حاضر در لیگ های برترکشور و دانشجویان ارشد مدیریت ورزشی استان) که در زمینه فعالیت های ورزش همگانی و قهرمانی نقش داشته اند می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها علاوه بر شاخص های توصیفی و آزمون فریدمن، از ماتریس ارزیابی درونی و بیرونی و تحلیل swot استفاده شد. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقَق سا خته ای که روائی آن توسط چند تن از اساتید صاحب نظر و پایائی آن از روش آلفای کرونباخ (آلفا=91/0) تأیید گردید.
یافته های پژوهش نشان داد اداره کل تربیت بدنی استان کرمان در ورزش همگانی در وضعیت کنونی دارای 8 قوت و 16 ضعف است و با 9 فرصت و 14 تهدید مواجه می باشد. ساخت و احداث ایستگاه های تندرستی در پارک ها، حضور جامعه جوان در ورزش همگانی، عدم توسعه فرهنگ ورزش و تحرک در جامعه، نداشتن برنامه کوتاه مدت و بلندمدت، عدم استفاده از نیروهای کارآمد و متخصص در ورزش های همگانی، تأکید تعالیم دینی و پزشکان به امر پرداختن به ورزش، هزینه کمتر امکان دسترسی بیشتر به ورزش همگانی نسبت به سایر ورزش ها، بالابودن نرخ بیکاری و اعتیاد در استان،کمبود سرانه فضای سبز در استان، نفوذ فرهنگ جوان پسند غربی و کاهش اوقات فراغت مردم استان به دلیل مشکلات معیشتی از جمله این عوامل بودند. نتایج تحقیق پس از تجزیه و تحلیل نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید و تشکیل ماتریس ارزیابی هر یک از عوامل داخلی و خارجی ورزش همگانی استان محرز شد که اداره کل تربیت استان کرمان در زمینه ورزش همگانی در موقعیت WT قرار دارد که می بایستی از استراتژی تدافعی (تغییر یا رها کردن) استفاده نماید. و در نهایت، براساس تحلیل های استراتژیک به تدوین برنامه استراتژیک اداره کل تربیت بدنی استان کرمان در ورزش همگانی اقدام شد و موضوعات استراتژیک آن شامل چشم انداز، مأموریت، اهداف بلندمدت، استراتژی و برنامه های عملیاتی ورزش همگانی استان کرمان بود.
هدف این تحقیق بررسی رابطه جهت گیری هدفی، فضای انگیزشی ادراک شده با شاخص های اخلاق ورزشکاری بود. شرکت کنندگان شامل 366 ورزشکار پسر با میانگین سن (47/2±51/17) بودند که به پرسشنامه هایTEOSQ ، PMCQ و MOSO پاسخ دادند. ضریب همبستگی پیرسون نشان دهنده رابطه مثبت و معنی دار جهت گیری تکلیف گرا و همچنین فضای ادراک شده انگیزشی تکلیف مدار با احترام به قوانین و مقرَرات ورزشی، احترام به حریف و رعایت قواعد اجتماعی بود. اما تحلیل رگرسیونی تنها قابلیت پیش بینی رعایت و احترام به قوانین و مقرَرات ورزشی، احترام به حریف و رعایت قواعد اجتماعی را از روی فضای ادراک شده انگیزشی تکلیف مدار آشکار ساخت. برمبنای یافته های تحقیق حاضر می توان نتیجه گرفت، در یک فضای انگیزشی تکلیف مدار، ورزشکاران تمایل بیشتری به رفتار اخلاقی و رعایت شاخص های اخلاق ورزشکاری خواهند داشت.
هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه فناوری اطلاعات و مدیریت کیفیت جامع در فدراسیون های ورزشی جمهوری اسلامی ایران است. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری کلیه رؤسا، نایب رئیسان و دبیران فدراسیون های ورزشی بودند که در مجموع 150 نفر می شدند. از میان 150 پرسشنامه توزیع شده میان جامعه آماری تعداد زیادی از آن ها دریافت شد ولی به علت ناقص بودن بعضی از پرسشنامه های جمع آوری شده،110 پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفت که با تعداد نمونه در جدول مورگان و آرجریس مطابقت دارد (108≤n ). برای آزمون فرضیه از تحلیل عاملی و نرم افزار lisrel استفاده شد. نتایج نشان داد که مؤلفه های مدیریت کیفیت جامع در فدراسیون های ورزشی به طور معناداری تحت تأثیر فناوری اطلاعات هستند. فناوری اطلاعات بر مؤلفه های رهبری (601/0 = بار عاملی، 512/9=t)، مؤلفه ی فرآیند برنامه ریزی استراتژیک (723/0 = بار عاملی، 381/10=t)، مؤلفه رضایت مشتری (761/0 = بار عاملی، 803/12=t)، مؤلفه به کارگیری کارکنان (690/0 = بار عاملی، 402/8=t)، مؤلفه توانمندسازی و آموزش کارکنان (755/0 = بار عاملی، 450/128=t)، مؤلفه اطلاعات و تجزیه و تحلیل آن (840/0 = بار عاملی، 325/21=t)، مؤلفه نتایج بهبود کیفیت و بهره وری (770/0 = بار عاملی، 707/14=t) و مؤلفه تضمین کیفیت خروجی (789/0 = بار عاملی، 034/16=t) تأثیر مثبت و معناداری دارد. نتایج یافته ها تأییدکننده فرضیه اصلی است و نشان می دهد فناوری اطلاعات، بیشترین تأثیر را بر مؤلفه رضایت مشتری داشته است. برای مدیران اجرایی فدراسیون های ورزشی، این یافته نکات قابل توجهی در بردارد؛ زیرا با تسهیل جریانات اطلاعاتی، رضایت بیشتر مشتریان حاصل و کمبودهایی را که در سازمان هایی از این نوع به وجود می آید، برطرف می شود.
هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه مؤلفه های (کنترل و پیوند سست و سخت) الگوی سایبرنتیک با خلاقیت سازمانی در اداره کل تربیت بدنی استان اصفهان بود. این پژوهش، از نوع کاربردی و به روش همبستگی بود و جامعه آماری شامل 221 نفر از کارکنان اداره کل تربیت بدنی استان اصفهان در سال تحصیلی 1390 بود که از این تعداد، 132 نفر با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی و به روش متناسب با حجم انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه الگوی سایبرنتیک که ضریب پایایی آن از طریق آزمون آلفای کرونباخ محاسبه و مقدار آن 88/0 و پرسشنامه خلاقیت سازمانی که ضریب پایایی آن از طریق آزمون آلفای کرونباخ محاسبه و مقدار آن 90/0 بود. تجزیه و تحلیل داده ها براساس آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون) انجام شد. سطح معناداری داری در این تحقیق 05/0≥ p در نظر گرفته شد. یافته های پژوهش نشان داد؛ دراداره کل تربیت بدنی استان اصفهان بین دو مؤلفه کنترل و پیوندهای سست و سخت الگوی سایبرنتیک با خلاقیت رابطه معناداری وجود دارد. و با به کارگیری مؤلفه کنترل، پیوندهای سست و سخت در سازمان خلاقیت افراد سازمان نیز بیشتر می شود و کارکنان در اهداف سازمان مشارکت می کنند وانگیزه کارکنان برای اجرای فعالیت در سازمان بیشتر می شود.
هدف از انجام این تحقیق، مقایسه زیر مؤلفه های موانع، نیاز، نگرش و مهارت به کارگیری از فن آوری اطلاعات مربیان تیم های ملی جمهوری اسلامی ایران می باشد. روش تحقیق مقایسه ای، نوع تحقیق کاربردی و روش اجرا میدانی بود. جامعه آماری شامل مربیان تیم های ملی اعزامی به شانزدهمین دوره بازی های آسیایی گوانگ ژو، که تعداد آنها 42 نفر بود. حجم نمونه آماری با تعداد جامعه آماری برابر و روش نمونه گیری به صورت کل شمار اجرا شد. روایی پرسشنامه توسط 11 نفر از اساتید دانشگاه و متخصصان در رشته های تربیت بدنی و فن آوری اطلاعات تأیید شد و پایایی کل پرسشنامه به وسیله آزمون آلفای کرونباخ 92/0=α تعیین شد. از آمار توصیفی برای توصیف ویژگی های دموگرافیک شرکت کنندگان و از آزمون های کلموگروف- اسمیرنوف (Ks) و فریدمن (F) برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد.
یافته های تحقیق نشان داد که بین زیر مؤلفه های 4 متغیر موانع، نیاز، نگرش و مهارت به کارگیری از فن آوری اطلاعات مربیان تیم های ملی و به صورت جداگانه تفاوت معناداری در سطح 05/0p=، وجود دارد. طبق نتایج به دست آمده، به نظر می رسد که با استفاده از اولویت بندی زیرمؤلفه های هر کدام از متغیرهای فوق می توان با استفاده از دیدگاه و نگرش مربیان، نیازها و موانع را آنها را در امر فن آوری اطلاعات برطرف کرد و از طرف دیگر مهارت مربیان را افزایش داد.
هدف از پژوهش حاضر بررسی پایگاه اجتماعی معلمان تربیت بدنی از دیدگاه دانش آموزان مقطع متوسطه در شهر اصفهان بوده است. روش تحقیق حاضر توصیفی و از شاخه تحقیقات پیمایشی بوده است. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه شهر اصفهان بوده اند. با استفاده از فرمول تعداد 310 نفر به صورت نمونه گیری تصادفی هدفمند به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار تحقیق، پرسشنامه ای محقق ساخته شامل 44 سؤال بود که پایگاه اجتماعی معلمان را در چهار مؤلفه (مهارت تخصصی و حرفه ای، خصوصیات شخصیتی و روابط انسانی، خصوصیات ظاهری و عوامل مادی) ارزیابی می کرد. پاسخگویان به سؤالات بر اساس مقیاس پنج ارزشی لیکرت از خیلی زیاد (5) تا خیلی کم (1) پاسخ می دادند. روایی پرسشنامه با نظرخواهی از متخصصان و صاحب نظران و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ 89/0 بدست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS17 استفاده گردید. نتایج تحقیق نشان داد که «خصوصیات شخصیتی و روابط انسانی» بیشترین تأثیر را در ارتقاء موقعیت اجتماعی معلمان تربیت بدنی از دیدگاه دانش آموزان دارد. پس از آن «مهارت های تخصصی و حرفه ای»، «وضعیت ظاهری» و «عوامل مادی» به ترتیب بیشترین نقش را در تقویت پایگاه اجتماعی معلمان داشته اند (01/0≥P و 48/59=F).
تحقیق حاضر با هدف بررسی ارتباط میان برخورداری از ویژگیهای سازمان یادگیرنده و آمادگی برای تغییر در سازمان تربیت بدنی جمهوری اسلامی ایران، از نگاه کارشناسان ستادی این سازمان انجام شده است. بدین منظور، تعداد 156 نفر از کارشناسان ستادی سازمان به عنوان نمونه انتخاب گردید. برای جمع آوری اطلاعات تحقیق، از پرسش نامه استاندارد «ابعاد سازمان یادگیرنده» واتکینز و مارسیک (1996) و نیز از پرسشنامه استاندارد «گرایش به سوی تغییر» دونهام و همکاران (1989) استفاده شد. ضریب همبستگی رتبه ای اسپیرمن (sr)، برای نشان دادن میزان همبستگی دو متغیر به کار رفت. نتایج تحقیق نشان داد که ادراک کارشناسان سازمان تربیت بدنی از سازمان خود به عنوان سازمان یادگیرنده، 53% (56/0± 18/4=mean) و ادراک آمادگی سازمان برای تغییر، 58% (52/0± 50/4=mean) میباشد. هم چنین، میان سازمان یادگیرنده و آمادگی سازمان برای تغییر، همبستگی معناداری وجـود دارد (01/0>p , 475/0=sr). تحلیل واریانس رتبه ای کروسکال ـ والیس نشان داد که ادراک کارمندان با مدارک تحصیلی مختلف از میزان آمادگی سازمان برای تغییر و نیز میزان برخورداری از ابعاد سازمان یادگیرنده، متفاوت است. با توجه به یافته های تحقیق میتوان نتیجه گرفت که توجه بیشتر به مقوله یادگیری در سازمان تربیت بدنی، آمادگی بیشتر این سازمان برای تغییر را در پی دارد.
فرهنگ هر سازمان شخصیت و ویژگیهای آن سازمان است. در تمام مدل های مفهومی کارآفرینی سازمانی که محققانی همچون کوین، دس، اسلوین، زهرا، موریس ارائه کرده اند، فرهنگ سازمانی از پیش بران اصلی کارآفرینی سازمانی مطرح شده و شواهد زیادی وجود دارد که بیان میکنند فرهنگ کارآفرینانة سازمانی برای رشد و بقای سازمان ها و اقتصاد ملت ها ضروری است. پژوهش حاضر با هدف مطالعة ارتباط فرهنگ کارآفرینانة سازمانی با ابعاد گرایش های کارآفرینانة سازمانی در سازمان تربیت بدنی و تبیین مدل کارآفرینی ورزشی انجام شده است. متغیرهای پیش بین در این پژوهش، ده عامل مؤلفه های فرهنگ کارآفرینانة سازمانیاند که عبارتند از: جسارت، تحمل خلاقیت، قاطعیت، رضایت و آزادی عمل، خطر کردن، ارتباطات باز، مشارکت، نوآوری پیش فعالانه، آزادی بیان، لذت از کار و متغیرهای ملاک ابعاد گرایش کارآفرینانة سازمانی عبارتند از: پنج بّعد نوآوری، خطرپذیری، استقلال طلبی، رقابت تهاجمی و پیشتازی در بازار. علاوه بر متغیرهای فوق، متغیرهای تعدیلکنندة ویژگیهای جمعیت شناختی نیز مد نظر قرار گرفته است. نمونة آماری تحقیق شامل 202 نفر از مدیران و کارکنان سازمان تربیت بدنی بوده است. ابزار پژوهش شامل دو پرسشنامة فرهنگ کارآفرینانة سازمانی و گرایش کارآفرینانة سازمانی است که برای برآورد پایایی درونی از آلفای کرونباخ و برای بررسی روایی ابزار از تحلیل عاملی استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل نتایج داده ها از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چند متغیره، آزمونt تک گروهی و در نهایت، برای ارائة الگوی مناسب و تحلیل مسیر از روش مدل معادلات ساختاری، با بهره گیری از نرم افزار LISRL استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان میدهد وضعیت موجود سازمان تربیت بدنی از دیدگاه فرهنگ کارآفرینانة سازمانی و ابعاد گرایش های کارآفرینانة سازمانی، غیرکارآفرینانه است و در روند برنامه ریزیهای سازمان باید به مؤلفه های فرهنگ کارآفرینانة سازمانی توجه شود. نوآوری میتواند روشی مناسب برای حل مشکلات در سازمان تربیت بدنی باشد. همچنین، از میان ده مؤلفة فرهنگ کارآفرینانة سازمانی، مؤلفه های «جسارت»، «تحمل خلاقیت»، «خطر کردن»، «مشارکت»، «نوآوری پیش فعالانه» و «لذت از کار» ارتباط معنیداری در سطح 05/0≥α با متغیر ملاک «ابعاد گرایش های کارآفرینانه» دارند و نیز بین «فرهنگ کارآفرینانة سازمانی» با «گرایش های کارآفرینانة سازمانی» در سطح (15/462 =F , 001/0=α) ارتباط معنیداری مشاهده میشود. به مدیران سازمان تربیت بدنی توصیه میشود برای برون رفت از وضعیت موجود، افراد را به خلاق بودن تشویق کنند و افراد خلاق مجاز به ارائة پیشنهاد برای اصلاح قوانین باشند. مدیران به قضاوت کارکنان خود در انجام کارها اعتماد داشته باشند، دستیابی به موفقیت از طریق کار گروهی باشد و افراد در تصمیماتی که مربوط به آن هاست مشارکت کنند. خطرپذیری نکته ای مثبت برای فرد باشد و افرادی که تلاش میکنند و شکست میخورند تنبیه نشوند. ایده های جدید بتواند از هر واحد سازمان دریافت شود و افراد در سازمان بتوانند آزادانه به اطلاعات دسترسی داشته باشند. سازمان اقداماتی انجام دهد تا افراد مستعد را حفظ کند، حتی اگر لازم باشد نیازهای خاص آن ها برآورده شود. مدیران برای بهبود شرایط تلاش کنند تا مسیر حرکت به سمت استقرار کارآفرینی در سازمان تربیت بدنی روشن شود.
این پژوهش به منظور تعیین سهم ورزش در سبد مصرفی خانوار شهر اصفهان انجام شد. تحقیق حاضر از نوع توصیفی است که به روش پیمایشی انجام شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه ای محقق ساخته بود. اعتبار محتوایی آزمون با استفاده از آزمون کندال 82/0 محاسبه شد. برای سنجش پایایی این پرسشنامه از تکنیک آزمون-آزمون مجدد استفاده شد و ضریب همبستگی آن 88/0 به دست آمد. جامعه آماری این تحقیق بر اساس سرشماری سال 1385، 441874 خانوار در قالب 11 منطقه برآورد شد که 814 خانوار از بین سه منطقه انتخاب شد. یافته های تحقیق نشان می دهد بین میزان مخارج ورزشی خانوار بر اساس تفاوت های فردی (سن، میزان تحصیلات، تعداد فرزندان) تفاوت معنی داری وجود دارد (001/0 P=). همچنین نتایج تحقیق نشان میدهد بین میانگین مخارج مربوط به فعالیت های ورزشی به کل مخارج خانوار، بر اساس منطقه محل سکونت تفاوت معنی داری وجود دارد (001/0 P =). بین نگرش خانوارهای اصفهانی به ورزش و فعالیت بدنی، بر اساس منطقه محل سکونت نیز تفاوت معنیداری مشاهده می شود (001/0 P=). یافته های تحقیق همچنین نشان داد برای گروه درآمدی بیش از 900 هزار تومان، ورزش کالایی پست محسوب می شود، در حالی که برای گروه های درآمدی 100 تا 899 هزار تومان، کالایی تجملی تا نرمال محسوب می شود. به طور کلی، با توجه به یافته های این پژوهش ورزش سهم ناچیزی از سبد مصرفی خانوار شهر اصفهان را به خود اختصاص می دهد.
مقدمه: در چند دهه اخیر روش های مختلفی جهت تقویت توان و قدرت انفجاری عضلات اندام تحتانی در بازیکنان والیبال به منظور افزایش پرش عمودی به کارگرفته شده است. هدف: پژوهش حاضر بررسی تأثیر برنامه تمرینی ارتعاش کل بدن و برنامه تمرین پلایومتریک بر میزان پرش عمودی بازیکنان والیبال مرد جوان بود. روش شناسی: تعداد 20 بازیکن والیبال در رده جوانان باشگاه پیکان تهران انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه ده نفره تمرینات ارتعاش کل بدن ( 4 هفته) و تمرینات پلایومتریک (8 هفته) قرار گرفتند. عملکرد بازیکنان والیبال در پرش عمودی ، توسط آزمون پرش عمودی سارجنت اندازه-گیری شد. نتایج پیش آزمون و پس آزمون با استفاده از آزمون آماری t همبسته (در هر گروه) و مستقل (بین دو گروه) تجزیه و تحلیل شد. یافته ها : نتایج تحلیل آماری نشان داد انجام 8 هفته برنامه تمرینی پلایومتریک و4 هفته برنامه تمرینی ارتعاش کل بدن به شکل معناداری میزان پرش عمودی را در بازیکنان جوان باشگاهی افزایش می دهد (0001/0>P). همچنین نتایج آزمون t مستقل نیز نشان داد که در میانگین تغییرات پرش عمودی بین گروه پلایومتریک و ارتعاش کل بدن تفاوت معناداری وجود ندارد (05/0P>). بحث و نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر نشان داد که تمرین ارتعاش کل بدن می تواند به عنوان یکی از شیوه های نوین تمرینی در مقایسه با سایر روش های معمول در بازه زمانی کوتاهتری باعث افزایش قدرت و توان انفجاری عضلات اندام تحتانی در بازیکنان والیبال شود و میزان پرش عمودی آنها را افزایش دهد.
مقدمه: ورزش با شدت متوسط تا شدید، محرک قدرتمندی برای ترشح هورمون رشد وکورتیزول است و عوامل مختلفی از جمله ریتم شبانه روزی می تواند پاسخ این دو هورمون به ورزش را تعدیل کند. هدف این تحقیق تعیین تاثیر زمان تمرین روزانه بر پاسخ هورمون رشد و کورتیزول نسبت به ورزش می باشد. روش شناسی: بیست و دو دانشجوی دختر (میانگین و انحراف استاندارد سن 24/2±59/21سال، نمایه ی توده بدنی 75/2±05/21کیلوگرم بر متر مربع و درصد چربی 20/3±28/27 درصد) به طور تصادفی به دو گروه تجربی (12 نفر) و کنترل (10 نفر) تقسیم شدند. آزمودنی ها در دو روز جداگانه آزمون هوازی بیشینه بروس روی تردمیل را متعاقب 12 ساعت ناشتایی انجام دادند. آزمون اول، ساعت 8 صبح و آزمون دوم، ساعت 6 بعد از ظهر انجام شد. نمونه گیری خون در هر دو مرحله تمرین، به میزان 10 سی سی بلافاصله قبل و پس از تمرین جمع آوری شد. یافته ها: نتایج حاصل از آزمون آنالیز واریانس درون گروهی و تعقیبی توکی افزایش معنی داری را در میانگین سطح هورمون رشد در گروه تجربی بلافاصله پس از تمرین صبح و عصر نشان داد (001/0=p)؛ سطح کورتیزول گروه تجربی تنها پس از آزمون صبح افزایش معناداری داشت(05/0p < ) ؛ نسبت سطح هورمون رشد به کورتیزول گروه تجربی در پس آزمون عصر در مقایسه با پیش آزمون عصر افزایش معناداری یافت (001/0p < ). بحث و نتیجه گیری: با توجه به بالا بودن نسبت سطح هورمون رشد به کورتیزول در تمرین عصر، به نظر می رسد در تمرین عصرگاهی شرایط آنابولیسم بهتری بر بدن حاکم باشد.
مقدمه و هدف: شکل پذیری عصبی به توانایی مغز و دستگاه عصبی مرکزی برای تطبیق با تغییرات محیطی و عملکرد آن اطلاق می شود. هدف از اجرای این پژوهش بررسی اثر هشت هفته تمرین استقامتی با مدت های مختلف بر سطوح عامل نوروتروفیک مشتق از مغز (BDNF) هیپوکامپ در موش های صحرایی نر نژاد ویستار بود. روش شناسی: برای این منظور 40 سر موش نر صحرائی شش تا هشت هفته ای با میانگین وزن 10 ± 189 گرم از انستیتو پاستور شمال ایران تهیه شدند و به طور تصادفی در گروه های کنترل، شم و دو گروه تمرینی تقسیم شدند. گروه های تمرینی به مدت هشت هفته، هر هفته پنج روز با سرعت 20 متر بر دقیقه (معادل 50 تا 55 درصد اکسیژن مصرفی بیشینه) با مدت های 30 و 60 دقیقه و شیب صفر درجه روی نوار گردان ویژه جوندگان به تمرین پرداختند. پس از هشت هفته تمرین و 72 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین، نمونه های هیپوکامپ جمع آوری گردید. سطح BDNF با استفاده از کیت و روش الایزا اندازه گیری شد. داده ها به روش تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی LSD تجزیه و تحلیل شدند. مقادیر 05/0 P≤ بعنوان حداقل سطح معنی داری تفاوت میانگین ها مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که سطوح BDNF در گروه تمرینی 60 دقیقه در مقایسه با گروه کنترل (002/0 P=)، گروه شم (006/0P=)، و گروه تمرین 30 دقیقه (02/0P=) تفاوت معناداری داشت. اما گروه تمرینی 30 دقیقه تفاوت معناداری با گروه کنترل (354/0P=) و گروه شم (55/0P=) نشان نداد. بحث و نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان می دهد که تمرینات استقامتی با شدت متوسط و مدت 60 دقیقه در مقایسه با مدت کوتاه تر باعث افزایش بیشتری در سطوح BDNF موش ها می شود.
هدف از این تحقیق، شناسایی عوامل انگیزشی، ویژگی های شخصیتی و نیز سنجش رابطه عضویت در نهضت داوطلبی و عوامل اجتماعی شدن داوطلبان ورزشی است. تحقیق توصیفی بوده و به شکل میدانی به اجرا درآمده است. جامعه آماری تحقیق، 260 نفر از داوطلبان ورزشی فعال در هیات های ورزشی استان فارس بودند که 74 نفر از آنها از طریق نمونه گیری خوشه ای به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز از طریق چهار پرسشنامه سنجش انگیزش داوطلبان لیات کولیک (2007)، پرسشنامه سنجش ویژگی های شخصیتی (TIPI) گوسلینگ، رنتفرو و ساوان (2003)، پرسشنامه محقق ساخته سنجش سطح اجتماعی و پرسشنامه مشخصات فردی جمع آوری شد. استادان مدیریت و روانشناسی ورزشی روایی پرسشنامه ها را تایید و پایایی پرسشنامه ها در یک مطالعه راهنما و با استفاده از ضریب همبستگی آلفای کرونباخ به ترتیب81 /0 و 82 /0و81 /0 برآورد شد. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی سنجش و ارزیابی شد. در تحلیل استنباطی از آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن استفاده شد. نتایح نشان داد، فاکتور حمایت از خانواده عمده ترین عامل انگیزشی داوطلبان و عامل پاداش بی اهمیت ترین عامل است. بیشتر داوطلبان دارای ویژگی برونگرایی بودند. میانگین نمره های زنان در هر سه عامل عوامل اجتماعی بیشتر از مردان بود. عامل مذهب با عوامل اجتماعی ارتباط معنی داری داشت. عامل قدرت و تقدیر و تشکر با هیچ کدام از عوامل ارتباط معنی داری نداشت. عامل احترام به قوانین نیز با برونگرایی و سازگاری ارتباط معنی داری داشت. در نهایت می توان گفت اگر مدیران بتوانند عناصر تفریح و کار داوطلبانه را تلفیق کنند، انگیزه مشارکت کنندگان افزایش می یابد و علاوه بر مزایای اقتصادی، به توسعه شهروند خوب بودن نیز منجر می شود.
این مطالعه با هدف بررسی اثر یک دوره تمرینات تناوبی شدید بر منتخبی از شاخص های عملکرد هوازی، بی هوازی و هماتولوژیکی انجام شد. 15 کشتی گیر تمرین کرده به طور تصادفی به دو گروه (تجربی=8، کنترل=7) تقسیم شدند. پیش و پس از تمرینات آزمودنی-ها 1) آزمون فزاینده برای تعیین حداکثر اکسیژن مصرفی (VO2max)، سرعت در VO2max (vVO2max)، سرعت در آستان لاکتات (vLT) و حداکثر نبض اکسیژن (VO2/HRPeak)، 2) آزمون زمان تا واماندگی با vVO2max (Tmax) و 3) پروتکل RAST را برای تعیین حداکثر برون ده توان (PPO) و میانگین برون ده توان (MPO) اجرا کردند. نمونه های خونی استراحتی، در پیش و پس از تمرینات جمع آوری شد. هر 2 گروه برنامه تمرین کشتی مشابه را به مدت 4 هفته دنبال کردند در حالی که گروه تجربی در کنار برنامه تمرین کشتی، آزمون دویدن سرعتی بی هوازی (RAST) را به عنوان یک پروتکل تمرین تناوبی شدید، دو جلسه در هر هفته اجرا می کردند. اختلاف بین پیش و پس از تمرینات در گروه ها با آزمون تی زوجی و اختلاف بین گروه ها با آزمون تی مستقل و اندازه اثر برای همه متغیرها اندازه-گیری شد. پس از تمرینات، VO2max(4/5%)، vVO2max(1/3%)، vLT(1/4%)، حداکثر نبض اکسیژن (7/7%) و Tmax(1/32%) در گروه تجربی به گونه ای معنی دار افزایش یافت (05/0>P). حداکثر برون ده توان (9/34%) و میانگین برون ده توان (3/29%) در گروه تجربی به گونه ای معنی دار افزایش یافت، اما تغییری در گروه کنترل مشاهده نشد. همچنین افزایشی معنی دار در مقدار هموگلوبین (7/6%)، میانگین وزن هموگلوبین در گلبول قرمز (9/4%) و میانگین غلظت هموگلوبین در گلبول قرمز (4/4%) در گروه تجربی مشاهده شد (05/0>P). یافته های حاضر پیشنهاد می کند که یک دوره تمرینات تناوبی شدید در مدت زمان کوتاه و با حجم بسیار کم تمرینات (4 دقیقه در هر جلسه) موجب بهبود در اجرای هوازی و بی هوازی می-شود که این افزایش با تغییرات هماتولوژیکی نیز همراه است.
در پژوهش حاضر، دو گروه ورزشکاران مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی (15 نفر با میانگین سنی 06/24 سال) و ورزشکاران سالم (15 نفر با میانگین سنی 06/24 سال) از دو رشته کشتی و فوتبال شرکت کردند. زمان استقامت در ورزشکاران دچار کمردرد مزمن به طور معنی داری کمتر و شیب فرکانس میانه بیشتر بود (05/0) که نشان دهنده خستگی پذیری بیشتر در این گروه است. آنالیز همبستگی نشان داد که بین زمان استقامت و BMI همبستگی مثبت معنی داری در گروه کمردرد وجود دارد (61/0=). وزن و BMI نیز همبستگی مثبت متوسط تا قوی معنی داری با شیب فرکانس میانه عضلات ارکتوراسپاین در هر دو گروه داشتند (76/0 – 62/0 = r). پیشنهاد می شود ورزشکاران در برنامه های تمرینی خود به بهبود استقامت عضلات اکستنسور کمر و ران توجه بیشتری داشته باشند و کاهش وزن را به عنوان راهکاری احتمالی در پیشگیری از رخداد مجدد کمردرد در آینده مورد توجه قرار دهند.