هدف این پژوهش پیش بینی میزان تأثیر و سهم عوامل رشدی و مهارتی مرتبط با استعدادیابی پیش از شروع آموزش فوتبال بر عملکرد مهارتی نوجوانان 10 تا 12 ساله پسر پس از هشت جلسه آموزشی بود. جامعه آماری تمام مدارس فوتبال دارای مجوز شهر اصفهان بود که در نهایت 16 مدرسه با محقق همکاری کردند. نمونه شامل 171 نوجوان پسر (میانگین و انحراف استاندارد سن 79/0± 01/11سال، قد 8/7± 141سانتی متر و وزن 5/7± 03/34کیلوگرم) بود که از هر مدرسه فوتبال در هر رده سنی چهار آزمودنی به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. عملکرد مهارتی آزمودنی ها شامل دویدن با توپ، چرخیدن با توپ، دریبل کردن و سرعت دویدن از طریق آزمون های استعدادیابی فوتبال که اقتباسی از فدراسیون فوتبال انگلستان بود، پیش از شروع دوره آموزش فوتبال و پس از هشت جلسه آموزش اندازه گیری شد. اعتبار این آزمون ها 90 درصد و روایی آن 85 درصد بود. در این پژوهش از آمار توصیفی و رگرسیون چندمتغیره گام به گام استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها چهار مدل را برای پیش بینی عملکرد مهارتی نوجوانان 10 تا 12 سال پس از هشت جلسه آموزش براساس آزمون های ابتدای دوره آموزشی مشخص کرد. در نهایت مدل کامل 4/59 درصد از تغییرپذیری در نمره ملاک را تبیین کرد.
هدف پژوهش حاضر مقایسه تأثیر یک جلسه تمرین پلایومتریک و قدرتی با وزنه بر آنزیم کراتین کیناز تام و پروتئین واکنش گر-C سرمی مردان تکواندوکار بود. پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی دو گروهی بود و در آن بیست نفر مرد تکواندوکار به طور تصادفی در دو گروه همگن (قدرتی و پلایومتریک) دسته بندی شدند. آزمودنی های گروه قدرتی با وزنه، شش دوره تمرینات باز کردن زانو و پرس پا (شدت 70%) را تا رسیدن به واماندگی اجرا کردند. آزمودنی های گروه پلایومتریک نیز شش دوره از تمرینات پرش عمقی و پرش جانبی (شدت 70%) را تا رسیدن به واماندگی اجرا کردند. آنزیم کراتین کیناز تام و پروتین واکنش گر-C سرمی هر دو گروه طی سه مرحله (30 دقیقه قبل، بلافاصله و 24 ساعت بعد از تمرین) اندازه گیری شد. داده ها در قالب میانگین و انحراف استاندارد با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر و آزمون بونفرونی در سطح معناداری (p<0.05) تجزیه و تحلیل شد. با وجود این که فعالیت آنزیم کراتین کیناز تام و نیز سطوح پروتئین واکنش گر-C سرمی هر دو گروه بعد از تمرین به طور معناداری افزایش یافت، اما در تغییرات این شاخص ها بین دو گروه پلایومتریک و قدرتی تفاوت معناداری مشاهده نشد (P<0.05). در نتیجه با توجه به یافته های پژوهش حاضر به نظر می رسد این دو شیوه، فشار فیزیولوژیکی و آسیب عضلانی یکسانی به همراه داشته باشند و تمرینات پلایومتریک آسیب عضلانی و التهاب بیشتری در مقایسه با تمرینات قدرتی به همراه نداشت.
تحقیق حاضر با هدف تعیین ارتباط بین عوامل انگیزشی و تحلیل رفتگی شغلی دبیران تربیت بدنی شهر تبریز بر اساس مدل انگیزشی ERG صورت گرفته است. پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی می باشد. از بین 500 نفر از دبیران تربیت بدنی مقطع راهنمایی و متوسطه تبریز تعداد 226 نفر با استفاده از جدول نمونه گیری مورگان در سال 1390 انتخاب گردید. از پرسشنامه نیازهای ERG و سیاهه فرسایش شغلی مسلوچ (MBI) برای گرد آوری داده های تحقیق استفاده گردید. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS.17 و روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون، آزمون تی مستقل انجام گرفت. از دیدگاه دبیران تربیت بدنی سایر دبیران آموزش و پرورش نگرش مساعدی درباره درس تربیت بدنی ندارند و آنرا درسی که تلاش کمتری نیاز دارد تلقی می کنند. نتایج نشان داد بین عوامل انگیزشی آلدفر و تحلیل رفتگی شغلی ارتباط مستقیمی وجود دارد. اما فقط دو عامل نیازهای وابستگی و نیازهای فیزیولوژیکی پیش بینی کننده تحلیل رفتگی شغلی معلمان بودند (P<0/01).
در این پژوهش که ازنوع نیمه تجربی است تعداد 45 نفر از بیماران شیمیائی گازهای جنگی استان خوزستان همکاری داشتند در این تحقیق با استفاده از شاخص های اسپیرومتری حجم اجباری ثانیه اول FEV1 ظرفیت حیاتی اجباری FVC وقدرت تحمل بدن از طریق آزمون شش دقیقه پیاده روی اندازه گیری و ثبت شد نمونه های تحقیق را سه گروه الف- گروه تجربی شنا 14 آزمودنی ب_گروه تجربی دو 12 آزمودنی ج – گروه کنترل 14 آزمودنی تشکیل می دادند روش هایتمرنی به صورت شنا ودو در گروه های مستقل به کار گرفته شد روش های آماری شامل تحلیل داده ها آمار توصیفی آزمون T و تحلیل واریانس چند متغیری بود درجلسات تمرین با استفاده از اصل اضافه بار شدت تمرینات در گروههای تجربی شنا ودو اعمال شد نتایج پژوهش با احتساب 001/0>P نشان مدی دهد بین حجم اجباری ثانیه اول در گروه های تجربی و کنترل تفاوت معناداری وجود ندارد بین ظرفیت حیاتی اجباری در گروه تجربی شنا نسبت به گروه تجربی دو تفاوت معنی داری وجود دارد بین قدرت تحمل بدن نسبت به تمرین در گروه های تجربی شنا و دو نسبت به گروه کنترل تفاوت معنی دار مشاهده شد
Physical education (PE) plays a critical role in educating the whole student. Research supports the importance of movement in educating both mind and body. PE contributes directly to development of physical competence and fitness. The benefits of PE can affect both academic learning and physical activity patterns of students. Therefore، the purpose of this study was to describe the status of teaching and conduct of PE course in the first three grades of elementary schools of Iran. The samples of this research included 796 men، 325 women PE teachers’، plus 691 men، and 500 women principals (Superintendent). They were randomly selected from the schools of fifteen different provinces within the five various regions according to their geographical locations. All participants completed researcher designed questionnaires containing questions rating a wide range of contexts for the purpose of evaluating physical education course in elementary schools including the curriculum، the academic degree of teachers، sport equipment and places، finance، community، and school policies and ethos. The result showed that the majority of teachers and principals had diploma or two years college degree; about 70% of teachers were not specialist in physical education. The majority of teachers (25% men and 20% women) had teaching-experience between 1 to 3 years whereas the principals had between 5 to 10 years of experience، respectively. The majority of teacher <50%) were familiar with the behavioral objectives and used them in their lesson plans. Approximately، 40% of the teachers emphasized on fundamental movements and play in their classes. About 58% of them used lesson plan for their teaching. Overall، fewer than 50 of the teacher assigned grade based on fulfillment of behavioral objectives. About 78% of teachers used schoolyards for teaching physical education course. About 27% of the teachers assigned 60% to % 80 of grade for improvement of physical fitness. About 37% of the teachers agreed upon using integrated physical education method for their teaching. According to the findings of the study، it was concluded that the quantitative and qualitative conditions for PE working at the elementary schools are not in a desirable condition، so this convey a warning signal for those in charge of education and training system of the country as well as the students'' parents
هدف از این مطالعه مقایسه اثر شدت های یک جلسه فعالیت ورزشی ترکیبی بر میزان اینترلوکین-6 و فاکتور نکروز تومور آلفای مردان فعال بود . در این تحقیق 10 مرد فعال با میانگین سن (15/1±3/20سال )، شاخص توده بدنی (73/1±88/21 کیلوگرم بر متر مربع) و حداکثر اکسیژن مصرفی (میلی لیتر/ کیلوگرم/ دقیقه) (03/3±93/48) داوطلبانه با دارا بودن شرایط لازم شرکت کردند. شرکت کنندگان فعالیت ورزشی ترکیبی (ابتدا بخش هوازی سپس مقاومتی) را در سه شدت کم، متوسط و زیاد انجام دادند. برای مقایسه شدت های مختلف فعالیت ترکیبی، مرحله هوازی به شکل دویدن روی تردمیل با سرعت 8، 6/9 و2/11 کیلومتر بر ساعت و هزینه مشابه 300 کیلوکالری و مرحله مقاومتی بر اساس 45 ،65 و 85 درصد حداکثر قدرت بیشینه در شش حرکت یکسان سازی شد. قبل، بلافاصله بعد و 24 ساعت بعد از هر جلسه فعالیت خونگیری بعمل آمد. نتایج نشان داد، هیچ یک از اثرات زمان نمونه گیری (0.05<P)، شدت فعالیت (0.05<P) و اثر تعاملی زمان نمونه گیری× شدت فعالیت (0.05<P) مقادیر اینترلوکین-6 ، فاکتور نکروز تومور آلفا و گلوکز در پایان جلسات فعالیت ترکیبی در شدت های مختلف تغییر معنی داری نکرد. نتایج تحقیق نشان داد فعالیت ترکیبی حاد در شدت های مختلف با برابر سازی هزینه انرژی تا 300 کیلوکالری در بخش هوازی و برابری بار کار در بخش مقاومتی بر میزان اینترلوکین-6 و فاکتور نکروز تومور آلفا مردان فعال تاثیر چندانی ندارد.
هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط بین بازپردازش خود آگاه و عملکرد ورزشی تحت فشار روانشناختی بود. 24 دانش آموز دبیرستانی داوطلب، مقیاس بازپردازش خود آگاه ویژه حرکت (MSRQ) را تکمیل نمودند و بر اساس نمره آن در دو گروه باز پردازشگر آگاهانه بالاتر (الف) و پایین تر(ب) قرار گرفتند. پس از اجرای 300 کوشش مهارت تاپ اسپین تنیس روی میز در مرحله اکتساب و بدون ارائه دستورالعمل (یادگیری اکتشافی)، آزمون یادداری فوری و انتقال تحت فشار روانشناختی اجرا شد. پس از پایان آزمون انتقال، پروتکل راهبردی اخباری و پرسش نامه اضطراب حالتی رقابتی در دو مرحله (قبل از جلسه سوم اکتساب و پس از آزمون انتقال) توسط هر یک از شرکت کنندگان تکمیل شد. مقایسه گروه ها در مرحله اکتساب با آزمون تحلیل واریانس مختلط (3×2) (جلسه×گروه)، در مراحل آزمون و فاکتور های روانشناختی با آزمون tمستقل و در مقایسه بین مراحل با آزمون tوابسته صورت گرفت. تحلیل های آماری و رسم نمودار با استفاده از نرم-افزار های SPSS 11.5 و Exell صورت گرفت. نتایج، تفاوت معناداری را بین گروه ها در مراحل اکتساب و آزمون یادداری فوری نشان نداد در حالی که در هر گروه پیشرفت عملکرد در مراحل اکتساب مشاهده شد. در آزمون انتقال، عملکرد گروه ب نسبت به گروه الف بهتر بود و به علاوه بر خلاف گروه ب، گروه الف در مقایسه با آزمون یادداری فوری افت عملکرد را در آزمون انتقال تحت استرس روانشناختی تجربه کردند. مقایسه پرسش نامه اضطراب حالتی رقابتی قبل و بعد از مداخله استرس نشان داد که مداخله استرس اثر بخش بود. بین نمره پرسش نامه بازپردازش خود آگاه هر دو گروه با شمار قواعد کلامی و عملکردشان تحت فشار همبستگی معنادار (و به ترتیب مثبت و منفی) وجود داشت. نتایج حاکی از این بود که مقیاس باز-پردازشگر خود آگاه ویژه حرکت با افت عملکرد تحت فشار روانشناختی همبستگی منفی دارد و بازپردازش خود آگاه دانش آشکار مرتبط با مهارت، مسئول افت عملکرد تحت فشار روانشناختی بود که به نظر می رسد این عامل ویژگی فردی به شمار می آید.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر تمرین هوازی بر شاخص های منتخب استرس اکسیداتیو در بافت کلیه رت های مبتلا به انفارکتوس قلبی بود. بدین منظور، 24 سر موش صحرایی نر ویستار چهار هفته، پس از جراحی و به صورت تصادفی در سه گروه شم (تحت جراحی بدون ایجاد انفارکتوس) (8 n=)، کنترل انفارکته (8 n=) و تمرینی انفارکته (n=8) قرار گرفتند. جهت انجام پژوهش، گروه تمرینی مبتلا به انفارکتوس قلبی فعالیت دویدن زیربیشینه روی تردمیل جوندگان را طی 10 هفته ( پنج روز در هفته، هر جلسه به مدت 50 دقیقه با شدت 17 متر بر دقیقه) اجرا نمودند و در این مدت، گروه های شم و کنترل هیچ گونه فعالیت ورزشی نداشته و در قفس نگهداری می شدند. پس از اتمام پروتکل تمرینی، سطوح فعالیت آنزیم های کاتالاز، گلوتاتیون پراکسیداز، گلوتاتیون احیا شده و مالون دی آلدهید در بافت کلیه اندازه گیری گردید. آنالیز آماری داده ها نشان می دهد که اختلاف معناداری در سطح فعالیت آنزیم گلوتاتیون پراکسیداز بافت کلیه در گروه های سه گانه وجود ندارد؛ اما سطوح فعالیت آنزیم کاتالاز و گلوتاتیون احیا شده بافت کلیه در گروه های تمرینی مبتلا به انفارکتوس قلبی و کنترل مبتلا به انفارکتوس کاهش معناداری را نسبت به گروه شم نشان می دهد. براساس نتایج، اختلاف معناداری در آنزیم کاتالاز و گلوتاتیون احیاشده در بین گروه های تمرینی مبتلا به انفارکتوس قلبی و کنترل مبتلا به انفارکتوس وجود ندارد. علاوه براین، سطح مالون دی آلدهید در موش های با انفارکتوس قلبی به طور معناداری افزایش پیدا کرده است؛ اما میزان فعالیت این آنزیم در گروه تمرینی مبتلا به انفارکتوس قلبی به طور معناداری کمتر از گروه کنترل مبتلا به انفارکتوس می باشد. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که مداخله ورزش دویدن پیوسته به مدت 10 هفته با میانگین شدت کار معادل 65 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی از طریق کاهش سطح پراکسیداسیون لیپید سبب کاهش استرس اکسیداتیو و بهبود عملکرد بافت کلیه پس از انفارکتوس قلبی می شود.
هدف مطالعه حاضر، بررسی تأثیر 12 هفته تمرین استقامتی و مصرف آگونیست هورمون آزادکننده گونادوتروپین (GnRH) و بی تمرینی، بر سطوح سرمی هورمون رشد (GH)، تیرویدوتیرونین (T3) و تیروکسین (T4) در دختران با بلوغ زودرس مرکزی بود. تعداد 25 دختر شش تا هشت سال با بلوغ زودرس (میانگین قد 124 سانتی متر، وزن 3/27 کیلوگرم) به صورت تصادفی به سه گروه (دارو، ورزش و دارو + ورزش) تقسیم شدند و 10 دختر شش تا هشت سال سالم (بدون بلوغ زودرس) با همان میانگین قد و وزن، به عنوان گروه کنترل درنظر گرفته شدند. ابتدا،سطوح سرمی GH، T3 و T4 به روش الایزا اندازه گیری شدند. سپس، گروه های آزمایش، برنامه تمرین استقامتی را سه جلسه در هفته، 25 تا 75 دقیقه با شدت 45 تا 75 درصد حداکثر ضربان قلب به مدت 12 هفته انجام دادند. همچنین، درطی مطالعه، گروه های دارو آگونیست GnRH را (هر چهار هفته یک میلی لیتر) به صورت تزریق عضلانی دریافت کردند. سطوح سرمی GH، T3 و T4، 48 ساعت پس از اتمام پروتکل و پس از چهار هفته بی تمرینی دوباره اندازه گیری شدند. آزمون تحلیل واریانس با اندازه های تکراری نشان داد که 12 هفته تمرین استقامتی به تنهایی و همچنین، تمرین استقامتی + آگونیست GnRH باعث کاهش سطوح GH، T3 و T4 شدند و پس از بی تمرینی، مقادیر هورمون ها تقریباً به سطوح پیش از تمرین بازگشتند. دارو سطوح GH را پس از 16 هفته کاهش داد؛ اما تأثیری در سطوح هورمون های تیروئیدی نداشت. باتوجه به یافته های این پژوهش، تمرینات استقامتی و استفاده از آگونیست GnRH می توانند تأثیر مثبتی بر عملکرد هورمون ها در دختران با بلوغ زودرس داشته باشند و بی تمرینی به ازبین رفتن فواید حاصل منجر می شود.
هدف از پژوهش حاضر، طراحی مدل معادلات ساختاری هویت اجتماعی برند بر خوش نامی باشگاه از دیدگاه هواداران لیگ برتر فوتبال می باشد. روش این پژوهش، توصیفی بوده و از نوع مطالعات هم بستگی است. به لحاظ هدف نیز کاربردی می باشد. جامعه آماری آن را کلیه تماشاگران بالای 18 سال که جهت تماشای مسابقه فوتبال دو تیم تراکتورسازی تبریز و استقلال تهران در ورزشگاه یادگار امام تبریز حضور پیدا کرده بودند تشکیل دادند. از آن جا که حجم جامعه آماری بیش از 65000 نفر بود، نمونه آماری بر اساس جدول مورگان برابر با 384 نفر انتخاب گردید. نتایج نشان می دهد که از میان ابعاد هویت اجتماعی برند، بعد رضایت از برند پیش بینی کننده قوی تری نسبت به ارزش ادراک شده از برند، اعتماد به برند و هویت برند برای خوش نامی باشگاه می باشد؛ بدین معنی که باشگاه هایی که به برند خود هویت می بخشند، منجر به خوش نامی باشگاه می شوند.