در جستجوی زمان از دست رفته- اثر شگفت انگیز مارسل پروست- شرح شکوفایی استعدادی خدا دادی است. مارسل، قهرمان داستان، از ایام کودکی ذوق و قریحه نویسندگی را در وجودش احساس می کند واین امید را در دل می پروراند که روزی به نگارش رمانی شامل مفاهیم ژرف فلسفی توفیق یابد. اما یاس و تردید، دلسردی و ناامیدی و نیز وسوسه های گوناگون جوانی اورا از مسیر اصلی زندگی اش منحرف می کنند و تشویق و دلگرمی دوستان و آشنایان هنرمند و هنر پرورش، راه را به جایی نمی برند. با این همه آخرین بخش رمان بیانگر آن است که آرزوی دیرین او به تحقق خواهد رسید. مارسل سرانجام به این اطمینان دست می یابد که نگارش اثر میسر است و رخدادها و فراز ونشیب های زندگی اش می توانند دستمایه اصلی رمان او قرار گیرند.
درباره خیال، تخییل و تخیّل بسیار سخن گفته شده است، لغت شناسان، فیلسوفان و ناقدان عرب و غیر عرب قدیم و جدید، آن را به اشکال مختلف تعریف کرده و در جایگاه های گوناگون به کار برده اند. شاعران از آن الهام گرفته اند، چنانکه شاعر از الهه الهام بخشِ هنر که خود دختر حافظه است، الهام می گیرد و تخیّل از تصاویری که در حافظه انباشته شده تغذیه می کند. در این زمینه معلّم اوّل (ارسطو) و استادش (افلاطون) هر یک نظر خاصّ خود را دارند، امّا دیدگاه مسلمانان درباره خیال چیست؟ به نظر می رسد، پژوهشی هرچند کوتاه در این زمینه بر روی ساختمان شعر و بررسی دیدگاه بلاغت دانان مسلمان در این زمینه راهگشا باشد. از این رو مقاله حاضر، ابتدا به بررسی تأثیرپذیری یا عدم تأثیرپذیری مسلمانان از آرای ارسطویی و اندیشه های یونانی پرداخته و در ادامه به شکل تخصصی تر به نقد و تحلیل دیدگاه حازم القرطاجنی، ناقد و بلاغت دان برجسته قرن هفتم، درباره خیال پردازی (تخییل) و خیال انگیزی (تخیّل)، تفاو ت های آنها، جایگاه خیال در شعر و چگونگی تأثیر آن پرداخته است.
اورهان پاموک نویسندة اهل ترکیه در رمان خود باعنوان نام من سرخضمن روایت داستانی شبه تاریخی از برهه ای از تاریخ تحولات فرهنگی و هنری کشورش، تقابل هنر سنتی و هنر غربی را در قالب روایتی بلند از نقاشان دربار عثمانی در مواجهه با نقاشی ونیزی (غربی) نمایانده است. او با رجوع به گذشته ای دور و نقل داستان و داستانک هایی که در تاریخ، افسانه و رؤیا ریشه دارند، به گونه ای مسائل امروز جامعة خود و در نگاهی وسیع تر، یکی از معضلات جهان امروز را بازسازی می کند. این بازسازی هوشمندانه که با نوعی بینامتنیت در نقاشی و ادبیات همراه است، در برخورد با مخاطب خود این پرسش را در ذهن او تداعی می کند که نویسنده از پس این متن، درپی بیان چه چیزی است و مقصود خود را چگونه بازنمایی می کند. از یافته های پژوهش به این شرح است که این داستان درنهایت تفسیرِ تضاد یا پارادوکس تاریخی- فرهنگی سنت و تجدد در ترکیه ای است که دست کم از پنج قرن پیش تاکنون همچنان درگیر این ماجراست. به همین منظور، در این پژوهش وجوه هنری و ادبی رمان نام من سرخرا بررسی و تحلیل می کنیم. روش این مقاله توصیفی- تحلیلی، و شیوة گردآوری اطلاعات اسنادی/ کتابخانه ای است.
قابلیت های زیست محیطی در داستان کوتاه «قطعه ا یی از کتاب دریا» اثر رولان واگنر اسفندیار اسفندی استادیار دانشگاه تهران esfandi@ut.ac.ir تاریخ دریافت: 22/12/1391 تاریخ پذیرش: 21/3/1392 اکوفیکسیون یا داستان تخیلی زیست محیطی، به عناصر روایی (فیلمی یا متنی) اطلاق می شود که از نظریه های کنونی زیست محیطی نشأت می-گیرد. داستان کوتاه « قطعه ایی از کتاب دریا»، گرایشات زیست محیطی واگنر، نویسنده ی رمان « اودیسه انواع» را به طور واضح و موثر به تصویر می کشد. اگر چه هیچ نو آوری یا برجستگی فنی در این داستان به چشم نمی خورد ولی اهمیت آن در روشی قرار دارد که نویسنده بکار گرفته است: داستان، پارادایمی غنی حاوی موضوعات جمعی که در تخیلات فرهنگی یک نویسنده ریشه دوانده است را به گونه ای نمادین به نمایش می گذارد. وجوه شگفت انگیز، نظیر آنچه در قصه ها می گذرد، داستان را بر روی گذشته گشوده است؛ اشاراتی ولو گذرا به آینده آن را بر روی آینده نیز می گشاید؛ همچنین با صداقت و بی آلایشی خاصی روایت شده است. در مقاله حاضر با تکیه بر تحلیل ساختار سمبولیک، گونه شناسی و مضمون اثر واگنر، به جلوه های زیبایی شناسی آن خواهیم پرداخت. هدف اصلی ما نمایاندن زیر ساخت های درونی و ایدئولوژیکی می باشد که مضامین زیست محیطی در بستر آن ها شکل می گیرد. این مضامین از دوران پسا صنعتی به این سو، الهام بخش اندیشه ها و تخیلات نویسندگان هستند. وا ژگان کلیدی: رولان واگنر، تخیل زیست محیطی، داستان علمی-تخیلی، محیط زیست، فنّاوری علمی، عصر نو.