این مقاله به بررسی تصحیح خطاهای کلامی زبان آموزان توسط معلمان در کلاس های انگلیسی به عنوان زبان دوم می پردازد. هدف از این تحقیق عبارت است از بررسی این که آیا بین استفاده معلمان از انواع خطاهای زبانی و بافتهای اینگونه تصحیحات ارتباطی وجود دارد، و آیا می توان تمرکز روی شکل را با آموزش تعاملی در سطح تصحیح خطاهای زبانی ترکیب کرد. آوا نویسی 25 درس ضبط شده را پنج معلم (پنج درس از هر معلم) و 31 ساعت تعامل کلاسی، داده های این تحقیق را تشکیل می دهد. یافته ها نشان می دهد نوع بافتی که در آن تصحیح خطای زبانی صورت می گیرد نوع بازخورد اصلاحی معلم را در مقابله با خطاهای زبان آموزان تحت تاثیر قرار می دهد. نتایج حاصله حاکی از آن است که تصحیحات غیرمستقیم برجسته می تواند بعنوان یکی از راهبردهای "تمرکز دوگانه" برای ترکیب تمرکز روی شکل و معنی بکار رود.
"اقوامى که قرن ها در ناحیه اى زیسته اند، همواره شاهد وقوع رخدادهاى گوارا و ناگوار، دشوار و سهل بوده اند. پیروزى ها داشته اند و فتح ها، شکست ها و هزیمت ها، جهان گشایی و پهلوانى ها. راندن مهاجمان و پذیرا شدن آنان. گذشتگان رفتند و بسترى از خاطرات حماسى براى آیندگان فراهم آوردند، خاطراتى که استوارى مبانى ملیت آنان است، و از همین خاطرات است که ا سطوره ها، افسانه ها، داستان ها و قصه ها پدید امدند.داستان هایی که بیانگر عظمت، جلال قوم و جانفشانى ها و فداکارى ها بود. داستان هایی که خود منظومه هایى شدند، عظیم و جاودانه. جاودانه از جاودانگى هاى پهلوانان حماسى،رویین تنان قهرمان و نامیرایان تاریخ، موضوع مورد بحث این مقاله. برخاسته از اسطوره وپیوسته به تاریخ یا بالعکس است. منظومه هایى حماسی که گرچه در اغاز، هر یک به قومى تعلق داشته اند، اما امروزه همه آنان عضو خانوادهء ادبیات داستانى جهانند.
"
مقاله به کشف و بررسی رابطه بین باورهای زبان خارجی، سطح مهارت زبانی، و استفاده از روش های یادگیری زبان می پردازد. تعداد 283 دانشجوی دختر ایرانی که در رشته زبان انگلیسی مشغول به تحصیل هستند در این مطالعه شرکت کردند. هدف اصلی این تحقیق بررسی :الف. رابطه باورهای مربوط به یادگیری زبان و سطح مهارت زبانی و تاثیر آن ها در اتخاذ روش های یادگیری زبان ب. چگونگی مشخص شدن باورهای زبانی توسط سطح مهارت زبانی، می باشد. موارد استفاده شده در این تحقیق شامل ترجمه فارسی SILL آکسفورد) پرسشنامه مربوط به روش های یادگیری زبان) و BALLI هورویتس (پرسشنامه مربوط به باورهای فراگیری زبان) به علاوه یک آزمون سطح، نتایج به دست آمده از این تحقیق گویای آن است که باورهای دانشجویان در مورد سختی یاد گیری زبان با روش های زبان آموزی که آن ها استفاده می کنند رابطه دارد. علاوه بر این، باورهای مربوط به انگیزه و انتظارات فراگیران با روش های حسی و فراذهنی آن ها رابطه دارد. همچنین یک رابطه مهم دیگری بین سطح مهارت زبانی و استفاده از روش های ذهنی، سازگاری و فراذهنی در این تحقیق مشاهده شده است. ضمنا، دانشجویان با مهارت زبانی بیشتر نظر منفی نسبت به روش های سنتی متداول مانند حفظ کردن یا یاد گیری گرامر داشتند.
بسیاری از افراد برای بیان مقصود خود از استعاره، اصطلاح و یا ضرب المثل استفاده می کنند و با توجه به این که اصطلاحات بخش مهمی از متن را تشکیل می دهند مترجم باید در برگرداندن آن دقت کند. سخنی که با استفاده از اصطلاح بیان می شود. در خواننده تاثیر بیشتری می گذارد زیرا اصطلاحات تنها اطلاعات را منتقل نمی کنند بلکه در برانگیختن عواطف و احساسات و یادآوری زمینه های تاریخی، فرهنگی و غیره نیز موثرند. ترجمه اصطلاحات و تعابیر به علت ماهیت پیچیده آن یکی از مشکل ترین مباحثی است که دانشجویان با آن مواجهه اند. به همین دلیل در ترجمه آن ها باید دقت کرد دانشجویان را با اصول کلی و روش های معمول در ترجمه اصطلاحات آشنا ساخت.
تحقیق حاضر به مقایسه عملکرد نوشتاری فراگیران ایرانی زبان خارجی در حالی که دو روش بازخورد یعنی: بازخورد با صدای ضبط شده (ATF) و کمترین نشانه گذاری (MM) را دریافت می کردند، می پردازد. 84 شرکت کننده مرد از میان 136 فراگیر زیر متوسط مهارت یادگیری زبان، که خود توسط موسسه کیش انتخاب شده بودند. در این تحقیق حضور داشتند. کلاس های مورد بررسی به صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند: گروه دریافت کننده ATF و گروه دریافت کننده MM که هر گروه شامل 42 نفرد افراد واجد شرایط می باشند که مجددا توسط یک آزمون همسان سازی، برای یکسان بودن افراد مورد بررسی قرار گرفته اند. در طول مدت این تحقیق 36 جلسه شرکت کنندگان موظف بودن تا پاراگراف های توصیفی 150 کلمه ای در مورد هشت موضوع ر ا نگارش کنند. یکی از گروه ها در متن شان بازخورد ATF و دیگر گروه بازخورد MM دریافت کردند. دو آزمون برای مقایسه عملکرد نوشتاری گروه ها استفاده شد: یکی «پیش آزمون » که قبل از انجام آزمایش برگزار شد و دیگری « پس آزمون» که بعد از آزمایش انجام پذیرفت که هر کدام شامل نوشتن پاراگراف های 150 کلمه ای سر کلاس در حد فاصل زمانی 40 دقیقه ای بود. تحلیل داده ها و حساب آماری نشان داد که: الف، گروه دریافت کننده ATF در پس آزمون بهتر عمل کردند. ب. گروه دریافت کننده MM در پس آزمون هیچ نوع پیشرفت نسبت به پیش آزمون نشان ندادند. ج. گروه دریافت کننده ATF در پس آزمون بهتر از گروه دریافت کننده MM عمل کردند.
موضوع این تحقیق بررسی کاربرد عنصر گفتمانی "عوامل انسجامی" (cohesive devices) در ترجمه متون فارسی و انگلیسی است. جهت تحقق این امر، شانزده داستان از باب دوم گلستان (در سیرت درویشان) انتخاب و ترجمه های انگلیسی آن توسط آربری (1945)، راس (1890) و رهاتسک (1964) مقایسه و مقابله گردید. در این مقایسه ابتدا عوامل انسجامی متون مبدا و مقصد شناسایی شد و سپس بر اساس مدل هالیدی و حسن (1976) به دو مقوله کلان انسجامی یعنی مقوله دستوری شامل اشاره (reference)، جایگزینی (substitution)، حذف (ellipsis) و وصل (conjunction) و مقوله واژگانی تکرار موکد، (reiteration)، که خود دارای شاخه های خاصی است، و همنشینی (collocation) تقسیم بندی گردید. نتیجه حاصل از بررسی توصیفی عوامل مذکور از نقطه نظر حجم کاربرد (density) تفاوتهای معنی داری را بین هر یک از عوامل انسجامی به کار رفته در متون مبدا و معادل انگلیسی آن در متون مقصد آشکار نمود. این تفاوت ها در مقایسه متون مقصد با یکدیگر نیز تا حدی مشاهده شد. نتیجه اینکه تشخیص و آگاهی از این گونه تفاوت ها که خود حاکی از عدم وجود رابطه یک به یک گفتمان بین دو زبان انگلیسی و فارسی است، انتخاب معادلهای واژگانی مناسب را برای ترجمه متون این دو زبان به یکدیگر آسان می نماید.
"یکی از مهم ترین مسایل در ترجمه متون انگلیسی به فارسی لزوم توجه به مفاهیم مختلف لغات و عبارات در موقعیتهای متفاوت است. زبان انگلیسی به عنوانی یکی از پرکاربردترین زبانهای دنیا دارای حوزه فعالیت بسیار گسترده ای است که خود در برگیرنده طیف معنایی گسترده و متنوعی هستند. به عبارت دیگر، بسیاری از لغات و عبارات انگلیسی علاوه بر مفهوم متداول و شناخته شده خود می توانند در موقعیتهای مختلف نقشهای ساختاری و معنایی متفاوتی را پذیرفته و بالطبع مفهومهای متفاوت و ناآشناتری را در بر گیرند.
مهم ترین مساله ای که در این مقاله بدان پرداخته می شود این است که متاسفانه علی رغم اهمیت توجه به معانی گوناگون و متنوع (و گاهی در ظاهر غیر مرتبط) واژه ها در امر ترجمه متون ادبی، در بسیاری از موارد مشاهده می گردد که مترجم به راحتی در معرض تهدیدهای بالقوه چسبیدن به مفهوم و تعریف اول و بی اعتنایی به معانی دیگر قرار می گیرد. چنین به نظر می رسد که معنای اول نیرو و جاذبه ای دارد که مفاهیم و معانی دیگر را کم جاذبه و کمرنگ می کند. گویی که اولین تعریف در نظر مترجم دارای هیبت و صلابتی طلسم گونه است که معانی دیگر را به عقب رانده و جوینده را ناخودآگاه به سوی خود می کشاند.
در این مقاله با ذکر برخی دلایل بی توجهی مترجمین از سایر معانی لغات و عبارات، عواملی را که در ایجاد چنین مشکلاتی دست اندر کارند به پنج گروه کلی تقسیم می شود و با ارایه مثالهای گوناگون سعی بر این است که لزوم اتخاذ اقدامی پیشگیرانه در مقابله با تهدیدهای بالقوه جادوی معنای اول روشن گردد و در انتهای مقاله نیز پیشنهادهایی چند جهت بهبود امر ترجمه متون ارایه می گردد."
رمان‘ از بدو پیدایش تا به امروز‘ اسطوره زدایی را به نحوی مداوم و مستمر تجربه کرده است . این تجربه که همواره با تخریب و در هم شکستن هنجارهای نوع ادبی رمان نیز همراه بوده است ‘ در حقیقت بازتابی است از بحرانی که جهان قهرمان داستان را فراگرفته است. با این وصف‘ به موازات هر کنشی مبنی بر اسطوره زدایی‘ کنش متقابل دیگری نیز شکل می گیرد که اساسش بر احیای اسطوره استوار است . این فرایند کم و بیش همیشه با ایجاد اسطوره هایی نوین همراه بوده است. آزاده خانم و نویسنده اش یا آشویتس خصوصی دکتر شریفی (چاپ دوم) ‘ به قلم رضا براهنی‘ بازگوی چنین تمایلی است؛ تمایل مستمر برای از بین بردن اسطوره ها با هدف اینجاد سلسله ای مرکب از «اسطوره های شخصی ونو»
آغازگر و ساخت آغازگری در سطح بند و متن نقشی اساسی در تولید متنی یکسان با زبان مبدا در ترجمه بازی می کند. آغازگر به عنوان نقطه ای که پیام از آنجا آغاز می شود نقشی اساسی در تعبیر متن و استنتاجهای حاصل از آن دارد. تغییر در آغازگر یا ساخت آغازگری متن در ترجمه به معنای از دست دادن قسمتی از گفتمان زبان مبدا است لذا در ترجمه معمولا لازم است آغازگر و ساخت آغازگری متن حفظ شود.
اونوماستیک علمی است که بر اساس آن می توان به رابطه بین شیء و نامی که بر آن نهاده شده است یا‘ به دیگر تعبیر ‘ به رابطه میان دال و مدلول پرداخت‘ نامگذاری شخصیت ها و هنچنین پاره ای از مکان های داستان می تواند به موضوع این علم بدل شود. چنین رابطه ای همواره در ادبیات جهانی به عنوان شگردی که نویسنده از طریق آن ناگفته هایی را در مورد شخصیت های داستانش با خواننده در میان می نهاد مطرح بوده است. ادبیات معاصر ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست. در این مقاله تلاش کرده ایم تا با تکیه بر تحقیقی از مقوله اونوماستیک به دو شیوه نگرش متفاوت از دو داستان پرداز مطرح ایرانی ‘ احمد محمود و محمود دولت آبادی ‘ بپردازیم.
مقاله حاضر به بررسی کاربرد روشهای مختلف تجزیه و تحلیل های آماری در پژوهش های ترجمه می پردازد. سوال مد نظر این مقاله آن است که چگونه به کارگیری علم آمار پژوهشگر را در تعریف و اندازه گیری متغیرهای مختلف ترجمه به ویژه متغیرهای انتزاعی یاری می نماید. برای پاسخ به این سوال، ابتدا مفهوم انتزاعی (ذهنی) بودن و کاربردهای علم آمار در ترجمه همراه با مثال مورد بحث قرار گرفته، سپس فرایندهای آماری فرضیه آزمایی در پژوهش های ترجمه توضیح داده شده است، سرانجام، مفهوم احتمالات در مورد متغیرهای رایج در پژوهشهای ترجمه شرح داده شده است. نتایج این بررسی اهمیت و تطابق علم آمار با پژوهش های ترجمه را مورد تاکید قرار می دهد.