فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶۱ تا ۳۸۰ مورد از کل ۲٬۰۴۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
The present study was an attempt to investigate the significance of verbalization and teaching the concepts of listening on the development of listening performance among Iranian EFL learners. To do so, an experimental study was designed in which the participants were sixty pre-intermediate learners selected based on the results of their performance on a standard version of Oxford Placement Test (OPT). The participants were divided into two experimental groups. The learners in experimental group I (Systemic Theoretical Instruction- Explanation and Materialization (STI-EM), were exposed to materialized tools which consisted of presenting the target concept in charts accompanied by the examples and related strategies to extract the concept, while Group II students (Systemic Theoretical Instruction- Explanation, Materialization, and Verbalization (STI-EMV), enjoyed materialized tools as well as collaborative verbalization. The learners in both groups went through pre-test, intervention, and post-test. The collected data were analyzed through employing analysis of covariance (ANCOVA). The results indicated that the group which practiced collaborative verbalization in L1 outperformed the one which was just mediated by teacher's oral explanation and materialized objects
تاثیر استفاده از نگاشت استدلالی به کمک رایانه بر پیشرفت خودتنظیمی مهارت نوشتاری زبان آموزان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دنیای مدرن ما، استفاده روزافزون از تکنولوژی و رایانه در کلاس های آموزش زبان موضوعی انکارناپذیر است و از آنجا که مهارت نگارش به زبان دوم نقش مهمی در نیل به اهداف شخصی، تحصیلی و اجتماعی افراد دارد، جنبه حیاتی پیدا کرده است. تحقیقات اخیر بر روی خصوصیات فردی زبان آموزان نیز چشم انداز جدیدی را برای پیش بینی موفقیت زبان آموزان در بر داشته است. تحقیق حاضر به بررسی تاثیر استفاده از نگاشتهای استدلالی به کمک رایانه بر پیشرفت خودتنظیمی مهارت نگارش زبان آموزان ایرانی پرداخته است. برای رسیدن به این هدف، بعد از انجام یک تست استانده زبان انگلیسی و یک آزمون مقاله نویسی از بین 127 نفر ، 90 دانشجو در رشته مترجمی زبان انگلیسی به عنوان شرکت کنندگان این تحقیق برگزیده شدند. سپس تمامی شرکت کنندگان به پرسشنامه استانده خود تنظیمی در نگارش زبان دوم پاسخ دادند پس از آنالیز اطلاعات، آنها به سه گروه مساوی شاهد و دو گروه آزمایشی تقسیم شدند. افراد گروه شاهد تکالیف نگارش خود را در برگه انجام دادند در حالیکه افراد درگروه های آزمایشی این تکالیف را در محیط رایانه به صورت انفرادی و یا گروهی و به کمک نرم افزار انجام می دادند. در پایان ترم تمامی شرکت کنندگان سه گروه به همان پرسشنامه خود تنظیمی مجددا پاسخ دادند. با در نظر گرفتن اطلاعات بدست آمده و با استفاده از روش آماریone-way ANOVA مشخص شد استفاده از نگاشت استدلالی به کمک کامپیوتر بر خودتنظیمی مهارت نگارش زبان آموزان ایرانی تاثیر مثبت دارد. علاوه بر این مقایسه بین دو گروه آزمایشی نشان داد افرادی که به شکل گروهی در محیط رایانه کار کرده بودند به خودتنظیمی بالاتری در مهارت نگارش دست یافته بودند.
Грамматические способы выражения управления русских прилагательных, словообразовательно соотносительных с глаголом в персидском языке (روش های دستوری بیان هدایت نحوی صفات روسی و افعال مرتبط با آن ها به لحاظ واژه سازی در زبان فارسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر بر اساس تجزیه و تحلیل مثال های متعدد، هدایت نحوی صفات و افعال مرتبط با آن ها به لحاظ واژه سازی در زبان روسی و نحوه بیان آن به زبان فارسی بررسی می شود. در زبان روسی صفت و فعل می توانند به عنوان جزء اصلی گروه واژه و جمله به کار روند و حالت نحوی کلمه وابسته به خود را تعیین کنند. به طور مثال: شبیه به توپ، راضی از پسر، وفادار به قول، به پیروزی ایمان داشتن. نتایج به دست آمده نشان می دهد، هدایت نحوی صفات و افعال مرتبط با آن ها به لحاظ واژه سازی براساس روابط زیر صورت می گیرد: 1. بین هدایت نحوی صفت و فعل تفاوت کامل وجود دارد؛ 2. بین هدایت نحوی صفت و فعل شباهت کامل وجود دارد؛ 3. بین هدایت نحوی صفت و فعل تشابه و تفاوت نسبی وجود دارد. در بیشتر مواقع مفهوم هدایت نحوی صفت و فعل در زبان روسی با استفاده از انواع حروف اضافه: برای، از، به، و ساختار رایی و همچنین ساختار اضافه ای به زبان فارسی بیان می شود.
واکاوی فرهنگ و نقش آن در سیاست گذاری های/ برنامه ریزی های آموزش زبان (مطالعة موردی: آموزش زبان عربی در ایران)
حوزههای تخصصی:
زبان به عنوان برترین پدیدة فرهنگی و تمدنی، یکی از مهارت هایی است که ما از سنت خارجی و اجتماع گویشوران کسب می کنیم. افزون بر این، زبان به عنوان مهم ترین عامل انتقال فرهنگ و میراث گذشته، نقش تعیین کننده ای در تبیین و ساماندهی افکار و اعتقادات افراد جامعه دارد که این عامل یکی از مؤلفه های اصلی تشکیل هویت، شخصیت و فرهنگ جوامع محسوب می شود. با نگاهی به روابط درهم تنیدة ایران و اعراب در ابعاد مختلف فرهنگی، دینی، سیاسی، سوق الجیشی و... می توان به راحتی به داد وستد زبانی و از طریق آن تأثیر و تأثر فرهنگی و تمدنی در طول تاریخ پی برد؛ رابطه ای که بیش از هر چیز دیگر در دو سطح زبان و فرهنگ نمود می یابد. نکتة حایز اهمیت دربارة فراگیری یک زبان خارجی این است که با نگاهی به رویکرد فرهنگی جوامع به زبان های بیگانه درمی یابیم که این رویکرد متأثر از فرهنگ به معنای عام کلمه است. سیاست گذاری های کلان آموزش زبان عربی در ایران نیز خواسته و ناخواسته متأثر از همین رویکرد و نگرش فرهنگی می باشد که در بسیاری از مواقع، این نگرش به سبب چالش های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی با اهداف و راهبردهای کلان این رشته در تضاد است. در نوشتة حاضر، سعی بر آن است که پس از تحلیل روابط زبانی فرهنگی خوب و دوستانة ایران و جهان عرب در گذشته های تاریخ، علل و اسباب افول فراگیری زبان عربی را از دو منظر فرهنگی و سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های زبانی بازنگری کنیم و از این رهگذر، برنامه ها و راهکاریی بنیادین را برای بسط آموزش زبان عربی به معنای کاربردی آن در دو سطح عمومی و تخصصی ارائه نماییم.
مقایسه تاثیر دو نوع برنامه ریزی بر عملکرد نوشتاری زبان آموزان ایرانی از حیث روانی، دقت و پیچیدگی نوشتار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق پیش رو مقایسه تاثیر دو نوع برنامه ریزی شامل برنامه ریزی قبل از تکلیف و برنام ریزی همزمان در عملکرد نوشتاری زبان آموزان ایرانی از حیث دقت، روانی و پیچیدگی بود. بدین منظور از ۱۳۴ زبان آموز ایرانی که دارای بسندگی زبانی متفاوتی بودند خواسته شد تا دو تکلیف نوشتاری متفاوت را تحت این دو نوع برنامه ریزی انجام دهند. یافته های این پژوهش حاکی از آن بود که هیچ یک از انواع برنامه ریزی در دقت نوشتاری تاثیری ندارد. با این وجود، برنامه ریزی همزمان باعث افزایش روانی نوشتار شد و برنامه ریزی قبل از تکلیف باعث افزایش پیچیدگی نوشتار. یافته ها همچنین بیانگر آن بودند که افراد با بسندگی بالاتر زبانی در هر سه مورد دقت، روانی و پیچیدگی عملکرد بهتری از افراد با بسندگی پایین تر زبانی در هر ۲ نوع برنامه ریزی داشتند. این بدان معنا است که هیچ تعاملی بین نوع برنامه ریزی و میزان بسندگی زبانی وجود ندارد.
مقاله به زبان انگلیسی: تاثیر آموزش تحلیل گفتمان انتقادی بر خواندن و درک مطلب زبان آموزان ایرانی (The Effect of Critical Discourse Analysis Instruction on Iranian EFL Learners' Reading Comprehension and Orientation)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به منظور بررسی تاثیر آموزش مستقیم بعضی از تکنیک های تحلیل گفتمان انتقادی بر خواندن و درک مطلب زبان آموزان ایرانی صورت گرفته است. در این راستا تلاش شده است تا هر گونه تغییر مثبت در توانایی زبان آموزان در درک معنای ضمنی متن خوانشی سنجیده شود. ضمنا، هرگونه تغییردرنقطه نظرات زبان آموزان در خصوص شیوه یادگیری زبان انگلیسی پس از آموزش مهارت خوانش انتقادی از طریق تکنیک های تحلیل گفتمان انتقادی نیز مورد بررسی قرار گرفته است. بدین منظور دو مقاله خبری از منابع آنلاین در نظر گرفته شد. جامعه آماری شامل 60 دانشجوی دوره کارشناسی رشته حقوق بودند که بطور تصادفی به دو گروه 30 نفره تقسیم شدند. از گروه آزمایشی خواسته شده بود درک خود را از هر متن در قالب یک مقاله بنویسند. آنها همچنین باید به پرسشنامه ای معطوف به بررسی تغییر نگرش یا انگیزه آنها نسبت به یادگیری زبان انگلیسی پاسخ می دادند. نتایج حاکی از آن بود که گروه آزمایشی پس از آموزش خواندن از طریق تکنیک های تحلیل گفتمان انتقادی بهتر از گروه کنترل شده عمل کردند. انگیزه آنها نیز نسبت به یادگیری زبان انگلیسی پس از آشنایی با حوزه تحلیل گفتمان انتقادی افزایش یافت.
پژوهشی در سبکهای یادگیری متداول دانش آموزان دبیرستانی در فراگیری زبان انگلیسی: تفاوت میان ""زبان آموزان موفق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهندگان بسیاری درباره جنبه های گوناگون سبکهای یادگیری نوشته اند. اما درباره پیوند میان مفاهیم سبک یادگیری و دستاوردهای به اصطلاح ""زبان آموزان موفق"" پژوهش چندانی صورت نگرفته است. پژوهش حاضر به کاوش سبکهای متداول یادگیری در میان دانش آموزان سال آخر دبیرستان و مقایسه آنها با سبکهای یادگیری ""زبان آموزان موفق"" جامعه مورد مطالعه می پردازد. بدین منظور، پرسشنامه شاخص سبک یادگیری فلدر _ سولومون(ILS) در میان دانش آموزان توزیع گردید. از میان جمعیتی 3310 نفری که مشغول به تحصیل در شهر سبزوار و پنج شهر همجوار آن بودند، 1307 دانش آموز (711 پسر و 596 دختر) به طور تصادفی برگزیده شدند و در تحقیق حاضر مشارکت کردند. بر مبنای نمره های امتحان نهایی درس زبان انگلیسی سال سوم دبیرستان دانش آموزان یا همان (آزمون پیشرفت تحصیلی)، تعداد 343 نفر، که نمره های بالاتری کسب کرده بودند، بطور قراردادی با عنوان ""زبان آموزان موفق"" و 964 دانش آموز دیگر با عنوان ""فراگیران متوسط زبان"" دسته بندی شدند. نتایج حاصل از تحلیل شاخص سبک یادگیری نشان داد که بیشتر شرکت کنندگان سبکهای "" 'انعکاسی""، ""حسی""، ""دیداری""، و ""متوالی""، را از بین چهار بعد سبکهای یادگیری ترجیح میدهند. علاوه بر این، آزمون تحلیل واریانس دوسویه نشان داد که تفاوت میان نمره های میانگین دانش آموزان ناشی از هم جنسیت آنها و هم سبکهای یادگیری ""دیداری/کلامی"" و ""متوالی/ کلی"" آنان است. یافته ها در مورد رابطه بین سبک های یادگیری و نمرات امتحان نهایی زبان انگلیسی شرکت کنندگان نشان داد که به جز در بعد "" فهم"" سبکهای یادگیری ، بین سه بعد دیگر سبکهای یادگیری و نمرات امتحان نهایی زبان انگلیسی شرکت کنندگان رابطه معناداری وجود ندارد.به علاوه، آزمون مجذور کای تفاوت معنی داری بین ترجیحات سبک یادگیری "" زبان آموزان موفق "" دبیرستانی با زبان آموزان متوسط نشان داد.
آموزش لغت از طریق یادگیری تلفیقی و نرم افزارهای آموزشی در کلاسهای انگلیسی برای اهداف خاص(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تاثیر یادگیری تلفیقی و استفاده از نرم افزارهای چند رسانه ای بر توانایی به خاطر سپاری کلمات بوسیله ی دانشجویان انگلیسی برای اهداف خاص می باشد. به همین منظور 120 زبان آموز رشته ی پزشکی به دو گروه آزمایشی و کنترل تقسیم شدند. کلمه ها به کمک نرم افزارهای چند رسانه ای به گروه آزمایشی تدریس شد در حالی که آموزش کلمات برای گروه کنترل با روش های سنتی صورت پذیرفت. جمع آوری اطلاعات بوسیله ی پس آزمون و نظارت بر کلاس ها انجام شد. نتیجه ی بررسی ها نشان دهنده ی اختلاف زیاد بین یادگیری کلمات جدید توسط این دو گروه بوده است. به علاوه، یادگیری از طریق تکنولوژی سبب مشارکت بیشتر زبان آموزان در فعالیت های کلاسی شد. با توجه به نتایج این تحقیق، پیشنهاداتی جهت چگونگی استفاده ی موثرتر از این نرم افزارها در کلاس های زبان انگلیسی برای اهداف خاص در ایران بیان شده است.
بررسی رابطه میان تفکر عمیق، گرایش های مدیرت کلاس، و ادراک راهبردهای یادگیری زبان در معلمان زبان انگلیسی با موفقیت دانش آموزان در یادگیری زبان خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی ارتباط میان سه متغیر مهم در معلمان زبان انگلیسی و موفقیت دانش آموزان آنها در فراگیری زبان خارجی انجام گردید. بدین منظور، به 105 معلم زبان انگلیسی از شهرهای شیراز و همدان، سه ابزار جهت جمع آوری اطلاعات داده شد: ابزار آموزش تفکر عمیق ( اکبری، بهزادپور، و دادوند، 2010)، پرسشنامه ی نگرش ها و عقاید در کنترل کلاس ((Martin, Yin, & Baldwin, 1998، و پرسشنامه ی راهبردهای یادگیری زبان (Ardasheva & Tretter, 2013). همچنین نمره آزمون نهایی درس زبان انگلیسی2673 دانش آموز پایه سوم دبیرستان این معلمان جمع آوری شد. نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که ارتباط معناداری بین خصوصیات معلمان زبان انگلیسی و موفقیت زبان آموزان آنها وجود دارد. نتایج همچنین نشان داد که میان معلمان مرد و زن از لحاظ میزان تفکر و آگاهی از راهبردهای یادگیری زبان تفاوت معناداری وجود دارد؛ در حالیکه، هیچ تفاوت معناداری میان گرایش های مدیریت کلاس در بین این دو گروه مشاهده نشد. بعلاوه، تجزیه و تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که این متغیرها، می توانند حدود 47 درصد از واریانس موفقیت دانش آموزان را پیش بینی کند. در نهایت، با توجه به یافته های این پژوهش، پیشنهاداتی عملی جهت افزایش موفقیت زبان اموزان در کلاس های زبان ارئه می شود.
The Impact of Podcasts on English Vocabulary Development in a Blended Educational Model(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This experimental study attempts to see whether incorporating supplemental podcasts into the blended module of second language (L2) vocabulary teaching and learning leads to better learning outcomes in comparison with other common teaching and learning methods as self-study and conventional. To that end, undergraduate students from Ahvaz Jundishapur University of Medical Sciences were summoned up via an announcement to take part in the study. Volunteers were homogenized via Vocabulary Levels Test (VLT) and were then randomly divided into three groups to learn English vocabulary items via three different scenarios during 32 sessions. The collected data from the participants’ answers to the attitude questionnaire and interview as well as the data from assessing their performance throughout the course were analyzed both descriptively and inferentially. The analysis of the data revealed that the podcast-mediated blended L2 learning scenario appeared as the most successful scenario in L2 vocabulary learning. Consequently, it could be concluded that providing miscellaneous practicing opportunities for students would facilitate learning process and contribute to learning improvement.
گفتگوکاوی پیشقدمی زبان آموزان در تعاملات پرسمانی در کلاس های زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر تجزیه و تحلیل کیفی پیشقدمی زبان آموزان در پاسخ به پرسش های ارجاعی و پیشقدمی آنها بعد از نوبت بازخورد معلم است و نقش اعمال تعاملی معلمان زبان- نوبت های شروع تعامل و بازخورد- را در ایجاد فرصت های پیشقدمی زبان آموزان در تعاملات انتقال معنا بررسی می کند. جهت جمع آوری داده ها، تعاملات و میان کنش های ده کلاس از هفت معلم و زبان آموزان آنها با توانش زبانی سطح متوسط در چهار آموزشگاه مختلف زبان انگلیسی در ایران ضبط و تصویربرداری شد؛ و سپس تعاملات ضبط شده به صورت نوشتاری و بر اساس اصول و قراردادهای روش گفتگوکاوی تهیه و تجزیه و تحلیل شد. براساس تحلیل های انجام شده بر روی این داده ها، پیشقدمی زبان آموزان در تعامل کلاسی حین پرسش و پاسخ بسیار کم رخ می دهد. مشاهدات و تجزیه و تحلیل تعاملات پرسمانی نشان می دهد که بین عملکرد پرسمانی معلمان تفاوت معناداری وجود دارد و نیز برخی اعمال تعاملی از سوی معلمان، زبان آموزان را برای پیشقدمی در صحبت ترغیب می کند؛ مثل هنگامی که معلم تمامی زبان آموزان را برای پاسخ مورد خطاب قرار دهد، فرصت کافی برای پاسخگویی بدهد، تعامل زبان آموز-زبان آموز را تشویق کند، از پاسخ ها قدردانی کند، بازخورد مثبت دهد و از شوخی و جملات ترغیب کننده برای ادامه شرکت زبان آموز استفاده کند. گاهی نیز خود زبان آموزان بعد از سکوت کلامی و یا بعد از پیش قدمی خود یا همکلاسی هایشان، بدون ترغیب معلم برای صحبت و مشارکت در توالی پرسمان پیشقدم می شوند. در پایان، آموزش های کاربردی نظیر بهینه سازی پرسمان معلمان و ارتقای حرفه ای آنها از طریق مشاهده کلاس و گفتگوکاوی تعامل کلاسی ارائه شده است.
تأثیر انگیزه و برنامه کمک آموزشیِ مبتنی بر رابطه متقابل بین زبان آموز و معلم و کارِ گروهی بین زبان آموزان بر روی درک مطلب زبان آموزان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی تأثیر و ارتباط سطح انگیزه بر روی درک مطلب زبان آموزان ایرانی می پردازد که برنامه آموزشی مبتنی بر رابطه متقابل بین زبان آموز و معلم و کار گروهی بین زبان آموزان دریافت می کنند. در ابتدا زبان آموزان به چهارگروه تقسیم می شوند. زبان آموزان همگی دانشجویان ترم سوم رشته مترجمی زبان انگلیسی بودند و در پیش آزمون تافل و اجرای اولیه پرسش نامه شرکت کردند و تفاوت معناداری بین سطح انگیزه و توانایی درک مطلب آنان وجود نداشت. سپس آنان در دو گروه آزمایشی و دو گروه کنترل قرار گرفتند. دو گروه کنترل (گروه الف و ب) به ترتیب ۲۸ و ۱۲ نفر زبان آموز داشتند و شیوه آموزش مهارت درک مطلب متداول را دریافت کردند. گروه های آموزشی (الف و ب) به ترتیب ۲۸ و ۱۲ نفر زبان آموز داشتند و شیوه آموزش مهارت درک مطلب مبتنی بر رابطه متقابل بین زبان آموز و معلم و کار گروهی بین زبان آموزان را دریافت کردند. در انتها همگی در پس آزمون تافل و اجرای دوم پرسش نامه شرکت کردند. نتایج با استفاده از تحلیل واریانسِ دوطرفه وتحلیل واریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که گروه های آموزشی از گروه های کنترل بهتر عمل کردند و برنامه کمک آموزشی بر روی انگیزه برای خودکارآمدی، چالش، کنجکاوی، رقابت، شناخته شدن، نمرات، دلایل اجتماعی و اطاعت در درک مطلب تأثیر می گذارد.
شادی ها و غمگنی های مترجم: خوانش و تحلیل انتقادی آرای ترجمانیِ خوزه اوُرتِگا گاسِت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گاه جدل بی حاصل و غیرکاربردی در زمینه معنا به مباحثی چون ترجمه افراطی کواین کشیده می شود که در آن، معنا نه طی تعامل بینافردی، بلکه به صورت رفتارشناسانه و طی ارتباط میان عمل و بافتار حاصل می شود و معنا دست نیافتنی تصویر می شود. در این میان، فیلسوف اسپانیایی، خوزه اورتگا ی. گاست کمی از این فضای منطقی محض دوری می گزیند: وی هرچند همه امور بشری را در عین محتمل بودن دست نیافتنی می شمارد، نسبیت عام حاکم بر ارتباط درون زبانی و بینازبانی را پذیرفته و بسط می دهد و تعامل زبانی را عامل مفاهمه گویش وران زبان می داند. به زعم وی، سهل و ممتنع بودن برقراری ارتباط باعث تن دادن ساده و بی پیرایه آن به تحلیل نمی شود و ترجمه نیز باری افزون بر ارتباط نخستین بر گردن مترجم می گذارد تا در فضای سکوت زبانی وارد شود و با ناگفته ها انتقال معنا کند. این مقاله ضمن تبیین و تحلیل نقادانه تفصیلی آرای مذکور، الگوی ترجمانی ارائه شده از سوی اورتگا را به تصویر می کشد و کاربرد آن را در عمل ترجمه بررسی می کند. در پایان و پس از مداقه در این نظرات می توان نتیجه گرفت که توجه فراوان اورتگا به بافت و کلان اندیشی نظری وی گاهی باعث می گردد که اهمیتی شاید بیش از واقع به ناگفته های درون و بینازبانی داده شود و برای مترجم نقشی برسازنده و ابداع گر قایل شود که شاید در مورد ترجمه ادبی صادق باشد، ولی نادیده گرفتن اینکه بخش اعظم عمل ترجمه در حیطه متون غیرادبی است، نقش و رسالت مترجم را دچار انحراف و دگرگونی بسیار
حاشیه نویسی تعاریف واژگان در محیط های چندرسانه ای: بررسی مقایسه ای اثرات انواع حاشیه نویسی و دلالت های آن(Multimedia Annotation: Comparability of Gloss Modalities and their Implications for Reading Comprehension)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به بررسی اثرات دو نوع از انواع حاشیه نویسی تعاریف واژگان بر درک مطلب خواندن در میان دانشجویانی که در سطح متوسطی از مهارت زبانی هستند پرداخته است.بدین منظور، دو گروه آزمایشی مورد مطالعه به خواندن 10 متن آکادمیک تحت شرایط مختلف مبادرت ورزیدند. یکی از گروه ها، هنگام خواندن متن چندرسانه ای کامپیوتری، از تعاریف متنی که با اشاره گر ماوس بر صفحه نمایش ظاهر می شد استفاده کرد. گروه دیگر، هنگام خواندن متون، از تعاریف ترکیبی(متن و تصویر) که به آشکارسازی معانی کلید واژگان کمک می کرد بهره جست. گروه کنترل، در مقابل،از هیچ نوع حاشیه نویسی استفاده نکرد و تنها بر متد حدس زدن تکیه کرد. نتایج تحقیق نشان داد که گروه آزمایشی که از حاشیه نویسی ترکیبی استفاده کرده بود میانگین بالاتری را نسبت به دو گروه دیگر در آزمون درک مطلب کسب نمود. در عین حال، گروهی که از تعاریف متنی استفاده کرده بود نسبت به گروه کنترل میانگین بالاتری اخذ کرد. یک توجیه آن است که به احتمال زیاد حاشیه نویسی ترکیبی تعاریف واژگان در آشکارسازی بهتر و مؤثرتر واژگان کلیدی متن خواندن کمک بیشتری می کند که در نتیجه آن درک مطلب به نحو عمیق تری صورت می گیرد.
شگرد ساده سازی وتابوهای فرهنگی در برگردان های مرعشی پور از رمان های راه و کوچه مدق نجیب محفوظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ساده سازی (Simplification) از همگانی های ترجمه است که در آن مترجم با بهره مندی از شگردهای ویژه، زبان ترجمه را ساده و روان می کند. از نظر بیکر، این ویژگی گرایش به ساده کردن مسائل برای خواننده و نیز گرایش به انتخاب یک تفسیر و پیشگیری از دیگر تفاسیر است. در این حالت، مترجم سطح وضوح را با از بین بردن ابهام ها بالاتر می برد. در این مقاله، با توجّه به تعریف بیکر از همگانی ها، به ویژه ساده سازی، و با روش توصیفی تحلیلی انواع ساده سازی در ترجمة محمّدرضا مرعشی پور از دو رمان نجیب محفوظ «الطّریق» و «زقاق المدق» واکاوی می شود. البتّه مسئلة اصلی این پژوهش، نقش ساده سازی در انتقال تابوهای فرهنگی است که با در نظر گرفتن تفاوت هنجارهای فرهنگی زبان مقصد نسبت به زبان مبدأ دردسر کمی نیست. یافته های پژوهش نشان می دهد که حذف ساختارهای پیچیده و جایگزینی آن با ساختارهای ساده تر، ساده سازی ساختار حال، کاهش معنای واژگان مشکل یا حذف برخی واژگان، به ویژه حذف یا کاهش تابوهای فرهنگی که بارزترین آن، توصیف صحنه های جنسی است، ویژگی بارز سبک فردی مرعشی پور به شمار می رود. اگرچه متن ترجمه در مقایسه با متن مبدأ، از نظر واژگان، دستور و سبک ساده تر شده است، امّا حذف تابوهای فرهنگی متن مبدأ، اشتباه های مترجم و ساده سازی های گوناگون زمینه ای می سازد که نه چندان کم، مقصود نویسنده از دست برود.
تحلیل متنِ کتاب زبان انگلیسی هفتم بر مبنای دستور نقش گرای نظام مند هلیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارزیابی کتاب های درسی و تحلیل محتوای آن ها در برنامه ریزی آموزشی اهمیت بسیاری دارد. هدف پژوهش حاضر تحلیل زبان شناختی متن کتاب زبان انگلیسی هفتم از منظر انواع فرایند (فعل) بر اساس چارچوب فرانقش تجربی دستور نقش گرای نظام مند هلیدی و متیسون (2014) است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی– تحلیلی است. به این ترتیب متن کتاب (شامل دستورالعمل تمرین ، متن مکالمه و درس ) در قالب شش فرایند مادی، ذهنی، ارتباطی، رفتاری، بیانی و وجودی طبقه بندی و الگوی کاربرد فرایندها ارائه می شود. برای مقایسه بهتر کل کتاب به چهار بخش (شامل دو درس، تمرین ها و مرور) تقسیم می شود. نتایج نشان می دهد که از مجموع 509 فرایند مشاهده شده، فرایند رابطه ای با 36% رخداد، پربسامدترین است. درصد رخداد سایر فرایندها عبارتند از: مادی (27 %)، رفتاری (19%)، بیانی (14%)، ذهنی (4%) و وجودی (کم تر از 1%). درصد فرایند رابطه ای در بخش سوم و چهارم به طور چشمگیری کاهش می یابد. درصد رخداد فرایند مادی و رفتاری به ترتیب روندی افزایشی و کاهشی دارد. بیشترین رخداد فرایند ذهنی در بخش چهارم است. در کل دانش آموزان با 60 نوع فعل مختلف مواجه می شوند: مادی (35 فعل)، ذهنی (7 فعل)، رابطه ای (4 فعل)، رفتاری (6 فعل)، بیانی (7 فعل) و وجودی (1 فعل).
نقد و ارزشیابی کیفی کتاب « زبان انگلیسی پایة اول دوره اول متوسطه (هفتم)» با تأکید بر روش شناسی آموزش زبان خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش هر زبان موانع و مشکلات خاص خود را دارد، آموزش زبان انگلیسی نیز از این قضیه مستثنی نیست. یکی از اصلی ترین موانع آموزش زبان انگلیسی، کیفیت کتاب های درسی می باشد. از آنجایی که کتاب زبان انگلیسی پایة هفتم مقطع متوسطه اولین تجربه رسمی تحصیلی دانش آموزان با زبان انگلیسی است، تهیه و تدوین این کتاب از اهمیتی مضاعفی برخوردار بوده وطبعآ مستلزم دقت و تلاش بسیار زیادی از طرف مولفان خواهد بود. از این رو، می توان گفت که ارزش یابی و تحلیل محتوای کتاب زبان انگلیسی پایة هفتم مقطع متوسطه می تواند اقدامی مهم در راستای شناخت نقاط ضعف و قوت این کتاب باشد. هدف اصلی این تحقیق، نقد و ارزشیابی کیفی این کتاببر اساس شاخص های علمی و تعیین نقاط قوت و ضعف آن بخصوص در ارتباط با روش شناسی آموزش زبان خارجیاست.بدین منظور، 18 معلم زبان انگلیسی پایه هفتم و 25 دانش آموز این پایه مورد مصاحبه نیمه ساختاریافته (semi-structured interview) قرار گرفتند. سپس با استفاده از روش تحلیل محتوای مطالب ذکر شده توسط مصاحبه شونده ها و همچنین بررسی و تحلیل محتوای کتاب،مهمترین نقاط قوت وضعف این کتاب در بخش های مختلف مورد بحث و بررسی قرار گرفتند.
درک اصطلاحات فارسی در بیماران زبان پریش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقش و نحوه کارکرد هریک از دو نیمکره مغز در درک اصطلاحات، از مدت ها پیش بررسی شده است. برخی از یافته های علمی نقش نیمکره راست را در پردازش اصطلاحات تأیید کرده اند و یافته های برخی پژوهش های دیگر دلالت بر نقش نیمکره چپ در پردازش اصطلاحات داشته اند. هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش دو نیمکره مغز در درک عباراتِ اصطلاحی بوده است. آزمودنی های بررسی شده در این پژوهش، دو بیمار آسیب دیده نیمکره راست، دو بیمار آسیب دیده نیمکره چپ و 15 فرد سالم به عنوان گروه کنترل بوده اند. ابزارهای پژوهش نیز شامل سه آزمونِ درکی (آزمون معنی کردن شفاهی، آزمون مطابقت جمله با واژه و آزمون مطابقت جمله با تصویر) بوده اند. یافته های این پژوهش نشان داده اند که بیماران آسیب دیده مغزی به میزان قابل توجهی در درک اصطلاحات ضعیف تر از افراد سالم عمل کرده اند. ازسوی دیگر، عملکرد بیماران آسیب دیده نیمکره چپ و بیماران آسیب دیده نیمکره راست مغز در آزمون های درک اصطلاحات تفاوت معناداری با یکدیگر نداشته اند. البته عواملی مانند نقصان های
فضایی دیداریِ بیماران آسیب دیده نیمکره راست و یا نقایص تولیدیِ شدیدِ بیماران آسیب دیده نیمکره چپ، در عملکرد بیماران در هریک از آزمون ها دخالت داشته و در این پژوهش بحث شده اند. بنابراین، برخلاف یافته های بسیاری از پژوهش ها که دخالت نیمکره راست را در پردازش اصطلاحات تاًکید کرده اند، نتایج حاصل از پژوهش حاضر چنین نقش انحصاری ای را برای نیمکره راست مغز به دست نیاورده است.
دیسک مفرغی کتیبه دار افسار اسب اورارتویی در موزة باستان شناسی آذربایجان شرقی(مقاله علمی وزارت علوم)
بررسی تأثیر آموزش مهارتهای تفکر انتقادی بر استفاده از راهبردهای یادگیری زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی چگونگی بهره مندی زبانآموزان ایرانی با سطوح متفاوت هوش
هیجانی از آموزش مهارتهای تفکر انتقادی و تاثیر این آموزش بر استفاده آنها از راهبردهای
یادگیری مناسب زبان میباشد. یکی دیگر از اهداف این پژوهش، بررسی ارتباط میان تفکر
انتقادی، راهبردهای یادگیری زبان، و هوش هیجانی زبانآموزان ایرانی است. جهت انجام این
پژوهش، به 88 زبانآموز از آموزشگاههای خصوصی زبان انگلیسی واقع در شهر شیراز، چهار
ابزار جهت جمع آوری دادهها داده شد. این ابزارها عبارت بودند از آزمون تعیین سطح آکسفورد،
آزمون مهارتهای تفکر انتقادی کالیفرنیا، پرسشنامهی هوش هیجانی بار - آن، و پرسشنامهی
راهبردهای یادگیری زبان. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل آماری نشان داد که تدریس
مهارتهای تفکر انتقادی تاثیر معناداری بر استفاده از راهبردهای یادگیری زبان در زبانآموزان
با هوش هیجانی متفاوت دارد. همچنین این پژوهش نشان داد که هیچ تفاوت معناداری در
میزان استفاده زبان آموزان با سطوح هوش هیجانی بالا و پایین از راهبردهای یادگیری زبان
وجود ندارد. بعلاوه، ارتباط مثبت و معناداری بین تفکر انتقادی و هوش هیجانی، و تفکر
انتقادی و راهبردهای یادگیری زبان بدست آمد. نتایج حاصل از این پژوهش می تواند به درک
هرچه بیشتر معلمان زبان انگلیسی نسبت به مهارت های فکری مورد نیاز جهت استفادهی
موفق از راهبردهای یادگیری زبان در زمینههای یادگیری زبان خارجی کمک کند