ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۴۱ تا ۷۶۰ مورد از کل ۷۷۲ مورد.
۷۴۱.

بررسی نمونه ای از تیرگی در بقایای تکواژ صفر پیشوند استمراری در کردی کلهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۸۳
تیرگی واج شناختی پدیده ای است که در آن صورت های روساختی تصویر شفافی از فرآیندهای اعمال شده بر آن ها را نشان نمی دهند؛ یک فرآیند برخلاف انتظار، در بافتی که شرایط اعمال آن فراهم است رخ نمی دهد، و یا در بافتی اعمال می شود که شرایط وقوع آن فراهم نیست. در کردی کلهری، با اینکه پیشوند استمراری نمود آوایی ندارد، اما فتاحی (۱۴۰۱) بقایای این پیشوند را در صورت «آوردن» و «آمدن» در زمان حال /t/ معرفی می کند. با این حال، در داده های به دست آمده از کردی کلهری گیلان غرب این پیشوند به شکل [ʧ] ظاهر شده است، بی آنکه منشأ تغییر در صورت فعل مشخص باشد. صورت های [ʧæɾem] و [ʧæm] به معنای «می آورم» و «می آیم» در این گونه زبانی این پرسش را مطرح می کنند که چرا این تغییر در شرایطی رخ داده که بافت واجی مناسبِ آن فراهم نیست. به منظور بررسی بیشتر این وضعیت تحلیل داده هایی که از طریق پیکره ای ۱۲ساعته حاصل از مصاحبه با ۱۵ گویشور کردی کلهری ساکن این شهرستان گردآوری شده بود آغاز گردید. تحلیل ها به روش توصیفی‑تحلیلی و به کمک قواعد بازنویسی، تعامل «عکس زمینه برچینی» بین قواعد اعمال شده بر صورت های فعلی موردبررسی را آشکارکرد؛ ابتدا [t] طی فرآیند همگونی ناقص در بافت پیش از غلت به [ʧ] تغییر می یابد، و سپس خود غلت در مرحله بعد حذف می شود. اینگونه به وجود تیرگی واجی در نمونه حاضر پی برده شد. در پایان این نتیجه نیز به دست آمد که این یافته ها شاهدی دیگر در تأیید این مدّعای کیپارسکی (۱۹۷۳) و مک کارتی (۱۹۹۹)  و کاخر (۲۰۰۶) هستند که تعامل های «عکس زمینه چینی» و «عکس زمینه برچینی» به تیرگی روساختی می انجامند.
۷۴۲.

بررسی وراثت پیش فرض در طرح واره های ساختی کلمات غیربسیط فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۱۱۶
این پژوهش به بررسی نقشِ سازوکارهایِ طرح واره های ساختی در تخصیص اطلاعات دستوری از جمله ویژگی های صرفی، نحوی، معنایی، مقوله و هسته به کلمات غیربسیط درچارچوب صرف ساختی (بوی 2010، 2017) می پردازد و هدف آن نشان دادن میزان کارآمدی رویکرد ساختی در تحلیل این نوع کلمات است. در این راستا، 200 نمونه از کلمات غیربسیط شامل مشتق، مرکب و اصطلاحات ساختی، برگرفته از فرهنگ زانسو با روش توصیفی- تحلیلی بررسی شدند. یافته ها نشان داد که نمونه های مشتق و مرکب، ویژگی های دستوری ازجمله ویژگی های صرفی، مقوله نهایی واطلاعات معنایی شان را از طرح واره اصلی و زیرطرح واره های ساختی مسلّط بر خود از طریق سازوکار وراثت دریافت می کنند همچنین مشخص گردید که وندهای «–ش» و «–ان» به ترتیب در کلمات مشتق و مرکب، بیشتر به عنوان نمود صوری بخشی از یک ساخت وقوع می یابند و به دلیل تنوع معناییشان در این نمونه ها، در ساختی با الگوی چندمعنایی قرار می گیرند. همچنین، درکلمات مرکب، جایگاه هسته و وابسته اهمیت نظری ندارد، به این دلیل که ساخت، مسئول نهایی تعیین مقوله این کلمات و دیگر ویژگی ها است. مهم آن که با فرض وجود دو قطب صوری و معنایی در ساخت این کلمات و برقراری رابطه نظام مند میان این دو، می توان شیوه تحلیلی واحد و اقتصادی تری را برای انواع داده های این پژوهش استفاده کرد، اگرچه چالش آن این است که تحلیل دستوری از ساخت این نوع نمونه های فارسی را تاحدّی نامقیّد می سازد. در مجموع، معنایِ گروه های متفاوت کلمات با پیچیدگی ساخت واژی متفاوت، از طریق الگوهای چند معنایی، زیربخشی و معنای وابسته به ساخت به کمک طرح واره ساختی و زیرطرح واره های آن برانگیخته می شود. مهم آن که با رسیدن به چند زیرطرح واره ساختی تحت تسلط طرح واره مسلط بر این کلمات، می توان نمونه های کمتر قاعده مند و به ویژه خاص را همانند نمونه های قاعده مند تبیین کرد، بدون این که در پی یافتن راه حل های پراکنده برای معانی متفاوت یک وند یا شبه وند در کلمات مشتق و اصطلاحات ساختی، طرح تکواژ صفر برای ترکیبات بدون وند، یا معرفی قاعده راست هسته یا چپ هسته برای کلمات مرکب در توجیه بی قاعدگی ها باشیم.
۷۴۳.

واکۀ مرکب در زبان ترکی آذربایجانی در چارچوب تسلسل گرایی هماهنگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۹
در زبان ترکی آذربایجانی گویش اردبیلی، در گفتار سریع و محاوره ای، همخوان های غلت /j, w/ پس از واکه های گرد حذف می شوند. حذف از پایانه هجا به وقوع فرایند کشش جبرانی منجر می شود؛ اما حذف از جایگاه آغازه هجای دوم در ساخت های cv.cv(c) به وقوع التقای واکه ها می انجامد. برای رفع التقای واکه ها در این ساخت، دو واکه با یکدیگر ترکیب می شوند و واکه ای مرکب تشکیل می دهند. در این پژوهش، فرایند شکل گیری واکه مرکب برای رفع التقای واکه ها در چارچوب رویکرد تسلسل گرایی هماهنگ بررسی شده است. در پژوهش حاضر، از روش توصیفی-تحلیلی استفاده شده است. داده های موردنیاز نیز به صورت میدانی گردآوری و در چارچوب رویکرد تسلسل گرایی هماهنگ تحلیل شده اند. براساس تحلیل داده ها، محدودیت glidCOND که حضور همخوان های غلت را جریمه می کند، در این زبان رتبه بالایی دارد. همچنین محدودیت HIATUS * که التقای واکه ها را جریمه می کند، موجب می شود که این زبان برای ارضای آن از تشکیل واکه مرکب استفاده کند. ازآنجاکه حذف غلت ها و التقای واکه ها و شکل گیری واکه مرکب برای رفع آن در چند مرحله پی درپی رخ می دهد، رویکرد تسلسل گرایی هماهنگ کارایی بهتری برای تبیین این فرایند دارد. رتبه بندی محدودیت های دخیل در این فرایند موردمطالعه به شرح زیر است. 
۷۴۴.

ذهن آگاهی و مهارت خواندن در زبان انگلیسی: پژوهشی اکتشافی با رویکرد ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۸
این پژوهش اکتشافی با رویکرد ترکیبی، تأثیر ذهن آگاهی لنگری را بر درک مطلب خواندن در میان زبان آموزان سطح متوسط زبان انگلیسی موردبررسی قرار داد. این تحقیق از طرح آزمایشی استفاده کرد و گروهی را که آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی دریافت کرده بودند، با گروه کنترل مقایسه نمود. داده های کمی از طریق مقیاس ذهن آگاهی لنگر و آزمون خواندن آیلتس جمع آوری و با روش های تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) و تحلیل واریانس چندمتغیره (MANOVA) تجزیه وتحلیل شد. همچنین، داده های کیفی از طریق یادداشت های تاملی و مصاحبه های شاگردان و مشاهدات معلم گردآوری شد که به درک بهتر نتایج کمک کرد. یافته ها نشان داد که بهبود معناداری در سطح کلی ذهن آگاهی و درک مطلب خواندن مشاهده نشد، به جز افزایش قابل توجه در خرده مقیاس انعطاف پذیری ذهن آگاهی در آزمون بلافاصله پس از مداخله. بااین حال، داده های کیفی به افزایش مشارکت، درک بهتر موقعیت و کاهش اضطراب اشاره داشتند که نشان دهنده تأثیرات مثبتی است که در داده های کمی به طور کامل منعکس نشدند. این پژوهش بر ظرفیت ذهن آگاهی لنگری در بهبود یادگیری تطبیقی تأکید دارد، هرچند که به دلیل کوتاه بودن مدت مداخله، نتایج آماری چشمگیری مشاهده نشد. این پژوهش با استفاده از یک رویکرد دقیق و ترکیبی، شکاف های موجود در مطالعات تجربی را برطرف کرده و راهکارهای آموزشی مفیدی برای پویاتر شدن کلاس های آموزش زبان انگلیسی ارائه می دهد.
۷۴۵.

تحلیل انتقادی بازنمایی کنشگران اجتماعی در اشعار پروین اعتصامی: مطالعه ای مبتنی بر راهبردهای نظام ارجاعی رویکرد ون لیوون (2008)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۶۰
در این پژوهش در چارچوب نظام ارجاعیِ رویکرد اجتماعی - معناشناختی ون لیوون (2008) به تحلیل انتقادی بازنمایی کنشگران اجتماعی در اشعار پروین اعتصامی پرداخته شد. هدف از این پژوهش، روشن ساختن روابط بین قدرت و هویت در بافت اجتماعی - سیاسی آن دوره بود. در پژوهشِ توصیفی - تحلیلی حاضر، تعداد 247 بیت از 10 قطعه شعر پروین، نمونه آماری در نظر گرفته شد. تحلیل این داده ها برمبنای نظام های دوگانه عام ارجاعی - خاص ارجاعی، فرد ارجاعی - همسان سازی، جمع ارجاعی -کل ارجاعی، مشخص سازی - نامشخص سازی، پیوسته نمایی - گسسته نمایی و تمایزگذاری - تمایز زدایی این رویکرد انجام شد. فراوانی بازنمایی کنشگران اجتماعی در راهبرد نوع ماهیت نشان می دهد که مؤلفه های عام ارجاعی و خاص ارجاعی تفاوت معناداری با یکدیگر ندارند؛ درحالی که فراوانی مؤلفه های همسان سازی متفاوت از فرد ارجاعی است. در راهبرد تشخص بخشی، فراوانی مؤلفه های مشخص سازی و پیوسته نمایی به ترتیب متفاوت از مؤلفه های نامشخص سازی و گسسته نمایی است. فراوانی مؤلفه های تمایزگذاری نیز متفاوت از تمایززدایی است. براساس تحلیل داده ها، همه راهبردهای نظام دوگانه ارجاعی در متن موردمطالعه به کار گرفته شده اند. الگوی بازنمایی کنشگران اجتماعی، برپایه مؤلفه های عام ارجاعی و خاص ارجاعی، نشان دهنده توجهِ فراگیر به همه کنشگران اجتماعی است. باتوجه به الگوی بازنمایی همسان سازی - فرد ارجاعی می توان دریافت که سازوکارهای قدرت و ساختارهای اجتماعی، به حاشیه رانی کنشگران و هویت های انفردی انجامیده است. کاربرد مؤلفه «مشخص سازی» در مقایسه با «نامشخص سازی» نشان دهنده نامتوازنی در ساختار هویتی و اجتماعی جامعه است. الگوی نظام پیوسته نمایی - گسسته نمایی نیز بر چالش های مشترک و حمایت از دگرگونی های اجتماعی تأکید دارد. کاربرد فزاینده راهبرد تمایزگذاری، بر نقدِ دوگانه سازی جامعه و تفاوت در نگرش ساختار قدرت به شهروندان عادی نسبت به کنشگران رده بالا دلالت دارد. در این نظام دوگانه، کاربرد ضمایر به تمایز بین کنشگران و جامعه دوقطبی شناخته ناشناخته، تشویق دیگران به همراهی با وضع موجود جامعه، برجسته سازی وجوه مثبت گروه خود و وجوه منفی گروه دیگران، تقابل بین هویت جمعی و هویت انفرادی و ماهیت سلسله مراتبی جامعه اشاره دارد.
۷۴۶.

نقصان معنا در خوانش نشانه معناشناختی شما که غریبه نیستید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۱
گستره مطالعات ادبیات داستانی، روز به روز با نگرش ها و چشم اندازهای نوین وسیع تر می شود؛ گویی هنر و قابلیّت داستان و گفتمانِ پر از شگفتی و رمز و رازِ آن را سرِ باز ایستادن نیست. آنچه در شما که غریبه نیستید (هوشنگ مرادی کرمانی، 1394) می خوانیم زندگی نامه خودنوشتی است از سرگذشت کودکی و نوجوانی نویسنده با لحنی صمیمانه و عمیق که خواننده در آن معنای بسیاری از گزاره های متن را نه تابع ساختارهای اولیه و از پیش موجود، نه تحت سیطره برنامه کنش مدار و نشانه معناشناسی روایی و القایی، بلکه در گستره ارتباط کلامی و دو نظام هم آیی و تصادف می یابد. نوشتار حاضر در نظر دارد مجموع این دو نظام را با رویکرد توصیفی - تحلیلی در اثر داستانی مزبور مطالعه کند. از همین رو، با تکیه بر آموزه «نقصان معنا»، و ذیل مطالعات و آرای پساساختارگرای «آلژیرداس ژولین گرمس»، نشانه معناشناسی «شَوِشی و احساس مدار» و رخدادهای «زیبایی شناختی» آن را بررسی می کند. برآیند جستار حاضر آن است که معنا در داستان های امروزی تحت تأثیر زندگی و تجربه زیسته، مختصات نوینی یافته است. تاریخ و جغرافیای این مختصات نه در تقابل و برابری بین صورت و معنا، بلکه در هم ارزی و توازی بین آن دو شکل می گیرد. به همین دلیل، سیال، گریزان، پویا و لغزان است.
۷۴۷.

کشش جبرانی در گویش سنندجی از دیدگاه تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۳۵
در این پژوهش، هدف، درک سازوکارِ کششِ جبرانی در سیر تحول تاریخی واژه ها در گویشِ سنندجی بوده است. در پژوهش حاضر، در چارچوب قواعد تحولات واجی زبان های ایرانی، کشش جبرانی واکه براثرِ حذف همخوان بررسی شده است. با درک این فرایند واجی، افزون بر تشخیص اصالت یا وام واژه بودن واژه ها، مسیر و زمانِ وام گیری آن ها مشخص می شود و صورت های کهن تر و روند تحول دیگر واژه ها بازسازی می شوند. برای دستیابی به این هدف، تلاش شده است با بررسی واژه هایی که صورت آن ها پیش از وقوع کشش جبرانی مشخص است، چگونگی این فرایند و قواعد حاکم بر آن استخراج شود. این واژه ها، از وام واژه های عربی و واژه های مشترک با زبان فارسی تشکیل شده اند؛ گروه دوم ممکن است حاصل وام گیری یا واژه هایی با خاستگاه مشترک باشند. درکنار شناسایی واکه های کشیده شده و شکل کوتاه آن ها، شش همخوان شناسایی شده است که در نگاه نخست به نظر می رسد حذف آن ها به کششِ واکه مجاور انجامیده باشد. درنهایت، نشان داده شده است که درمیانِ این همخوان ها تنها حذفِ h به کشش جبرانی واکه منجر شده است و دیگر همخوان ها، پیش از حذف، به h تبدیل شده اند.
۷۴۸.

نظام نمودی و نمودگردانی در گویش لری بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۴
نمود یک مقوله ی معناشناختی است که به شیوه ی نگرش به ساختار درونی زمان در یک موقعیت اشاره می کند. در این پژوهش برآنیم تا ضمن بررسی نمود واژگانی بر اساس آرای وندلر (1957) و آزمون های دوتی (1979) و جکندوف (1983) علاوه بر ارائه ی نظام نمودی واژگانی لری بختیاری، به پاسخ پرسش های زیر دست یابیم: 1. چه مؤلفه هایی بر تعیینِ نوع نمود دستوری در لری بختیاری مؤثراند؟ 2. چگونه می توان تأثیر بافت را بر تغییر نوع نمود (نمودگردانی) تبیین کرد؟ این پژوهش، توصیفی تحلیلی است. داده ها از طریق مصاحبه با گویشوران بومی لری بختیاری، جمع آوری شده است. گویشوران این پژوهش مجموعاً پنج نفر می باشند. علی رغم کفایت آزمون های دوتی (1979) و جکندوف (1983) در برخی محمول ها و تمیز انواع نمود از یکدیگر، عدم تبیین روشن و گاهی خلط انواع نمود مشاهده شد. ویژگی های غایت مند و غیرغایت مند افعال و رفتار نمودی آن ها، تابع بافت معنایی و کاربردشناختی است و می تواند منجر به تغییر طبقه ی نمودی شود؛ بنابراین بهتر است غایت مند و غیرغایت مند بودن، به عنوان یک ویژگی در نظر گرفته شود تا یک طبقه ی نمودی.  علاوه بر این، ابزارهای صوری و معنایی مانند فعل کمکی «dâʃten» پیشوند «e» و قید «haj» استمرار عمل را نشان می دهند و گاهی به وقوع فعل در آینده یا در شرف تحقق آن دلالت دارند. با وجود به کارگیری یک محمول مشترک برای برخی از کنش های مختلف در بختیاری، نوع نمود نقش تعیین کننده ای در تشخیص نوع کنش ایفا می کند. این یافته ها بر ضرورت تحلیل جامع، بافت محور و کاربردشناختی در شناسایی و طبقه بندی نمود افعال در لری بختیاری تأکید می کند. 
۷۴۹.

بررسی سطح و عامل های درخطربودگی «دَریِ زرتشتی»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۳۰
این مقاله پژوهشی است درباره گونه زبانی موسوم به «دَریِ زرتشتی» («گویش بهدینی») که دو گونه کرمانی و یزدی دارد. گونه کرمانی این زبان را اکنون باید زبانی منقرض شده به شمار آورد؛ اما گونه یزدی آن در شهر یزد و شماری از آبادی های استان یزد گویشور دارد. هدف اصلی مقاله بررسی وضعیت کنونی دری زرتشتی، تعیین سطح درخطربودگی و عامل های اثرگذار بر این گونه زبانی است. داده های پژوهش برآمده از گونه ای از دَری زرتشتی است که در «روستای مبارکه» شهرستان تفت استان یزد بدان گفتگو می شود. از دید روش شناسی، این پژوهش اِستقرایی، و از دید روش، مبتنی بر مصاحبه و توصیف و تحلیل است. این پژوهش نشان می دهد که در دسته های واژگانی گوناگون گونه زبانی بررسی شده در این پژوهش، تنوع هایی دیده می شود که می توان آنها را گواه دگرگونی های زبانی دانست که این گونه زبانی را در راستای هَم سانی با زبان فارسی به پیش می راند. شمار اندک گویشوران، مهاجرت و گریزناپذیری تماس با جامعه زبانیِ پُرگویشورتر فارسی زبان، دَری زرتشتی را آسیب پذیر کرده و در سراشیب نیستی قرار داده است.
۷۵۰.

بسامد وقوع صفت های حسی و چگونگی هم نشینی اسم ها و صفت های حسی در فارسی میانۀ زردشتی از دیدگاه زبان شناسی حسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۲۱
پژوهش حاضر، توصیفی-تحلیلی و داده بنیاد است. در این پژوهش، در چارچوب زبان شناسی حسی، بسامد صفت های حسی و هم نشینی اسم ها و صفت های حسی در سه متن فارسی میانه زردشتی ( بندهش ، وزیدگی های زادسپرم و ارداویراف نامه ) بررسی شد. هدف آن بود که مشخص شود هریک از حواس پنج گانه چه میزان از صفت های حسی را در سه متن موردبررسی به کار گرفته اند و آیا سلسله مراتب این میزان ها با آنچه لینوت و کانل (2009) از زیاد به کم، به صورت «بینایی > لامسه > شنوایی > چشایی > بویایی» پیش بینی کرده اند، مطابقت دارد یا خیر. همچنین در بخشی دیگر از پژوهش، پس از بررسی اسم ها و صفت های حسی هم نشین، تعیین شد که آیا اسم ها و صفت های هم حوزه بیشترین بسامد هم نشینی حسی را دارند یا خیر. برپایه نتایج پژوهش، بیشترین میزان صفت های حسی به حوزه بینایی و کمترین میزان به حوزه بویایی متعلق است که با سلسله مراتب حواس لینوت و کانل (2009) و وینتر (2019) مطابقت دارد. افزون براین، با بررسی بسامد اسم ها و صفت های حسی مشخص شد که به جز در حس بینایی، در دیگر حواس، تعداد اسم ها و صفت های هم حوزه بیش از اسم ها و صفت های غیرهم حوزه نیست. ازاین رو، این یافته با ادعای لینوت و کانل (2009) و وینتر (2019) کاملاً همخوانی ندارد. 
۷۵۱.

تحلیل صورت بندی گفتمان رمان بادها خبر از تغییر فصل می دهند نوشتۀ «جمال میرصادقی» با رویکرد نورمن فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۲
تحلیل گفتمان انتقادی، رویکردی بین رشته ای است که در آن زبان به مثابه کارکردی اجتماعی در ارتباط با مؤلفه هایی چون قدرت و ایدئولوژی مطالعه می شود. در این پژوهش، در چارچوب رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف (1379)، رمان بادها خبر از تغییر فصل می دهند ، نوشته جمال میرصادقی بررسی می شود. برپایه یافته های پژوهش، در سطح توصیف، نویسنده با گزینش واژگان خاص، مناسبات قدرت را بازنمایی کرده است؛ از این واژه ها می توان به مفاهیمی همچون اختناق و خفقان، فقر توده ها، گسست و فروپاشی اخلاق عمومی، مبارزه های طبقاتی، اعتصاب های معلمان، بازاریان و کارگران اشاره کرد. باهم آیی واژگان، شمول معنایی، دشواژه ها، وجهیت، ضمایر، تقابل های دوگانه و دیگر عناصر زبانی در بافتار متن در همین زمینه بوده است. در سطح تفسیر، بافتِ موقعیتی رمان، دال مرکزی و کانونی ساز بافتار متن با رویدادهای تاریخی آن دوران ارتباطی بینامتنی دارد؛ رویدادهایی مانند تحصن ها و اعتصاب های کارگران و معلمان در سال 1339، تأسیس باشگاه «مهرگان»، برکناری دکتر محمد مصدق و آغاز نخست وزیری دکتر علی امینی. در سطح تبیین، نویسنده ساختار سیاسی حاکم بر ایران در دوره پهلوی را در تقابل با منافع عمومی بازنمایی می کند. این تقابل با دلالت هایی چون فقر توده های مردم، خشونت و سرکوب، وضعیت نابسامان اقتصادی طبقات فرودست جامعه، گرانی افسار گسیخته و تزلزل اخلاق آشکار می شود. همچنین رمان رمزگانی دارد که با گفتمان های سیاسی - اجتماعی آن دوره مانند «بازگشت به هویت ملی»، «اقتدار مردانه - انقیاد زنانه» و «تقابل مردم - حکومت» پیوند دارد.
۷۵۲.

تحلیل گفتمان مضمون های تعلیم و تربیت از دیدگاه شهید آیت اللّٰه خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۶۵
تعلیم وتربیت در گفتمان انقلاب اسلامی جایگاهی بنیادین دارد و از منظر مقام معظم رهبری، نقشی فراتر از انتقال دانش صرف ایفا می کند. این پژوهش باهدف شناسایی و تحلیل مضامین اصلی و فرعی تعلیم وتربیت در بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با دانشجو معلمان (۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۴) انجام شد. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی و از نوع توسعه ای کاربردی است. داده ها از متن کامل بیانات ایشان استخراج و با استفاده از الگوی شش مرحله ای تحلیل مضمون براون و کلارک(۲۰۰۶)کدگذاری گردید. در مرحله تفسیر، از چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف(1979) برای واکاوی سطوح زبانی، تفسیری و اجتماعی و از نظریه کنش گفتاری سرل (1969) برای شناسایی کارکردهای بیانی استفاده شد. یافته ها نشان داد گفتمان تعلیم وتربیت رهبری بر چهار محور اصلی استوار است: ۱. منزلت و هویت معلم، ۲. نقش محوری دولت در آموزش وپرورش، ۳. ابزارها و منابع تربیتی و ۴. عدالت آموزشی مبتنی بر پرورش استعدادهای برتر. در سطح کنش گفتاری، افعال دستوری و توصیه ای بیشترین بسامد را داشتند که بر جهت دهی هنجاری و الزام آور گفتمان دلالت دارد. همچنین نشان داد که بیانات رهبری، ترکیبی از گفتمان ارزشی، هنجاری و سیاست گذارانه است که از طریق بازنمایی مضامین تربیتی و کنش های گفتاری الزام آور، به بازتولید و هدایت نظام ارزشی و قدرت در عرصه تعلیم وتربیت ایران منجر می شود. این یافته ها می تواند مبنایی برای طراحی سیاست های تربیتی و بازنگری در اسناد بالادستی آموزش وپرورش قرار گیرد.
۷۵۳.

طراحی و اعتبارسنجی پرسش نامۀ ارزیابی برنامۀ آموزشی زبان فارسی از دیدگاه معلّمان و کاربست آن در مدارس المهدی – عج- لبنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۸
در این مقاله با هدف ارزیابی دیدگاه معلمان مدارس المهدی – عج – درباره برنامه آموزشی زبان فارسی پرسش نامه ای استاندارد تدوین شده است. مبنای این پرسش نامه کتاب چهارچوب مرجع اتحادیه اروپا (نسخه 2020)، کتاب طراحی برنامه آموزشی زبان نیشن و مکالیستر (2009) و کتاب راهنمای آموزش زبان های خارجی مؤسسه تعلیم و تربیت اسلامی (2022) است. بر این اساس نخست پرسش نامه ای با 94 سؤال ذیل 4 شاخصه برنامه درسی (33 گویه)، دانش آموز (24 گویه)، فضای آموزشی و وسایل آموزشی (11 گویه)، و معلّم (26 گویه) طراحی و اعتبارسنجی شد. روایی محتوایی پرسش نامه پس از بررسی هشت متخصّص حوزه آموزش زبان فارسی 87/0 و پایایی آن 91/0 ارزیابی شد که در هر دو شاخص اعتبار پرسش نامه تأیید گردید. در گام بعد این پرسش نامه در اختیار 41 معلم و متخصص آموزش زبان فارسی در مدارس المهدی – عج – لبنان قرار گرفت. دیدگاه معلمان نسبت به برنامه آموزشی زبان فارسی در مدارس بیانگر این است که این برنامه در بسیاری از جنبه ها با معیارهای طرّاحی برنامه آموزشی همخوانی دارد، ازجمله در تقویت مهارت های زبانی، استفاده از روش های نوین تدریس و پرورش فرهنگی و دینی. بااین حال، چالش هایی مانند محدودیت در منابع آموزشی، فضای فیزیکی و انگیزه دانش آموزان نیز شناسایی شد. ضرورت انطباق فرهنگی و تقویت زیرساخت ها برای ارتقای کیفیت آموزش زبان فارسی در مدارس ازجمله پیشنهادهای این پژوهش می باشد.
۷۵۴.

پردازش مغزی فعل های مرکب در فرایند یادگیری زبان دوم با استفاده از تکنیک اسکن مغزی و ای.آر.پی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۰
زبان به عنوان یک توانایی شناختی، نظامی زایا به نام نحو دارد که انسان از طریق پردازش ناخودآگاه مغز به تولید و درک جملات می پردازد. بااین حال، ابعاد عملکرد مغز در این فرایند همچنان نیازمند پژوهش است. مطالعه حاضر با هدف بررسی پردازش فعل های مرکب فارسی در میان فارسی آموزان غیرفارسی زبان در پژوهشگاه علوم شناختی انجام شد. در مرحله نخست، ۴۰ شرکت کننده از ملیت های مختلف در سطح فوق میانی به پرسش نامه برخط شامل ۳۲۰ فعل مرکب پاسخ دادند و بر اساس فراوانی، ۲۴۰ فعل مرکب در چهار گروه غیرفعلی (اسمی، صفتی، قیدی و حرف اضافه ای) انتخاب گردید. سپس دو آزمون طراحی شد: یکی برای سنجش معنای فعل ها در عبارات و دیگری برای ارزیابی درک فعل های مرکب در دو دسته «تیره» و «شفاف». طراحی آزمون ها با استفاده از پیکره فرهنگ سخن (انوری، ۱۳۸۱) و کتاب فعل های مرکب در فارسی نوین (سعیدی، ۲۰۱۶) صورت گرفت. در گام بعد، ۱۰ نفر به طور تصادفی برای آزمایش اسکن مغزی ای.آر.پی انتخاب شدند. پیش از اجرا، پرسشنامه های سلامت عمومی، حافظه فعال و سطح توجه تکمیل شد و همه شرکت کنندگان راست دست بودند. داده ها با نرم افزار (EEG Lab) در متلب و آزمون تی وابسته تحلیل گردید. مؤلفه های (400N)، (300P) و (600P) که با پردازش معنایی و نحوی ارتباط دارند بررسی شدند. یافته ها نشان داد فعل های مرکب، به ویژه نوع تیره، نیازمند پردازش عمیق ترند و مغز زبان آموزان با الگوهای متفاوتی آنها را پردازش می کند؛ بنابراین، در آموزش زبان فارسی باید به شفافیت معنایی و نحوی فعل های مرکب توجه ویژه شود. نتایج این پژوهش با گشودن چشم اندازی تازه در عصب شناسی زبان، کاربردهای عملی در طراحی مواد آموزشی و تولید محتوا دارد.
۷۵۵.

نمود عاملیت در اولین نشریات زنان پسامشروطه بر اساس مؤلفه های گفتمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۹
در پژوهش حاضر، ازنظر زبان شناختی و تاریخی، مفهوم «عاملیت زنان» و بازتاب آن در نخستین نشریه های زنان در دوره پسامشروطه بررسی شد. به این منظور، علاوه بر شماره های موجود از نشریه های شکوفه و زبان زنان ، شماری از کتاب ها و مقاله های مربوط به تاریخ نگاری جنبش های زنان بررسی شدند. داده ها براساس رویکردی ترکیبی و با بهره گیری از مدل های ون لیوون (۲۰۰۸) و هلیدی (۲۰۰۴) در سطح متن و نظریه لاکلا و موف (۱۹۹۴) در سطح اجتماعی تحلیل شدند. برپایه تحلیل داده ها مشخص شد که هرچند هدف نهایی از انتشار این نشریه ها، ترویج برابری حقوق زنان و مردان بوده است، به کارگیری مؤلفه های حذف و منفعل سازی در متن، خلاف این امر را نشان می دهد. این وضعیت را می توان تأثیر گفتمان های غالب مردسالار دانست که همواره تهدید و تحدیدی برای برجسته سازی گفتمان هایی بود که زنان مطرح می کردند.
۷۵۶.

تحلیل انتقادی گفتمان سه رسانۀ فارسی زبان در مواجهه با کرونا؛ تحلیلی پیکره ای و واژه بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۵
زبان در همه اشکال آن، ابزار رسانه هاست تا با کمک آن مخاطب را به دایره ایدئولوژیک دلخواه خود وارد کنند. وقتی بحرانی مانند وقوع یک جنگ یا بیماری کرونا در سطح جهانی رخ می دهد، مخاطب بیش از هر زمان دیگر، سوژه ای است که در بند رسانه ها اسیر می شود. چنین بحرانی می تواند برای رسانه ها ابزاری باشد تا در کنار پوشش اخبار آن هژمونی خود را نیز در ذهن مخاطب مستقر کنند. هدف این پژوهش نیز این است که این مسئله را در پنج ماه اول شروع کرونا در سه رسانه صداوسیما، ایران اینترنشنال و بی بی سی فارسی بررسی کند. تفاوت عمده این پژوهش با تحقیقات مشابه، در بررسی رایانه ای آن است. کلیه متون موردبررسی توسط برنامه ای که در زبان برنامه نویسی برای این پژوهش نوشته شد، خوانده شده و ابزارهای آماری نیز در همین برنامه به کارگرفته شدند. سپس از خروجی این برنامه به عنوان داده ای استفاده شد که مدل سه بعدی فرکلاف بر روی آن اعمال شده است. درواقع عامل انسانی در خواندن پیکره های این پژوهش دخیل نبوده است. پژوهش حاضر دو هدف را دنبال می کند: اول ارائه راهکاری ماشینی برای بررسی انتقادی هر نوع گفتمان یعنی ابداع روشی که بدون خواندن متن توسط عامل انسانی بتوان تحلیل انتقادی گفتمان را انجام داد و دوم بررسی انتقادی گفتمان حاکم بر سه رسانه ذکرشده در مواجهه با شروع همه گیری کرونا. نتایج به دست آمده نیز نشان داد که روش به کاررفته می تواند به ویژه برای پیکره هایی با حجم بالای داده به حدس هایی نزدیک به واقعیت برسد. همچنین اکنون که با فاصله ای زمانی به مقطع شروع کرونا می نگریم و آن دوره را از سر گذرانده ایم، با روش سه بعدی فرکلاف نشان داده شده است که یکی از مهم ترین معیارهای لازم برای جلب اعتماد مخاطبِ رسانه در درازمدت، عدم تشتت در دال های مرکزی و دوری از افراط وتفریط است. نتایج نشان می دهد که این دو ایراد به ویژه در دو رسانه صداوسیما و ایران اینترنشنال بیشتر از بی بی سی فارسی دیده می شود.
۷۵۷.

بررسی نمادگرایی آوایی: اثر«مالوما تاکته» در میان فارسی زبانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۸۰
اثر «مالوما-تاکته» نمونه ای بارز از نمادگرایی آوا است. در نمادگرایی آوا، برخی واژگان به صورت نمادین به معنای خود دلالت می کنند؛ به گونه ای که بین شکل و معنای آن ها شباهتی وجود دارد. برای مثال، آواهای زبانی خاص مانند/o/   و/m/  به شکل های منحنی مربوط می شوند؛ درحالی که آواهای زبانی دیگر مانند /i/ و /t/ با شکل های نوک تیز مرتبط هستند. در پژوهش پیش رو تلاش شد به این پرسش ها پاسخ داده شود: آیا اثر «مالوما-تاکته» درمیانِ فارسی زبانان مشاهده می شود؟ آیا میان واج های گرد و تیز و شکل های منحنی و دندانه دار رابطه ای وجود دارد؟ آیا سواد یا بی سوادی در بروز اثر «مالوما-تاکته» مؤثر است؟ آیا جنسیت در بروز اثر «مالوما-تاکته» تفاوتی ایجاد می کند؟ در این پژوهش، روش توصیفی-کمّی از نوع هم بستگی به کار رفت. نمونه آم اری پژوه ش، 200 شرکت کننده بزرگ سال، زن و مرد، در رده سنی 18 تا 60 سال را دربرمی گرفت که 100 نفر از این افراد باسواد و 100 نفر بی سواد بودند و به روش دردسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه ای محقق ساخته بود. برای توصیف داده ها از شاخص فراوانی درصد استفاده شد و هم بستگی با آزمون «فی» و «کرامر» با نرم افزار «SPSS» نسخه 26 انجام شد. برپایه نتایج پژوهش حاضر، که تأییدی بر یافته های پژوهش های پیشین است، مشخص شد اثر «مالوما-تاکته» مستقل از مرزهای جغرافیایی، جنسیت و سواد عمل می کند. بین غیرواژه «مالوما» که از واج های گرد تشکیل شده است و شکلِ دارای حاشیه منحنی رابطه مثبت معنا دار قوی وجود دارد. همچنین بین غیرواژه «تاکته» که از تکرار دو واج تشکیل شده است و شکلِ دارای حاشیه دندانه دار رابطه مثبت معنا دار قوی مشاهده می شود. درمقابل، جنسیت در پاسخ دهی به شکل ها تأثیری ندارد و بین سواد و پاسخ به شکل ها هم بستگی بسیار ضعیفی وجود دارد.
۷۵۸.

تکوین گونۀ علمی زبان فارسی در نوشتار فارسی آموزان خارجی: تحلیلی بر پایۀ دستور نقش گرای نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۳۷
در پژوهش حاضر، وضعیت نگارش علمی فارسی آموزان خارجی برپایه دستور نقش گرای نظام مند و برمبنای دیدگاه هلیدی و متیسن (2014) بررسی شده است. در چارچوب دستور نقش گرای نظام مند، یکی از ویژگی های اساسی نگارش علمی و دستیابی به زبان علم، وجود انواع استعاره های دستوری است. در این پژوهش، کاربرد استعاره های دستوری و میزان بسامد آن ها در نگارش فارسی آموزان خارجی بررسی و تبیین شده است تا روند تکوین زبان علمی فارسی تحلیل شود. این پژوهش براساس پیکره ای متشکل از 60 متن نگارش فارسی آموزان خارجی از کشورهای روسیه و چین در سطوح زبانی مقدماتی، میانی و پیشرفته انجام شده است. در پژوهش حاضر، همچنین به این پرسش ها پاسخ داده شده است: آیا فارسی آموزان در نگارش خود از استعاره های دستوری استفاده می کنند و آیا با پیشرفت سطح زبانی فارسی آموزان، میزان به کارگیری استعاره های دستوری در نگارش آن ها افزایش می یابد یا خیر؟ براساس نتایج به دست آمده، فارسی آموزان در هر سه سطح زبانیِ مقدماتی، میانی و پیشرفته از انواع استعاره های دستوری در نگارش خود استفاده می کنند. همچنین با افزایش درون داد و یادگیری بیشتر، فارسی آموزان خارجی در سطوح بالاتر زبانی، استعاره های دستوری بیشتری به کار می برند و نگارش آن ها علمی تر می شود.
۷۵۹.

نام آواها در گفتمان: رویکرد کاربردشناسی واژگانی مبتنی بر نظریۀ تناسب(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۰
اگرچه نام آواها از جهانی های زبانی به شمار می روند، این عناصر آوایی تاکنون کمتر مطالعه شده اند. در پژوهش های محدودِ پیشین، بیشتر بر تعریف نام آواها و ویژگی های صوری و ساختاری آن ها تأکید شده است؛ بررسی ابعاد معناشناختی آن ها نیز به طور عمده در چارچوب معنی شناسی و با رویکرد نمادگرایی آوایی و برپایه فرضِ وجود رابطه ای نظام مند بین صورت و معنای نام آواها انجام شده است. در پژوهش حاضر، نام آواها، به دلیل ظرفیت انتقال معانی متفاوت در فرایندِ ارتباط، پدیده هایی کاربردشناختی تلقی شده اند. این پژوهش با هدف تحلیل نام آواهای زبان فارسی در چارچوب رویکرد کاربردشناسی واژگانی مبتنی بر نظریه تناسب انجام شده است تا مشخص شود که نام آواها دقیقاً چه نوع محتوا یا مفهوم را رمزگذاری می کنند و معنای موردنظر گوینده از کاربرد نام آواها در بافت گفتمان چگونه بازیابی می شود. داده های پژوهش پیش رو نیز از فرهنگ نام آواها در زبان فارسی (وحیدیان کامیار، ۱۳۷۵) استخراج شده اند. براساس تحلیل داده های گردآوری شده، عناصر نام آوا همواره معنای زبانی رمزگذاری شده مشخص و ازپیش تعیین شده خود را منتقل نمی کنند، بلکه لازم است معنای آن ها در بافت گفتمان بازیابی شود. به بیان دیگر، تعبیر نام آواها و دستیابی به معنای موردنظر گوینده از کاربرد نام آواها در گفتمان، مستلزمِ فعال شدن فرایند ساخت مفهوم موقعیتی است. برون داد این فرایند، مفهومی موقعیتی است که با درنظرگرفتن بافت و دیگر سازه های پاره گفت و در جست وجوی تناسب شکل می گیرد و با گسترش، کاهش یا هم زمان گسترش و کاهش واژگانی معنای زبانی نام آوا همراه است.
۷۶۰.

مفهوم سازی و کدگذاری های زبانی دو حس بویایی و شنوایی در برخی داستان های کوتاه منتخب رئال و سوررئال از منظر زبان شناسی شناختی-فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۳۳
در پژوهش پیش رو به بررسی فرهنگی- شناختی مفهوم سازی های زبانی دو حس بویایی و شنوایی در برخی داستان های کوتاه دو سبک رئالیسم و سوررئالیسم با استفاده از چارچوب نظری شریفیان (2017) و کووچش (2018) پرداختیم. داده های اصلی از متن داستان های کوتاه منتخب گردآوری شده و برای رویکرد واژگانی کووچش از فرهنگ لغت های فارسی استفاده کردیم. نتایج حاصل از بررسی ها و آزمون معناداری خی دو نشان داد که بین استفاده از این دو حس و این دو سبک ادبی ارتباط معناداری وجود دارد و این دو حس به صورت یکنواخت توزیع نشده اند. در سبک سوررئال، حوزه های مبدأ حس بویایی غیرحسی و حس شنوایی انتزاعی هستند، عمده حوزه های مقصد نیز حسی می باشند. اما در سبک رئال  در خصوص هر دو حس حوزه های مبدأ حسی و مقصد انتزاعی هستند. حس شنوایی در هر دو سبک طرح واره های فرهنگی خنثی دارد؛ اما در حس بویایی در سبک سوررئالیسم طرح واره منفی و در رئالیسم طرح واره مثبت دارد. استعاره های حس بویایی در هر دو سبک با الگوی اولمان و ویلیامز تطابق دارد ولی در حس شنوایی این تطابق وجود ندارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان