نهج البلاغه به عنوان یک میراث حدیثی مکتوب اهمیت فراوانی در فرهنگ اسلامی دارد. یکی از مهم ترین ابزارها برای فهم یک حدیث، دانستن سبب صدور آن است به طوری که در برخی مواقع عدم اطلاع از سبب صدور، موجب فهم ناقص و حتی اشتباه از متن می شود و با توجه به صبغه غالب تاریخی نهج البلاغه، بررسی سبب صدور خطبه های این کتاب از اهمیت فراوانی پیدا می کند. به همین دلیل است که برخی از شارحان نهج البلاغه بدون توجه به سبب صدور خطبه های نهج البلاغه برداشتی از متن کرده اند که هیچ تناسبی با فضای صدور ندارد و به عبارت دیگر فهم ناقص از متن داشته اند و از سوی دیگر شارحانی دیگر به سبب صدور توجه کرده و به فهم و برداشت منطقی و مستدل دست یافته اند. در مقاله حاضر تلاش شده است تا ضمن اشاره به بحث سبب صدور و اهمیت آن نمونه هایی از شرح هایی که بدون توجه به سبب صدور شرح نادرستی ارائه داده اند و از سوی دیگر همان شرح ها به وسیله شروحی که به سبب صدور توجه کرده اند، نقد شوند.
حماسه ی جاویدان امام حسین (ع)، در ادبیات بازتابی گسترده داشته و از دیر باز قالب های ادبی گوناگون عرصه ی نمایش اندیشه و عواطف ادبا و نویسندگان بسیاری بوده است. محمّد مهدی جواهری، سراینده نام آشنای عراق، با الگوگیری از این حادثه، زبان و اندیشه خویش را در راستای اعتلای ارزش های میهنی و انقلابی قرار داده است. او در دو قصیده به نام های «آمنتُ بالحسین» و «عاشورا»، به ستایش امام حسین (ع) و توصیف معارف حسینی پرداخته است. در نگاه او عاشورا را باید در متن تاریخ شناخت و آن را از تحریفات به دور داشت، از این رو با رویکردی تند، افرادی را که عاشورا را در خدمت منافع خود گرفته اند، مورد نکوهش قرار می دهد. در این مقاله ضمن بررسی محتوا و موضوعات قصیده «آمنتُ بالحسین» جواهری، به ویژگی های ادبی و زبانی آن اشاره می گردد.