برخی از دانشمندان علوم قرآنی در سده اخیر، نظریه «نظام زوجی سوره های قرآن» را ارائه نموده اند. این نظریه، به ارتباط وسیع و ضروری بین دو سوره از قرآن کریم می پردازد. این پژوهش با هدف نمایاندن انواع روابط متنی بین زوج سوره فتح و حجرات سامان یافته و به دنبال پاسخ به پرسش هایی از این دست است که آیا طرح دیدگاه نظام زوجی سوره ها ذوقی و سلیقه ای است یا اینکه می توان با شواهد متنی از آن دفاع نمود؟ و آیا این نظریه این ظرفیت را دارد تا در قرآن شناسی جدی تلقی شود؟ بر این اساس کوشیده تا پیوند لفظی و معنایی این دو سوره را بیش از پیش به نمایش گذارد و نشان دهد که چگونه می توان با چنین نگاهی به فهمی عمیق تر و دقیق تر از هر دو سوره دست یافت. بر این اساس، این نوشتار پس از طرح اجمالیِ مبانی نظری مباحث، به طرح و تبیین انواع مختلفی از ارتباط در این دو سوره پرداخته و این فرضیه را تقویت می کند که این دو سوره ساختاری قرینه گون داشته و دو روی یک سکه اند و بیشتر ارتباطات این دو سوره را موضوعات مشترکی تشکیل می دهند که در هر یک از این دو سوره از دو زاویه متفاوت به آن ها پرداخته شده؛ به گونه ای که مکمل یکدیگر هستند.
هر یک از سنن الهى حاکم بر تاریخ، براساس حکمت خاصى در نظام هستى قرار داده شده است و ارتباط حسابشده و هماهنگى با سایر سنن الهى حاکم بر تاریخ دارد، که تحقیق درباره آن بینش انسان را در باب تطوّرات جامعه و تاریخ عمق مىبخشد. این مقاله با رویکرد نظرى و با روش مطالعه اسنادى، و با هدف بررسى حکمت استقرار، فرآیند تطوّر و روابط سنّت آزمایش ـ یکى از سنّتهاى الهى حاکم بر تاریخ ـ با سایر قوانین الهى حاکم بر جامعه و تاریخ از منظر قرآن کریم تدوین یافته است. بررسى نوع ارتباط سنّت مذکور با سنّتهایى از قبیل تداول قدرت، تزیین نعمتهاى دنیوى، بعثت پیامبران، تنازع، وجود تفاوتها، مسئولیت، امهال، مکر، استدراج و تقدیر رزق از نکات تازه این مقاله به شمار مىرود. تدبّر در آیات و دیدگاههاى مفسّران قرآن، مهمترین مددکار ما در این مقاله به شمار مىآید.
مقاومت ایستادگی و سازش ناپذیری با ظلم و آمادگی همه جانبه برای حفظ داشته های مادی و معنوی و به دست آوردن ارزش های مادی و معنوی، چه در وجه فردی و چه در وجه جمعی برای رسیدن به مقصودها و مقصدهای مادی و معنویِ تعریف شده در هویت فرهنگی و دینی و تمدنی یک جامعه یا یک امت کبیر است. وقتی چنین آمادگی ای به وجود آید، دیگر آن فرد و جامعه «مقاومت یافته» به آرامش مطلوب رسیده و هیچ عامل درونی و بیرونی نمی تواند آن فرد یا جامعه را به نابودی و ازهم پاشی بکشاند. در این مقاله بر آنیم تا مبانی قرآنی و روایی پیدایش چنین مقاومتی را در کلام مقام معظم رهبری بررسی و تحلیل کنیم؛ البته در کلام رهبری مباحث مهم مربوط به مقاومت مطرح شده است، لیکن در این مقاله فقط به مباحث مربوط به مبانی قرآنی و روایی مقاومت به اختصار می پردازیم. معظم له تنها راه برون رفت از مشکلات موجود در جهان اسلام را ایستادگی و مقاومت امت اسلامی دانسته است؛ زیرا از سنت های الهی، حصول پیروزی قاطع به دنبال مقاومت است. این مبانی از مجموع کلام ایشان برای مقاومت به دست می آید: 1. ایمان به خدا؛ 2. دستور خدا به مقاومت؛ 3. اتکا و توکل به خدا؛ 4. اعتماد به وقوع حتمی وعده های الهی؛ 5. بصیرت؛ 6. عزم و اراده قوی در راستای رسالت انسانی در دفاع از هم نوع و رفع مظالم. روش این مقاله مبتنی بر روش تحلیلی - توصیفی و متکی به کلام رهبری است.
نویسنده ذیل آیه 48 سوره بقره در تفسیر مناهج البیان، معنای لغوی شفاعت و رابطه آن با توحید را بررسی کرده و مطالب تفسیر المنار در این زمینه را نقد می کند، پس از بررسی چند گروه آیات در مورد شفاعت نتیجه می گیرد که شفاعتِ نفی شده در قرآن، مربوط به مشرکان است، و معنای صحیح شفاعت در فرهنگ قرآن و حدیث را روشن می سازد.
عبدالله بیضاوی از دانشمندان نامدار فارس، از خود آثاری بر جای نهاده که از بین آنها کتاب «انوار التنزیل» ایشان بیشترین توجه دانشمندان گوناگون اعم از متکلم، محدث، مفسر و فقیه را به خود جلب نموده است. در این میان توجه فقهای مذاهب اسلامی به کتاب مزبور به شکل حاشیه، شرح و تعلیق به علل گوناگون از جمله تاریخ فقه حائز اهمیت است. از بررسی فقهایی که تفسیر بیضاوی را مورد توجه قرار داده اند، برمی آید که به ترتیب فقهای حنفی، امامی و شافعی بیشترین سهم را در توجه به تفسیر مزبور دارند و فقهای حنبلی و مالکی به ترتیب کمترین سهم را در این باره دارند که این امر می تواند ناشی از نقل گرایی حنبلیها در مقابل عقل گرایی حنفیها و زیادی پیروان ایشان باشد. شیخ بهایی از عالمان عصر صفویه اولین فقیه امامی است که بر تفسیر بیضاوی حاشیه نوشته و آن را شرح کرده است. پس از شیخ بهایی، دیگر فقهای امامیه نیز به تفسیر مزبور توجه نموده اند که در مقایسه با فقهای شافعی، شمار آنها بیشتر است.
قرآن کریم در آیایی نظیر آیه: « مَن کَانَ یُر ِیدُ العزهَ فَللِّه العزَّهُ جَمیعاً » به بیان عزت و سرچشمه آن می پردازد. یکی از مصادیق آسیب ها در آیات قرآنی ناظر به عزت، آسیب های عزتمندی با رویکرد اعتقادی است. این نوع از عزتمندی انسان، در برجسته ترین حوزه اعتقادی؛ یعنی مبدأشناسی قابل طرح و پیگیری است؛ چراکه در آیات ناظر به عزت، به این آسیب ها و رفع آنها به جهت عدم خدشه دار شدن عزت انسانی، اشاره های بسیاری شده است. با تأمل در این آیات، معلوم می شود که انسان با نبود باور به مبدأ یا اعتقاد به همتا داشتن پروردگار متعال، با آسیب های دنیوی گوناگونی چون: آلودگی به نفاق و دورویی، وابستگی و دلبستگی به دشمن، ناامیدی به نصرت الهی و ... مواجه می گردد. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی، به دنبال تبیین، تحلیل و تفسیر این آیات است تا با بیان آسیب های مذکور، زمینه بسیاری از تحولات اجتماعی و فرهنگی در عرصه زندگی دنیوی و اصلاح امور اخروی انسان فراهم گردد.
کتاب التفسیر و المفسرون تألیف محمد حسین ذهبی مطالبی مفید در زمینة تفسیر، روش ها و کتاب های تفسیری دربردارد، اما دارای خطاهایی فاحش دربارة تفسیر رسول خدا(ص)، شأن تفسیری امام علی(ع)، منزلت علمی امام سجاد(ع)، کتب تفسیری شیعه و عقیدة شیعه در مورد برخی شئون تفسیر و قرآن است. این مقاله ادعاها و اتهامات یاد شده را بررسی و نادرستی آنها را به گونه ای مستدل آشکار نموده است. حاصل این پژوهش گزاره های زیر است: پیامبراکرم(ص) به همة معانی قرآن آگاه بوده و تمام آن را تفسیر کرده است. امام علی(ع) به همة معانی قرآن آگاه بوده و با دیگر مفسران صحابی قابل قیاس نیست. امام سجاد(ع) روایتی از زید بن اسلم نشنیده، بلکه زید نیازمند به دانش آن حضرت و از راویان اوست. باور شیعه به باطن داشتن قرآن، مستند به روایات است و این عقیده مختص شیعه نیست. تفسیر به رأی مذموم شمردنِ کتب تفسیری شیعه، تعصب آمیز و بیدلیل است. اتهام تعطیلی عقل در تفسیر قرآن و نسبت دادن باور تحریف قرآن به شیعه نیز بیپایه است.