یکی از مباحث بسیار مهم و با ارزش فلسفه زبان تبیین ارتباط کلامی است بر این اساس پیرامون ارتباط و حیانی خدا و پیامبر دو سوال طرح می شود اولا واحد ارتباط و حیانی خدا و پیامبر چیست ؟ ثانیا چگونه ارتباط وحیانی بر پایه واحد مذکور تبیین می شود؟ دیدگاه های پاسخگو دو گروه اند یک گروه را می توان نظریه های زبانی نامگذاری کرد و گروه دیگر را نظریه های غیر زبانی نظریه های غیر زبانی واحد ارتباط و حیاتی را نوعی زبان خاص که جنبه واژه ای ندارد تلقی کرده اند و آن را با نظریه های متعدد که نقطه مشترک آنها در غیر زبانی بودن است تبیین کرده اند اینان سخن گفتن خدا را با واژه ها مجاز دانسته اند نظریه های زبانی واحد ارتباط وحیانی را با تکیه بر زبان طبیعی و عرفی تبیین می نمایند و واحد ارتباط وحیانی را به حقیقت واژه ها می دانند و آن را با نظریه های مختلف که نقطه مشترک آنها در زبانی بودن است تبیین می کنند این مقاله در صدد بررسی پاسخ به دو پرسش یاد شده بر اساس آیات قران و کشف نظریه قرانی وحی پیرامون موضوع پژوهش است و این مهم ترین یافته این پژوهش خواهد بود
در باب وظایف قرآنپژوهان، توجه به دو محور مهم الزامى است: محور نخست عبارت است از لزوم شناخت و بهرهگیرى از آثار قرآنپژوهان پیشین که در حد تلاش خود گوهرهایى از دریاى معارف قرآن را به بشر عرضه کردهاند. محور دوم، تلاش براى استخراج گوهرهاى ناشناخته و مستور قرآن است که تاکنون در دسترس قرار نگرفته است. این استخراج نیاز به زمینهها و شرایطى دارد که افزون بر توانایىهاى علمى و نظرداشت حاصل عمر گذشتگان، عمل کردن و کاربست آموزههاى قرآن از مهمترین آنها به شمار مىآید. برخى آیات و احادیث، بیانگر ارتباط علم و عمل مىباشند. در این نوشتار، نمونهاى عینى از تأثیر عمل به آموزههاى قرآن در درک عمیق آن بیان شده است.
بر اساس حکایات قرآنی، سالم سازی جامعه از آلودگی های اخلاقی، تعالی و تکامل جامعه را به دنبال خواهد داشت و جوامعی که جوّی سالم نداشته باشند، در سراشیبی سقوط و اضمحلال قرار خواهند گرفت. پرسش اصلی در این نوشتار پژوهشی این است که راهکار عملی برای سالم سازی جامعه از انحرافات و آلودگی های اخلاقی در حکایات و داستان های قرآن چیست؟ روش پژوهش، کتابخانه ای و با بهره گیری از نتایج دستاوردهای پژوهشی و تحقیقات صورت گرفته در این موضوع می باشد. هدف اصلی، پاسخگویی به چگونگی شیوة سالم سازی جامعه در حکایت های عبرت آموز قرآن می باشد. نتیجة اصلی مستخرج از مقاله عبارت است از اینکه با حرکتی تدریجی، انقلابی فرهنگی، گسترش امر به معروف و نهی از منکر، مجازات منحرفان، طرد عوامل فساد و تباهی و نیز بهره جستن از شیوه های تربیتی گوناگون می توان جامعه را از آلودگی های اخلاقی زدود.