سکولاریسم، یکى از مباحث بسیار مهم در جوامع کنونى به شمار مىرود. بنگاههاى تبلیغاتى غرب از آن حمایت مىکنند و تلاش دارند که اذهان مسلمانان را به طرف آن جلب و جذب کنند؛ حال آن که این پروسه، پروسهاى است کاملاً بر ضدّ اسلام اصیل و مسألهاى است که با مفاد و مفاهیم آیات قرآن به طور کامل ناسازگار است.
آن روز که نواى «نهضت» از ناى جلودار بلند شد، فاضلان دینمدار، به «جنبش» درآمدند.
جاى درنگ نبود؛ این بار دشمن؛ نه با توپ و تانک که با سلاح فناورى، هماورد مىطلبید. مىبایست «نهضت نرمافزارى» به پا کرد و در برابر دشمن، ایستاد. اما مبارزه، نیاز به آگاهى دارد؛ باید از علم غربى آگاه بود و از هزار توى دین نیز سررشته داشت تا بتوان در برابر دشمن، سینه سپر کرد.
این نوشتار، به بیان مسائل زیربنایى جنبش نرمافزارى؛ یعنى رابطه علم و دین و نقل و نقد دیدگاههاى گوناگون درباره آن و تبیین دیدگاه درست مىپردازد.
یکى از نظریههاى متأثر از هرمنوتیک غرب، نسبیت فهم متون دینى و یا هر متن دیگر مىباشد. صاحبان این نظریه در تلاشند، متد هرمنوتیک غرب را در تفسیر متون دینى به کار ببرند. آنها با صامتانگارى شریعت و دخالت پیشفرضهاى ذهنى مفسّر در فهم متن و روبرو شدن با قرائتهاى گوناگون بر این باورند که فهم صریح متن، دستنیافتنى است.
این مقاله در صدد است با اثبات ناطقیت شریعت به عواقب نسبیت فهم پرداخته و آن را مورد نقد و ارزیابى قرار دهد.