در ادبیات معاصر اختلاف نظری هست بر سر اینکه آیا از منظر صدرا ماهیت امری در-جهان است یا تنها در-ذهن است. این نوشتار قصد دارد که بر اساس متن های آثار صدرا شواهدی اقامه کند که از منظر صدرا ماهیت امری در-جهان است. مهم ترین تعابیر صدرا که در ظاهر دلالت بر در-جهان نبودن ماهیت دارند، از این قرار هستند: نخست اینکه ماهیت انتزاعی است؛ دوم اینکه ماهیت ذاتا معدوم است؛ و سوم اینکه ماهیت بر وجود حمل می شود. برای نیل به هدف این نوشتار، ابتدا استدلال خواهد شد که اگر سیاق سخن صدرا در نظر گرفته شود، متن هایی که معمولا بر ضد در-جهان بودن ماهیت از منظر صدرا بدان ها استناد می شوند، چنین اشعاری ندارند. علاوه بر این، استدلال خواهد شد که بنا بر شواهد متنی وقتی همه ی متن های صدرا با هم در نظر گرفته شوند، تنها یک خوانش از صدرا ممکن است: صدرا به نحو یکنواختی ماهیت را امری در-جهان تلقی می کند.
بیانیه گام دوم انقلاب به مثابه نقشه راه تعالیطلبی و تحقق تمدن نوین اسلامی است که زمینههای طلوع خورشید ولایت عظمی را فراهم میسازد. روایات بسیاری از ظرفیت ملی ایرانیان در سه محور علم، ایمان و دین حکایت مینماید. برای آزادسازی این ظرفیت ملی باید با راهبرد مدیریت سرعت تحول از آسیبها گذار کرده و دروازههای تعالیطلبی را با ایجاد انگیزش، پژوهش و نگرش گشود. و بازخوانی هویت ملی ایرانیان از زبان امیرمؤمنان سرآغاز ایجاد انگیزش ملی و مراحل پسین آن خواهد بود تا آنکه ایرانیان با گذار از این سه ایستگاه: 1. بازخوانی هویت ملی؛ 2. توانمندسازی ملی؛ 3. رسالت زمینهسازی ظهور در پرتو تمدن زمینهساز نقشآفرین باشند. شهر قم و علماء و اندیشمندان آن در این فرآیند از جایگاه ویژهای برخوردارند که در این نوشتار با روش توصیفی و تحلیلی به مجموعه روایات ناظر به نکات یاد شده پرداختهایم.
یک مطالعه تطبیقی و اجمالی از تاریخ، گزارشات تاریخی، حدیثی و رجالی که واژه شیعه در آنها بهکار رفته است، بیانگر تحول و تطورات معنایی در مفهوم شیعه در طول قرون متمادی است. شناخت این تطورات و تحولات در حوزه معنایی این کلمه، میتواند ارتباط مفهوم این واژه با گفتمانهای علمی هر عصر را نشان دهد؛ بهعنوان مثال، در کتب اهل سنّت با واژههایی نظیر شیعه، تشیع، و... مواجه هستیم؛ در نگاه ابتدایی و ظاهری، این نتیجه حاصل میشود که راویان شیعی در کتب اهل سنّت بهطور وفور و گسترده مورد نظر بودهاند اما با بررسی هریک، به این مهم دست مییابیم که واژه شیعه، منحصر در امامیّه نبوده و معنایی عام داشته است و عوامل متعددی موجب انتساب یک راوی به تشیع بوده است؛ بنابراین پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی، بهمنظور بررسی تغییرات معنایی کلمهشیعه با رویکرد تاریخانگاره میپردازد؛ نتایج بهدست آمده نشان میدهد که واژه شیعه در طول تاریخ سیری پویا داشته و در طول زمان و تحولات تاریخی توسعه و تضییق داشته است و یا به عبارتی دیگر، این واژه در تحولات خود با اندیشه جامعه هماهنگ بوده است؛ از اینرو، با بررسی این واژه بهلحاظ لغوی و اصطلاحی و تحلیل آن در مقایسه با واژگان مترادف بهمعنای دقیقتر و جامعتری از این واژه دست مییابیم.
در الهیات مسیحی که با الهیات اسلامی بیگانه نیست، راجع به خاستگاه نفس، به طور سنتی سه دیدگاه وجود دارد: «آفرینش گرایی»، «تولدگرایی»، و «تقدم وجودی». «دوگانه انگاری جوهری نوخاسته» دیدگاه چهارمی است که به تازگی با تأثیر از نگاه علمی و تکاملی نوخاسته گرایان مطرح شده است. در این نگاه سیستمی و کل گرایانه، ذهن/نفس از نظام ارگانیک بدن و از طریق فرایندها و تعاملات طبیعی و شبکه ای پیچیده از ارتباطات عصبی تولید شده است، نه اینکه از بیرون بدن قرار داده شده باشد. در این مقاله با توجه به شباهت زیاد «دوگانه انگاری جوهری نوخاسته» و دیدگاه جسمانیه الحدوث صدرا، این دو نظریه درباره خاستگاه و منشأ نفس مطالعه می شوند. روش پژوهش، تطبیقی، تحلیلی و استدلالی است. هدف این پژوهش، کشف و طرح نقاط ضعف و قوت هریک از این دو نظریه و رسیدن به دیدگاه متعالی تر دراین باره است. یافته ها: تصور برخی شارحان از جسمانیه الحدوث صدرایی آن است که نفس با ترکیب عناصر و تحقق مزاج و از طریق حرکات اشتدادی و جوهری، از جسم تولید می شود؛ اما توجه دقیق تر به نگاه صدرایی، علاوه از اینکه او را پیشتاز نوخاسته گرایی معرفی می کند، با رفع خلأهای تبیینی این دیدگاه، او را در زمره آفرینش گرایان قرار می دهد. نگاهی که امروزه جامع بین علم، دین و فلسفه است و ازاین رو با نام «آفرینش گرایی نوخاسته صدرایی» در حکم گزینه و نظریه ای بسط پذیر و شایان توجه به فلاسفه دین و متکلمان پیشنهاد می شود.
تحقیق حاضر درصدد است پارادوکس های وهابیت در خصوص چالش بزرگی که بین تحفظ به ظواهر و سیره سلف از یک سو، و پذیرش پیشرفت های بی وقفه و اجتناب ناپذیر بشری است، تبیین و شواهد این امر ارائه شود. پژوهش حاضر در گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای و در استنتاج از روش توصیفی تحلیلی بهره برده است. یافته ها حاکی از آن است که تناقض ها و ابهامات زیادی در بسیاری از جنبه های زندگی اجتماعی و فعالیت های اسلامی در عربستان وجود دارد که برخی از آنها عبارتند از: تناقضات گذشته گرایی با گذشته زدایی، نگرش به جایگاه زن، نگرش به حجاب، برخورد با دستاوردهای تمدن جدید و مواجهه با انتخابات و دموکراسی. ماحصل پژوهش حاضر این است که منشأ همه این پارادوکس ها، واپس گرایی، انعطاف ناپذیری و عقل زدایی آیین وهابیت و تأکید بر نقل گرایی و مخالفت با مظاهر تمدن جدید و انکار تأویل، است که بر نگرش و اصول فکری جریان سلفی گری حاکم است.
چگونگی تأثیرگذاری الهیات بر تمدن ها و مبانی الهیاتی در دو وجه وحدت گرا و کثرت گرا و همچنین نحوه تأثیرگذاری بر جهت گیری تمدن اسلامی و تمدن غربی امری است که قابلیت پژوهشی عمیق دارد. خوانش تمدنی بر الهیات مسیحی و به طور خاص، الهیات پروتستانی و الهیات اسلامی و سنت گرایی اسلامی و همچنین تأثیرگذاری این دو الهیات و مناسبات آن دو بر تمدن اسلامی و غربی در عصر پسامدرن، مسئله اصلی این پژوهش هستند که با روش تحلیل مقایسه ای انجام شده اند. نتایج به دست آمده نشان می دهند در هر دو الهیات، جنبه هایی از وحدت گرایی و کثرت گرایی وجود دارد؛ اما کثرت گرایی در الهیات مسیحی و وحدت گرایی در الهیات اسلامی غلبه دارد. الهیات مسیحی از دوره رنسانس به این سو دچار تکثرگرایی شده و با ایدئولوژیک شدن مسیحیت، کثرت گرایی دینی، نقش مشروعیت بخشی در ظهور پست مدرنیسم داشته است. از سوی دیگر، الهیات اسلامی از ابتدا مبتنی بر نگرش توحیدی بوده و باوجود ظهور سنت گرایی و جریان های روشنفکری، جنبه وحدت بخش خود را تا به حال حفظ کرده است.
«اندیشیدن به غایت»، «سنجش بین غایات احتمالی» و «گزینش نهایی غایت و هدف مطلوب»، اولین مرحله -مرحله شناخت- از مراحل صدور فعل نزد فیلسوفان مسلمان در تحلیل فلسفه عمل است. تحلیل های ناظر به شناخت غایت و هدف گزینی در این مرحله، از سنخ مباحث شناخت شناسی بوده و از این رو متاثّر از قوای ادراکی انسان و به خصوص قوّه خیال و تاثیر آن بر مبادی علمی صدور فعل است. مسأله اصلی این جستار، شناخت جایگاه، کارکرد و چگونگی تاثیرگزاری خیال در شناخت و انتخاب غایات (اهداف) است. ره یافت به دست آمده بیان گر تاثیرگزاری مؤثر و گسترده قوّه خیال بر«شناخت انسان از خود» و «انتخاب اهداف بر پایه آن» است. انگیزه و اراده به سوی رفتار یا عملی خاص نیز، مبتنی بر احساس نیاز و کمال جویی فاعل است که خود، در پرتو تصویرسازی های خیال از فاعل و اشیای پیرامونی وی شکل می گیرد. به شکلی که اهداف و انگیزه های رفتاری، متعلّق به تصویرهای تخیّلی انسان است و نه حقایق خارجی.