درخت حوزه‌های تخصصی

نظریه های امنیتی

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۱ تا ۲۲۰ مورد از کل ۳۱۰ مورد.
۲۰۵.

قدرت به مثابه امنیت؛ بازخوانی نظریه سیاسی مدرن

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸۰ تعداد دانلود : ۹۸۵
امنیت در نظام هی معرفت دینی و فلسفه سیاسی کلاسیک در عصر باستان، فی نفسه مسئله نبوده است. در واقع، امنیت درونی انسان ماقبل تجدد، ریشه در تقدیری داشت که آدمی آن را خارج از دسترس خود می دید. آدمیان در فضی آرام دینی می زیستند و یمان داشتند که مقدرات خداوند در ناموس طبیعت و اعتدال نهفته در امور هستی، زیست بشر و امنیت درونی او را معین کرده است. فلسفه رواقی که بعدها به جریان فلسفی افلاطون و ارسطو و نیز به تفکر فلسفی مسیحی پیوند خورد، بر همین اساس بنا شده بود؛ اما فلسفه سیاسی جدید که مبنی دولت مدرن به شمار می رود، امنیت و قدرت را در کانون توجه خود قرار داده است.
۲۰۷.

مطالعات بین الملل: به سوی امنیت کثرت گرا و گسترده

نویسنده: مترجم:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷۰ تعداد دانلود : ۹۶۰
در دهه های پایانی قرن بیستم و در طلیعه قرن جدید ، امنیت به ویژه در جوامع اروپایی ، معانی جدید و حوزه های گسترده تری نسبت به تلقی سنتی یعنی «امنیت نظامی» یافته است . این تحول عمدتا به این معناست که دیگر حوزه های روابط اجتماعی و سیاسی نیز از اهمیتی امنیتی برخوردار شده اند . بر این اساس توسعه مفهوم امنیت نه به معنای تسری بعد نظامی به دیگر حوزه های روابط بین الملل بلکه به منزله انعطاف پذیری شدن هسته سخت امنیتدر برابر اشکال و ابعاد نوین امنیت سازی است .
۲۱۰.

نگاهی به نقش کانون های اندیشه در عرصه سیاست گذاری های استراتژیک

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶۱
این مقاله که ترجمه‏ای از نوشتار «تأثیر و جایگاه کانون اندیشه در آینده» است، ضمن اشاره به پیشینه و انواع این کانون‏ها، اهم فعالیت‏ها و علل گسترش این کانون‏ها را بیان می‏کند.
۲۱۱.

مفهوم امنیت در اندیشه سده های میانه

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴۸ تعداد دانلود : ۹۵۹
وضعیت سیاسی ـ اجتماعی جهان اسلام در دوران میانی در شرایطی قرار گرفت که در خلال آن امنیت به اصلی ترین مفهوم در توجیه سیاست تغلب و استیلا تبدیل شد. در این دوره و بنا بر نیازهای سیاسی ـ اجتماعی، جریان های فکری متفاوتی ظهور کردند که در یک محور اساسی با هم اشتراک داشتند و آن توجیه گری حکومت مطلقه بر اساس مفهوم امنیت و ضرورت دوری از هرج و مرج بود. چنین دریافتی از سیاست و حکومت به حدی در مسیر افراط قرار گرفت که اصول اساسی مورد تأکید اسلام در سیاست یعنی عدالت، برابری و اخلاق کاملاً به حاشیه رانده شد. اندیشمندان متعددی از نحله های فکری مختلف نماینده چنین تفکر سیاسی بودند. در این مقاله، ضمن بررسی زمینه ها و علل ظهور این وضعیت، ویژگی های اساسی برداشت غالب از امنیت بررسی شده و آراء برخی از اندیشمندان همچون امام محمدغزالی، ابن ولید طرطوشی و خواجه نظام الملک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. بر اساس استدلال نویسنده، اندیشه اسلامی در دوره میانه چه در قالب سیاست نامه و چه در قالب شریعت نامه، با هدف برقراری نظم، اقتداری مطلق به سلطان می بخشید و حفظ دیانت را به عنوان یکی از وجوه مهم تأمین امنیت، در سایه این اقتدار میسر می دانست. بنابراین سلطان گرچه بنابر نص دین مشروع نبود؛ اما به واسطه حفظ دین، از سوی علما لازم الاتباع قلمداد می شد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان