مسجد ریگ مجومِرد از نوع مساجد یک ایوانی که تاریخ ساخت آن سال 848 ه . ق. است و دارای صحن، ایوان، گنبدخانه و شبستان های جانبی است. در قسمت غربی مسجد، سنگ قبرهای وجود دارد که یکی از آن ها مربوط به بانی مسجد، حاجی کمال الدین و دیگری قبر فرزندش حاجی جمال الدین محمود بن حاجی کمال الدین عیسی بن جلال الدین محمود است. بر روی سنگ قبر حاجی کمال الدین، کاشی های مسدس و حاشیه آن با خط نسخ خوش، ابیاتی کتابت شده است و هم چنین سنگ قبر حاجی جمال الدین با کاشی معرّق و به خط نسخ، اسامی مبارک دوازده امام در حاشیه سطوح آن آیت الکرسی و در وسط گل و بوته، جمله لا اله الا الله و محمد رسول الله کتابت شده. در بقعه ضلع جنوبی گنبد، قبرهایی وجود دارد که برخی دارای کاشی های الوان قدیمی است. این بنا متعلق به دوران تیموری، قرن نهم هجری قمری است و به شماره ۲۴۰۳ به ثبت رسیده است. در این پژوهش تلاش شده است تا به معرّفی بنای مسجد تاریخی ریگ مجومِرد، متعلق به دوران تیموری، قرن نهم هجری قمری پرداخته شود. این تحقیق به روش کیفی، از نوع تحلیلی- توصیفی، مبتنی بر مطالعه کتابخانه ای انجام گرفته و برای گردآوری اطلاعات بیشتر از نوع متن خوانی و فیش برداری استفاده شده است.
مقدمه: سالمندی جمعیت پدیده نوینی در کشورهای جهان است؛ البته تجربه این پدیده در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه تفاوت دارد؛ به گونه ای که سریع ترین رشد سالمندی مربوط به کشورهای در حال توسعه است. رشد جمعیت غیرفعال آثار نامطلوبی در ابعاد اقتصادی و اجتماعی جامعه دارد؛ زیرا جمعیت جوان و سالخورده بیش از آنکه تولیدکننده باشد، مصرف کننده و درنتیجه وابسته به جمعیت فعال و شاغل است. در این مقاله، وضعیت اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی سالمندان استان ایلام بررسی شده است. روش: از روش تحقیق تحلیل ثانویه داده ها و بهره گیری از اطلاعات سرشماری های عمومی نفوس و مسکن استان ایلام طی سال های 1355-1395 برای پاسخگویی به سؤالات پژوهش استفاده شده است. یافته ها: جمعیت 65 ساله و بیشتر استان ایلام از 03/4 درصد در سال 1355 به 61/5 درصد در سال 1395 افزایش پیدا کرده و میانه سنی جمعیت استان بین 15 تا 29 سال نوسان داشته است. بیشترین مقدار آن نیز مربوط به سرشماری سال 1395 و کمترین آن مربوط به سال 1365 بوده است. نسبت جمعیت سالمند مناطق روستایی از 81 درصد در سال 1355 به 43 درصد در سال 1390 کاهش یافته و نسبت وابستگی سالمندان در سال 1365 به کمترین مقدار رسیده است. درصد باسوادی سالمندان استان در سال 1365 حدود 8 درصد بوده که در سال 1395 به 29 درصد رسیده است. نتیجه گیری: در مجموع شاخص های میانه سنی، ضریب سالمندی و میزان سالخوردگی نشان می دهند که ساختار جمعیتی استان ایلام در سال 1385 وارد مرحله میانسالی (رو به سالخوردگی) شده است و در حال بهره مندی از سود جمعیتی اول است.
مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه بین سرمایه جسمانی و پذیرش اجتماعی در میان دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایلام در سال 1396 به روش پیمایشی انجام شد. چارچوب نظری آن هم بر اساس نظریه «گافمن»، «بوردیو» و «گیدنز» و «مکتب مبادله» تنظیم گردید. روش نمونه گیری نیز تصادفی طبقه ای بود و حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران، 352 نفر انتخاب شد. در این پژوهش از پرسشنامه محقق ساخته سرمایه جسمانی و پرسشنامه استاندارد پذیرش اجتماعی مارلو و کراون به ترتیب با آلفای کرونباخ 84% و 68% استفاده گردید. برای تحلیل داده ها نیز از دو بخش آمار توصیفی و آزمون های ضریب همبستگی پیرسون، آزمون T، آنالیز واریانس و آزمون من ویتنی بهره گرفته شد. یافته های استنباطی نشان می دهد که بین مؤلفه های تناسب اندام، جراحی زیبایی، پوشش بر حسب مد، رشته تحصیلی، وضعیت تأهل، مقطع تحصیلی، طبقه اجتماعی و وضعیت شغلی با میزان پذیرش اجتماعی، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد؛ اما بین آرایش بدن، رژیم غذایی، سن و جنسیت با میزان پذیرش اجتماعی، رابطه معناداری وجود ندارد.
اصطلاح «رفتار مصرف کننده» برای اشاره به مصرف محصول یا خدمات و ساخت و فرآیند تصمیم گیری توسط مصرف کننده به کار می رود. مصرف یک پدیده چندوجهی است و عوامل فرهنگی نقش قابل توجهی در تعیین و تغییر پدیده مصرف دارند بنابراین جا دارد از چشم انداز فرهنگی به ویژه فرهنگ قومی به بررسی این پدیده پرداخت. این تحقیق در پی پاسخگویی به این پرسش است «چه رابطه ای بین هویت قومی و رفتار مصرف کننده» وجود دارد؟. در این پژوهش از چارچوب نظری آجزن استفاده شده است. روش به کارگرفته در این تحقیق پیمایش می باشد و از ابزار پرسشنامه برای گردآوری داده ها استفاده شده است. جامعه آماری مورد مطالعه مردم ساکن استان لرستان است. با توجه به تعداد افراد جامعه آماری، 400 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیده است. یافته ها مبتنی بر مقدار شاخص های CR (7.17-) و P (***) نشان می دهدکه بین هویت قومی و رفتارمصرف کننده رابطه معناداری وجود دارد و همبستگی منفی بین این دو متغیر وجود دارد یعنی هر چه هویت قومی ضعیف تر باشد رفتار مصرف کننده قوی تر است. این نتیجه با نتایج مطالعه آجزن و دیگران مطابقت دارد و نظریه آجزن را تایید می نماید. متغیر قومیت با درآمد رابطه مستقیم با ضریب بتای (0.31-) دارد. مقدار تأثیر جنسیت با ضریب بتای (0.25-) است که نشان می دهد زنان تمایل بیشتری برای مصرف کردن نسبت به مردان دارند. به طورکلی از چهار فرضیه ذکر شده این تحقیق، دو فرضیه «رابطه احساس غرور و رفتار مصرف کننده» و «قوم گرایی -عدم گرایش به دیگر اقوام- و رفتار مصرف کننده» تایید شدند که مبنی بر ارتباط معکوس بین بعد احساس غرور هویت قومی با ضریب بتای (0.33-) و قوم گرایی با ضریب بتای (0.38-) با رفتار مصرف کننده می باشد.
استان کهن و دیرپای یزد، به دلیل ویژگی اقلیمی خود که سرزمینی گرم و خشک است، اسناد و کتب خطّی در آن کمتر مورد هجوم حشرات، آفتها و رطوبت ،همچنین بلایای طبیعی مانند: زلزله، سیل و آبدیدگی قرار می گیرند. ازینرو خوشبختانه جزء استانهایی است که دارای کتاب های پرشمار تاریخی، جغرافی و اجتماعی برای شاخت خود است و هرچه به زمان حال نزدیک می شویم، این منابع فزونی می یابد. در این مقاله، براساس برآوردهای فرهنگی و تاریخی شهر یزد از لحاظ منابع به چهار دوره تاریخی مهم تقسیم شده و منابع آن نیز معرفی گشته است.
پرداختن به جغرافیای تاریخی و تاریخ یزد در روزگار پیش از اسلام تا ظهور کاکویان یزد در سال 446 هجری، کاری دشوار است؛ زیرا گزارش های تاریخی بسیار اندکی از یزد در این مقطع در منابع یافت می شود. این واقعیّت در کنار کمبود پژوهش های باستان شناختی، سبب شده تا فهم روشنی از تاریخ یزد در این مقطع وجود نداشته باشد و محقّقان و یزدشناسان و باستان شناسان یا به تکرار همین گزارش های اندک بسنده نموده اند و یا مبتنی بر آن ها دیدگاه هایی را طرح نموده اند که در مواردی فاقد دقت لازم هستند. پژوهش حاضر که پژوهشی است توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر روش کتابخانه ای، می کوشد تا با بازخوانی مجدّد منابع، به نقد گزارش ها و دیدگاه های رایج درباره تاریخ یزد (و مشخصاً نام و جایگاه اولیه شهر یزد و ارتباط آن با ایساتیس و کَثَه، بانی شهر یزد و ماجرای زندان اسکندر، و نحوه ورود اسلام به یزد و ماجرای شهدای فهرج) بپردازد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که بعضی از دیدگاه هایی که درباره نام و جایگاه اولیه یزد مطرح شده، فاقد دقّت بوده و برآمده از فهم نادرست از گزارش های تاریخی موجود هستند. ضمن اینکه بعضی از گزارش های موجود درباره یزد صرفاً روایات عامیانه ای هستند که مکتوب شده اند و نه یک گزارش دقیق تاریخی.
نگارگری مکتب بخارا در امتداد مکتب هرات و تاثیرات بهزاد، شکل گرفت. محمود مذهب که از شاگردان برجسته بهزاد بود و به دستور عبیدالله خان ازبک به همراه چند تن از هنرمندان دیگر از هرات به بخارا آمده بود، تاثیرات مکتب هرات و بهزاد را با خصوصیات نقاشی محلی بخارا ادغام کرد و نگارگری بخارا، را با ویژگی های مستقل پایه گذاری کرد. در مکتب بخارا بیشتر، موضوعات تغزلی و تاریخی به تصویر کشیده شده است. پرداختن به موضوع اصلی داستان و عدم پرداخت به حواشی از ویژگی های بارز نگارگری بخارا است. هدف از این پژوهش مطالعه بر روی چهره انسان ها در نگاره سلطان سنجر و پیرزن می باشد. این پژوهش به این پرسش پاسخ می دهد: چهره انسان در این نگاره سلطان سنجر و پیرزن به چه صورت کار شده است؟ روش تحقیق پژوهش حاضر، توصیفی تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات با شیوه، اسنادی (کتابخانه ای) بوده است. این پژوهش با رویکردی تاریخی به ساختار این نگاره پرداخته است. یافته های این پژوهش نشان دهنده این است که این نگاره با ویژگی های مستقل مکتب بخارا تصویر شده ولی همچنان تاثیرات اندکی از بهزاد در چهره پردازی و منظره سازی این نگاره قابل مشاهده است شده ولی همچنان تاثیرات اندکی از بهزاد در چهره پردازی و منظره سازی این نگاره قابل مشاهده است و با استفاده از نمادپردازی بر اختلاف طبقاتی حاکم بر سطح جامعه و ظلمی که سلطان سنجر بر مردمش روا می داشته تاکید شده است. نگارگر مذکور با مهارت این داستان را به تصویر کشیده و با استفاده از المان هایی که به کاربرده و بیان عواطف در چهره انسان ها، ارتباط افراد باهم و شرح واقعه را به خوبی نشان داده است.
پدیده های فرهنگی ای در بطن ساختارهای جامعه شکل گرفته، به عنوان دستورالعمل زندگی جمعی پدیدار شده و به عنوان الگوهای فرهنگی تکامل یافته و باعث پایداری اجتماعی ملت ها می شوند. شناخت این پدیده ها بدون بررسی ریشه های اجتماعی آنها، تنها به گزارش هایی اخبارگونه می ماند و تنها جنبه اطلاع رسانی می یابد. ولی با شناخت سرچشمه ها و شرایط پدید آمدن آنها در بستر تاریخ، می توان کارکردهایی در گذشته و حال برای آنها یافت و برای رشد و پایداری و استمرارشان در فرهنگ تلاش کرد. در این پژوهش تلاش شده با روش مشاهده مشارکتی و میدانی با استفاده از اسناد و منابع مکتوب، به شیوه توصیفی و تحلیلی به علل اجتماعی و شرایط شکل گیری و عناصر ادبیات عامیانه به ویژه ترانه ها و لالایی ها، تغییرات ساختاری در بدنه فرهنگ با توجه به تغییر در اعتقادات و ارزشهای فرهنگی در منطقه مورد بررسی قرار گیرد. نتایج بررسی ها در فرهنگ عامه نشان می دهد که ادبیات عامه رابطه ی تنگاتنگ با طبیعت و محیط اجتماعی و شیوه های گذران زندگی آن ها داشته است.
گردشگری بخشی از اقتصاد یک کشور است که تا حد زیادی با فعالیت های کارآفرینی ارتباط دارد. این پژوهش نیز با هدف بررسی نقش فعالیت های کارآفرینی در توسعه گردشگری با روش توصیفی – همبستگی انجام شده است. جامعه آماری تحقیق را مدیران و کارشناسان شاغل در سازمان های کار و رفاه اجتماعی، سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، استانداری، فنی و حرفه ای استان و کانون کارآفرینان استان تشکیل می دهند که تعداد 195 نفر از آنها به روش تصادفی طبقه بندی شده انتخاب شد. ابزار گردآوری اطلاعات پرسش نامه بود که روایی آن با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ به میزان 91/0 تأیید شد. تجزیه و تحلیل داده ها نیز از طریق آزمون های همبستگی و رگرسیون چندگانه در نرم افزار SPSS انجام گرفت. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان داد که بین متغیرهای نوآور بودن، ریسک پذیری، استقلال عمل و رقابت تهاجمی و توسعه گردشگری در شهر ایلام ارتباط وجود دارد. بین متغیرهای پیش بین با توسعه گردشگری در شهر ایلام ضریب همبستگی چندگانه در حد 68/0MR= وجود دارد؛ بنابراین، بین فعالیت های کارآفرینی و توسعه گردشگری در شهر ایلام رابطه ای مثبت و معنادار برقرار است.
دانش آموزان دبیرستانی نقش مهمی در فراگیری، حفظ و اشاعه فرهنگ عامه هر شهر یا روستا دارند. بنابراین دستیابی به میزان آگاهی و پایبندی آنان نسبت به این مقوله برای برنامه ریزی های بعدی از ضروریات است. در این تحقیق از نوع کاربردی با یک روش توصیفی و پیمایشی با استفاده از ابزار پرسشنامه تلاش شده است تا میزان آگاهی و پایبندی دانش آموزان دبیرستان های شهر یزد به فرهنگ عامه سنجیده شود. جامعه آماری در این تحقیق دانش آموزان دختر و پسر مدارس شاهد متوسطه (دبیرستان) دوره دوم شهر یزد هستند که تعداد آنها 1738 نفر ( 825 نفر دختر و 913 نفر پسر) است. همچنین حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، 314 نفر است که از این تعداد 166 نفر را دانش آموزان پسر و 148 نفر را دانشآموزان دختر تشکیل می دهند. روش نمونه گیری، تصادفی طبقه ای است. این تحقیق از نظر جمع آوری داده ها، از نوع تحقیقات توصیفی است که به روش پیمایشی انجام شده و از نظر هدف کاربردی است. نتایجی که از این پژوهش به دست آمد نشان داد که در دو بعد مادی و شفاهی سطح آگاهی پسران بالاتر از دختران و میزان آگاهی دانش آموزان دختر و پسر در مؤلّفه های شفاهی و معنوی بالاتر از مؤلّفه های مادی است. بطور کلی میزان آگاهی از فرهنگ عامه در حد مطلوبی قرار دارد. پایبندی به مؤلّفه های فرهنگ عامه در بین دانش آموزان پسر در حد قابل قبول و دانش آموزان دختر به طور کلّی پایین تر از حد قابل قبول قرار دارد. همچنین میزان پایبندی به فرهنگ عامه به طور کلّی پایین تر از حد قابل قبول است. دانش آموزان دبیرستانی اطّلاعات خود در زمینه فرهنگ عامه را بیشتر از طریق خانواده و آشنایان به دست می آورند. همچنین بین جنسیت و میزان استفاده از فرهنگ عامه ، رابطه وجود دارد.