در پژوهش حاضر شیوه های اجتماعی کردن فرزندان در میان والدین دارای فرزند 6 تا 12 سال شهر ایلام بررسی شده است. روش پژوهش کیفی بود. گردآوری داده ها نیز از طریق مصاحبه با 30 نفر از والدین و تحلیل اطلاعات از طریق نرم افزار Maxqda با استفاده از شیوه تماتیک انجام شد. با اجرای کدگذاری باز، 101 تم و 34 مفهوم استخراج شد که در 4 مقوله اصلی شامل تربیت عاطفی و احساسی، تربیت جسمانی، تربیت دینی و تربیت اخلاقی دسته بندی شدند. سؤال پژوهش عبارت بود از: با توجه به تغییرات ساختاری جامعه و خانواده آیا شیوه های اجتماعی کردن فرزندان تغییر یافته است؟ یافته ها نشان داد که اجتماعی کردن فرزندان به شیوه های متفاوتی صورت می پذیرد که براساس وضعیت اقتصادی و اجتماعی والدین متفاوت است؛ والدینی که وضعیت اقتصادی و اجتماعی بهتری دارند تربیت جسمانی را برای فرزندان خود در اولویت قرار می دهند و والدینی که وضعیت اقتصادی و اجتماعی پایینی دارند بیشتر بر تربیت عاطفی فرزندان تأکید می ورزند. این گونه خانواده ها دچار نوعی ناآگاهی در روش تربیتی و رفتار با فرزندان هستند. در خصوص شیوه تربیت دینی نیز والدینی که وضعیت اقتصادی و اجتماعی بهتری دارند نسبت به تربیت دینی حساس نیستند و خنثی عمل می کنند؛ اما والدینِ با وضعیت اقتصادی متوسط یا پایین در خصوص تربیت دینی نظر مثبتی دارند. نتیجه کلی این پژوهش نشان داد که تغییرات اقتصادی و اجتماعی، تربیت فرزندان را نیز دچار تغییراتی کرده است؛ اما والدین به دلیل عدم مهارت و فشارهای اقتصادی و اجتماعی، بیشتر شیوه سلبی را در تربیت فرزندان در پیش گرفته اند تا ایجابی.
یکی از مسائل اجتماعی که در سال های اخیر اهمیت فزاینده ای یافته و ابعاد پیچیده ای پیدا کرده، مسئله طلاق است. شکل گیری و گسترش این مسئله منجر به فروپاشی نهاد خانواده و نابسامانی اجتماعی و فرهنگی در جامعه می شود که بروز مسائل اجتماعی دیگری همچون بزهکاری و انحرافات اجتماعی از پیامدهای آن می باشد. مطالعه و اقدام در جهت تغییر چنین وضعیتی یا ارائه راه حل، نیازمند رویکردهای جامعه شناختی است. بر اساس آمارهای رسمی، در کل کشور، طلاق در سال 1390 نسبت به سال 1391، 8 درصد و در سال 1394، 17 درصد رشد را تجربه کرده است. استان ایلام به عنوان محدوده جغرافیایی این پژوهش نیز از داشتن چنین شرایطی همچون شرایط کلی کشور مستثنی نیست. پژوهش حاضر با استفاده از روش تمام شماری و تحلیل ثانویه اطلاعات به بررسی و مطالعه علل درخواست و وقوع طلاق در میان زوجین استان ایلام پرداخت و به این پرسش پاسخ داد که علل و عوامل مهم درخواست طلاق کدامند؟ جامعه آماری پژوهش شامل زوجین متقاضی طلاق یا طلاق یافته در استان ایلام در سال های 1390 تا 1394 بود. اطلاعات مورد نیاز نیز از طریق پرونده های موجود در مراکز ساماندهی و کاهش طلاق سازمان بهزیستی به صورت سرشماری و تحلیل ثانویه به دست آمد. نتایج نشان داد که در بین علل مؤثر بر درخواست طلاق، فقدان تفاهم اخلاقی و مشکلات اقتصادی بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داد اند. از بین فرضیه های تحقیق، سابقه اعتیاد، میزان تحصیلات، نسبت فامیلی، آشنایی قبلی و سن زوجین تأیید شد که با علت درخواست طلاق رابطه معناداری را به نمایش گذاشتند.
سد کنگیر ایوان یکی از سدهای مرزی غرب کشور است که در زمستان سال 1394 آبگیری شد. از تبعات این آبگیری، تخریب چند محوطه مهم فرهنگی تاریخی، تخلیه جوامع داخل مخزن سد همراه با مهاجرت ناخواسته و اجباری ساکنین حاشیه سد به نقاط دیگر بود. در این میان، چالش های فراوانی در عرصه های مختلف اجتماعی و فرهنگی (باستان شناسی، مردم شناسی و زبان و گویش) برای احداث سدها وجود دارد و مهمترین مسئله این است که با انجام این گونه طرح های عمرانی و اسکان اجباری خانواده های آسیب دیده، چه اتفاقی برای ساختار فرهنگی این جوامع و آثار باستانی و پیشینه آنها خواهد افتاد؟ و چگونه باید پاسخگوی پیامدهای آن بود؟ شناسایی آثار و پیامدهای مثبت و منفی ناشی از احداث سد کنگیر بر اساس مطالعات و مشاهدات میدانی نگارنده و ارائه یک نمونه گزارش ارزیابی به عنوان مطالعه موردی، جهت استفاده کارشناسان امر در دیگر طرح ها و بارز نمودن نقش مطالعات میراث فرهنگی در طرح های عمرانی، هدف اصلی این پژوهش است.