ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۳۰۱ تا ۱۰٬۳۲۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۱۰۳۰۲.

هر چیزی در جای خویش نیکوست: فوکو و ایدئولوژی زیبایی شناسی

۱۰۳۰۳.

مرگ در اندیشه علامه جعفری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) فلسفه قاره ای اگزیستانسیالیسم
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق گروه های ویژه اندیشه های فلسفی در ایران معاصر
تعداد بازدید : ۵۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۵۵۸
مرگ یکی از بزرگ‌ترین معماهای حیات بشری است که در طول تاریخ همواره مورد توجه متفکران بوده است. فلسفه مرگ و ریشه یابی اضطراب ناشی از آن، از جمله مسائلی است که گفت‌وگو‌های بسیاری را برانگیخته است. در میان متفکران اسلامی علامه محمد تقی جعفری از جمله شخصیت‌هایی است که تأملات بسیار در باب مرگ دارد. از نظر وی برداشت‌های مختلفی از مرگ وجود دارد که برخی از آن‌ها مثبت و برخی نیز منفی است. این برداشت‌ها در تلقی‌‌هایی ریشه دارد که آدمی به فلسفه آفرینش و معنای زندگی دارد. بدون دست‌یابی به فلسفه حیات نمی‌توان برداشت درستی از مرگ داشت. از همین رو، وی میان معنای زندگی و مرگ رابطه عمیقی برقرار می‌سازد. جعفری با تقسیم حیات به معقول و طبیعی محض، تفسیر مرگ را در حیات معقول منطقی و مثبت و در حیات طبیعی محض، منفی و ناپذیرفتنی می‌داند. از نظر وی، بدون تفسیر انسان و هستی نمی‌توان معنای درستی برای مرگ یافت. گوش سپاری به مرگ و برقرای رابطه مثبت با آن، فرع بر نوع نگاه به عالم و آدم است. به باور جعفری، گوش فرا دادن به ندای مرگ سبب می‌شود تا آدمی اصالت پیدا کند. در همین جاست که وی هماهنگ با فیلسوفان اگزیستانس به ویژه هیدگر، توجه جدی به مرگ را در ارتباط با اصالت آدمی می‌داند. از نظر جعفری، تأمل در باب گذر عمر برای آدمی، گاه اضطراب آور است که با دگرگونی‌های درونی می‌توان بر آن غلبه کرد. وی همچنین تحلیل‌های عمیقی در زمینه شهادت و ارزش آن دارد. از جمله آنکه عظمت شهادت را در ارتباط با مطلوبیت حیات و هدف شهادت تفسیر می‌کند
۱۰۳۰۴.

آفرینش انسان در قرآن و اوپنیشادهای کهن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۰۰ تعداد دانلود : ۱۵۹۳
کتاب آسمانی قرآن و اوپنیشادهای کهن، دو اثر مقدّس? دین اسلام و هندو هستند. که هر کدام در روشن‌گری مسیر ایمان، اندیشه، عمل و رستگاری پیروان خود نقش اساسی دارند. در این نوشتار کوشیده‌ایم آفرینش انسان را در این دو اثر مقدّس بررسی کنیم. نگاه جهانی اوپنیشادها به مسائل، درعقیده و تحلیل آن‌ها از باورشان بسیار تأثیـرگذار است. در آفرینش انسان، به انسان کلی و کیهانی «پوروشه» برمی‌خوریم که به عنوان روح و منشأ اصلی جهان مطرح می‌گردد . در اوپنیشادها جنبة مادی انسان چندان موضوعیتی ندارد و بیشتر به خودحقیقی و باطنی او (آتمن) پرداخته می‌شود؛ حال آنکه قرآن کریم در کنار توجه به روح انسان، به جسم او هم توجه کرده است. در ادیان ابراهیمی، آفرینش انسان متمایز از دیگر جان‌داران و مرحله کمال ایجاد است،‌ ولی به نظر می‌رسد آفرینش انسان در اوپنیشادها چیزی در کنار دیگر اشیاء و موجودات است و نوعی رابطه درونی میان انسان با تمام پدیده های عالم تجربی وجود دارد که یک هستی واحد و عام است و تنها در وحدت آتمن با برهمن معنا می یابد.
۱۰۳۰۸.

Faith, Hope and Doubt

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۹ تعداد دانلود : ۲۹۲
For many religious people there is a problem of doubting various creedal statements contained in their religions. Often propositional beliefs are looked upon as a necessary, though not sufficient, condition, for salvation. This causes great anxiety in doubters and raises the question of the importance of belief in religion and in life in general. It is a question that has been neglected in philosophy of religion and Christian theology. In this paper I shall explore the question of the importance of belief as a religious attitude and suggest that there is at least one other attitude which may be adequate for religious faith even in the absence of belief, that attitude being hope. I shall develop a concept of faith as hope as an alternative to the usual notion that makes propositional belief that God exists a necessary condition for faith, as Plantinga implies in the quotation above. For simplicity’s sake I shall concentrate on the most important proposition in Western religious creeds, that which states that God exists (defined broadly as a benevolent, supreme Being, who is responsible for the creation of the universe), but the analysis could be applied mutatis mutandis to many other important propositions in religion (e.g., the Incarnation and the doctrine of the Trinity). I am not sure how these ideas fit into Islamic thought, but I offer up my paper to stimulate discussion between Christian and Islamic philosophy on the subjects of faith and doubt.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان