مشهور است که شیخ شهاب الدین سهرودی، در زمینه منطق ارسطویی نقدها و نوآوری هایی دارد. از جمله اینکه ایشان قاعده مشاییان در باب تعریف را نقض و نقدهای اساسی بر آن وارد کرد. همچنین ایشان همه قضایای موجهه را به قضیه ضروریه و نیز همه قضایای محصوره سالبه را به موجبه برمی گرداند. سهروردی نشان داد که میان سالبه محصله با موجبه معدوله تفاوتی نیست و تمامی ضروب انتاجی قیاسی را به ضرب اول از شکل اول ارجاع داد. وی همچنین نظر خاصی در مورد حدسیات دارد. در این مقاله برآنیم تا با مراجعه به بخش منطق کتاب حکمهْْ الاشراق سهرودی، این نقدها و نوآوری ها را بازخوانی کنیم تا روشن شود که آیا آن نقدها و نوآوری ها به واقع درست و ابتکاری اند؟
معرفت و یقین دو واژه کلیدی در منطق، فلسفه، کلام و معرفت شناسی است. در این مقاله، پس از بیان مفاد این دو اصطلاح، درباره نسبت این دو با یکدیگر بحث شده است. نخست انواع معرفت و سپس گونه های یقین بررسی می شود؛ مانند: یقین شهودی (عرفانی)، یقین گرایشی (ایمانی)، یقین عام (مطلق جزم)، یقین خاص (یقین شالوده مند) و یقین اخص (یقین ضروری).
این مقاله، تقسیم های دیگری را نیز شامل می شود؛ همچون یقین منطقی، یقین ذاتی و یقین موضوعی (تقسیم شهید صدر)؛ یقین متافیزیکی و یقین اخلاقی (تقسیم دکارت)؛ یقین ذهنی و یقین عینی (تقسیم ویتگنشتاین)؛ یقین روان شناختی و یقین معرفتی (تقسیم چیزوم)؛ یقین منطقی و یقین روان شناختی (تقسیم استاد مصباح).
در این مقاله، افزون بر بررسی نسبت معرفت و یقین، بر لزوم جداسازی وجه منطقی و وجه معرفت شناختی یقین نیز تاکید می شود.