فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۸۰۱ تا ۷٬۸۲۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
واژه ارسطویی «اوسیا» و نارسایی برخی از ترجمه های آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«اوسیا» برگرفته از «ایمی» (وجود داشتن)، مفهومی اساسی در هستی شناسی ارسطو است. امّا به رغم این اهمّیّت، نصّ آثار ارسطو در این باره یکدست و همگون نیست و افزون بر آن، گزینه هایی که اغلب مترجمان در ترجمه آن برگزیده یا ساخته اند، در معرض اشکال و ایراد است. در زبان لاتین نخستین مترجمان essentia را برگزیدند که به لحاظ دلالت بر «وجود» وافی به مقصود بود ولی دیری نپایید که این گزینه به سود substantia منسوخ شد. صورت انگلیسی این واژه لاتین نیز به خطا معادل «اوسیا» تلقّی شد و هنوز غالب است. با این وجود، انگلیسی زبانان در صدد تغییر برآمده اند و در نتیجه واژه entity به عنوان گزینه ای مناسب جای خود را به تدریج باز می کند. امّا در محافل عرب زبان اشکال به قوّت خود باقی است و اقدامی صورت نگرفته است. هیچ یک از واژگان «ذات»، «جوهر»، و «طبیعت» کارکرد واژه «اوسیا» را ندارد. بدون تردید چنین وضعی در درک و فهم از هستی شناسی ارسطو آثار منفی بر جا گذاشته است.
پاسخ به برخی انتقادات واردشده بر حد وسط در اخلاق ارسطویی بر اساس تبیینی صحیح از این نظریه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه ی حد وسط ارسطویی یکی از مهمترین مبانی اخلاق ارسطویی به حساب میآید و بسیاری از اندیشمندان و فلاسفه ی اخلاق در دورههای طولانی عصر اندیشه ی فلسفی بر آن تأکید نمودهاند، اما این نظریه با انتقاداتی مواجه شده است که چنان چه به آن ها پاسخی داده نشود، بنیان نظریه فرومی ریزد. یکی از انتقاداتْ ناشی از اعتقاد به عدم جامعیت این نظریه به عنوان یک قاعده ی کلی عملی است و منتقدین معتقدند که برخی افعال و احساسات از قاعده ی حد وسط، به معنای لزوم وقوع حد وسط بین دو رذیلت (افراط و تفریط) تبعیت نمی کنند و فقط دارای یک طرف مقابل و ضد هستند. گذشته از این، برخی از افعال و احساسات نیز اساساً حد وسط نمی پذیرند. انتقاد اساسی دیگر این است که نظریه ی حد وسط ارسطویی قادر به ارائه ی راهکار جهت تشخیص و انتخاب درست در موارد جزیی و متغیر نیست. ما در این مقاله، برای پاسخ گویی به اشکال اول (عدم جامعیت حد وسط) ابتدا با بازسازی نظریه ی حدوسط ارسطویی، به ارائه ی تبیینی صحیح از این نظریه پرداخته، با تفکیک بین حد وسط حقیقی، به عنوان فضیلت کامل، و حد وسط در افعال و انفعالات، به عنوان قاعده ای کلی عملی، آن را چونان نظریه ای جامع و کارآمد، که بر تمامی افعال و انفعالات، انطباق پذیر باشد، ارائه خواهیم داد. و بر اساس همین تبیین، در پاسخ به اشکال بعدی، ملاک و معیار تشخیص درست را از نظر ارسطو ارائه کرده، ثابت خواهیم کرد که از نظر ارسطو، امکان وصول به تشخیص درست آن است که آدمی یا باید به فضیلت کامل حکمت عملی، که توأم با فضیلت اخلاقی است، برسد و یا باید از حکیم و فرزانه ی عملی تقلید کند.
جبرگرایى الهیاتى و راه حل هاى آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکى از تقریرهاى جبرگرایى الهیاتى نظریه اى است که با تکیه بر علم پیشین و خطاناپذیر الهى، به نفع جبرگرایى استدلال مىکند. حامیان این نظریه معتقدند که چون خداوند از پیش به همه اعمال انسان علمِ خطاناپذیر دارد، پس انسان نمى تواند کارى جز آنچه خداوند از پیش مى داند انجام دهد؛ و بنابراین، اعمال انسان اختیارى نیستند. در این مقاله، پس از تشریح پیش فرض هاى مورد قبول اکثریت جبرگرایان الهیاتى، ابتدا برهان پایه جبرگرایى الهیاتى ـ به مثابه استدلالى که مى تواند کمابیش مورد اتّفاق این گروه از جبرگرایان باشد ـ تقریر مى شود و سپس، با بررسى مهم ترین راه حل هایى که تاکنون براى این نوع جبرگرایى به دست داده شده است، جایگاه هریک در ارتباط با مقدّمات این برهان تبیین مى شود.
بررسى برخى پیامدهاى رویکرد نوین دو حوزه سینوى ـ صدرایى در معرفت شناسى قوه خیال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نمط دهم کتاب اشارات، گفتمان فلسفى ابن سینا در باب قوه خیال و حس مشترک صورتى نو به خود گرفته است. وى در ذیل کارکردهاى این دو قوه، ادراک و حفظ صورى را لحاظ مىکند که به لحاظ وجودشناختى، متعالى از ماده بوده، در عالم غیب و ملکوت حضور دارند و به گونه مشاهده و از طریقى غیرحصولى براى نفس به دست مى آیند. لحاظ این رویکرد به نتایجى چند در قلمرو معرفتى حکمت سینوى مى انجامد. از جمله این پیامدها مى توان به حلّ معماى تجرّد یا مادّیت خیال نزد ابن سینا، اذعان ضمنى وى به نظریه حرکت جوهرى و لحاظ فاعلیت و پویایى نفس در فرایند ادراک اشاره کرد. در حوزه صدرایى، ملّاصدرا حسّ مشترک و خیال را قوه اى واحد لحاظ مىکند. وى یکى از علل دشوارى پذیرش معاد جسمانى را در نحوه نگرش جمهور به این قوه و لحاظ مادى آن مى داند و دماغ را مظهر خیال به شمار مى آورد، نه محل آن. او به جهت جنبه عرفانى فلسفه خویش، قوه خیال را داراى سه ویژگى تجرّد مثالى، خلاقیت و جامعیت اضداد مى داند. از جهت دین شناختى، به واسطه این سه ویژگى، مسئله معاد جسمانى و وقوع تناسخ ملکى به گونه اى اتم تبیین مى شود.
نسبت الهیات سلبی با رویکردهای گوناگون درباره مفهوم خدا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تصورات و رویکردهای گوناگون به مسئله «خدا» در الهیات و فلسفه غرب از یونان تا دوره جدید از چشم انداز الهیات سلبی قابل بررسی است. این مفاهیم و رویکردها با وجود اشتراک در اینکه از دیدگاه الهیات سلبی امکان بازخوانی دارند، در دوره جدید از چشم اندازی تازه قابل بررسی اند. بنابراین اندیشه جدید غرب از دیدگاه الهیات سلبی نیازمند بررسی است تا نشان دهد در دوره جدید، نوعی الهیات سلبی به معنای نفی شباهت خداوند با انسان و در نتیجه، برتری و فاصله خدا از جهان و انسان وجود دارد. طبق این دیدگاه خداوند دخالتی در تاریخ و طبیعت نمیکند. از نتایج این نگرش جدید، سستی در اعتقاد به وحی و معجزه و نوعی برداشت خداگونه از انسان بوده است.
آموزش فلسفه به کودکان در موزه های تعاملی علم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جهان امروز سریع تر از هر زمان دیگر در حال پیشرفت است. بنابراین بهره گی ری از رویکردهای جدید آموزشی و به تبع آن رسانه ها ی جدی د، مح یط ها ی ی ادگیری اشتیاق برانگیز و محتوای آموزشی فراتر از ساختارها ی موجود ، ضرور ی به نظر می رسد. این مقاله ضمن معرفی موز ههای تعاملی، که بازدیدکنندگان را فراگیرانی می داند که ازطریق تعامل با اشیای موجود در موزه به ساخت نظام دانشی خود کمک می کنند، به نسبت و رابطة آن با برنامة آموزش فلسفه به کودکان و اهداف و ارزش های مندرج در آن می پردازد. مقاله از این دیدگاه دفاع م یکند که مبنای نظری طراحی و ساخت این موزه ها دیدگاه ساختارگرایی و نظریة یادگیری اکتشافی بوده است. از نظر نگارنده، در جهان در حال تغییر و تحول امروز، فراگیران خود مشتاق اکتشاف و بازآفرینی اند. عرضة مفاهیم انتزاعی و منطقی از طریق بازی با دستگاه های تعاملی در محیطی متنوع، چندرسانه ای و شوق انگیز همة مخاطبان، به خصوص نسل جوان، را به تفکر خلاق و اندیشة منطقی وام ی دارد و در پرورش تفکر و روحیه استقلال طلبی، که از اهداف اصلی آموزش فلسفه به کودکان است، مؤثر است.
متصله لزومیه و انواع آن در منطق سینوی همراه با تحلیل و نقد برخی دیدگاه ها
حوزههای تخصصی:
متصله لزومی که از ارکان منطق سینوی است در منطق شفاء به لزومی بدیهی و غیربدیهی و نیز به لزومی به حسب الزام و لزومی به حسب واقع و نفس الامر تقسیم شده است. فهم ماهیت متصله لزومی و احکام آن و نیز رابطه آن با انواع استلزام در منطق جدید و شناسایی ساختار متصله لزومی، بدون شناسایی و فهم انواع آن امکان پذیر نیست. از این رو در این مقاله پس از بیان تعریف بوعلی از متصله لزومی بدیهی و غیربدیهی و تحلیل و نقد برخی دیدگاه ها دراین باره، به تحلیل نظر ابن سینا و برخی منطق دانان متأخر درمورد متصله لزومی به حسب الزام و متصله لزومی به حسب واقع و نفس الامر (یا به تعبیر خواجه لزومی لفظی و لزومی حقیقی) می پردازیم و در ادامه برخی دیدگاه ها در این زمینه، که به گمان نگارنده به بیراهه رفته اند و به نام ابن سینا از ابن سینا دور شده اند، را تحلیل، نقد و بررسی می کنیم. براساس نتایج این تحقیق اولاً تقسیم لزومی به بدیهی و غیربدیهی در شفاء بوعلی هیچ ارتباطی با تقسیم شرطی به لزومی و اتفاقی ندارد؛ ثانیاً ابن سینا در تقسیم لزومی به بدیهی و غیربدیهی بر جهان واقع و روابط لزومی موجود در آن تکیه کرده است. بنابراین نباید تصور شود که این تقسیم برپایه روابط منطقی و صرفاً صوری استوار است؛ ثالثاً ابن سینا متصله لزومی «اگر پنج زوج است پنج عدد است» را به حسب الزام صادق و به حسب نفس الامر و واقع کاذب دانسته است. بنابراین دلیلی که بر کذب این متصله اقامه کرده است مربوط به مقام واقع و نفس الامر است و نباید با مقام الزام خلط شود؛ رابعاً دلیل ابن سینا بر کذب متصله مذکور به حسب نفس الامر نیز یک دلیل پیوسته و واحد است که مراحل مختلفی دارد و نباید مراحل مختلف آن به منزله دلیلی مستقل تلقی شود. به علاوه این دلیل به زبان منطق محمول ها و نه زبان منطق گزاره ها بیان شده است و هیچ ارتباطی با مغالطه پنهان سازی در منطق ندارد.
بنابراین نه این تصور که، تقسیم متصله لزومی به بدیهی و غیربدیهی با تقسیم متصله به اتفاقی و لزومی متناظر است، با متن شفاء و دیدگاه نگارنده در تفسیر آن مطابقت دارد و نه این تصور که ابن سینا لزومی با مقدم ممتنع را متصله لزومی به حسب الزام به شمار آورده و آن را به حسب واقع و نفس الامر کاذب دانسته است، با تفکیکی که ابن سینا بین دو مقام الزام و نفس الامر قائل شده است سازگار است.
تفسیری از ماده اولی و بررسی آن در علم طبیعت ارسطو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارسطو آموزه ماده اولای خود را برای تبیین تغییر و به ویژه کون و فساد ارائه می دهد و نخستین جایی که می توان در آن از این آموزه به عنوان خاستگاه آن سراغ گرفت، علم طبیعت ارسطو است. سه بخش نخست مقاله حاضر به تبیین این آموزه ارسطو بر وفق تعلیم وی در آثار مربوط به علم طبیعت (طبیعیات (فیزیک) و در کون و فساد) می پردازد و نشان می دهد که ارسطو بنا به چه دلایلی چیزی همچون ماده اولی را وارد علم طبیعت خود ساخته و معنا و مقصود وی از آن چه بوده است. سپس نویسنده در بخش پایانی این مقاله می کوشد نشان دهد که ارسطو، دست کم در این آثار مربوط به علم طبیعت خود، نتوانسته تبیین قابل قبول و به دور از تناقضی از آموزه ماده اولی و حتی وجود چنین چیزی به عنوان زیرنهاد نهایی همه اشیاء به دست دهد.
اشیاء کوانتومی: تعبیر سیگما برای مسأله اندازه گیری در مکانیک کوانتوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله تعبیر بدیلی تحت عنوان سیگما، برای بردار حالت مکانیک کوانتوم پیشنهاد می شود که با در نظر گرفتن اجزاء زمانی برای اشیاء (چهاربعدگرایی)، مدلی برای حل مسأله اندازه گیری عرضه می کند. در این نوشتار، ظرفیت و قدرت تبیینی این مدل برای حل سه مسأله اندازه گیری، یعنی مسأله نتیجه، مسأله آمار و مسأله اثر مورد بررسی قرار خواهد گرفت و به اجمال استدلال می شود که تعبیر سیگما حداقل به همان اندازه تعابیر دیگر معقول است.
جنین آزمایشگاهی از دیدگاه مسئولیت مدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جنین آزمایشگاهی از دیدگاه مسئولیت مدنی، گروه درمانی و اشخاص ثالث و تاثیر شروط قرارداد در تغییر مسئولیت مدنی و بالاخره دیه جنین آزمایشگاهی موضوعاتی است که در مقاله پیش رو مطالعه شده است. هر کدام آن ها معرکه الآرای فقهای عظام و حقوقدانان محترم می باشد. از حلیت و حرمت اصل کار تا شیوه ایجاد و انتقال و توصیف فقهی و حقوقی آن ها در این مقاله آرا در حد توان و با استدلال متوسط ملاحظه و احتمالات وارده مورد ایراد و ابرام واقع شده و بدون اظهار نظر نهایی و فتوایی در جهت آشنایی بیش تر با مفاهیم و بررسی علمی آن ها پیش رفته است تا چه در نظر آید.
فلسفه تطبیقی؛ امکان یا امتناع(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فلسفه تطبیقی در دوره معاصر به یکی از مباحث فلسفی جذاب در حوزه مطالعات تطبیقی تبدیل شده است. به نحوی که وقوع چنین فلسفه ای سخن گفتن از امکان آن را امری زائد و بیهوده مینمایاند. این نوشتار بر آن است، رهیافت های متنوع و مختلف درباره امکان یا امتناع فلسفه تطبیقی را بررسی کرده، در پایان با جانبداری از یک رهیافت ایجابی، روش، موانع و فواید آن را به دقت بازکاوی نماید.
بررسی تطبیقی چیستی جسم رستاخیز نزد ابن سینا، سهروردی و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عموم متکلمان و بسیاری از فیلسوفان مسلمان، اعتقاد به معاد جسمانی را دستکم بر اساس گفته و خبر گوینده صادق ضروری میدانند اما جسم رستاخیز نزد آنان، مفهوم سازیهای متفاوتی همچون جسم عنصری، جسم فلکی، جسم مثالی و جسم خیالی را در بر میگیرد. تدوین این مفهوم سازیها، رهگشای ارزیابی دقیق تر دیدگاه های مربوط به معاد جسمانی، به ویژه نسبت انکار عقلی معاد جسمانی به ابن سینا و همچنین دیدگاه متکلمان در زمینه سنخیت جسم معاد وجسم دنیایی است.
فلسفه به مثابه خلق مفاهیم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ژیل دلوز و فلیکس گتاری در آخرین کتاب مشترک شان «فلسفه چیست؟»، فلسفه را خلق مفاهیم در گستره درون بودی یا درون ماندگاری میدانند. به گفته تئودور آدورنو، فلسفه بهتر است مسائل بزرگ و کلان را رها سازد. اما ترک مسائل بزرگ و مخالفت با نظام سازی به معنای پایان فلسفه نیست و فیلسوفانِ جدید شیوه ها و الگوهای جدیدی از اندیشیدن را عرضه کرده اند. فلسفه به مثابه خلق مفاهیم میکوشد با نگریستن به فعالیت فلسفی از چشم اندازی متفاوت، به فلسفه معنای جدیدی ببخشد. این مقاله میخواهد اجمالاً نشان دهد که تعریف کارکردهایی جدید برای فلسفه چگونه از خلال فلسفه به مثابه خلق مفاهیم ممکن میشود. با مقایسه رویکرد دلوز و گتاری با مفهوم بذرافشانی نزد ژاک دریدا و همین طور اشاره آلن بدیو به خلاقانه بودن فعالیت فلسفی، نشان خواهیم داد که در اندیشه فیلسوفان متأخر فرانسوی، فلسفه چه جایگاهی دارد و چگونه میتواند در عرصه حیات و فرهنگ بشری در کنار علم و هنر ایفای نقش کند. در این پارادایم فکری مضامینی از قبیل خلاقیت و شدن، تحت تأثیر آموزه های نیچه، اهمیت مییابد و بر جنبه کنش گرایانه کردوکار فلسفی تأکید میشود.
نظریه فراارزشگذارها، ابهام و پارادوکس خرمن
حوزههای تخصصی:
در این مقاله نظریه فراارزشگذارها درباره ابهام توصیف و نقد خواهد شد. این نقد در دو موضع بررسی می شود: نخست این که، این نظریه نمی تواند همه شهودهای درباره ابهام را توجیه کند و برای انتخاب شهودهایی که حفظ می کند توجیهی ندارد. دوم این که، حل روان شناختی پارادوکس خرمن بنا بر این نظریه یا کافی نیست یا به نفع نظریه نیست و راه حل های غیر متعارف را مجاز می داند. نتیجه این خواهد بود که نظریه فراارزشگذارها از عهده وظایف نظریه ای درباره ابهام بر نمی آید.
نظریة بازی های زبانی ویتگنشتاین: یک نظرگاه فلسفیِ پست مدرن دربارة زبان
حوزههای تخصصی:
نظریة بازی های زبانی (the theory of language games)، محوری ترین بحث فلسفة متأخر لودویگ ویتگنشتاین (1889 - 1951)، فیلسوف اتریشی تبار انگلیسی، است. این نظریه در تقابل با نظریة تصویری زبان، که هستة فلسفة متقدم ویتگنشتاین است، بسط یافته است.
براساس نظریة تصویری، زبان صرفاً یک کارکرد دارد: تصویرگری واقعیت. ما می توانیم با شناخت حقیقت زبان، حقیقت جهان را دریابیم. درواقع، نظریة اخیر اساساً نمایندة یک دیدگاه مدرن دربارة زبان است. درمقابل، طبق نظریة بازی های زبانی، زبان پدیده ای چندبعدی است، ازاین رو، نمی توان آن را از دیدگاهی ذات گرایانه دریافت. درواقع، زبان پیکره ای از بازی های زبانی ـ کارکردهای زبانی، متفاوت است. هریک از این بازی های زبانی با شکلی از زندگی منطبق است. بنابراین، فهم یک بازی زبانی مستلزم شرکت در آن شکلی از زندگی است که بازی زبانی مورد نظر در بستر آن واقع می شود. نظریة بازی های زبانی اساساً یک دیدگاه فلسفی پست مدرن دربارة زبان است. هدف ما در این مقاله تحلیل ابعاد گوناگون مدعای اخیر است.
تجارت الکترونیک از دیدگاه فلسفة تکنولوژی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در آغاز، با اشاره به تعاریف وتحلیل هایی که فیلسوفان تکنولوژی، همچون مارتین هایدگر، ماریو بونگ، و استفان کلاین از مفهوم فنّاوری به دست داده اند، نحوة انطباق این تعریف ها بر مفهوم تجارت الکترونیک تحلیل می شود. سپس، با مرور آرای مارتین هایدگر، کارل مارکس، ژاک الول، دونالد مک کنزی، هانس یوناس، و اندروفینبرگ که دربارة الزامات تمدن تکنولوژیک در فلسفة تکنولوژی مطرح است، محدودیت هایی را که تجارت الکترونیک بر افراد و جامعه تحمیل می کند، تجزیه و تحلیل می شود. این الزامات، به طور طبیعی، مسئلة رابطة اخلاق و تکنولوژی را پیش می کشد. در این نوشتار، نسبت اخلاق و تکنولوژی از سه جهت بررسی می شود؛ هدف گذاری، راه ها و وسایل رسیدن به هدف، و عوارض تکنولوژی. سپس ویژگی مجازی و فراواقعیت تکنولوژی پست مدرن بررسی و از این منظر عوارض و پیامدهای تجارت الکترونیک برای هویت افراد و سنت های جامعه واکاوی می شود.